ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
۸۶۱.

ایده پردازی نقشه ی ممتیک به عنوان یک ابزار دیداری برای دستیابی به تاریخچه ی رشدی مم های روانشناختی مرضی در افسردگی: یک مطالعه ی موردی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مم نقشه های مم افسردگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
یکی از موارد غفلت در آسیب شناسی روانی، زیربنای فرهنگی آن است. همانطور که ژن ها می توانند اطلاعات زیستی معیوب را با خود حمل کرده و به نسل های بعدی منتقل کنند، مم ها نیز قادر هستند تا اطلاعات معیوب فرهنگی را به اذهان منتقل و موجب آسیب روانی شوند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر عبارت از ایده پردازی و توسعه ی تکنیک نقشه ها ی مم برای دستیابی به تاریخچه ی رشدی مم های روانشناختی مرضی در اختلال افسردگی اساسی بود. پژوهش حاضر از نوع مطالعات موردی کیفی بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی افراد 18تا 25 ساله ی دارای اختلال افسردگی اساسی شهر کرمانشاه در سال 1403 تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد یک نفر به عنوان شرکت کننده انتخاب شد. نتایج ارزیابی ممتیک نشان داد دو ممپلکس ناتوانی-عجز و شرمساری- نقص، نشانه های بیمار را ایجاد کرده بودند و در ادامه با استفاده از تکنیک نقشه های مم، رویدادهای جنینی و رشد این دو ممپلکس شناسایی شدند. بینش بیمار نسبت به رویدادهای جنینی و رویدادهای رشد مشکلات خود موجب آگاهی او از احساسات متناظر با مم های مرضی می شود تا بتواند با حل و فصل آن ها، پایه های ممپلکس مرضی خود را متزلزل کند و در ادامه می تواند بر خلاف اثرات فنوتیپی گسترش یافته ی ممپلکس مرضی خود حرکت کند. این مطالعه نشان داد که می توان نقشه ها ی مم را با موفقیت در دستیابی به تاریخچه ی تحولی مم های روانشناختی مرضی در اختلال افسردگی اساسی به کار برد
۸۶۲.

بررسی اثر غیر مستقیم حساسیت اضطرابی و تفکر منفی تکراری بر ارتباط بین خودشفقتی و آمیختگی شناختی با سایبرکندریا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: سایبرکندریا آمیختگی شناختی خودشفقتی حساسیت اضطرابی تفکر منفی تکرارشونده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
اهداف پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حساسیت اضطرابی و تفکر منفی تکراری در ارتباط بین خودشفقتی و آمیختگی شناختی با سایبرکندریا انجام شد. مواد و روش ها روش پژوهش حاضر توصیفی با طرح همبستگی و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های تهران و مازندران در سال ۱۴۰3 بود که از میان آن ها 630 نفر به روش داوطلبانه انتخاب شدند و به مقیاس شدت سایبرکندریا (CSS)، پرسش نامه آمیختگی شناختی (CFQ)، مقیاس خودشفقتی، پرسش نامه حساسیت اضطرابی (ASI) و تفکر منفی تکرارشونده (RTQ) پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos نسخه 29 انجام شد. یافته ها نتایج تحلیل همبستگی نشان داد آمیختی شناختی، خودشفقتی، حساسیت اضطرابی و تفکر منفی تکرارشونده با سایبرکندریا رابطه معناداری دارند. همچنین نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد حساسیت اضطرابی نقش میانجی معناداری در رابطه آمیختگی شناختی (0/157=P<0/001, β) و خودشفقتی (0/197-=β, P<0/001) با سایبرکندریا دارد، اما اثر میانجی معناداری برای متغیر تفکر منفی تکرارشونده مشاهده نشد. نتیجه گیری براساس یافته های پژوهش، به نظر می رسد افرادی با سطوح خودشفقتی پایین و آمیختگی شناختی بالا در مواجهه با تجربیات بدنی ناشناخته و غیرمنتظره، حساسیت اضطرابی بیشتری نشان دادند؛ به همین دلیل بیشتر احتمال دارد دست به جست وجوی آنلاین افراطی درمورد تجربیات بدنی خود بزنند. بنابراین پیشنهاد می شود در طراحی مداخلات مربوط به سایبرکندریا عامل خودشفقتی و آمیختگی شناختی موردتوجه قرار گیرد.
۸۶۳.

هم سنجی تأثیر درمان توانبخشی شناختی و تلفیق آن با تنظیم هیجان دیالکتیکی بر مشکلات هیجانی بیماران اچ آی وی با اختلالات عصب شناختی

کلیدواژه‌ها: توانبخشی شناختی تنظیم هیجان رفتار درمانی دیالکتیکی اچ آی وی اختلالات عصب شناختی مشکلات هیجانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۹
مقدمه: بیماری اچ آی وی یکی از نگرانی های اصلی نظام های بهداشتی و سلامت روان است که مشکلات هیجانی ناشی از اختلال در تنظیم هیجان، چالش های جدی برای بیماران ایجاد می کند. هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان توانبخشی شناختی به تنهایی و تلفیق آن با تنظیم هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر مشکلات هیجانی بیماران مبتلا به اچ آی وی دارای اختلالات عصب شناختی انجام شد. روش: این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به اچ آی وی مراجعه کننده به مرکز بیماری های رفتاری دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1400 بود. نمونه شامل 69 بیمار بود که به صورت تصادفی در سه گروه 23 نفره (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) گمارده شدند. گروه اول درمان توانبخشی شناختی (10 جلسه یک ساعته، دو بار در هفته) و گروه دوم درمان ترکیبی (10 جلسه توانبخشی شناختی و 8 جلسه دو ساعته تنظیم هیجان) دریافت کردند. گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. ابزار پژوهش شامل آزمون نشانه های اختلالات روانی (SCL-90-R) بود. داده ها با تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: هر دو درمان در مقایسه با گروه کنترل، مشکلات هیجانی (افسردگی، اضطراب، خصومت و حساسیت بین فردی) را کاهش دادند. درمان ترکیبی در کاهش افسردگی و اضطراب مؤثرتر بود (05/0P<). نتیجه گیری: این یافته ها نشان دهنده برتری درمان ترکیبی در بهبود مشکلات هیجانی است. پیشنهاد می شود مراکز درمانی از این رویکرد ترکیبی به عنوان مکمل درمان های دارویی استفاده کنند و تحقیقات آتی اثر بلندمدت این مداخلات را بررسی کنند.
۸۶۴.

اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به آسیب «فابینگ»

کلیدواژه‌ها: آموزش مبتنی بر درمان کوتاه مدت راه حل محور اعتیاد به گوشی هوشمند تنظیم هیجان فابینگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
مقدمه: «فابینگ» پدیده ای آسیب زا است که در آن فرد در تعاملات اجتماعی به جای توجه به مخاطب، به گوشی هوشمند خود مشغول است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به آسیب فابینگ است. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مبتلا به فابینگ در مدارس متوسطه اول غیرانتفاعی دخترانه منطقه ۲ شهر اصفهان در سال ۱۴۰۳ بود. از میان آن ها، ۳۶ نفر به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. هر دو گروه به پرسش نامه های اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان پاسخ دادند. گروه آزمایش ۸ جلسه ۷۵ دقیقه ای، آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور دریافت کرد. پس از اتمام آموزش، دو گروه مجدداً پرسش نامه ها را تکمیل کردند و پیگیری دوماهه انجام شد. داده ها با «تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر» و آزمون های تعقیبی در نرم افزار spss-26 تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین نمرات اعتیاد به گوشی هوشمند و تنظیم شناختی هیجان در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل، در مراحل پس آزمون و پیگیری دوماهه تفاوت معناداری داشت (05/0>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، آموزش مبتنی بر رویکرد راه حل محور سبب کاهش اعتیاد به گوشی هوشمند و بهبود تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به فابینگ شد؛ بنابراین، می توان از این رویکرد در مداخلات آموزشی و روان شناختی مرتبط استفاده کرد.
۸۶۵.

اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان مبتنی بر طرحواره اجتناب شناختی علائم اختلال اضطراب فراگیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه: بروز اختلال اضطراب فراگیر، فرآیندهای روانشناختی، شناختی، ارتباطی و اجتماعی افراد را با آسیب جدی مواجه ساخته و اجتناب شناختی آن ها را کاهش می دهد. اما آیا درمان مبتنی بر طرحواره به کاهش اجتناب شناختی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر کمک می کند؟ هدف: بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفت. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری 45 روزه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد دارای اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به 40 مرکز مشاوره روانشناختی منطقه 18 شهر تهران در سال 1402 بودند که از بین آن ها 34 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی (یانگ، 1990) به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفت. همه شرکت کنندگان توسط مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006) و پرسشنامه اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش اجتناب شناختی (01/0p<) و علائم اختلال اضطراب فراگیر (01/0 p<) و ماندگاری تأثیر آن در دوره پیگیری بود (01/0 p<). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر طرحواره با بهره گیری از فنونی همچون آزمون اعتبار طرحواره، چالش با افکار اضطرابی و فاجعه بار، ایفای نقش و مواجهه و پیشگیری از پاسخ، دارای کارآیی بالینی مناسبی در جهت کاهش اجتناب شناختی و علائم اضطراب فراگیر به شمار می رود.
۸۶۶.

تحلیل ساختار ابزار سنجش خود مراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) با استفاده از نظریه کلاسیک آزمون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: تحلیل عاملی خودمراقبتی دوران بلوغ والدین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختار ابزار سنجش خودمراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) با استفاده از نظریه کلاسیک آزمون در سال 1402 انجام شد. روش: روش پژوهش با تکیه بر روش های روانسنجی (تحلیل عاملی) و ابزار مورد استفاده مقیاس خودمراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) آزادیکتا (1402) بوده است. جامعه آماری والدین دارای فرزند دختر و پسر دانش آموز پایه ششم دوره ابتدایی شهر ماکو در سال تحصیلی 03-1402 بوده که 480 نفر از آنان به شیوه تصادفی در پژوهش مشارکت نمودند. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و کاربست چرخش متعامد نشان داد که این مقیاس از 4 عامل معتبر تشکیل شده است که در مجموع 54/47 درصد از واریانس کل را تبیین می کردند. ضریب اعتبار اُمگا نیز بالاتر از 7/0 حاصل شد و ساختار عاملی بدست آمده طی تحلیل اکتشافی از شاخص های برازندگی (CFI، GFI، RFI، NFI، IFI) مطلوبی در تحلیل عاملی تاییدی برخوردار بوده است. نتیجه گیری: براساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که ابزار سنجش خودمراقبتی دوران بلوغ (فرم والدینی) از ساختار عاملی معتبر و شاخص های برازندگی مطلوب برخوردار است. این ابزار با در نظر گرفتن مؤلفه های آموزشی، تربیتی و فرهنگی، نگرش و رفتار والدین در حوزه تربیت جنسی فرزندان را به طور مؤثر می سنجد. به کارگیری آن می تواند زمینه ساز مداخلات هدفمند در نظام آموزش خانواده باشد.
۸۶۷.

پیش بینی سلامت روان بر اساس سبک های دلبستگی و حمایت اجتماعی خانواده در دانش آموزان دوره متوسطه دوم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: سلامت روان سبک های دلبستگی حمایت اجتماعی دانش آموزان متوسطه دوم خانواده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۹۸
هدف: دوره متوسطه دوم یکی از حساس ترین مراحل رشد نوجوانان است که سلامت روان آن ها می تواند تحت تأثیر عوامل گوناگون قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک های دلبستگی (ایمن، اجتنابی، دوسوگرا) و حمایت اجتماعی خانواده در پیش بینی سلامت روان دانش آموزان انجام شد. روش: این مطالعه به شیوه توصیفی-همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری شامل ۲۹۶ دانش آموز متوسطه دوم در شهر اردبیل بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شیور، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) و پرسشنامه حمایت اجتماعی زیمت بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی و حمایت اجتماعی خانواده به طور معناداری قادر به پیش بینی سلامت روان دانش آموزان هستند. سبک دلبستگی ایمن رابطه ای مثبت و معنادار با سلامت روان داشت، در حالی که سبک های اجتنابی و دوسوگرا با کاهش سلامت روان مرتبط بودند. همچنین، حمایت اجتماعی خانواده مهم ترین و قوی ترین متغیر پیش بینی کننده سلامت روان در میان متغیرهای مورد بررسی بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بر اهمیت تقویت سبک دلبستگی ایمن و افزایش حمایت اجتماعی خانواده برای ارتقاء سلامت روان نوجوانان تأکید دارد. این نتایج می تواند راهنمایی برای طراحی مداخلات روانی- اجتماعی در مدارس باشد.
۸۶۸.

رابطه راهبردهای مقابله با درد با ابعاد تصویر بدنی با نقش تعدیل کننده شاخص توده بدنی در بیماران مبتلا به درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصویر بدنی درد مزمن راهبردهای مقابله ای شاخص توده بدنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۴
مقدمه: ابتلا به بیماری های مزمن از مشکلات عمده مراقبت های بهداشتی در سراسر جهان است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه راهبردهای مقابله با درد با ابعاد تصویر بدنی و با نقش تعدیل کننده شاخص توده بدنی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری کلیه بیماران مبتلا به بیماری های مزمن مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان (بیمارستان خورشید، سیدالشهدا، الزهرا و کلینیک تخصصی آریانا) در بازه سنی 45-20 سال بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 125 نفر از آن ها به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه مدیریت درد وندربیلت، پرسشنامه پذیرش درد مزمن، پرسشنامه روابط چند بعدی بدن-خود، پرسشنامه شکل بدنی، مقیاس قدردانی عملکرد و مقیاس قدردانی بدنی بود. به منظور تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس حداقل مجذورات جزیی و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شاخص توده بدنی در رابطه راهبردهای مقابله با درد و تصویر بدنی نقش تعدیل کننده دارد. ابعاد تصویر بدنی (رضایت بدنی، ارزیابی ظاهر، قدردانی بدنی و ادراک عملکرد بدنی) با راهبرد مقابله ای فعالانه و پذیرش درد (مشارکت در فعالیت)، رابطه مثبت و معنی دار (P <0.01**) و با راهبرد منفعلانه و پذیرش درد (تمایل به درد) رابطه منفی و معنی دار (P <0.01** و P<0.05*) دارند. نتیجه گیری: از پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت در رابطه با تصویر بدنی، با افزایش شاخص توده بدنی، آسیب پذیری افراد نسبت به راهبردهای مقابله ای منفعلانه افزایش می یابد و کارآیی راهبردهای فعالانه و پذیرش درد کمتر می شود.
۸۶۹.

مقایسه تاثیر آموزش انگیزش تحصیلی و راهبردهای کمک خواهی بر التزام تحصیلی دانش آموزان با کنترل هدف عملکردگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش انگیزش تحصیلی راهبردهای کمک خواهی التزام تحصیلی هدف عملکردگرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۳
پژوهش حاضر، با هدف مقایسه تأثیر آموزش انگیزش تحصیلی و راهبردهای کمک خواهی بر التزام تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه با کنترل هدف عملکردگرا انجام شد. روش پژوهش، از نوع آزمایشی میدانی با طرح گروه گواه گسترده و شامل دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پایه نهم دبیرستان های پسرانه نواحی 1 و 2 شهر زاهدان به تعداد 5169 نفر در سال تحصیلی1400-1399 بود که تعداد 60 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای در سه گروه 20 نفری (دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه) گمارده شدند و در پیش آزمون و پس آزمون به مقیاس التزام تحصیلی ریو و تسنگ (2011) و در پیش آزمون به پرسشنامه هدف های پیشرفت الیوت و مک گریگور (2001) (هدف عملکردگرا) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 26 و آزمون های کوواریانس تک متغیره و مقایسه زوجی بنفرونی انجام شد. یافته ها نشان داد که روش آموزش انگیزش تحصیلی بر التزام تحصیلی دانش آموزان با کنترل هدف عملکردگرا تأثیر معنی دار (05/0 > p) دارد، ولی راهبردهای کمک خواهی بر التزام تحصیلی با کنترل هدف عملکردگرا تأثیر معنی داری نداشت. با توجه به یافته ها، آموزش انگیزش تحصیلی باعث می شود که دانش آموزان در تکالیف آموزشی التزام بیشتری داشته باشند و با فعالیت و مشارکت بیشتر در تکالیف درسی به موفقیت تحصیلی برسند.
۸۷۰.

اثربخشی توانبخشی روانی دوساهو و فلورتایم بر نظریه ذهن و تصویرسازی حرکتی دانش آموزان 10-6 سال مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانبخشی روانی- حرکتی فلور تایم نظریه ذهن دانش آموزان اتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی دو روش توانبخشی روانی- حرکتی (دوسا -هو) و فلور تایم بر نظریه ذهن دانش آموزان اتیسم با عملکرد بالا انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات از نوع مطالعات مداخله ای و تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون تک گروهی با گروه کنترل و پیگیری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان مبتلا به اتیسم پسر 6 تا 10 ساله با عملکرد بالا در شهر تهران بودند که در سال 1402-1403 در مدارس استثنایی شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر، نمونه گیری تصادفی به صورت خوشه ای چند مرحله ای بود که از بین کودکان اوتیستیک که بر اساس تشخیص سازمان آموزش و پرورش استثنایی و بعد از اجرای پرسشنامه غربالگری اختلالات طیف اتیسم (ASSQ) مبتلا به اختلال اتیسم با عملکرد بالا شناخته شده و در مدارس استثنایی شهر تهران مشغول به تحصیل بودند، انتخاب شدند. این 45 نفر در سه گروه 15 نفری به صورت تصادفی قرار گرفتند. جهت گروه اول روش دوسا - هو، جهت گروه دوم مداخله فلورتایم انجام و برای گروه سوم که گروه کنترل بودند، هیچ مداخله ای انجام نشد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t وابسته و ترسیم دیداری یا تحلیل نموداری گرافیکی استفاده شد. یافته ها: روش درمانی دوسا- هو بر خرده مقیاس های نظریه ذهن در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم تاثیر دارد. همچنین اندازه اثر نشان می دهد که روش درمانی دوسا- هو بیشتر بر نظریه ذهن مقدماتی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم موثر بوده و بیشتر می تواند نظریه ذهن مقدماتی را افزایش دهد (0.01>p). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که توان بخشی روانی دوسا-هو و فلورتایم بر بهبود نظریه ذهن و تصویرسازی حرکتی کودکان مبتلا به اوتیسم با عملکرد بالا تأثیر مثبت دارد و موجب بهبود مهارت های شناختی و حرکتی آن ها می شود.
۸۷۱.

بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر اضطراب آشکار و پنهان و نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مصاحبه انگیزشی اضطراب آشکار و پنهان افسردگی اعتیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۹۵
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر اضطراب آشکار و پنهان و نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد بود. روش شناسی: پژوهش حاضر کاربردی از نوع روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد شهر تهران که در 3 ماهه نخست سال 1403 به مراکز گروه های خودیاری مراجعه کرده اند و طی یک مصاحبه اولیه از لحاظ برخورداری شرایط ورود به نمونه آماری مورد گزینش قرار گرفته اند. نمونه پژوهش حاضر عبارت است از 30 نفر که به روش نمونه گیری در دسترس و تقسیم آن ها به دو گروه 15 نفری بر مبنای گزینش تصادفی بود. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب حالت و صفت اشپیل برگر و همکاران (1983)، افسردگی بک و پرسشنامه هم وابستگی دیر و رابرت (2000) استفاده شده است. داده ها از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS نسخه 25 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده های مربوط به پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر مصاحبه انگیزشی بر کاهش سطح اضطراب آشکار و پنهان در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد به میزان 51/0 واحد تاثیر داشت (01/0>p). همچنین، درمان مبتنی بر مصاحبه انگیزشی بر کاهش سطح نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد به میزان 26/0 واحد تاثیر داشت (01/0>p). نهایتا، درمان مبتنی بر مصاحبه انگیزشی بر کاهش سطح اضطراب آشکار و پنهان و نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته ی دارای همسر معتاد به میزان 71/0 واحد تاثیر داشت (01/0>p). نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که کاربرد مصاحبه انگیزشی بر کاهش اضطراب آشکار و پنهان و نشانه های افسردگی در زنان هم وابسته دارای همسر معتاد تأثیر معناداری دارد. این مداخله می تواند به عنوان رویکردی کارآمد در بهبود سلامت روانی و ارتقای کیفیت زندگی این گروه محسوب شود و پیامدهای مفیدی داشته باشد.
۸۷۲.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر مشکلات خواب و تجربه درد در سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه درد درمان شناختی-رفتاری سالمند مشکلات خواب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۸۹
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر مشکلات خواب و تجربه درد در سالمندان بود. روش شناسی: این تحقیق از نوع آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با پیگیری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمام سالمندان شهر مشهد در سال 1403 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، 30 نفر انتخاب شدند و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش تحت مداخله درمان شناختی-رفتاری قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت خواب پترزبورگ و پرسشنامه درد مک گیل بودند. درمان شناختی-رفتاری با توجه به پروتکل رایت و همکاران (2006) در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی اجرا شد. پس از پایان درمان، آزمودنی ها دوباره پرسشنامه ها را تکمیل کردند و پیگیری سه ماهه انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان شناختی-رفتاری در کاهش مشکلات خواب و درد سالمندان مؤثر بوده و اثرات آن در پیگیری سه ماهه پایدار باقی ماند (05/0>p). نتیجه گیری: این پژوهش به تأثیر مثبت درمان شناختی-رفتاری بر بهبود کیفیت خواب و کاهش درد در سالمندان اشاره دارد و برای استفاده از این روش درمانی در مداخلات سالمندی توصیه می شود.
۸۷۳.

Confirmatory Factor Analysis of the Components of Psychological Well-Being in the Persian Version of the Ryff Scale Across Different Ethnic Groups of Afghan Families(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Afghans Psychological well-being Instrument Reliability Convergent Validity Discriminant Validity

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۶۴
Objective: This study aimed to evaluate the validity and reliability of the short form of the Ryff Psychological Well-Being Scale (1989), consisting of 18 items, within the population of Afghan families across four provinces in Afghanistan. Methods: The present research was descriptive and correlational in nature. A total of 320 families, including fathers, mothers, and one child from each family (960 participants in total), participated in this study using convenience sampling. Data were analyzed through confirmatory factor analysis (CFA) using the Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLS-SEM) approach with the statistical packages SmartPLS 4 and SPSS 27. Findings: After obtaining feedback from Afghan university professors and participants, the face validity of the scale was confirmed. The reliability of the scale was assessed using Cronbach's alpha and composite reliability (CR). The reliability coefficients were calculated as 0.79 for fathers, 0.78 for mothers, and 0.78 for children, with CR values at satisfactory levels. Convergent validity was evaluated using the average variance extracted (AVE), and discriminant validity was assessed and confirmed using the Heterotrait-Monotrait (HTMT) ratio. To improve the model and enhance discriminant validity, two items related to the dimensions of Environmental Mastery and Personal Growth were removed. The findings demonstrated that the reliability and validity evaluations of the scales used in this study were statistically sound and reliable. Conclusion: The study concluded that the 18-item version of the Ryff Psychological Well-Being Scale is a valid and reliable instrument for use within the Afghan family population. Therapists in Iran working with Afghan migrants, as well as Afghan therapists residing in Afghanistan, can utilize this tool in their clinical and research settings.
۸۷۴.

رابطه فابینگ و سلامت روان دانشجویان: نقش واسطه ای خودکنترلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودکنترلی دانشجویان فابینگ سلامت روان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۷۷
پدیده نوظهور فابینگ و ارتباط آن با سلامت روان اخیرا نگرانی هایی را ایجاد نموده که به دلیل عدم غنای مطالعاتی درباره نوع این ارتباط، هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای خودکنترلی در رابطه بین فابینگ و سلامت روان در بین دانشجویان بود. این پژوهش از نوع مطالعه بنیادی و از نوع روش توصیفی-همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی ۱۴۰۰۰ دانشجوی دانشگاه خوارزمی در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که از بین جامعه مذکور ۲۵۵ نفر (۱۵۱ زن و ۱۰۴ مرد) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه عمومی فابینگ (چوتپیتایاسونوند و داگلاس، ۲۰۱۸)، پرسش نامه خودکنترلی (تانجی، بون و بامیستر، ۲۰۰۴) و پرسش نامه سلامت عمومی (گلدبرگ، ۱۹۷۲) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و شیوه مدل یابی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SPSS 27 و JASP 0.18.3.0 تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از رابطه منفی و معنادار بین فابینگ و خودکنترلی بود.همچنین بین خودکنترلی و سلامت روان نیز رابطه مثبت و معناداری وجود داشت . به علاوه، بین فابینگ و سلامت روان نیز رابطه منفی و معناداری یافت شد. در پژوهش حاضر رابطه غیرمستقیم فابینگ و سلامت روان ازطریق خودکنترلی معنادار بود. براساس نتایج، تمرکز بر افزایش آگاهی دانشجویان درباره تأثیرات منفی و زیان بخش این پدیده نوظهور و کوشش روان درمانگران و مشاوران در این حیطه بسیار حائز اهمیت است.
۸۷۵.

تأثیر بازی درمانی دلبستگی محور بر کارکرد تأملی والدین و تنظیم هیجانی کودکان دارای مشکلات برونی سازی شده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازی درمانی دلبستگی محور کارکرد تاملی والدین تنظیم هیجانی مشکلات برونی سازی شده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۴
پژوهش حاضر، به منظور بررسی تأثیر بازی درمانی دلبستگی محور بر کارکرد تأملی والدین و تنظیم هیجانی کودکان دارای مشکلات برونی سازی شده انجام شد. این پژوهش ازلحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و ازلحاظ روش ازنوع مطالعات تک آزمودنی است. جامعه پژوهش را کودکان 8-6 سال دارای مشکلات برونی سازی شده ساکن شهر یزد تشکیل دادند که از بین آنها به شیوه مبتنی بر هدف 3 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل سیاهه رفتاری آخنباخ (2001)، پرسشنامه کارکرد تأملی والدین لویتن (2017) و سیاهه تنظیم هیجان (1995) بود. برنامه مداخله دلبستگی شامل 8 جلسه یک ساعته بازی درمانی دلبستگی محور با حضور مادر و کودک بود. آزمودنی ها در دو متغیر کارکرد تأملی و تنظیم هیجانی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه مورد سنجش قرار گرفتند. یافته ها حاکی از اثربخشی قابل ملاحظه بازی درمانی دلبستگی محور بر بهبود کارکرد تأملی والدین و تنظیم هیجانی کودکان دارای مشکلات برونی سازی شده است. درنتیجه حضور مفاهیم دلبستگی در بازی درمانی منجر به بهبود تعامل مادر و کودک، تغییر سبک دلبستگی و افزایش حساسیت مادر نسبت به نیازها و احساسات کودک می شود و بدین ترتیب افزایش کارکرد تأملی والدین و کاهش مشکلات تنظیم هیجانی در کودکان انتظار می رود. شیوه نامه دلبستگی محور برای مراکز آموزشی و بالینی مورد توجه قرار گیرد.
۸۷۶.

Designing and Validating a Family based Mental Empowerment Program for Improvement of Cognitive Processes, Psychological Hardiness and Academic Performance of slow learners’ students(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: mental empowerment family-based cognitive processes psychological hardiness Academic Performance slow learner

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۱۶
The study reported in this paper aimed at developing and validating a family-based mental empowerment program to enhance cognitive processes, psychological hardiness, and academic performance of slow learners. The present study was fundamental in nature. The statistical population included psychologists and exceptional children's education specialists, family education instructors, and parents of slow learners in Tehran. The sample population consisted of three professors in psychology and exceptional children's education from the University of Tehran, three family education instructors, and three mothers of slow learners, selected through purposive sampling. The validation process of the studied program was carried out in five steps (reviewing theoretical foundations, reviewing previous research and existing programs, developing program content, validating the content, and explaining the program validation). The Delphi method was used for program content development, triangulation and Lawshe's content validity index were employed for content validity determination, and the expert agreement percentage method was used for determining the program’s reliability. The overall content validity coefficient of the sessions stood at 85%, and the program’s reliability coefficient was 86%. The family-based mental empowerment program aimed at enhancing cognitive processes, psychological hardiness, and academic performance of slow learners demonstrated high validity and reliability. Therefore, this program can be used to improve the cognitive and academic status of slow learners.
۸۷۷.

اثربخشی روش های یاددهی- یادگیری مبتنی بر مغز بر بازده های شناختی - عاطفی یادگیری زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش مبتنی بر مغز یادگیری زبان انگلیسی بازده های شناختی و عاطفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۰
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر مغز بر بازده های شناختی و عاطفی یادگیری زبان انگلیسی بود. در راستای این هدف و در قالب طرح آزمایشی بین گروهی با پیش آزمون و پس آزمون از دانش آموزان پایه نهم شهرستان بستان آباد است. آزمودنی ها 30 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (دو کلاس 15 نفره) جایگزین شدند. سپس برای گروه های آزمایشی راهبردهای آموزشی مبتنی بر مغز طی 10 جلسه به مرحله اجرا گذارده شده و برای گروه کنترل، مداخله ای به عمل نیامده جهت اندازه گیری بازده های شناختی - عاطفی یادگیری در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون از آزمون پیشرفت تحصیلی زبان انگلیسی و پرسشنامه انگیزش و نگرش یادگیری زبان خارجی گاردنر استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد بهبود بازده های شناختی- عاطفی یادگیری زبان انگلیسی اثربخش است. این یافته ها تلویحات کاربردی در عرصه های آموزش زبان انگلیسی داشته که به طور مبسوط مورد بحث واقع می شود.
۸۷۸.

رابطۀ بین تجارب آسیب دوران کودکی و تنظیم فاصلۀ بینافردی با درنظرگرفتن نقش واسطه ای سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسیب کودکی الگوی کارکرد درونی تنظیم فاصله بینافردی سبک دلبستگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۹
فاصله بینافردی یکی از متغیرهای مهم در روابط اجتماعی است که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی تنظیم فاصله بینافردی بر اساس تجارب آسیب دوران کودکی و با در نظر گرفتن نقش میانجی سبک های دلبستگی بوده است. در این پژوهش از روش همبستگی استفاده شد و از طریق روش مدل یابی معادلات ساختاری، آزمون سوبل و آزمون تی مستقل روابط پیشنهادی بین متغیرها مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی تهران بوده است که از میان آن ها تعداد 267 نمونه با استفاده از روش دردسترس انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامهآسیب کودکی برنشتاین و همکاران (2003)، پرسش نامه سبک دلبستگی بزرگ سال هازان و شیور (1987) و آزمون محقق ساخته فاصله بینافردی مطلوب، اقتباس شده از عبدولی و ذبیح زاده(1400) بوده است. یافته های پژوهش ضمن تأیید مدل پیشنهادی که عبارت بوده است از پیش بینی فاصله بینافردی بر اساس آسیب های دوران کودکی با در نظر گرفتن نقش میانجی سبک های دلبستگی، حاکی از اثر مستقیم آسیب دوران کودکی بر افزایش فاصله بینافردی و سبک های دلبستگی ایمن و ناایمن اجتنابی، و اثر مستقیم سبک دلبستگی ایمن بر کاهش فاصله بینافردی، و اثر مستقیم سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی بر افزایش فاصله بینافردی بوده است. به نظر می رسد میزان آسیب دوران کودکی می تواند عاملی در تعیین سبک دلبستگی تلقی شود و سبک دلبستگی از طریق الگوی کارکرد درونی تعیین کننده میزان فاصله بینافردی در روابط اجتماعی بزرگ سالی با افراد مختلف باشد.
۸۷۹.

روند ساختار فکری مطالعات تربیت جنسی بر اساس مقالات نمایه شده در Web of Science(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تربیت جنسی بیبلومتریک پایگاه کتاب شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۷
این پژوهش سعی دارد با استفاده از فنون تحلیل هم رخدادی واژگان، نقشه دانش در پژوهش های منتشرشده در پایگاه Web of Science در حوزه تربیت جنسی را با استفاده از رویکردهای تحلیل شبکه و دیداری سازی علمی موردمطالعه قرار دهد. در یک مطالعه توصیفی تحلیلی، تعداد 1556 منابع علمی موضوع تربیت جنسی از پایگاه Web of Science به صورت جستجوی عنوانی، مورد تحلیل بیبلومتریک قرار گرفت. تحلیل داده ها توسط امکانات این پایگاه و همچنین نرم افزار VOS viewer که یک نرم افزار تحلیل شبکه اجتماعی است صورت گرفت. یافته ها: منابع بازیابی شده تولیدات علمی سال های 1909 تا 2021 را پوشش داد. نتایج مطالعه نشان دهنده روند صعودی انتشار مقالات حوزه تربیت جنسی در ده سال اخیر بود. بیشترین تعداد مقالات در سال 2019، 190 مقاله بود. بیشترین انتشارات این حوزه به صورت مقاله پژوهشی اصیل (661/62 %) و از کشورهای آمریکا (368/38 %) بود. مدارک موردمطالعه نشان داد، مفاهیمی از قبیل: تحقیقات آموزشی، بهداشت شغلی محیط عمومی، روانشناسی ازجمله پرکاربردترین زمینه ها در حوزه ی تحقیقات تربیت جنسی در سطح بین المللی به شمار می روند. ترسیم شبکه هم تألیفی مجلات در موضوع تربیت جنسی در 6 خوشه و با تعداد 393 تألیف مشترک نمایش داده شد. واژه های کلیدی از پیشگیری از بارداری و بیماری های مقاربتی به سمت هویت یابی جنسی و سپس پیشگیری از آسیب های روانی متحول شدند. ازآنجاکه مبحث تربیت جنسی به طور گسترده در کشورهای دنیا و ایران موردتوجه قرارگرفته؛ به نظر ضروری می رسد برای ارائه برنامه های آموزشی مرتبط جهت آموزش مباحث جنسی به دانش آموزان متناسب با سطح آن ها در راستای آشنایی آن ها با این مباحث اندیشیده شود.
۸۸۰.

تبیین قلدری نوجوانان بر اساس بدرفتاری والدین و پیوند با والدین: نقش میانجی گر حمایت اجتماعی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بدرفتاری والدین پیوند با والدین حمایت اجتماعی ادراک شده قلدری نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۷
زمینه: شواهد پژوهشی حاکی از آن است که قلدری در بین نوجوانان به امری شایع و فراگیر تبدیل شده است و عوامل متعددی را به عنوان پیش بینی کننده های این امر عنوان می کنند. به نظر می رسد پیوند با والدین، بدرفتاری والدین و حمایت هایی که نوجوانان می توانند اخذ کنند، نقش مهمی در این پدیده دارد. ازاین رو پرداختن به این متغیرها در قالب یک مدل بر روی نوجوانان نیاز به بررسی بیشتر دارد. هدف از پژوهش حاضر تبیین قُلدری در نوجوانان بر اساس پیوند با والدین و بدرفتاری والدین با نقش میانجی گر حمایت اجتماعی ادراک شده بود. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه نوجوانان 14 تا 17 ساله شهر گناباد در سال 1403-1404 بود که از بین آن ها تعداد 287 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های قلدری ایلی نویز اسپلاگه و هولت (2001)، حمایت اجتماعی زیمت و همکاران (1988)، پیوند با والدین پارکر و همکاران (1979) و بدرفتاری والدین فیدل (1989) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به کمک نرم افزارهای SPSS V24 و AMOS V24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد متغیرهای بدرفتاری والدین (0/240 =b)، پیوند با والدین (0/240- =b) و حمایت اجتماعی ادراک شده (0/428- =b) اثر مستقیم و معنی داری بر قلدری در نوجوانان دارند (0/01 >P). همچنین نتایج نشان داد بدرفتاری والدین (0/216=b) و پیوند با والدین (0/159- =b) با میانجی گری حمایت اجتماعی اثر غیرمستقیم، منفی و معنی داری (0/01>P) بر قلدری در نوجوانان دارند. نتیجه گیری: در نهایت می توان گفت مدل ساختاری تبیین قُلدری در نوجوانان بر اساس پیوند با والدین و بدرفتاری والدین با نقش میانجی گر حمایت اجتماعی ادراک شده از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار بود و ازاین رو استفاده از این مدل می تواند به معلمان، مدیران، روانشناسان، مشاوران خانواده و متخصصان تعلیم و تربیت در ارتقای پیوند با والدین و حمایت اجتماعی و کاهش بدرفتاری والدین و قلدری در نوجوانان کمک نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان