انتخاب اخلاقی و مکانیسم مفسر: در دفاع از اخلاق فضیلت از منظر علوم اعصاب شناختی
حوزههای تخصصی:
اخلاق فضیلت با جابه جاییِ تأکید از فعلِ اخلاقی به فاعلِ اخلاقی، ارزشمند بودنِ انتخاب های اخلاقی و پیروی از وظایفِ اخلاقی را به نیت و منشِ فراگیرِ عاملِ اخلاقی بازمی گرداند. اما تا کنون روایت هایی که از فضیلت مطرح شده یا متافیزیکی و سربسته بوده اند، و یا ایدئالیستی و دسترس ناپذیر. در این پژوهش تلاش می کنم با تکیه بر دستاوردهای معاصر در حوزه ی علومِ اعصابِ شناختی روایتِ سومی مطرح کنم که بتوان از اخلاقِ فضیلت به معنایی دفاع کرد که هم ایده ی آزادی را در بر بگیرد، و هم این که مداخله ی عواملِ غیرشناختی و تاریخمندیِ سوژه را به رسمیت بشمرد. به این منظور نخست به معرفیِ هسته ی مرکزیِ آن، یعنی مکانیسمِ مفسر، می پردازم، که در واقع نظیرِ عصب شناختیِ ناآگاهیِ فرویدی است، و در ادامه با معرفیِ مدلِ «حالتِ هیجانیِ مرکزی» از کلیتی سنتتیک سخن می گویم که در ترکیبی از مؤلفه های درزمانی و هم زمانی حقِ انگیختارهای اخلاقی را نیز در بحثِ منش ادا می کند. این پژوهش در واقع نگاهی عصب شناختی به مفهومِ «فضیلت»، و نقشِ بنیادینِ آن در انتخاب ها و رفتارهای اخلاقی است.