فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۳۶۱ تا ۱۶٬۳۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
47 - 66
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف بر اساس حساسیت سیستم های مغزی - رفتاری و سطوح احساس تنهایی بود. روش: در این پژوهش از طرح عاملی گروه های نامعادل استفاده شد. جامعه پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به اعتیاد شهر کرمان بودند که در بازه زمانی سال 95-96 جهت ترک اعتیاد به کلینیک ها و مراکز درمانی مراجعه کردند. نمونه اولیه پژوهش، شامل 580 نفر بود که با روش دردسترس انتخاب شدند. طبق نمره احساس تنهایی و سیستم های مغزی – رفتاری، گروه هایی تعیین شد که هر گروه بین 21 تا 24 آزمودنی را شامل شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه عقاید وسوسه انگیز، پرسشنامه پنج عاملی جکسون، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان و مقیاس احساس تنهایی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (دوراهه ی عاملی) و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که اثر اصلی سیستم های مغزی رفتاری بر دشواری تنظیم هیجان و وسوسه مصرف معنادار است، اما اثر اصلی احساس تنهایی بر دشواری تنظیم هیجان و وسوسه مصرف معنادار نیست. اثر تعاملی احساس تنهایی و سیستم های مغزی – رفتاری بر دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف معنادار بود. در میان گروه های تعیین شده بر اساس شدت فعالیت سه سیستم های مغزی - رفتاری، بیشترین میزان وسوسه مصرف در گروه FFFS بالا و کمترین آن در FFFS پایین بود. نتیجه گیری:در مجموع، تاثیر احساس تنهایی بر دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف زمانی تشدید و معنادار می شود که اثر تعاملی احساس تنهایی و FFFS بالا مورد بررسی قرار گیرد.
پیش بینی مشکلات رفتاری نوجوانان بر مبنای رضایت از زندگی، تعارض والد- نوجوان و تکامل مثبت نوجوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مشکلات رفتاری نوجوانان با تکامل مثبت نوجوانان، رضایت از زندگی و تعارض والد- نوجوان انجام شده است. روش پژوهش حاضر مقطعی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر تهران در سال تحصیلی 1395 است . از میان آنان 700 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش مقیاس چندبعدی رضایت از زندگی دانش آموزان ( MSLSS )، مقیاس خود گزارشی مشکلات رفتاری نوجوانان آخنباخ ( YSR )، فرم بلند مقیاس تکامل مثبت نوجوانان ( PYD ) و مقیاس تعارض والدین–نوجوانان (فرم نوجوانان) بودند. نتایج نشان دادند بین رضایت از زندگی و تکامل مثبت نوجوانی با مشکلات رفتاری رابطه منفی وجود دارد در حالیکه بین تعارضات والد- نوجوان و مشکلات رفتاری نوجوانان رابطه مثبت وجود دارد. نتایج رگرسیون گام به گام حاکی از آن است که متغیرهای پیش بین روی هم 29 درصد واریانس شاخص تعدیل شده مشکلات رفتاری را تبیین می کند. به میزانی که سطح رضایت از زندگی نوجوانان افزایش یابد، برنامه تکامل مثبت نوجوانان اجرا شود و تعارضات والد- نوجوان کاهش پیدا کند، مشکلات رفتاری نوجوانان هم کاهش پیدا می کند.
اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی بر بهبود بهزیستی اجتماعی دانش آموزان زورگو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قلدریِ نوجوانان از جمله مشکلاتی است که در مدارس دیده می شود. لذا هدف این مطالعه بررسی اثربخشی آموزش مهارت اجتماعی بر بهبود بهزیستی اجتماعی دانش آموزان زورگو بود.این پژوهش به شیوه ی آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه ی آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان پسر قلدر مقطع اول متوسطه تشکیل دادند که در سال تحصیلی 97-96 در شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. نمونه ی پژوهش شامل 40 دانش آموز پسر قلدر بود که به صورتنمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند(20 نفر برای هر گروه). برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی بهزیستی اجتماعی، پرسشنامه ی تجدیدنظر شده ی زورگو/ قربانی استفاده شد.نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی بربهبود بهزیستی اجتماعی دانش آموزان قلدر موثر بوده است (05/0<strong><em>P<</em></strong>).بر اساس یافته های حاصل از این پژوهش می توان گفت از آنجا که آموزش مهارت های اجتماعی می تواند به افزایش رفتارهای سازگار و ایجاد همدلی تاثیر مهمی داشته باشد، این درمان می تواند منجر به بهبود بهزیستی اجتماعی در این دانش آموزان شود.
بررسی کارکردهای اجرایی در افراد با اختلال شخصیت ضداجتماعی و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم خرداد ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
129-140
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی کارکردهای اجرایی در افراد با اختلال شخصیت ضداجتماعی و افراد بهنجار شکل گرفت. طرح پژوهش از نوع علی – مقایسه ای و جامعه آماری آن کلیه ای زندانیان زن زندان شهر ری با اختلال شخصیت ضداجتماعی و زنان بهنجار بودند که در این میان 50 نفر از زنان زندانی با روش نمونه گیری هدفمند و 50 نفر براساس روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون ویسکانسین جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل واریانس چندمتغیری صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد، تفاوت معناداری در شاخص های تعداد طبقات، درجاماندگی، پاسخ های درست و نادرست وجود دارد. نتیجه گیریافراد با اختلال شخصیت ضداجتماعی عملکرد پایین تری نسبت به افراد بهنجار در گروه بندی کارت ها داشتند .
بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس محق پنداری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین روایی، اعتبار و ساختار عاملی مقیاس محق پنداری تحصیلی (چونینگ و کمبل، 2009) در دانشجویان ایرانی انجام شد. بدین منظور 451 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز در سال 1395-1394به صورت خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش اعتبار و همسانی درونی مقیاس از ضریب همبستگی بین مادّه ها با نمره کل عوامل، ضریب آلفای کرونباخ، تحلیل عاملی تأییدی، ضریب همبستگی زیرمقیاس ها و روایی واگرا استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی ساختار دوعاملی مسئولیت بیرونی شده و حق به جانبی را تأیید کرد. همبستگی نمره های مؤلفه های مقیاس مهار با مؤلفه های مقیاس محق پنداری تحصیلی بین 24/0- تا 55/0- بود و روایی واگرای مقیاس را نشان می داد. هم چنین ضرایب آلفای کرونباخ برای هر یک از عوامل (حق به جانبی، 72/0 و مسئولیت بیرونی شده، 81/0) و نمره کل مقیاس (81/0) در حد مطلوب به دست آمد. لذا درمجموع می توان نتیجه گرفت که مقیاس محق پنداری تحصیلی برای سنجش محق پنداری تحصیلی دانشجویان ایرانی ابزاری معتبر و ابزاری مفید در پژوهش های روان شناختی است.
مقایسه رابطه والدگری و خودکارآمدپنداری در زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۶۶
259-270
حوزههای تخصصی:
سرطان پستان شایعترین نوع سرطان در بین زنان سراسر جهان است. مطالعات پیشین هر کدام از متغیر های رابطه والد- فرزندی و خودکارآمدپنداری را اغلب به تنهایی بررسی کرده اند. مسأله اصلی پژوهش حاضر به بررسی جامع تفاوت بازخوردهای رابطه والد- فرزندی و خودکارآمدپنداری در بین زنان مبتلا به سرطان پستان و زنان سالم مربوط می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه بازخورد رابطه والد- فرزندی و خودکارآمد پنداری در بین زنان سالم و مبتلا به سرطان پستان بود. در یک پژوهش توصیفی و علی- مقایسه ای، نمونه (26 زن مبتلا به سرطان پستان و 26 زن سالم) به صورت در دسترس از جامعه آماری شامل تمام بیماران مراجعه کننده به بیمارستان شهدای تجریش انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس جملات ناتمام ساکس (ساکس و لوی، 1950) جمع آوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش کمی و کیفی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد در هر دو بازخورد میان دو گروه تفاوت معنادار (0/001= P) وجود دارد. یافته ها اهمیت توجه بیشتر به این متغیر ها را در فرایند درمان بیماران مبتلا به سرطان پستان برجسته می سازد.
نقش واسطه ای استحکام من در رابطه بین تحول من و سلامت روان در دانشجویان ساکن خوابگاه دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم پاییز (مهر) ۱۳۹۷ شماره ۶۷
303-309
حوزههای تخصصی:
زمینه: سلامت روان، پیش بینی کننده ی امید به زندگی و (از) شاخص های پیشرفت زندگی است. مسئله پژوهش این است، که آیا فرد دارای من تحول یافته تر از سلامت روان بهتری برخوردار است؟ آیا استحکام من تأثیری بر رابطه سلامت روان و تحول من دارد؟ هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش واسطه ای استحکام من در رابطه ی بین سلامت روان و تحول من در دانشجویان ساکن خوابگاه انجام شد. روش: این پژوهش یک مطالعه استنباطی است. در این تحقیق 112 دانشجوی ساکن خوابگاه های دانشگاه تهران با روش خوشه ای چند مرحله انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه سلامت روان Self-Reporting Questionanair )SRQ20 ، پرسشنامه خودارزیابی سازمان بهداشت جهانی، ۱۹۹۴)، WUscT (پرسشنامه تکمیل جملات دانشگاه واشنگتن، Washingtea University sentence complication Test ، ۱۹۸۱) و پرسشنامه استحکام من ( ESS ، Ego Strength Scale ، بشارت، ۱۳۸۶) به دست آمد. یافته ها: با استفاده از روش تحلیل مسیر در نرم افزار Amos مشاهده شد که استحکام من، در رابطه ی تحول من و سلامت روان اثرگذار است (شدت و جهت این رابطه را تحت تأثیر قرار می دهد.) همچنین بین استحکام من و سلامت روان همبستگی مثبت معنادار و بین تحول من و استحکام من عدم همبستگی مشاهده شد. نتیجه گیری: این بدان معنی است که افرادی که دارای تحول من بالاتری هستند در صورتی که من مستحکمی داشته باشند، یقینا از سلامت روان بالایی برخوردارند.
ابعاد کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی و ارتباط آن با ویژگی های جمعیت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم پاییز (مهر) ۱۳۹۷ شماره ۶۷
345-350
حوزههای تخصصی:
زمینه : سرطان پستان در ایران دومین علت مرگ و میر ناشی از سرطان در بین زنان است. با توجه به تأثیر این بیماری بر کیفیت زندگی زنان مبتلا، مسأله این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی این گروه از بیماران می باشد. هدف: این پژوهش با هدف توصیف کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی و بررسی ارتباط آن با ویژگی های جمعیت شناختی و کارکردهای (جسمی، عاطفی، اجتماعی، شناختی و جنسی) افراد مبتلا انجام شده است. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. نمونه این پژوهش شامل 116 زن مبتلا به سرطان پستان بوده است. داده ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : اختلال در کارکرد اجتماعی (0/01 P< ) و شدت درد (0/01 P< ) قوی ترین پیش بینی کننده های کاهش کیفیت زندگی در مبتلایان به سرطان پستان است. همچنین از میان متغیرهای جمعیت شناسی سن، والد بودن، وضعیت اشتغال و تحصیلات با کیفیت زندگی ارتباط معنادار داشت(0/05 P< ). نتیجه گیری : بدین معنا حفظ کارکرد و روابط اجتماعی و مدیریت درد بر بهبود کیفیت زندگی این گروه از بیماران مؤثر می باشد.
به کارگیری مدل سوات (SWOT) در مدارس دوزبانه دوره اول و دوم ابتدایی (اول ابتدایی تا ششم ابتدایی) شهرستان اهواز با تأکید بر خلق استراتژی های کاربردی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی چالش ها و فرصت های موجود در مدارس دوزبانه شهرستان اهواز می باشد که با به کارگیری مدل سوات (SWOT) در پی شناسایی نقاط قوت، ضعف، چالش ها و ضعف ها می باشد. لذا روش پژوهش مورد استفاده در این مطالعات روش تحلیل متنی می باشد. جامعه موردنظردر این پژوهش تمامی معلمان مدارس ابتدایی شهرستان اهواز می باشد که با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند از بین 212 مدرسه موردنظر 22 مدرسه که بیشترین جمعیت دانش آموزان دوزبانه عرب زبان را داشتند انتخاب شده که در این مطالعات 28 معلم به عنوان گروه هدف در نظر گرفته شده است؛ و با استفاده از روش مصاحبه داده های موردنظر جمع آوری شده است. سپس با به کارگیری روش تحلیلی – تفسیری داده های جمع آوری شده تجزیه وتحلیل شده است. در این مطالعات یافته ها در دو سطح که شامل چالش ها (WT) و فرصت ها (SO) مطرح شده است. مورادی همچون گسستگی عاطفی، انتظارات نامتعادل، بیگانگی نسبت به زبان آموزشی، تعارض وتداخلات زبانی، عدم به کارگیری اشتراکات دوزبانی و ارتباط و تعامل ناقص را میتوان ازجمله نقاط چالشی مطرح کرده و مواردی همچون توانایی درک جنبه های روان شناختی دانش آموزان دوزبانه، به کارگیری مولفه های فرهنگی - اجتماعی حاکم در منطقه، توانایی درک مراحل رشد زبانی در دوزبانه ها، استفاده از روش اشتراکات زبانی (روش دوسویه) و استفاده از روش تلفیق زبانی (روش انتقالی) را به عنوان فرصت های موجود در این مدارس می توان بکار برد. لازم به ذکر است که برای به کارگیری این فرصت ها در میدان عمل وجهت مقابله با چالش های روبه رو، استراتژی های عملی (SO) در پایان این مطالعات مطرح شده است.
بررسی اثربخشی بازی درمانی گروهی مبتنی بر رویکرد رفتاری- شناختی بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر مقطع دبستان
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر بررسی میزان اثربخشی بازی درمانی گروهی مبتنی بر رویکرد شناختی – رفتاری بر مهارت های اجتماعی دختران بود. نمونه موردمطالعه شامل 40 نفر شامل کلیه دانش آموزان دختر 8 تا 10 سال دبستان بود. سپس نمونه موردمطالعه به طور تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل قرار داده شدند. روش اجرای تحقیق، آزمایشی و با طرح پیش آزمون پس آزمون بود. اب زاره ای اندازه گیری ش امل پرسشنامه مهارت های اجتماعی - مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی (SSRS) بوده است. در این پژوهش گروه آزمای شی پ س از اجرای پیش آزمون تحت اعمال متغیرهای آزمایشی (جلسات آموزشی) قرار گرفتند و گروه کنترل در طول این م دت ه یچ مداخله آزمایشی دریافت نکرد. نتایج پژوهش نشان داد که:1- بازی درمانی گروهی مبتنی بر رویکرد رفتاری-شناختی، موجب افزایش مهارت های اجتماعی دانش آموزان می شود. 2- بازی درمانی گروهی مبتنی بر رویکرد رفتاری-شناختی باعث افزایش همیاری در گروه آزمایش شده است. 3- بازی درمانی گروهی مبتنی بر رویکرد رفتاری-شناختی باعث افزایش ابراز وجود در گروه آزمایش شد. 4- بازی درمانی گروهی مبتنی بر رویکرد رفتاری-شناختی باعث افزایش خویشتن داری در گروه آزمایش شد.
اثربخشی آموزش خودآگاهی بر هویت یابی و مسئولیت پذیری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از مهم ترین مهارت های زندگی، مهارت خودآگاهی است، این مهارت به فرد کمک می کند تا بتواند شناخت بیشتری نسبت به خود، خصوصیات، نیازها، احساسات و نقاط ضعف و قوت خود داشته باشد . هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش خودآگاهی بر هویت یابی و مسئولیت پذیری در دانش آموزان است. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه سال دوم ناحیه یک شهرستان ساری بودند (۲۸۷۸= N )؛ که پرسشنامه های سبک هویت و مسئولیت پذیری در میان ۲۰۰ نفر از آن ها توزیع شد. به روش نمونه گیری تصادفی ساده 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و در دو گروه (15 نفر آزمایش) و (15 نفر گواه) جای داده شدند و گروه آزمایش ۱۲ جلسه تحت آموزش خودآگاهی قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات از پرسشنامه سبک هویت ( ISI-6G ) و مقیاس مسئولیت پذیری روان شناختی کالیفرنیا ( CPI ) برای گردآوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. برای تحلیل داده های آماری میانگین و انحراف معیار و تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش خودآگاهی باعث افزایش میزان مسئولیت پذیری و ایجاد هویت یابی در دانش آموزان شده است. نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده آن است که آموزش خود آگاهی می تواند بر مسئولیت پذیری و هویت یابی در دانش آموزان اثرگذار باشد؛ بنابراین متولیان امر باید سعی کنند نسبت به آموزش خودآگاهی به دانش آموزان تدابیر لازم را اتخاذ نمایند.
رابطه استرس ادراک شده و شدت وابستگی به مواد: نقش واسطه ای معنویت، حس انسجام و راهبردهای مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴۵
131-150
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین نقش واسطه ای معنویت، حس انسجام و راهبردهای مقابله ای در رابطه بین استرس ادراک شده و شدت وابستگی به مواد است. روش: روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. نمونه ی آماری پژوهش شامل 200 نفر مردان مصرف کننده مواد افیونی مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهرستان مینودشت می باشند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته شاخص شدت اعتیاد و پرسش نامه های شدت استرس ادراک شده، حس انسجام، معنویت استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL و با استفاده از روش تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل ساختاری پژوهش با داده های تجربی برازش کافی ندارد و تنها متغیر معنویت و راهبرد مقابله ای متمرکز بر هیجان در رابطه بین استرس و شدت وابستگی به مواد میانجی گری می کردند. نتیجه گیری: اهمیت بعد معنوی به عنوان عامل حفاظت کننده افراد در برابر استرس و جلوگیری از رفتارهای سوءمصرف مواد باید بخش مهمی از برنامه های درمان سوءمصرف مواد باشد.
رابطه علی دلبستگی ناایمن و هوش اخلاقی با آمادگی به اعتیاد با میانجی گری هیجان خواهی در دانش آموزان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴۵
265-280
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر آزمون الگوی رابطه علی دلبستگی ناایمن و هوش اخلاقی با آمادگی به اعتیاد از طریق میانجی گری هیجان خواهی در دانش آموزان پسر سال دهم دبیرستان های شهر اهواز بود. در این مطالعه توصیفی- همبستگی، جامعه آماری را دانش آموزان پسر سال دهم دبیرستان های دولتی شهر اهواز تشکیل دادند که به روش تصادفی چند مرحله ای، ۳۶۴ دانش آموز از بین نواحی یک و سه شهر اهواز به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای سنجش از مقیاس سبک دلبستگی ناایمن سیمپسون (۱۹۹۰)، مقیاس هوش اخلاقی لنیک و کیل (۲۰۰۸)، سیاهه هیجان خواهی آرنت (۱۹۹۴) و مقیاس ایرانی آمادگی برای اعتیاد زرگر (۱۳۸۵) استفاده شد. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. جهت آزمون روابط غیر مستقیم از آزمون بوت استراپ در دستور کامپیوتری ماکرو پریچر و هیز استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج این پژوهش، مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی با داده ها برخوردار بود. به طور کلی نتایج نشان داد که در کل نمونه تمامی ضرایب مسیر بین متغیرها از لحاظ آماری معنا دار بودند. همچنین، مسیرهای مستقیم دلبستگی ناایمن و هوش اخلاقی به هیجان خواهی نیز معنادار بودند. علاوه بر این، نتایج نشان داد مسیرهای غیر مستقیم دلبستگی ناایمن و هوش اخلاقی با آمادگی به اعتیاد از طریق هیجان خواهی معنا دار بودند. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که مدل پیشنهادی از نیکویی برازش خوبی برخوردار است و می تواند در شناخت عوامل تأثیرگذار در آمادگی به اعتیاد مفید باشد. همچنین، این مدل می تواند به مثابه الگویی مطلوب برای تدوین برنامه های پیشگیری از اعتیاد مثمر ثمر باشد.
تأثیر آموزش کمک های روان شناختی اولیه بر بهبود علائم چند وجهی درد و سبک مقابله با استرس در زنان مبتلا به بیماری ام اس
حوزههای تخصصی:
مقدمه: زنان بیمار مبتلا به بیماری ام اس به دلیل وجود استرس و درد نیاز به کمک های مختلفی در زمان درمان جسمی و روانی دارند. هدف : پژوهش حاضر برای تعیین اثربخشی آموزش کمک های روان شناختی اولیه بر بهبود علائم چندوجهی درد و سبک های مقابله با شرایط پراسترس در زنان مبتلا به ام اس انجام شد. روش : طرح این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود که در آن 30 زن مبتلا به بیماری ام اس به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. اعضای هر دو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون، پرسشنامه چند وجهی درد ( MPI ) و پرسشنامه مقابله با شرایط پراسترس اندلر و پارکر ( CISS ) را تکمیل کردند. درمان شامل آموزش کمک های روان شناختی اولیه بود که به مدت 8 جلسه برگزار شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها : نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که آموزش کمک های روان شناختی اولیه بر بهبود علائم چندوجهی درد ( P<0/05 ) و سبک های مقابله با استرس در زنان مبتلا به ام اس ( P<0/01 ) مؤثر است. نتیجه گیری : با استفاده از آموزش کمک های روان شناختی اولیه می توان علائم چندوجهی درد و سبک های مقابله با استرس در زنان مبتلا به ام اس را بهبود بخشید.
پیش بینی نشانه های افسردگی بر اساس کمال گرایی و نشخوار خشم در دانشجویان علوم پزشکی شیراز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : افسردگی، یکی از مهم ترین مسایل دانشجویان است که بروز آن در سنین جوانی، با افت شدید عملکرد اجتماعی، شغلی و تحصیلی همراه می باشد. همچنین، نشخوار فکری و کمال گرایی از جمله عوامل مهم در ابتلا به افسردگی به شمار می روند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف پیش بینی نشانه های افسردگی بر اساس کمال گرایی و نشخوار خشم در دانشجویان علوم پزشکی شیراز انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی و جامعه آماری آن متشکل از دانشجویان پسر مشغول به تحصیل دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1395 بود. نمونه ها شامل 204 نفر، به شیوه تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها، از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (21-Depression‚ Anxiety‚ Stress Scale یا 21-DASS)، مقیاس نشخوار خشم Sukhodolsky و همکاران و مقیاس کمال گرایی اهواز استفاده گردید. داده های به دست آمده با استفاده از روش های همبستگی و Multiple regression در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: رابطه مثبت و معنی داری بین افسردگی و نشخوار خشم (419/0 = r، 001/0 > P) و افسردگی وکمال گرایی (321/0 = r، 001/0 > P) وجود داشت. همچنین، 6/17 درصد از تغییرات افسردگی دانشجویان به وسیله نشخوار خشم تبیین گردید. نتیجه گیری: پژوهش حاضر بیانگر اهمیت نقش نشخوار خشم و کمال گرایی در نشانه های افسردگی دانشجویان می باشد. بنابراین، آموزش مهارت های کنترل عواطف همچون مدیریت خشم و مهارت حل مسأله به دانشجویان دارای نشخوار خشم توصیه می گردد.
تأثیر شن بازی درمانی بر کاهش نشانه های تکانشگری و نارسایی توجه در کودکان پسر مبتلا به اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی یکی از رایج ترین اختلال های دوره کودکی است که مشکلات فراوانی را برای کودک و خانواده او ایجاد می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر شن بازی بر کاهش نشانه های تکانش گری و نارسایی توجه در کودکان پسر مبتلابه اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی انجام شد. روش : پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بو د. جامعه آماری پژوهش تمامی کودکان پسر 7-5 ساله مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی در مهد کودک های شهر کرمانشاه در سال 1395 بود که تعداد 20 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (10 نفر) و گواه (10 نفر) جای دهی شدند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس نارسایی توجه- فزون کنشی اسپیرافکین و گادو (1984) و مجموعه نشانه های چهارمین راهنمای آماری و تشخیصی اختلال های روانی (انجمن روان پزشکی آمریکا، 2000) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد تکنیک شن بازی بر کاهش نشانه های نارسایی توجه و تکانش گری در گروه آزمایش مؤثر بود (001/0 P< ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که استفاده از تکنیک شن بازی با تقویت قشر پریفرونتال کودکان مبتلابه اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی بر کاهش نشانه های اختلال مؤثر است؛ در نتیجه این شیوه می تواند به عنوان یک شیوه تکمیلی در کنار درمان های اصلی این اختلال به کار رود.
Identifying Early Maladaptive Schema of Patients with Major Depressive Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی بالینی سال نهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۳
45 - 62
حوزههای تخصصی:
<span>Cognitive models of depression propose that negative schemas and Early Maladaptive Schema contribute to depressive symptoms<span lang="FA" dir="RTL">.</span> The purpose of this study is to identify the early maladaptive Schema of patients with depression disorder. The method of study is descriptive. Research statistics involves all patients with depression disorder who have come to the counseling centers of Tehran and Hamadan. The method of sample choosing is stratified sampling. This study was conducted among 120 patients with depression disorder. Instruments in this study were included Beck Depression Inventory (BDI) and Short Form of Young Schema Questionnaire (YSQ). The analysis of the results showed high correlation between early maladaptive schema and symptoms of depression disorder (P < 0.05).</span><span>Regression analysis showed that early maladaptive schema of social isolation/alienation, enmeshment/undeveloped self andemotional inhibitionwere independent predictors of depression disorder. The results of the present study indicate that identifying schema of depression in patients can help them understand the predisposing factors of their problem.</span>
اثربخشی تحریک الکتریکی فراجمجمه ای بر بازداری کودکان مبتلا به صرع کانونی مقاوم به درمان دارویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال دهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
29 - 37
حوزههای تخصصی:
مقدمه: صرع بیماری مزمنی است که علائم بالینی آن ایجاد تشنجات صرعی است که با حملات ناگهانی و معمولاً بدون عامل برانگیزنده، اختلال هشیاری و حرکات غیر ارادی مشخص می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تحریک الکتریکی فراجمجمه ای (tDCS) بر بازداری کودکان مبتلا به صرع کانونی پیچیده ی گیجگاهی مقاوم به درمان بود. روش: طرح پژوهش حاضر به صورت تک آزمودنی بود. جامعه پژوهش مراجعه کنندگان به کلینیک بیمارستان قائم مشهد در سال 1394 تا 1396 بودند که توسط پزشک متخصص داخلی اعصاب به صرع کانونی مقاوم به درمان دارویی تشخیص داده شدند. سن مورد نظر افراد نمونه بین 7 تا 11 سال است و تعداد 5 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل آزمون هوش مازهای پروتئوس و آزمون برو – نرو بودند. نتایج با استفاده از تحلیل دیداری نمودار و درصد بهبودی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که در آزمون برو – نرو نمرات آزمودنی ها در خطای ارتکاب سیر نزولی داشته است. سه آزمودنی درصد بهبودی بالای 50 داشتند که نشان دهنده ی بهبودی و معناداری بالینی در بازداری است. خطای ارتکاب دو آزمودنی دیگر نیز کاهش پیدا کرده بود و بهبودی اندکی گزارش کردند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که مداخله tDCS می تواند نقش بسزایی در بهبود بازداری کودکان مصروع داشته باشد. بنابراین استفاده از شیوه های نوین درمانی مانند tDCS که نیازمند دارو نیست اثرات مفیدی در وضعیت زندگی این افراد و بهبود عملکردهای روانی آن ها خواهد داشت.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روانشناختی زنان سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال دهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
47 - 56
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، بر افزایش انعطاف پذیری روانشناختی زنان سالمند شهر تهران انجام شد. روش: این مطالعه در قالب پژوهشی نیمه آزمایشی باطرح پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری انجام شد. نمونه ای با حجم ۵۰ نفراز زنان سالمند مراجعه کننده به خانه های سلامت شهر تهران به صورت هدفمند انتخاب شد و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه 45 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد دریافت کردند. در حالیکه گروه گواه درمانی دریافت نکرد. انعطاف پذیری روانشناختی آزمودنی ها با استفاده از آزمون دنیس و وندروال، در سه مرحله پیش و پس از مداخله و پیگیری سنجیده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره تحلیل شد. یافته ها: مقایسه گروههای تحقیق تفاوت معناداری را برای گروه آزمایش که درمان اکت دریافت کرده بود نشان داد. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد منجر به افزایش معنی دار در انعطاف پذیری روانشناختی در گروه آزمایشی نسبت به کنترل شد و این تفاوت در دوره پیگیری تداوم داشت. نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش انعطاف پذیری روانشناختی زنان سالمند مؤثر است و به متخصصان بالینی در کار با زنان سالمند برای افزایش انعطاف پذیری آنان توصیه می شود.
تاثیر برنامه یادگیری اجتماعی – هیجانی بر شایستگی های روانی – اجتماعی و رضایت از مدرسه دانش آموزان پسر پنجم ابتدایی شهرستان سقز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی اثرات برنامه مداخله ی یادگیری اجتماعی – هیجانی بر شایستگی های روانی – اجتماعی پیشنهادی کیسل و رضایت از مدرسه ی دانش آموزان پسر پایه پنجم دبستان بود. روش کار: برای این منظور کودکان پایه پنجم به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و در گروه های کنترل (32 نفر) و آزمایش (35 نفر) به صورت شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و در طی 10 جلسه مورد مداخله و آزمون قرار گرفتند. نتیجه مداخله با پرسش نامه شایستگی های اجتماعی – هیجانی و زیر مقیاس رضایت از مدرسه از مقیاس رضایت از زندگی دانش آموزان هیوبنر مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: تحلیل کوواریانس چند متغیره (مانکوا) نشان داد که دانش آموزان در خود آگاهی و کنترل خود تفاوت معناداری داشتند، اما در مؤلفه های دیگر آن یعنی آگاهی اجتماعی، روابط اجتماعی و تصمیم گیری مسئولانه، این تفاوت ها معنادار نبودند. همچنین بررسی رضایت از مدرسه دو گروه با تحلیل کوواریانس (آنکوا) تفاوت معناداری بین گروه های کنترل و آزمایش نشان داد. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که برنامه یادگیری اجتماعی – هیجانی می تواند شایستگی ها و رضایت دانش آموزان را بهبود بخشد. بر این اساس مشاوران و متخصصان نظام تعلیم و تربیت باید بر مبنای این یافته ها و با توجه به اهیمت سلامت روانی دانش آموزان و رشد کلی آنان و نیز بهزیستی در مدارس، توجه خود را به این مهارت ها در برنامه های درسی معطوف دارند.