فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۴۲۱ تا ۱۵٬۴۴۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال نهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۱
97 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه توسعه ای حاضر، بررسی اعتبار و روایی مقیاس افکار پارانوئیدی در میان دانشجویان ایرانی، بود.<br /> برای برآورد شاخص های روان سنجی پرسشنامه، تعداد 491 نفر از میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج انتخاب شدند و مقیاس افکار پارانوئیدی، برای ایشان اجرا شد.<br /> برای بررسی روایی سازه از روش تحلیل عاملی اکتشافی با روش تحلیل مؤلفه های اصلی و تحلیل عاملی تائیدی استفاده شد. براساس یافته های پژوهش، مقیاس افکار پارانوئیدی گرین و همکاران از دو عامل اشباع می باشد که در مجموع 455/41 درصد از واریانس کل را تبیین می کند. همچنین معناداری شاخص های برازندگی در تحلیل عاملی تائیدی مدل دو عاملی استخراج شده از تحلیل عاملی اکتشافی را مورد تائید قرار داد. همچنین همبستگی معنادار بین نمره مقیاس و خرده مقیاس های افکار پارانوئیدی گرین و همکاران و نمره مقیاس پارانویایی پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون بیانگر روایی همگرای مقیاس بود. تحلیل داده ها نشان داد که همسانی درونی کل مقیاس بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 908/0 است. و ضریب پایایی آزمون از طریق بازآزمایی برای کل مقیاس و دو خرده مقیاس آن از نظر آماری معنادار بودند.<br /> مقیاس افکار پارانوئیدی دارای اعتبار و روایی مناسب برای سنجش افکار پارانوئیدی در جامعه ایرانی است.
نقش ذهن آگاهی، شفقت برخود و تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی رضایت زناشویی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثربخشی روش والدگری کازدین بر روابط والد-کودک در دانش آموزان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال نافرمانی مقابله ای (Oppositional Defiant Disorder یا ODD)، اختلالی تدریجی و مزمن است که تقریباً همیشه در روابط بین فردی و عملکردی تحصیلی کوک تداخل ایجاد می کند. آموزش والدگری یکی از روش های مداخله مؤثر در ODD است که در آن والدین می آموزند چگونه با فرزند خود رفتار نمایند. ازاین رو پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش والدگری کازدین (Kazdin method for parenting) بر روابط والد-کودک (Parent-child relationships) در دانش آموزان مبتلا به ODD انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری 90 روزه بود. از بین دانش آموزان مبتلا به ODD بر اساس کسب نمره بالاتر از نقطه برش در سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (Child Behavior Checklist یا CBCL) و مصاحبه بالینی انجام شده توسط مشاور مدرسه، تعداد 30 دانش آموز انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). گروه آزمایش برنامه والد گری Kazdin را طی 12 جلسه به مدت 90 دقیقه دریافت کردند. شرکت کنندگان در پژوهش در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به پرسشنامه رابطه والد-کودک (Child-Parent Relationship Scale یا CPRS) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: برنامه آموزش والدگری Kazdin منجر به افزایش معنی دار تعامل والد- کودک در خرده مقیاس های نزدیکی و رابطه کلی مثبت و کاهش تعارض و وابستگی در کودکان مبتلا به ODD شد (001/0>p). نتیجه گیری: برنامه آموزش والدگری Kazdin موجب افزایش روابط والد- کودک در کودکان مبتلا به ODD شد. بر اساس نتایج حاضر آموزش والدین به شیوه کازدین می تواند روش کارآمدی در بهبود روابط والد-کودک در بین دانش آموزان مبتلا به ODD باشد.
سنجش رابطه آگاهی از قوانین و اثرات سوءمصرف مواد مخدر و روان گردان ها و گرایش به استفاده از مواد مذکور میان دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵۰
105-118
حوزههای تخصصی:
هدف : امروزه گرایش به سوءمصرف مواد مخدر و روان گردان ها در دختران، ازجمله آسیب های اجتماعی است که توجه مسئولین و صاحب نظران عرصه های مختلف از قبیل جامعه شناسان، پزشکان، روان شناسان و غیره را به خود جلب کرده است . بررسی رابطه میزان آگاهی از اثرات سوءمصرف مواد مخدر، روان گردان ها و قوانین مرتبط، با میزان گرایش به استفاده از مواد مذکور در دختران دانش آموزمی باشد. روش: طرح پژوهش توصیفی-علّی بود. نمونه پژوهش شامل دختران دانش آموز مقطع متوسطه دوم شهر تهران که تعداد 399 نفر با ترکیب دو روش نمونه گیری خوشه ای و طبقه بندی غیرنسبتی برای نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بود. یافته ها: میزان آگاهی از اثرات و پیامدهای سوءمصرف مواد مخدر میان 64% دانش آموزان و میزان آگاهی از قوانین مبارزه با مواد مخدر میان 85% درصد دانش آموزان بالا بود. همچنین میزان گرایش به سوءمصرف مواد مخدر، در54% دانش آموزان پایین بود. نتیجه گیری: هرچه میزان آگاهی ازاثرات مصرف مواد مخدر و قوانین مرتبط افزایش یابد، گرایش به مصرف مواد مخدر کاهش می یابد. بنابراین می توان همواره با به کارگیری راهبردهای آموزشی جهت بالابردن سطح آگاهی دانش آموزان، درامر پیشگیری ازگرایش به سوءمصرف مواد مخدر استفاده کرد.
نقش سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتار و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در استفاده مفرط از تلفن همراه در نوجوانان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر که از نوع توصیفی- همبستگی بوده، باهدف بررسی نقش سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتار و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در استفاده مفرط از تلفن همراه در نوجوانان صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانش آموزان شهرستان کلاله مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 96-1395 بودند که از این جامعه آماری 240 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان، مقیاس های بازداری/ فعال سازی رفتار و مقیاس استفاده مفرط از تلفن همراه استفاده شد و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون در SPSS-19 انجام شد. نتایج حاصل شده، نشان داد که راهبردهای پذیرش (r=0/23)، تمرکز مجدد مثبت (r=0/26)، ملامت خویش (r=0/22)، نشخوارگری (r=0/23)، فاجعه سازی (r=0/26) وفعال سازی رفتار/ تفریح (r=-0/17) با استفاده مفرط از تلفن همراه همبستگی دارند. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که فعال سازی رفتار/ تفریح، با تبیین 0/03 درصد واریانس استفاده مفرط از تلفن همراه راپیش بینی می کند. همچنین راهبردهای فاجعه سازی، ملامت دیگران و ملامت خود با تبیین 0/11 درصد واریانس استفاده مفرط از تلفن همراه را پیش بینی نموده اند. طبق این یافته هامی توان گفت که توجه به اقدامات آموزشی و تربیتی در راستای ارتقای راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و درمان های مبتنی بر سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتار، به عنوان تلاش پیش گیرانه و بنیادین جهت کاهش رفتارهای آسیب زا مانند استفاده مفرط از تلفن همراه می تواند موردتوجه متخصصان و مربیان کودکان و نوجوانان قرار گیرد.
اثربخشی برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی بر اساس مدل Anderson بر رفتارهای یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : کارکردهای اجرایی، کارکردهای عالی شناختی و فراشناختی می باشند که نقص در آن ها، یکی از ویژگی های اصلی اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه (Attention deficit hyperactivity disorder یا ADHA) است. این اختلال منجر به بروز مشکل در رفتارهای یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی بر اساس مدل کارکرد اجرایی Anderson بر رفتارهای یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان مبتلا به ADHA انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و همراه با گروه شاهد بود. جامعه مورد بررسی را دانش آموزان مبتلا به ADHA از بین تمام دانش آموزان پایه ششم مدارس ابتدایی منطقه 15 تهران تشکیل داد. با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 30 دانش آموز انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. گروه آزمایش برنامه آموزشی کارکرد اجرایی بر اساس مدل Anderson را طی 10 جلسه دریافت کرد. ابزارهای مورد استفاده، پرسش نامه عملکرد تحصیلی درتاج و مقیاس رفتارهای یادگیری (Learning Behaviors Scale یا LBS) McDermott بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: برنامه آموزشی کارکرد اجرایی بر اساس مدل Anderson، منجر به افزایش معنی دار متغیرهای خودکارامدی، تأثیرات هیجانی، برنامه ریزی و فقدان کنترل پیامد گردید (001/0 > P). همچنین، در افزایش متغیرهای انگیزه شایستگی، نگرش نسبت به یادگیری، پشتکار/ توجه و راهبرد/ انعطاف پذیری رفتارهای یادگیری تأثیرگذار بود (001/0 > P). نتیجه گیری: برنامه آموزشی کارکرد اجرایی بر اساس مدل Anderson، موجب ارتقای رفتارهای یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان مبتلا به ADHA می شود.
رضایتمندی دانشجویان مقطع کارشناسی مامایی دانشگاه علوم پزشکی شیراز از ارزشیابی بالینی به روش دفترچه ثبت مهارت های بالینی (LOGBOOK)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نظام ارزشیابی از روش هایی که به ارزشیابی صرف دانش می پرداختند، به روش های ارزشیابی توانایی و شایستگی تغییر یافته است. روش ارزشیابی بالینی دفترچه ثبت مهارت های بالینی یا مهارت نامه (Logbook) یکی از روش های رایج ارزشیابی مهارت های بالینی دانشجویان است که در سال های اخیر جهت ارزشیابی بالینی دانشجویان مامایی دانشگاه علوم پزشکی شیراز مورد استفاده قرار گرفته است. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی میزان رضایتمندی دانشجویان مامایی از این روش انجام گرفته است. روش کار: در این مطالعه توصیفی مقطعی که در سال 1395 صورت گرفت، 94 نفر از دانشجویان مامایی که کارآموزی بهداشت مادر و کودک (MCH) و بارداری و زایمان (OB) را می گذراندند، مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه «سنجش رضایتمندی» جمع آوری شد که این پرسشنامه شامل 9 حیطه در قالب مقیاس لیکرت بود. نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS 18.0 و آزمون های آماری توصیفی و تحلیلی مثل آزمون تحلیل واریانس (ANOVA)،T مستقل و ... تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: میانگین رضایتمندی دانشجویان مامایی از مهارت نامه در کارآموزی OB، 9/16 ± 3/47 و در کارآموزی MCH، 2/15 ± 8/52% بود. در هر دو کارآموزی بالاترین نمره رضایت مندی مربوط به حیطه «استرس زا بودن» بود (2/25 ± 4/65% در کارآموزی MCH و 7/27 ± 3/54% در کارآموزی OB) و میزان رضایت دانشجویان ترم آخر بیشتر از سایر دانشجویان بود. (05/0 > P). نتیجه گیری: استفاده از مهارت نامه در ارزشیابی بالینی دانشجویان مامایی در کارآموزی های OB و MCH، همراه با نارضایتی نسبی است. لذا بازنگری و اصلاح جوانب مختلف مهارت نامه ضروری به نظر می رسد تا به خوبی موجبات رضایت هرچه بیشتر دانشجویان فراهم گردد.
بررسی مقایسه ای میزان کاربست مؤلفه های تدریس اثربخش توسط اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان بر اساس نتایج "ارزشیابی دانشجویان" و "خودارزیابی استادان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بررسی عملکرد تدریس اثربخش اعضای هیات علمی از طریق ارزشیابی دانشجویان و خودارزیابی استادان، از موثرترین روش ها برای شناخت بهتر نقاط قوت و ضعف عملکرد آموزشی است که می تواند بستری را برای رشد کیفی ت تدریس استادان فراهم نماید. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه ای میزان کاربست مؤلفه های تدریس اثربخش توسط اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان بر اساس دو رویکردِ"ارزشیابی دانشجویان" و "خودارزیابی استادان" انجام گردید. روش کار: پژوهش حاضر در نیمسال اول سال تحصیلی 96-1395 با استفاده از روش توصیفی- مقطعی انجام شد. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر اعضای هیئت علمی گروههای علوم انسانی دانشگاه اصفهان بود که 60 نفر از آنها با روش نمونه گیری در دسترس در مطالعه مشارکت داده شدند. هر عضو هیات علمی توسط خودش و تعدادی از دانشجویان کلاسهای درسش مورد ارزیابی قرار گرفت. انتخاب نمون ه از بین دانشجویان، بر اساس فهرست کل دروس و کلاسهای درس استادان مشارکت کننده در مطالعه بود که سه کلاس درس از هر استاد ب ه روش تص ادفی ساده انتخاب شدند و در مجموع 2210 نفر از دانشجویان در پژوهش مشارکت داده شدند. ابزار مطالعه، پرسشنامه محقق ساخته تدریس اثربخش بود و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS 22 و شاخصهای آماری فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و آزمون T مستقل انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون T مستقل نشان داد که میانگین نمرات ارزیابی دانشجویان از میانگین نمرات خودارزیابی استادان در هر 6 مؤلفه تدریس اثربخش پایینتر بود و اختلاف میانگینها نیز در همه مؤلفه ها معنادار بود (05/0 ≤ P). همچنین عملکرد کلی تدریس اثربخش اساتید بر مبنای ارزشیابی دانشجویان، در سطح نسبتاً مطلوب و بر اساس نتایج خودارزیابی استادان، در سطح مطلوب بود. نتیجه گیری: با نظر به نتایج متفاوت حاصله از دو رویکرد ارزشیابی دانشجویان و خودارزیابی استادان در بررسی عملکرد تدریس اثربخش اعضای هیات علمی، ضروری است جهت ارزشیابی جامع عملکرد تدریس استادان، ضمن تقویت توانایی خودارزیابی اساتید و نزدیک تر کردن ملاک های ارزشیابی اساتید و دانشجویان، از تلفیق دو رویکرد مذکور برای شناسایی نقاط قوت و ضعف و ارتقای عملکرد تدریس اساتید استفاده شود.
تاثیر روش تدریس ساختن گرایی بر خلاقیت در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : معلم و آموزشگاه به عنوان یکی از عوامل مهم در تحول و پرورش خلاقیت دانش آموزان هستند. با توجه به اهمیت روش تدریس در تحول خلاقیت دانش آموزان، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تدریس به روش ساختن گرایی بر میزان خلاقیت دانش آموزان پسر پایه ششم است. روش : روش پژوهش حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم شهرستان دزفول بود، که با روش خوشه ای چندمرحله ای 48 نفر انتخاب شده و به تصادف در دو گروه کنترل و آزمایش جایدهی شدند. از هر دو گروه، فرم الف تست خلاقیت تورنس (1988) در مراحل پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد و سپس شیوه تدریس ساختن گرایی در گروه آزمایش، و روش سنتی (معلم محور) در گروه گواه برای تمامی دروس به کار گرفته شد. داده های به دست آمده با روش تحلیل کوواریانس یک متغیری، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها : نتایج حاصل نشان داد که استفاده ازتدریس ساختن گرایی باعث افزایش میزان خلاقیت دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به گروه تدریس سنتی (معلم محور) شده است (0/001 p< ). نتیجه گیری : با توجه به نتایج پژوهش حاضر، شیوه تدریس ساختن گرایی با فعال ساختن دانش آموزان در فرایند آموزش، می تواند به عنوان یکی از روش های اصلی جهت افزایش خلاقیت به کار رود.
رابطه بین ویژگی های شخصیت و باورهای فراشناختی در نوجوانان: نقش تفاوت های جنسیتی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیت و باورهای فراشناختی با در نظر گرفتن تفاوت های جنسیتی در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر 12 تا 18 ساله حاضر در مدارس استان تهران در سال تحصیلی 97-96 بود. حجم نمونه شامل 300 نفر از نوجوانان دانش آموز بود که به صورت دو گروه (با در نظر گرفتن جنیست) دانش آموز دختر شامل 150 نفر و دانش آموز پسر شامل 150 نفر و به روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج به پژوهش انتخاب شدند. این دانش آموزان به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت کودکان و نوجوانان (باربارانلی و همکاران، 2003) و پرسشنامه باورهای فراشناختی (ولز و همکاران، 2003) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده، از روش آماری همبستگی استفاده شد. یافته های این پژوهش حاکی از آن بود که به طور کلی بین ویژگی های شخصیتی نوجوانان پسر و نیز دختر و باورهای فراشناختی آن ها رابطه وجود دارد. هم چنین، رابطه بین ویژگی های شخصیتی و باورهای فراشناختی در دختران و پسران متفاوت است. با توجه به اهمیت باورهای فراشناختی به خصوص در دوران نوجوانی که دوره حساسی می باشد، شناخت و بررسی عواملی که می تواند بر این روابط اثر گذارد و یکی از آن ها ویژگی های شخصیت است خود می تواند سبب بهبود و تغییر ویژگی های منفی در شخصیت نوجوان گردد، می تواند به ارائه راهبردهای درمانی منجر شود.
مقایسه تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی در نمونه های غیربالینی نوجوانان با علائم اختلال اضطراب فراگیر و اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
23 - 34
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دواختلال اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی از اختلالاتی شایع در کودکان و نوجوانان بشمار می روند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه نظم دهی هیجان و انعطاف پذیری شناختی در بین نمونه های غیربالینی نوجوانان با علائم اختلال اضطراب فراگیر و اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: با یک طرح علی مقایسه ای از جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسطه اول شهرستان خرم آباد دو گروه بر مبنای نمرات برش مقیاس های اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی و تشخیص روانشناس انتخاب شدند. همه آزمودنی ها از لحاظ نمرات مقیاس های دشواری های تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چند متغیره تفاوت معناداری را در ترکیب خطی متغیرهای وابسته برای دو گروه نشان داد. آزمون های تک متغیری تحلیل واریانس نیز نشان داد که دانش آموزان دارای اضطراب فراگیر مشکلات بیشتری در راهبردهای تنظیم هیجان و دانش آموزان دارای اضطراب اجتماعی مشکلات بیشتری در آگاهی هیجانی، اما در عین حال سطوح بالاتری (مشکلات کمتری) از انعطاف پذیری شناختی (در جایگزین ها) را داشتند. در دیگر متغیرها بین دو گروه تفاوت معناداری نبود. نتیجه گیری: اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی در نوجوانان در مؤلفه های مربوط به دشواری های تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی متفاوت هستند. بنابراین ملاحظات ارزشیابی، تشخیص، و درمان باید با تأکید بر این تفاوت ها در هر دو اختلال صورت گیرد .
اثربخشی روان درمانی معنوی مذهبی بر افسردگی، اضطراب و کیفیت زندگی سربازان معتاد به مواد مخدر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش،بررسی اثربخشی روان درمانی معنوی مذهبی بر افسردگی، اضطراب و کیفیت زندگی سربازان معتاد به مواد مخدر است. روش: پژوهش حاضراز نظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت نیمه تجربی بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه سربازان معتاد به مواد مخدر ساکن در شهر اصفهان بود. تعداد نمونه انتخابی در این پژوهش ۴۰ نفر بود که در هر گروه آزمایش و گواه ۲۰ نفر شرکت داشتند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب گردید. داده های تحقیق با استفاده از پرسشنامه ی کیفیت زندگی(SF36)، پرسشنامه ی افسردگی بک و پرسشنامه ی اضطراب بک گردآوری شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که راهبردهای معنوی و مذهبی در افزایش کیفیت زندگی تاثیر بسزایی دارد که در پی آن سلامت روان و عملکرد تکالیف روزانه افزایش می یابد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که روان درمانی معنوی مذهبی بر افسردگی، اضطراب و کیفیت زندگی سربازان معتاد به مواد مخدر تاثیر معناداری داشته است.
رابطه سلامت روانی والدین با سازگاری فرزندان پسر مقطع ابتدایی منطقه 17 شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش باهدف بررسی رابطه بین سلامت روانی والدین و سازگاری فرزندان پسر آن ها انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری را تمامی دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی منطقه 17 شهر تهران تشکیل دادند. حجم نمونه شامل 375 نفر (والدین و فرزندان) بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند به طوری که از بین مدارس پسرانه ابتدایی منطقه 17 شهر تهران 6 مدرسه و از هر مدرسه4 کلاس و از هر کلاس 16 نفر از روی لیست به طور تصادفی انتخاب شدند. برای بررسی سلامت روانی والدین از پرسشنامه GHQ گلدبرگ (1986) با پایایی 0/93 ، و برای بررسی سازگاری فرزندان از پرسشنامه سازگاری 37 سؤالی دخانچی (1387) با پایایی 0/81 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از مدل های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره نشان داد که بین سلامت روانی والدین و سازگاری فرزندان پسر آن ها رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین مؤلفه های اضطراب والدین و افسردگی والدین با سازگاری فرزندان پسر آن ها رابطه منفی معنادار و بین سلامت جسمانی و ارتباط اجتماعی و سازگاری فرزندان پسر آن ها رابطه مثبت معنادار وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که از سلامت روانی والدین می توان سازگاری فرزندان پسر آن ها را پیش بینی نمود.
تأثیر برنامه منتور شیب بر عوامل تنش زا و میزان اعتماد به نفس دانشجویان پرستاری درمحیط بالینی سال 95-94(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیربرنامه منتور شیب بر عوامل تنش زا و اعتماد به نفس دانشجویان پرستاری در محیط بالینی بیمارستان امام سجاد (ع) رامسر انجام گرفت. روش کار: این مطالعه نیمه تجربی است 60 نفر از دانشجویان ترم دوم پرستاری، دانشکده پرستاری مامایی فاطمه زهرا رامسر بطور سرشماری انتخاب و به صورت تصادفی به دوگروه کنترل (30 نفر) وآزمون (30 نفر) تقسیم شدند. درگروه آزمون به ازای هر 4-3 دانشجوی ترم دوم، یک دانشجوی ترم شش پرستاری به عنوان منتور نقش راهنمایی و حمایت را به عهده گرفت. جهت جمع اوری داده ها، از نسخه فارسی فرم بررسی تجربه محیط بالینی (Kack & Kleehammer، 1990) وپرسشنامه اعتماد به نفس (Montalto, 2001) استفاده شد. داده های جمع اوری شده با آزمون های آماری در سطح معنی داری (05/0 > P) تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: میانگین نمرات عوامل تنش زای محیط بالینی در گروه آزمون بعد از مداخله کاهش (001/0 > P) و در گروه کنترل تغییر نیافت (43/0 = P). میانگین نمره اعتماد به نفس گروه آزمون نسبت به کنترل افزایش بیشتری یافت. آزمون تی مستقل اختلاف معنی داری، بین تفاضل میانگین نمرات اعتما د به نفس قبل وبعد کارآموزی بین دو گروه نشان داد (001/0 > P). نتیجه گیری: پیشنهاد می شود برنامه ریزان آموزش بالینی از شیوه های نوین ومقرون به صرفه به عنوان یک روش آموزشی مکمل در جهت ارتقای آموزش بالینی در برنامه ریزی آموزشی مد نظر قراردهند.
اثربخشی کیفیت زندگی مبتنی بر معنویت درمانی اسلامی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای کودک اتیسم شهرستان اردکان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
با توجه به مشکلات سازگاری در مادران کودکان مبتلا به اختلال اتیسم، پژوهش حاضر به دنبال بررسی اثربخشی کیفیت زندگی مبتنی بر معنویت درمانی اسلامی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای کودک اتیسم بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران کودکان مبتلا به اختلال اتیسم در سال 1397 بود که به مرکز راه تربیت شهرستان اردکان مراجعه کردند. از جامعه آماری پژوهش، ۴ نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل بود. کیفیت زندگی مبتنی بر معنویت درمانی اسلامی طی 8 جلسه آموزش داده شد و پرسشنامه ها در جلسه اول (خط پایه)، سوم، پنجم و هشتم درمان، جهت سنجش سازگاری اجتماعی مادران اجرا شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل نگاره ای تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد، کیفیت زندگی مبتنی بر معنویت درمانی اسلامی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای کودک اتیسم شهرستان اردکان تأثیر معناداری دارد. نتایج نشان داد درمان کیفیت زندگی مبتنی بر معنویت درمانی اسلامی به بهبود مشکلات روانی مادران کودکان اوتیستیک ازجمله سازگاری اجتماعی این کودکان کمک می کند.
مدل علی اشتیاق تحصیلی بر اساس خودکارامدی و کمک طلبی با میانجی گری سرزندگی تحصیلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : در سال های اخیر، از اشتیاق تحصیلی به عنوان شاخص کیفیت دانشگاهی و یکی از اهداف آموزش عالی نام برده می شود که شناخت عوامل زمینه ساز آن ضروری به نظر می رسد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مدل یابی علی اشتیاق تحصیلی بر اساس خودکارامدی و کمک طلبی تحصیلی با میانجی گری سرزندگی انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری را همه دانشجویان مقطع کارشناسی مجتمع آموزش عالی اسفراین در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل 304 دانشجو (253 پسر و 51 دختر) بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. جهت سنجش متغیرهای مورد نظر از مقیاس های اشتیاق تحصیلی Fredericks و همکاران، سرزندگی تحصیلی دهقانی زاده و حسین چاری، خودکارامدی تحصیلی Owen و Froman و مقیاس کمک طلبی Patrick و Ryan استفاده گردید. یافته ها: خودکارامدی تحصیلی و کمک طلبی تحصیلی تأثیر مستقیم، مثبت و معنی داری بر اشتیاق تحصیلی داشتند. این دو متغیر از طریق سرزندگی تحصیلی، تأثیر غیر مستقیم، مثبت و معنی داری بر اشتیاق تحصیلی گذاشتند. سرزندگی تحصیلی به طور مثبتی اشتیاق تحصیلی را پیش بینی کرد. در مجموع، سرزندگی تحصیلی نقش میانجی گری را بین خودکارامدی تحصیلی، کمک طلبی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان ایفا نمود. نتیجه گیری: با تقویت خودکارامدی و کمک طلبی، می توان به دانشجویان کمک کرد تا بر مسایل و مشکلات تحصیلی خود غلبه کنند و در نتیجه، موجب افزایش سرزندگی تحصیلی آنان شد و این عوامل در کنار یکدیگر شرایط ایجاد اشتیاق تحصیلی دانشجویان را فراهم می سازد.
رابطه شوخ طبعی مدیران با خلاقیت سازمانی: نقش میانجی گر رفتار سازمانی مثبت
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه شوخ طبعی مدیران با خلاقیت سازمانی با توجه به بررسی نقش میانجی رفتار سازمانی مثبت بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان کرمانشاه بود. 160 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های شوخ طبعی خشوعی و همکاران، رفتار سازمانی مثبت لوتانز و همکاران و خلاقیت سازمانی سرمد و همکاران را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی پیرسون، آزمون سوبل و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که شوخ طبعی مدیران بر رفتار سازمانی مثبت و خلاقیت سازمانی تأثیر مستقیم و معنی داری دارد. رفتار سازمانی مثبت نیز اثری مثبت و مستقیم بر خلاقیت سازمانی داشت. یافته ها بیانگر اهمیت نقش شوخ طبعی و رفتار سازمانی مثبت در خلاقیت سازمانی است.
ساختار هدفی تبحری و بی صداقتی تحصیلی: نقش میانجی جهت گیری هدف یادگیری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : تعیین رابطه ساختار هدفی تبحری و بی صداقتی تحصیلی با توجه به نقش واسطه گری جهت گیری هدف یادگیری بود. روش کار : 385 دانشجوی کارشناسی (شامل 131 پسر و 254 دختر) دانشگاه لرستان به روش نمونه برداری طبقه ای نسبی انتخاب و مقیاس ساختار هدفی کلاس (میگلی وهمکاران،2000)، مقیاس بی صداقتی تحصیلی (خامسان و امیری،1389)، و مقیاس جهت گیری هدف پیشرفت (بوفارد وهمکارن، 1998) را تکمیل کردند روش این پژوهش توصیفی و ازنوع همبستگی بود که در آن رابطه بین متغیرها در قالب تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها : نتایج نشان داد که ساختار هدفی تبحری پیش بینی کننده منفی بی صداقتی تحصیلی و پیش بینی کننده مثبت جهت گیری هدف یادگیری است. همچنین نتایج تحلیل مسیر، نشانگر نقش واسطه ای جهت گیری هدف یادگیری در بین ساختار هدفی تبحری و بی صداقتی تحصیلی بود. نتیجه گیری : با توجه به اینکه ساختار هدفی تبحری و جهت گیری هدف یادگیری با بی صداقتی تحصیلی ارتباط معکوسی دارد، می توان نتیجه گرفت که حاکم شدن ساختار هدفی تبحری در کلاس و انتخاب جهت گیری هدف یادگیری باعث کاهش بی صداقتی تحصیلی در بین دانشجویان می شود.
رتبه بندی عوامل بازدارنده تولید علمی از دیدگاه اعضای هیأت علمی دانشگاه تبریز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از عوامل مهم پیشرفت کشورها، تولید علم و تبدیل آن به ثروت توسط دانشگاههاست. دانشگاه ها در این فرایند با موانعی مواجهند که بررسی و شناسایی موانع تولید علمی دانشگاه ها می تواند به بهبود کیفیت تولیدات علمی منجر شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی موانع تولید علمی از دیدگاه اعضای هیات علمی دانشگاه تبریز می باشد. روش کار: پژوهش حاضر، پژوهشی پیمایشی مقطعی است. نمونه مورد مطالعه تعداد 250 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه تبریز شاغل به تدریس در نیمسال اول سال تحصیلی 96-95 می باشند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته 81 سؤالی با طیف لیکرت پنج درجه ای بود. روایی پرسشنامه از نظر متخصصان علوم تربیتی تأیید شد و برای پایایی از آلفاخ کرونباخ استفاده شد که ضریب 82/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داه ها از نرم افزار SPSS 25 و آزمون های تی تک نمونه ای و فریدمن استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد عوامل برنامه درسی و محتوا، انتشار یافته های علمی، موانع سازمانی- مدیریتی، هیأت علمی، شیوه های یاددهی، ماهیت پژوهش، ابزارهای پژوهش، ارتباط علم با جامعه و صنعت، کمبود امکانات و فرصت ها و موانع فراحوزه ای در بازدارندگی تولید علمی نقش دارند. عامل فراحوزه ای بیشترین نقش و عامل محتوا و برنامه درسی کمترین نقش را در بین عوامل بازدارنده تولید علم دارد. نتیجه گیری: با توجه به سهم بالای عامل فراحوزه ای در بین موانع تولید علمی می توان گفت که برای بسترسازی تحول اثربخش در تولید علم، وجود نگرش سیستمی مبنی بر ارتباط متقابل و اثرگذار بخش های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی امری ضروری است.
تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی و متوسطه اول از نظر توجه به مؤلفه های پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵۰
11-24
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی و متوسطه اول از نظر توجه به مؤلفه های پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی بود. جامعه آماری شامل همه کتاب های درسی دوره ابتدایی و متوسطه اول می باشد که در سال 1396 چاپ شده است. با توجه به ماهیت موضوع، نمونه گیری انجام نشده و تمام جامعه آماری بررسی شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات سیاهه تحلیل محتوای کتاب های درسی بوده که روایی آن توسط متخصصان علوم تربیتی و کارشناسان مربوطه انجام شده است. یافته ها: در مجموع در کتاب های درسی دوره ابتدایی و متوسطه اول، 176 مرتبه به جنبه های مختلف اعتیاد اشاره شده که 165مورد (75/93 %) مربوط به پایه هشتم، 9مورد (1/5 %) مربوط به پایه هفتم، 2مورد (13/1 %) مربوط به پایه نهم بوده است. در دوره ابتدایی اشاره ای به مؤلفه های پیشگیری از اعتیاد نشده است. مؤلفه «عوارض ناشی از اعتیاد» با 97 فراوانی (55 %) بیشترین و مؤلفه های «راه های پیشگیری از اعتیاد»، «جرم و قوانین مرتبط با اعتیاد»، و «سابقه تاریخی مصرف مواد مخدر» هر کدام با 6 فراوانی (4/3 %) کمترین فراوانی را داشته است. نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان می دهد که در دوره ابتدایی و پایه های هفتم و نهم متوسطه اول به مؤلفه های پیشگیری از اعتیاد توجه کافی نشده و نیاز به توجه بیشتر دارد.