در این مقاله، استدلال بر وجود خدا از راه پیچیدگی های تقلیل ناپذیر که در مقابل تکامل داروینی و برای یافتن موارد نقض آن مطرح شده، بررسی شده است. در ابتدا با اشاره به اینکه استدلال از راه پیچیدگی تقلیل ناپذیر در رسته برهان های غایت شناختی قرار می گیرد، چنین استدلال شده است که همه این برهان ها از ساختار واحدی برخوردارند؛ از روش تمثیل استفاده کرده اند و همه از نوع برهان های استقرایی اند. در ادامه، دیدگاه سازگارگرایی تکامل داروینی با باور به وجود خدا- که طرفداران سرسختی دارد- مورد تردید قرار گرفته و بر این نکته تأکید شده است که تبیین از راه تکامل داروین (با اصول انتخاب طبیعی) جایگزین الهیات و خداباوری تلقی می شود.
نبوت، از مسائل مشترک میانِ ادیان ابراهیمی است که هم در علم کلام و هم در فلسفه دین، از آن گفت و گو می شود. ابن میمون اندلسی، آن هنگام که از این مسئله سخن می گوید، می کوشد میان فلسفه و شریعت یهود، هماهنگی ایجاد کند. او هنگام شناسایی نبی، تعریف نبوت، ضرورت ارسال پیامبر و دین، خصلت های پیغمبران و مباحثی از این دست، با اتخاذ رویکردی فلسفی، از تطبیق و سازگاری میان این رویکرد با آموزه های شریعت موسوی چشم پوشی نمی کند. نوشتار پیش رو، می کوشد افزون بر ارائه گزارش و تحلیل نسبتاً جامعی از نگرش فلسفی ـ یهودی این اندیشمند پرآوازه آیین یهود، به وامداری اندیشه های فلسفی وی از مشاییان مسلمان و به ویژه فارابی نیز سرک بکشد.
جامعه ای که زمینه برپایی عدل و قسط در آن فراهم شده باشد، مهیای ظهور و پذیرش حکومت عدل مهدوی است. از این رو، تمهید گسترش عدالت در جامعه را می توان مهم ترین راهبرد رسانه برای ایجاد جامعه زمینه ساز ظهور دانست. این مقاله ضمن تبیین ساز و کار به کارگیری زبان و عناصر زبانی در رسانه به مثابه مهم ترین فرایندی که پیوسته در رسانه رخ می هد، به نقش رسانه در توسعه عدالت اجتماعی در جامعه پرداخته است. نگارنده با نگاهی تحلیلی به ادبیاتی میان رشته ای درحوزه های زبان شناسی انتقادی، زبان شناسی اجتماعی، فلسفه سیاسی و علوم ارتباطات، تلاش کرده است ضمن تشریح مفهوم عدالت زبانی، الگویی از فرایند توسعه عدالت زبانی در رسانه به مثابه مقدمه و زمینه ساز تحقق عدالت اجتماعی در جامعه ارائه و الزامات و هنجارهایی را برشمرده است که رسانه عدل گستر باید آنها را مبنای فعالیت خود قرار دهد.
دعا از سه منظر فیلسوفانه، تجربه گرایانه و عارفانه میتواند مورد توجه قرار بگیرد و در هر بُعدی، ویژگیهای خاص خود را دارد. دعای عارفانه زیباست؛ زیرا گفتگو هدف است و نتیجه محور نیست و لذت بخش بودن آن به خاطر اذن خداست.
دعا از میزان فهم انسان به مقام خداوندی متأثر است و میتواند در مرتبه تاجرانه به معنای رابطه عادی با خدا و در مرتبه عارفانه (تجلی افعالی، صفاتی و ذاتی) تحقق یابد. در تجلی افعالی، انسان خواسته های مادی را در پرتو لذت گفت وگو با خداوند میبیند، اما در مرتبه تجلی صفاتی و ذاتی خواسته های او فراتر از عالم ماده است.
قرآن بحث دعا را چندگونه مطرح میکند که عبارتند از: ارزش دعا، تشویق به دعا کردن، نحوه پذیرش دعا و انواع خواسته های انسان، تفسیر عرفانی این آیات بر این مبناست که کمال انسان در دعا این است که نفس گفت وگو و خواستن از او را لذت بخش بداند و آنچه را از خدا میخواهد، تابع لذت گفت وگو باشد
معرفت خدا در عالم ذرّ و اقرار بر معرفت، در آیات و روایات مطرح شده و اندیشمندان بزرگ در این مورد سخن گفته اند. در این نوشتار، نظریه های پنج تن از دانشمندان قرن 14 با دیدگاههای مختلف، نقل و نقد و بررسی شده است:سیّد حبیب الله خویی، میرزا مهدی اصفهانی، سیّد عبدالحسین شرف الدین، شیخ مجتبی قزوینی، علاّ مه عبدالحسین امینی.
تحقیق حاضر به بررسی راهکارهای برون رفت از موانع فرهنگی تولید علم در دانشگاه ها و رتبه بندی آن از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم میپردازد. روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری دربرگیرنده همه اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم است که از بین آنها نمونه ای 60 نفری به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته حاوی ده مؤلفه از نوع آرایش رتبه ای و دو سؤال باز استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد موانع فرهنگی از مهم ترین موانع مؤثر در تولید و توسعه علم در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی است و برنامه ریزی جامع برای فرهنگ سازی و ایجاد شیوه های مناسب تولید علم (تبدیل علم پژوهی به فرهنگ عمومی) مناسب ترین راهبرد برای تولید علم است. همچنین تشکیل کرسیهای نظریه پردازی و نقد و مناظره علمی و حمایت از اجتهاد علمی، و تغییر رویکردهای مدیریتی در اعمال سیاست مقدم شمردن انسان ها بر راهبردها و حفظ و ارتقای استقلال، آزادگی علمی و ثبات شغلی محققان و دانشگاهیان، تغییر الگوهای اداره دانشگاه ها از دیوان سالاری سیاسی به مشارکتی و تلفیقی، درونیشدن نیاز به علم و تبدیل و تولید نظریه و فکر به یک ارزش عمومی در دانشگاه ها، به ترتیب از اولویت دارترین راهکارهای برون رفت از موانع فرهنگی تولید علم در دانشگاه هاست.