فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۸۰۱ تا ۷٬۸۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر با هدف پیش بینی گرایش به جراحی زیبایی براساس ویژگی های اختلال شخصیت نمایشی و تنظیم شناختی هیجان در بین زنان دارای تحصیلات دانشگاهی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و از نقطه نظر هدف از نوع کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دختران و زنان تحصیل کرده (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) مراجعه کننده به کلینیک های جراحی زیبایی شهر کرج در سال 1400 بود. نمونه مورد مطالعه به تعداد 200 نفر، براساس فرمول تعیین حجم گرین، بصورت در دسترس انتخاب شد. ابزارهای پژوهش نیز عبارت بودند از، پرسشنامه تمایل جراحی زیبایی هندرسون کینگ (2005)، پرسشنامه سنجش اختلال شخصیت نمایشی زنان، علوی حجازی و همکاران (1397) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کراجی (2002). تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار Spss نسخه 26 انجام شد. یافته های بدست آمده نشان دادند که ویژگی های اختلال شخصیت نمایشی (به میزان 4/43 درصد) و تنظیم شناختی هیجان (به میزان 2/38 درصد) قادر به پیش بینی گرایش به جراحی زیبایی در زنان داوطلب جراحی زیبایی شهر کرج (با 99 درصد ضریب اطمینان در سطح کمتر از 01/0) می باشند (434/0 = β، 382/0 = β، 01/0 > P). بر اساس یافته های بدست پیشنهاد می گردد تا با ارزیابی روانشناختی در داوطلبان جراحی زیبایی پیش از هر گونه عملی انجام شود با تشخیص فاکتورهای روانشناختی قبل از عمل، با انجام روان درمانی، فرد از تحریف واقعیت خود آگاه شود.
اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب پنهان، اضطراب آشکار و فشار خون در بیماران کرونری قلبی با فشار خون بالا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماری عروق کرونر قلبی با ماهیت ناتوان کننده خود، پاره ای از محدودیت ها را در زندگی فرد به وجود می آورد. پژوهش حاضر، با هدف اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب و فشار خون بیماران مبتلا به بیماری قلبی_عروقی انجام شد. روش کار: مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری 3 ماهه بود. تعداد 56 نفر از بیماران عروق کرونر قلبی از میان بیماران مراجعه کننده به پلی کلینیک تخصصی حضرت فاطمه (س) شهرستان ارومیه در ماه های شهریور ماه تا آذر ماه ۱۳۹9 انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی را طی 8 جلسه 120 دقیقه ای یک بار در هفته دریافت نمودند. گروه گواه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها از طریق پرسشنامه اضطراب آشکار و پنهان (Spielberger، 1970) جمع آوری شدند و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS-24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب پنهان (001/0P<)، اضطراب آشکار (001/0P<) و فشار خون (001/0P<) تاثیر داشته است و منجر به کاهش معنادار اضطراب آشکار، اضطراب پنهان و فشار خون در بیماران عروق کرونری قلب شده است. نتیجه گیری: با توجه به تاثیر درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش اضطراب پنهان و آشکار و فشار خون بیماران مبتلا به بیماری های قلبی_عروقی پیشنهاد می شود اصول این درمان طی کارگاه های تخصصی به مشاوران و روان شناسان مراکز درمانی و بیمارستانی آموزش داده شود.
اثربخشی خانواده درمانی ساختاری مینوچین بر اضطراب مزمن و تمایزیافتگی در مبتلایان به اختلالات روان تنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال یازدهم مرداد ۱۴۰۱ شماره ۵ (پیاپی ۷۴)
۲۳۰-۲۲۱
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی خانواده درمانی ساختاری مینوچین بر اضطراب مزمن و تمایزیافتگی در مبتلایان به اختلالات روان تنی بود. پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به سه نوع اختلال روان تنی شامل میگرن، اختلال گوارشی و اختلالات قلبی عروقی مراجعه کننده به مراکز درمانی بیمارستان شریعتی تهران و مرکز قلب تهران، در سال 1399 تشکیل داد که از بین آن ها تعداد 30 نفر از افراد واجد ملاک های ورود و خروج از پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه گمارده شدند. همه آن ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه های اضطراب (BAI) بک (1990) و فرم کوتاه تمایز خود (DSI-FH) اسکورون و فریدلندر (1998) را تکمیل کردند. گروه آزمایش تحت مداخله خانواده درمانی ساختاری مینوچین قرار گرفت. در نهایت پس از جمع آوری اطلاعات برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری به کمک نرم افزار SPSSV19 استفاده شد. نتایج نشان داد در هر دو متغیر اضطراب و تمایزیافتگی و همه مؤلفه های آن ها بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد (01/0>P). به این معنی که مداخله خانواده درمانی ساختاری مینوچین باعث کاهش اضطراب و افزایش تمایزیافتگی گروه آزمایش شد. در نهایت می توان گفت روش خانواده درمانی ساختاری مینوچین یک روش مناسب برای درمان اضطراب مزمن و تمایزیافتگی بیماران روان تنی بوده است.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان متمرکز بر شفقت (CFT) بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ویتیلیگو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ تابستان(مرداد) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۳
۱۰۰۴-۹۸۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: تحقیقات نشان می دهد عوارض جسمانی و روانی بیماری های آشکار پوستی نظیر ویتیلیگو، کیفیت زندگی بیماران را تحت تأثیر قرار می دهد. باوجودی که در پیشینه، درمان متمرکز بر شفقت به تنظیم هیجانی مثبت، کاهش احساسات منفی و سرزنش خود منجر می شود و همچنین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ذهن آگاهی، پذیرش احساس و حفظ آرامش فرد هنگام مواجهه با واقعیت بیماری منجر می شود، اما در زمینه تأثیر این درمان ها بر کیفیت زندگی زنان مبتلا به ویتیلیگو شکاف تحقیقاتی وجوددارد. هدف: پژوهش حاضر به منظور مقایسه تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد شفقت درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد بر کیفیت زندگی بیماران زن مبتلا به ویتیلیگو انجام گرفت. روش: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی، همراه با پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری و گروه گواه بود. جامعه پژوهش حاضر را کلیه بیماران مبتلا به ویتیلیگو مراجعه کننده به بیمارستان رازی تهران در سال 1399 تشکیل دادند، که از بین آنان 45 نفر به شیوه هدفمند پس از کنترل ملاک های ورود و خروج، انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه ) جایگزین شدند. ابزار سنجش عبارت بود از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (1993) برای گروه اول درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اساس دیدگاه هایس و همکاران (2016) و برای گروه دوم درمان متمرکز بر شفقت گیلبرت (2009، 2014) در 8 جلسه 120 دقیقه ای اجرا شد و برای گروه گواه هیچ درمانی ارائه نشد. به منظور بررسی فرضیه های پژوهش از روش های آمار توصیفی و تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار spss20 استفاده شد. یافته ها: نشان داد هر سه گروه در مرحله پیش آزمون تفاوت معناداری با هم نداشتند جز اینکه سلامت جسمانی گروه گواه از گروه شفقت بیشتر بود. همچنین تفاوت گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و گروه درمان متمرکز بر شفقت با گروه گواه در کیفیت زندگی و تمامی مؤلفه هایش در مراحل پس آزمون و پیگیری معنادار بود (0/01 > p) به جز یک مورد که در مؤلفه محیط زندگی که تفاوت گروه شفقت در مقایسه با گروه گواه در پس آزمون معنادار نبود. در سلامت جسمانی و روابط اجتماعی تفاوت دو گروه آزمایشی پذیرش وتعهد و شفقت در مراحل پس آزمون و پیگیری معنادار نبود (0/01 < p). در سلامت روانی، محیط زندگی و کیفیت کلی زندگی نیز در مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معنادار دو گروه آزمایشی نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد تأثیر بیشتری دارد . به جز کیفیت زندگی کلی که در پس آزمون میان دو گروه آزمایشی تفاوت معنادار وجود نداشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده این نتیجه حاصل می گردد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد از طریق پذیرش احساسات و جلوگیری از اجتناب تجربه ای و شکل دهی به عمل متعهدانه و عادات سالم و همچنین درمان متمرکز بر شفقت از طریق تغییر تفاسیر ذهنی توأم با سرزنش و انتقاد و افزایش رفتار مبتنی بر مهربانی با خود و دیگران به بهبود کیفیت زندگی بیماران کمک کرده اند.
مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت (CFT) و روان درمانی بین فردی (IPT) بر بهزیستی ذهنی زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ تابستان(شهریور) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۴
۱۲۷۰-۱۲۶۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: تحقیقات زیادی به پایین بودن گسترده سطح روان درستی بیماران مبتلا به عروق کرونر بخصوص زنان اشاره دارد. اگرچه درمان متمرکز بر شفقت بر توانایی حساسیت به رنج همراه با تلاش برای التیام یک درمان مؤثر بوده است اما روان درمانگری بین فردی نیز از طریق اتحاد درمانی مثبت بر تغییر و اصلاح در روابط بین فردی متمرکز است؛ بنابراین آیا درمان کوتاه مدت بین فردی نیز می تواند به بهبود روان درستی این بیماران منجر شود؟
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و روان درمانی بین فردی بر بهزیستی ذهنی زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر بود.
روش: پژوهش حاضر مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون - پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران زن مراجعه کننده به کلینیک باز توانی قلب بیمارستان افشار یزد بود که تعداد ۴۱ نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه قرار گرفتند. ابزار این پژوهش مقیاس بهزیستی ذهنی کییز و ماگیارمو (۲۰۰۳) بود. برای گروه آزمایش اول درمان متمرکز بر شفقت (گیلبرت، ۲۰۱۰، ۲۰۱۴) و برای گروه آزمایش دوم روان درمانی بین فردی (وایس من و همکاران ۲۰۰۷) در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای برگزار شد، اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که درمان متمرکز بر شفقت و روان درمانی بین فردی باعث افزایش بهزیستی ذهنی و مؤلفه های آن در پایان مداخلات و دوره پیگیری شده بودند. (0/05 <P). بین این دو روش درمانی در افزایش بهزیستی ذهنی زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر تفاوتی مشاهده نشد (0/05 <P).
نتیجه گیری: روان درمانی بین فردی به دلیل تأثیری که بر روان درستی دارد می تواند به تنهایی و یا با درمان مکمل در بهبود روان درستی زنان مبتلا به بیماری عروق کرونر مؤثر باشد.
بررسی نقش سه اصل تماس شخصی، عمل کردن، و اثردوگانه بر تصمیم گیری اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سه اصل اثر دوگانه، اصل تماس شخصی، و اصل عمل کردن به عنوان سازوکارهای روانی موثر بر تصمیم گیری های اخلاقی انسان در دوراهی های واگن قطار در نظر گرفته می شوند. با توجه بر ادعای جهان شمول بودن این سازوکارها، هدف این پژوهش بررسی نقش سه اصل مذکور بر تصمیم گیری های اخلاقی در دوراهی های واگن قطار در فرهنگ شرقی مردم ایران بوده است. در این پژوهش که از جمله طرح های نیمه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون یک گروهی بوده است از چهار سناریو استفاده شد که در پژوهش های مشابه به کار رفته بودند. جامعه آماری این پژوهش، جمعیت عمومی فعال در شبکه های اجتماعی مجازی بوده است. حجم نمونه 235 نفر با میانگین سنی 34/30 بوده است. از میان آزمودنی ها، 143 نفر زن و 92 نفر مرد بوده اند. جهت تجزیه و تحلیل آماری از آزمون "مک نمار " استفاده شد. بر اساس نتایج پژوهش تاثیر هر سه اصل مذکور بر تصمیم گیری اخلاقی آزمودنی ها در دوراهی های واگن قطار به طور معنی داری (05/0> Pvalue) تایید شد. بنابراین این پژوهش نشان می دهد که هر سه اصل تماس شخصی، عمل کردن، و اثر دوگانه بر تصمیم گیری های اخلاقی آزمودنی ها اثرگذار هستند.
اثربخشی امید درمانی بر مدیریت استرس و سلامت روان بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی امیددرمانی بر مدیریت استرس و سلامت روان بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس شهر تهران در سال 1401 انجام شد. روش پژوهشی حاضر نیمه آزمایشی است و برای جمع آوری داده ها از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را 21000 بیمار عضو جامعه ام اس شهر تهران تشکیل داده اند که از بین آن ها، 54 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمایش (29 نفر) و گروه کنترل (25 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش امید درمانی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل استرس ادراک شده کوهن (1983) و سلامت روان گلدبرگ (1972) بودند که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفتند. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه از طریق نرم افزار SPSS24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام گرفت. یافته ها نشان داد که امیددرمانی باعث بهبود مدیریت استرس در بیماران مبتلا به ام اس شد. همچنین نتایج نشان داد که امیددرمانی باعث بهبود سلامت روان و مولفه های آن در بیماران مبتلا به ام اس گردید. بنابراین به نظر می رسد، امید درمانی می تواند باعث کاهش استرس و تکنیک های موثری را برای بهبود سلامت روان در بیماران مبتلا به ام اس ارائه دهد.
مقایسه ی طرحواره های ناسازگار اولیه در افراد مبتلا به اضطراب کرونا و افراد عادی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کرونا و اضطراب ناشی از آن جهان را با چالش های جدی رو برو کرده است. به نظر می رسد، افراد مستعد، آسیب های بیشتری را در برابر این بیماری، تجربه می کنند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی طرحواره های ناسازگار اولیه در افراد مبتلا به اضطراب کرونا و افراد عادی انجام گرفت. روش بررسی: این پژوهش از نوع علی - مقایسه ای بود و جامعه پژوهش را کلیه افراد عادی و مبتلا به اضطراب کرونا در شهر اصفهان در سال 1400 تشکیل می داد. نمونه پژوهش شامل 60 نفر آزمودنی زن و مرد (30 نفرعادی و 30 نفر مبتلا به اضطراب کرونا) بین سنین 18 تا 40 سال بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه مقیاس اضطراب بیماری کرونا و فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار یانگ استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و به روش تحلیل دو گروه مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد طرحواره های ناسازگار اولیه به طور معناداری در گروه افراد دارای اضطراب کرونا بالاتر می باشد (0.04=p). همچنین طرحواره های ترک شدن (0.049=p)، معیارهای ناعادلانه (0.015=p) و بدبینی- نگرانی(0.027=p) به طور معناداری در افراد دارای اضطراب کرونا بالاتر می باشد. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که طرحواره های معیارهای ناعادلانه و بدبینی /نگرانی در افراد دارای اضطراب کرونا بیشتر می باشد. لذا برای کاهش اضطراب کرونا می توان بر روی این دو طرحواره، اقدامات درمانی انجام داد.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب کرونا، رابطه والد- فرزندی و کارکرد تحولی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب کرونا، رابطه والد- فرزندی و کارکرد تحولی خانواده بود. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دارای اضطراب کرونا در مشهد در سال 1401 بودند که از بین آنان 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودنداز: پرسشنامه سنجش تحول کارکردی خانواده (DFFAQ؛ عالی و همکاران، 1393)، مقیاس رابطه والد-کودک (CPRS؛پیانتا، 1994)، مقیاس اضطراب ابتلا به کرونا (CDAS، علی پور و همکاران، 1398). شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در 8 جلسه و به مدت 90 دقیقه و هفته ای یک بار برای گروه آزمایش اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری صورت گرفت. نتایج تحلیل کووریانس نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین دو گروه آزمایش و گواه از نظر اضطراب کرونا، رابطه والد- فرزند و کارکرد تحولی خانواده تفاوت معناداری وجود دارد (05/0< p). بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب کرونا، روابط والد- فرزند و کارکرد تحولی خانواده در مادران موثر بود.
مطالعه پدیدارشناسانه ادراک معلمان ابتدایی مجری طرح شهاب از طرح شناسایی و هدایت استعداد های برتر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرح ملی شهاب باهدف شناسایی و هدایت دانش آموزان بااستعداد با محوریت معلم در ایران اجرا شده است. از آنجا کهآموزا|آ ....م بررسی ادراک معلمان به عنوان مجری این طرح در اجرای موفق آن نقش اساسی دارد، در این پژوهش ادراک معلمان شهرستان بیرجند از طرح شهاب به روش کیفی و از نوع پدیدارشناسی بررسی شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه معلمان مجری طرح شهاب در شهرستان بیرجند در سال تحصیلی 1400-1399بود که با توجه به ماهیت پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند از نوع معیار استفاده شد که با مصاحبه از ۱۱ معلم، داده های اخذشده به اشباع رسید. برای تجزیه وتحلیل داده ها جمع آوری شده، از روش تجزیه وتحلیل کلایزی و از نرم افزارMAXQDA12 به عنوان ابزار تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها در قالب 21مؤلفه و چهار مقوله ماهیت، اهداف، مشکلات و پیامدها ارائه گردید که هرکدام از این مقوله ها دارای چندین مؤلفه است. یافته های پژوهش نشان دادند که معلمان نسبت به اهداف طرح به خوبی آگاه هستند و ضرورت اجرای طرح شهاب را به خوبی درک کرده اند. معلمان بر این اعتقاد هستند که اجرای این طرح دارای پیامدهای مختلفی است. از سوی دیگر مشکلاتی بر سر اجرای درست این طرح است.
آینده پژوهی انتقادی مدارس ایران با توجه به نسل نوجوان و جوان در افق 1420
منبع:
مطالعات روانشناختی نوجوان و جوان سال سوم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۶ ویزه نامه تحصیلی)
۲۶۳-۲۴۸
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آینده پژوهی انتقادی یکی از رویکردهای آینده پژوهی است که در واقع از آینده پرسش می کند که با تحلیل و آزاد سازی و عمق بخشی آینده، به درک ما از آن کمک می کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی آینده مدارس ایران با رویکرد انتقادی، وضعیت حال حاضر مدارس را با پرسش هایی از آینده مدارس به چالش می کشد تا دیگر مثل امروز که با روش های گذشته نسل آینده نوجوان و جوان را تربیت می کنیم! پیش نرویم. شاید آینده پژوهی انتقادی به ما مسیر آینده را روشن و شفاف نشان ندهد اما با ترسیم آینده های نامطلوب و محتمل ما را نسبت دفع خطرهای احتمالی هشیار می سازد تا بتوانیم در برنامه های بلند مدت از مضامین محوری آن استفاده کنیم. روش پژوهش: مطالعه حاضر از نوع کیفی"تحلیل مضمون" است. به کمک مطالعات کتابخانه ای و مشخص شدن حوزه های مرتبط با آینده مدارس به روش" به گزینی" مصاحبه های نیمه ساختارمند با وزرای سابق آموزش و پرورش، جامعه شناسان و روشنفکران تاثیرگذار جامعه، مدیران و معلمان مدارس علاقه مند به آینده مدارس و آینده پژوهان علاقه مند به آموزش انجام شد. محقق فرآیند تحلیل مضمون را با پیاده سازی داده ها و درگیری با آغاز کرد، سپس اقدام به مقوله بندی و کدسازی کرده است. در ادامه کار نیز به جستجو برای یافتن مضمون ها و نمایش دیداری مضمون ها پرداخته است. در مراحل بعدی نیز مرور مضمون ها به قصد پالایش، مفهوم سازی مضمون ها و نهایتاً تحلیل، تفسیر و نتیجه گیری انجام شده است. یافته ها: 8 عامل کلیدی با عناوینِ سلطه ایدئولوژی، دغدغه آموزش و پرورش برای حاکمیت، مدیریت اداری آموزش و پرورش، بی اعتمادی خانواده ها به مدرسه، توسعه نیافتگی معلمان، پایان مدارس، بی عدالتی آموزشی و غلبه فضای مجازی، شناسایی شده و به تحلیل تک تک عوامل پرداخته است. نتیجه گیری: ارتباط بین مضمون ها بسیار به هم پیوسته و در هم تنیده است. بعضی از این مضامین نقش تاثیرگذاری بیشتری دارند و بعضی از آن ها نیز بیشتر تاثیر پذیر هستند که این وابستگی نشان از پیچیدگی تغییر دارد.
طراحی مدل ارزیابی کارآمدی الگوهای رهبری آموزشی و تحصیلی در بین مدیران مدارس
منبع:
مطالعات روانشناختی نوجوان و جوان سال سوم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۶ ویزه نامه تحصیلی)
۳۶۲-۳۴۸
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: به منظور بهبود مدیریت و تسهیل امر نظارت و راهنمایی بر فعالیت های آموزشی و پرورشی، باید افرادی توانمند به عنوان رهبر آموزشی با اهداف ارتقای کیفی امور آموزشی و تربیتی، مهارت های حرفه ای معلمان، افزایش سطح علمی فراگیران و جلوگیری از افت تحصیلی با ارائه خدمات مشاورهای و راهنمایی به کار گرفته شوند؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر طراحی مدل ارزیابی کارآمدی الگوهای رهبری آموزشی در بین مدیران مدارس ابتدایی شهرستان مسجدسلیمان بود. روش پژوهش: این پژوهش بر مبنای رویکرد کیفی از نوع پدیدارشناسی است، مشارکت کنندگان شامل افراد خبره و به عبارتی صاحب نظران کلیدی در زمینه رهبری آموزشی است که به صورت هدفمند از خبرگان مربوط به موضوع، مورد مصاحبه های نیمه ساختاریافته قرار گرفتند و داده ها با 15 نفر به اشباع نظری رسید. متون مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار Maxqda تحلیل و تمام داده ها کدگذاری شدند. روایی داده ها با بازبینی مجدد فرایند کدگذاری و همچنین چند خبره آشنا با کدگذاری انجام شد. همچنین برای پایایی نیز از ضریب توافق بین کدگذاران استفاده شد که حاصل 3 مصاحبه 82/0 حاصل شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از این است که بر اساس یافته ها و کدگذاری های مربوط به 15 مصاحبه تعداد 286 مقوله فرعی احصاء گردید که نهایتاً مقوله های فرعی یادشده نیز در 7 مقوله اصلی: ارتباط بین اولیا و همکاران با اداره، استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات، انعکاس مشکلات آموزشی موجود و تلاش برای رفع آن ها، توجه به نظریه ساختن گرایی در رهبری برنامه درسی، الگوبرداری از تدریس موفق معلمان، کسب تجربه و رشد و بالندگی و تغییر و اجرای برنامه های درسی به عنوان مؤلفه های مؤثر بر کارآمدی الگوهای رهبری آموزشی طبقه بندی شدند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت الگوی کارآمدی الگوهای رهبری آموزشی و تحصیلی در بین مدیران مدارس دوره ابتدایی دارای مؤلفه ها و شاخص های متعددی است که برنامه ریزان نظام آموزش وپرورش به خصوص منابع انسانی باید به این مؤلفه ها و شاخص های شناسایی شده توجه نمایند.
اثربخشی طرح واره درمانی بر کاهش طلاق عاطفی در زنان دارای همسر نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
147 - 164
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی رویکرد طرح واره درمانی بر کاهش طلاق عاطفی در زنان دارای همسر نظامی صورت گرفت. روش تحقیق نیمه آزمایشی به شیوه ی پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمون و گواه بود. جامعه آماری، شامل کلیه زنان دارای همسر نظامی ساکن در منطقه 1 شهر تهران که به مراکز مشاوره و روان شناسی خانواده های نظامی مراجعه نموده اند. در این تحقیق، از مراکز مشاوره و روان شناسی ویژه خانواده های نظامی در سطح شهر تهران براساس موقعیت جغرافیایی، مرکز درمانی آتیه را به عنوان گروه نمونه گیری انتخاب و از میان مراجعه کنندگان به این مرکز نمونه انتخاب شد. با توجه به معیارهای ورود به نمونه نهایتاً 32 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه (16 نفر برای گروه آزمایش و 16 نفر برای گروه گواه) گزارش شدند. جلسات طرح واره درمانی براساس پروتکل طرح واره درمانی همتی ثابت، نوابی نژاد و خلعتبری (1395) بود که 8جلسه درمانی بود. جهت تعیین میزان طلاق عاطفی شرکت کنندگان در رابطه زناشویی در مراحل پیش و پس آزمون از پرسش نامه طلاق عاطفی گاتمن (2008) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از میانگین و انحراف استاندارد و برای تعیین اثربخشی مداخله از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که طرح واره ی درمانی بر طلاق عاطفی مؤثر واقع شده است. نتیجه کلی تحقیق پیش رو نشان می دهد که طرح واره درمانی بر کاهش طلاق عاطفی در زنان دارای همسر نظامی تأثیر دارد. نتایج این پژوهش نشان داد که طرح واره درمانی می تواند در کاهش طلاق عاطفی در زنان متأهل دارای همسر نظامی مؤثر باشد و یک روش انتخابی برای بهبود تعارضات در این افراد باشد.
بررسی تأثیر آموزش مدیریت والدین مبتنی بر طرحواره بر تعارض والد-فرزند و مشکلات رفتاری نوجوانان
حوزههای تخصصی:
نبود رابطه خوب بین والدین و فرزندان می تواند منجر به طیف وسیعی از مشکلات رفتاری و هیجانی در کودکان و نوجوانان شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مدیریت والدین مبتنی بر طرح واره بر تعارض والد-فرزند و مشکلات رفتاری نوجوانان بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه آزمایش و کنترل با پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مادران دارای نوجوان مبتلا به مشکلات رفتاری در رده سنی 12 تا 16 سال در شهر اصفهان در سال 1400 بودند. بدین منظور64 مادر با استفاده از روش نمونه-گیری خوشه ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 32 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش آموزش را به مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای دریافت کردند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل پرسشنامه سیاهه ی رفتاری کودک (CBCL) و مقیاس راهبردهای تعارض موری ای. اشتراس بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری تکراری تحلیل شدند. نتایج نشان داد بعد از آموزش به طور معناداری نمره کل تعارض والد، نمره کل تعارض فرزند و نمره کل مشکلات رفتاری و زﯾﺮ ﻣﻘﯿﺎسﻫﺎی آن شامل درون سازی و برون سازی در ﮔﺮوه آزﻣﺎﯾﺶ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﮔﺮوه ﮐﻨﺘﺮل ﮐﺎﻫﺶ ﻣﻌﻨﺎداری داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. به طورکلی می توان نتیجه گرفت که آموزش مدیریت والدین مبتنی بر طرح واره می تواند به عنوان یک درمان مؤثر جهت بهبود روابط والد-فرزند و کاهش مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان در نظر گرفته شود.
تعیین نقش پیش بین انعطاف پذیری روانشناختی در اضطراب (کووید 19) کارمندان مرد معاونت بهداشت کرج
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، پیش بینی اضطراب (بیماری کووید 19) بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی کارمندان مرد معاونت بهداشت کرج بود. روش نمونه گیری این پژوهش، نمونه گیری تصادفی ساده بود. ابزار پژوهش، پرسشنامه استاندارد شامل پرسشنامه اضطراب کرونا ویروس، پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی صفرزایی و همکاران بود. از آمار توصیفی و استنباطی برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد که انعطاف پذیری روان شناختی می تواند حدود 3.5 درصد از تغییرات اضطراب کووید 19 را تبیین کند؛ بنابراین فرضیه تحقیق مبنی براینکه اضطراب کووید 19 بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی پیش بینی می شود تائید شد. کارمندان مرد معاونت بهداشت کرج که دارای انعطاف پذیری شناختی بالایی بودند در مواجهه با اضطراب کرونا توانایی سازگاری داشتند زیرا آن ها به فکر حل مسئله بودند و می توانستند رفتارهایی انجام دهند که به بهبود شرایط کمک کند و می توانستند هیجان هایشان را کنترل نمایند. ازآنجایی که اضطراب کمکی به حل مشکل نمی کند پس به انجام وظایف شغلی خود می پرداختند.
بررسی آسیب های خیانت زناشویی بر اساس منابع اسلامی
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات روزافزون خانواده ها که آسیب های جدی را نیز در پی دارد، خیانت زناشویی است. هدف از این پژوهش، بررسی آسیب های خیانت زناشویی بر اساس منابع اسلامی است. روش پژوهش، توصیفی و از نوع تحلیل محتواست. واحد تحلیل در این تحقیق، جملات، واژه ها و موضوعات است. بر اساس نتایج این تحقیق، آسیب های جدی و بسیاری در پی خیانت زناشویی به وجود می آیند. این آسیب ها را می توان به آسیب های فردی، خانوادگی و اجتماعی تقسیم کرد. آسیب های فردی خیانت زناشویی عبارتند از: محرومیت از معارف و حقایق علوم، از دست رفتن موقعیت های خوب ازدواج، قساوت قلب، خروج ایمان، افتادن در دام شیطان، دادن تقاص، مجازات کیفری، خشم و غضب پروردگار، محرومیت از رحمت پروردگار، محرومیت از شفاعت، عذاب دردناک، جاودانگی در عذاب، نفاق و رسوایی، دخول در آتش جهنم و عدم آمرزش. آسیب های خانوادگی خیانت زناشویی عبارتند از: قتل، عدم استشمام بوی بهشت، تربیت نادرست کودکان، از بین رفتن نسبت ها، محرومیت از ارث، رستگار نشدن، بدخلقی، از بین رفتن برکت، از بین رفتن رزق و روزی و فقیر شدن. آسیب های اجتماعی خیانت زناشویی عبارتند از: شایع شدن مرگ ناگهانی، زلزله، زوال نعمت های الهی همچون باران، ناامنی روانی جامعه و شیوع گناه در جامعه. توجه به نتایج این پژوهش می تواند در پیشگیری از وقوع خیانت زناشویی مؤثر باشد.
نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در رابطه بین هوش اجتماعی و خود نظم جویی شناختی هیجان دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۵
27 - 44
حوزههای تخصصی:
مقدمه : از آنجا که در موقعیت های تنش زا، چگونگی تنظیم هیجان، موضوعی مهم و ضروری است. لذا، پژوهش حاضر با هدف نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در رابطه بین هوش اجتماعی و خودنظم جویی شناختی هیجان انجام شد.
روش : روش پژوهش توصیفی- همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع دوم متوسطه شهر ساری به تعداد 9040 نفر بود. حجم نمونه با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و بر اساس جدول کرجسی و مورگان به تعداد 370 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد خودکارآمدی خلاق بیگیتو (2006)، هوش اجتماعی سیلورا و همکاران (2001) و خود نظم جویی شناختی هیجان گارنفسکی و کرائیج (2007) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی اسپیرمن و مدل معادلات ساختاری با نرم افزارهای Spss , Pls استفاده شد.
یافته ها : نتایج نشان داد که هوش اجتماعی به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق متغیر میانجی خودکارآمدی خلاق بر خودنظم جویی شناختی هیجان مثبت (راهبردهای سازگارانه) و منفی (راهبردهای ناسازگارانه) دانش آموز ان اثر دارد (01/0>P).
نتیجه گیری : با توجه به یافته های پژوهش، هوش اجتماعی به عنوان مهارت های تعامل موفق و خودکارآمدی خلاق به عنوان باور به قابلیت ها و توانایی های خود نقش مهمی در تنظیم هیجان دارد. بنابراین، لازم است که دوره های آموزشی با هدف ارتقاء توانایی شناسایی احساسات و عواطف صورت پذیرد.
رابطه سبک زندگی و نیازهای بنیادی روانشناختی با وابستگی به شبکه های اجتماعی با میانجیگری هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : از زمان معرفی شبکه های اجتماعی تاکنون، سرعت تحولات در زندگی دچار افزایش تصاعدی گردیده است. وابستگی به شبکه های اجتماعی می تواند، جریان زندگی انسان را دستخوش تغییرات اساسی نماید. این پژوهش با هدف بررسی رابطه سبک زندگی و نیازهای بنیادی روانشناختی با وابستگی به شبکه های اجتماعی با میانجیگری هوش هیجانی انجام پذیرفت. روش : طرح پژوهش همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، دانشجویان استان تهران در سال 1400 بودند که 515 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای مورد بررسی قرار گرفتند. در خصوص تحصیلات، 98/13 درصد کمتر از کارشناسی، 74/48 درصد کارشناسی، 08/24 درصد کارشناسی ارشد و 20/13 درصد دکتری شرکت داشتند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه وابستگی به اینترنت و شبکه های اجتماعی یانگ (1998)، پرسشنامه سبک زندگی لعلی و عابدی (1391)، پرسشنامه نیازهای بنیادی روانشناختی گواردیا و همکاران (2000) و پرسشنامه هوش هیجانی اسکات (1998) استفاده شد. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که بین مؤلفه های سبک زندگی، نیازهای بنیادی روانشناختی و هوش هیجانی با وابستگی به شبکه های اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد (P<0.01). با توجه به شاخص های CFI, GFI, RMSEA به ترتیب با مقادیر 057/0، 949/0 و 967/0 برازش مدل تأئید گردید. همچنین، نقش واسطه ای هوش هیجانی در ارتباط سبک زندگی و نیازهای بنیادی روانشناختی با وابستگی به شبکه های اجتماعی مشخص گردید. نتیجه گیری : بنابراین از طریق بهبود سبک زندگی و نیازهای بنیادی روانشناختی می توان، نسبت به اصلاح وابستگی به شبکه های اجتماعی اقدام نمود.
بررسی ارتباط کیفیت خواب با شاخص های سلامت و فعالیت بیماری در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید
حوزههای تخصصی:
مقدمه: وضعیت خواب یکی از مهمترین اجزای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید است. هدف: این مطالعه با هدف بررسی ارتباط کیفیت خواب با شاخص های سلامت و فعالیت بیماری در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید انجام شد. روش: در این مطالعه مقطعی تحلیلی تعداد ۲۵۰ بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید مراجعه کننده به کلینیک تخصصی روماتولوژی دانشگاه علوم پزشکی کردستان در طی سال های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ با پرسشنامه های استاندارد مقیاس آنالوگ بصری، کیفیت خواب پیتزبورگ، مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی، پرسشنامه چندبعدی خستگی و میزان فعالیت بیماری مورد بررسی قرار گرفتند. جهت تحلیل داده ها از آزمون های اسپیرمن، تی مستقل، تحلیل واریانس و تحلیل رگرسیون چندگانه و SPSS نسخه ۲۳ استفاده شد. یافته ها: ۴۲ بیمار مرد و ۲۰۸ بیمار زن مبتلا به آرتریت روماتوئید مورد بررسی قرار گرفتند. کیفیت خواب ۹۸% از شرکت کنندگان نامناسب بود. شدت بالاتر درد (۰/۰۰۱>p)، فعالیت بیشتر بیماری (۰/۰۵>p)، افسردگی و خستگی ذهنی (۰/۰۱>p) با کیفیت بدتر خواب بیماران همراه بود. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد؛ افسردگی و خستگی ذهنی، شدت درد و فعالیت بیماری آرتریت روماتوئید، با کیفیت خواب بدتر این بیماران همراه است. توصیه می شود وضعیت خواب این بیماران و متغیرهای مورد اشاره مورد توجه درمانگران قرار گیرند.
روبریک سنجش کلاسی عادلانه: برازش مدل چندبعدی پاسخ مدرج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۹
31 - 51
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی روبریک سنجش کلاسی عادلانه بر اساس نظریه سؤال- پاسخ بود؛ به این منظور نمونه ای شامل 511 دانشجوی دانشگاه تهران به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سؤال های روبریک پاسخ دادند. در این مرحله و به منظور تعیین کاربرد مدل های تک بعدی یا چندبعدی، روش های دیتکت و تحلیل موازی به کار رفت که نتایج هر دو روش، تک بعدی بودن داده ها را رد کرده و نتایج حاصل از تحلیل موازی نشان دهنده استخراج سه عامل از داده ها بود. همچنین مقایسه شاخص های برازش مدل تک بعدی و چندبعدی شامل لگاریتم درستنمایی، نسبت درستنمایی، ریشه دوم میانگین مربعات باقی مانده و مقایسه ملاک های اطلاعات بیزی و آکایک برازش بهتر مدل چندبعدی برای داده ها را تائید کرد. به این ترتیب و با توجه به چندارزشی بودن پاسخ سؤال ها، مدل چندبعدی پاسخ مدرج برای برآورد پارامترهای سؤال ها به کار رفت. پایایی هر یک از زیرمقیاس های عدالت رویه ای، ماهیت سنجش و عدالت تعاملی به ترتیب 85/0، 69/0 و 63/0 به دست آمد. برآورد پارامترهای تمیز سؤال ها در دامنه 048/1 تا 802/5 قرار داشت که نشان داد همه سؤال ها در تمیز سطوح بالا و پایین سنجش کلاسی عادلانه به خوبی عمل می کنند و بعد از کنترل نرخ کشف اشتباه، آماره S-X2 مؤید برازش خوب همه سؤال های روبریک بود. درمجموع، نتایج این پژوهش نشان دهنده آن است که روبریک تدوین شده دارای ویژگی های روان سنجی مناسبی برای ارزشیابی کیفیت عدالت در سنجش کلاسی اساتید است.