فاطمه غلامی گلسفید

فاطمه غلامی گلسفید

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

بازتعریف آموزش ریاضیات در دانشگاه ها با رویکرد الهی و فرهنگی: الگوی نوین متناسب با نسل Z ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش ریاضی جهت گیری الهی-فرهنگی نسل z بومی سازی تحول آموزشی ارزش محوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه و اهداف: در جهان امروز که علم و فناوری زیربنای توسعه تلقی می شود، توجه به ابعاد انسانی و معنوی آموزش اهمیت فزاینده ای یافته است. آموزش ریاضیات، با وجود ماهیت انتزاعی و ساختار منطقی خود، نمی تواند از زمینه های فرهنگی، ارزشی و اجتماعی جامعه جدا باشد. به ویژه در ایران، با تمدن اسلامی-ایرانی و نظام آموزشی مبتنی بر اسناد بالادستی دینی، بازنگری در آموزش ریاضی با رویکردی الهی، فرهنگی و هویتی ضروری است. نسل Z، که در فضای دیجیتال و تحولات سریع اجتماعی رشد یافته، دارای ویژگی هایی همچون جست وجوی معنا، عدالت طلبی، علاقه به یادگیری تعاملی و تجربه گرایی است. شیوه های سنتی، خشک و بی روح آموزش ریاضی نمی توانند پاسخگوی نیازهای این نسل باشند و حتی ممکن است موجب گریز از یادگیری و احساس بی ربطی نسبت به علم شوند. هدف این پژوهش، طراحی و ارائه الگویی مفهومی برای آموزش ریاضی با رویکردی الهی و فرهنگی است؛ الگویی که بتواند مفاهیم انتزاعی و گاه خشک ریاضی را در بستری از معنا، ارزش و فرهنگ زنده کرده و دانش آموزان و دانشجویان را به درک عمیق تری از نظم الهی، مسئولیت اخلاقی، و کاربردهای انسانی علم برساند. این الگو می کوشد تا با تکیه بر منابع معرفتی اسلامی، تجربه های علمی روزآمد، و نیازهای روانی-هویتی نسل جدید، چارچوبی ترکیبی و کاربردی برای تحول در تدریس ریاضی ارائه دهد. در همین راستا، محورهایی چون تلفیق مفاهیم ریاضی با آموزه های دینی، بومی سازی محتوای آموزشی، استفاده از روش های تعاملی، توجه به ارزش ها در نظام ارزشیابی، و ایفای نقش مدرس به عنوان راهبر معنوی مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش بر آن است که نشان دهد ریاضی، فراتر از یک دانش ابزاری، می تواند بستری برای تعالی فکری و تربیتی باشد، مشروط بر آن که با نگاهی توحیدی و فرهنگی، طراحی و تدریس شود. روش: این پژوهش از نظر ماهیت، در زمره مطالعات نظری-کاربردی قرار می گیرد و از نظر رویکرد، توسعه ای محسوب می شود؛ چراکه هدف آن طراحی الگویی مفهومی برای تحول در آموزش ریاضی با تأکید بر آموزه های الهی و فرهنگی است. رویکرد اصلی تحقیق، کیفی بوده و از روش تحلیل محتوای کیفی برای تبیین مؤلفه ها و ابعاد مدل پیشنهادی استفاده شده است. گردآوری داده ها به صورت اسنادی، کتابخانه ای و مصاحبه با اساتید حوزه و دانشگاه انجام شده است. منابع مورد استفاده شامل متون دینی معتبر (قرآن، نهج البلاغه، احادیث منتخب)، اسناد بالادستی نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران (مانند سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نقشه جامع علمی کشور، و بیانیه گام دوم انقلاب)، کتب تخصصی در حوزه تعلیم و تربیت اسلامی و آموزش ریاضی، و مقالات علمی پژوهشی به روز در زمینه آموزش نسلZ ، بومی سازی آموزش، و تلفیق ارزش ها با آموزش علوم بوده اند. پس از گردآوری داده ها، با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی، مفاهیم کلیدی استخراج شدند. در ادامه، مؤلفه های اصلی مدل در چهار محور بنیادین شامل اصول نظری، طراحی محتوا، روش های تدریس، و ارزشیابی آموزشی شناسایی و سازمان دهی گردیدند. برای اطمینان از اعتبار تحلیل ها، از تکنیک بازبینی منابع توسط متخصصان تعلیم و تربیت اسلامی بهره گرفته شد. نتیجه نهایی این فرایند، طراحی چارچوبی بومی و الهام گرفته از معارف اسلامی برای آموزش ریاضی است که ضمن حفظ انسجام علمی، واجد رویکردی ارزشی، فرهنگی و متناسب با ویژگی های نسل جدید باشد. نتایج: یافته های این پژوهش منجر به طراحی الگویی مفهومی برای آموزش ریاضیات شد که مبتنی بر تلفیق آموزه های الهی، اصول فرهنگی-بومی و اقتضائات آموزشی نسل جدید است. این الگو دارای چهار محور اصلی است: اصول بنیادین، طراحی محتوای آموزشی، روش های تدریس، و نظام ارزشیابی. هر محور شامل مؤلفه هایی است که به صورت هم افزا عمل کرده و چارچوبی منسجم برای تحول در آموزش ریاضی ارائه می دهند. در محور اصول بنیادین، تأکید بر مفاهیمی چون توحید و نظم الهی، اخلاق محوری، هویت فرهنگی-ملی، و پرورش تفکر انتقادی و تعمق معنوی قرار دارد. این اصول، زیربنای سایر اجزای آموزشی در این الگو هستند. در محور طراحی محتوا، بومی سازی با بهره گیری از فرهنگ اسلامی-ایرانی دنبال شده است؛ از جمله با پیوند مفاهیم ریاضی با آیات قرآن، بازخوانی نقش مسلمانان در تاریخ ریاضی، و بهره گیری از داستان ها و روایت های اخلاقی. این رویکردها، انگیزه، هویت و درک ارزشی فراگیران را تقویت می کند. در محور روش های تدریس، با توجه به نیازهای نسل Z، بر یادگیری تعاملی، استفاده از فناوری، تدریس پروژه محور، و توجه به تفاوت های فردی تأکید شده است. این روش ها موجب یادگیری عمیق تر، رشد مهارت های شناختی و درگیری فعال دانشجویان می شود. در محور ارزشیابی، رویکردی جامع و ارزش محور اتخاذ شده است که هم دانش مفهومی و مهارت های حل مسئله، و هم ابعاد اخلاقی مانند صداقت، مسئولیت پذیری و تعهد را می سنجد. در این الگو، مدرس نقش راهبر معنوی را ایفا می کند؛ کسی که با بینش دینی و فرهنگی، مفاهیم علمی را در بستری الهام بخش و تربیتی منتقل می سازد. این الگو پاسخی نوآورانه و بومی به چالش های آموزش ریاضی در مواجهه با نسل جدید است. بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش ریاضی، اگر به درستی با آموزه های الهی، ارزش های اخلاقی و بافت فرهنگی ایران تلفیق شود، می تواند به بستری برای رشد همه جانبه دانشجویان -اعم از شناختی، اخلاقی، معنوی و هویتی- تبدیل گردد. در شرایطی که آموزش ریاضیات در بسیاری از نظام های آموزشی عمدتاً با رویکردی صرفاً انتزاعی و مهارت محور دنبال می شود، الگوی پیشنهادی این تحقیق تلاش دارد تا با تأکید بر مفهوم محوری ارزشی، بین تعلیم علمی و تربیت فرهنگی-دینی پیوندی نظام مند برقرار کند. در این الگو، هویت درس ریاضی بازتعریف شده و ریاضیات نه صرفاً یک ابزار محاسبه، بلکه زبانی برای فهم نظم و حکمت الهی در آفرینش معرفی می شود. این نگاه هستی شناختی، درک عمیق تری از مفاهیم ریاضی و یگانگی نظام خلقت برای دانشجویان به ارمغان می آورد. همچنین، با توجه به ویژگی های نسل Z، از جمله گرایش به تعامل، فناوری و معناجویی، الگو بر یادگیری شخصی سازی شده، هدفمند و پویا تأکید دارد و نقش معلم را از یک ناقل صرف به تسهیل گر یادگیری معنادار ارتقا می دهد. در محور ارزشیابی نیز تحول چشمگیری دیده می شود؛ به جای تأکید صرف بر دانش عددی و آزمون های سنتی، رویکردی ترکیبی و ارزشی محور اتخاذ شده که رشد اخلاقی، نگرشی و معنوی را نیز می سنجد. معلم در این چارچوب، الگو و راهبر معنوی است که باید مسلط به دانش تخصصی، روش های نوین تدریس و متخلق به ارزش ها باشد. در جمع بندی، الگوی مفهومی این پژوهش، الگویی بومی و اسلامی سازی شده برای آموزش ریاضی و تربیت انسان تراز انقلاب اسلامی است. پیاده سازی این الگو می تواند به عنوان الگویی بومی در نظام آموزش عالی کشور، به ویژه در دوره های تربیت معلم، مورد بهره برداری قرار گیرد.
۲.

بررسی تاثیر هوش هیجانی کارکنان بر وفاداری مشتری از پلت فرم آنلاین با توجه به نقش میانجی کیفیت رابطه (مطالعه موردی: بانک های استان گیلان)

کلیدواژه‌ها: هوش هیجانی کارکنان وفاداری مشتری از پلت فرم آنلاین کیفیت رابطه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۰
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هوش هیجانی کارکنان بر وفاداری مشتری از پلت فرم آنلاین با توجه به نقش میانجی کیفیت رابطه در بانک های استان گیلان بوده است. جامعه آماری تمامی مشتریان و کارمندان بانک های گیلان که در سال 1400 از خدمات آنلاین بانک استفاده کردند، می باشد که باتوجه به تحقیقات به عمل آمده این تعداد 768 نفر بوده است. به منظور برآورد حجم نمونه از جدول کرسی- مورگان استفاده شد که بر اساس آن تعداد افراد نمونه 258 نفر تعیین شد. نتایج نشان داد هوش هیجانی کارکنان بر کیفیت روابط بین مشتریان و ارائه دهندگان خدمات تاثیرگذار است. همچنین نتایج نشان داد هوش هیجانی کارکنان خدمات بر کیفیت رابطه بین مشتریان و پلتفرم های آنلاین تاثیر گذار است. نتایج حاکی از این است که کیفیت رابطه بین مشتری و ارائه دهنده خدمات بر وفاداری مشتری به پلتفرم آنلاین تاثیر گذار است. کیفیت رابطه بین مشتریان و پلت فرم های آنلاین بر وفاداری مشتری به پلتفرم های آنلاین رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج حاکی از این است که کیفیت رابطه بین مشتری و پلت فرم های آنلاین نقش میانجیگر در رابطه بین هوش هیجانی کارکنان خدمات و وفاداری مشتری به پلت فرم های آنلاین ایفا می کند. نتایج نشان داد کیفیت رابطه بین مشتری و ارائه دهنده خدمات نقش میانجیگر بین هوش هیجانی کارکنان خدمات و وفاداری مشتری به پلت فرم های آنلاین ایفا می کند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان