فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
بررسی اثربخشی درمان کوتاه مدت متمرکز بر فراشناخت بر کاهش علائم اختلال هراس اجتماعی: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در این مطالعه، اثربخشی یک روش جدید درمانی برای اختلال هراس اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس رویکرد فراشناختی، افکار و عقاید منفی در مورد خود اجتماعی، از سبک پردازش ایجاد شده به وسیله فراشناخت های فرد به وجود می آیند. بنابراین، درمان بر اصلاح سبک پردازش، قبل، در حین و بعد از رویارویی با موقعیت اجتماعی تمرکز می کند.
روش کار: در این تحقیق، طرح مطالعه موردی (1n=) با تکرار A-B همراه با خط پایه چندگانه و پیگیری سه ماهه به کار برده شد. نمونه مورد پژوهش از بین مراجعینی که از آبان ماه تا دیماه سال 1387 به مرکز مشاوره دانشگاه شیراز مراجعه نمودند، انتخاب گردید. وی تحت 8 جلسه درمان فراشناختی قرار گرفت. در این تحقیق، از مقیاس های فراشناخت هراس اجتماعی، ترس از ارزیابی منفی، اجتناب و آشفتگی اجتماعی و هراس اجتماعی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل نگاره ای و تعیین درصد بهبودی استفاده گردید.
یافته ها: در پایان درمان، نتایج حاکی از تغییر معنادار بالینی و آماری در نمرات به دست آمده از همه مقیاس های خاص هراس اجتماعی در مورد این بیمار بود؛ ضمن این که این نتایج در پیگیری نیز حفظ شد.
نتیجه گیری: درمان فراشناختی می تواند درمانی اثربخش و کوتاه مدت برای اختلال هراس اجتماعی باشد. با توجه به بدیع بودن این تحقیق، پر واضح است که ارزیابی های بیشتری در این زمینه مورد نیاز است.
ساختار عاملی و ویژگیهای روان سنجی پرسشنامه دشواریهای بین فردی نوجوانان در یک نمونه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بـه منظور بررسی و روایی و اعتبار پرسشنامه دشواریهای بین فردی نوجـوانان (QIDA؛ انگلس، هیدالگو و مندز، 2005)، 276 دختر و 224 پسر 12 تا 18 سالـه ساکن تهران، QIDA و مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان (SASA ؛ پاکلک، 1997) را تکمیل کردند. نتایج نشان دادند که نسخه فارسی پرسشنامه همانند با سـاختار عاملی اصلی QIDA از پنج عامل جرئت ورزی، روابط با غیرهمجنس، صحبت کردن در جمع، روابط خانـوادگی و دوستیهای نزدیک ـ در نمونه ایرانی ـ تشکیل شده اند. ضرایب همبستگی مثبت و معنادار بین عاملهای QIDA و مجموع نمره های SASA در دامنه ای از 10/0 = r (دوستیهای نزدیک) تا 35/0=r (جرئت ورزی)، روایی همگرای QIDA را تایید کرد. ضرایب اعتبار بازآزمایی با فاصله دو هفته برای نمره کل QIDA برابر با 82/0 و برای عاملهای آن به تـرتیب برابر با 77/0، 84/0، 71/0، 62/0 و 51/0 بودند. نتایج روایی و اعتبار، نسخه فارسی QIDA را تایید کردند و سازه جهانی دشواریهای بین فردی براساس یافته های یکسان در بافتهای فرهنگی متفاوت بحث شد.
بررسی نقش و اهمیت روش تحلیل گفتمان در قلمرو روان شناسی گفتمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: روان شناسی گفتمانی حوزه مطالعاتی جدیدی است که تا حدود زیادی با روان شناسی اجتماعی زبان همپوشانی دارد. در این حوزه جدید مسائلی مطرح است که روان شناسی اجتماعی زبان کمتر به آن می پردازد، مسائلی که در قلمرو ساختارها و راهبردهای ویژه گفتمان که از منظر تحلیل گفتمان قابل مطالعه است. روان شناسی گفتمانی رشته ای علمی است که از همگرایی رشته های متنوعی چون نشانه شناسی، زبان شناسی، قوم نگاری، روان شناسی شناختی و هوش مصنوعی، حول محور زبان و با عطف توجه به ماهیت اجتماعی آن پدید آمده است. روش: تحلیل گفتمان ریشه در علم هرمنوتیک دارد؛ اما به عنوان رشته ای مستقل در علوم انسانی و اجتماعی از اواسط دهه شصت پدیدار گشته است. تحلیل گفتمان به منزله روش بررسی روان شناسی گفتمانی در بستر فهم و مفاهمه اجتماعی به کمک گفتگو می شتابد تا مسئله فهم و انتقال معنا را در چارچوب مطالعه زبانی مورد واکاوی قرار دهد. نتایج: پیشرفت های اخیر در علوم انسانی، منجر به ظهور شکل جدیدی از روان شناسی به نام «روان شناسی گفتمانی» شده است؛ به طوری که راه های مختلفی را برای فهم پدیده های روان شناختی مانند: شناخت، عاطفه، باورها، هویت، ادراکات و انگیزه ها فراهم ساخته است. چارچوب های روان شناختی، در گستره علوم اجتماعی-فرهنگی، بیش از چارچوب های جامعه شناختی در هدایت و پیشبرد فرضیه سازی و اجرای موضوعات پژوهشی نقش داشته اند. روان شناسی گفتمانی از جمله چارچوب هایی محسوب می شود که به فهم پدیده های روان شناختی در بستر اجتماعی- فرهنگی کمک می کند. بحث و نتیجه گیری: از آنجا که هر موضوع علمی روش بررسی و تحلیل خود را می طلبد، روان شناسی گفتمانی رویدادهای روان شناختی را از منظر و چشم انداز رویدادی اجتماعی و فرهنگی برآمده از زبان مورد بررسی قرار داده است و زبان را به منزله پراکسیس به کار گرفته است، و تحلیل گفتمان را به عنوان روش مطالعه زبان شناسانه انتخاب کرده است. تحلیل گفتمان مبتنی بر طیف وسیعی از منابع فکری، شامل تحلیل گفتگو، روش قوم نگاری، فلسفه اخیر ویتگنشتاین، روانکاوی و تحلیل انتقادی ایدئولوژی است. این رویکرد با اجتناب از فرایندهای روان شناختی درونی به مطالعه مضامین روانی- اجتماعی در روان شناسی مرسوم می پردازد.
بررسی نقش تجربه خشونت در دوران کودکی و الگوهای رفتاری خشونت و صمیمیت در دانشجویان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف کلی تعیین نقش تجربه خشونت در دوران کودکی و ارتباط میان این تجربه با الگوهای رفتاری زناشویی در بزرگسالی ونیز بررسی تفاوت های جنسیتی در الگوهای رفتاری خشونت و صمیمیت در زندگی زناشویی دانشجویان متاهل صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش ازکلیه دانشجویان سه دانشگاه در تهران تشکیل شده است. از این جامعه 432 دانشجوی متأهَل (266 دانشجوی زن و 266 دانشجوی مرد)، با روش تصادفی ساده، انتخاب شدند. در این پژوهش، سه پرسشنامه به کارگرفته شد:
1- پرسشنامه صمیمیَت 2- پرسشنامه خشونت و 3-پرسشنامه اطلاعات فردی. در تحلیل داده ها از آزمون های آماری t ، همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده شده است.نتایج نشان می دهد بین زنان و مردان مورد مطالعه از لحاظ ابعاد مختلف صمیمیت تفاوت معنادار وجود ندارد . به رغم وجود شباهت جنسیتی در الگوهای صمیمیت، گروه مردان و زنان مورد مطالعه از لحاظ نمره کل خشونت، خشونت جسمانی و جنسی تفاوت معنادار نشان داده اند و از لحاظ خشونت اقتصادی و تجربه خشونت در دوران کودکی تفاوت دو گروه معنادار نیست. بررسی های همبستگی نیز نشان می دهد که بین صمیمیت و خشونت، همبستگی منفی و معنادار وجود داردوخشونت به طورکلی و تجربه خشونت در دوران کودکی، قوی ترین عوامل پیش بینی کننده صمیمت زناشویی هستند. نتایج برحسب نظریه های مختلف روان شناسی مورد بحث قرار گرفته است.
قشر پره فرونتال ، اختلالات تصمیم گیری و ازمون های ارزیابی کننده
حوزههای تخصصی:
اختلالات تصمیم گیری، هسته بسیاری از اختلالات روانپزشکی و شخصیتی است. در فرایند تصمیم گیری که یک پردازش شناختی به حساب می آید. مفاهیمی مانند کنترل تکانه، ریسک پذیری، دوری از گزند، وابستگی به پاداش، کیفیت انتخاب ها، نوجویی و... دخیل می باشند. در سال های اخیر گروه های مختلفی از دانشمندان علوم اعصاب سعی نموده اند آزمون هایی طراحی نمایند که به وسیله آنها بتوان این فرایند عالی شناختی را بررسی نمود. از معتبرترین این آزمون ها می توان به آزمون قمار (gambling task) یا GT اشاره کرد. این آزمون که در سال 1994 معرفی شده است. تاکنون برای ارزیابی اختلالات شناختی ناشی از ضایعات مختلف مغزی و بررسی مشکلات شناختی گروه های مختلف معتادان، قماربازان حرفه ای و مبتلایان به اختلالات وسواسی جبری، اسکیزوفرنیا، اختلالات خلقی، اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS)، اختلالات هذیانی و... به کار رفته و نتایج جالبی نیز حاصل شده است.
مولفان این مقاله، نسخه جدیدی از این آزمون طراحی نموده اند که با امکاناتی فراتر از نسخه های قبلی، ارزیابی بهتر این فرایند را فراهم می آورد. استفاده از این نسخه و نسخه های قدیمی تر آزمون GT و بررسی نتایج آن در میان جامعه ایرانی نشانگر نوعی تفاوت فرهنگی در جامعه ماست (حساسیت به دفعات باخت نه میزان آن) که بررسی این تفاوت حایز اهمیت می باشد.
برای ارزیابی جنبه های دیگر اختلالات تصمیم گیری، آزمونهای دیگری نیز ابداع شده اند که از آن میان می توان به آزمون تصمیم گیری راجرز (Task Rogers'' Decision Making)، آزمون فرایند کاهش اهمیت معوق (Delayed Discounting Procedure، DDP)، آزمون چینش معوق نامتناسب با نمونه (Delayed Nonmatching to Sample، DNMS) و آزمون Gehring اشاره نمود. نتایج بسیاری از این آزمون ها نمایانگر عملکرد نواحی مغزی خاص، به ویژه بخش میانی تحتانی (Ventromedial) قشر پره فرونتال مغز، در فرایند تصمیم گیری می باشد.
بررسی پایایی نسخه فارسی مقیاس سنجش شدت خستگی در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف فراهم سازی ابزاری پایا به زبان فارسی جهت سنجش شدت خستگی در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس از طریق ترجمه و معادلسازی پرسشنامه «مقیاس سنجش شدت خستگی» به زبان فارسی و بررسی پایایی نسخه فارسی معادلسازی شده در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش بررسی: تحقیق حاضر یک مطالعه غیرتجربی از نوع متدولوژیک و اعتبارسنجی میباشد. پرسشنامه «مقیاس سنجش شدت خستگی» طی سه مرحله طبق روش بین المللی ارزیابی کیفیت زندگی به زبان فارسی ترجمه و معادلسازی شد و برای بررسی تکرارپذیری، در دو نوبت با فاصله حداکثر 3 هفته در اختیار 20 بیمار (15 زن و 5 مرد) فارسی زبان که طبق تشخیص پزشک مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بوده و از سال 1380 تا 1386 جهت دریافت خدمات پزشکی و توانبخشی به کلینیک سینا مراجعه کرده بودند قرار گرفت. روش نمونه گیری به صورت ساده بود. دادههای به دست آمده از لحاظ تکرارپذیری در دفعات آزمون و همخوانی درونی آیتمها، از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی پیرسون و همبستگی درون طبقهای تحت تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافتهها: همخوانی درونی آیتمهای پرسشنامه « مقیاس سنجش شدت خستگی» با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برابر 96/0 بود که نشان میدهد آیتمهای مقیاس فوق یک مفهوم را ارزیابی میکنند. آزمون ضریب همبستگی درون طبقهای (ICC) که برای بررسی تکرارپذیری نسبی نسخه فارسی پرسشنامه « مقیاس سنجش شدت خستگی» در دفعات آزمون به کار رفته بود محاسبه و برابر 93/0 به دست آمد که تکرارپذیری خوب نسخه فارسی پرسشنامه «مقیاس سنجش شدت خستگی» را نشان میدهد. نتیجهگیری: پرسشنامه « مقیاس سنجش شدت خستگی» از تکرارپذیری بالایی برخوردار است و میتوان با استفاده از آن میزان شدت خستگی و تأثیر درمانهای مختلف را روی افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بررسی نمود.
مقایسه ذهن آگاهی و حساسیت اضطرابی در دانشجویان دارای احتکار وسواسی و علائم اختلال بدشکلی بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه ذهن آگاهی و حساسیت اضطرابی در میان دانشجویان دچار احتکار وسواسی و بدشکلی بدن بود.
روش: این پژوهش، توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه ی دانشجویان پیام نور دانشگاه های استان تهران که در سال تحصیلی 92- 91 مشغول به تحصیل بودند، تشکیل می دهد. نمونه پژوهش شامل 30 نفر از دانشجویانی بود که در پرسشنامه احتکار وسواسی نمره بالا گرفته بودند و همچنین 30 نفر از دانشجویانی بود که در مقیاس اختلال بد شکلی بدنی نمره بالا گرفته بودند برای جمع آوری داده ها از مقیاس ذهن آگاهی، مقیاس حساسیت اضطرابی، مقیاس رفتارهای ذخیره ای، پرسشنامه چند بعدی خود بدنی و مصاحبه بالینی ساختار یافته استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که بین دانشجویان دو گروه در ذهن آگاهی و حساسیت اضطرابی تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری: در مجموع دانشجویان گروه دارای علائم اختلال بدشکلی بدنی از ذهن آگاهی پایین تر و حساسیت اضطرابی بالاتری نسبت به دانشجویان گروه احتکار وسواسی برخوردارند. این نتایج نشان می دهد که مشکل در سازماندهی اطلاعات، ترس از ارزیابی منفی و انزوا ازجمله عوامل خطر پذیر برای ابتلای این افراد به اختلالات روانی و بدشکلی بدنی است.
مدل روابط علّی هیجان منفی، باورهای مرکزی، باورهای مرتبط با مواد، عقاید وسوسه انگیز و تنظیم هیجان با بازگشت به مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی روابط مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای شناختی باورهای بنیادی، باورهای مرتبط با مواد، عقاید وسوسه انگیز، هیجان منفی و توانایی تنظیم هیجان با برگشت به مصرف مواد در قالب یک مدل علّی انجام شد. 300 نفر از معـتادان خود مـعرف به مراکز درمان اعـتیاد شهرستان جـهرم از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از مقیاس های نگرش ناکارآمد، باورهای مرتبط با مواد، پرسشنامه افسردگی- اضطراب- استرس، پرسشنامه ی عقاید وسوسه انگیز، و خرده مقیاس تنظیم هیجان پرسشنامه هوش هیجانی شات مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مدل فرضی بازگشت به مصرف مواد از برازش مناسبی برخوردار است و واریانس معناداری از بازگشت به مصرف مواد را تبیین میکند. بر اساس این مدل، مجموعه ای از متغیرهای شناختی شامل باورهای مرکزی، عقاید مرتبط با مواد و عقاید وسوسه انگیز و راهـبردهای تنـظیم هیجان در رابـطه ی بین هیجان های منفی و بازگشت بـه مـصرف مواد میانجی گری میکنند. استفاده از تکنیک های شناختی رفتاری برای شناسایی و تغییر باورهای مرکزی، باورهای مرتبط با مواد و آموزش راهبردهای انطباقی مقابله با وسوسه و تنظیم هیجان، باید بخش مهم برنامه ی درمان سوء مصرف مواد باشد.
رابطه علاقه و احترام متقابل با رضایت زناشویی همسران در شهرستان قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین رابطه بین میزان علاقه و احترام متقابل بین همسران و رضایت زناشویی آنان است. 30 زوج که حداقل یکی از آنان دبیر بودند به روش نمونه گیری خوشه ای از دبیرستانهای شهر قم انتخاب شدند و سه پرسشنامه رضایت زناشویی، احترام به همسر و مقیاس عشق و علاقه را به طور همزمان و در شرایط کنترل شده تکمیل نمودند. روش پژوهش از نوع همبستگی و پس رویدادی است. داده ها به روش تحلیل رگرسیون چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج در سطح 99 درصد اطمینان نشان داد: 1- همسرانی که از میزان علاقه و احترام بیشتری نسبت به همسرشان برخوردارند رضایت زناشویی بیشتری دارند، 2- بین میزان احترام و علاقه متقابل همسران همبستگی مثبتی وجود دارد، 3- همسرانی که احترام بیشتری برای یکدیگر قایل بودند رضایت زناشویی بیشتری داشتند و 4- بین میزان علاقه و رضایت زناشویی زوجین نیز ارتباط مثبتی به دست آمد.
مقایسه عملکرد تحصیلی، سلامت روانی و جسمانی دانش آموزان پسر فاقد و واجد پدر با توجه به نقش تعدیل کننده حمایت اجتماعی در پایه اول دبیرستانهای شهرستان اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش مقایسه وضعیت سلامت روانی، سلامت جسمانی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان واجد و فاقد پدر پایه اول دبیرستانهای شهرستان اهواز می باشد. حجم نمونه در این پژوهش شامل 200 دانش آموز پسر (100 دانش آموز فاقد پدر و 100 دانش آموز واجد پدر) پایه اول دبیرستان است که به طور تصادفی از بین دبیرستانهای نواحی 4 گانه آموزش و پروش شهرستان اهواز انتخاب شده اند. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق پرسشنامه حمایت اجتماعی (SSI)، پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت، ماتریس پیش رونده ریون، فهرست تجدیدنظر شده علائم روانی (SCL-90-R)، مقیاس درجه بندی شدت بیماری، معدل پایان سال تحصیلی و پرسشنامه توصیفی آزمودنی (محقق ساخته) می باشند. نتایج تحقیق نشان داد که بین سلامت روانی، جسمانی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان فاقد و واجد پدر بدون در نظر گرفتن حمایت اجتماعی به عنوان متغیر تعدیل کننده تفاوت معنی دار یافت نشد. اما نتایج نشان داد که بین دانش آموزان فاقد پدر و دارای حمایت اجتماعی بالا و آنانی که دارای حمایت اجتماعی پائینی بودند از لحاظ سلامت روانی و عملکرد تحصیلی تفاوت معنی دار یافت شد.
اختلالات درونی سازی نقش اضطراب و افسردگی مادران در سلامت روانی دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعات نشان داده اند اضطراب و افسردگی مادران در ابتلای فرزندان به اختلالات درونی سازی نقش دارند. هدف از این مطالعه بررسی رابطه افسردگی و اضطراب مادر با اختلالات درونی سازی در دختران نوجوان می باشد.
روش: در این مطالعه که از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی است، 108 دانش آموز دختر عادی، در دامنه سنی 11 تا 16 سال با میانگین و انحراف استاندارد 26/13 (92/0) از تبریز شرکت کردند. مادران به مقیاس علائم مرضی کودکان (CSI-4) و مقیاس DASS-42 پاسخ دادند. به منظور تحلیل داده ها از آزمون t مستقل، تحلیل رگرسیون خطی چندگانه و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: اضطراب و افسردگیِ مادر پیش بینی کننده قوی اختلالات درونی سازی در دختران نوجوان بود. عامل اضطرابِ مادر (377/0=β) در مقایسه با افسردگی مادر (243/0=β) سهم بیشتری در پیش بینی اختلالات درونی سازی دختران نوجوان داشت. مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که بین افسردگی مادر با اختلالات درونی سازی دختران نوجوان (49/0=R)، همچنین بین اضطراب مادر و اختلالات درونی سازی دختران نوجوان (53/0=R) رابطه علی معنادار وجود دارد.
نتیجه گیری: افسردگی و اضطراب مادر می تواند علت ابتلای دختران نوجوان به اختلالات درونی سازی باشد. نتایج این پژوهش در پیشگیری و درمان اختلالات درونی سازی دختران نوجوان کاربرد دارد.
رابطه بین پنج عامل شخصیت با شیوه فرزند پروری در مادران کودکان دچار بیش فعالی و نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تعیین رابطه بین پنج عامل بزرگ شخصیت با شیوه فرزندپروری مادران کودکان دچار نقص توجه و بیش فعالی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری مادران 47 دانش آموز (29 پسر و 18 دختر) دچار نقص توجه و بیش فعالی و نمونه بود که در سال 1390، به درمانگاه دکتر رونق، در شهر کرج مراجعه کرده بودند. ابزار پژوهش پرسشنامه نئو و فرزندپروری آلاباما بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج حاکی از ارتباط مثبت بین روان رنجوری و شیوه های فرزندپروری بی ثبات و مبتنی بر تنبیه بدنی مادران بود. وظیفه شناسی مادران با شیوه های فرزندپروری مثبت و درگیرانه رابطه مثبت و با شیوه های فرزندپروری توأم با تنبیه بدنی و نظارت ضعیف رابطه منفی داشت. مؤلّفه خوشایندی رابطه مثبت معنا داری با شیوه فرزندپروری مبتنی بر تنبیه بدنی داشت و سایر ابعاد شخصیت رابطه معناداری با شیوه های فرزندپروری مادران نداشت. بنابراین، ویژگی های شخصیتی مادران بر شیوه های رفتاری و فرزندپروری آن ها و نیز افزایش یا کاهش شدت اختلال کودکان دچار نقص توجه و بیش فعالی آن ها تأثیرگذار است.
بررسی مهارتهای زبانی - شناختی کودکان دوزبانه با زمینه های اقتصادی - فرهنگی متفاوت
حوزههای تخصصی:
"هدف از این پژوهش، بررسی تفاوت مهارتهای زبانی- شناختی دانش آموزان دو زبانه ای است که زمینه های اقتصادی- اجتماعی گوناگونی دارند. در این بررسی، دو دیدگاه مورد نظر بوده است: اول، نظریه ویگوتسگی درباره رشد شناختی عمومی که در مورد یادگیری زبان کاربرد دارد؛ دوم، نظریه برنشتاین درباره طبقه اجتماعی و تفاوتهای کیفی گفتاری. در این پژوهش تفسیرهای نظری مناسبی پیشنهاد می شود تا اثرات متفاوت رفتارهای شناختی در یادگیری زبان دوم مشخص گردد. افزون بر این، یادگیری زبان دوم در چارچوب اجتماعی مورد بحث قرار می گیرد. آزمودنیهای این مطالعه شامل 205 دانش آموز کلاس اول دبستانهای دولتی شهر ارومیه اند. سن این کودکان بین شش سال و شش ماه تا هشت سال و شش ماه بوده است. زبان مادری این کودکان، ترکی یا کردی است، در مدرسه به زبان فارسی تعلیم می بینند، و از طبقات مختلف اجتماعی و اقتصادی انتخاب شده اند.
آزمون توانایی زبان فارسی (آزمون توانایی نوشتن واژگان) برای کودکان دوزبانه به کار گرفته شده است. نتایج این مطالعه شواهد مستدلی دال بر رابطه طبقه اجتماعی با رشد زبانی- شناختی ارائه داده و حاکی از آن است که تجارب اولیه کودک در شبکه خانواده و گروه اجتماعی می تواند در ساختار رشد شناختی و زبانی تاثیر گذار باشد. در عین حال، یافته های پژوهش حاضر شواهد مستدلی در مورد ارتباط فرهنگ و رشد زبانی- شناختی ارائه نداد. یعنی، با وجود تفاوتهای فرهنگی میان کردزبانان و ترک زبانان در منطقه، میزان کسب دانش فارسی نزد این دو گروه از کودکان تفاوتی آماری در برنداشته است. مهمترین نتیجه این مطالعه بر این نکته تاکید دارد که منابع آموزشی در دسترس، تا چه اندازه امکان دارد پیشرفت آموزشی در زبان دوم کودکان دو زبانه را تحت تاثیر قرار دهد. کودکانی که فرصت گذراندن دوره های قبل از دبستان را داشته اند توانایی یادگیری دانش زبان فارسی آنان به مراتب بیشتر از کودکانی بود که چنین فرصتی را در اختیار نداشته اند.
"
خانواده درمانی شناختی رفتاری همراه با کایروپراکتیک در درمان اختلالات روان تنی
حوزههای تخصصی:
استفاده از درمان کایروپراکتیک یا تطبیق و تنظیم ستون فقرات یکی از درمان های متداول برای این نوع کمردردها و گردن دردها است. با این حال تحقیقات نشان داده اند که پس از قطع درمان و طی یک دوره کوتاه، مجددا نشانگان بیماری در بیماران مبتلا به این دردهای عضلانی استخوانی عود می کند. لذا اخیرا توجه متخصصان حوزه سلامت روان معطوف به روان درمانی این بیماران با استفاده از فنون رفتاری، شناختی، شناختی - رفتاری و روان تحلیل گری شده است. بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی خانواده درمانی شناختی - رفتاری همراه با کایروپراکتیک در درمان بیماران مبتلا به دردهای عضلانی استخوانی (کمردرد، گردن درد) است. بدین منظور با استفاده از یک طرح تک آزمودنی از نوع طرح AB، 5 نفر از افراد مبتلا به دردهای عضلانی استخوانی که به یک مرکز خصوصی درمان کایروپراکتیک رجوع کرده بودند انتخاب و با استفاده از روش خانواده درمانی مبتنی بر فنون شناختی رفتاری همراه با کایروپراکتیک مورد مطالعه و درمان قرار گرفتند.
نتایج نشان دهنده تاثیر و کارایی زیاد این شیوه درمان ترکیبی است. از جمله دلایل احتمالی کارایی این شیوه درمانی، تنظیم ستون فقرات بیماران مبتلا به کمردرد و گردن درد و شناخت همزمان علل روان شناختی زیر بنایی این دردها و برطرف کردن این علل از طریق روان درمانگری شناختی - رفتاری است. هم سویی و ناهم سویی یافته ها در پایان مورد بحث قرار گرفته و پیشنهاد هایی نیز ارایه شده است.
نقش رسانه در پیشگیری از اعتیاد: چالشها و راهکارها
حوزههای تخصصی:
نقش رسانه به ویژه رسانه ملی در برنامه های ارتقای سلامت و پیشگیری از مصرف مواد، بسیار حائز اهمیت است. اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که برای طراحی برنامه های رسانه ای می بایست بر مبنای شواهد علمی و اثربخش اقدام نمود. در طراحی پیام باید به وضعیت مخاطب و کانال انتقال پیام نیز توجه نمود. در حال حاضر در بسیاری از تولیدات رسانه ای به جنبه های علمی اعتیاد و رویکردهای رسانه ای اثربخش در این زمینه توجه نمی شود و این کم توجهی و یا توجه نادرست می تواند سبب ایجاد باورهای غلط و یا تقویت باورهای نادرست قبلی در مخاطب شود و یا به رواج درمانهای غیرعلمی در مورد اعتیاد دامن بزند. در این مقاله ضمن مرور انواع مهم رسانه های رایج و نقاط قوت و ضعف آنها، به بیان جنبه های مهم طراحی برنامه های رسانه ای برای گروه کودک و نوجوان پرداخته و در نهایت به طرح سؤالهای رایج در مورد اعتیاد و پاسخ به آنها اقدام می شود، زیرا آگاهی اصحاب رسانه از این موارد نقش به سزایی در تولید برنامه های رسانه ای علمی و اثرگذار دارد.
مقایسه اثربخشی روان درمانی گروهی مبتنی بر نظریه انتخاب و درمان انگیزشی نظام مند در افزایش رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه روان درمانی گروهی مبتنی بر نظریه انتخاب و درمان انگیزشی نظام مند در جهت افزایش رضایت زناشویی انجام شد. در این پژوهش 30 زن متاهل دارای مشکلات رضایت، از مراجعه کنندگان به کلینیک های موجود در سطح شهر مشهد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به گروه های درمان انگیزشی نظام مند، نظریه انتخاب و گروه کنترل گمارش شدند. پرسش نامه رضایت زناشویی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. روش های مداخله ای به مدت 8 جلسه دو ساعته و به صورت هفته ای برگزار شد. از روش تحلیل واریانس یک طرفه به منظور تحلیل داده ها استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که هر دو روش درمانی به طور یکسان موجب افزایش میزان رضایت زناشویی شدند. در نتیجه، یافته های این مطالعه نشان می دهد که هر دو روش درمان انگیزشی نظام مند و نظریه انتخاب به یک میزان رضایت زناشویی را بهبود می بخشد.
بررسی اختلالات شخصیت در مردان همسرآزار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اختلالات شخصیت در مردان همسرآزار شهر تبریز می باشد. پژوهش، توصیفی و از نوع پس رویدادی است. 100 مرد (50 مرد همسرآزار و 50 مرد غیرهمسرآزار) از طریق نمونه گیری در دسترس در این پژوهش شرکت کردند و پرسشنامه بالینی چندمحوری میلون (MCMI-III) را تکمیل نمودند. به منظور مقایسه میانگین نمرات مردان همسرآزار و غیرهمسرآزار در مقیاس های MCMI-III از تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین میانگین نمرات دو گروه مردان همسرآزار / غیرهمسرآزار در خرده مقیاس های شخـصیت دوری گزین، افـسرده و وابـستـه از خرده مقیاس الگوهای بالینی شخصیت؛ بین میانگین دو گـروه مـردان همسـرآزار/-غیرهمسرآزار در خرده مقیاس های شخصیت اسکیزوتایپـال و پارانوئید از مقیاس الگوهای بالینی شدید شخصیت؛ بین میانگین نمرات دو گروه مردانهمسرآزار/ غیرهمسرآزار در خرده مقیاس های اختلال افسرده خویی و وابستگی به مواد و اختلال استرس پس از ضربه از مقیاس نشانگان بالینی؛ بین میانگین نمرات دو گروه مـردان (همسرآزار / غیرهمسرآزار) در هـر سـه خرده مقیاس اختلال تفکر، اختلال افسردگی اساسی و اختلال هذیانی از مقیاس نشانگان بالینی شدید، تفاوت معناداری وجود دارد. با توجه به بالاتر بودن میانگین نمرات مردان همسرآزار در بیشتر خرده مقیاس ها نتایج و پیامدهای پژوهش در مقاله تشریح و تبیین می شوند.
رابطه عوامل شخصیت و خودشیفتگی بیمارگون با جهت گیری دینی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت و نارسیسیزم پاتولوژیک، به عنوان یک ساختار شخصیتی ناسالم با جهت گیری دینی دانش پژوهان مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی قم بررسی شده است. گروه نمونه، شامل 104 دانش پژوه مرد و 48 نفر زن بود. دانشجویان به پرسش نامه های 5 عامل بزرگ شخصیت گلدبرگ، جهت گیری دینی درونی/ بیرونی آلپورت و راس، جهت گیری دینی جستجوی بتسون، جهت گیری دینی مسلمانان- مسیحیان، نارسیسیزم ناسالم مارگولیس پاسخ دادند. فرضیه اصلی این پژوهش مبنی بر ارتباط ویژگی های شخصیتی و جهت گیری دینی تایید شد، اما قدرت پیش بینی دینداری از سوی عوامل شخصیت، برخلاف انتظار، چشمگیر نبود. از میان عوامل شخصیت، بیش از همه عامل پایداری هیجانی، نوع جهت گیری دینی را پیش بینی می کرد. عامل پایداری هیجانی، به طور مثبت پیش بینی کننده جهت گیری درونی، و به صورت منفی پیش بینی کننده برخی ابعاد جهت گیری بیرونی و جهت گیری جستجو بود. عامل وظیفه شناسی نیز جهت گیری دینی فرهنگی را پیش بینی کرد. اما شواهدی دال بر تایید نقش عوامل توافق و گشودگی به تجربه در پیش بینی جهت گیری دینی به دست نیامد. نارسیسیزم پاتولوژیک با جهت گیری درونی ارتباط منفی، و با برخی ابعاد جهت گیری بیرونی از جمله جهت گیری آخرتی منفی ارتباط مثبت داشت.