فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴٬۳۶۱ تا ۲۴٬۳۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
یادگیری یکی از مهارت های اساسی و پایه ای زندگی است که هم به زندگی رونق و دوام می بخشد و هم زندگی است که ضرورت یادگیری را به وجود می آورد. در دنیا شخص یا موجودی را نمی توان یافت که از ابتدایی ترین تا پیچیده ترین و تخصصی ترین رفتارها و عملکردهای فردی و اجتماعی خود را مدیون یادگیری نباشد. هر چه میزان یادگیری بیشتر و عمیق تر باشد در بهبود شرایط زندگی نقش مؤثرتری بازی می کند. با توجه به اهمیت موضوع یادگیری، در این مقاله ، به شرایط موثر و مهم در یادگیری و برخی از وظایف والدین کودکان دارای اختلال یادگیری، درمان مشکلات یادگیری و جنبه های پیشگیری از آن اشاره شده است.
رابطه باورهای کارآمدی جمعی و باورهای خودکارآمدی با رضایت شغلی دبـیران مـرد دوره متوسطـه شهر قـم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط باورهای کارآمدی جمعی و باورهای خودکارآمدی با رضایت شغلی دبیران دبیرستان های نظری شهر قم است. بدین منظور 285 دبیر به روش نمونه-گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس کارآمدی جمعی، (گودارد، هوی و ولفوک هوی، 2000)، برای اندازه گیری باورهای کارآمدی معلمان از مقیاس ساخته شده توسط چانن موران و ولفوک هوی (2001) و برای سنجش رضایت شغلی از پرسشنامه تعدیل شده رضایت شغلی مینه سوتا استفاده شده است. برای بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش از ضرایب همبستگی پیرسون و هم چنین تحلیل رگرسیون چندگانه، گام به گام استفاده شد. نتایج تحلیل ها نشان داد که باورهای کارآمدی جمعی با رضایت شغلی و مولفه-های آن در سطح p<0/01 رابطه مثبت معنی داری دارد. نتایج اجرای تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که دومتغیر باورهای کارآمدی جمعی و باورهای کارآمدی معلم به صورت معناداری حدود 5/19 درصد تغییرات رضایت شغلی معلمان را پیش بینی می کند.
پیش بینی هوش معنوی دانشجویان از روی صفات شخصیتی آن ها(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هوش معنوی نوعی هوش غایی است که مسایل معنایی و ارزشی را نشان داده، مسایل مرتبط با آن را حل می کند. هدف پژوهش حاضر این است که آیا می توان بین ویژگی های شخصیتی و هوش معنوی در گروهی از دانشجویان دانشگاه اصفهان به یک رابطه آماری دست یافت.
مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به روش همبستگی در سال تحصیلی 1390-1389 انجام شد. نمونه پژوهش 284 نفر از دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه اصفهان (130 مرد و 154 زن) بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و با استفاده از پرسش نامه شخصیتی نئو و مقیاس هوش معنوی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های پژوهش با روش های آماری توصیفی، ضریب همبستگی Pearson و رگرسیون تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: از بین پنج عامل شخصیت، روان آزرده گرایی با هوش معنوی همبستگی منفی (001/0 > P) و متغیرهای برون گرایی، توافق جویی و وجدانی بودن با هوش معنوی همبستگی مثبت (001/0 > P) داشتند. همچنین برون گرایی، توافق جویی و وجدانی بودن با هوش معنوی همبستگی چندگانه داشتند (63/16 = F).
نتیجه گیری: این مطالعه نشان دهنده نقش ویژگی های شخصیتی در هوش معنوی دانشجویان است. از پنج عامل بزرگ شخصیت متغیرهای برون گرایی، توافق جویی و بیش از همه وجدانی بودن پیش بینی کننده هوش معنوی است. بنابراین ارزیابی و توجه به ویژگی های شخصیتی به عنوان یک عامل پیش بینی کننده در افزایش هوش معنوی ضروری به نظر می رسد.
مقایسه سلامت روان شناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر، بیماران مبتلا به اختلال های ارگانیک دستگاه گوارش و افراد بهنجار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سندرم روده تحریک پذیر شایع ترین اختلال عملکردی دستگاه گوارش است که عوامل روان شناختی در ایجاد و تشدید علایم آن نقش مهمی ایفا می کند. این پژوهش با هدف مقایسه سلامت روان شناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر، اختلال های ارگانیک دستگاه گوارش و افراد بهنجار انجام شد.
مواد و روش ها: در قالب یک طرح علی- مقایسه ای سه گروه شرکت کننده شامل 86 نفر بیمار مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر، 86 نفر بیمار مبتلا به اختلال های ارگانیک دستگاه گوارش و 86 نفر از افراد بهنجار با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کننده ها پرسش نامه SCL-90-R یا Symptom cheklist-90-revised را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: در تمام مؤلفه های سلامت روان شناختی بین بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر با بیماران مبتلا به اختلال های ارگانیک دستگاه گوارش و افراد بهنجار تفاوت معنی داری وجود دارد؛ در حالی که بین بیماران مبتلا به اختلال های ارگانیک دستگاه گوارش و افراد بهنجار فقط در خرده مقیاس شکایت های جسمانی تفاوت معنی داری وجود داشت.
نتیجه گیری: با توجه به این که مبتلایان به سندرم روده تحریک پذیر نسبت به بیماران مبتلا به اختلال های ارگانیک دستگاه گوارش و افراد بهنجار، سلامت روان شناختی پایین تری داشتند، نقش عوامل روان شناختی در سبب شناسی و درمان این سندرم باید مورد توجه قرار گیرد.
اثربخشی رویکرد پذیرش و تعهد درمانی در کاهش شدت تجربه درد در زنان مبتلا به اختلال سردرد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سردرد تنشی و میگرن شایع ترین نوع سردرد است که موجب افت شدید کارکرد روزانه افراد می شود. از آنجا که دارو درمانی به تنهایی در درمان بسیاری از این بیماران به اندازه کافی مفید نیست، لذا این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی رویکرد پذیرش و تعهد درمانی در کاهش تجربه درد زنان مبتلا به سردرد مزمن انجام گرفت. روش: در این مطالعه که یک کار شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود، نمونه مورد مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس و از مراجعه کنندگان به بیمارستان بقیه اله انتخاب شدند که از میان آنها تعداد 30 نفر به تصادف به دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل تقسیم شدند و بر اساس معیارهای انجمن بین المللی سردرد و با تشخیص قطعی پزشک متخصص مورد ارزیابی قرار گرفتند. در مرحله پیش آزمون، به منظور سنجش میزان و شدت درد آزمودنیهای دو گروه، از پرسشنامه شدت درد و برای سنجش میزان پذیرش درد از پرسشنامه هنجاریابی شده پذیرش درد مزمن استفاده شد. گروه آزمایش تحت آموزش متغیر مستقل قرار گرفت و گروه کنترل، هیچ گونه درمانی را دریافت نکرد. در مرحله پس آزمون روی هر دو گروه مجدداً پرسشنامه های فوق اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج پژوهش به خوبی نشان داد که درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش در کاهش تجربه درد در زنان مبتلا به سردرد مزمن مؤثر بوده است. نتیجه گیری: نتایج بر اهمیت این مداخلات در بیماری های روان تنی و ارائه افق های جدید در مداخلات بالینی تأکید دارد.
نقش مؤلفه های حالت فراشناختی در خودنظم جویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش حالت فراشناختی و مؤلفه های آن در خودنظم جویی دانش آموزان بود. روش: پژوهش از نوع همبستگی و جامعه شامل 31263 نفر دانش آموز دبیرستانی بود. بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای، 139 دانش آموز شامل 64 پسر، 75 دختر از مناطق 2 و 6 شهر تهران انتخاب شدند و به پرسشنامه حالت فراشناختی اونیل و عابدی، 1996 و پرسشنامه خودنظم جویی پنتریچ و دی گروت، 1990 پاسخ دادند. داده ها با استفاده از رگرسیون چندگانه و تحیل واریانس چندمتغیری یک راهه تحلیل شد. یافته ها: یافته ها رابطه مثبت حالت فراشناختی و خودنظم جویی را نشان داد به گونه ای که مؤلفه های حالت فراشناختی شامل آگاهی فراشناختی، راهبرد شناختی، خودبازبینی و برنامه ریزی 57 درصد از واریانس خودنظم جویی را پیش بینی می کردند. علاوه بر این، تفاوت بین دانش آموزان دختر و پسر در مؤلفه برنامه ریزی معنادار بود و دختران وضعیت بهتری در این مؤلفه نسبت به پسران داشتند. ولی تفاوت آن ها در سایر مؤلفه های فراشناختی، معنادار نبود. نتیجه گیری: با توجه به رابطه مثبت حالت فراشناختی با خودنظم جویی، آموزش مؤلفه های حالت فراشناختی می تواند در افزایش بازبینی فراشناختی، کنترل فراشناختی و خودنظم جویی دانش آموزان مؤثر باشد و پیشرفت تحصیلی آن ها را تسهیل کند.
هویتی نو برای پژوهش های هویت: رهنمودهایی برای بسط و تمرکز مجدد بر ادبیات پژوهشی هویت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثر گروه درمانی شناختی رفتاری چند مؤلفه ای بر بی خوابی، شاخص های خواب، باورهای ناکارآمد خواب و خودکارآمدی خواب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر درمان شناختی– رفتاری چند مؤلفه ای بر علایم بی خوابی، باورهای ناکارآمد خواب، خودکارآمدی خواب و شاخص های چهارگانه خواب است. جامعه آماری، کارکنان روز کار شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجاری بودند. نمونه پژوهش 45 نفر از کارکنان مبتلا به بی خوابی بود که به صورت تصادفی چندمرحله ای انتخاب و در گروه آزمایش، پلاسیبو و لیست انتظار گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل جدول گزارش خواب٬ مقیاس باورها و نگرش های ناکارآمد خواب، مقیاس بی خوابی اتنس و مقیاس خودکارآمدی ادراک شده خواب بود. گروه آزمایش 6 جلسه مداخله گروهی دریافت کردند. گروههای کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند و فقط از گروه پلاسیبو خواسته شد که به مدت 6 هفته برگه های گزارش خواب را تکمیل و هر جلسه برای بازبینی همراه بیاورند. نتایج تحلیل مانکوا، آنکوا و مقایسه های زوجی بونفرنی در پس آزمون و پیگیری نشان داد که میانگین نمره بی خوابی، باورهای ناکارآمد و تأخیر در شروع خواب گروه آزمایش در مقایسه با گروه پلاسیبو و گروه کنترل کاهش و خودکارآمدی خواب و مقدار کلی خواب افزایش معنی داری یافته بود، ولی بین دو گروه پلاسیبو و کنترل تفاوت معنی داری یافت نشد. از نظر مقدار کلی در بستر بودن در پیگیری تفاوت معنی داری بین گروه آزمایش و گروههای کنترل مشاهده نشد.
مقایسه ویژگی های شخصیتی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروز (M.S ) و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور مقایسه صفات شخصیتی در بیماران مبتلا به M.S و مقایسه آن با افراد عادی اجرا شد. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از طرح علی - مقایسه ای استفاده شد. بدین منظور ، تعداد 76 نفر بیمارM.S مراجعه کننده به انجمن M.S ایران که دارای تشخیص کمتر از دو سال بیماری بوده اند با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب و به لحاظ ویژگی های سن، جنس، میزان تحصیلات، نوع منزل (استیجاری و شخصی) و شغل از گروه سالم نمونه ای همتا گرفته شد. برای بررسی صفات شخصیتی از فرم کوتاه پرسشنامه NEOاستفاده شد. به منظور طبقه بندی داده ها از نرم افزار SPSS و به منظور تحلیل داده ها از آزمون tتست برای دو گروه مستقل استفاده شد. نتایج تحلیل ها نشان داد ٰدر بعدهای شخصیتی با توجه به آزمون انجام شده بین بیمارانM.S و عادی از لحاظ صفات روان رنجور خویی و توافق پذیری تفاوت معناداری وجود دارد. به گونه ای که به طور معناداری افراد دارای بیماری M.S از لحاظ میزان روان رنجور خویی نمره بالا و در بعد توافق نمره پایین تری نسبت به افراد عادی کسب کردند، ولی در سه بعد شخصیتی دیگر یعنی، برون گرایی ، باز بودن ، وجدانی بودن بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتایج نشان داد که بیماران مبتلا به M.S در دو بعد شخصیتی روان رنجور خویی و توافق پذیری با افراد عادی متفاوت بوده و در حقیقت افراد دارای صفت روان رنجور خویی و افرادی که به لحاظ ارتباطات اجتماعی در سطح پایینی قرار دارند آمادگی بیشتری برای کسب بیماری M.S دارند.
مقایسه تأثیر تفکر انتقادی بر فرایند تصمیم گیری در نخبگان علمی، اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل خطر و محافظت کننده خشونت خانگی فیزیکی علیه زنان در کشورهای حوزه مدیترانه شرقی: مرور نظام مند و فراتحلیل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر شناسایی و طبقه بندی عوامل تأثیرگذار بر بروز خشونت خانگی فیزیکی علیه زنان در کشورهای حوزه مدیترانه شرقی در قالب یک مرور نظام مند بود. روش : جست وجوی الکترونیک در پایگاه های اطلاعاتی و مجموعه مجله های PubMed ، EMBASE ، Web of Knowledge (ISI) ، PsycInfo ، Index Medicus for the Eastern Mediterranean Region (IMEMR) ، Ovid ، Global Health ، IranMedex ، SID و IranDoc و کتابخانه Cochrane و تمامی پایگاه های Science Direct ، Elsevier ، Proquest و Magiran از تاریخ 1949 میلادی تا تاریخ 30 دسامبر 2011، بدون اعمال محدودیت زبان و جست وجوی دستی با استفاده از فهرست منابع پژوهش های انتخاب شده و مستندات طرح «تدوین سند ملی مقابله با خشونت خانگی» انجام شد. معیارهای ورود بررسی ها به پژوهش حاضر عبارت بود از: 1- پژوهش کمّی باشد؛ 2- جامعه پژوهش زنان غیرباردار با دست کم یک بار تجربه زندگی مشترک باشد؛ 3- پژوهش در کشورهای حوزه مدیترانه شرقی انجام شده باشد؛ 4- به عوامل خطر/ تعیین کننده/ پیش بینی کننده/ تأثیرگذار در بروز خشونت خانگی فیزیکی علیه زنان در یکی از سه حوزه افراد خشونت دیده (زنان)، افراد خشونت گر و جامعه پرداخته باشد؛ 5- هر سه معیار 3-1 و دست کم دو مورد از معیار های 10- 4 از معیارهای فهرست ارزیابی نقادانه ( CACL ) را دارا باشد. ارزیابی نقادانه با استفاده از فرم از پیش طراحی شده، به وسیله دو نفر به صورت جداگانه انجام شد. با استفاده از نرم افزار استاتا، ناهمگونی میان پژوهش ها با آزمون Q کوکران بررسی شد و با توجه به نتیجه آن از مدل تصادفی برای استخراج نسبت شانس مشترک استفاده شد. وجود سوگیری انتشار با آزمون همبستگی رتبه بگ و روش رگرسیون اِگر ارزیابی شد. برای نمایش گرافیکی داده ها نیز از نمودارهای انباشت و قیفی استفاده شد. یافته ها : بر پایه فراتحلیل، برخورداری زنان از تحصیلات دانشگاهی، عامل محافظت کننده و اشتغال نداشتن زنان به کار درآمدزا، عامل خطر برای قرارگرفتن در معرض خشونت فیزیکی بود. نتیجه گیری : عوامل بسیاری در سه سطح فرد خشونت دیده، عامل خشونت گر و ویژگی های خانوادگی/ اجتماعی در بروز خشونت خانگی فیزیکی علیه زنان کشورهای حوزه مدیترانه شرقی نقش دارند که شباهت های قابل توجهی با عوامل شناخته شده در سایر کشورها دارند.
بررسی ابعاد و مؤلفه های راهبردی مؤثر در توسعه خلاقیت ونوآوری ( مطالعه موردی اعضای هیأت علمی وکارکنان یک دانشگاه نظامی )
حوزههای تخصصی:
مقدمه : این پژوهش با هدف شناسایی و بررسی ابعاد و مؤلفه های راهبردی مؤثر در توسعه خلاقیت و نوآوری اعضای هیأت علمی و کارکنان یکی از مراکز آموزش عالی نظامی انجام شده است.
روش: پژوهش حاضر از نظر نوع یک تحقیق کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی – پیمایشی است. نمونه آماری شامل 131 نفر از اعضای هیأت علمی و کارکنان یک دانشگاه نظامی است که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند.
نتایج : مقدار ضریب همبستگی چندگانه محاسبه شده بین چهار متغیر پیش بین وارد شده به مدل و متغیر ملاک، برابر 996/0 و مقدار ضریب تبیین برابر با 99/0 می باشد، یعنی 99 درصد از تغییرات متغیر ملاک بوسیله چهار متغیر وارد شده به مدل تبیین می شوند. همچنین ابعاد فردی، گروهی، سازمانی و محیطی متغیرهای مؤثری در پیش بینی میزان خلاقیت و نوآوری می باشند. تأثیر بُعد سازمانی در پیش بینی متغیر وابسته (خلاقیت کارکنان ) بیشتر است.
بحث: با توجه به یافته های پژوهش، تمامی چهار بُعد فردی، سازمانی، گروهی و محیطی و مؤلفه های شناسایی شده در زیر مجموعه آنها بر توسعه خلاقیت و نوآوری مؤثر هستند و با تغییرات در هر یک از این ابعاد می توان میزان توسعه خلاقیت و نوآوری را پیش بینی نمود .
بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر آگاهی سیال بر فعال سازی مولفه های هوشبر هیجانی خانوائه های ایثارگران
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۳ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۱۱
1 - 10
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی
بر آگاهی سیال بر فعال سازی مؤلفه های اصلی هوش هیجانی
خانواده های ایثارگران انجام گرفت. روش: روش مورد استفاده در این پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری را جانبازان بالای 25 درصد سازمان جانبازان و امور ایثارگران استان گیلان و همسرانشان تشکیل میدادند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 50 زوج از آنها انتخاب شدند. در مورد هدف پژوهش، اطلاعاتی به تمام آنها داده شد و پس از جلب رضایت، پرسشنامه هوش هیجانی در اختیار زوجین قرار گرفت تا اقدام به تکمیل آن نمایند. تعداد 20 زوج که نمره پایین تر از میانگین در این آزمون کسب کردند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل و در هر گروه 10 زوج جایگزین شدند. ابزاری که در این پژوهش مورد استفاده
قرار گرفته عبارت است از:پرسشنامه هوشبهر هیجانی بار- آن (EQ-I)
که در ایران توسط دهشیری (1381) هنجاریابی شده است. داده ها با
استفاده از آزمون آماری کوواریانس مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند.
نتایج: نتیجه پژوهش نشان داد که این شیوه درمانی در فعال سازی مؤلفه های اصلی هوشبهر هیجانی شرکت کنندگان مؤثر بوده است. بحث: یافتههای این پژوهش نقش درمان مبتنی بر آگاهی سیال بر فعال سازی مؤلفه های اصلی هوش هیجانی زوجین متاهل را مورد تایید قرار داد و می تواند در تعیین برنامه ریزی و آموزش جهت ارتقای سازگاری زوجین موثر واقع گردد.
تعیین سهم تعارض زناشویی، خود متمایزسازی، استرس شغلی و منبع کنترل در پیش بینی فرسودگی شغلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روانشناسی صنعتی/سازمانی سال سوم بهار ۱۳۹۱ شماره ۱۰
9 - 23
حوزههای تخصصی:
ارتباط ابعاد مهم کنترل شغلی با التزام کاری کارکنان پالایشگاه آبادان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روانشناسی صنعتی/سازمانی سال سوم بهار ۱۳۹۱ شماره ۱۰
73 - 84
حوزههای تخصصی:
پیش بینی فرسودگی شغلی براساس کمال گرایی و رفتار تیپ A در کارکنان آتش نشانی خرم آباد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روانشناسی صنعتی/سازمانی سال سوم تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۱
45 - 52
حوزههای تخصصی:
ساخت مقیاس سنجش سلامت روانی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ساخت مقیاس سنجش سلامت روانی دانشجویان بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی در سال تحصیلی 89-88 بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای واحدهای تهران مرکزی، گرمسار، اسلام شهر، نور و مبارکه به عنوان نمونه انتخاب شدند. از تعداد کل 1000 نفر نمونه، تعداد 367 پرسشنامه کامل انتخاب شد. ضریب پایایی و همسانی درونی مقیاس با استفاده از آلفای کرونباخ91/0 به دست آمد. برای بررسی روایی مقیاس سنجش سلامت روانی از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. تعداد 8 عامل با ارزش ویژه بیشتر از یک98/60% از واریانس کل را تبیین می کنند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مقیاس سنجش سلامت روانی دانشجویان با 24 سؤال قادر است 8 عامل امید، پذیرش خود، تسلط بر محیط، خودمختاری، هدف در زندگی، مثبت اندیشی و اعتماد به نفس و روابط مثبت را اندازه گیری کند. بنابراین، این مقیاس می تواند برای سنجش سلامت روانی دانشجویان به کار گرفته شود.
عمل زمینه ساز تربیتی: تحت هدایت تفکّر متعارف یا تأملی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بهبود فهم خود از عمل زمینه ساز تربیتی در پرتو دیدگاه های موسوم به عملی بود. بدین منظور، سه عمل زمینه ساز فلسفه ورزی، برنامه ریزی درسی و تدریس از این منظر بررسی شد. فرض بر آن بود که دیدگاه های عملی برخی محدودیت های فهم ما از اعمال زمینه ساز ما را آشکار می کنند، و در تلاش برای این آشکارسازی طریقی برای فائق آمدن بر این محدودیت ها ارائه می شود. با نگاه به تربیت به عنوان عمل (پرکسیس) و نقش تفکّر عملی در بهبود و ارتقاء این عمل، فیلسوف تربیتی، برنامه ریز درسی و معلم درصدد رفع محدودیت های تفکّر متعارف و دستیابی به فضیلت عملشان از طریق تأمل بر عمل خود برمی آیند. انتظار این است که طریق ر هایی از این محدودیت ها را در امکانات ذاتی رویکرد عملی بتوان یافت.
نقش فراشناخت و حل مسأله در پیش بینی بهزیستی روان شناختیدر دانش آموزان دختر و پسر شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تعلیم و تربیت فراشناخت به معنی آگاهی فرد از فرایندهای شناختی اش و ارزیابی و نظارت بر تفکر خویش به هنگام حل مسأله است. فراشناخت به عنوان راهبردهای برنامه ریزی و تغییر شناخت رابطه ی نزدیکی با حل مسأله دارد (نپتریچ و دیگروت، 1990) . تعریف گوناگونی از حل مسأله ارائه شده است که یکی از آنها از هپنر ( 1987) است. او حل مسأله را مجموعه واکنش های رفتاری، شناختی و هیجانی فرد می داند که در هنگام برخورد با مسائل روزانه و به منظور سازگاری با کنش های درونی و بیرونی بروز می کنند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین مؤلفه های فراشناخت و ابعاد حل مسأله با بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان بود . به این منظور، از بین جامعه آماری دانش آموزان مقطع راهنمایی و دبیرستان شهر اصفهان، تعداد 97 دانش آموز (50 دختر و 47 پسر ) با دامنه سنی 14 تا 18 سال به روش تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه فراشناخت حالت دانش آموزان (اونیل و عابدی، 1996)، پرسش نامه حل مسأله هپنر و پترسون (1982) و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (1989) را تکمیل نمودند. تحلیل یافته ها نشان داد که مؤلفه های فراشناختی رابطه مثبت و معنادار (در دخترها: 47 / 0 = r ، 001 / 0 > P و در پسرها: 49/0 = r ، 001 / 0 > P ) و ابعاد حل مسأله رابطه منفی و معناداری (در دخترها: 72/0- = r ، 001/0 > P و در پسرها 64/0- = r ، 001/0 > P ) با بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دارد. تحلیل رگرسیون چند متغیره گام به گام نشان می دهد که از بین مؤلفه های فراشناختی، آگاهی در دختران وخودبازبینی در پسران و از بین مؤلفه های حل مسأله به ترتیب در دخترها اعتماد به حل مسأله و کنترل شخصی و در پسرها سبک گرایش اجتناب، بیشترین توان پیش بینی بهزیستی روانی را داشته است. بر اساس یافته های پژوهش به نظر می رسد دانش آموزان دختری که در هنگام برخورد با مشکلات و تکالیف یادگیری از فرایند تفکر خویش آگاه بوده و همچنین به توان خود در حل مشکلات اعتماد بیشتری دارند و دانش آموزان پسری که به هنگام برخورد با موضوع یادگیری عملکرد خویش را بازبینی و اصلاح کرده و از سبک اجتنابی کمتر استفاده می کنند، احساس سلامت روان بیشتری داشته و سطح سازگاری بالاتری در برخورد با تکالیف از خود نشان داده اند.