فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴٬۳۲۱ تا ۲۴٬۳۴۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
اهداف: از جمله روش های فعالی که امروزه توجه صاحب نظران تعلیم و تربیت را به خود جلب کرده است، یادگیری مشارکتی است. پژوهش حاضر به منظور بررسی دقیق تر تاثیر یادگیری مشارکتی از طریق آموختن با هم بر رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان، طراحی و اجرا شد.
روش ها: این مطالعه شبه تجربی در جامعه دانش آموزان پسر دبیرستان های شهر کاشان در سال تحصیلی 89-1388 انجام شد. 50 دانش آموز از دو کلاس یک مدرسه با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در گروه آزمایش از روش یادگیری مشارکتی و در گروه کنترل از روش سنتی استفاده شد. پیش آزمون قبل از اعمال متغیرهای مداخله و پس آزمون پس از اعمال آزمایشی و پیگیری نیز 45 روز پس از اعمال مداخلات انجام شد. برای جمع آوری داده از آزمون رشد مهارت های اجتماعی ماتسون استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر به کمک نرم افزار SPSS 16 استفاده شد.
یافته ها: میانگین نمرات گروه آزمایش تفاوت معنی داری بین پس آزمون و پیگیری با پیش آزمون (0001/0= p ) و همچنین با گروه کنترل (0001/0= p ) نشان داد. بین دو گروه در رشد مهارتهای اجتماعی مناسب، کاهش پرخاشگری و رفتارهای تکانشی، کاهش رفتارهای غیراجتماعی، کاهش میزان غرور و کاهش حسادت و گوشهگیری تفاوت معن ی دار وجود داشت ( 0001/0= p ).
نتیجه گیری: روش یادگیری مشارکتی نسبت به روشهای سنتی تدریس در رشد مهارتهای اجتماعی دانشآموزان موثرتر است.
مقایسه ناگویی خلقی و هوش معنوی در افراد معتاد، افراد تحت درمان با متادون و افراد غیر معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسهی ناگویی خلقی و هوش معنوی در افراد معتاد، افراد تحت درمان با متادون و افراد غیر معتاد انجام گرفت. روش: طرح این مطالعه در مقولهی علی- مقایسه ای قرار میگیرد. نمونه ها شامل 30 نفر معتاد تحت درمان با متادون، 30 نفر معتاد در حال مصرف مواد و 30 نفر از افراد غیر معتاد بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، آزمودنیها پرسشنامه های ناگویی خلقی تورنتو و هوش معنوی کینگ را تکمیل کردند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین افراد گروه معتاد و افراد گروه غیر معتاد و همچنین بین افراد گروه تحت درمان با متادون و افراد گروه غیر معتاد در مقیاس ناگویی خلقی کل و هر سه خرده مقیاس آن تفاوت معنی داری وجود دارد، همچنین بین دو گروه افراد معتاد و افراد تحت درمان با متادون در زیر مقیاس دشواری در تشخیص احساس ها تفاوت معنیداری مشاهده شد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان میدهد که از پرورش تواناییهای کنترل و تنظیم هیجانات و هوش معنوی میتوان به عنوان یک سپر دفاعی در برابر اعتیاد بهره جست و همچنین میتوان با پرورش چنین ویژگیهایی به افراد معتاد در رهایی از اعتیادشان یاری رساند.
بررسی مقایسه ای توانایی حل مسائل اجتماعی و مولفه های آن در زندانیان معتاد و غیرمعتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقایسه ی سطح اضطراب در دانش آموزان دبیرستانی روستایی و شهری در مشهد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:تاثیر تغییرات سریع فرهنگیاجتماعی و افزایش اﺧﺘﻼﻻت عصبیرواﻧـﻲ در دنیا، این اﺧــﺘﻼﻻت را به دوﻣــﻴﻦ عامل ناتوانی تا ﺳــﺎل 2020 تبدیل نموده است. اﺧﺘﻼﻻت عصبیرواﻧـﻲ به ویژه اضطراب در نوجوانان، عامل مهمی در کاهش سلامتی، افت تحصیلی و اقدام به رفتارهای مخاطرهآمیز است. این مطالعه به منظور بررسی سطح اضطراب دانشآموزان روستایی و شهری در مشهد انجام گرفت.
روشکار: در این مطالعهی مقطعی، تعداد 340 دانشآموز دبیرستانی روستایی و شهری مشهد در سال 1385 با نمونهگیری طبقاتیخوشهای وارد پژوهش شدند و مشخصات جمعیتشناختی، نحوهی انجام فرایض دینی، علاقه به تحصیل و وضعیت تحصیلی ایشان بررسی شد. دادهها توسط پرسشنامهی اضطراب
اشپیلبرگر جمعآوری و با آزمونهای تحلیل واریانس، تی و مجذور خی تحلیل شدند.
یافتهها:در مجموع 337 نفر دانشآموز با میانگین سنی 3/1±5/16 سال بررسی شدند. از شرکتکنندگان 175 نفر (52%) ساکن روستا بودند. اضطراب حالت و صفت به درجات شدید به ترتیب در 23 و 19 درصد دانشآموزان مشاهده شد. در دانشآموزان روستایی میزان اضطراب بالاتر از شهر بود (001/0P<) و حداکثر میانگین نمرهی اضطراب در دختران روستایی دیده شد. دختر بودن (01/0=P)، بیعلاقگی به رشتهی تحصیلی (01/0=P) و عدم انجام منظم فرایض دینی (02/0=P) با سطح اضطراب بالاتر همراه بود.
نتیجهگیری: بر اساس یافته های پژوهش، میزان اضطراب در دختران و به ویژه دانشآموزان جامعهی روستایی بیشتر بود. لذا غربالگری اختلالات اضطرابی و راهکارهای ارتقای بهداشت روان، فراهمسازی شرایط آموزشی و تفریحی مناسب در مدارس روستایی باید مورد توجه قرار گیرد.
مقایسه ی ویژگی های شخصیتی بیماران مبتلا به نشانگان روده ی تحریک پذیر، بیماران مبتلا به سایر اختلال های گوارشی و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده مقدمه پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی ویژگی های شخصیتی بیماران مبتلا به نشانگان روده ی تحریک پذیر، بیماران مبتلا به سایر اختلال های گوارشی و افراد بهنجار انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع علّی- مقایسه ای است. بدین منظور 219 نفر (شامل بیماران مبتلا به نشانگان روده ی تحریک پذیر، بیماران مبتلا به سایر اختلال های گوارشی و افراد بهنجار) بر اساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه ی جمعیت شناختی و پرسشنامه ی پنج عامل بزرگ ایرانی (گردون) استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA) و آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات عامل نوروزگرایی در بیماران مبتلا به نشانگان روده ی تحریک پذیر و بیماران مبتلا به سایر اختلال های گوارشی بیشتر از افراد بهنجار است. در حالی که میانگین نمرات افراد بهنجار در عامل برون گرایی بیشتر از بیماران مبتلا به نشانگان روده ی تحریک پذیر و بیماران مبتلا به سایر اختلال های گوارشی بود. در عامل های گشودگی، نرم خویی و وظیفه شناسی تفاوت بین گروه ها معنادار نبود. نتیجه گیری: ویژگی های شخصیتی بیماران مبتلا به اختلال های گوارشی تلویحات کاربردی فراوانی در زمینه های پژوهشی، سبب شناسی و درمان این اختلال ها دارد.
درآمدی بر ضرورت پرداخت به رویکردهای تلفیقی و دلالت های آن در تبیین رویکرد چندرشته ای متقاطع روانشناسی اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه امروزه مورد اتفاق نظر اغلب اقتصاددانان است ناتوانی اقتصاد متعارف در حل مشکلات بشر امروزی و پاسخگویی به سوالات متنوع جامعه کنونی می باشد ، در همین راستا رویکردهای تلفیقی برای پاسخ به سوالاتی که یک رشته به تنهایی قادر به ارائه راه حل مناسب برای آنها نبوده، مطرح شده است . در این مقاله بعد از مرور اجمالی رویکردهای تلفیقی، چگونگی ترابط دو رشته اقتصاد و روان شناسی برای بهبود وضعیت زندگی انسان در قالب رویکرد بین رشته ای «روان شناسی اقتصادی» را مورد بررسی قرار می دهیم. از دستاوردهای مطالعه رویکرد روان شناسی اقتصادی می توان به معرفی شاخص های جدیدی که تاکنون در اقتصاد متعارف مورد مطالعه قرار نمی گرفتند، تغییر رویکرد عینی به ذهنی در مواجهه با مطلوبیت فرد، برای محاسبه مطلوبیت مفاهیمی نظیر دوستی، عزت نفس و احترام که تاکنون مورد توجه اقتصاد متعارف نبوده است و همچنین ارائه روش های کمی دقیق برای محاسبه میزان رفاه افراد اشاره کرد.
نقش هماهنگی شناختی در رابطه ی شناخت اجتماعی ضمنی و آشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناخت اجتماعی به دو حوزهی ضمنی و آشکار تقسیم شده است. نظریهی ارزیابی تداعیگرا-گزارهای گاورونسکی و بودنهازن (2006) پیشبینی میکند که طی فرآیند ترجمهی یک شناخت معین از حوزهی ضمنی به آشکار، هماهنگی شناخت ضمنی مربوطه با نسخههای آشکار سایر شناختهای موجود در ذهن بررسی میشود و هر چه این هماهنگی بیشتر باشد، نیاز کمتری به ایجاد تغییر در شناخت مربوطه است و لذا نسخهی آشکار حاصل، ارتباط قویتری با نسخهی ضمنی اولیهی خود خواهد داشت. این مطالعه به آزمودن این فرضیه در متن سه شناخت هویت جنسی، هویت گروهرشتهای و تصور قالبی جنسیت ـ رشته میپردازد. بهعلاوه، بررسی تعدیلگری هماهنگی با نسخههای ضمنی سایر شناختها در رابطهی ضمنی ـ آشکار نیز به عنوان هدفی اکتشافی دنبال میشود. روش: 192 دانشجوی کارشناسی از دو دانشگاه تهران (نیمی علوم انسانی و نیمی ریاضی فنّی، نیمی زن و نیمی مرد) در این پژوهش همبستگی شرکت نمودند. سه شناخت مورد تمرکز، به دو طریق، یکی غیرمستقیم با استفاده از آزمون تداعی ضمنی (گرینوالد، مکقی و شوارتز، 1998)، و دیگری مستقیم با استفاده از پرسشهای لیکرت سنجیده شدند. برای آزمون تعدیلگری هماهنگی شناختی، از رگرسیون سلسله مراتبی برای هر یک از شناختها استفاده شد. یافتهها: در مورد هویت جنسی و هویت گروهرشتهای، نه هماهنگی با دو شناخت آشکار دیگر و نه هماهنگی با دو شناخت ضمنی دیگر تعدیلگر معناداری در رابطه بین نسخههای ضمنی و آشکار آنها نبودند. برای تصور قالبی، هماهنگی با شناختهای آشکار دیگر تعدیلگر معناداری نبود، اما هماهنگی با شناختهای ضمنی دیگر به طور حاشیهای معنادار شد. نتیجهگیری: نظریهی گاورونسکی و بودنهازن (2006) در مورد هیچکدام از سه شناخت تأیید نشد. در مورد تصور قالبی، نتایج دلالت دارد بر اینکه دو فرآیند متمایز از فرآیند ذکرشده در این نظریه در ساخت تصور قالبی آشکار نقش داشته باشند: یکی فرآیندی براساس شناختهای آشکار دیگر، و دوم فرآیندی بر پایهی میزان تعامل بین سه شناخت در حوزهی ضمنی.
تأثیر رویکرد اجتماع درمان مدار در درمان اعتیاد و اختلال های روانی همراه(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی تأثیر درمان شناختی رفتاری بر پرهیز، وسوسه، عود، و تغییر نگرش معتادین به شیشه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: شیوع روز افزون مصرف ماده محرک شیشه و درمان موثر اعتیاد به این ماده، یکی از دغدغه های اصلی متخصصین این حوزه است.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر درمان شناختی رفتاری بر میزان پرهیز، وسوسه، عود و تغییر نگرش معتادین به شیشه است.
روش: در این طرح شبه آزمایشی، 36 بیمار با تشخیص وابستگی به شیشه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه قرار داده شدند. گروه آزمایش طی 12 جلسه دو ساعته به صورت انفرادی تحت درمان قرار گرفتند. آزمودنی های هر دو گروه توسط مصاحبه ساخت یافته شخصیت، پرسشنامه نگرش نسبت به مواد، قبل از شروع درمان (مرحله پایه)، جلسه ششم، دوازدهم و 90 روز پس از پایان درمان (پیگیری) مورد ارزیابی قرار گرفتند. از طریق خودسنجی در شروع هر جلسه درمانی دفعات لغزش، وسوسه و پرهیز سنجیده شد. گروه کنترل در این مدت درمان روان شناختی دریافت نکرد. داده ها به کمک آزمون t همبسته، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و تحلیل واریانس دو طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: تفاوت معنادار بین میانگین ها در کلیه مراحل مداخله و بین مراحل خط پایه و پیگیری مشاهده شد و در آزمون فرضیه ها گروه آزمایشی پرهیز بیشتر، وسوسه و عود کمتر و تغییر نگرش نسبت به ماده محرک شیشه نشان دادند. پس فرضیه های تحقیق تأیید شد.
بحث و نتیجه گیری: میزان پرهیز، وسوسه، لغزش و عود و نگرش مثبت گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل در تمام مراحل مداخله پایین تر بود، پس رویکرد شناختی رفتاری در درمان اعتیاد به شیشه مؤثر است.
اثر بخشی درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن بر روی نشانه های افسردگی و اندیشناکی در افراد با سابقه یک دوره افسردگی اساسی: طرح تک موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثر بخشی درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن بر روی نشانه های افسردگی و اندیشناکی در افراد با سابقه دورة پیشین افسردگی اساسی بود.
روش: MBCT برای چهار بیمار مبتلا به اختلال افسردگی اساسی در قالب یک طرح مطالعه تک موردی با خطوط پایه چندگانه به مدت هشت جلسه یک ساعتی با دوره پی گیری یک ماهه اجرا شد. برای ارزیابی تغییرات از پرسشنامه افسردگی، سیاهه افسردگی بک و مقیاس پاسخ به شیوه اندیشناکی استفاده شد.
یافته ها: نتایج بررسی که درصد بهبودی بالینی برای نشانه های افسردگی و اندیشناکی برای کل شرکت کننده ها 78% و47% است. این نتایج برای سه بیمار از لحاظ بالینی معنادار به دست آمد.
نتیجه گیری: به نظر می رسد که MBCT در قالب جلسات انفرادی درمان مؤثری در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی است.
رابطه جهت گیری مذهبی سبکهای مقابله و شادکامی در دانشجویان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطة جهت گیری مذهبی، سبک های مقابله و شادکامی در دانشجویان انجام شده است. بدین منظور، حجم 386 نفر به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری طبقه ای از جامعه آماری مورد پژوهش (دانشجویان دانشگاه های کاشان در سال تحصیلی 91 -90) انتخاب و به منظور جمع آوری داده ها، از پرسش نامه جهت گیری مذهبی آلپورت، پرسش نامه مقابله با موقعیت های تنیدگی زا از اندلر و پارکر و پرسش نامه شادکامی آکسفورد استفاده شده است. داده ها با شاخص های آماری همچون همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس، آزمون t و رگرسیون تحلیل شده است. نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد که بین جهت گیری مذهبی درونی و سبک مقابله مسئله محور، رابطه مثبت معنادار (r=0/26)، هم چنین بین جهت گیری مذهبی درونی و شادکامی رابطه مثبت معنادار(r=0/16) وجود دارد. همچنین تحلیل نتایج بیانگر این است که از بین سبک های مقابله، سبک مسئله محور با شادکامی، رابطه مثبت معنادار (r=0/41 ) دارد.
جهت گیری مذهبی و مرکز کنترل بیرونی، ارائة الگوی شادکامی در دانش آموزان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش جهت گیری مذهبی و مرکز کنترل بیرونی در ارائة الگوی شادکامی است. پانصد دانش آموز با روش چندمرحله ای از بین مدارس مقطع متوسطة شهرستان خوسف در سال تحصیلی 91ـ1390، مقیاس های جهت گیری مذهبی، مرکز کنترل بیرونی و شادکامی را تکمیل کردند و برای تحلیل نتایج، از روش تحلیل عاملی و تحلیل مسیر بهره گرفته شد. نتایج نشان داد، تنها جهت گیری بیرونی مذهبی به طور غیرمستقیم از طریق افزایش مرکز کنترل بیرونی، موجب کاهش شادی در زندگی می شود و به طور مستقیم کاهش دهندة شادی در روابط اجتماعی است. بنابراین، نه تنها بررسی نقش جهت گیری مذهبی بیرونی در ادراک شادکامی مهم می باشد، بلکه مرکز کنترل، تبیین کنندة نقش جهت گیری مذهبی بر شادکامی است.
تأثیر آموزش ایمن سازی در مقابل استرس بر اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش ایمن سازی در مقابل استرس بر اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع اول متوسطه شهر میاندوآب در سال تحصیلی90-89 بود. این پژوهش نیمه تجربی روی 30 نفر از دانش آموزانی که در آزمون اضطراب امتحان فیلیپس بالاترین نمره را آورده بودند انجام شد. نمونه آماری با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. آموزش ایمن سازی در مقابل استرس در شش جلسه یک و نیم ساعته هفته ای دو بار به گروه آزمایش داده شد، ولی گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده های بدست آمده با استفاده از تحلیل کواریانس یک راهه (آنکووا) تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که اضطراب امتحان در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معنی داری کاهش یافت در حالی که مداخله تأثیری در بهبود عملکرد تحصیلی نداشت.
درمان کل نگر و کیفیّت زندگی بیمارانMS در ایران پژوهشی ملّی، مصوب دانشگاه الزهراء(س)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مشخص کردن ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی بیماری M S به منظور جلب توجه به استفاده از مداخلات تیمی بین رشته ای و درمان کل نگر است، زیرا این بیماری مشکلات جسمی، روانی، شغلی، اجتماعی، اقتصادی،... متعددی را برای شخص ایجاد کرده و کیفیّت زندگی او را مختل می کند. این پژوهش توصیفی به صورت کشوری و در میان نمونه ای 1000 نفری ازجامعه10000 نفری بیماران مراجعه کننده به انجمن های ام اس ایران انجام شد، نتایج آن مؤید یافته های پژوهش های پیشین درباره ا بتلاء بیشتر زنان نسبت به مردان و فراوانی نوع عود- بهبود نسبت به سایر انواع این بیماری بود. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از پرسشنامه استاندارد کیفیّت زندگی بیماران ام اس (1997، MSQLI) بیان کننده این است که مردان افسردگی بیشتر و حمایت اجتماعی کمتری را نسبت به زنان تجربه می کنند. تفاوت بیماران شاغل و غیر شاغل، جز در مقیاس حمایت اجتماعی، در کلیه زیر مقیاس ها معنا دار است. افراد مجرد و متأهل در نمره کل سلامت روان و مقیاس حمایت اجتماعی با یکدیگر تفاوت معنا داری ندارند، لیکن در سایر مقیاس ها متفاوت هستند. وضعیت اقتصادی و تحصیلی برتر عامل مؤثری در داشتن احساس و ادراک بهتر نسبت به کیفیّت زندگی است. بیمارانی که در شرایط اقلیمی گرم (آزارنده برای بیماران) زندگی می کنند نسبت به بیمارانی که در آ ب و هوای معتدل زندگی می کنند از حمایت اجتماعی بیشتری بهره مند هستند. این یافته درباره شهر های مذهبی تر هم صادق است. مشکلات ادراکی بیمارا ن در آب و هوای معتدل نسبت به آب و هوای سرد و گرم کمتر است. بیماران مذهبی و غیر مذهبی و آن ها که به ظاهر خود را مذهبی نمی دانند تنها در عامل کنترل رفتار تفاوت دارند. مهم ترین پیشنهاد این پژوهش بهره گیری ازروش کل نگر، توجه به ابعاد زیستی- روانی- اجتماعی زندگی انسانBPS))، مدیریت جامع بیماری و درمان به صورت تیمی و بین رشته ای است.
پیش بینی نشانه های مرضی بر اساس مفهوم خدا در دانشجویان علوم پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مفهوم خدا که از طریق فرهنگ زبانی و کلامی به انسان ها انتقال می یابد و برداشت انسان ها را در مورد خدا مشخص می کند، با سلامت روانی افراد ارتباط تنگاتنگی دارد. هدف از پژوهش حاضر، پیش بینی نشانه های مرضی بر اساس مفهوم خدا در دانشجویان دختر و پسر علوم پزشکی بود.
مواد و روش ها: این پژوهش از نوع همبستگی است. بدین منظور تعداد 289 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران با استفاده از روش نمونه گیری سهمی انتخاب شدند. فهرست نشانه های مرضی و مقیاس مفهوم خدا بر روی دانشجویان اجرا شد. داده ها با استفاده از شاخص های آماری همبستگی و رگرسیون چند متغیره تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون چندگانه نشان داد که نشانه های مرضی دانشجویان را می توان از روی مفهوم خدا پیش بینی کرد. همچنین دانشجویان دختر و پسر که مفهوم مثبتی از خدا داشتند، نشانه های مرضی کمتری (01/0 P <) و دانشجویان دختر و پسر که مفهوم منفی از خدا داشتند، نشانه های مرضی بیشتری (01/0 P <) داشتند.
نتیجه گیری: نتیجه پژوهش نشان دادکه نشانه های مرضی و ناراحتی های افراد از کیفیت مفهوم خدا قابل پیش بینی است و سلامت روان، ارتباط تنگاتنگی با چگونگی مفهوم خدا دارد. تلویحات نظری و کاربردهای عملی یافته ها در اصل مقاله گزارش شده است.
اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک بر اختلالات خواب بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مشکلات خواب، یکی از علایم شایع بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر است. هدف از انجام این پژوهش، تعیین اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک بر اختلالات خواب بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر بود.
مواد و روش ها: طرح پژوهش، از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون بوده است. به منظور انتخاب نمونه، 52 نفر از بیماران مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر (با تشخیص پزشک متخصص و بر اساس ملاک های Rome II) انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (26 نفر) و شاهد (26 نفر) قرار گرفتند. رفتار درمانی دیالکتیک، طی هشت جلسه هفتگی و بر اساس راهنمای درمانی Mushain در کلینیک خصوصی ویژه بیماران گوارشی انجام شد و پرسش نامه های اختلال خواب و استرس در دو مرحله پیش آزمون- پس آزمون تکمیل شد.
یافته ها: بین میانگین نمرات مشکل در شروع خواب و استرس گروه آزمایش و گروه شاهد تفاوت معنی داری وجود داشت (005/0 > P)، ولی در نمرات تداوم خواب و بیداری از خواب تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: رفتار درمانی دیالکتیک می تواند به عنوان یک روان درمانی انتخابی و مؤثر، در کاهش اختلالات شروع خواب و استرس بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر استفاده شود.
هنجاریابی،تعیین روایی و پایایی پرسشنامه رغبت و مهارت کمپبل در میان دانش آموزان دوره متوسطه شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، هنجاریابی، تعیین روایی و پایایی پرسشنامه رغبت و مهارت کمپبل در بین دانش آموزان دوره متوسطه نظری شهر اصفهان بوده است. به همین منظور 412 دانش آموز به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ایی انتخاب شدند. بر این اساس به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، ضریب پایایی مقیاس های کمپبل به شیوه آلفای کرانباخ و باز ازمایی محاسبه شد. روایی هفت مقیاس جهت گیری رغبت از چند طریق محاسبه گردید: 1- از طریق همبستگی بین هفت مقیاس جهت گیری رغبت با مقیاس های فرم کوتاه رغبت سنج تحصیلی- شغلی، 2- از طریق مقایسه میانگین دانش آموزان دختر و پسر، 3- از طریق محاسبه همبستگی بین هفت مقیاس های جهت گیری رغبت با هفت مقیاس جهت گیری مهارت. روایی دومین مجموعه از مقیاس های رغبت و مهارت کمپبل یعنی هفت مقیاس جهت گیری مهارت از دو طریق مورد بررسی قرار گرفت: 1- از طریق محاسبه همبستگی بین هفت مقیاس جهت گیری مهارت با پرسشنامه باور به مهارت ها. 2- از طریق محاسبه همبستگی بین هفت مقیاس جهت گیری مهارت و هفت مقیاس جهت گیری رغبت. روایی سومین مجموعه از مقیاس های رغبت و مهارت کمپبل یعنی 29 مقیاس رغبت اصلی از طریق محاسبه همبستگی بین این مجموعه از مقیاس ها و 29 مقیاس مهارت اصلی بررسی شد روایی چهارمین مجموعه از مقیاس های کمپبل یعنی 29 مقیاس مهارت اصلی از طریق محاسبه همبستگی بین این مجموعه از مقیاس ها و 29 مقیاس رغبت اصلی بررسی شد. و در نهایت رتبه های درصدی و نمرات استاندارد به عنوان هنجارهای پرسشنامه محاسبه گردید در مجموع با توجه به نتایج این پژوهش می توان اذعان داشت که پرسشنامه رغبت و مهارت کمپبل در جامعه مورد پژوهش دارای روایی و پایایی قابل قبولی بوده و می توان از آن به عنوان پرسشنامه رغبت و مهارت در کارهای پژوهشی، راهنمایی و مشاوره استفاده کرد.