یکی از مشخصه های محوری جهان معاصر گسترش کمی و کیفی جنبش های مقاومت فراملی در برابر بسط روزافزون سرمایه داری جهانی است. با وجود اینکه ادبیات و آثار زیادی در این حوزه وجود دارد، اما حجم عمده ای از این ادبیات تاکنون سویه ها و ابعاد فضایی شبکه ای چنین کنش هایی را نادیده انگاشته، و خوانشی تک بعدی از آن ارائه کرده است. بررسی حاضر در راستای رفع این کاستی به بازخوانی چگونگی صورت بندی مقاومت جهانی از چشم اندازی فضایی شبکه ای پرداخت، اگرچه در این رابطه به الزامات و پیامدهای عملی نیز توجه داشت که این خوانش نظری برای نحوه سیاست گذاری و تدوین استراتژی جمهوری اسلامی ایران به همراه دارد. این بررسی ملهم از رویکرد چرخش فضایی، با پرسش اصلی چگونگی تکوین جغرافیای مقاومت در عصر استیلای سرمایه داری جهانی آغاز، و با بحث درباره طیف متنوعی از موضوعات و مضامین مرتبط پیگیری شد. فرضیه ای که در این مقاله به آزمون گذاشته شد این بود که، جغرافیای مقاومت که فضایی در گستره جهانی و در شکل شبکه ای شده است، محصول مفصل بندی و پیوند شبکه های پراکنده مقاومت به توسط کنشگران و کارگزارانی است که خود نیز در ماهیت شبکه ای شده هستند. این مقاله در نهایت با این استدلال به پایان رسید که درک و خوانش فضایی از ساز و کار تکوین و پی ریزی مقاومت جهانی افزون بر تعمیق نظری حوزه پژوهش سیاسی، می تواند راه تدوین استراتژی های عملی و موثری را برای بهره برداری هر چه بهتر از پتانسیل موجود مقاومت جهانی، و در نهایت صورت بندی مقاومتی مستمر در برابر استیلای سرمایه داری جهانی در مقابل کارگزاران و دولتمردان جمهوری اسلامی ایران بگشاید.
جیمز اف. گود در این کتاب به درستی اشاره کرده است که امریکا در طراحی سیاستهای حضور خود، به سابقه حضور انگلیس در ایران توجه بسیار داشت. از این رو طراحی هر نوع سیاست جدید با در نظر گرفتن دوران مبارزات ملی شدن صنعت نفت و حاکمیت دولت مصدق بود.
در این مقاله به دیدگاههاى مثبت و منفى منتقدان و حامیان جهانى شدن پرداخته شده است. نویسنده بر این باور است که جهانى شدن در کنار عوارض و پیامدهاى منفى، آثار مثبتى هم دارد که نباید نادیده انگاشت
از زمان پایان گرفتن جنگ به بعد، برای ثبت جوانب مختلف این تجربه مهم، بویژه ابعاد تاریخی نظامی آن، تلاش گسترده و فزاینده ای در کار بوده است که در این مقاله گوشه هایی از آن به بحث گذاشته شده است. ""مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ"" وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و "" گروه نگارش تاریخ نظامی ارتش"" وابسته به ارتش دو مرکز عمده ای هستند که بار اصلی این بررسی ها را برعهده دارند و حاصل تلاش های آن ها در مقایسه با کل فرایند تاریخ نگاری در ایران معاصر و آثار آن در حاصل درخور توجهی است. در این مقاله به پاره ای از دشواری های کار نیز اشاره شده است.
بررسی اقدامات خصمانه دول متحد علیه آلمان هدف اصلی این مقاله را تشکیل می دهد. به اعتقاد نویسنده مدتها پیش از پایان جنگ جهانی دوم و به عبارت دقیق از مدتها پیش از آنکه پیامدهای کشتارهای فجیع در اروپا روشن شود،فاتحان جنگ جهانی و دولتهای دنباله رو آنها، طرحهایی برای انهدام آلمان ریخته بودند که دربردارنده نقض اساسی «قانون ملل» بودند.علاوه بر پروژه های غیر نظامی و ناز ی زدایی آلمان، طرحهایی برای از بین بردن یا اخراج آلمانها از سرزمینی بود که آنها قرنها در آن زندگی کرده بودند.به عبارت بهتر نویسنده مقاله می کوشد تا با بررسی همه جانبه رفتار متحدین با ملت آلمان قسنت های ناگفته ای از تاریخ جنگ جهانی دوم را بازگو نماید.
دکتر عبدالوهاب المسیری، که یکی از متفکرین عرب میباشد، در این مقاله سعی کرده است سیر تاریخی برخورد انواع گفتمانهای اسلامی در جهان اسلام و بالاخص جهان عرب با جهان غرب و مدرنیته را بررسی و تبیین کند. وی با تقسیمبندی گفتمانهای اسلامی به سه گفتمان تودهگرا، سیاسی و فکری، برداشت خود را از مؤلفههای اساسی بحث ارائه میدهد. نویسنده معتقد است که گفتمانهای تودهای جهان اسلام، گفتمانی ناکارآمد و غیر موفق در مواجهه با جهان غرب و مدرنیسم است و برای اثبات این مطلب سعی کرده است به پارهای از مفاهیم تطبیقی و وقایع تاریخی قرن بیستم استناد کند.
سؤال اصلی این تحقیق چگونگی و شیوه های عضوگیری نهضت آزادی است. روش این پژوهش تاریخی است که از انواع روش های تحقیق کیفی است و ابزار اصلی مورد استفاده، بهره گیری از مصاحبه های عمیق است. همچنین به عنوان مکمل از روش تحلیل اسنادی نیز استفاده شده است. برای این تحقیق از قبل نظریه ای درنظر گرفته نشد و تلاش شد که ابتدا براساس مطالعه اسنادِ گروه ها و سازمان های انقلابی، مدلی تهیه شود و سپس براساس یافته های تجربی به دست آمده از مصاحبه های عملی، مدل اولیه براساس استقراء، کامل شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سران این گروه، از طبقه متوسط جدید محسوب می شدند، لکن غالب عضوگیری ها از دانشجویانِ طبقات متوسط و متوسط به پایین بوده و در سطح غیردانشجویی توانستند بازاریانِ روشنفکر را جذب کنند. در جذب کارگران، ناموفق بودند و توفیق چندانی در عضوگیری از زنان نداشتند. در عضوگیری ها، تأثیر بالای کاریزمایِ رهبران و منتسبان به گروه، به وضوح مشاهده می شود. بستر های عمده عضوگیری، انجمن های اسلامی و مسجد هدایت بود.