فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۶۱ تا ۴٬۳۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
بررسی کارآیی و اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر هشیاری فراگیر (MBCT) در درمان و جلوگیری از عود و بازگشت افسرده خویی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی کارآیی و اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر هشیاری فراگیر (MBCT) در درمان و جلوگیری از عود و بازگشت اختلال افسرده خویی است. بدین منظور دو آزمودنی (هردو زن) به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و تحت درمان قرار گرفتند. در مطالعه حاضر از طرح تجربی تک موردی و از نوع خط پایه چندگانه استفاده شد. آزمودنیها در مرحله پیش از درمان (خط پایه) و جلسه آخر درمان (جلسه هشتم)، مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (DASS)، پرسشنامه افکار خودآیند (ATQ)، پرسشنامه کنترل افکار (TCQ)، مقیاس نگرشهای ناکارآمد (DAS) و آزمون عزت نفس (SEI) را تکمیل کردند. علاوه بر این، پرسشنامه افسردگی بک (BDI) در جلسات اول، چهارم و هشتم درمان نیز به آزمودنی ها داده شد. در مرحله پیگیری نیز هر ماه (به مدت 10 ماه)، پرسشنامه افسردگی بک (BDI) توسط آزمودنی ها تکمیل شد. نتایج این پژوهش نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر هشیاری فراگیر (MBCT) در درمان و جلوگیری از عود و بازگشت افسرده خویی موثر بوده است.
رابطه عدالت و بی عدالتی آموزشی با رفتارهای مدنی - تحصیلی: نقش واسطه ای اخلاق تحصیلی (رویکرد رویدادهای واسطه ای اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه عدالت و بی عدالتی آموزشی با رفتارهای مدنی ـ تحصیلی با توجه به نقش واسطه ای اخلاق تحصیلی اجرا شد. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری پژوهش را دانشجویان روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان تشکیل دادند. از میان آن ها 357 نفر به شیوه نمونه گیری سهل الوصول برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های اخلاق تحصیلی (4 سؤال)، عدالت و بی عدالتی آموزشی (هر یک 14 سؤال) و پرسشنامه رفتارهای مدنی ـ تحصیلی (21 سؤال) بودند. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش با استفاده از تحلیل واسطه ای تحلیل شد. نتایج حاصله نشان داد که: اخلاق تحصیلی واسطه کامل رابطه عدالت آموزشی با پای بندی به قواعد و یاری رسانی و مشارکت است (01/0P<). همچنین نتایج نشان داد که اخلاق تحصیلی واسطه کامل رابطه بی عدالتی آموزشی با پای بندی به قواعد است (01/0P<).
بررسی مقایسه ای میزان افسردگی در افراد مبتلا و غیر مبتلا به فشار خون بالا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افزایش فشار خون یکی از مهم ترین مسایل سلامت همگانی در جهان امروز است که از جمله مهم ترین عوامل خطرساز بیماری های قلبی- عروقی محسوب شده است. افسردگی بیماری شایع عصر کنونی است که اغلب به عنوان یک اختلال همبودی در بیماران مبتلا به بیماری های جسمی مزمن تجربه می شود و در بسیاری از موارد ناشناخته باقی می ماند. این مطالعه با هدف بررسی مقایسه ای میزان افسردگی در مبتلایان به فشار خون در مقایسه با گروه سالم انجام شده است.
مواد و روش ها: در یک مطالعه Case-control 143 نفر بیمار مبتلا به فشار خون بالا به صورت تصادفی در دسترس بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شده، با 143 فرد غیر مبتلا به فشار خون از بستگان درجه اول آنان، از لحاظ علایم افسردگی با یکدیگر مقایسه شدند. داده های پژوهش از طریق یک پرسش نامه جمعیت شناختی و مقیاس افسردگی بک جمع آوری شد. اطلاعات با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی و با کمک SPSS نسخه 16 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
یافته ها: 4/59 درصد بیماران مبتلا به فشار خون بالا و 5/33 درصد افراد غیر مبتلا دچار درجاتی از افسردگی خفیف تا شدید بودند. یافته های تحلیل 2χ تفاوت معنی دار بین دو گروه را نشان داد (001/0 > P). نتایج آزمون Mann-Whitney نشان داد تفاوت معنی داری بین دو گروه در توزیع فراوانی شدت افسردگی در سه سطح خفیف، متوسط و شدید وجود دارد (001/0 > P). در بین مبتلایان به فشار خون مدت زمان بیماری و شدت افسردگی رابطه معنی دار مستقیم داشتند (001/0 > P).
نتیجه گیری: علایم افسردگی در بیماران مبتلا به فشار خون بیشتر از جمعیت غیر مبتلا است و با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد غربال گری افسردگی و مشاوره روان پزشکی در مبتلایان به فشار خون بایستی به طور جدی تری مورد توجه واقع شود.
زندگی بی ترس
بررسی اثربخشی آموزش والدین با رویکرد آدلری بر سبک های مقابله ای مادران کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای و کاهش نشانه های اختلال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر به منظور بررسی اثر بخشی آموزش والدین با رویکرد آدلری برسبک های مقابله ای مادران کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای و کاهش نشانه های این اختلال، اجرا شد. به این منظور 30 نفر از مادران مراجعه کننده به بخش روان پزشکی (بخش اختلالات رفتاری ) بیمارستان بوعلی سینای همدان که مایل به شرکت در برنامه آموزشی بودند، در دو گروه آزمایشی و کنترل به شیوه تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه برنامه آموزش والدین با رویکرد آدلری را دریافت کرد. و گروه کنترل، مداخله ای دریافت نکرد.طرح پژوهش، از نوع نیمه آزمایشی با مدل پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. ابزار پژوهش دو پرسشنامه آشنباخ(1991) و پرسشنامه سبک های مقابله ای کارور (1989 ) بود. که برای تشخیص نافرمانی مقابله ای در کودکان و بررسی سبک های مقابله ای مادرانشان از آن ها استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج بیان کننده اثربخشی آموزش والدین با رویکرد آدلری بر سبک های مقابله ای مادران کودکان دارای (ODD)یا اختلال نافرمانی مقابله ای کاهش نشانه های اختلال (ODD) بود. فرضیه های پژوهش درباره تغییر سبک های مقابله ای و کاهش نشانه های اختلال (ODD) با 95% اطمینان تأیید شد.
مقایسه هوش هیجانی درکودکان پرورشگاهی با کودکان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هوش هیجانی عبارت است از: بیان کیفیت و درک احساسات خویش و دیگران، همدلی با احساسات دیگران و توانایی اداره مطلوب خلق و خو. در حقیقت این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویش و دیگران و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگی است (گراوز، 1999). پژوهش حاضر با هدف مقایسه هوش هیجانی در کودکان پرورشگاهی با کودکان عادی اجرا شده است. روش تحقیق از نوع علی- مقایسه ای می باشد. جامعة مورد تحقیق، دختران عادی و پرورشگاهی 12 تا 18 سال شهرستان مشهد بود. تعداد آزمودنی ها در هر دو گروه مجموعاً 100 نفر که 50 نفر آنان کودکان عادی و 50 نفر آنان کودکان پرورشگاهی، که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند بود. در این پژوهش از پرسشنامه EQ-I استفاده شده است. این پرسشنامه توسط بار- اون ساخته شده است و به عنوان نخستین ابزار معتبر فرا فرهنگی جهت سنجش هوش هیجانی به شمار می رود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون معنی داری تفاوت میانگین ها (آزمون T) استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری بین کودکان پرورشگاهی و عادی در مؤلفه های خودآگاهی، خود شکوفایی، همدلی، شادکامی، حل مسأله، خوشبینی، انعطاف پذیری و مسئولیت پذیری به عنوان مؤلفه های هوش هیجانی وجود دارد. به گونه ای که کودکان عادی به طور معناداری از هوش هیجانی بالاتری نسبت به کودکان پرورشگاهی برخوردارند و روابط عاطفی بهتری را نسبت به کودکان پرورشگاهی تجربه می کنند و نگرش مثبت تری به زندگی، نسبت به کودکان پرورشگاهی دارند.
نقش درمان ترکیبی موسیقی به همراه بازی در تحول اجتماعی، جسمی و رفتاری کودکان با اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال طیف اتیسم نوعی اختلال عصبی–تحولی است که به طورمعمول در سال های اولیه زندگی ظاهرشده و در طول زندگی ادامه می یابد. از ویژگی های اصلی آن مشکلات مداوم در برقراری تعاملات اجتماعی، ارتباطات کلامی و غیرکلامی ناهنجار و الگو های کلیشه ای رفتار و علاقه مندی هاست. یکی از روی آوردهای درمانی که در حال حاضر راجع به آن بحث می شود موسیقی درمانی و بازی درمانی است. موسیقی همراه با بازی یکی از مهارت های لازم برای برقراری ارتباط در کودکان با اختلال طیف اتیسم است که از زبان برای برقراری ارتباط استفاده نمی کنند، در نتیجه، تجربیات موسیقی و بازی و روابط میان آنها باعث رشد ارتباطات که یکی از مشکلات اصلی این کودکان است، می شود. در طی یکپارچه سازی موسیقی و بازی، بیماران از طریق ارتباط درمانی با متخصصی که در این دوره آموزش دیده به سوی هدف های از پیش تعیین شده درمانی خود حرکت می کنند. این هدف ها می تواند شامل ارتقای حرکتی، تحول اجتماعی و بین فردی،کاهش رفتارهای کلیشه ای و دستیابی به خودآگاهی باشد ولی به آنها محدود نمی شود.
نتیجه گیری: در این مقاله ضمن بیان اهمیت آموزش موسیقی و بازی، به تفصیل تاثیر آموزش مهارت های موسیقی و بازی در کودکان طیف اتیسم به صورت ترکیبی موردبحث قرار گرفته و در پایان نتیجه گیری های لازم صورت گرفته است.
مبانی روان شناختی افت تحصیلی
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه ساختار تعاملات خانواده (عملکرد خانواده) با سبک های مقابله با فشار های روانی و تفاوت های جنسی در دانش آموزان پیش دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای انجام پژوهش حاضر از میان 2700 دانش آموز حاضر دختر و پسر دوره پیش دانشگاهی شهرستان کاشان 348 نفر (157 پسر و 191 دختر) به صورت تصادفی انتخاب شدند و به دو مقیاس عملکرد خانواده بلوم (1985) و مقابله با بحران اندلر و پارکر (1990) پاسخ گفتند نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیره آزمون T مستقل و تحلیل واریانس نشان داد که: 1) بین علکرد خانواده و انتخاب سبک های سه گ انه مقابله رابطه معنی دار وجود دارد 2) بین استفاهد دختران و پسران از سبک های مقابله با عملکرد خانواده رابطه معنی دار وجود دارد 3) از بین ابعاد 15 گانه عملکرد خانواده 12 بعد آن با سبک های مقابله افراد به طور کل و دختران و پسران به تفکیک رابطه معنی دار وجود دارد 4) در بررسی مقایسه ای پسران و دختران در انتخاب سبک مقابله بین دختران و پسران در انتخاب سبک مسئله مدار و هیجان مدار تفاوت معنی دار وجود ندارد و تنها در استفاده از سبک مقابله اجتنابی بین دو جنس تفاوت معنی دار مشاهده شد 5) پسران از سبک مسئله مدار بیشتر از دو سبک اجتنابی و هیجان مدار استفاده کنند و 6) در استفاده دختران از سبک های مقابله سبک های مسال مدار اجتنابی و هیجان مدار به ترتیب از اهمیت ویژه ای برخودارند.
نقش تعدیل کنندة راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطة بین ناگویی هیجانی و مشکلات بین شخصی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط بین باورها و نشانههای اختلالهای خوردن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"
389 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی به آزمون بازخوردهای خوردن (گارنر و گارفینکل، 1979) و پرسشنامه روانبنههای یانگ (2001) پاسخ دادند. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان دادند که باورهای سازش نایافته بیاعتمادی / بدرفتاری، وابستگی / شکست و استحقاق در مـردان و باورهای سازش نایافته استحقاق، آسیبپذیری نسبت به صدمه، خود تحول نایافته / گرفتار در زنان به ترتیب بیشترین سهم را در پیشبینی نشانههای اختلالهای خوردن داشتند.
"
بررسی تأثیر گروه درمانی مذهبی و شناختی ـ رفتاری بر عزت نفس و نگرش های زناشویی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
چکیده: هدف، معرفی و بررسی شیوه گروه درمانی مذهبی و مقایسه آن با گروه درمانی شناختی رفتاری است. سؤال پژوهش این است که آیا گروه درمانی به شیوه مذهبی و شناختی رفتاری، باعث افزایش عزت نفس و بهبود نگرش های زناشویی در زندانیان می شود؟ پرسش نامه عزت نفس کوپر اسمیت و پرسش نامه نگرش های زناشویی، ابزارهای این پژوهش است. روش تحقیق، نیمه تجربی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری است. جامعه آماری دربرگیرندة زندانیان مرد شهر قم در سال 1387 است، که از 72 نمونة در دسترس، 42 نفر با بالاترین نمره در عزت نفس و پایین ترین نمره در نگرش های زناشویی به صورت جایگزینی تصادفی در سه گروه 14 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) قرار گرفتند. گروه های آزمایش (بر خلاف گروه گواه)، طی 12 جلسه در دو ماه، به شیوه مذهبی و شناختی رفتاری درمان گروهی شدند. پس از اجرای دو آزمون، داده ها به وسیله تحلیل واریانس یک راهه برای گروه های مستقل مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشانگر تأثیر معنادار گروه درمانی مذهبی و شناختی رفتاری بر افزایش عزت نفس و بهبود نگرش های زناشویی زندانیان است (P<0.05).
نقش واسطه ای کارکردهای خانواده برای تاب آوری فردی و باورهای معنوی و دلزدگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تدوین الگویی برای پیش بینی دلزدگی زناشویی بر مبنای کارکرد خانواده، تاب آوری فردی و باورهای معنوی انجام شد. روش پژوهش همبستگی است. جامعه ی آماری شامل کارکنان متاهل مناطق بیست و دوگانه شهرداری شهر تهران و همسران آنان که حداقل سه سال از زندگی مشترک آنها سپری شده در سال 1390 بود. نمونه ی مورد مطالعه شامل 500 زوج بوده که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده ابزار سنجش عملکرد خانواده، مقیاس دلزدگی زناشویی، پرسشنامه ی تاب آوری و پرسشنامه ی معنویت/دینداری است. یافته ها نشان داد که کارکرد خانواده، تاب آوری فردی و باورهای معنوی تاثیر منفی و معنی داری در کاهش دلزدگی زناشویی داشت. همچنین تاب آوری فردی و باورهای معنوی با واسطه ی کارکرد خانواده، دلزدگی زناشویی را کاهش می دهد. نتایج به دست آمده از تحلیل مسیر نشان داد که کارکرد خانواده، تاب آوری فردی و باورهای معنوی، دلزدگی زناشویی را پیش بینی می کند و مدل از برازش مناسبی برخوردار است. در مجموع نتایج نشان داد که تاب آوری فردی، باورهای معنوی و کارکرد خانواده به طور مستقیم و غیر مستقیم در کاهش دلزدگی زناشویی موثر است. اما تاثیر تاب آوری فردی بر کارکرد خانواده در کاهش دلزدگی زناشویی بیشتر است. بنابراین توجه به نقش تاب آوری در کارکرد زناشویی و شیوه های افزایش تاب آوری در زوجین مفید به نظر می رسد.
تحلیلی بر تصویرسازی ذهنی از خداوند در نوجوانان و جوانان بزهکار(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
چکیده: هدف پژوهش حاضر، تحلیلی بر تصویرسازی ذهنی از خداوند در نوجوانان و جوانان بزهکار بود. روش، پژوهش توصیفی- پس رویدادی و جامعه آماری، شامل کلیه نوجوانان و جوانان بزهکار 15 تا 20 سال مستقر در زندان اصفهان طی سالهای 87-1386 بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 66 نفر انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه 21 سوالی محقق ساخته بود که پایایی محاسبه شده آن 86/0 بود. داده های حاصل از ابزار اندازه گیری بوسیله روش آماری t تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد: میانگین حاصله در خصوص سه مولفه وجود خداوند، علم خداوند و نامرئی بودن خداوند بزرگتر از میانگین فرضی یا سطح متوسط(2) در حالی که میانگین حاصله در خصوص چهار مولفه قدرت خداوند، عدالت خداوند، دلبستگی به خداوند و پاداش خداوند کوچکتر از میانگین فرضی یا سطح متوسط(2) بود.
رضامندی زناشویی و تعیین عوامل تأثیرگذار بر آن در شیراز
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطة خودکارآمدی تصوری و هوش هیجانی با سبک های مقابله با استرس در بین دانش آموزان دختر دبیرستانی تیزهوش استان قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین خودکارآمدی تصوری و هوش هیجانی با سبک های مقابله با استرس در بین دانش آموزان تیزهوش دبیرستانی دختر استان قم انجام شده است. این تحقیق از نوع پس رویدادی و توصیفی است که در 120 نفر از دانش آموزان تیزهوش دبیرستانی دختر استان قم گروه نمونه را تشکیل دادند. سه پرسش نامة خودکارآمدی تصوری مورگان و جلینگ و هوش هیجانی شوت و سبک های مقابله با استرس موس و بلینگز دربارة آن ها اجرا شد. پس از نمره گذاری، داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS و با روش تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) و آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که بین سطوح مختلف خودکارآمدی تصوری و سبک مقابله با استرس «حل مسئله» رابطة معنا داری وجود دارد. همچنین بین هوش هیجانی و سبک مقابله با استرس «حل مسئله» و سبک های «حمایتی» و «شناختی» رابطة معنا داری وجود دارد
تاثیر موسیقی ارف در بهبود ساخت دهی زمانی (ضرب آهنگ)
حوزههای تخصصی:
"
تأثیر موسیقی ارف در بهبود ساختهای ضربآهنگی در دختران 11-6 سال شهر تهران در این پژوهش بررسی شده است. از بین دانش آموزانی که در کلاسهای آموزش موسیقی نام نویسی کرده بودند، 42 نفر برای گروه آزمایش انتخاب و بر اساس سن تحول یافتگی عقلی با استفاده از آزمون آدمک رنگی با همان تعداد از آزمودنی در گروه کنترل همتا شدند. آزمون ضربآهنگی استامباک در سه بخش سرعت ارتجالی ضربه ها، بازپدیدآوری ساختهای ضربآهنگی شنیداری، رمزگرایی وبازپدیدآوری دیداری پیش از آموزش موسیقی و سه ماه پس از آن به هر دو گروه ارائه شد. تحلیل دادهها نشان داد: (1) درحالی که تفاوت معناداری در کاهش سرعت ارتجالی وجود نداشت اما بهبود نظمدهی به ضربهها در آزمودنیهای گروه آزمایش مشاهده شد. (2) مقایسه نتایج دو گروه در بازپدیدآوری شنیداری به نتایج معنادار منجر نشد. (3) رمزگرایی دانش آموزانی که آموزش موسیقی دریافت کرده بودند بهبود بیشتری را نشان داد و بازپدیدآوری ساختهای ضربآهنگی فقط در گروه سنی 11-10 گروه آزمایشی پیشرفت داشت. نتیجه آنکه، تأثیر موسیقی ارف فقط در نظم ضربههای نواخته شده و بازپدیدآوری ساختهای ضربآهنگی دیداری گروه سنی 11-10 سال قابل مشاهده است.)
"