پژوهش حاضر تحت عنوان « بررسی اختلافات ارضی و مرزی عربستان و یمن» میباشد که به تبیین ریشه های اختلاف میان دو کشور عربستان و یمن می پردازد. چرا که این دو کشور به دلایل مختلف سیاسی و استراتژیک، روابط پیچیده و قابل تأملی طی دهه های گذشته تجربه کرده اند. با وجود گستردگی اختلافات میان عربستان و یمن آنچه در این پژوهش دارای اهمیت میباشد و مورد بررسی قرار میگیرد ریشه های تاریخی ادعاهای ارضی و اختلافات مرزی دو کشور، طرح ملک فیصل برای تسلط کامل بر دو یمن، برخوردهای مرزی دو کشور، جنگ خلیج فارس و واکنش های عربستان، وحدت یمن و تحریکات عربستان و بالاخره مذاکرات اخیر دو کشور برای حل و فصل اختلافات میباشد. اما یافته ها حاکی از آن است که هر چند یمن از جایگاه استراتژیک در محیط پیرامونی عربستان برخوردار است اما ادامه مداخله در یمن در دراز مدت عربستان را با چالش هایی در داخل و خارج روبرو خواهد کرد.
بی اعتمادیهای جاری در تعاملات ایران و آمریکا، محصول شرایطی است که عمدتاً با هویتهای سیاسی ناهمگون دوطرف در پیوند است. در این میان، نقش اسرائیل به عنوان متغیری تنشزا بسیار اساسی است، زیرا نه جمهوری اسلامی ایران حاضر است با بازیگری اسرائیل در منطقه کنار بیاید و نه آمریکا میتواند نسبت به فشارها و تهدیدات ایران علیه متحد دیرینه خود در منطقه بی تفاوت باشد، به ویژه آنکه یهودیان آمریکا در مقام قدرتمندترین لابی تاثیرگذار بر نهادهای جهت دهنده به سیاست خارجی، سیاست خاورمیانهای این کشور را تحت نفوذ خود درآورده اند. امروزه عمده ترین اتهامات آمریکا علیه ایران شامل تلاش برای جلوگیری از صلح در خاورمیانه، تلاش برای ساخت سلاحهای انهدام جمعی، حمایت از تروریسم و نقض دموکراسی و حقوق بشر، به انحاء مختلف با امنیت اسرائیل در پیوند است. از اینرو، اگرچه همکاریهای محدود و تاکتیکی میان ایران و آمریکا امکانپذیر است، اما تا زمانی که پیوندهای فعلی آمریکا و اسرائیل جریان دارد، امکان عادی شدن روابط دو کشور وجود نخواهد داشت.
نقش و اهمیت خانواده در ساختار اجتماعی به اندازهای است که هیچ نظام حقوقی نتوانسته است نسبت به آن بی تفاوت باقی بماند . جایگاه ویژه خانواده و تاثیر آن بر سلامت یا فساد و پیشرفت یا عقب ماندگی جامعه یک واقعیت بی چون و چراست و بر این اساس حقوق خانواده یکی از مهمترین بخشهای نظام حقوقی هر کشور است که قانونگزاران همواره با نگاه ویژهای به آن نگریستهاند . پیریزی نظام حقوقی خانواده در هر کشور مستلزم تعریف و تبیین دقیق حدود حقوق و تکالیف ارکان خانواده یعنی زن و مرد و فرزندان است ...
آیا نمی توان سر آغاز جهانی شدن را طلوع اقتصاد بازار و نظام سرمایه داری در اروپای سده پانزدهم از سویی و افول تدریجی حیات مادی اروپاییان در همان هنگام از دیگر سو دانست ، طلوع یکی به هزینه افول دیگری ؟ بدین اعتبار آیا نمی توان گفت جهانی شدن در کلیت خود هرگز پدیده ای نوظهور نیست ؟ در این مقاله پس از مداقه در پاسخ های گوناگون محققان معاصر در این باب ، جهانی شدن همانا بازتاب گسترش جغرافیایی نظام سرمایه معرفی می شود که در گرو حرکت سرمایه ها و دارایی ها و کالاها و اطلاعات میان مرزهای دولت های ملی در سراسر بخش های توسعه یافته و توسعه نیافته اقتصاد جهان است ، پدیده ای که در دهه های گذشته هم از رهگذر انقلاب در فناوری اطلاعات و هم از رهگذر اراده ایدئولوژیک نهادهای بین المللی نظام سرمایه و نخبگان نظام سرمایه داری ابعاد به مراتب گسترده تری به خود گرفته است ، پدیده ای به قدمت نظام سرمایه داری که امروزه نامی نو گرفته است .
ظهور و کارکرد جراید تشکیلاتی در ایران از مباحث مهم است که به دلیل ارتباط وثیق آن با احزاب سیاسی تاکنون به صورت شایسته به آن پرداخته نشده است. این مطبوعات اگرچه پس از انقلاب مشروطیت از نمودی آشکارتر برخوردار شدند، اما با شواهد موجود، مشخص میشود که این مطبوعات پیش از انقلاب مشروطه و قبل از آنکه احزاب سیاسی به صورت رسمی فعالیت نمایند، در ایران منتشر میشدند و حتی نام برخی از آنها برخاسته از گروه های سیاسی بود. در عین حال به دلیل نقش این مطبوعات و تاثیر آنها بر فضای ملتهب سال های آغازین مشروطیت، مطالعه عملکرد آنها در سه حوزه انتقادی، سیاسی و اجتماعی و کارکرد حزبی میتواند به درک بهتر تحولات دهه اول مشروطیت از زاویه عملکرد مطبوعات تشکیلاتی کمک شایان نماید.
دستاورد سیاسی انقلاب اسلامی، پایان سلطه آمریکا بر ایران و دستیابی ایران به استقلال سیاسی بود. بازخوانی این تجربه از منظر تحقق اهداف انقلاب اسلامی در سطح جهان اسلام و نظام بین الملل، هدف اصلی این مقاله است. به نظر می رسد این تجربه، نه تنها، مهم ترین راه کار مبارزه با سلطه آمریکا در جهان امروز است، بلکه یگانه مسیری است که استقامت بر آن، جمهوری اسلامی را از سلطه مجدد آمریکا مصون نگه می دارد؛ سلطه ای که در طی سی سال گذشته، همواره دولت آمریکا، سودای آن را در سر داشته است. در این مقاله نگارنده سعی کرده است ضمن تحلیل چگونگی سلطه گرایی، راهبرد سلطه ستیزی را ارائه کند.
نوشتار حاضر با بهره گیری از اصل هم فراخوانی تلاش دارد ارتباط متقابل میان نظریات اخیر جامعه شناسی غرب و از جمله نظریات چهار جامعه شناس برجسته آنتونی گیدنز، ارونیگ گافمن، میشل فوکو و اریک فروم را با تحولات تاریخی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دهه های 1950 تا 2000 میلادی نشان دهد.
مقاله حاضر به بررسی نقش و جایگاه ایران در سیاست خارجی آلمان و تاثیر دولت آلمان بر سیاست خارجی اتحادیه اروپا در قبال جمهوری اسلامی ایران می پردازد. در حقیقت، هدف اصلی این مقاله بررسی این مسئله است که آیا ایران می تواند از ظرفیت آلمان برای توسعه روابط با اتحادیه اروپا، کاهش تنش ها و اختلافات فی مابین و تامین نیازهای صنعتی و سرمایه گذاری تکنولوژیک خود بهره گیری کند. می توان چنین عنوان نمود که از یکصد و پنجاه سال گذشته به این سو، به تدریج نوعی روابط ویژه میان ایران و آلمان در جمع دول اروپایی شکل گرفته است؛ روابطی که حتی تحولات شگرف سیاسی نیز نتوانسته است مانع از گسترش آن شود. اگرچه آلمان نقشی کلیدی در توسعه روابط میان ایران و اتحادیه اروپا دارد، لیکن عوامل بازدارنده ای همچون اوج گیری تنش میان ایران و کشورهای غربی، به ویژه امریکا و انگلیس، در خصوص موضوعاتی همچون فعالیت های هسته ای ایران می تواند تلاش های آلمان را در این زمینه کم فروغ و حتی بی اثر نماید.
گسترش امنیت و رسیدن به توسعه پایدار، به عنوان کارویژه اصلی دولت ها، از اهمیت ویژ ه ای برخوردار است. در واقع «امنیت» و «توسعه» دو مفهوم به هم پیوسته هستند. جنوب شرق ایران با دارا بودن ظرفیت های ژئوپلیتیک فوق العاد ه ای همچون اقتصادی، امنیتی، وحدت ملی، دسترسی، ارتباطات منطقه ای و بین المللی، واجد کارکردهای تولیدکننده قدرت در کشور است. ایران در مرز های شرقی خود با وجود امکانات اقتصادی و موقعیت ژئواکونومیک ویژه، با اختلافات قومی/ مذهبی، ناامنی و فقر روبروست. بنابراین، امنیت و به همراه آن، توسعه پایدار در این منطقه نیز، با تهدید مواجه شده است. به نظر می رسد، توسعه آینده کشور با توجه به موقعیت جغرافیایی و ساحلی دریای عمان، به طراحی و برنامه ریزی سیاست های کارآمد و بهره گیری بهینه از کارکردهای منطقه جنوب شرق کشور وابسته شده است. در این مقاله، پس از طرح پرسشی با این مضمون که در تدوین راهبرد توسعه جنوب شرق، جایگاه کریدور شمال/ جنوب چگونه ارزیابی می شود، این فرضیه مورد پژوهش قرار میگیرد که رونقِ کریدور شمال/ جنوب، سرآغاز توسعه پایدار جنوب شرق ایران است که در نهایت به برقراری و گسترش رفاه و امنیت منجر می شود. حاصل آنکه توسعه پایدار در ایران، منوط به آن است که زمامدارانِ ایران، با وجهه نظر مثبت و با گزینش رفتارهای مسالمت جویانه، ایران را به یک کشور بین المللی تبدیل کنند. کریدور شمال/جنوب، فرصت بسیار مساعدی برای رفع فقر در منطقه سیستان و بلوچستان، فراهم میآورد که در پرتو آن، ایران نیز به یکی از مهم ترین حلقه های استراتژیک این گذرراه، مبدل میشود.
انقلاب ها همواره در شکل دادن به نظام بین الملل نقش اساسی داشته اند. این پژوهش تلاش کرده است تا تاثیرات انقلاب اسلامی ایران ـ تاکنون و در آینده ـ بر نظام بین الملل و برخوردهای پرحجم و خشن دولت های غربی در مقابل کشور ما را بررسی و معرفی کند. نویسنده بر این باور است که انقلاب اسلامی نه تنها یکی از علل مهم فروپاشی بلوک شرق و نظام دوقطبی بوده، بلکه از پتانسیل بسیار بالایی در مقابله با غرب برخوردار بوده و توانسته است در این مقابله با سربلندی و کامیابی، جهان غرب را از حالت فعال و دارای اعتماد به نفس گذشته ـ یعنی غرب مهاجم و توانا ـ به یک وضعیت منفعل و ترسان از احتمالات نامطلوب آینده تبدیل کند.
در این مقاله، نخست، سند چشم انداز بیست ساله و چالش های پیش روی آن و جایگاه جنبش نرم افزاری بررسی می شود. از آن جا که متغیر ظرفیت های موجود، جایگاهی کلیدی در تحقق سند چشم انداز دارد، وضعیت موجود خود و برخی کشورهای منطقه را بررسی و نتیجه این بحث، آشکار خواهد ساخت که تحقق اهداف چشم انداز از نظر احراز جایگاه اولِ اقتصادی و علمی در میان همسایگان و کشورهای آسیای جنوب غربی، به علت مشکلات جمعیتی و بیکاری ناشی از آن و نیز مشکلات زیرساختی در زمینه های آموزشی و علمی و فن آوری، بسیار دشوار است؛ مگر آن که آهنگ رشد خود را نمائی و غیرخطی نموده تا بتوانیم با توجه به وضع موجودِ خود و کشورهای مورد نظر در سند چشم انداز، به اهداف مذکور در سند برسیم