فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۱۱٬۸۸۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
کاپادوکیه در آسیای کوچک یکی از کانون های درگیری یونانیان و هخامنشیان به خصوص در پایان دوره ی شاهنشاهی هخامنشیان بود که می توانست با پشتیبانی از هر یک از این دو هماورد، در این جنگ ها بسیار تأثیرگذار باشد. در دوره ی هخامنشیان، هموندانی از خاندان هخامنشی، یکی پس از دیگری در کاپادوکیه فرمانروایی یافتند و پس از نابودی شاهنشاهی هخامنشی نیز این ساتراپی، پایگاهی برای فرماندهانی شد که می خواستند با اسکندر و جانشینان او بجنگند. همچنین گذار جاده ی مهم شاهی از کاپادوکیه و همسایگی این سرزمین با دریا، اهمیّت دوچندانی به آن بخشیده بود. با وجود این، تاکنون چندان درباره ی جایگاه کاپادوکیه در نگهداشت فرهنگ و سنّت هخامنشیان در آسیای کوچک پژوهش نشده است، تنها در پاره ای گزارش های تاریخی می توان آگاهی های پراکنده ای در این زمینه به دست آورد. از این رو، پژوهش حاضر با استفاده از گزارش های تاریخی و داده های باستان شناختی، به مطالعه ی جایگاه جغرافیایی و سیاسی کاپادوکیه در دوره ی هخامنشیان و نقش آنها در نگهداشت فرهنگ و سنّت ایرانی در آسیای کوچک پس از نابودی شاهنشاهی هخامنشیان پرداخته است.
قاسمشاهیان در شعر محمود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اسماعیلیان ایران پس از الموت آگاهی های اندکی در دست است. جسته و گریخته نثری یا نظمی این جا و آن جا با ترس و دلهره در دل زمین یا شکافی در دیوار باقی مانده است. بیش تر دعا و مناجات است. کم تر به سالیان تیره نوری می تاباند اما شعری که محمود سروده از نوع دیگر است. شاعر شوریده است. ترس را فروخورده و از مهم ترین رازها پرده برداشته است. برای یک گروه کوچک مذهبی که در پس کوهی یا در حاشیه کویری پناه گرفته اند چه چیزهایی مهم ترین اسرار است؟ نام رهبرشان؟ نام زیستگاه ها و پناهگاه هایشان؟ نام رهبران محلیشان؟ سلسله مراتب ارتباطشان؟ این همه در شعر محمود آمده است. این شعر در اینجا به روش تک نسخه تصحیح شده و با روش تاریخی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است تا گستره جغرافیایی قاسمشاهیان، نام رهبران محلی، سلسله مراتب دعوت و باورهای روزگار شاعر، سدة 11ق./ 17م، به دست داده شود.
اعتراض به سینمای مبتذل در اصفهان،پیش از انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی:
شکل گیری سینمای ایران از آغاز دوران سلطنت رضاشاه صورت گرفت، اما سینمایی که از غرب آمده بود و حامل عناصر فرهنگی موطن خود بود. عناصری نامربوط با جامعة ایرانی هم چون برهنگی، دزدی، جنایت و آدمکشی. این نوع سینما از همان آغاز ورود، مورد اعتراض و تشکیک افراد و شخصیت های آگاه جامعة ایران واقع شد. در این مقاله، سعی گردیده تا با مراجعه به اسناد و مطبوعات مربوط به اصفهان، نشان داده شود که جامعة متعهد و مؤمن اصفهانی، چه واکنشی نسبت به سینمای مبتذل از خود نشان داد و چگونه مغایرت آن را با فرهنگ ایرانی - اسلامی فریاد زد. این اعتراضات، در دو سطح مطبوعات و جامعة سنتی دنبال شده است. مقاله بر این فرض استوار است که اعتراض منتقدین به سینمای مذکور، پاسخ چندانی در دستگاه فرهنگی حکومت نیافت؛ بدین خاطر که دستگاه مزبور، مشکلی اساسی با این روند نداشت. اگر هم سانسوی صورت می گرفت، چندان مؤثر نبود. شاید از همین زاویه بتوان به بخشی از انگیزه های «سینما سوزی» در روزهای انقلاب اسلامی پی برد. این مقاله به شیوة مطالعة کتابخانه ای و بر پایة اسناد و روزنامه های آن دوره شکل گرفته است.
پیامدهای لشکرکشی های شاه تهماسب اول به قفقاز و گرجستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هجوم های مکررشاه تهماسب به قفقاز و گرجستان پیامده های بلند مدت و کوتاه مکدتی برای حکومت صفوی درپی داشت.شاه تهماسب در نگرش خود به قفقاز در حقیقت همان سیاست اجداش را در آن مناطق دنبال می کرد. او پس از فراغت از جنگ با ازبکان و انعقاد صلح طولانی با سلطان عثمانی به دنبال تقویت بنیه مالی وبالابردن روحیه نظامی سربازانش توجه ویژه ای به قفقاز داشت. هرچند شاه تهماسب علاوه بر عوامل فوق در نظر داشت با فتوحات خود در قفقاز و گرجستان علاوه بر عوامل یادشده، نیروهای جدیدی را وارد ساختار اداری و نظامی صفویه کند. این نیروهای جدید در اواخر سلطنت شاه تهماسب و عصر شاه عباس اول به عنوان مهم ترین ارکان حکومت صفوی تبدیل شدند. در عصر شاه عباس اول ایجاد جریانی موسوم به «نیروی سوم» توسط وی و قدرت یافتن آنها از پیامدهای مهم دیگر فتوحات شاه تهماسب به قفقاز و گرجستان بود. پژوهش حاضر با روش مطالعات توصیفی - تحلیلی صورت می پذیرد.نگارنده در این پژوهش در نظر دارد با مطالعه منابع مهم عصر صفوی و همچنین تحقیقات جدید، موضوع یاد شده را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.
رویکرد فرهنگی- اجتماعی آل زیار (315-470ه . ق)
حوزههای تخصصی:
از سقوط ساسانیان و گشوده شدن ایران به دست مسلمانان تا پایه گذاری آل زیار، نزدیک به سیصد سال می گذشت. در این مقطع، وضع اجتماعی و فرهنگی ایران دچار دگرگونی هایی شده بود. مردم شهرها و روستاها تحت تأثیر فرهنگ اسلامی، برخی از آئین ها و سنن پیشین خود را تغییر داده و به آئین نو درآمده بودند. در دوره زیاری از سویی آداب و رسوم و جشن های ایران باستانی نظیر جشن نوروز، مهرگان و سده با شکوه هر چه تمام تر برگزار می شود و از طرف دیگر با ورود اسلام به ایران، این امور با در آمیختن با موازین اسلامی و تلفیق با آن استمرار می یابد. رسوم ایرانی و اسلامی با هم خلط می شوند و در انواع جشن ها و مراسم سوگواری و حتی نوع غذا و پوشاکی که استفاده می کردند، این امتزاج دیده می شود. منظر انتخابی پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با اتکا به متون تاریخی و ادبی، بررسی و تحلیل رویکرد فرهنگی- اجتماعی آل زیار می باشد تا ضمن آگاهی به گوشه ای از آداب و رسوم اجتماعی رایج در این روزگار، مدخلی نیز برای مطالعه در حیات اجتماعی ایران در دوران زیاری گشوده شود.
روابط کردها با دولتین صفوی و عثمانی از شاه اسماعیل اول تا پایان پادشاهی شاه عباس اول(1038-907 ه .ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایلات کرد از همان آغاز حکومت صفویان تا سقوط این سلسله از جایگاه در خور توجهی برخوردار بودند. هر چند حضور و قدرت کردها در هر دوره از حکومت صفویان متفاوت بود به این معنی که گاهی نقشی پررنگ و اساسی و گاهی ضعیف و بی تأثیر داشتند اما این یک واقعیت غیر قابل انکار است که کردها در دوران صفویان از اهمیت بسزایی برای حکومت مرکزی برخوردار بودند. چرا که محل زندگی این قوم در منطقه ای واقع شده بود که بیش از پیش به اهمیت آن ها می افزود و این عامل مهم هم مرزی و همسایگی با دولت عثمانی بود. از آن جا که ایلات کرد در قلمرو دو حکومت صفویان و عثمانی ها ساکن بودند، در نتیجه کردها گاهی در سیاست های اتخاذ شده از سوی دولتین مزبور مؤثر واقع می شدند. هدف از انجام این تحقیق تبیین نقش مناطق کرد نشین به عنوان یک منطقه مهم مرزی است که بین دو دولت قدرتمند آن روزهای جهان اسلام یعنی ایران و عثمانی قرار گرفته بود.روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی می باشد که از منابع تاریخی دست اول بهره برده شده است
وضعیت اجتماعی زنان در دوره صفوی با تکیه بر دیدگاه سفرنامه نویسان
حوزههای تخصصی:
سفرنامه ها منابعی مهم برای شناخت تاریخ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی یک جامعه هستند؛ از جمله مسائل مورد توجه سفرنامه نویسان، بررسی روابط اجتماعی در درون یک جامعه است. زنان و بررسی وضعیت آنها نیز مورد توجه سفرنامه نویسان بوده است. با توجه به منابعی که به صورت سفرنامه در دوران صفویه بر جای مانده اند اطلاعات مهمی در ارتباط با تاریخ اجتماعی و به خصوص زنان حرمسرا این دوره میتوان بدست آورد .در واقع هدف از این تحقیق بررسی وضعیت اجتماعی زنان در دوران صفویه با تکیه بر سفرنامه نویسان این دوره ،در مسائلی چون: پوشش،سرگرمی ها ،فعالیتهای اقتصادی،زنان دربار در مقایسه با بقیه اقشار زنان جامعه می باشد این مقاله، پژوهش توصیفی-تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای گردآوری شده است.سوال اصلی تحقیق این است که وضعیت اجتماعی زنان در دوران صفویه چگونه بوده است؟
کشف حجاب در فارس؛ برنامه ها و مقاومتها (بررسی اسنادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امریه کشف حجاب مهمترین اقدام پهلوی اول(1320-1304ش.)در روند مدرنیزاسیون بود. بررسیهای تاریخی صورت گرفته تا کنون بخشی از اسناد این واقعه را منتشر ساخته است و اسناد قابل توجهی همچنان در آرشیوها موجود است. در این نوشتار در گستره جغرافیایی فارس – آن زمان استان هفتم – و در محدوده زمانی 1314 تا 1317ش. مهمترین اسناد موجود با محوریت؛ 1) نوع برنامه ها و اقدامات حکومت و 2)چگونگی مقاومتهای مردم بررسی شده است.
روش/رویکرد پژوهش: روش پژوهش در این بررسی به شیوه پژوهش های تاریخی است، بدین ترتیب که داده ها از منابع –بطور خاص اسناد- گردآوری و حول محور مساله پژوهش نظام یافته است. در پژوهش های مساله محور، رویکرد تبیینی مبنای بسیاری از بررسی هاست. بر این اساس روند شبه مدرن سازی پهلوی اول مبنای طرح کشف حجاب و همچنین اساس چگونگی پیشبرد آن قلمداد شده است.
یافته ها و نتایج پژوهش: هر چند در بررسی اسنادی نگاه پژوهشگر به تعداد اسنادی است که در اختیار دارد و بسته به داده های آن قادر به بازسازی واقعه است اما بطور معمول می توان چشم انداز قابل درکی ارایه کرد. حاصل این بررسی تایید این نکته است که برنامه ها از مرحله تبلیغ و ترویج آغاز، و به تهدید و اجبار منتهی شد. متناسب با این روند، مقاومتها به شیوه های گوناگون سلبی و ایجابی بروز یافت و از نهادینگی آن جلوگیری کرد. در مجموع باورهای دینی و سنتهای پایدار، مهمترین مانع در روند سیاستهای شبه مدرن سازی دوره پهلوی اول – از جمله کشف حجاب-بود.
موسیقی، جشن و جنسیت در ایران از دوره قاجار تا اوایل دوره پهلوی
حوزههای تخصصی:
در ایران، موسیقی و جشن جزیی جدایی ناپذیر از یکدیگر بوده است که همواره به شکلی از مطربی، معمولاً توسط یک نوازنده در مناسبت های شاد اجرا می شد. گرچه در گذشته واژهٔ مطرب برای همهٔ نوازندگان بدون در نظر گرفتن جایگاه و تفاوت های نوازندگی آنان کاربرد داشت، اما از اواخر دورهٔ قاجار، نوازندگان متخصص در هنر موسیقی، خود را عمداً و به طور ملموسی از نوازندگانی که شغل آنان صرفاً نوازندگی در جشن ها بود، متمایز و جدا ساختند و این روند موجب شد تا اصطلاح مطرب به گروه دوم نسبت داده شود. بنا بر اطلاعاتی که از طریق سفرنامه های اروپاییان برجای مانده است، مطرب ها و گونهٔ موسیقی آنها از دورهٔ صفویه و به ویژه اواخر آن به تدریج رو به کاهش نهاد. با وجودِ اینکه سلسلهٔ زند و دربار صفوی علاقه وافری به مطرب ها داشتند اما این امر برای هنر موسیقی در آن زمان بسیار مضر بود. با این حال، در دورهٔ قاجار، به خصوص از عصر حکومتِ ناصرالدین شاه، فعالیت مطرب ها به علت گسترش و توسعه هنر/ موسیقی کلاسیک محدودتر شد. پس از آن، در دورهٔ پهلوی، به علت ظهور و رواج موسیقی غربی و انطباق هر چه بیشتر سبک های مدرن با مراسم و جشن ها، مطرب ها به حاشیه رانده شدند و بیشتر مورد استقبال و توجه طبقات سنتی تر جامعه قرار گرفتند. پس از انقلاب اسلامی، آن ها با مخالفت بیشتری رو به رو شدند و اینگونه به نظر می رسید که گویا پس از آن برای همیشه محو و ناپدید شدند.
منصب قاضی در ایالات عصر سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منصب قاضی، از جمله مناصب مهم ایالتی عصر سلجوقی است که بنا به فرمان سلطان؛ با توجه به شایستگی های فردی و عمومی معمولاً از بین علما انتخاب می شده است. مهم ترین وظیفه ی این قاضیان به مانند تمامی ادوار تاریخ ایران، رسیدگی به امور قضایی، شرعی و برگزاری دادگاه ها بود. تحولات سیاسی، اقتصادی و اداری عصر سلجوقی و گسترش ارضی آن، موجبات تحول در نقش قاضیان این دوره را فراهم نمود. این دگرگونی ها منجر به توسعه ی نقش سیاسی قاضیان و دخالت آن ها در امور مختلف اداری سیاسی و بعضا اقتصادی گردید. به طوری که تحول و توسعه ی نقش قاضیان، بیش از همه ی ادوار در دوره ی سلجوقی رخ نمود. پژوهش حاضر به بررسی این تحول و توسعه، با توجه به تکالیف و تأثیرات سیاسی قاضیان عصر سلجوقی، با تکیه به منابع و فرامین در باب قاضی می پردازد.
نسبت حاکمیت سیاسی وحیات اقتصادی دردوره اول حکومت صفویه(907-996ه ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکوفایی ورونق اقتصادی جامعه نقش عمده ای در تعیین مسیر تحولات تاریخی و حرکت جامعه به سوی پیش رفت ایفا می کند. پیوند ناگسستنی اقتصاد با دیگر مسائل، عامل تأثیر گذار بر این حرکت بوده است.
رویکرد این پژوهش بیش از هر چیزی توصیف و بررسی تعامل نهادحاکمیت بااقتصادجامعه درعصرصفویه است. اهمیّت این موضوع وقتی آشکار می گردد که وضعیّت اقتصادی دوره صفوی به صورت سلسله حوادث سیاسی زمان هر کدام از پادشاهان صفوی دقیق تر و جامع تر مورد ارزیابی قرار گیرد و این شیوه ،هدف اصلی از انجام این پژوهش است.
مقاله به تبیین وضعیت ایران با رویکردی به اوضاع اقتصادی حاکم بر جامعه ایران در دوره اول عصر صفوی(907-996ق)اشاره دارد .تأثیر ونسبت دومقوله حاکمیت واقتصاد در این پژوهش محور اصلی بحث می باشد. درخاتمه مقاله نیز به رهیافت های جدیدی که باانجام این پژوهش حاصل گردید اشاره شده است.
مهم ترین سئوال پژوهشی که مقاله درپی پاسخ دادن به آن است اینکه مبنای تعامل دولت صفوی بانهادهای اجتماعی واقتصادی این دوره چگونه بود؟ به عنوان یک پاسخ مختصر به این سئوال باید گفت که رابطه حکومت و حاکم با توده مردم و بازار در این دوره، رابطه عمودی بود. یعنی سلطه جویانه و مستبدانه بود و لیکن نسبت به برخی گروه ها و قبایل –دردوره اول صفوی- رابطه مرید و مرادی برقراربود.
جمع آوری اطلاعات در این پژوهش به روش کتابخانه ای انجام گرفته است. داده ها و اطلاعات بر پایه یافته های حاصل از منابع گوناگون و استنتاج و تحلیل است.
«سال فیل»؛ رقابت مملوکان و مغولان در حجاز، در زمان حکومت ابوسعید (1335 1317م)
حوزههای تخصصی:
روی آوردن رسمی مغول ها به اسلام در پایان قرن سیزدهم میلادی، منجر به احیاء منافع میان حاکمان جدید ایران و عراق در حجاز، وارثان سرزمین های شرقی خلافت عباسی شد، که با علاقه مغول ها به تسلط بر شرق میانه عجین شده بود، زیرا آن ها درصدد گسترش نفوذشان بر شهرهای مقدس اسلام بودند. از طرف دیگر، سلاطین مملوک، حامیان خلیفه ناشناس عباسی در مصر بودند و بر حجاز، یک جزء سازنده در مشروعیت حکومتشان، سرپرستی یافتند. همچنین پایان جنگ در سوریه، دوره رویارویی نظامی مستقیم را به یک رقابت نزدیک سلطنتی تغییر داد که به طور غیرمستقیم تری در مانورهای دیپلماتیک و اقدامات زاهدمنشی متظاهرانه نمود یافته بود. منافع مغول ها در حجاز برای مثال، محرک خاصی به امیر چوپان داد، که در نخستین دهه ی حکومت ابوسعید تفوق داشت. امیر چوپان، یک مسلمان متدین، کارهای خوب مختلفی در شهرهای مقدس انجام داد و در مدینه بعد از زیارت آنجا (728ق/ 1328م) دفن شد. زیارت سالانه، به خصوص، فرصتی برای مداخله نظامی در اختیار مصری ها قرار می داد تا بر کنترلشان تأکید کنند و به مغول ها یک شانس برای رقابت بر سر نفوذشان می داد. در زمان ابوسعید، اعزام دائمی یک کاروان زیارتی از عراق دوباره شروع شد. این رقابت در«سال فیل» (730ق/ 1330م) به اوج خود رسید، هنگامی که ابوسعید، فیلی را برای حمل محمل عراقی فرستاد و سلطان مملوک، نصیرمحمد، کوشید تا رهبری کاروان عراقی ترور شده را داشته باشد. از آن پس، ابوسعید به طور غیرمستقیم، برتری مملوک در حجاز و خواسته مغول ها را در منطقه پذیرفت که با مرگ او در سال 736ق/ 1335م از میان رفت.
واکاوی عوامل موثر بر ویرانی ارجان پس از چندین قرن رونق و شکوفایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارجان یکی از مهمترین کوره های ایالتی دوره ساسانی در جنوب غربی ایران بود که در دوران اسلامی نیز رشد و گسترش مضاعفی یافت. سلسله هایی چون صفاریان، آل بویه، سلجوقیان و اتابکان براین منطقه حکمرانی نمودند. اعراب مسلمان طی سالهای18تا23ه.ق تمامی منطقه ارجان و رستاق های وابسته به آن را فتح نمودند. در این منطقه مذاهبی چون زرتشتی، مسیحیت و صابئی بیشترین جمعیت از ساکنان را به خود اختصاص دادند. پس از ورود اسلام به منطقه ارجان، فرقه گرایی مذهبی به اوج رسید و اسماعیلیان، خوراج، شیعه اثنی عشری و فرقه های چهارگانه اهل سنت نیز به مذاهب و ادیان قبل از اسلام اضافه شدند. ارجان پس از قرنها شکوفایی و رونق سرانجام میان قرون ششم و هفتم ه.ق از رونق افتاده و متروک گردید. دلایل عمده ای براین ویرانی موثر بوده که این عوامل به دو دسته طبیعی و انسانی تقسیم می شوند. عوامل طبیعی شامل زلزله های پیاپی، قحطسالی و بیماریهای همه گیر و عوامل انسانی که بسیار مهم تر از عوامل طبیعی بوده اند عبارتند از منازعات مداوم میان مدعیان حکمرانی، حضور قلاع متعدد اسماعیلیه ( و تمامی امور مربوط به این قلاع از جمله غارت، ناامنی جاده ها، اسارت ساکنین منطقه)، مهاجرت-های متعدد بین المللی و نحله های فکری-اعتقادی متعدد و در نهایت تغییرات اساسی در جغرافیای سیاسی-اداری ایالات فارس و خوزستان که منجر به حذف نام ارجان گردید، از عمده ترین دلایل ویرانی و متروک گردیدن شهر یاد شده به شمار می روند.
نهاد زندان در دورة وزارت و صدارت میرزا حسین خان (1287-1297ه.ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام قضایی و نهاد زندان در عصر قاجار به دلیل فقدان قوانین مدوّن از کاستی های بسیاری برخوردار بود که این امر منجر به بروز اندیشه اصلاحات شد. در پژوهش حاضر ضمن پرداختن به وضعیت زندانیان و بررسی اندیشمندانی که در دوره قدرت یابی میرزا حسین خان سپهسالار به ارائه نظریات خود پرداختند، این مسئله مدنظر قرار گرفت که آیا اصلاح نظام قضایی و نهاد زندان تابعی از تغییر در ساختار حقوقی بود یا ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه؛ با این فرض که این نظریات بر اثر تغییر در ساختار سیاسی جامعه مطرح و براثر ناکام ماندن اصلاحات سیاسی این اندیشه ها نیز به مرحله اجرا درنیامدند. نتایج حاصله نشان می دهد سلطه نظام استبداد در جامعه عصر قاجار تا پیش از مشروطه، مانع از ایجاد تحول در ساختار حقوقی بود، بطوریکه مطرح شدن اندیشه اصلاح نظام قضایی در عمل نتوانست صورت اجرایی به خود بگیرد.
گرایشهای عقیدتی در اصفهان عصر سلجوقی و پیامدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین خصیصه اجتماعی وفرهنگی قرون میانه اسلامی و عصر سلجوقی، نزاع های فرقه ای و مجادلات مذهبی بود. با انتخاب اصفهان به عنوان دارالسلطنه سلاجقه بزرگ، این شهر کانون حب و بغض های سیاسی و محل منازعات عقیدتی- مذهبی گردید. این تحقیق به دنبال آن است تا با بیان گرایش های عقیدتی اصفهان عصر سلجوقی، زمینه ها و پیامدهای آن را مورد بررسی قرار دهد. آنچه به دست آمد این که عوامل چندی چون تفکر مذهبی حاکم بر مذاهب و نحله های اسلامی، سیاست مذهبی دو نهاد خلافت و سلطنت و رجال علم و سیاست، فعالیت نظام مند و تاثیر گذار محافل و مدارس علمی اهل سنت و تکاپوی هدفمند گرایشهای شیعی،نقش مهمی در تشدید اختلافات مذهبی داشت و حیات اجتماعی و معنوی و منابع معیشتی مردم را سخت تحت تأثیر قرار داد. در نتیجه اصفهان عصر سلجوقی، عرصه آشفتگی و نابسامانی هایی در عرصه های مختلف حیات اجتماعی و سیاسی گردید که خاطرات تلخ و هراسناک آن از لابلای کتب تاریخی قابل استشمام است. پیامد این امر در قرون متمادی، تغییرات فرهنگی و دگرگونی های عقیدتی و تغییر سلایق مذهبی مردم به نفع شیعیان بود. روش تحقیق، مطالعه تاریخی است که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با استفاده از متون تاریخی و اسلامی و تحقیقات معاصر انجام گرفته است.
اوضاع اقتصادی خراسان در عهد سلطان ابوسعیدگورکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با انتخاب هرات به پایتختی تیموری، بر اهمیت خراسان در آن عهد افزوده شد. اقدامات عمرانی شاهرخ تیموری، در طول دوران سلطنت نسبتاً طولانی اش، اوضاع اقتصادی این ایالت را رونق بخشید. منازعات جانشینی میان شاه زادگان تیموری بعد از مرگ شاهرخ، به شدت برحیات اقتصادی خراسان تأثیر گذاشت. اگرچه، سلطان ابوسعید که بعد از یک سلسله منازعه، به حکومت رسید، تلاش های زیادی برای ترمیم ویرانی ها و بهبود اقتصاد خراسان انجام داد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی در صدد است تا ضمن معرفی عوامل مؤثّر بر حیات اقتصادی خراسان در این دوره، به تبیین اقدامات اصلاحی ابوسعید و تأثیر آن بر وضعیت اقتصادی خراسان بپردازد.
دست آوردهای این مقاله نشان می دهد سلطان ابوسعید، در اواخر حکومت خود، اقداماتی در زمینه رونق کشاورزی، تجارت و اصلاح نظام مالیاتی انجام داد. در نتیجه در اواخر حاکمیت او به واسطه استقرار نسبی امنیت، تنظیم امور تجاری و احیای کشاورزی، وضعیت اقتصادی خراسان بهبود یافت و سلطان توانست برای دوران کوتاهی خراسان را از ثبات، رونق و رفاه و پیشرفت اقتصادی بهره مند سازد.
ورود سلجوقیان به خراسان و مسئله «محنت» شافعی- اشعری های نیشابور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلجوقیان به عنوان حامیان و حافظان «اهل سنت و شریعت» از بدو استقرار در قدرت سیاسی در پی نبرد دندانقان (431ق.)، تعاملات پرفراز و نشیبی با فرق و مذاهب مختلف اهل سنت و شیعه داشتند. تنش و رویارویی حنفیان نیشابور با اشعری ها به عنوان یکی از جریان های کلامی متعلق به مذهب شافعی و لعن و تکفیر ابوالحسن اشعری و تبعید تعدادی از علمای شافعی مستقر در نیشابور ازجمله بحران های سیاسی- مذهبی مهم و چالش برانگیز در مراحل نخستین استقرار سلجوقیان در خراسان بود. امری که ناشی از بر افتادن غزنویان و به هم خوردن معادلات حضور و نقش آفرینی پیروان مذاهب شافعی و حنفی در بدنه نظام سیاسی مستقر در خراسان بود. طبقات نویسان شافعی عصر سلجوقی تنش شافعی- حنفی در نیشابور را به عنوان یک «محنت» و مصیبت مذهبی فراگیر و عظما برای علما و پیروان مذهب شافعی در گستره شهرهای جهان اسلام عنوان کرده اند؛ درحالی که مکان جغرافیایی و زمان وقوع این رویداد محدود به نیشابور و سه سال بیشتر نبود. همچنین علی رغم اینکه این واقعه در ظاهر به عنوان تنش و بحرانی مذهبی نشان داده می شود، اما بیش از اختلافات کلامی و اعتقادی و رقابت های مذهبی برخاسته از آن، رقابت های سیاسی نخبگان مذاهب و تلاش آنها برای حضور در عرصه نظام سیاسی سلجوقی نقش تعیین کننده ای در وقوع این حادثه داشته است. با عنایت به آنچه مطرح شد، در پژوهش حاضر تلاش شده است با رویکردی انتقادی به روایات منابع تاریخی و بازتاب آن در تحقیقات برخی محققان، ابعاد و گستره بحران تنش و درگیری بین شافعی- اشعری ها و حنفیان نیشابور، در ارتباط با نقش عامل رقابت های سیاسی نخبگان این مذاهب و سیاست های حکومت سلجوقی در استفاده از چنین وضعیتی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد.
تأملی بر روابط و مکاتبات بین شاهرخ تیموری و یونگ لو امپراتور چین
حوزههای تخصصی:
ایران و چین دو تمدن کهن و بزرگ آسیا هستند که از دیرباز مناسباتی با یکدیگر داشته اند. در دورهٔ تیموری این روابط اهمیت و وسعت خاصی یافت. تیمور (807 – 771 ق)، مؤسس سلسلهٔ تیموریان، در اواخر عمر خود در پی تسخیر چین افتاد. البته با مرگ وی این نقشه فراموش شد. در دورهٔ شاهرخ (850-807 ق) روابط گسترده سیاسی با چین برقرار شد و طرفین به ارسال سفرا و نامه های متعدد به دربارهای یکدیگر مبادرت ورزیدند. این پژوهش سعی دارد که روابط ایران و چین در دورهٔ تیموری، بخصوص دوران پادشاهی شاهرخ را بررسی کرده، سپس محتوای مکاتبات او با امپراتور چین را مورد نقد و تحلیل قرار دهد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی با رجوع به منابع دست اول تاریخی است.