فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۲۱ تا ۱٬۹۴۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
اهداف فیبرومیالژی یک سندرم درد اسکلتی-عضلانی مزمن است که با درد در سطح گسترده، نقاط حساس، خستگی و اختلال خواب مشخص می شود و علت شناسی آن ناشناخته است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری بر ادراک درد، خستگی مزمن و توانمندسازی شناختی مبتلایان به فیبرومیالژیا بود. مواد و روش ها روش تحقیق حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه (یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل) است. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان مبتلا به فیبرومیالژیا بود که در نیم سال دوم 1401-1402 به مطب متخصصین روماتولوژی شهر تبریز مراجعه کرده اند و توسط فوق تخصص، روماتولوژی مبتلابه فیبرومیالژیا تشخیص داده شده بودند. نمونه پژوهش شامل 36 نفر از این بیماران بود که به صورت دردسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی ساده در دو گروه گمارده شدند؛ 18 نفر در گروه آزمایش که تحت کلاس های آموزشی مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری طی 10 جلسه 90 دقیقه ای آموزش دیدند و 18 نفر در گروه کنترل که هیچ گونه مداخله ای دریافتند نکردند. ابزار تحقیق شامل پرسش نامه ﺗﺠﺪیﺪﻧﻈﺮﺷﺪﻩ ﺩﺭﺩ ﻣک ﮔیﻞ، پرسش نامه خستگی مزمن و پرسش نامه توانمندسازی روانشناختی بود. یافته ها نتایج تحلیل کوواریانس (مانکوا) نشان داد میانگین دو گروه آزمایش و کنترل بر مؤلفه های ادراک درد، خستگی مزمن و توانمندسازی شناختی در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری داشت (0/05˂P). نتیجه گیری براساس یافته ها می توان گفت آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری باعث بهبود ادراک درد، خستگی مزمن و توانمندسازی شناختی در مبتلایان به فیبرومیالژیا می شود. بنابراین از این روش درمانی می توان در مراکز مشاوره و سلامت روان برای بهبود افراد مبتلا به فیبرومیالژیا بهره گرفت. ۸۱۹,۱
تأثیر درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در بستر رسانه اجتماعی بر عملکرد جنسی و پریشانی جنسی زنان مبتلا به دیابت: کارآزمایی بالینی تصادفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف این پژوهش با هدف بررسی تأثیر روش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در بستر رسانه های اجتماعی بر عملکرد جنسی و پریشانی جنسی زنان مبتلا به دیابت انجام شد. مواد و روش ها این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده با گروه کنترل هم زمان بود که به مدت 12 ماه از آبان ماه سال ۱۴۰1 تا آبان ماه سال ۱۴۰2 در کلیه مراکز جامع سلامت شهر قزوین انجام شد. مشارکت کنندگان با استفاده از روش بلوک بندی متعادل تصادفی در دو گروه مداخله (36 نفر) و کنترل (36 نفر) تخصیص یافتند. مداخله به صورت فردی در بستر رسانه اجتماعی در 8 جلسه حدود 60 دقیقه ای برای گروه مداخله ارائه شد. پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسش نامه اختلال عملکرد جنسی، پرسش نامه پریشانی جنسی و پرسش نامه ذهن آگاهی قبل از مداخله، بلافاصله 1 و 3 ماه بعد از اتمام جلسات تکمیل شدند. داده ها با استفاده از روش آنالیز واریانس-کوواریانس برای اندازه گیری های مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 در سطح معنی داری 0/05 تحلیل شدند. یافته ها توزیع متغیرهای جمعیت شناختی بین گروه های مطالعه به جز در متغیرهای تحصیلات خانم و همسرش متوازن می باشد. بنابراین این متغیرها به عنوان کوواریت در تحلیل های بعدی کنترل شدند. نمرات عملکرد جنسی و ذهن آگاهی در گروه مداخله نسبت به کنترل در سنجش های بعد از مداخله به صورت معنی داری بیشتر بود. بدین ترتیب این مداخله به صورت مؤثری توانست عملکرد جنسی و ذهن آگاهی زنان مبتلا به دیابت را افزایش دهد. نمرات پریشانی جنسی در گروه مداخله نسبت به کنترل در سنجش های بعد از مداخله به صورت معنی داری کمتر بود. ازاین رو این مداخله به صورت مؤثری توانست پریشانی جنسی زنان مبتلا به دیابت را کاهش دهد. نتیجه گیری یافته های مطالعه حاضر نشان داد مداخله درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در بستر رسانه اجتماعی با افزایش عملکرد جنسی و کاهش میزان پریشانی جنسی و افزایش ذهن آگاهی زنان مبتلا به دیابت همراه بوده است. همچنین میزان ذهن آگاهی در تمام ابعاد شامل مشاهده، توصیف، عمل ذهن آگاهانه و واکنشی نبودن افزایش یافته و تنها در بعد غیرقضاوتی بودن تأثیر نداشته است. ۹۸۹,۱
تاثیر آموزش مهارتهای خودتعیین گری بر هیجانهای تحصیلی، خودپنداره تحصیلی و مسئولیت پذیری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
88-122
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین تاثیر آموزش مهارتهای خودتعیین گری بر هیجانهای تحصیلی، خودپنداره تحصیلی و مسئولیت پذیری دانش آموزان انجام شد. روش انجام تحقیق نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه یازدهم مقطع متوسطه شهرستان درمیان به تعداد 30 نفر به صورت روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و سپس به صورت همتا به دو گروه آزمایش و کنترل در سال تحصیلی 1402-1401 انتخاب شدند. آموزش خودتعیین گری براساس نظریه دسی و رایان (2000) روی دانش اموزان گروه آزمایش طی 10 جلسه 60 دقیقه ای بصورت هر هفته دو جلسه اجرا شد. ابزار پژوهش پرسشنامه هیجانهای تحصیلی(پکران و همکاران، 2002)، خودپنداره تحصیلی(یسن چن، 2004)، مسئولیت پذیری دانش آموزان(لوئیس، 2001) و بسته آموزشی خودتعیین گری(دسی و رایان، 2000) بود. روایی پرسشنامه های پژوهش از نوع محتوایی و اعتبار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه هیجانهای تحصیلی 87/0، خودپنداره تحصیلی 91/0 و پرسشنامه مسئولیت پذیری 83/0 برآورد گردید. یافته ها نشان داد آموزش مهارت های خودتعیین گری بر هیجان های تحصیلی دانش آموزان تاثیر مثبت و معناداری داشت و توانست میزان هیجانهای مثبت تحصیلی را افزایش و هیجانهای منفی تحصیلی را کاهش دهد. همچنین آموزش مهارتهای خودتعیین گری بر خودپنداره تحصیلی (و مؤلفه های آن) در دانش آموزان تاثیر مثبت و معناداری داشت و توانست میزان خودپنداره تحصیلی دانش آموزان را بهبود ببخشد. نتایج نیز بیانگر این بود که آموزش مهارتهای خودتعیین گری بر مسئولیت پذیری(و مؤلفه های آن) در دانش آموزان اثربخش بود و میزان مسئولیت پذیری را در دانش آموزان افزایش داد.
اثربخشی آموزش مهرورزی بر تاب آوری تحصیلی و بخشودگی بین فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
147-175
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهرورزی بر تاب آوری تحصیلی و بخشودگی بین فردی انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر پایه سوم دوره دوم متوسطه شهر زاهدان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. نمونه شامل 30 دانش آموز بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های تاب آوری تحصیلی و بخشودگی بین فردی بود که تمام آزمودنی ها در مرحله پیش آزمون آن را تکمیل کردند، سپس برنامه آموزش مهرورزی برای گروه آزمایش در هشت جلسه اجرا شد و در نهایت، پس آزمون از تمام گروه های گروه آزمایش و کنترل گرفته شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مهرورزی بر تاب آوری تحصیلی و بخشودگی بین فردی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
اثربخشی تفکر انتقادی برروی صفات سه گانه تاریک(ماکیاولیسم، جامعه ستیزی و خودشیفتگی) شخصیتی دانشجویان نخبه ی ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
176-204
حوزههای تخصصی:
سه گانه تاریک شخصیت از مشکلات شناختی دانشجویان ورزشکار نخبه است که می تواند علاوه بر عملکرد ورزشی در تمرین و رقابت حتی بر زندگی شخصی فرد نیز اثر گذار باشد. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات آموزش تفکر انتقادی بر بهبود سه گانه تاریک شخصیت دانشجویان ورزشکار نخبه انجام شد. پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه کنترل و آزمایش بود. جامعه آماری تحقیق پسر نخبه ورزشکار و به-صورت در دسترس 30 نفر (10 نفر در گروه آزمایش و 10 نفر در گروه کنترل) انتخاب شدند و به عنوان نمونه در تحقیق مشارکت کردند. در پیش آزمون تمامی ازمودنی ها پرسشنامه های تفکر انتقادی (هایپل (2005) و فیشر (1986) و سه گانه تاریک شخصیت (جنیسون و وبستر )را تکمیل کردند. سپس گروه آزمایش در هشت جلسه ی 90 دقیقه ای مداخله تفکر انتقادی را دریافت کردند. نتایج نشان داد . نمرات رگه های شخصیتی ماکیاولیسم و جامعه ستیزی در گروه آزمایش به ترتیب 502/7 و 610/6 بوده است که مقایسه آنها با مقادیر گروه کنترل به ترتیب 498/11 و 323/12 بیانگر معنی دار بودن اثر مداخله آموزش تفکر انتقادی در بین ورزشکاران نخبه بوده است (992/31=F(1,25)، 001/0p< و 353/62=F(1,25)، 001/0p<). همجنین نتایج بیانگر این حقیقت است که اثر مداخله در کاهش خودشیفتگی در گروه ازمایش نسبت به گروه کنترل معنی دار نبوده است مقادیر خودشیفتگی در گروه آزمایش و کنترل به ترتیب برابر است با 435/20 و 298/20. ( 174/0=F(1,25)، 682/0p<). لذا می توان پیشنهاد داد برای افزایش عملکرد ورزشکاران نخبه دارای سه گانه تاریک شخصیتی از روش تفکر انتقادی استفاده شود.
اثربخشی بازی درمانی شناختی- رفتاری بر مهارت های اجتماعی و مهارت های ارتباطی کودکان در خانواده های نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
119 - 136
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی- رفتاری بر مهارت های اجتماعی و مهارت های ارتباطی کودکان اوتیستیک با عملکرد بالابود. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و در چارچوب یک طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه کودکان دارای اتیسم با عملکردبالا در سال 1401 در شاهرود بود. جهت گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر از پرسشنامه های مهارت های اجتماعی اسکات بلینی (2007)و شدت علائم اوتیسم گیلیام(1995)استفاده شد. تایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بازی درمانی شناختی-رفتاری بربهبود مهارت های اجتماعی و مهارت های ارتباطی در کودکان مبتلا به اوتیسم با عملکرد بالا به میزان 0/67 تاثیر دارد(p‹0/01). و این روش درمانی بر بهبود برقراری ارتباط در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکردبالا به میزان 0/40 واحدبر بهبود تعامل اجتماعی در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا به میزان 0/37واحد و بر بهبود مهارت اجتماعی در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا 0/40واحد تاثیر دارد. بازی درمانی شناختی رفتاری بر بهبود مهارت اجتماعی در کودکان مبتلا به اتیسم به عملکرد بالا 0/37واحد تاثیر دارد(p<0/01). همچنین بازی درمانی شناختی_رفتاری بر بهبود مهارت های ارتباطی در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالابه میزان 0/46واحد تاثیر دارد (p<0/01). و این روش درمانی بر برقراری ارتباط در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا به میزان 0/40 و بر بهبود تعامل اجتماعی در کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا به میزان 0/37واحد تاثیر دارد.
ساخت و اعتباریابی پرسش نامه نماز مطلوب بر اساس منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ساخت و اعتباریابی پرسش نامه نماز مطلوب بر اساس منابع اسلامی است. این مطالعه به روش توصیفی - پیمایشی و با نمونه گیری تصادفی طبقه ای در میان طلاب و دانش پژوهان مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی= در سال 14۰3 انجام شد. برای ارزیابی روایی محتوا از 5 نفر از متخصصان علوم اسلامی و روان شناسی و از شاخص های CVI و CVR بهره برده شد، و آیتم ها مورد ارزیابی قرار گرفت. برای روایی سازه پرسش نامه نیز از همسانی درونی و تحلیل عاملی بهره برده شد. یافته ها حاکی از استخراج دو عامل «آداب باطنی» و «آداب ظاهری» بود و همبستگی عوامل با نمره کل معنادار بود. برای بررسی اعتبار، ضریب دو نیمه سازی گاتمن (88۰/۰) و آلفای کرونباخ (935/۰) محاسبه شد، که ضریب آلفا برای آداب باطنی و آداب ظاهری به ترتیب برابر با (935/۰) و (774/۰) بود. نتایج بیانگر روایی و اعتبار بالای پرسش نامه بوده و تأیید می کند که این ابزار قابلیت سنجش سازه نماز مطلوب را برای استفاده در پژوهش های مرتبط داراست.
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه عملکرد انعکاسی در دانش آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه عملکرد انعکاسی در دانش آموزان ایرانی بود. در این مطالعه توصیفی همبستگی، تعداد 342 نفر (265 دختر و 77 پسر) از دانش آموزان مقطع متوسطه دوم (18-16 سال) شهرستان بابلسر در سال تحصیلی 1401-1402 به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و پرسش نامه عملکرد انعکاسی (RFQ-Y)، شارپ و همکاران (2009) را تکمیل نمودند. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تأییدی و ضریب همسانی درونی (آلفای کرونباخ) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که ساختار دو عاملی پرسش نامه عملکرد انعکاسی از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین در این مدل زیر مقیاس A با آلفای کرونباخ 88/0، زیر مقیاس B با مقدار 81/0 و مقیاس کلی با مقدار 90/0 دارای پایایی مناسبی می باشند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مقیاس مورد استفاده از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است و می تواند تصویر قابل قبولی از این سازه را ارائه نماید. بنابراین می توان از این مقیاس در پژوهش های مختلف، به منظور ارزیابی ذهنی سازی در دانش آموزان استفاده نمود.
پرسشنامه نگرانی پن: پرسشنامه، روش اجرا و نمره گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
345 - 347
حوزههای تخصصی:
پژوهشگر گرامي، پرسشنامه نگراني پن (PSWQ؛ مي ير و همکاران، 1990) يک ابزار 16 گويه اي است و شدت نگراني را در اندازه هاي پنج درجه اي از 1 (کاملآ مخالفم) تا 5 (کاملآ موافقم) مي سنجد. دامنه نمره کل نگراني در اين پرسشنامه بين 16 و 80 و نمرة بيشتر نشان دهندة شدت بيشتر نگراني است. همساني دروني پرسشنامه نگراني پن در نمونه هاي دانشجويي و باليني بر حسب ضرايب آلفاي کرونباخ از 88/0 تا 95/0 گزارش شده است (براون و همکاران، 1992؛ ديوي، 1993؛ مي ير و همکاران، 1990) و پايايي بازآزمايي آن از 74/0 = r تا 93/0 =r مورد تآييد قرار گرفته است (استارتاپ و اريکسن، 2006؛ مي ير و همکاران، 1990). روايي پرسشنامه نگراني پن نيز بر حسب همبستگي آن با تعدادي از شاخص هاي مرتبط با نگراني و اضطراب در نمونه هاي دانشجويي و باليني تاييد شده است (استارتاپ و اريکسن، 2006؛ اولاتونجي و همکاران، 2007؛ مي-ير و همکاران، 1990). تحليل عاملي اکتشافي و تاييدي (اولاتونجي و همکاران، 2007؛ کارتر و همکاران، 2005؛ مي ير و همکاران، 1990)، ساختار يک عاملي و دو عاملي پرسشنامه نگراني پن را در نمونه هاي باليني و غير باليني تاييد کرده است. در بررسي مقدماتي ويژگي هاي روانسنجي نسخه فارسي اين پرسشنامه در نمونه اي از جمعيت دانشجويي (449n = ; 232 دختر، 217 پسر)، ضرايب آلفاي كرونباخ براي همساني دروني نمره کل نگراني 91/0 محاسبه شد. ضرايب همبستگي بين نمره هاي تعدادي از شرکت کنندگان در پژوهش (73 دختر، 51 پسر) براي پايايي بازآزمايي در دو نوبت با فاصله دو تا چهار هفته براي نمره کل نگراني 78/0 =r محاسبه شد (بشارت، 1386). روايي سازه ، همگرا و تشخيصي (افتراقي) نسخه فارسي پرسشنامه نگراني پن از طريق اجراي همزمان مقياس اضطراب بک (BAI؛ بشارت، 1384الف؛ بک و اپستين، 1993)، مقياس افسردگي اضطراب استرس (DASS؛ بشارت، 1384ب؛ لاويباند و لاويباند، 1995)، فهرست عواطف مثبت و منفي (PANAS؛ بشارت، 1387؛ واتسون و همکاران، 1988) و مقياس سلامت رواني (MHI-28؛ بشارت، 1388؛ ويت و وير، 1983)در مورد آزمودني¬ها محاسبه شد. نتايج ضرايب همبستگي پيرسون نشان داد که بين نمره آزمودني ها در پرسشنامه نگراني پن با عواطف مثبت و بهزيستي روانشناختي همبستگي منفي معنادار از 47/0- تا 64/0- (001/0 p <) و با اضطراب، استرس، افسردگي، عواطف منفي و درماندگي روانشناختي همبستگي مثبت معنادار از 44/0 تا 65/0 (001/0 p <) وجود دارد. اين نتايج، روايي همگرا و تشخيصي پرسشنامه نگراني پن را تاييد مي¬کنند (بشارت، 1386).
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر هیجان با درمان مبتنی بر ذهن مشفق بر کیفیت خواب در بیماران بستری شده بهبودیافته از کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ بهمن ۱۴۰۳ شماره ۱۱ (پیاپی ۱۰۴)
۱۸۴-۱۷۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر هیجان با درمان مبتنی بر ذهن مشفق بر کیفیت خواب در بیماران بستری شده بهبودیافته از کرونا انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بهبودیافتگان از بیماری کرونا بود که در سه ماه دوم سال 1400 از بیمارستان قائم (عج) در مشهد، مرخص شده بودند. براین اساس، از بین آن ها 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگذاری شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ بوپسی و همکاران (1989،PSQI ) بود. مداخله مبتنی بر هیجان گرینبرگ و همکاران و درمان مبتنی بر ذهن مشفق گیلبرت در 8 جلسه دوساعته، هفته ای دو بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اول و دوم اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد بین گروه های آزمایش و کنترل در پس آزمون و پیگیری کیفیت خواب تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، و درمان مبتنی بر ذهن مشفق نسبت به درمان مبتنی بر هیجان به طور معناداری بر کیفیت خواب اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0>P). درنتیجه می توان گفت که بین دو درمان مبتنی بر هیجان با درمان مبتنی بر ذهن مشفق در افزایش کیفیت خواب تفاوت معنادار وجود داشت.
اثربخشی برنامه غنی سازی زناشویی گروهی به روش گاتمن بر دشواری در تنظیم هیجان، الگوهای ارتباطی و سبک های دلبستگی زوجین استان قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه غنی سازی زناشویی گروهی به روش گاتمن بر دشواری در تنظیم هیجان، الگوهای ارتباطی و سبک های دلبستگی زوجین استان قم بود. این پژوهش به لحاظ روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهر قم در سال 1402 بود که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 40 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 20نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش 8 جلسه برنامه غنی سازی زناشویی گروهی به روش گاتمن (هر هفته یک جلسه 90دقیقه ای) دریافت کردند، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های دشواری تنظیم هیجان (DERS) (گراتز و روئمر، 2004)، الگوهای ارتباطی (CPQ) (کریستنس و سولاوای، 1991) و مقیاس سبک دلبستگی بزرگسال (RAAS) (کولینز و رید، 1996) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون دشواری در تنظیم هیجان، الگوهای ارتباطی و سبک های دلبستگی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان از برنامه غنی سازی زناشویی گروهی به روش گاتمن در بهبود دشواری در تنظیم هیجان، الگوهای ارتباطی و سبک های دلبستگی زوجین استفاده کرد.
نقش واسطه ای حساسیت اضطرابی و نارضایتی از بدن در رابطه بین آسیب های دوران کودکی و نگرش خوردن در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای حساسیت اضطرابی و نارضایتی از بدن در رابطه بین آسیب های دوران کودکی و نگرش خوردن در دانشجویان بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان ۱۸ تا ۲۵ سال دانشگاه خوارزمی تهران بود که در نیم سال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۲ مشغول به تحصیل بودند و از این بین ۴۲۲ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل نسخه ۲۶ سؤالی تست نگرش خوردن گارنر و همکاران (۱۹۸۲)، مقیاس تجدیدنظرشده حساسیت اضطرابی تیلور و کاکس (۱۹۹۸)، پرسش نامه شکل بدن کوپر و همکاران (۱۹۸۷) و پرسش نامه آسیب های دوران کودکی برنشتاین و همکاران (۲۰۰۳) بود. یافته ها حاکی از برازش مناسب داده ها با مدل بود. نتایج نشان داد که آسیب های دوران کودکی، حساسیت اضطرابی و نارضایتی از بدن با نگرش خوردن رابطه مستقیم و معنادار دارند. همچنین، آسیب های دوران کودکی رابطه مستقیم و معناداری با حساسیت اضطرابی و نارضایتی از بدن دارد. علاوه برآن، حساسیت اضطرابی با نارضایتی از بدن رابطه مستقیم و معنادار داشته و در رابطه بین آسیب های دوران کودکی و نارضایتی از بدن نقش واسطه ای دارد. همچنین، نارضایتی از بدن نقش واسطه ای در رابطه بین حساسیت اضطرابی و نگرش خوردن ایفا می کند. نارضایتی از بدن و حساسیت اضطرابی نیز نقش واسطه ای در رابطه بین آسیب های دوران کودکی و نگرش خوردن دارند. باتوجه به نتایج می بایست راهبردهای مناسب جهت ارزیابی به موقع آسیب های دوران کودکی و استفاده از راهبردهای آموزشی و مداخلات مؤثر جهت آگاهی و بهبود حساسیت اضطرابی، نارضایتی از بدن و نگرش خوردن در دانشجویان موردتوجه قرار گیرد.
اثربخشی آموزش همدلی بر احساس شرم و گناه و ترس از صمیمیت زنان دارای دلبستگی ناایمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۹۵)
201 - 210
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی آموزش همدلی بر احساس شرم و گناه و ترس از صمیمیت زنان دارای دلبستگی ناایمن بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه مراجعان زن متأهل مراکز مراقبت از خانواده (طلیعه و ایرانی) وابسته به بهزیستی شهر تهران در سال 1402-1401 بود. حجم نمونه پژوهش شامل 40 زن بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه گمارده شدند (هر گروه 20 نفر). ابزار پژوهش شامل پرسشنامه آمادگی شرم و گناه (GASP) کوهن و همکاران (2011) و ترس از صمیمیت (FIS) دسکاتنر و سلن (1991) بود. گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد، اما گروه آزمایش پژوهش، مداخله همدلی را در طول 8 جلسه 120 دقیقه ای در 8 هفته دریافت کرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها نشان داد که با کنترل پیش آزمون بین میانگین پس آزمون احساس شرم، گناه و ترس از صمیمیت در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود داشت. نتایج نشان داد که آموزش همدلی، احتمالاً درمان کارآمدی برای درمان احساس شرم و گناه و ترس از صمیمیت در زنان دارای دلبستگی ناایمن است.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی و انعطاف پذیری روانشناختی مادران دارای کودک اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ خرداد ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۶)
245 - 254
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی و انعطاف پذیری روانشناختی مادران دارای فرزند مبتلا به اوتیسم انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمام مادران مراجعه کننده به مرکز اوتیسم شهر ری در سال 1402 بود. نمونه آماری شامل 30 مادر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه های افسردگی بک (1979، BDI-II) و انعطاف پذیری روانشناختی دنیس و وندروال (2010، CFI) بود. گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه (90 دقیقه ای) تحت درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل در هیچ جلسه ای شرکت نکردند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری در سطح معناداری 05/0 تحلیل گردید. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون افسردگی و انعطاف پذیری روانشناختی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری در سطح 05/0 وجود داشت. در نتیجه می توان روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را برای کاهش افسردگی و افزایش انعطاف پذیری مادران دارای کودک اوتیسم به کار برد.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کیفیت خواب، علائم خلقی و اضطراب و علائم اعتیاد به بازی آنلاین در نوجوانان وابسته به بازی آنلاین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ تیر ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۹۷)
11 - 20
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کیفیت خواب، علائم خلقی و اضطراب و علائم اعتیاد به بازی آنلاین در نوجوانان وابسته به بازی آنلاین بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه پژوهش دانش آموزان پسر پایه های نهم و دهم وابسته به بازی آنلاین ناحیه یک شهر اهواز در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. تعداد 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی گمارده شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش ذهن آگاهی قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل فرم اطلاعات جمعیت شناختی، شاخص کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI، بویسی و همکاران، 1989)، پرسشنامه علائم خلقی و اضطراب (MASQ، واردینار و همکاران، 2010) و پرسشنامه بازی آنلاین (OGQ، وانگ و چانگ، 2002) بودند. داده ها با آزمون های کای اسکوئر و تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون کیفیت خواب، علائم خلقی و اضطراب و علائم اعتیاد به بازی آنلاین در نوجوانان تفاوت معنی داری در سطح کوچک تر از 001/0 وجود داشت. طبق نتایج این مطالعه، مشاوران و درمانگران می توانند از روش آموزش ذهن آگاهی در کنار سایر روش های آموزشی جهت بهبود ویژگی های روان شناختی نوجوانان بهره ببرند.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد (ACT) با واقعیت درمانی بر انسجام زناشویی در زوجین متعارض در دوره پساکرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ تیر ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۹۷)
145 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد (ACT) با واقعیت درمانی بر انسجام زناشویی در زوجین متعارض در دوره پساکرونا بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه زوجین متعارض مراجعه کننده به درمانگاه ها و مراکز مشاوره منطقه 20 شهر تهران در سال 1401 بودند. تعداد 45 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش انسجام زناشویی سامانی (1381، MCQ) بود. مداخله درمان مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد (ACT) و واقعیت درمانی در 8 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای دو بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اول و دوم اجرا شد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بین پس آزمون و پیگیری گروه های آزمایش و گواه انسجام زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P) و درمان پذیرش و تعهد نسبت به واقعیت درمانی به طور معناداری بر انسجام زناشویی زوجین متعارض در دوره پساکرونا اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0>P). بنابراین می توان گفت که رویکرد پذیرش و تعهد (ACT) اثربخش تر از واقعیت درمانی در افزایش انسجام زناشویی در زوجین متعارض بود.
تأثیر نرم افزار شناختی- رایانه ای بر کارکرد اجرایی و استدلال کمی کودکان 12- 7 ساله مبتلا به دیسکلکولیا
حوزههای تخصصی:
مقدمه: توانبخشی شناختی بر بهبود علائم اختلال دیسکلکولیا نظیر کارکرد اجرایی و استدلال کمی تأثیر گذاشته و سایر عملکردهای کودکان را تحت تأثیر قرار می دهند.
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی نرم افزار شناختی- رایانه ای بر کارکرد اجرایی و استدلال کمی کودکان ۱۲-۷ ساله مبتلا به دیسکلکولیا بود.
روش: طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان مبتلا به اختلال دیسکلکولیا شهر اصفهان در سال ۱۴۰۲-۱۴۰۱ بودند. تعداد ۴۵ کودک مبتلا به اختلال دیسکلکولیا به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش جایدهی شدند. برای گروه آزمایش آموزش برنامه شناختی-رایانه ای کاپیتان لاگ (۲۰۲۰) در ۱۰ جلسه ۶۰ دقیقه ای اجرا شد؛ اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل نسخه پنجم مقیاس هوشی وکسلر (وکسلر، ۲۰۱۴)، آزمون کامپیوتری عملکرد پیوسته (رازولد، ۱۹۵۶)، آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین (گرانت و برگ، ۱۹۴۸)، آزمون برج لندن (شالیس، ۱۹۸۲) بود. داده های حاصل از پژوهش، با نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ و با اس تفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که نرم افزار شناختی رایانه ای کاپیتان لاگ، بر کارکرد اجرایی (توجه، خطای حذف و پاسخ صحیح، حل مساله و انعطاف پذیری شناختی) تأثیر معناداری داشت (۰/۰۰۱>p)، اما بر استدلال کمی اثر معناداری نداشت (۰/۰۵<p).
نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که توانبخشی شناختی برنامه شناختی- رایانه ای کاپیتان لاگ می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود توانایی شناختی کودکان ۱۲-۷ ساله مبتلا به دیسکلکولیا مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی نقش حمایتی خانواده با تحلیل صفحه «تقدیم به» در رساله های دکتری فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش پیش رو تحلیل محتوای قدردانی به عنوان یکی از مقوله های مهم در تربیت اسلامی از راه استخراج اطلاعات از صفحه «تقدیم به» رساله های دانشجویان مقطع دکتری در ده رشته متفاوت است؛ این صفحه، صفحه ای اختیاری برای شناسایی حامیان معنوی دانشجویان در آخرین مرحله از آموزش رسمی آنهاست. نوع پژوهش حاضر کاربردی است. روش آن تحلیل محتوا و با رویکرد تحلیلی انجام شده است. نمونه آماری پژوهش شامل 393 رساله دکتری بود که به روش نمونه گیری طبقه ای−تصادفی و براساس رشته دانشگاهی و نویسنده رساله از میان ده رشته دانشگاهی از پایگاه گنج استخراج شد. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که با استفاده از آزمون های آماری کروسکال والیس و آنوا مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که مقوله خانواده با محوریت مادر، بیشترین میزان تقدیم (85 درصد) را به خود اختصاص داده است. مقوله انتزاعیات و سپس مقوله معنویات به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. نتایج آزمون کروسکال والیس نشان داد که بین تعداد دفعات تقدیم در رشته های مختلف از نظر آماری اختلاف معنا داری وجود دارد. نتایج آزمون آنوا در مورد میانگین حجم واژگان در رشته های مختلف نشان داد که میانگین حجم واژگان «تقدیم به» در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی، بیش از سایر رشته ها و در رشته هنر کمتر از سایر رشته هاست. در مجموع می توان گفت که دانشجویان معتقدند موفقیت ایشان در دوره دکتری ارتباطی تنگاتنگ با زحمات خانواده و در رأس آن مادر و حمایت های روانی، اجتماعی، اخلاقی و حتی مالی آنها دارد.
نقش میانجی گری راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان در ارتباط بین بهزیستی معنوی و تاب آوری در جانبازان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جانبازان در زندگی خود آسیب های جسمانی و روانی فراوانی را متحمل می شوند؛ بنابراین ارزیابی تاب آوری آنها در برابر مصائب اهمیت دارد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر تبیین نقش میانجی گر راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان در رابطه بهزیستی معنوی و تاب آوری در جانبازان شهرستان شهرضا بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و طرح پژوهش همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری جانبازان شهرستان شهرضا شامل 500 نفر بودند که از بین آنها براساس جدول مورگان و کرجسی با نمونه گیری تصادفی تعداد 220 نفر انتخاب و با توجه به ریزش نمونه که ناشی از عدم پاسخگویی به سوالات پرسشنامه بود، درنهایت 200 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های بهزیستی معنوی دالمن و فری (2005)، تنظیم هیجان گارنفسکی و همکاران (2001) و تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) بود که جانبازان تکمیل کردند. تحلیل یافته ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون در نرم افزار spss23 نشان داد که بین تمامی متغیرها به استثنای ارتباط بهزیستی معنوی و راهبرد پذیرش همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (P<0.01)؛ همچنین مدل معادلات ساختاری در نرم افزار pls4 نشان داد که اثر مستقیم بهزیستی معنوی بر تاب آوری و نیز اثر مستقیم بهزیستی معنوی و راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان معنادار است (0.05>p). بررسی اثرهای غیرمستقیم بهزیستی معنوی و تاب آوری از طریق پنج راهبرد سازگارانه تنظیم هیجان نشان داد که تنها راهبرد تمرکز مجدد بر برنامه ریزی به عنوان میانجی اثر غیرمستقیم معناداری را ایفا می کند (0.05>p).
Validity of the Persian translation of the COVID-19 Attitudes and Behaviors (ACAB)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Introduction: Of particular global concern is the coronavirus disease of 2019 (COVID-19) outbreak. All Persian versions of COVID-19 measures assess the intrapsychic aspects of it, and there is a crucial need to measure the intergroup aspects of this pandemic. Aim: The current study aims to validate the Persian version of COVID-19 attitudes and behaviors in the Iranian sample. Method: The participants included 250 people from all over Iran in cyberspace who were selected availability (177 men and 73 women). They voluntarily participated in the study by filling out questionnaires that were made available through Google Forms and then disseminated online. Results: The ACAB scale had satisfactory reliability and validity according to content, face, and construct validity tests except for the first subscale (social distancing adjustment). Consequently, confirmatory factor analysis supported the ACAB with 12-item and three subscales. Therefore, three subscales remained, including self-prioritization, prosocial behaviors, and belief in conspiracies, and social distancing adjustment was eliminated because the factor loading values of its items were less than 0.4. Conclusion: Results indicated that the ACAB is a reliable and helpful tool in research, especially for governmental surveys to understand why people do not cooperate in vaccination or prosocial behaviors.