فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۱۰۱ تا ۸٬۱۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم بهار (خرداد) ۱۴۰۰ شماره ۹۹
317-326
حوزههای تخصصی:
زمینه: کنترل شناختی که به معنای توانایی کنترل رفتارها یا پاسخ های نامناسب است و یکی از مؤلفه های اصلی کارکرد اجرایی است، در افراد دارای باورهای فرا طبیعی دچار نقص است، بنابراین این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا تحریک آنودال tDCS ناحیه rDLPFC بر عملکرد کنترل شناختی افراد دارای باورهای فراطبیعی مؤثر است یا خیر؟ هدف: هدف از مطالعه حاضر تعیین تأثیر تحریک الکتریکی مستقیم از روی جمجمه ( tDCS ) بر بهبود توانایی کنترل شناختی و بازداری در افراد دارای باورهای فرا طبیعی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع طرح شبه آزمایشی پس آزمون با گروه گواه بود که جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران در سال 1398 بودند که ازاین بین 38 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس و با استفاده از مقیاس تجدیدنظرشده باورهای فراطبیعی توبیسیک (2004) که میزان باورهای فراطبیعی در افراد را می سنجد، غربالگری شدند و آنهایی که نمرات بالاتر از میانگین داشتند به طور تصادفی در گروه ها (آزمایش و شم) گمارش شدند. گروه آزمایش (19 نفر) تحریک آند بر روی ناحیه F4 و همچنین تحریک کاتد در ناحیه FP1 (یک جلسه 10 دقیقه ای تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای 2 میلی آمپر) دریافت کردند و گروه شم (19 نفر) تحریک ساختگی دریافت کردند. آزمودنی ها در موقعیت تحریک آند و شرایط شبه تحریک از طریق آزمون برو / نرو که برای سنجش کنترل شناختی و بازداری است، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد بین میانگین نمرات مربوط به خطای ارتکاب (6/621 = 1،36 f ، 0/01 p= ) و سرعت واکنش (5/468 = 1،36 f ، 0/02 p= ) در گروه های rDLPFC و شم تفاوت معناداری وجود دارد. به طوری که برای آزمودنی های گروه rDLPFC خطای ارتکاب و سرعت واکنش نسبت به گروه شم، به طور معناداری کمتر می باشد. نتیجه گیری: تحریک الکتریکی مستقیم از روی جمجمه بر روی rDLPFC افراد دارای باورهای فراطبیعی، می تواند در عملکرد مربوط به کنترل شناختی مؤثر باشد.
مرور نظام مند و متاآنالیز اثربخشی مداخلات روان شناختی بر سلامت روان دانش آموزان استعدادهای درخشان ایران
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مرورنظام مند و فراتحلیل به بررسی اثربخشی مداخلات روان شناختی بر سلامت روان دانش آموزان استعدادهای درخشان ایران پرداخت. روش: روش پژوهش مرورنظام مند و فرا تحلیل و جامعه آماری شامل کلیه پژوهش های داخلی بود که با استفاده از کلید واژه های تیزهوشان و استعدادهای درخشان در پایگاه های اطلاعاتی پرتال جامع علوم انسانی، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور، گوگل اسکولار، پایگاه پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و بانک اطلاعات نشریات کشور مورد جستجو قرارگرفتند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 327 پژوهش یافت شد و 18 پژوهش که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود مورد بررسی نهایی قرار گرفت. ابزار پژوهش در روش مرور نظام مند مطابق با دستورالعمل پریزما و در روش فرا تحلیل، از ابزار چک لیست وارسی فراتحلیل استفاده شد. یافته ها: یافته ها بیانگر آن بود که مداخلات مرتبط با مثبت نگری، تنظیم هیجانی و هوش موفق، و نیز متغیر اضطراب و اعتماد به نفس با بالاترین فراوانی، بیشترین سهم را به لحاظ مداخلات روان شناختی - آموزشی دارا است. بیشترین اندازه اثر، به پژوهش لاهیجانیان و همکاران (1389) بر اثر بخشی درمان شناختی-رفتاری بر ادراک خود وکمترین اندازه اثر به پژوهش نیکنام و همکاران (1396) بر اثربخشی آموزش حل مسئله خلاقانه بر سازگاری اجتماعی اختصاص داشت. نتیجه گیری : نتایج نشان داد مداخلات روان شناختی بر سلامت روان دانش آموزان مدارس استعدادهای درخشان مؤثر بوده است. بنابراین به نظر می رسد که مداخلات روانشناختی می تواند به عنوان روشی مناسب برای بهبود سلامت روان دانش آموزان مدارس استعداد های درخشان استفاده شود.
واکاوی تجارب زیسته افراد مبتلا به بیماری کرونا در روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی و راهکارهای پیشگیری و کنترل آسیب های روانی ناشی از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همه گیر بودن بیماری کووید 19 در کل کشورهای جهان، سلامت روان شناختی و جسمی افراد جوامع را به خطر انداخته است و به دلیل ماهیت سریع انتشار بودن این بیماری تأثیرات بسیاری بر روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی مردم داشته است. هدف از این پژوهش تحلیل تجارب زیسته افراد مبتلا به بیماری کرونا بر روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی و ارائه راهکارهای پیشگیری و کنترل آسیب های روانی ناشی از آن بود. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش شناسی در زمره پژوهش های کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. جهت نمونه گیری تعداد 16 نفر از افرادی که در دوران همه گیری به بیماری کووید 19 مبتلا شده بودند با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع اطلاعاتی انتخاب شدند. اطلاعات حاصل از پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و جهت تحلیل این اطلاعات از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته های حاصل از مصاحبه ها در سه مضمون اصلی افکار، احساسات و هیجان های منفی ناشی از بیماری (بعد روابط فردی)، تغییر رفتار اعضای خانواده (بعد روابط خانوادگی) و تغییر رفتار دیگران (بعد روابط اجتماعی) استخراج و طبقه بندی شد. در جهت پیشگیری از پیامدهای بیماری کووید 19، مضمون اصلی انسجام و استحکام ساختار خانواده به دست آمد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که شیوع بیماری کرونا روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی افراد را به شدت تحت تأثیر خود قرار می دهد و جهت پیشگیری و کنترل آسیب های ناشی از آن باید انسجام و استحکام ساختار خانواده از طریق آموزش های مرتبط و مداخلات روان شناختی مؤثر در دستور کار قرار گیرد.
اثربخشی آموزش متمرکز بر تنظیم هیجان پکران بر هیجان های پیشرفت و خودنظم جویی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (آبان) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۴
1381-1363
حوزههای تخصصی:
زمینه: پژوهش های متعددی نشان داده اندکه آموزش تنظیم هیجان بر متغیرهای مختلفی از جمله تاب آوری، مشکلات عاطفی و رفتارهای پر خطر مؤثر بوده است. اما در زمینه تأثیر آموزش متمرکز برتنظیم هیجان پکران بر هیجان های پیشرفت و خودنظم جویی تحصیلی دانش آموزان تحقیقاتی صورت نگرفته است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش متمرکز بر تنظیم هیجان پکران بر هیجان های پیشرفت و خود نظم جویی تحصیلی دانش آموزان بود. روش: روش تحقیق نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 99-98 بودکه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای 30 نفر از دانش آموزان دبیرستان بیت الزهرا انتخاب و به صورت تصادفی، 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه گواه قرار گرفتند. سپس برنامه آموزشی متمرکز بر تنظیم هیجان پکران (ستاری، پورشهریاری و شکری، 1395) برای گروه آزمایش 6 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد. داده ها بوسیله دو پرسشنامه هیجانات پیشرفت پکران (2005) و راهبردهای خودنظم جویی تحصیلی پینتریچ و دیگروت (1990) جمع آوری شد و با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تک متغیری به وسیله نرم افزار 25- SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایشی و همچنین تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایشی و گواه در تنظیم هیجان های پیشرفت و خودنظم جویی تحصیلی وجود داشت (0/05 ˂ p ) . میزان تأثیر آموزش متمرکز بر تنظیم هیجان پکران بر هیجان های پیشرفت دانش آموزان 0/22 و بر خودنظم جویی تحصیلی دانش آموزان 0/27 بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که دانش آموزان شرکت کننده در جلسات آموزشی در مقایسه با گروه گواه و در مقایسه با قبل از آموزش در مؤلفه های راهبردهای شناختی، راهبردهای فرا شناختی، مدیریت منابع، راهبردهای انگیزشی و هیجان های پیشرفت نمرات بالایی کسب کرده و در مجموع هیجان های پیشرفت و خود نظم جویی تحصیلی بهتری را تجربه کردند
اثربخشی مشاوره زناشویی به روش گاتمن بر رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی زنان متأهل متمایل به طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (آبان) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۴
1436-1423
حوزههای تخصصی:
زمینه: میل به طلاق در بین زنان متأهل می تواند ناشی از تعارضات زناشویی و در نتیجه کاهش رضایت و سازگاری زناشویی باشد که می تواند به کمک روش های آموزشی از جمله روش گاتمن کاهش یابد. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر مشاوره زناشویی به روش گاتمن بر رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی زنان متأهل مایل به طلاق بود. روش: روش پژوهش شبه تجربی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه پژوهش شامل کلیه زنان مراجعه کننده به سه مرکز مشاوره در شهر اصفهان در سال 1398 بودند. نمونه پژوهش شامل 30 زن متأهل مایل به طلاق بودند که از بین داوطلبین شرکت در پژوهش، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه رضایت زناشویی (راگ و فانک، 2007) و سازگاری زناشویی (اسپاینر، 1976) به دست آورده شد. زنان گروه آزمایش، به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند. هر دو گروه در دو مرحله پیش آزمون، پس آزمون به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام شد. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که مشاوره زناشویی به روش گاتمن می تواند موجب افزایش رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی و مؤلفه های آن رضایت، همبستگی، توافق و ابراز محبت در زنان مایل به طلاق گردد (0/001> p ). نتیجه گیری: در مجموع نتایج مطالعه حاضر نشان داد مشاوره زناشویی به روش گاتمن به کمک آموزش هفت اصل موفقیت زوجی و فنون دستیابی به آن، روشی مؤثر و کارآمد در افزایش رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی است و می تواند توسط درمانگران در مداخلات خانواده استفاده گردد و در نتیجه به بهبود روابط زناشویی کمک نماید.
پیش بینی رغبت به ازدواج براساس مشکلات بین فردی با میانجیگری نگرش به عشق در دانشجویان
حوزههای تخصصی:
مقدمه: توجه به عوامل مؤثر بر ازدواج به عنوان مهم ترین انتخاب زندگی فرد، همواره مورد توجه متخصصان حوزه خانواده است. هدف: هدف از این پژوهش پیش بینی رغبت به ازدواج براساس مشکلات بین فردی با میانجیگری نگرش به عشق در دانشجویان بود. روش: پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و از نظر روش مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه ی دانشجویان دختر دانشگاه های شهر سنندج در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ بود. تعداد ۳۶۰ نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی سهمیه ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه رغبت به ازدواج (MDQ)، پرسشنامه مشکلات بین فردی (IIP-۳۲) و مقیاس نگرش به عشق (LAS) بود. داده ها با شاخص های میانگین، انحراف معیار، آزمون همبستگی پیرسون و روش مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS نسخه ۲۵ و AMOS نسخه ۲۴ تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مسیر مستقیم مشکلات بین فردی (۰/۱۶-)، عشق رمانتیک (۰/۳۰) و فداکارانه (۰/۱۹) به رغبت نسبت به ازدواج معنی دار بود. همچنین مسیرهای مستقیم مشکلات بین فردی (۰/۴۰ و ۰/۳۰) به عشق رمانتیک و دوستانه و مسیرهای غیرمستقیم مشکلات بین فردی به رغبت به ازدواج با میانجیگری عشق رمانتیک (۰/۱۰-) و دوستانه (۰/۰۲-) معنی دار بودند (۰/۰۵>p). دیگر یافته ها نشان داد مسیر مستقیم عشق دوستانه (۰/۰۱) به رغبت به ازدواج و مسیر مستقیم مشکلات بین فردی (۰/۰۴-) به عشق فداکارانه و همچنین مسیر غیرمستقیم مشکلات بین فردی به رغبت به ازدواج با میانجیگری عشق فداکارانه (۰/۰۰۲-) معنی دار نبودند (۰/۰۵>p). نتیجه گیری: در کل با توجه به نتایج چنین استنتاج می شود که عشق رمانتیک و دوستانه قادر به تعدیل آسیب های ناشی از مشکلات بین فردی و ترغیب کننده فرد به ازدواج است.
تأثیر آموزش توانمندی های منش مبتنی بر ذهن آگاهی بر ارتقای کامیابی زنان در انتهای بارداری و پس از زایمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (آذر) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۵
۱۴۷۰-۱۴۵۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: جهت ارتقای کیفیت دوران حساس گذار بارداری، نیازمند طراحی مداخلاتی کارآمد مختص زنان باردار هستیم. روانشناسی مثبت مداخلاتی را برای این دوره ارائه کرده که مورد توجه روزافزون قرار گرفته ولی این نخستین بار است که تمرین توانمندی های منش مبتنی بر ذهن آگاهی در گروه زنان باردار طراحی و اجرا می شود. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش توانمندی های منش مبتنی بر ذهن آگاهی بر عوامل بهزیستی زنان قبل و پس از زایمان بود. روش: این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با مرحله پیگیری و گروه گواه است. جامعه آماری شامل زنان باردار ساکن شهر تهران در ماه های 6 و 7 بارداری بود که در صفحه های اینستاگرام و تلگرام 5 متخصص زنان و زایمان فعال بودند. از این افراد 60 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 30 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در 8 جلسه آموزشی 2 ساعته آنلاین شرکت کردند. هیچ مداخله ای در این مدت برگروه گواه صورت نگرفت. در انتهای دوره هر دو گروه در پس آزمون شرکت کردند. جهت پیگیری، یک ماه بعد از زایمان نیز آزمون مجدداً در هر دو گروه انجام شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، مقیاس جامع کامیابی (سو، تای و دینر، 2014) و پرسشنامه ارزش های فعال در عمل (پترسون و سلیگمن، 2004) و همچنین بسته آموزشی توانمندی های منش مبتنی بر ذهن آگاهی در بارداری (نیمیک، 2014 و بارداک، 2010) بودند. جهت بررسی نتایج از نسخه 23 نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که افزایش معنا داری درکلیه عوامل بهزیستی در گروه آزمایش وجود دارد (0/01 >p) و این افزایش در مرحله پیگیری نیز همچنان معنادار باقی مانده بود (0/01 >p). نتیجه گیری: به طور کلی می توان گفت؛ کاربرد بسته آموزشی تمرین توانمندی ها مبتنی بر ذهن آگاهی در بارداری می تواند منجر به ارتقای بهزیستی مادران در دوران بارداری و همچنین اوایل دوره بعد از زایمان شود.
اثربخشی تلفیق درمان های مبتنی بر پذیرش و تعهد و بازی درمانگری دلبستگی محور (تراپلی) بر شدت نشانه ها و عملکرد کودکان مبتلا به اختلال وسواس - ناخودداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (آذر) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۵
۱۵۵۲-۱۵۳۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: چند مطالعه به بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شدت نشانه های اختلال وسواس پرداخته اند؛ اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی این درمان در ترکیب با بازی درمانگری دلبستگی محور بر نشانه ها و عملکرد کودکان مبتلا به این اختلال پرداخته باشد مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی درمان ترکیبی پذیرش و تعهد و بازی درمانگری دلبستگی محور بر علائم و عملکرد کودکان مبتلا به اختلال وسواس - ناخودداری می پردازد. روش: پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با پیگیری سه ماهه و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان مبتلا به اختلال وسواس 8 تا 12 ساله در سطح شهر اصفهان در سال 1398، به همراه مادرانشان بود که از این میان 20 زوج کودک و مادر پس از تشخیص روان پزشک یا روانشناس معتبر، به اختلال وسواس و کسب حداقل نمره 14 در مقیاس وسواس جبری ییل براون کودکان بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. گروه آزمایش درمان ترکیبی را به مدت 10 جلسه مشاوره فردی دریافت کردند، ولی گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار مورداستفاده شامل مقیاس وسواس - ناخودداری ییل براون کودکان (CY-BOCS) و مقیاس تأثیر وسواس در کودک - نسخه والدین (COIS- R/ P) بود. یافته ها: برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته های این پژوهش، تأثیر درمان ترکیبی پذیرش و تعهد و بازی درمانگری دلبستگی محور بر کاهش علائم وسواس، بهبود عملکرد کلی و بهبود عملکرد تحصیلی، اجتماعی، خانوادگی و توانش های زندگی روزمره را مورد تأیید قرارداد (0/05 P<). نتیجه گیری: درمان ترکیبی پذیرش و تعهد و بازی درمانگری دلبستگی محور بر کاهش نشانه ها و بهبود عملکرد در کودکان مبتلا به اختلال وسواس - ناخودداری اثربخش است.
روایی سنجی پرسشنامه خرافات ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (آذر) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۵
۱۶۱۶-۱۶۰۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: دهه های زیادی است که خرافات در میان جمعیت ورزشی مورد تجزیه تحلیل قرار گرفته است. خرافات به ورزشکار کمک می کند تا با استرس مربوط به شرایط رقابتی کنار بیاید. خرافات ورزشی را به عنوان باورهای غیر منطقی و یا شیوه ای از تفکر معرفی می کنند که نتایج رویداد را تحت تأثیر قرار می دهد. با در نظر گرفتن این نکته و غیاث یک پژوهش علمی، می توان اهمیت بکارگیری ابزار معتبر جهت اندازه گیری دادها را نشان داد. هدف: این پژوهش با هدف روایی سنجی پرسشنامه خرافات ورزشی تماشاگران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از حیث روش انجام کار از نوع همبستگی (از نوع تحلیل عاملی با روش تحلیل مؤلفه های اصلی) است. جامعه آماری پژوهش، هواداران تیم های لیگ برتر فوتبال، بسکتبال و والیبال ایران در فصل 98-99 بودند که بر اساس حجم تعیین نمونه بر اساس گویه های پرسشنامه (26 سؤال)، تعداد 390 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه ای استاندارد استفاده شد که جهت روایی سنجی آن در جامعه ی موردنظر، به فارسی ترجمه و مورد تحلیل قرار گرفت. جهت روایی پرسشنامه از روایی سازه، همگرا و واگرای فورنل و لارکر استفاده گردید و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ 0775 به دست آمد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (تحلیل عاملی تاییدی) با استفاده از نرم افزارهای اس پی اس اس و آموس استفاده شد . یافته ها: براساس نتایج تحلیل عاملی، مؤلفه های خرافات صنعتی، باورهای خرافاتی، رفتارهای خرافاتی و منبع کنترل به عنوان چهار بعد خرافات ورزشی مورد تأیید قرار گرفتند. تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که بار عاملی تمامی سؤالات از مقدار مبنا بالاتر و مدل پژوهش از برازش معناداری برخوردار است که نشان دهنده مطلوب بودن پرسشنامه خرافات ورزشی می باشد. نتیجه گیری: پرسشنامه خرافات ورزشی مقیاسی قابل اطمینان و معتبری است که می توان برای ارزیابی میزان خرافات در ورزش استفاده نمود و بینش و درک هواداران و افراد را نسبت به آن افزایش داد.
Comparing the Effectiveness of Bowen Systematic and Solution-Focused Counseling on Reducing the Divorce Risk, Burnout and Marital Discord among Discordant Females
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research is to study discordant females regarding the comparison of the effectiveness of Bowen systematic and solution-focused counseling on reducing the risk of divorce, burnout and marital discord. The reseach design is quasi-experimental employing multiple groups pretest-posttest. The participants consisted of all women attending in Justice Depertment of Ardabil for divorce in 2016. The participants included 45 discordant women (divorce applicants) who were selected through convenience sampling method and were assigned to three groups (two experimental groups and one control group). The marital burnout questionnaire, marital instability index (MII), and Beier-Sternberg discord questionnaire (DQ) were used for data collection. Bowen systematic counseling and solution-focused counselig were provided for experimental groups in 7 sessions of an hour and a half each. Whereas, the control group did not receive any intervention. The results of the analysis of variance and Duncan's post hoc test showed that solution-focused counseling was more effective than Bowen systematic method in reducing divorce risk, burnout, and marital discord (p < 0.05). These results can be a strong for applying the priority of solution-focused counseling method to reduce the risk of divorce, burnout and marital discord among discordant women, thereby preventing family breakdown; this method can also be used to prevent marital conflicts.
مدل علی گرایش به طلاق هیجانی بر اساس ارضای نیازهای بنیادی، باورهای فراشناختی با میانجی گری ادراک رفتارهای فداکارانه همسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه، تدوین مدل علی گرایش به طلاق هیجانی بر اساس ارضای نیازهای بنیادی، باورهای فراشناختی با میانجی گری ادراک رفتارهای فداکارانه همسر بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع کاربردی و از لحاظ شیوه ی اجرای آن توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زوجین شهر کرمانشاه بوند. از میان آنها به شیوه نمونه گیری به صورت در دسترس با توجه به جدول مورگان تعداد 192 زوج (384 نفر) به عنوان حجم نمونه از مناطق مختلف شهر انتخاب شدند. سپس داده های موردنظر با استفاده از پرسشنامه های طلاق هیجانی Gottman (1999) ، ارضا نیازهای بنیادی روانشناختی Guardia, Deci and Ryan's (2000) باورهای فراشناختی Wells (1997) و ادراک رفتارهای فداکارانه همسر Harper and Figuerres (2008) جمع آوری شد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری نشان دادند: تأثیر غیرمستقیم باورهای فراشناختی بر طلاق هیجانی از طریق ادراک رفتارهای فداکارانه همسر برابر 47/0 بوده که در سطح 05/0>P معنی دار وجود داشت، تأثیر غیرمستقیم ارضا نیازهای بنیادی بر طلاق هیجانی از طریق ادراک رفتارهای فداکارانه همسر برابر 24/0 بوده که در سطح 05/0>P معنی دار وجود داشت، همچنین تأثیرمستقیم ادراک رفتارهای فداکارانه بر طلاق هیجانی برابر 58/0 بوده که در سطح 05/0>P معنی دار وجود داشت. ادراک رفتارهای فداکارانه همسر عامل مهم و تأثیرگذار در ارتقای سلامت روان است و با شناسایی عوامل همراه با برنامه ریزی صحیح می توان منجر طلاق هیجانی را کاهش داد و نیازهای بنیادین روانشناختی و باورهای فراشناختی را افزایش داد.
تأثیر آموزش باورها وحالت فراشناختی بر فرسودگی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۸
101 - 122
حوزههای تخصصی:
فرسودگی تحصیلی یک مشکل جدی و یک واکنش منفی احساسی، جسمی و ذهنی به مطالعه طولانی مدت است که منجر به فرسودگی، ناامیدی، عدم انگیزه و کاهش توانایی در مدرسه می شود. هدف پژوهش مشخص کردن تأثیر آموزش باورها و حالت فراشناختی بر فرسودگی تحصیلی دانشجویان بود. روش پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل و یک مرحله پیگیری است. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه بیرجنداست. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 40 نفر از دانشجویان به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و در دو گروه 20 نفری تحت عنوان کنترل و آزمایش جایگزین شدند. برای مداخله آموزشی از بسته آموزش فراشناختی سالاری فر (1391) و برای ارزیابی فرسودگی تحصیلی از پرسشنامه فرسودگی مسلش و جکسون (1984) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش کوواریانس تحلیل شد. یافته ها نشان داد، اثر آموزش باورها و حالت فراشناختی بر کاهش فرسودگی تحصیلی معنادار است. با توجه به نتایج، می توان گفت آموزش باورها و حالت فراشناختی، فرسودگی تحصیلی دانشجویان را کاهش می دهد.
تدوین مدل کامیابی شغلی در ارتباط با هوش هیجانی با نقش واسطه ای سرمایه روانشناختی در معلمان زن مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۸
197 - 218
حوزههای تخصصی:
هدف ازاین پژوهش، تدوین مدل کامیابی شغلی در ارتباط با هوش هیجانی با نقش واسطه ای سرمایه روان شناختی بود. روش این پژوهش توصیفی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه موردمطالعه شامل معلمان زن در دوره ابتدایی سازمان آموزش وپرورش شهر تهران در سال 1399 بود. حجم نمونه 405 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. جهت جمع آوری داده ها از 3 پرسشنامه شامل: پرسشنامه کامیابی درکار (پوراث وهمکاران،2011)، پرسشنامه سرمایه روان شناختی (لوتانز،2007) و پرسشنامه هوش هیجانی (شرینگ، 1995) استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و همبستگی، رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که هوش هیجانی و سرمایه روان شناختی با کامیابی شغلی رابطه مثبت دارند وهمچنین نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان دهنده نقش واسطه ای سرمایه روان شناختی دررابطه بین هوش هیجانی با کامیابی شغلی بود. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که هوش هیجانی می تواند کامیابی شغلی را پیش بینی کند و در نظرگرفتن هوش هیجانی می تواند نقش مهمی در فرآیند افزایش کامیابی شغلی داشته باشد و مدل فرضی پژوهش با داده های تجربی برازش مطلوب داشت.
شناسایی پدیده تاخیر در ازدواج دختران: نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف، شناسایی پدیده ی تأخیر ازدواج در دختران انجام شد. روش: روش انجام پژوهش، کیفی و از نوع نظریه زمینه ای بود. جامعه پژوهش را دختران مجرد بالای 30 سال تشکیل دادند. نمونه گیری به صورت نظری انجام شد. تعداد شرکت کنندگان 23 نفر بود و ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. روند تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس روش ساختارگرای چارمز (2006)، انجام شد. در انتهای مراحل کدگذاری، مدل نهایی پژوهش ارائه شد. یافته ها: نتایج، نشان داد که علل تأخیر در ازدواج عبارت بودند از: داشتن خانواده ضد ازدواج، شخصیت فردیت طلب و زندگی در جامعه ی مشوق تجرد. چگونگی شکل گیری این عوامل حاوی سه فرآیند بود؛ برداشت های غلط مرتبط به ازدواج، ویژگی های تسهیلگر تجرد و مواجهه با افراد تضعیف کننده ی زوجیت طلبی. تأخیر در ازدواج منجر به ایجاد آثاری شده است که عبارت اند از تجارب هیجانی منفی، کسب موفقیت در ابعاد مختلف و نارضایتی از وضعیت موجود. درنهایت دختران مجرد به شیوه های انطباقی درونی و بیرونی با این تأخیر کنار آمده بودند. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان چنین استنباط کرد که پدیده ی تأخیر در ازدواج تحت علل و فرآیندهای خاصی رخ می دهد و با خود تبعات آزاردهنده ای را به دنبال دارد؛ بنابراین تغییراتی در سازماندهی الگوهای اجتماعی و خانوادگی و شخصیتی افراد را می طلبد. این مطالعه می تواند مورداستفاده مشاوران و روانشناسان جهت تدوین و طراحی محتوای متناسب با ارزش های جامعه و مشکلات در این حوزه قرار بگیرد.
اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر احساس تنهایی و انعطاف پذیری شناختی مردان سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
97 - 116
حوزههای تخصصی:
پدیده سالمندی نتیجه سیر طبیعی زمان است که منجر به تغییرات فیزیولوژیکی، روانی و اجتماعی می شود. با در نظر گرفتن روند شتابان رشد جمعیت سالمندی و این که سالمندان به دلیل کهولت و کاهش توانایی هایشان دچار کاهش انعطاف پذیری شناختی و احساس تنهایی می شوند؛ بنابراین، این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر احساس تنهایی و انعطاف پذیری شناختی مردان سالمند انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود.جامعه آماری پژوهش سالمندان مرد شهر اهواز در سال 1399 بودند. حجم نمونه پژوهش شامل 30 نفر مرد سالمند (60 تا 70 سال) بود که با روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود به مطالعه انتخاب شدند. گروه آزمایش مداخله درمانی را طی 8 هفته و 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال و احساس تنهایی راسل بود. داده ها به روش تحلیل کوواریانس تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر احساس تنهایی و انعطاف پذیری شناختی تفاوت معنی داری وجود داشت. به عبارت دیگر درمان مبتنی بر شفقت باعث کاهش احساس تنهایی و افزایش انعطاف پذیری شناختی سالمندان شد. منطبق با یافته های پژوهش حاضر می توان درمان مبتنی بر شفقت را به عنوان یک روش کارا جهت کاهش احساس تنهایی و افزایش انعطاف پذیری شناختی سالمندان پیشنهاد داد.
اثربخشی درمان فراتشخیصی برکاهش علائم وافزایش انعطاف پذیری روانشناختی در نوجوانان مبتلابه اختلال اضطراب اجتماعی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی بر کاهش علائم و افزایش انعطاف پذیری روان شناختی در نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شده است. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه گواه است. نمونه پژوهش شامل 24 نوجوان مبتلابه اختلال اضطراب اجتماعی شهرستان فلاورجان در سال 1399 است که از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد و این نوجوانان به طور تصادفی در دوگروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (12 نفر گروه آزمایش و کنترل). مداخله طی 12 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی برگزار شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی اضطراب اجتماعی (SPIN) کانور و پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی (AAQ_II) بوند و همکاران استفاده شد و نوجوانان در مرحله پیش آزمون و پس آزمون به سؤالات آن ها پاسخ دادند. برای تجزیه تحلیل داده ها از کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در نمرات پس آزمون اضطراب اجتماعی و انعطاف پذیری روان شناختی تفاوت معنی داری وجود دارد. بر اساس نتایج این پژوهش درمان فراتشخیصی می تواند در کاهش علائم و افزایش انعطاف پذیری روان شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مؤثر باشد و می توان از این درمان برای بهبود مشکلات افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی استفاده کرد.
نقش میانجی تاب آوری در رابطۀ بین ابراز هیجان مثبت و منفی در خانواده با رواندرستی روانشناختی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: نوجوانی زمانی برای شروع رفتارها و شرایطی است که نه تنها در آن زمان بر رواندرستی تأثیر می گذارد، بلکه منجر به اختلالات بزرگسالی نیز می شود. با وجود اهمیت نقش خانواده در بروز رواندرستی روانشناختی، تأثیر مستقیم و غیرمستقیم هیجان های خانواده بر رواندرستی، مغفول مانده است. هدف : هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی تاب آوری در رابطۀ بین ابراز هیجان مثبت و منفی در خانواده با رواندرستی روانشناختی نوجوانان بود. روش: این مطالعه از نوع توصیفی - همبستگی بود. جامعۀ آماری این پژوهش را کلیۀ نوجوانان پسر شهر شیراز تشکیل می دادند که از میان آنها 206 نفر به صورت خوشه ای چند مرحله ای به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های تاب آوری کانر و دیویدس ون (2003)، پرسشنامۀ ابرازگری خانواده (هالبرستاد، 1986) و فرم کوتاه مقیاس رواندرستی روانشناختی ریف (1989) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که اثر مستقیم متغیر ابراز هیجان مثبت به متغیر رواندرستی روانشناختی (4/042 T= ، 0/242 β= ) و مسیر مستقیم متغیر ابراز هیجان منفی به رواندرستی روانشناختی معنی دار بود (4/865- T= ، 0/291- β= ). همچنین نشان داده شد که اثر غیرمستقیم متغیر ابراز هیجان مثبت بر متغیر رواندرستی روانشناختی از طریق تاب آوری معنی دار بود (0/05 p< ، 0/063 β= ). در نهایت نشان داده شد که اثر غیرمستقیم متغیر ابراز هیجان منفی بر متغیر رواندرستی روانشناختی از طریق تاب آوری معنی دار بود (0/05 p< ، 0/058- β= ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر پیشنهاد می شود که به نقش میانجی تاب آوری در رابطۀ بین ابراز هیجان مثبت و منفی با رواندرستی روانشناختی توجه شود و درمانگران این مؤلفه را در کاربست درمانی خود بگنجانند.
بررسی تأثیر آب درمانی مبتنی بر برنامه هالی ویک بر حرکات کلیشه ای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: حرکات کلیشه ای در کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم، موجب اختلال در توجه و تمرکز، رشد شناختی و آسیب در عملکرد اجتماعی می شود که در فعالیت های روزمره از بازی گرفته تا فعالیت های تحصیلی، مداخله می کند. مسأله اصلی این است که آیا می توان آب درمانی را برای کاهش حرکات کلیشه ای کودکان طیف اوتیسم پیشنهاد داد؟ هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آب درمانی مبتنی بر برنامه هالی ویک بر حرکات کلیشه ای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم بود. روش: این پژوهش یک مطالعه شبه آزمایشی دو گروهی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و جلسات پیگیری بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان دارای اختلال اوتیسم شهر کرج بود که تعداد 24 نفر از پسران اوتیسم بستری در آسایشگاه کهریزک البرز به روش نمونه گیری هدفمند از نوع در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش مقیاس تشخیص اوتیسم گارز - ویراش دوم بود. جلسات درمانی طبق برنامه هالی ویک و به صورت 3 جلسه در هفته و طی 24 جلسه انجام شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 انجام شد. یافته ها: بین میانگین های گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (0/001) و آب درمانی مبتنی بر هالی ویک در کاهش حرکات کلیشه ای مؤثر است همچنین آثار آن در مرحله پیگیری نیز ماندگار بوده است. نتیجه گیری: آب درمانی به طور قابل توجهی موجب کاهش حرکات کلیشه ای کودکان دارای اختلال اوتیسم شد و می توان از این روش به عنوان رویکردی مکمل در توان بخشی کودکان اوتیسم استفاده کرد.
ویژگی های روان سنجی پرسشنامه خودکارآمدپنداری والدگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: با توجه به نقش خودکارآمدپنداری در سلامت روانی افراد و محدود بودن ابزارهای اندازه گیری آن در ایران، دسترسی به آزمونی معتبر برای سنجش این سازه بسیار اهمیت دارد. هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین درستی و قابلیت اعتماد پرسشنامه خودکارآمدپنداری والدگری در شهر رشت بود. روش: این پژوهش از نظر روش شناسی در زمرۀ پژوهش های توسعه ای است. نمونه آماری پژوهش شامل 1008 نفر از والدین دانش آموزان 13 تا 15 ساله (658 مادر و 350 پدر) شهر رشت در سال تحصیلی 1400-1399 بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. جهت بررسی درستی همگرا از روش همبستگی بین دو پرسشنامه خودکارآمدپنداری والدگری کندال و بلوم فیلد (2005) و پرسشنامه خودکارآمدپنداری والدگری دومکا و همکاران (1996) در سطح معناداری 05/0 استفاده شد. یافته ها: محتوای گویه های پرسشنامه خودکارآمدپنداری والدگری نشان داد که این ابزار دارای هشت عامل هیجان / عاطفی، بازی / لذت، همدلی / تفاهم، مهارگری، نظم / مرزها، فشار، خودپذیری، و یادگیری / دانش با شاخص های برازش مطلوب است. همچنین مقادیر آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه خودکارآمدپنداری والدگری برابر با 0/94 و برای خرده مقیاس های هیجان / عاطفی، بازی / لذت، همدلی / تفاهم، مهارگری، نظم / مرزها، فشار، خودپذیری، و یادگیری / دانش به ترتیب 0/61، 0/89، 0/86، 0/71، 0/90، 0/32، 0/57، 0/80 به دست آمد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که بر اساس عامل های به دست آمده، پرسشنامه خودکارآمدپنداری والدگری، ابزاری مناسب، معتبر و درست جهت ارزیابی خودکارآمدپنداری والدگری والدین در ایران است
اثربخشی هنردرمانی مبتنی بر نقاشی بر رفتار پرخاشگرانه دانش آموزان دختر با آسیب شنوایی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: وجود مشکلات سازگاری در کودکان با آسیب شنوایی نیازمند مداخلات درمانی است؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی هنر درمانی مبتنی بر نقاشی بر رفتار پرخاشگرانه دانش آموزان دختر با آسیب شنوایی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون با پیگیری سه ماهه و جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر با آسیب شنوایی بود که در مدارس استثنایی شهرکرد در سال تحصیلی 1399-1398 مشغول به تحصیل بودند. از میان آن ها 30 دانش آموز که معیار های ورود به مطالعه را داشتند با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از همتا سازی در دو گروه آزمایش (15 نفر ) و گروه گواه (15 نفر ) قرار گرفتند. برای گروه آزمایش طی پانزده جلسه بسته نقاشی درمانی اجرا شد و گروه گواه هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. همه آزمودنی ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون به وسیله پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (1992 ) ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که هنر درمانی مبتنی بر نقاشی هم در مرحله پس آزمون و هم پیگیری موجب کاهش رفتار پرخاشگرانه و مؤلفه های خشم، پرخاشگری کلامی و رنجش می شود (0/01>p ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش، هنر درمانی مبتنی بر نقاشی به عنوان یک روش روان درمانی مؤثر در جهت کاهش نشانه های بالینی اختلال رفتاری پرخاشگری دانش آموزان به درمانگران حوزه کودکان با نیاز های خاص پیشنهاد می شود