فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۹۲۱ تا ۱۰٬۹۴۰ مورد از کل ۷۶٬۸۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
. اخلاق و کارکرد آن، یکی از مهم ترین بن مایه های متون گوناگون زبان و ادب فارسی است و موضوعات مختلف اخلاقی و پند و اندرزهای فراوان در بیشتر این آثار دیده می شود. یکی از مهم ترین و مؤثرترین موضوعات اخلاقی و تعلیمی «زبان و سخن» و کارکرد مثبت و منفی آن است. در بیشتر متن های ادبی، عرفانی و تاریخی ما در باره اهمیت زبان، ویژگی های آن، مخاطب، ویژگی های سخن و ... نکته هایی درخور تأمل و به شیوه ای مؤثر، بیان شده که بیشتر آنها متأثر از آموزه های قرآنی و روایات نبوی و علوی و دیگر بزرگان دین است. چنین مضامینی در همه انواع ادبی از ادبیات تعلیمی که جایگاه اصلی چنین مباحثی است، تا ادبیات حماسی و غنایی دیده می شود. مقاله حاضر، این موضوع و چگونگی آن را در آثار برجسته و اصیل ادب فارسی بررسی و نمونه هایی از بیان و توصیف شاعران و نویسندگان را با توجه به منشأ سخنانشان ارائه کرده است. حاصل پژوهش نشان می دهد در بیان چنین مضامینی آنچه برای گوینده یا صاحب متن مهم است، جنبه آموزشی یا همان تعلیمی و انتقال آن به مخاطب است؛ از این رو در چنین ساختارهایی کمتر با مختصات تخیلی روبه روییم بلکه مخاطب درون مایه را عمدتاً در قالبی عاری از ممیزات ادبیات مخیل مشاهده می کند؛ نهایت استفاده از تمهیدات هنری در چنین آثاری، تمثیل یا اسلوب معادله است.
تبیین برهان معرفت نفس؛ بر مبنای حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه»
حوزههای تخصصی:
حدیث شریف «مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربَّه» از جمله احادیث مشهوری است که در زبان اندیشمندان مسلمان، اعم از حکما، عرفا، مفسران و اهل حدیث، رایج و تبیین آن همواره موردنظر بوده است. این بزرگان در تبیین تلازم معرفتی نفس و حق، برآن اند تا وجه ملازم را دریابند، و بیان کنند که اساساً چرا معرفت نفس، ما را به معرفت حق میکشاند، و چگونه معرفت نفس، مستلزم معرفت حق است. در این راستا، از حدیث مزبور، دو قرائت اصلی امتناعی و امکانی ارائه شده است و در قرائت امکانی با روش های تجربی، فلسفی، عرفانی و دینی (قرآنی) به نحوة ملازمة معرفت نفس و معرفت رب پرداخته اند. ما در این مقاله با روش اسنادی ـ تحلیلی این حدیث و تبیین های آن را بررسی و نیز برهان معرفت نفس را بر مبنای این حدیث تبیین میکنیم.
غرائب القرآن و رغائب الفرقان
منبع:
حوزه سال ۱۳۶۷ شماره ۳۰
حوزههای تخصصی:
بررسی قضایای حقیقیه منطق دانان مسلمان و گزاره های قانون وار به تقریر نِلسون گودمَن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غرض از نگارش مقاله حاضر، انجام مطالعه ای تطبیقی میان آرای منطق دانان مسلمان در خصوص قضیّه حقیقیّه از یک سو و دیدگاه نِلسون گودمَن در باب گزاره های قانون وار از سوی دیگر می باشد. از این رو، ابتدا تحلیل منطق دانان مسلمان از مفاد قضیّه حقیقیّه و نیز نظر گودمَن در مورد گزاره های قانون وار را تقریر میکنیم و سپس با اخذ رویآوردی تطبیقی به تبیین مواضع خلاف و وفاق این دو دیدگاه می پردازیم. از این رهگذر روشن خواهد شد که ضمن وجود برخی اختلافات مبنایی، وجوه اشتراک بسیاری در این دو دیدگاه یافت می شود که تأمّل روش مند در آن ها به لحاظ معرفتی بسیار حائز اهمیت می نماید. کلّیّت و تعمیم پذیری، تقویت و تأیید شرطی های خلاف واقع، و برخورداری از قدرت تبیین علمی، و پیش بینی از مشترکات آن ها است. از سوی دیگر، برخلاف قضایای حقیقیّه که محصول استقرا نیستند، گزاره های قانون وار برآمده از استقرا هستند.
مبانی اخلاقی در صحیفه سجادیه
شراب آسمانی: تأویل در نگاه مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأویل، شیوه ای کهن در تفسیر متون مقدس است که سابقة آن به حماسة "ایلیاد و ادیسه" بر می گردد. در میان مسلمانان، این روش، نخست در تأویل حروف مقطعه رخ نمود و آنگاه فرقه های گوناگون مانند معتزله، باطنیه، اخوان الصفا، فلاسفه، حروفیه، عرفا و ... به تأویل «قرآن» و حدیث دست زدند. در عرفان، عروج از لفظ به معنا و سیر صعودی از عبارت به اشارت تأویل نام دارد که مبنای آن انسان است که با تحول و ارتقای وجودی به ادراک حقایق در هر مرتبه نائل می شود. مولانا در «مثنوی شریف» - که تفسیری عارفانه به شمار می رود- فراوان دست به تأویل می زند؛ روش او جمع بین ظاهر و باطن است. او الفاظ را به معنای حقیقی خود می گیرد که البته این جز با شهود باطنی و رؤیت درونی به دست نمی آید. او این معنا را با تمثیلهای متعدد و متنوع و دل انگیز به تصویر می کشد.
مهر یار، محور مودتها
منبع:
موعود ۱۳۷۷ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
آرا و آرایههاى فکرى لیبرالیسم متاخر و پلورالیسم دینى
منبع:
پگاه حوزه ۱۳۸۱ شماره ۷۴
حوزههای تخصصی:
عناصر و مولفه های عرفان عملی(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
معارف عقلی ۱۳۸۶ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
ابجد، هوز
حوزههای تخصصی:
قرآن در فقه(1)
بررسی مفهوم «یقظه» از دیدگاه خواجه عبدالله انصاری با بهره گیری از قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم نامه ای دوستانه، از سوی خالق هستی است که ظرائف، لطائف و اشارات عمیقی برای هدایت، رشد و کمال انسان به عنوان خلیفه او دربر دارد. معرفت و شناخت هرچه صحیح تر آیات کتاب الهی، به عنوان تجلی گاه اسماء حسنای حضرت حق، مقدمه ظهور این اسماء در وجود آدمی بوده و این مستلزم نوعی بیداری، آگاهی و بصیرت درونی نسبت به قانونمندی های هستی است که در ادبیات عرفانی «یقظه» نامیده می شود.
از تلاش انسان در راه رسیدن به کمال مطلق، به سفری با عنوان سلوک الی الله تعبیر شده است که لازمه آن خروج از نفس و عزم راسخ برای پیوند با محبوب است که جز برای انسان بیدار و آگاه محقق نخواهد شد. این بیداری همان پرهیز از هر نوع غفلت است که صفای درون، طهارت برون و منافذ حیات معرفتی بنده همچون سمع، بصر و فؤاد را پوشانیده است.
این نوشتار سعی دارد تا با جستجوی مفهوم یقظه در سیاق آیات مختلف قرآن و بسط تعاریف، توصیفات و تقسیمات خواجه عبدالله انصاری در منزل اول از بدایات، در منازل السائرین، علاوه بر تبیین معنای لغوی و اصطلاحی این واژه، نوع نگاه قرآن کریم به این مفهوم را تشریح نماید. به نظر می رسد عوامل ایجاد بیداری از دیدگاه قرآن کریم شامل؛ شناخت ظرفیت وجودی، داشتن گوش و چشمی هوشیار و همراهی با اولیاء الهی است. چنانچه روی آوردن به؛ زائدات، تسویف، نداشتن عزم و همت، عدم درک فاصله ظاهر و باطن و مواردی از این قبیل، از مهمترین موانع راه در این زمینه محسوب می شود.
بررسی تاثیر مثبت اندیشی از دیدگاه قرآن و حدیث
حوزههای تخصصی:
بررسی علل توحید مصاحف در عصر عثمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یا دقت در آراء و نظریات علماء علوم قرآنی ، این نظریه که علت اساسی توحید مصاحف در عصر عثمان ، اختلاف قراآت رایج در عهد وی بوده است، بیش از هر مطلبی به چشم می خورد. به عقیده نگارنده با رجوع به مصادیق ذکر شده در اختلاف قراآت – که در منابع به فراوانی از آن یاد شده – و با توجه به تعاریف مصطلح قرائت و قراآت، می توان نظریه رایج را ، قابل نقد و بررسی دانست؛ بنابراین باید ریشه های اختلاف قراآت را بار دیگر مورد بررسی قرار داد و عوامل اساسی اختلاف را از عوامل فرعی بازشناخت ، و سپس با تطبیق مفهوم و معنای قرائت بر عوامل مذکور ، دریافت که آیا می توان آن عوامل را مصداقی از اختلاف در قرائت دانست تا موجبی برای توحید مصاحف باشد یا نه؟