
مقالات
حوزههای تخصصی:
تحولات انقلابی فوریه 2011 در مصر زمینه را برای گذار از یک رژیم اقتدارگرا به دموکراسی فراهم آورد. این تحولات نشان دهند ه شکل گیری ائتلافی از منافع فراطبقاتی و فراایدئولوژیک در میان معترضانی بود که طیف گسترده ای از نارضایتی های سیاسی و اقتصادی را مدنظر داشتند و این نارضایتی ها در چهارچوب شعارهای «نان، آزادی و عدالت» و «نان، آزادی و عزت ملی» نمود پیدا کرد. اینک با گذشت بیش از دو سال از انقلاب مصر، دوره گذار در این کشور با چالش های اقتصادی گسترده ای همراه است که هرگونه عدم توانایی در پاسخ به این چالش ها می تواند به دموکراسی نوپای مصر آسیب برساند. با توجه به این امر سؤال این است که در دوران پس از سقوط مبارک، جمهوری عربی مصر چگونه گذار همزمان اقتصادی و سیاسی را پیش خواهد برد. برای نشان دادن این امر، وضعیت اقتصادی مصر قبل و بعد از تحولات اخیر مورد بررسی قرار گرفته است و درنهایت با بررسی سناریوهای پیش رو در دوره گذار، نشان داده خواهد شد که چگونه چالش های گذار دوگانه، احتمال بازتولید اقتدارگرایی را ممکن خواهد ساخت.
جامعه شناسی جریان های اسلامی: دیالکتیک عقل و خشونت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسلام و سیاست همیشه دو مفهوم مکمل و همراه هم بوده اند و هیچ یک از جریان های اسلامی نمی توانند گفتمان هایی غیرسیاسی باشند. مقاله حاضر با استفاده از تقسیم بندی وبر، نیبوهر و والیس در مورد جنبش های مذهبی، در صدد است تقسیم بندی جریان های اسلامی و رابطه خاص آنها با سیاست را مشخص کند و با تمسک به مفاهیمی چون عقل، خشونت و ایدئولوژی نشان دهد که نوعی کثرت و تنوع فکری، ارزشی و کارکردی در میان جریان های اسلامی مختلف در مورد کارکرد سیاسی مذهب وجود داشته و یک نگاه مطلق، ذات انگارانه و یکپارچه درباره اسلام سیاسی، تلقی نادرست از این پدیده است و درواقع ما با گفتمان های های متفاوت اسلامی روبه رو هستیم. درعین حال رابطه این جریان ها با مفاهیم مدرن سیاسی در بستر زمان به جای یک پیشرفت خطی، دچار نوعی وضعیت غیرخطی بوده و در شرایط نوین جهان اسلام هرچند از نوعی تکثر به مانند جامعه مسیحیت غربی برخوردار است، اما نتوانسته است گذاری قطعی به یک وضعیت باثبات را به لحاظ گفتمان دینی طی کند و همچنان رقابت و تضاد شدیدی بین گفتمان های اسلامی برای سلطه بر جامعه وجود دارد.
بنیادهای اقتصادی سیاست خارجی ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سده بیستم و به ویژه با ورود به عصر جهانی شدن، دغدغه رشد و توسعه اقتصادی در جهت دهی به سیاست خارجی کشورها نقش مهمی داشته است، به نحوی که سیاست خارجی را به عرصه ای کلیدی برای پیشبرد پروژه مدرنیزاسیون و توسعه تبدیل کرده است. در میان کشورهای کمترتوسعه یافته، دو استراتژی مهم برای رسیدن به توسعه اقتصادی تجربه شده است: جانشینی واردات و توسعه صادرات. هریک از این استراتژی ها به اقتضای مبانی و اهدافی که دارند، بر سیاست خارجی تأثیر می گذارند. مطالعه در مورد نحوه ارتباط ملاحظات توسعه و سیاست خارجی در کشور ترکیه پیوند مذکور را به روشنی نشان می دهد. این کشور در هر دوره که به توسعه صادرات روی آورده به ویژه در دهه 1980 و دهه پس از به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه گرایش پررنگی به اعتمادسازی و بهبود مناسبات در عرصه سیاست خارجی (به ویژه در قبال جهان غرب) نشان داده است. این قضیه ایده ارتباط هم سو بین توسعه اقتصادی و سیاست خارجی مسالمت جو را تقویت می کند.
بررسی مقایسه ای رویکرد ایران و ترکیه در قبال تحولات عربی؛ بررسی موردی تونس، مصر و لیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنبش های اخیر در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا که از تونس آغاز شد، تاکنون باعث تغییر رژیم سیاسی در چند کشور عربی شده است. در این راستا و با آغاز تحولات، هریک از بازیگران تأثیرگذار منطقه ای و فرامنطقه ای نیز براساس منافع و راهبرد های خود جهت گیری های مختلفی را در تعامل با این رخداد ها اتخاذ کرده اند. مقاله پیش رو این پرسش را مطرح می کند که دو دولت مهم منطقه، یعنی جمهوری اسلامی ایران و ترکیه براساس چه شاخص ها و اهدافی، به اقداماتشان در رابطه با تحولات در سه کشور تونس، مصر و لیبی (که وقوع انقلاب در آنها باعث تغییر رژیم شد) سازمان داده اند؟ در یک بررسی مقایسه ای فرضیه مقاله این است که دولت جمهوری اسلامی ایران بر پایه شاخص ها و اهدافی مانند مخالفت با سلطه ایالات متحده بر منطقه، ضدیت با اسرائیل، حمایت از آرمان فلسطین و تلاش برای روی کارآمدن دولت های اسلام گرای متمایل به خود در منطقه در جهت همگرایی بیشتر با دولت ایران در اتخاذ سیاست های منطقه ای و بین المللی و ساخت منطقه ای نوین، به تعامل با تحولات مورد نظر پرداخته است. دولت ترکیه نیز براساس شاخص ها و اهدافی همچون حفظ و افزایش منافع اقتصادی، مدل سازی از سیستم سیاسی اش در منطقه و هماهنگ با این دو تدبیر شکل دادن به همگرایی و اتحاد سیاسی گسترده منطقه ای با محوریت خود و با هدف نهاییِ تبدیل شدن به هژمون منطقه مذکور و ساخت منطقه ای نوین به اتخاذ سیاست های عملی در رابطه با این مسئله مبادرت نموده است.
وضعیت جریانات اسلام گرا در الجزایر و چشم انداز آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان های سیاسی اسلام گرا همواره از نفوذ سیاسی اجتماعی بالایی در جامعه الجزایر برخوردار بوده اند و فعالیت این جریان ها در طول نزدیک به هفت دهه فعالیت ، فرازوفرودهای بسیاری داشته است. هدف این مقاله پاسخ گویی به این پرسش است که صف بندی جدید گروه های اسلام گرا و مواضع آنها در سال های اخیر و به ویژه پس از جنگ های داخلی الجزایر که بعد از سرکوب جبهه نجات اسلامی انجام شد چگونه می باشد؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا مروری بر عوامل مؤثر بر شکل گیری جریانات سیاسی اسلام گرا در الجزایر و روند تحولات این جنبش خواهیم داشت و سپس با روشی توصیفی به بررسی صف بندی جریانات اسلام گرا در آن کشور خواهیم پرداخت. براساس یافته های این پژوهش پس از انحلال جبهه نجات اسلامی و حذف جریان رادیکال از عرصه سیاسی الجزایر، چند گروه اسلام گرا با مشی میانه روانه در عرصه سیاسی الجزایر حضور دارند که تفاوت آنها را می توان در تاکتیک های سیاسی آنها دانست؛ اما همه آنان بر مشی مسالمت آمیز سیاسی تأکید می نمایند.
تأثیر قیمت نفت بر سیاست اقتصادی امریکا در تحریم و محدودسازی راهبردی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقتصاد سیاسی و ضرورت های راهبردی ایالات متحده به عنوان محوریت اقتصاد و امنیت جهانی تحت تأثیر نیروهای اجتماعی، منابع تولیدی و الگوی مدیریت بحران های منطقه ای قرار گرفته است. چنین ضرورت هایی همواره عامل اصلی تصمیم گیری راهبردی کشورهای صنعتی در برخورد با بازیگران منطقه ای ازجمله ایران محسوب می شود. در این مقاله چگونگی و مقیاس محدودسازی راهبردی جمهوری اسلامی ایران از طریق سیاست تحریم اقتصادی، کنترل حوزه انرژی و مبادلات مالی به عنوان متغیر وابسته محسوب می شود. درحالی که نوسانات قیمت نفت در شرایط رکود اقتصادی، رونق بازارهای جهانی، ثبات در اقتصاد بین الملل و منازعه نظامی را باید در زمره مؤلفه هایی دانست که بر الگوی تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تأثیر می گذارند. نوشتار حاضر که رابطة بین تحریم، قیمت نفت و تهدیدات راهبردی را تبیین می کند، این موضوع را مورد پرسش قرار می دهد که: «نوسانات بازار و قیمت نفت چه تأثیری بر الگوی محدودسازی و فرایند تحریم اقتصادی ایران می گذارد؟» فرضیه این مقاله نیز بر این موضوع تأکید دارد که: «روند تحریم اقتصادی و محدودسازی مبادلات انرژی ایران در بازار منطقه ای و جهانی تابعی از نشانه های اقتصاد جهانی و قیمت نفت بر بازار بین المللی می باشد.»
نگرش و رفتار چین در قبال نظم موجود جهانی و جایگاه این نظم در قدرت یابی پکن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به موازات افزایش قدرت چین، موضوع نگرش و رفتار این کشور در قبال نظم موجود جهانی مجال طرح گسترده تری می یابد. پرسش در این زمینه این است که آیا همگرایی و پیروی چین نسبت به قواعد، هنجارها و نهادهای نظم جهانی که وجه مشخص سیاست خارجی این کشور از 1979 به این سوست، ماهیتی موقت و تاکتیکی دارد و یا دارای ویژگی بلندمدت و استراتژیک است؟ در این نوشتار با بهره گیری از نظریه وابستگی متقابل استدلال می شود که برخلاف انتظار و تحلیل صاحب نظران متأثر از واقع گرایی تهاجمی، دستاوردهای همگرایی چین با نظم موجود بین المللی، سبب ساز متقارن شدن نگاه و منافع این بازیگر با سایر بازیگران عمده شده و لذا پکن، ملاحظات و منافع مشترکی با دولت هایی مانند ایالات متحده در پاسداری از ثبات ناشی از تداوم نظم جهانی لیبرال یافته است. این امر به معنای تبدیل چین به بازیگری حامی وضع موجود و رنگ باختن تجدیدنظرطلبی این کشور در سطح کلان است.
موازنه قوا و روابط راهبردی چین با ایالات متحده امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه موازنه قوا یکی از مهمترین نظریه های مربوط به نظم یافتگی سیاست بین الملل می باشد «شخصیت» و «نقش» قدرت های بزرگ در ایجاد، استمرار و حتی تزلزل نظم در زندگی اجتماعی بین المللی توسط نظریه های متفاوت منجمله نظریه انتقال قدرت و موازنه قوا مورد توجه قرار گرفته است. نظریه موازنه قوا ادعا می کند که الگوهای جاری در سیاست بین الملل بر اساس منطق موازنه شکل می گیرند. رشد و افزایش قدرت موجب شکل گیری کنش های استراتژیک بازیگران عمده بین المللی شده و این امر ثبات و تغییر در نظام بین الملل را سبب می شود. در نتیجه، عامل «رشد قدرت» نقش مهمی در پژوهش ها پیدا کرده است. در شرایط کنونی بین المللی «رشد قدرت» چین به عنوان مهمترین متغیر در مطالعات سیاست بین الملل به شمار می آید. رشد قدرت چین به طور مستقیم با موقعیت و کارکرد و نقش بین المللی ایالات متحده آمریکا گره خورده و موجب در هم تنیدگی روابط راهبردی این دو کشور می شود. در نتیجه، تعامل استراتژیک چین با ایالات متحده آمریکا به گونه ای روزافزون به کلیدی ترین پرسش سیاست بین الملل یعنی ثبات و تغییر در نظم یافتگی سیاست بین الملل تبدیل شده است. مقاله حاضر به چگونگی روابط این دو قدرت در دوره پس از جنگ سرد می پردازد. از منظر نویسنده، چهارچوب مفهومی موازنه قدرت، به ویژه در خوانشی که کنت و التز و جان مرشایمر از آن صورت داده اند، از بیشترین قابلیت توضیح دهندگی در تبیین تعاملات استراتژیک دو کشور برخوردار است. بر این مبنا، نویسنده شیوه های موازنه سازی ایالات متحده در برابر چین و چین در برابر آمریکا را مورد بحث قرار داده است.
مسجد و ارتباطات انسانی؛ مطالعه ظرفیت های ارتباطی مسجد در اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباطات، راه حل بسیاری از مسائل موجود در جامعه جدید بوده و تنها از طریق ارتباط است که پیوند شکننده میان اجزای اجتماعی در جامعه توده ای حفظ می شود. مسجد به عنوان یکی از کانون های محوری ارتباطات در سنت ایرانی اسلامی، از ظرفیت ها و کارکردهای مختلفی در سازمان دهی و گسترش ارتباطات، برخوردار بوده که در طول تاریخ به اقتضای شرایط سیاسی و اجتماعی، جلوه های متنوعی یافته است؛ در سده معاصر، شاخص ترین تجلی ظرفیت ارتباطی مسجد را می توان در نسبت با انقلاب اسلامی ایران، موردتوجه قرارداد که از این رهگذر، جایگزین نمودن یک نظم نوین اجتماعی با رویکرد دینی را پی می جوید. پژوهش حاضر با هدف شناخت ظرفیت ها و ابعاد ارتباطات انسانی مسجد در نظام اسلامی به مطالعه دیدگاه متفکران مسلمان معاصر در این حوزه پرداخته است؛ به این صورت که آرا و ایده های سه متفکر محوری (امام خمینی ره، آیت الله خامنه ای و مرتضی مطهری) - به عنوان شخصیت های فکری و سیاسی که در شکل گیری و استمرار انقلاب اسلامی بیش از دیگران به مسئله مسجد و دلالت های ارتباطی آن اهتمام داشته اند- به روش تحلیل مضمون، موردمطالعه و تحلیل قرارگرفته است. این آرا و ایده ها در قالب 11 مضمون دسته بندی شد که در نسبت با سطوح ارتباطات انسانی، سطوح مختلف ارتباط با خدا، ارتباط با خود (تأمل و تفکر)، ارتباطات میان فردی (ارتباطات تنگاتنگ امام جماعت و مردم)، ارتباطات گروهی (حلقه های فکری و معرفتی) و ارتباطات عمومی (خطابه و روشنگری) را با محوریت توحید در برمی گیرد. ارتباطات در مسجد از خودسازی و اجتماع توحیدی حول ارتباط با خدا شکل گرفته و تا سامان نهادهای اجتماعی امتداد می یابد.
راهبردهای استفاده بهینه از شبکه های اجتماعی مجازی در نظام تبلیغی - رسانه ای مساجد ایران در سال 1403(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی نقاط چهارگانه قوت، ضعف، فرصت و تهدید شبکه های اجتماعی برای مساجد و ارائه راهبرد استفاده بهینه از این شبکه ها برای ارتقای فعالیت های تبلیغی و رسانه ای مساجد کشور است. چارچوب نظری این پژوهش سازمان شبکه ای شده بری ولمن از کلان نظریه جامعه شبکه ای شده وی است. روش این پژوهش آمیخته کیفی - کمّی است. در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمّی از روش تجزیه وتحلیل راهبردی یا سوات، روشی در آینده پژوهی، استفاده شده است. در روش نخست، جامعه آماری نخبگان دانشگاهی و خبرگان حوزه شبکه های اجتماعی فعال در امور دینی و مساجد هستند که از بین آن ها هجده نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. ابزار گرداوری اطلاعات در روش نخست مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند و ابزار پردازش آن کدگذاری سه گانه کینگ (1998) است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که انتشار اخبار، تقویت شبکه سازی بین مسئولان مساجد و شهروندان، و بسیج سازی جزء مهم ترین نقاط قوت و همبستگی اجتماعی کاذب، درگیر شدن مسئولان مساجد و مردم در فضای مجازی، انتشار اخبار جعلی جزء مهم ترین نقاط ضعف، اقناع شبکه ای دین، جهانی شدن فعالیت های مساجد، تنوع و تعدد مخاطبان مساجد جزء نقاط فرصت و ترویج خرافات دینی به وسیله مغرضین، اعتیاد مجازی فعالان امور مساجد و تضعیف خانواده ایرانی اسلامی جزء نقاط تهدید است. مهم ترین راهبرد استفاده از شبکه های اجتماعی نیز حمایت همه جانبه دولت از راه اندازی شبکه های بومی تخصصی مسجد متناسب با کارکردها و وظایف تربیتی و تبلیغی مساجد کشور و ایجاد زیرساخت های فنی و نرم افزاری برای تولید محتوای تربیتی و فرهنگی کانون های فرهنگی و بسیج مساجد به وسیله سازمان های متولی مساجد است.
مدل نظری مشارکت مردم برای مقابله با آسیب های اجتماعی بر پایه مساجد و امام محله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو به تدوین مدل نظری مشارکت مردم برای مقابله با آسیب های اجتماعی براساس مداخلات اجتماع محور بر پایه مساجد می پردازد. روش پژوهش کیفی است و از روش تحلیلی نظریه پردازی داده بنیاد برای انجام عملیات تحقیق استفاده شده است. پرسش اصلی آن است که چه مدل نظری مشارکت مردم برای مقابله با آسیب های اجتماعی براساس مداخلات اجتماع محور بر پایه مساجد را تبیین می کند. یافته ها نشان می دهد مدل پیشنهادی براساس مسجد شامل چندین مقوله عمده به این شرح است: متعین های ایمان و اعتماد به خدا،بی اعتنایی به بهره مندی های مادی و هدف قرار ندادن آن ها به عنوان بستر فرهنگی رجوع به مساجد برای کاهش آسیب های اجتماعی معرفی می شود. وجود مساجد با جمعیت 15هزار نفر اطراف مسجد به عنوان نهادسازی، اصلاح ساختار کنونی مساجد و آموزش امامان مساجد با رویکردهای مداخلات محله محور به عنوان ظرفیت سازی و مدیریت مساجد براساس مشارکت از پایین به بالا به عنوان بستر سازی معرفی خواهد شد. مشارکتِ حداکثری تمام کنشگران و ذی نفعان و تعامل آنان با امام محله و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی در کنار تغییرات کالبدی و اعتمادسازی از طریق مشارکت مردم در مساجد با شناسایی خیران و بر مبنای منطق دینی صورت خواهد گرفت و در نهایت، با پایدارسازی برنامه ها براساس مشارکت مردم و اقدامات به صورت هم افزا و یکپارچه به پایان می رسد.
ظرفیت شناسی مسجد در دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران؛ با تاکید بر تجربیات کشورهای مسلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه دیپلماسی عمومی در نسبت با مهم شدن فرهنگ و دین در عرصه جهانی پیوندهای تنگاتنگ نوپدیدی را نزد سیاست گذاران و سیاستمداران پدید آورده است. این مقاله درصدد است تا با بررسی چارچوب مفهومی و عملیاتی این حوزه که شامل دیپلماسی عمومی، دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی دینی است، امکان تعامل مسجد و دیپلماسی عمومی را واکاوی کند. در این مسیر که به روش تحلیل متنی انجام شده است، همسویی و امکان تعاطی میان این دو حوزه در قالب دیپلماسی مسجد در کلیدواژه های «مردم کشور مقصد» به عنوان مخاطب دیپلماسی عمومی، «اطلاع رسانی، آگاهی بخشی، اثرگذاری و اقناع» به مثابه اهداف و نتایج دیپلماسی عمومی در ادبیات سیاستی دیپلماسی عمومی نوین مسجل گشت. همچنین ظرفیت های چندمنظوره مساجد که در سه گان بینش، گرایش و کنش همسو با ابعاد اعتقادی، اخلاقی و احکامی اسلام است، به عنوان ایده ای جذاب برای توجه در دیپلماسی مسجد مطرح می شود. در پایان، ضمن بررسی سیاست ها و فعالیت های برخی از کشورهای مسلمان در عرصه دیپلماسی مسجد، مجموعه از ایده ها و پیشنهادها در سه سطح بنیادین، سیاستی و عملیاتی برای جمهوری اسلامی ایران ارائه می شود.
سکولارشدنِ جایگاه مسجد در زیست شهری دوره معاصر؛ مطالعه موردی بافت پیرامون حرم رضوی علیه السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطابق با نظریات جامعه شناسی در غرب، تمایز میان نظم اجتماعی دینی و سکولار، در فقدان عناصر یا نهادهای دینی در حیات اجتماعی نیست، بلکه وابسته به اصالت یا عدم اصالت دین و نهادهای دینی در نظم اجتماعی است. حرم ها، مساجد و نهادهای مشابه نظیر حسینیه ها و تکایا به عنوان یکی از عناصر اصیل شهرهای اسلامی، نظم اجتماعی شهرهای ایرانی را شکل می داده اند. در این مقاله با بهره گیری از نسخه اصلاح شده تبارشناسی میشل فوکو، با مطالعه تحولات تاریخی مشهد و بافت پیرامون حرم رضوی، نشان داده شده است که شهر مشهد که به لحاظ تاریخی در گراگردِ حرم مطهری رضوی شکل گرفته بود، پیش از دوره معاصر، با اصالت حرم مطهر و نقش آفرینی مساجد در محلات، نظم دینی داشته است؛ در حالی که در دو موج مدرنیزاسیون رضاخان، برنامه های عمرانی دوره پهلوی دوم و برنامه های توسعه دهه 1370 شمسی در ذیل طرح طاش، اتحاد محلات و نهادهای شهری با حرم مطهر گسسته شده و مساجد از محوریت نظم شهری به حاشیه رانده شده اند.
معیارسازی برای داوری فیلم سینمایی با استفاده از دانش ضمنی داوران و کارشناسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باوجود اهمیت ارزشیابی و داوری محصولات فرهنگی، هنری فقدان معیارهای عینی و روشن در جشنواره های سینمایی، به خصوص جشنواره فیلم فجر ازجمله مسائل حاشیه ساز این رویداد مهم فرهنگی، هنری و مایه گلایه و ابهام بخش زیادی از جامعه هنری است. در این پژوهش تلاش شده تا دانش ضمنی داوران جشنواره سینمایی و کارشناسان سینما را به دانشی عینی و صریح تبدیل نماید و معیارهای روشنی برای ارزیابی فیلم های سینمایی و مشاغل آن ارائه نماید. این پژوهش دارای رویکرد کیفی است و از «نظریه داده بنیاد» به عنوان روش پژوهش استفاده کرده است. برای این منظور با استفاده از مصاحبه که رایج ترین روش استخراج دانش ضمنی در سطح فردی است، نظرات جمعی از خبرگان مشاغل مرتبط با حوزه فیلم سازی که سوابق داوری جشنواره های مختلف را داشته اند گردآوری، دسته بندی و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. بر اساس داده های جمع آوری شده درمجموع به معیار و شاخص های 5 جایزه اصلی جشنواره شامل تهیه کنندگی، فیلم برداری، فیلم نامه نویسی، کارگردانی و بازیگری دست یافته که می تواند مورد استفاده در جشنواره های فیلم قرار گیرد. بر پایه نتایج به دست آمده ضمن ارائه یک پیشنهاد بنیادین و دو پیشنهاد اصلاحی، اعمال شاخص برای انجام فرایند داوری در جشنواره فیلم فجر با شرایطی در اصلاح ساختاری انتخاب آثار برگزیده مورد تأکید قرارگرفته است. در همین رابطه پیشنهاد می شود معیارهای ارزیابی فیلم های سینمایی در مشاغل موردنظر پیش از برگزاری جشنواره از طریق بحث و گفتگو با داوران، مشخص و به اطلاع شرکت کنندگان رسانده شود و از اساتید دانشگاه یا منتقدانی که علاوه بر توجه به رویکرد فرمالیستی، به دقایق نظری نیز توجه دارند، در گروه داوران استفاده شود.
بررسی رابطه حمایت، دینداری و کنترل خانواده با آسیب های خانوادگی فضای مجازی (مورد مطالعه: دانش آموزان دختر شهر اراک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده یکی از نهادهای اصلی و مهم در جامعه است که با گسترش فضای مجازی درگیر تغییرات و آسیب های جدی شده است. هدف از تحقیق حاضر بررسی آسیب های خانوادگی فضای مجازی در دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر اراک بوده است. برای بررسی موضوع از روش پیمایش استفاده شد. جامعه آماری تحقیق، دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر اراک بودند که 365 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای و خوشه ای چند مرحله ای بود. ابزار جمع آوری اطلاعات در این بخش پرسشنامه بود. نتایج تحقیق نشان می دهد که میانگین متغیر آسیب های خانوادگی فضای مجازی در حد 29/2 از 5 می باشد که در حد متوسط قرار دارد. متغیر آسیب های فضای مجازی با متغیرهای دینداری، حمایت اجتماعی و کنترل خانواده رابطه منفی و معنادار دارد. قوی ترین پیش بینی کننده های متغیر آسیب های خانوادگی فضای مجازی به ترتیب متغیرهای، دینداری (بتا=0.21-)، حمایت اجتماعی (بتا=0.20-) و کنترل خانواده (بتا=0.19-) می باشند.
علل استفاده دختران جوان تهرانی از اپلیکیشن های موبایلی دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف علل استفاده دختران جوان تهرانی از اپلیکیشن های موبایلی دینی انجام گرفته است. روش پژوهش از نوع پیمایشی و ابزار گرداوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دختران جوان 18 تا 25 ساله شهر تهران می باشد که با روش نمونه گیری خوشه ای، تعداد 384 نمونه انتخاب شدند. جهت محاسبه روایی از برخی از اساتید و خبرگان و ناظر به پایایی آلفای کرونباخ (92/0 = آلفا) به کار گرفته شده است. در این پژوهش از آمار توصیفی و استنباطی (آزمونهای تی استیودنت و رگرسیون خطی) استفاده شده است. یافته ها نشان داد که علل استفاده از اپلیکیشن های موبایلی دینی در جامعه مورد مطالعه نسبتا مطلوب (در حد متوسط) می باشد. دو مولفه ی وفاداری و حریم خصوصی به ترتیب با میانگین 45/3 و 42/3 بیشترین علل استفاده دختران تهرانی از اپلیکیشن های موبایلی دینی و دو مولفه کارایی و محتوای کاربردی به ترتیب با میانگین 59/1 و 14/2 کمترین علل استفاده آنان از اپلیکیشن های مذکور می باشد. با توجه به نتایج ضریب رگرسیون خطی می توان اشاره نمود که از دیدگاه دختران جوانی تهرانی متغیرهای مورد بررسی به ترتیب شامل محتوای کاربردی (84/0)، کارایی (80/0)، رضایمندی (78/0)، حریم خصوصی (74/0) و وفاداری (73/0) بیشترین تاثیر مثبت و معناداری را داشتند. بنابراین طراحان اپلیکیشن های موبایلی دینی می توانند اطلاعات محصول خود را با توجه به برنامه های فراوانی با هدف پاسخگویی به نیازهای متنوّع فرهنگی و دینی مد نظر مخاطبان خود پیش بینی و برنامه ریزی کنند.