ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۶۱ تا ۱٬۴۸۰ مورد از کل ۸۳٬۴۳۴ مورد.
۱۴۶۲.

بررسی تفاوت های معنایی واژگان «سحاب»، «غمام»، «مزن» و «معصرات» و نقد ترجمه های فارسی قرآن در معادل یابی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۰
ترجمه قرآن به زبان های گوناگون، مسئله ای بسیار مهم و خطیر در میان مسلمانان در طول تاریخ بوده و پیرامون آن مباحثی فراوان شکل گرفته است. مترجمان در ترجمه کلام الهی با مشکلاتی فراوان مواجه می شوند که یکی از آنها را می توان ترجمه صحیح واژگانی دانست که در وهله اول، هم معنا و مترادف به نظر می رسند؛ حال آن که در حقیقت تفاوت هایی ریز و درشت با یکدیگر دارند. یکی از این دسته ها، واژگان مرتبط با ابر در قرآن یعنی «سحاب»، «غمام»، «مزن» و «معصرات» است. بر این اساس، پژوهش حاضر سعی کرده است تا با استفاده از روش توصیفی -تحلیلی و با به کارگیری منابع معتبر ادبی و تفسیری، تفاوت های معنایی واژگان مزبور را تبیین کند و در ادامه، به نقد ترجمه های پرکاربرد فارسی قرآن کریم در این باره بپردازد. نتیجه پژوهش این است که مترجمان در قبال این واژه ها گاه سهل انگارانه و گاه به دور از تحقیق عمل کرده اند و معادلی دقیق یا نزدیک به معنای واژه ها ارائه نکرده اند. با پژوهش دقیق در معانی واژگان «سحاب»، «غمام»، «مزن» و «معصرات» در کتب معتبر لغوی و تفسیری و با بررسی معادل های این واژگان در ترجمه های گوناگون فارسی، پیشنهاد می شود در ترجمه آنها به ترتیب از معادل های «تکه ابرهای رونده»، «ابرهای سایه گستر»، «ابرهای سفید باران زا» و «ابرهای پُربار» استفاده شود.
۱۴۶۳.

معيار قبول رواية الشيعة عند أهل السنة (دراسة ونقد)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۰
البحث عن مصداقیه رواه المذاهب الأخرى، مما نال اهتمام العلماء منذ القدیم؛ فبحث عنها بعض العلماء ضمن مباحثهم فی شروط قبول روایه الراوی فیما استقل بها البعض فی مؤلَّف مستقل ومن مناظیر مختلفه؛ وتتمحور کلمه الأغلبیه الشیعیه على أن الشرط الأساسی للإعتماد على الراوی یکمن فی العداله والضبط بقطع النظر عن انتمائه المذهبی؛ وأما أهل السنه، فرغم تضارب آرائهم فی غیر الشیعه، إلا أنها تتمتع بنوع من العلمیه والموضوعیه، فی حین أن رأیهم فی الشیعه سلبیٌّ وخارجٌ حتى عن هذا الإطار، فهذا الرأی هو ما انتقدناه فی ضوء المعطیات العلمیه وبالإستعانه من الأسلوب المکتبی عبر استقراء أقوال علمائهم والمقارنه بینها ثم انتقادها؛ فتحصل أن رأیهم فی روایه الشیعه مبدئیا هو عدم القبول إلا أن تستدعی الضروره أو المصلحه إلى العمل بها، والسبب الوحید من تبنی هذا الرأی، هو أن الشیعه ینتقصون بعض الصحابه، ومن الواضح أن هذا المدعى لا یصلح دلیلا على عدم قبول روایه الراوی، إذ من المعلوم ضروریا أن الصحابه لم یکن جمیعهم على مستوى واحد، لذا فیجب إخضاعهم للإنتقاد کغیرهم؛ والمعیار العلمی الصحیح لتقییم الراوی، هو العداله والضبط بغض النظر عن الإنتماء المذهبی إلا ما خرج بدلیل کالخوارج!
۱۴۶۴.

قلمرو احباط با نگاهی نقادانه از منظر امامیه و اهل سنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۷
مسئله احباط از مباحث بنیادین در حوزه کلام اسلامی است که به تبیین رابطه میان ایمان و عمل صالح و سعادت اخروی می پردازد. همچنین، این مسئله در نسبت با شقاوت ابدی ناشی از کفر و معصیت ، محور اصلی اختلاف نظرها، کیفیت و چگونگی تحقق احباط است.هدف این پژوهش، تحلیل و بررسی سه دیدگاه کلامی در مسئله احباط، در راستای حسابرسی اعمال، حکمت و عدل الهی است که همواره، محل نزاع و گفتگوی کلامیون بوده است لذا در این مقاله با تأکید بر دیدگاه امامیه و مقایسه آن با آرای اهل سنت، به ویژه معتزله است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر منابع اسنادی و داده های کتابخانه ای است. یافته های پژوهش طبق نظر امامیه (منکر احباط و تفسیر مجازی آن) بر مبنای استدلال های قرآنی و روایی از اتقان بیشتری برخوردار است. در مقابل، معتزله قائل بمعنای حقیقی احباط بوده و به دو دسته تقسیم می شوند: گروهی که قائل به احباط کلی اعمال و گروهی دیگر نظریه احباط جزئی و موازنه میان حسنات و سیئات را مطرح می کنند. با تحلیل و بررسی مستند این سه دیدگاه، نتیجه گیری نهایی مؤید نظر امامیه مبنی بر نفی احباط کلی اعمال و تأکید بر عدالت و حکمت الهی در پاداش و عقاب است.
۱۴۶۵.

بررسی خبر فلته در منابع فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۱
خبر فلته «کَانَتْ بَیْعَهُ أَبِى بَکْرٍ فَلْتَهً» که مورد وفاق اهل سنت است و با طرق متعددی نقل شده است، لوازم بین و روشنی دارد که با برخی از باورهای اساسی اهل سنت، مانند مشروعیت خلافت ناشی از جریان سقیفه و نیز استناد آن خلافت به اجماع، ناسازگار است. ازاین رو، دانشمندان اهل سنت، به ویژه متکلمان آنان، تلاش فراوانی برای تأویل این سخن مبذول داشته اند. ازآنجاکه ناهماهنگی و تعارض قول و عمل و تکلف در تأویل و ارتکاب خلاف ظواهر نزد عرف امری پسندیده و قابل قبول نیست، برخی از دانشمندان اهل سنت خود را ناچار به انکار اصل صدور و یا استبعاد آن دیده اند. در این نوشتار، لوازم خبر فلته و پاسخ های اهل سنت در این زمینه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. ضمن این بررسی، معلوم می شود که  گردانندگان اصلی ماجرای سقیفه و پیروان آن ها با اذعان به ناتمام بودن این روش برای تعیین خلیفه، به جهت رهایی از لوازم این شیوه، خود را به تکلف انداخته اند، اما در این تلاش، موفقیتی کسب نکرده اند.
۱۴۶۶.

پاسخ به اشکالات روایات نجاست سگ در گذر نقد کتاب «سگ در متون و فرهنگ اسلامی»(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۰۵
نجاست سگ، صرف نظر از برخی اختلافات جزئی، مورد اتفاق فقیهان امامیه بوده و ادله متقن و قابل دفاعی دارد. مؤلف کتاب «سگ در متون و فرهنگ اسلامی» در بخش «طهارت سگ از منظر روایات»، پس از طرح پنج دسته از روایات نجاست سگ، کوشیده تا با روش فقهی در دلالت آن روایات بر نجاست سگ تشکیک کند، که البته از این مهم ناتوان است. «توهم نیاز به حقیقت شرعیه در واژه «نجس» برای برداشت نجاست فقهی از روایات»، «فقدان اعتبارسنجی در اسناد روایات»، «خلط اصطلاحات اصولی» و...، اشتباهاتی است که موجب استنتاج نادرست مؤلف شده است. پس از تبیین اشتباهات مؤلف، روشن می شود که مانعی از استنباط نجاست سگ از روایات وجود ندارد.
۱۴۶۷.

Semiotics of ‘Doors’ at the Entrances of Islamic Pilgrimage Shrines Based on the Peircean Model

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۹
Human beings are meaning-generators, and their pursuit of meaning manifests through interpreting “signs.” Architectural elements can be perceived as signs capable of conveying valuable and significant messages. The more precise the semiotic interpretation of architectural elements, the deeper the understanding of their meaning. Since entry into any space necessitates passing through its door, the door functions as a connector between different realms, as an intermediary between a given place’s exterior and interior. Given the unique architectural significance of doors at entrances of Islamic pilgrimage shrines, they can be interpreted as meaningful signs. “Being at the shrine” can be understood as a form of human presence, which is materialized at entrances of Islamic pilgrimage shrines, particularly through the focal point of the door. The door marks the beginning of a transition into a sacred space, and numerous rituals are associated with this entry point. These rituals emphasize the commencement of the rites of entrance and initiation into a holy site. This study applies semiotic analysis based on Peirce’s model to examine the architectural element of the door as a meaningful sign. It seeks to answer the following questions: How can the physical characteristics of an entrance be interpreted both as a response to functional necessity and as a meaning-generating sign in the forms of index (namāya), symbol (namād), and icon (shamāyil)? Additionally, what concepts are semantically aligned with the door concerning the entrances of Islamic pilgrimage shrines? The research is based on a library study for data collection and employs a descriptive-analytical method to interpret the semiotics of doors. The findings indicate that the architectural element of the door, beyond its functional essence, encapsulates profound meanings. Semiotics offers a powerful tool for enhancing this architectural element’s understanding and deep analysis, allowing for a more precise interpretation. The primary function of the door as a sign is to establish a communicative space between the exterior and the interior. The door facilitates guidance and invitation into the sacred environment by dividing the spatial domain into inside and outside. Moreover, the first rites of initiation and presence commence here—placing the hand on the chest, expressing reverence, offering salutations, and seeking permission to enter. Therefore, the door is the gateway to the realm of presence and encounter. In the entrance of Islamic pilgrimage shrines, the door can be interpreted as a symbolic manifestation of the Divine Name al-Hādī (the Guide), the Imam’s guidance, the Perfect Man’s station, and the mediator of Divine Grace
۱۴۶۸.

تحليل شخصيات قصة «عصفور الشتاء المهاجر» لجمال الغيطاني علي ضوء نظرية النموذج العاملي لغريماس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۴
من بین الأعمال الأدبیه، تحظى القصه القصیره بمکانه خاصه، وتعد من أهم الفنون التی تعالج إصلاح المجتمع والقضایا المتعلقه به. وتعد الشخصیه العنصر الأساسی فی القصه القصیره؛ فهی محور نقل الأفکار وعرض الأحداث وهذا ما دفع العدید من النقاد إلى تحلیل هذا العنصر الهام فی القصه. یعدّ غریماس أحد المنظرین الذین یدرسون تصرفات الشخصیات فی القصه لمعالجتها. فی هذه النظریه تحدد شخصیات القصه المسار العام للقصه من خلال عاملین متعارضین مثل المرسل والمرسل إلیه والذات والموضوع والمساعد والمعارض. ویعد جمال الغیطانی أحد أبرز الکتاب المصریین، وقد صُنّف ضمن کبار کتاب المعاصرین لإبداعه فی الأدب الروائی. مجموعه قصص "أرض-أرض" هی إحدى أعمال هذا الکاتب وتحتوی على سبع قصص قصیره، "عصفور الشتاء المهاجر" إحدى هذه القصص، ویتناول الغیطانی وجود طفله یتیمه فی أجواء الحرب المرعبه. یسعى هذا البحث من خلال المنهج الوصفی-التحلیلی الی تسلیط الضوء على شخصیات هذه القصه وذلک على أساس نظریه غریماس فی مجال النموذج العاملی. وتظهر نتائج البحث أن الغیطانی تمکن من مطابقه بنیه قصته مع نموذج غریماس من خلال تنویع الممثلین المختلفین وخلق مواجهات مزدوجه وشخصیات قصته هی صوره لأبناء المجتمع المصری فی عصر الأدیب، وهذا ما أدى إلى ظهورهم کشخصیات خالده.
۱۴۶۹.

سنجش قانون جذب با تأکید بر تأثیر شکرگزاری با آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۱
جریان های معنویت های نوظهور با ادعای ایجاد رفاه، رفع گرفتاری ها و برآوردن نیازهای مردم و جوانان هر روزه با چهره های مختلف، جوانانی را به سوی خود جذب می کنند. یکی از این جریان ها قانون جذب است که می گوید انسان می تواند با تمرکز، مثبت اندیشی و شکرگزاری به همه خواسته های خود برسد. آنان مدعی اند گفتار و احساسات دارای ارتعاش بوده، تأثیر شگفت انگیزی بر رویدادهای زندگی انسان ها می گذارد. یکی از ابزارهای مهم در این قانون مسئله شکرگزاری است. با عنایت به اینکه شکرگزاری آموزه ای قرآنی است، برخی طرفداران این قانون با تأکید بر زمینه اعتقادی مردم توانسته اند بین جوانان مسلمانی که فکر می کنند این قانون با قرآن همخوانی دارد، آن را ترویج نمایند. این اندیشه در مبانی، مسائل و روش با آموزه های قرآنی متفاوت است؛ از این رو در صورتی که این مفهوم به درستی تبیین نشود و نواقص آن رفع نگردد و از مطلق انگاری و مبالغه تنزیه نگردد، نه تنها سودمند نیست، بلکه سبب انحراف خواهد شد. در این پژوهش بر مبنای داده های کتابخانه ای و شیوه تحلیلی-انتقادی مقوله شکرگزاری در قانون جذب از منظر قرآن بررسی می شود. ابتدا اصولی چند در باب شکرگزاری و قانون جذب بیان می شود و بعد از آن اصول شکرگزاری قرآنی تبیین می شود و سپس مقایسه و نتایج آن بیان و سنجش می گردد. یافته این سنجش آن است که علی رغم اشتراکات در مواردی، در بسیاری از مبانی و مسائل میان شکرگزاری قانون جذب و شکرگزاری قرآنی سازگاری وجود ندارد.
۱۴۷۰.

دراسة روايات الغفران الأبدي لأهل بدر(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۱
تسعى هذه المقاله إلى سبر أغوار موضوع تاریخی عقائدی ذی أبعاد معقده، ألا وهو الغفران الإلهی المستدام لأهل بدر ومدى صدق هذه النسبه ودفاع بعض العلماء عنها. وتقوم هذه الدراسه على نهج علمی یعتمد على تتبع صدور القصه التاریخیه والحدیث الذی تناولها بدقه، ومناقشتها وتحلیلها بأسلوب علمی نقدی قائم على الأدله، وتناولها کأحداث تاریخیه، الغرض منها کشف الغطاء عن حقیقه المبالغه للروایات الکثیره التی رواها المؤرخون الذین کتبوا التاریخ حول الغفران الإلهی لأهل بدر وما قیل عنها ومواقف العلماء فی الدفاع عنها والتعصب لها. وخطه العمل فی هذا البحث استعراض الروایات کما وردت فی المصادر التاریخیه ومناقشتها ومعالجتها بحیادیه، والوصول الى نتیجه مفادها أن الغفران الإلهی المستدام لأهل بدر شیء مزعوم لم یثبت لأهل بدر وهو یتعارض مع أصول العقیده والعداله الإلهیه ویتصادم تطبیقه مع مقاصد الشریعه والمعتقدات الصحیحه والعمل بالآیه الشریفه فی قوله تعالىومن یعمل مثقال ذَرَّه شرَّاً یره. (الزَّلزله99: 8) وقد أُثیرت جمله من التساؤلات والإشکالات والمعارضات الوارده على هذا الحدیث یصعب دفعها ورفعها وحلها وتحفظ علیه أکابر العلماء من أصحاب هذا الفن فهذا الحدیث یتعارض مع المرویات الصحیحه وعمل الصحابه والتابعین، واتضح بأن الغایه المنشوده من هذا الحدیث هی إفاضه کرامه خاصه دائمه على أهل بدر حتى لا تشملهم أحکام العداله العامه والشامله، لنصل لنتیجه مفادها شمولهم للأحکام الإلهیه کغیرهم من الناس فلا یصح الاستثناء لهم ولا حمل هذا الحدیث على الإباحه المطلقه، فاستوجب ذلک رفع الید عن هذا الحدیث وعدم العمل به.
۱۴۷۱.

تحلیل گفتمان انتقادی ارزش های جامعه اسلامی در دعای «توفیق الطاعه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۲
این پژوهش به بررسی گفتمان ارزش های اسلامی موجود در دعای «توفیق الطاعه» می پردازد و از چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف (1989) بهره می گیرد. این دعا به عنوان متنی دینی، سرشار از ارزش های اخلاقی و اجتماعی است که در شکل دهی به فرد و جامعه ای آرمانی، نقش برجسته ای ایفا می کند. با به کارگیری الگوی سه بعدی فرکلاف، پژوهش حاضر می کوشد سازوکارهای ظهور قدرت نمادین در این گفتمان را آشکار سازد و نشان دهد که چگونه این دعا در اندیشه اسلامی به تصور جامعه ای آرمانی شکل می دهد. تحلیل در سه سطح انجام گرفته است: سطح متنی که بر ویژگی های زبانی و معنایی متن تمرکز دارد؛ سطح تفسیری که چگونگی انعکاس این ارزش ها در بسترهای اجتماعی فرهنگی را بررسی می کند؛ و سطح تفسیری انتقادی که به تحلیل کارکرد ایدئولوژیک این گفتمان در شکل دهی به هویت فردی و جمعی می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که این دعا با تأکید بر ارزش هایی چون «اطاعت»، «عدالت»، «انصاف» و «تواضع»، الگویی هنجاری از جامعه ای متعادل ارائه می دهد که بر تعامل میان حقوق و مسئولیت ها استوار است. همچنین، تحلیل صورت گرفته رابطه میان زبان و قدرت را در شکل دهی به تصورات آرمانی از فضیلت و رفتار اخلاقی روشن می سازد.
۱۴۷۲.

نسبت شناسی ماهوی و کارکردی فضای سایبر در بسترسازی مهدویت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۸
ظهور منجی موعود، حضرت مهدی (عج)، مشروط به تحقق عواملی است که با عنوان مؤلفه های بسترساز مهدویت شناخته می شوند. همه مؤلفه های بسترساز مهدویت به تبیین و تبلیغ نیاز دارند تا دیگر ملت ها با گفتمان مهدویت و هدف والای منجی موعود آشنا شوند و طلب ظهور به تدریج در قلبشان تجلی یابد. از سوی دیگر، باوجودآنکه مؤلفه های ظهور در عصرها و دوره های مختلف تغییر نمی کند؛ اما لوازم تحقق آنها به شرایط زمانه وابسته است. عصر حاضر، متأثر از بسط و تعمیق فضای سایبر در زندگی فرد فرد انسان ها، با زیست بوم نوینی آمیخته شده که زیست اطلاعات محور را رقم زده است؛ ازاین رو تبیین فرصت ها و تهدیدهای فضای سایبر، هم در بعد ماهوی و هم بعد کارکردی، در راستای بسترسازی برای تحقق آرمان های مهدویت، امری ضروری به نظر می رسد. به همین منظور، در پژوهش حاضر، برای جمع آوری اطلاعات از روش مطالعات کتابخانه ای و با هدف تحلیل اطلاعات از روش پژوهش کیفی - توصیفی استفاده شده است. در بُعد کارکردی، چنین نتیجه گیری می شود که زیرساخت های فعلی فضای سایبر جهانی، به واسطه سیاست گذاری های محتوایی تحت نفوذ جبههٔ رقیب، از حالت خنثی و بی طرف خارج شده است و در عمل، به صورت یک سویه در تقابل با گفتمان مهدویت قرار گرفته است. به همین دلیل استفاده از آن باید به صورت امتدادبخشی به فعالیت های تبیینی و تبلیغی میدانی و حضوری باشد تا در صورت حذف و سانسور محتوا، اصل فعالیت های ترویج گفتمان مهدویت منقطع نشود. همچنین در بُعد ماهوی، تحلیل ها نشان می دهد فضای سایبر فعلی، درباره فرایند بسترسازی مهدویت، دو فرصت و یک تهدید را رقم زده است؛ به گونه ای که فرصت های آن شامل «آشنایی بشر با جامعه سازی و تمدن سازی اطلاعات محور و مبتنی بر القای فهم» و «پذیرش امکان شکل گیری حاکمیت یکپارچهٔ جهانی» است و تهدید آن «تخدیر قوهٔ فهم و توان تحلیل مستقل انسان سایبری شده» است؛ به طوری که امر تبیین دشوارتر از عصر پیش از سایبر شده است.
۱۴۷۳.

سبک شناسی لایه نحوی در تعبیر قرآنی «لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۵
در پژوهش حاضر سعی شده لایه نحوی یکی از تعابیر قرآنی یعنی (لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ) مورد مداقه و مطالعه قرار گیرد. این تعبیر در مجموع 14 مرتبه در قرآن تکرار و بسامد دارد و مطالعه آن مستلزم طرح و بررسی موضوعاتی چون فراهنجاری نحوی، کانون سازی، صدای نحوی، همپایگی، وجهیت و قطعیت فعل است. بررسی این موضوعات با روش توصیفی – تحلیلی نشان می دهد که چگونه قرآن کریم در عبارتی موجز بیان می دارد که مؤمنان حقیقی نه غم گذشته را می خورند و نه ترس از آینده دارند. در این عبارت شاهد کاربست عناصر مختلف سبک ساز می باشیم از جمله خروج از روند طبیعی و مورد انتظار مخاطب و چرخش از زبان خودکار و معمول (فراهنجاری نحوی) و بهره مندی از متغیر «کانون سازی». متغیر سبک ساز دیگر در این تعبیر قرآنی «صدای منفعل» است. این شیوه بیانی در تعبیر قرآن، مرکز توجه و تأکید را از فاعل و عامل ترس و حزن برداشته و بر نتیجه و دستاورد ایمان یعنی عدم ترس و عدم حزن تکیه و تأکید می کند. «وجهیت معرفتی» از نوع گزاره استنتاجی نیز در این تعبیر قرآنی نشانگر آن است که نتیجه طبیعی و قطعی ایمان راستین به خداوند و آخرت، عمل صالح، تسلیم، تقوا، نیکوکاری و استقامت در مسیر الهی، عدم ترس و عدم اندوه در برابر مشکلات، سختی ها و طوفان های زندگی دنیوی است.
۱۴۷۴.

مناسبات علمی دارالعلم طرابلس با مدرسه بغداد در قرن پنجم هجری (با تأکید بر دانش فقه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۹۹
مدرسه بغداد در قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم، مرکزی مهم برای مناظره و اجتهاد بود که اندیشه های فقهی امامیه را با مکاتب اهل سنت و معتزله درآمیخت. شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی، سه چهره برجسته این مدرسه، با به کارگیری روش های نوین اصول فقه، فقه امامیه را از سطح نقلی به مرحله عقلانی و اجتهادی ارتقا دادند. دارالعلم طرابلس، که در نیمه اول قرن پنجم توسط بنی عمار در شام تأسیس شد، با حضور و مهاجرت دانش آموختگان مدرسه بغداد به این مرکز علمی، تحت تأثیر عمیق آن قرار گرفت. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مدرسه بغداد بر دارالعلم طرابلس، می کوشد پاسخ دهد چگونه این مدرسه زمینه رشد فقه امامیه در طرابلس را فراهم کرد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است که ابعاد تاریخی و تمدنی موضوع را بررسی می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد دارالعلم طرابلس از نظر روش شناسی عقلانی و اجتهادی و همچنین در محتوای علمی، به ویژه در تدریس، تفسیر و تألیف، متأثر از مدرسه بغداد بوده است. سبک فکری و آثار شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی، به عنوان منابع آموزشی اصلی، نقش کلیدی در شکل گیری تفکر فقهی این مرکز داشته اند، و این تأثیر در آثار و مناظرات فقهای برجسته ای چون کراجکی، ابن براج و اسعد بن ابی روح به وضوح قابل مشاهده است.
۱۴۷۵.

A Critical Examination of Mullā Sadrā’s Theory of the Correspondence of Existential Realms within the Framework of the Epistemological Correspondence Theory of Truth(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۵۳
Mullā Sadrā interprets “correspondence” in the correspondence theory of truth as the identity of quiddity (ʿayniyyat-e māhūwī) between mental existence (wujūd-i dhihnī) and external existence (wujūd-i khārijī) of a known object. However, this view conflicts with his principle of the primacy of existence (aṣālat al-wujūd), which posits that mental and external existences occupy distinct existential ranks, making identical quiddities impossible. To resolve this, Sadrā proposes the theory of correspondence of existential realms (tatābuq-i ʿawālim-i wujūdī), arguing that the quiddity of external existence is identical to that of mental existence, and their correspondence arises from the identity of their higher and specific existences. This article argues that while Sadrā clearly explains the identity of quiddity, his theory of existential correspondence fails to resolve the inconsistency. For true knowledge of an external object, the mental form must distinguish it from other objects in a conditioned (bi sharṭ-i lā) manner, not merely through indeterminate, unconditioned (lā bi sharṭ) knowledge of its qualities. Thus, knowing an object’s qualities abstractly does not equate to knowing the object itself, as distinguishing it requires specific, conditioned knowledge, undermining Sadrā’s resolution of the conflict between his theories.
۱۴۷۶.

بررسی جایگاه عقل و نقد عقل ستیزی در عرفان کارلوس کاستانِدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۴
یکی از مکاتب عرفانی معاصر که در قالب عرفان های طبیعت گرا دسته بندی می شود، عرفان سرخ پوستی است که توسط کارلوس کاستاندا در قالب دوازده جلد کتاب معرفی شده است. ازجمله آموزه های مهم این عرفان، نفی خرد ورزی است. از منظر کاستاندا خرد و منطق مانع سلوک است؛ ازاین رو انسان برای رسیدن به معرفت عرفانی باید معرفت عقلانی را به کناری نهد و راه دل را در پیش گیرد. در این مسیر برای توجه شخص به معنویت و از بین بردن ذهنیات پیشین، از گیاهان توهم زایی استفاده می شود که برای آن ها خاصیت معرفت بخشی قائل اند. از اِشکال های مهم این عرفان عدم قابلیت ارزیابی پیشینی گزاره های عرفانی است که مبتنی بر نفی ارزش معارف عقلی است؛ چنان که کاستاندا با تعطیل عقل در جست وجوی جایگزینی است که آن را در توهم می یابد. کاستاندا در توصیه به کسب معرفت از راه دل، آن را نه در امتداد عقل که مقابل آن می داند و قائل به تعارض این دو معرفت است. در این مقاله تلاش شده است با روش تحلیلی مبتنی بر اندیشه اسلامی و با توجه به رویکرد خرد ستیز کاستاندا، جایگاه عقل در عرفان او بررسی شود؛ عرفانی که بنیاد خود را نه بر پایه معارف عقلانی-برهانی که بر مبنای گزاره های عقل ستیز بنا نهاده است.  
۱۴۷۷.

روش شناسی تفسیر آیت الله معرفت (مطالعه تطبیقی با هرمنوتیک)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۱
این مقاله به دنبال کشف نقاط اشتراک، افتراق دو مقوله روش شناسانه و رسیدن به فهمی بین الأذهانی از آنهاست. منظور نویسنده از هرمنوتیک، هرمنوتیک عام و روشمند است. در این مقاله ابتدا نظرات هرش و بتی بررسی می شود و سپس معانی «تفسیر» و «تأویل» از دیدگاه آیت الله معرفت مورد بررسی قرار می گیرد. اهمیت ساخت زبانی قرآن در ایجاد فرهنگ جدید زبانی و تأثیر فضای ذهنی مخاطب در تفسیر نیز از دیگر موضوعاتی است که بررسی خواهد شد. در نهایت نویسنده پس از بررسی تطبیقی این مسائل به این نتایج دست یافته است: 1. وجود روش عام در هر دو مقوله ی مورد مطالعه وجود دارد؛ 2. هرمنوتیک هرش از این جهت که دربردارنده دو مرحله عبور از معنای لفظی برای رسیدن به معناداری است، انطباقی قابل ملاحظه با معنای «تأویل» از دیدگاه آیت الله معرفت دارد که به انتزاع مفاهیم عام از آیه قائل است، اما برای متن، معنای واحدی را درنظر می گیرد که روش دستیابی به آن را ارائه نمی کند؛ 3. هرمنوتیک نامتقارن با وجود قید ذهنیّت، به تفسیر و ترجمه آزاد قرآن برای فهم و استفاده همگان قائل است، بنابراین با وجود شباهتی که در نتیجه آن با روش آقای معرفت وجود دارد، در عمل به شیوه ای متفاوت عمل می کند.
۱۴۷۸.

کارکردهای رواداری در تکامل انسان تمدن ساز از دیدگاه مرتضی مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۳
در تمدن‌سازی اسلامی انسان مهم‌ترین اصل است. انسان‌ها از لحاظ استعدادها و توانایی‌های انسانی با هم متفاوت‌اند. وجود تفاوت در انسان‌ها ظرفیت‌های فراوانی در راستای تمدن‌سازی فراهم می‌کند. این پژوهش با هدف تبیین نقش رواداری در تکامل انسان تمدن‌ساز از منظر مطهری، با رویکردی بینارشته‌ای ارتباط نظام‌مند بین دو متغیر «رواداری» با مؤلفه‌های پذیرش تفاوت‌ها، انعطاف فکری و گفت‌وگوی سازنده، و «تمدن اسلامی» با شاخصه‌های پیشرفت علمی، انسجام اجتماعی و کاربست تفکر در همه عرصه‌ها را بررسی می‌کند. پرسش این است که: دیدگاه مطهری درباره کارکردها و چگونگی تأثیر رواداری بر تکامل انسان تمدن‌ساز چیست؟ در این مقاله با روش توصیفی‌تحلیلی و رویکرد تفسیری‌تحلیلی به این پرسش پرداخته‌ایم. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد رواداری در اندیشه مطهری از طریق فرآیندهای عقلانی‌سازی، انسجام‌بخشی، نوآوری علمی، اصلاح دینی و تعامل تمدنی، زمینه‌ساز حرکت انسان در مسیر تمدن‌سازی می‌شود و به‌ عنوان زیرساختی معرفتی، نه‌فقط در قالب فضیلتی اخلاقی، بلکه به مثابه ضرورتی تمدنی، مسیر تحقق تمدن اسلامی را هموار می‌کند.
۱۴۷۹.

بازخوانی انتقادی دیدگاه قرآن پژوهان معاصر درباره غیر اجتهادی بودن تفاسیر روایی شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۷
بیشتر مؤلفان در حوزه روش ها و گرایش های تفسیری شیعه، تفاسیر روایی را تفاسیری غیراجتهادی دانسته اند که مؤلفان آن ها بدون هیچ نظرورزی، صرفاً به گردآوری روایات، که غالباً به طور مستقیم به بخشی از الفاظ و عبارات آیات اشاره دارد، پرداخته اند. در این مقاله برآنیم تا با رد دیدگاه یادشده نشان دهیم که مؤلفان تفاسیر روایی شیعه همچون سایر مفسران، در راستای فهم آیاتْ اجتهاد خویش را در بهره جستن از عقل منبعی و ابزاری مصروف داشته و در قالب گزینش منابع و روایات، به بیان دیدگاه های تفسیری خود پرداخته اند. بهترین روش برای نیل به این هدف، تطبیق این تفاسیر با یکدیگر و توجه به مواضع تمایز آن هاست؛ تمایزاتی که نشان از تفاوت دیدگاه یا دغدغه صاحبان این تفاسیر دارد. رهاورد تطبیق تفاسیر متقدم و متأخر شیعی (قمی، عیاشی، فرات کوفی، صافی فیض کاشانی، البرهان بحرانی و نورالثقلین حویزی) در حوزه مسائل فقهی، کلامی و علوم قرآنی حاکی از تمایز این تفاسیر در یازده مسئله اساسی است: جواز یا عدم جواز تعامل با سلطان، نماز جمعه، خراج، خمس، عصمت انبیا، اعجاز قرآن، مکی و مدنی، ناسخ و منسوخ، تحریف قرآن، اختلاف قرائات و اسباب نزول.
۱۴۸۰.

واکاوی مفهوم و ابعاد همزیستی مسالمت آمیز از منظر تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۳۶
برای نیل به همزیستی مسالمت آمیز لازم است که قبل از هر چیز مفهوم مشخصی از همزیستی مسالمت آمیز وجود داشته باشد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر دستیابی به یک تعریف مشخص از مفهوم همزیستی مسالمت آمیز از منظر تفسیر المیزان است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی است که بر اساس آن با مراجعه به تفسیر المیزان تلاش شده است معنای همزیستی مسالمت آمیز استخراج و سپس ابعاد آن بررسی شود. با توجه به نتایج پژوهش تعریف همزیستی مسالمت آمیز از منظر علامه طباطبایی در تفسیر المیزان عبارت است از: «تعاملِ توأم با آرامش و رفتارهای موجد صلح با بهره مندی همه ی طرف ها از صلح و آرامش و احترام به تفاوت ها و ارزش های یکدیگر به منظور دستیابی به رشد و تعالی فردی یا اجتماعی در چهارچوب ارزش های برخاسته از عقل مبتنی بر شرع». این تعریف دارای ویژگی هایی است که عبارت اند از: مقصد همزیستی مسالمت آمیز صلح و آرامش است، هدف از همزیستی رشد و تعالی فرد یا جامعه است، همزیستی یک فرایند تعاملی و متقابل است، همه ی طرف ها از همزیستی مسالمت آمیز بهره مند می شوند و نهایتاً اینکه ملاک اعتبار ارزش ها مطابقت با «عقل مبتنی بر شرع» است. همچنین نتایج پژوهش نشان از نُه بعد از همزیستی مسالمت آمیز دارد که در سه محور جامعه، خانواده و محیط آموزشی قرار دارند که در هرکدام از این محورها سه بعد شناسایی شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان