تقریبا از دهه 1980 به بعد ، موضوع جامعه اطلاعاتی به طرز فزاینده ای مورد توجه اندیشمندان ، سیاست شناسان و دانشمندان علوم اجتماعی قرار گرفته است . ترکیب فوق العاده اقتصاد و فناوری این عقیده را ایجاد کرده است که فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی می توانند ارائه کننده کیفیتی جادویی باشند . این رویکرد خوشبینانه معتقد است که جهانیان با بهره گیری از چنین پارادایم فناورانه (تکنولوژیکی) جدید می توانند چالش های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی را حل کنند و بر مشکلات فائق آیند .
این مقاله با استفاده از روش نورمن فرکلاف، گفتمان صدور انقلاب امام خمینی(ع) را مورد بررسی قرار می دهد و به دنبال پاسخ به این سؤال است که گفتمان صدور انقلاب، با کدام پیش فرض ها و با کدام دلالت های ضمنی در فاهمه عمومی وارد و جاذبه ایجاد کرده بود؟ در این مقاله اثبات می شود که رابطه تعاملی بینِ متن و زمینه و تکیه بر ایدئولوژی اسلام، موجب هژمون شدن اندیشه امام خمینی(ع) در باب صدور انقلاب گردیده است. همچنین این امر، خود باعث تفهم معنایی گفتمان صدور انقلاب و دریافت رابطه پیچیده قدرت و ایدئولوژی در گفتار ایشان می شود و نشان می دهد گفتمان صدور انقلاب امام خمینی(ع) در راستای بازتولید ساختار قدرت انقلابی و تداوم مشروعیت آن تکوین یافته است.
امروزه دیگر امنیت هر کشوری به وضعیت استحکام، قدرت و بنیان و ساختار آن منتهی نمی شود، بلکه ماهیت و چگونگی تحولات و تعاملات منطقه ای و بین المللی آن کشور می تواند باعث تقویت امنیت و یا تهدیدات امنیتی باشد. امنیت هر کشور با امنیت منطقه ای و بین المللی ارتباط دارد. این مقاله قصد دارد با توجه به موقعیت ژئوپولیتیکی و ژئواستراتژیکی ج.ا.ا در منطقه قفقاز جنوبی و همچنین با توجه به مواضع ج.ا.ا در رابطه با این کشورها با عنایت به برداشت ایران از امنیت منطقه ای خود تهدیدات امنیتی ج.ا.ا را در منطقه قفقاز جنوبی شناسایی کند و مورد بررسی قرار دهد.
مقاله حاضر که متن تلخیص شده سخنرانى آقاى شبسترى در کنگره دینپژوهان کشور است، ضمن تذکر اهمیت و محوریت «ایمان» در تفکر دینى، نسبت آن را با مقوله تاریخ دین و دینشناسى تاریخى بازمىکاود . به نظر آقاى شبسترى، میان ایمان و دینشناسى تاریخى رابطه برقرار است و براى تعیین معناى ایمان، حتما نیازمند دینشناسى تاریخى هستیم .
تاکنون محققان ایرانی تلاش های بسیاری برای تبیین علمی سیاست خارجی ایران انجام داده اند و در این راه کوشیده اند تا از یافته های جدید و رهیافت گوناگون در عرصه روش شناسی علوم اجتماعی بهره برند. در این مقاله با بررسی بخش عمده ای از ازادبیات موجود در این زمینه نشان داده خواهد شد که رهیافت غالب در این زمینه پوزیتیویسم بوده است. برای این منظور پس از بررسی اجمالی آموزه های پوزیتیویسم، نظرات محققان ایرانی درباره سیاست خارجی ایران، از منظر روش شناسی مورد تحلیل قرار گرفته و نتیجه گرفته خواهد شد که به رغم تفاوت های نظری، پوزیتیویسم بر مطالعات حاکم بوده است.
مفهوم اقتدار در اندیشه رالف دارندورف نقطه ی ثقل نگرش وبر، مارکس، پارسونز و دیدشان به این موضوع است، دارندورف با تأثیر از وبر و پارسونز از این موضوع آن را وارد نظریاتِ کشمکش کرد و تأثیر عمیقی از خود بر بازتعریف مفهوم طبقه و اقتدار در اروپای عصر پساصنعتی برجای گذاشت. وی اقتدار را امری سازمانی و متفاوت از قدرت ارزیابی می کند و جامعه را گروه های رقیب دارای منافع متعارض که در پی افزایش اقتدار خود یا کاهش اقتدار گروه های رقیب اند، ارزیابی می کند. در فهم دارندورف از جامعه طبقه جایی ندارد و جامعه یعنی رقابت گروه های دارای منافع متعارض، که رقابتی است بی پایان برای به دست آوردن مهم ترین مزیت اجتماعی یعنی اقتدار و این موتور محرکه هر جامعه ایی در طول تاریخ است.