فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۲۲۱ تا ۷٬۲۴۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مهم ترین رکن جامعه خانواده است بر همین اساس بررسی عواملی که در تعهد زناشویی نقش دارند نیز اهمیت اساسی پیدا می کند. هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین مدل علی تعهد زناشویی براساس بخشودگی و تمایزیافتگی با میانجیگری صمیمیت زناشویی و اثربخشی این مدل بر کیفیت روابط زناشویی بود. روش: این پژوهش از لحاظ ماهیت کمی، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها همبستگی از نوع تحلیل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان متأهل آموزش وپرورش ناحیه ۱ و ۲ شهرستان سنندج در سال تحصیلی ۱۳۹۸ -۱۳۹۷ مشغول به تحصیل بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای ۳۰ نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه تعهد زناشویی، مقیاس صمیمیت زناشویی، پرسشنامه تمایزیافتگی خود، مقیاس سنجش بخشش در خانواده و پرسشنامه کیفیت روابط زناشویی استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس به کمک نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که بخشش (P≤۰/۰۱, β=۰/۴۷)، تمایزیافتگی (P≤۰/۰۵, β=۰/۱۳) و صمیمیت (P≤۰/۰۵, β=۰/۱۲) بر تعهد زناشویی و بخشش (۰/۰۸) و تمایزیافتگی (۰/۰۲) با واسطه صمیمیت بر تعهد زناشویی، اثر غیرمستقیم دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بخشش، تمایز یافتگی و صمیمیت بر تعهد زناشویی و اثربخشی بر کیفیت روابط زناشویی تأثیرگذار است و پیشنهاد می شود که رئوس برنامه در اجرای کارگاه های آموزشی و اطلاع رسانی در مورد آموزش و بیان اهمیت متغیرهای مرتبط با تعهد زناشویی مبنا قرار گیرد.
تحلیل فعالیت های افزایش دهنده هیجانات مثبت مردان و زنان در دوره قرنطینه (به دلیل همه گیری بیماری ناشی از وجود ویروس کرونا) با توجه به نیازهای پنج گانه ویلیام گلاسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال یازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
163 - 180
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، تحلیل فعالیت های افزایش دهنده هیجانات مثبت مردان و زنان در دوره قرنطینه (به دلیل همه گیری بیماری ناشی از وجود ویروس کرونا) با توجه به نیازهای پنج گانه ویلیام گلاسر بود . روش: روش تحقیق در این مطالعه ترکیبى (کیفى و کمى) بود که در آن داده های کمی نقش تکمیلی برای داده های کیفی داشتند. جامعه مورد پژوهش در این مطالعه افرادی بودند که در دوران همه گیری ویروس کرونا سبک زندگی قرنطینه را برگزیدند. روش نمونه گیری در پژوهش حاضر از نوع نمونه گیری مبتنی بر هدف و حجم نمونه 474 نفر (309 زن و 165 مرد) بود. در بخش کیفى داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا مقوله بندی و کدگذاری گردید. در بخش کمی برای توصیف داده ها از نرم افزار spss - 21 استفاده شد و نتایج بر اساس نظریه نیازهای پنج گانه گلاسر کدگذاری و تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس نتایج تحقیق حاضر 63 فعالیت استخراج شدند که در میان افراد در زمان قرنطینه شیوع بیشتری داشتند؛ افراد از طریق این فعالیت ها می توانستند تمام نیازهای خود را برطرف کرده و از این طریق موجب ایجاد هیجانات مثبت در خود شوند. تحلیل استنباطی یافته های این پژوهش نشان داد که، در همه فعالیت های انجام شده در سطوح نیاز به بقا، عشق و آزادی بین زنان و مردان تفاوت معنی دار وجود داشت و در میان تمامی نیازها، در نیاز به قدرت و آزادی بین گروه های سنی مورد مطالعه تفاوت معناداری وجود داشت . نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان پیشنهاد نمود که افراد می بایست ضمن رعایت پروتکل های بهداشتی روزانه فعالیت هایی انجام دهند که برطرف کننده نیاز های پنجگانه شان باشد و از این طریق به هیجانات مثبت دست پیدا کرده و از هیجانات منفی جلوگیری کنند.
اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر نشانگان ضربه عشق (مطالعه موردی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: روابط عاشقانه یک تجربه جهانی مشترک در میان انسان ها است، بااین وجود بسیاری از افراد قطع رابطه عاشقانه را تجربه می کنند و ممکن است پس از پایان رابطه عاشقانه، دچار رنج گردند، هدف پژوهش حاضر، اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر نشانگان ضربه عشق بود. مواد و روش ها: روش این پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع مطالعات موردی بود، بدین منظور سه شرکت کننده دختر باتجربه قطع رابطه عاشقانه به شیوه نمونه گیری هدفمند در شهر اصفهان انتخاب و تحت درمان فردی متمرکز بر شفقت در طی هشت جلسه ۹۰ دقیقه ای قرار گرفتند. شرکت کننده ها در مراحل درمان (خط پایه، مداخله و پیگیری)، به پرسش نامه نشانگان ضربه عشق دهقانی (۱۳۸۹) همچنین در مرحله پیش از درمان، به پرسش نامه ضربه عشق رأس (۱۹۹۹) و پرسش نامه MMPI-۲RF پاسخ دادند و مورد مصاحبه بالینی قرار گرفتند. داده ها به روش ترسیم دیداری و شاخص تغییر پایه و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، میزان بهبودی نشانگان ضربه عشق در مرحله پس از مداخله و پیگیری به ترتیب در شرکت کننده اول، ۹۵% و ۵۰%، شرکت کننده دوم ۵۰% و ۳۱% و شرکت کننده سوم، ۱۶% و ۴۱% بود. درصد بهبودی کلی برای هر سه شرکت کننده ۵۵% و ۴۱% بود. این مقدار موفقیت خوب درمان در کوتاه مدت و موفقیت متوسط در بلندمدت به حساب می آید. نتیجه گیری: می توان گفت درمان متمرکز بر شفقت با پرورش موضعی شفقت ورزانه این فرصت را فراهم می آورد که مراجعان با حضور کامل نسبت به تجربه های دردناک خویشتن، فرایند بهبودی را سپری کنند. نتایج پژوهش می تواند مورداستفاده روان شناسان و مشاوران قرار گیرد.
مقایسه تداعی های ضمنی و آشکار مربوط به افسردگی و اضطراب در افراد مبتلا به اختلال خوردن و افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۳)
242 - 251
حوزههای تخصصی:
اختلال خوردن یک بیماری پیچیده روانپزشکی مزمن و ناتوان کننده است. در دهه های اخیر، مدل شناختی اختلال های خوردن پیشتاز نظریه پردازی، تحقیق و درمان بوده است. در تحقیقات جدید دو مدل نظری متمایز برای پردازش و ارزیابی های آشکار و ضمنی اطلاعات استفاده می کنند. هدف از پژوهش حاضر مقایسه تداعی های ضمنی و آشکار مربوط به افسردگی، اضطراب و نگرش به غذا در افراد مبتلا به اختلال خوردن و افراد سالم بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل افراد مبتلا به اختلال خوردن شهر تهران بود که در شش ماهه اول سال 1399 به مراکز درمانی و مشاوره مراجعه کرده بودند. روش نمونه گیری به صورت خوشه در دسترس و هدفمند انجام شد. حجم نمونه 300 نفر بود که با پرسشنامه های SCL-90، سیاهه اختلال خوردن اهواز (شریفی فرد،1377)، مقیاس نگرش به غذا (تیچمن و همکاران، 2003) و تکلیف مبتنی بر رایانه آزمون تداعی ضمنی (گرینوالد و همکاران، 1998) آزمون شدند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این تحلیل نشان داد که در تداعی آشکار و ضمنی افسردگی، در تداعی ضمنی اضطراب و در تداعی آشکار نگرش به تغذیه بین افراد مبتلا به اختلال خوردن و افراد سالم تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نیز مشخص کرد که تنها تداعی و ضمنی آشکار افسردگی و تداعی ضمنی اضطراب می توانند به شکل معنادار اختلال خوردن را پیش بینی نمایند. این نتایج تأیید کننده نقش تداعی های ضمنی و آشکار در عرصه بالینی است؛ همچنین در شناخت بهتر اختلال خوردن کمک می کند تا در تدوین برنامه های آموزشی و مداخله های روانشناختی مورد ملاحظه قرار گیرد.
واکاوی تجارب و راهکارهای انجام هدایت تحصیلی-شغلی مطلوب از دیدگاه دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه تهران: مطالعه ای پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدایت تحصیلی-شغلی در مسیری است که با پیمودن آن، نیازهای جامعه و نیازهای فردی برآورده می شود، بنابراین برون داد های نامطلوب در نظام آموزش عالی و بازار کار، می تواند حاصل از هدایت تحصیلی-شغلی نادرست افراد باشد. لذا؛ پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجارب و راهکارهای انجام هدایت تحصیلی-شغلی مطلوب از دیدگاه دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه تهران بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی به روش پدیدارشناسی انجام شد. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با نه نفر از دانشجویان ناراضی از رشته فعلی، 11 نفر از دانشجویان دارای تجربه تغییر رشته و پنج نفر از فارغ التحصیلان مشغول به کار غیرمرتبط با رشته تحصیلی خود که به شیوه هدفمند انتخاب شدند، جمع آوری و براساس راهبرد هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد. یافته ها: راهکارهای انجام یک هدایت تحصیلی-شغلی مطلوب، در 22 زیرمضمون و شش مضمون کلی حیطه آموزش و پرورش، حیطه آموزش عالی، حیطه تخصصی، حیطه خانوادگی، حیطه سیاسی-اجتماعی و حیطه شغلی طبقه بندی شدند. نتیجه گیری: بطور کلی با توجه به آن که راهکارهای ارائه شده در پژوهش حاضر برخاسته از تجربیات افراد از چالش های هدایت تحصیلی-شغلی می باشد، لذا توصیه می شود این راهکارها در قالب یک دستورکار جمع بندی شده در اختیار مدارس و دست اندرکاران برنامه هدایت تحصیلی-شغلی قرار گیرد تا با توجه به بستر موجود در جامعه، بکار گرفته شوند.
اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی بر شدت علائم بالینی و طرحواره های هیجانی بیماران مبتلا به اختلال علامت عصبی کارکردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۰
۳۲۰-۳۰۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: پژوهش های رو به رشد حاکی از نقش تنظیم هیجان در اختلالات جسمی- عملکردی است ازاین رو پرداختن به مداخلات درمانی متمرکز بر این سازه از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره درمانی هیجانی بر شدت علائم بالینی و طرحواره های هیجانی منفی بیماران مبتلا به اختلال علامت عصبی کارکردی بود. روش: در مطالعه حاضر از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه ناهمزمان با آزمودنی های متفاوت استفاده شد. به همین منظور سه نفر از بیماران زن مبتلا به اختلال علامت عصبی کارکردی مراجعه کننده به مطب متخصص مغز و اعصاب از طریق مصاحبه تشخیصی و مصاحبه بالینی ساختار یافته و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. از ابزارهای پژوهش مانند مصاحبه بالینی ساختاریافته (SCID-5-RV)، پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی، مقیاس غربالگری علائم اختلالات علایم جسمانی (SOMS-7)، مقیاس طرحواره های هیجانی لیهی (LESS) و راهنمای درمان EST استفاده شد. نتایج به دست آمده به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا (RCI)، فرمول درصد بهبودی، بهبود بالینی معنادار و سنجش عملیاتی مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: داده های به دست آمده نشان داد کاهش نمرات نشانگان بالینی و طرحواره های هیجانی منفی در بیماران مبتلا به اختلال علامت عصبی کارکردی از لحاظ آماری (0/05 P<)، بالینی و سنجش عملیاتی معنادار است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مدل طرحواره درمانی هیجانی با اصلاح فرآیندهای زیربنایی هیجان و بهبود راهبردهای ناسازگارانه افراد در برابر هیجانات موجب کاهش شدت علائم بالینی و طرحواره های هیجانی منفی بیماران مبتلا به اختلال علامت عصبی کارکردی می شود.
مقایسه اثربخشی آموزش شناختی حافظه و توجه از راه دور بر کارکردهای اجرایی و علائم رفتاری در کودکان دارای نقص توجه/بیش فعالی با و بدون اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثر توانبخشی شناختیحافظه و توجه از راه دور بر کارکردهای اجرایی و علائم رفتاری در کودکان دارای نقص توجه/بیش فعالی با و بدون اختلال یادگیری ویژه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کودکان 8 تا 12 سال مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی با و بدون اختلال یادگیری مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1400 بودند. در این پژوهش تعداد 15کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی با اختلال یادگیری و 15 کودک بدون اختلال یادگیری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گروه های آزمایش توانبخشی شناختیحافظه و توجه (نجاتی، 2021) را طی 10 جلسه 75 دقیقه ای دریافت نمودند. به منظور گردآوری اطلاعات از آزمون عصب شناختی کولیج(2002) (CNT) و مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی(1990) (SSRS) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس انجام گرفت. یافته ها نشان داد اثر توانبخشی شناختیحافظه و توجه از راه دور بر کارکردهای اجرائی (001/0P<) و علائم رفتاری(001/0P<) در کودکان دارای اختلال نقص توجه بدون اختلال یادگیری در مقایسه با کودکان دارای نقص توجه همراه با اختلال یادگیری بیشتر بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که توانبخشی شناختی منجر به بهبود عملکرد اجرائی و کاهش مشکلات رفتاری کودکان دارای اختلال نقص توجه/ بیش فعالی و اختلال یادگیری می شود.
بررسی تأثیر یادگیری مشارکتی بر شایستگی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان متوسطه اول شهر علی آباد کتول
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر یادگیری مشارکتی بر شایستگی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان متوسطه اول شهر علی آباد کتول بود. روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی است. طرح مورداستفاده در این تحقیق، طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان متوسطه اول شهر علی آباد کتول می باشند. از بین این دانش آموزان 40 نفر از دانش آموزان پایه هشتم به صورت نمونه گیری در دسترس در دو گروه 20 نفر آزمایش و گواه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش، بسته آموزش یادگیری مشارکتی به روش جیگساو، پرسشنامه شایستگی تحصیلی دیپرنا و الیوت (1999) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی بروس و همکاران (2009) می باشد. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره با نرم افزار SPSS- 20 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج بیانگر آن است که یادگیری مشارکتی برافزایش شایستگی و کاهش فرسودگی تحصیلی دانش آموزان متوسطه اول شهر علی آباد کتول تأثیر دارد.
تبیین نقش مدیریت و برنامه درسی استعدادیابی، سبک های مقابله با تنیدگی روانی و منبع مهار تحصیلی با بروز رفتارهای ایزانی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال سوم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
49 - 62
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش مدیریت و برنامه درسی استعدادیابی، سبک های مقابله با تنیدگی روانی و منبع مهار تحصیلی با بروز رفتارهای ایزانی در دانش آموزان پسر متوسطه دوم ارومیه انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی و همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر متوسطه دوم ناحیه یک ارومیه در سال تحصیلی 1398-99 است که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی 237 نفر به عنوان نمونه آماری جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از چهار پرسشنامه استاندارد مدیریت استعدادیابی احمدی و سرلک (1391)، سبک های مقابله با تنیدگی روانی اندلر و پارکر (1990)، منبع مهار تحصیلی ترایس (1985) و بروز رفتارهای ایزانی با اقتباس از مقیاس رفتارهای پرخطر YRBSS (2013) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد جذب استعدادها، همسوسازی و نگهداشت استعدادها، توسعه استعدادها، بازیابی استعدادها، سبک مقابله مساله مدار، سبک مقابله اجتنابی، منبع مهارتحصیلی بیرونی 42 درصد از واریانس بروز رفتارهای ایزانی و پرخطر را بصورت معناداری تبیین می کنند. از طرفی متغیرهای جذب استعدادها، همسوسازی و نگهداشت استعدادها، توسعه استعدادها، بازیابی استعدادها، سبک مقابله مساله مدار، سبک مقابله اجتنابی، منبع مهارتحصیلی بیرونی بطور مستقیم بر بروز رفتارهای ایزانی و پرخطر تأثیر دارند. همچنین منبع مهارتحصیلی درونی بطور غیر مستقیم، از طریق بازیابی استعدادها بر بروز رفتارهای ایزانی و پرخطر اثر می گذارد. با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود برای کاهش رفتارهای پرخطر دانش آموزان، در مدارس به شناسایی استعدادها و کنترل رفتارهای دانش آموزان توجه ویژه ای بکنند.
تحلیل فعالیت های فرهنگی – اجتماعی دانشگاه فرهنگیان با ارائه راهکارهای اجرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال سوم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
1 - 24
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل فعالیت های فرهنگی – اجتماعی دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش پژوهش از نوع آمیخته (کیفی- کمی) بود. در بخش کیفی، 11 نفر از معاونان و کارشناسان فرهنگی دانشگاه فرهنگیان به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع داده ای مصاحبه شدند. جامعه آماری بخش کمّی شامل معاونان و کارشناسان فرهنگی- اجتماعی و دانشجویان دختر و پسر دانشگاه فرهنگیان کشور بودند که با استفاده از فرمول کوکران 353 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دادند. تحلیل داده های کیفی به روش کُلایزی انجام گرفت و داده های بخش کمّی نیز با نرم افزارهای Spss22 و PLS3 تحلیل شد. در یافته های بخش کیفی، حمایت برنامه محور، ارتقای انگیزه مشارکت، برنامه های بومی و نیاز محور و تعاملات فرهنگی به عنوان عوامل اثرگذار بر این فعالیت ها؛ مدیریت و رهبری هدفمند، تعاملات و هماهنگی ها و تمرکززدایی به عنوان راهکارهای اجرایی برای رسیدن به نتایج مطلوب به دست آمد. یافته های بخش کمّی پژوهش نیز، عوامل اثرگذار بر فعالیت های فرهنگی – اجتماعی دانشجویان و راهکارهای اجرایی مناسبی تائید کرد. درنتیجه، می توان گفت که مدیران و متولیان فرهنگی دانشگاه فرهنگیان، می توانند با الهام گیری از آن و با استفاده از عوامل اثرگذار بر فعالیت های فرهنگی – اجتماعی و راهکارهای اجرایی مناسب، نسبت به طراحی وضعیت مطلوب فعالیت های فرهنگی – اجتماعی در دانشگاه فرهنگیان اقدام کنند و نتایج حاصل از این پژوهش را به عنوان یک چارچوب در فرایند برنامه ریزی فعالیت های فرهنگی- اجتماعی استفاده کنند.
ویژگی های روانسنجی پرسشنامه ارزیابی عمومی تجربه های روانپریشی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارزیابی ویژگی های روانسنجی فرم 42 سوالی پرسشنامه فارسی ارزیابی عمومی از تجربه های روان پریشی (استفانیز و همکاران، 2002) در دانشجویان دانشگاه شیراز بود. این مطالعه همچنین به ارتباط بین تجربه های روان پریشی و سلامت عمومی پرداخت. بدین منظور 200 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شیراز (129 پسر و 71 دختر) با میانگین سنی به ترتیب 75/23 و 69/25 به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه ارزیابی عمومی از تجربه های روان پریشی (CAPE؛ استفانیز و همکاران، 2002) و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ؛ گلدبرگ و هیلر، 1979) پاسخ دادند. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره، تحلیل عاملی تاییدی و آلفای کرونباخ با نرم افزار SPSS-22 و Amos-22تحلیل شدند و اعتبار همگرای CAPE با GHQ سنجیده شد( 0.52=r). نتایج حاکی از آن بود که مولفه های مقیاس CAPE از همسانی درونی قابل قبولی برخوردار بودند. مؤلفه های پرسشنامه GHQ نیز همبستگی مثبت و معنی داری با ابعاد و نمره کل CAPE داشت. در نهایت زنان در افسردگی و نشانه های مثبت نمرات بالاتری از مردان کسب کردند. به طور کلی می توان گفت این پرسشنامه از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است و به نظر می رسد قادر به سنجش تجربیات روان پریشی در جمعیت عادی و به خصوص دانشجویان باشد.
تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی بر منبع کنترل و تجربه غرقگی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال یازدهم مهر ۱۴۰۱ شماره ۷ (پیاپی ۷۶)
۱۹۸-۱۸۹
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش گروهی راهبردهای فراشناختی بر تجربه غرقگی و منبع کنترل دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر پایه سوم دوره دوم متوسطه شهر تهران در نیم سال تحصیلی اول 1401-1400 تشکیل دادند. 30 نفر آنها به روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به ملاک های ورود و خروج، به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر)، گمارده شدند. افراد گروه آزمایش، برنامه آموزشی مهارت های فراشناختی را در 9 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته دو جلسه) به صورت گروهی دریافت کردند؛ گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفت. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های غرقگی (FQ) (مارتین و جکسون، 2008) و منبع کنترل (LCQ) راتر (1996)، استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری، استفاده شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین نمرات پس آزمون افراد گروه آزمایش و گواه در متغیرهای تجربه غرقگی و منبع کنترل، تفاوت معناداری وجود داشت (001/0>P). با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت که آموزش گروهی راهبردهای فراشناختی بر افرایش تجربه غرقگی و منبع کنترل درونی و کاهش منبع کنترل بیرونی دانش آموزان، مؤثر بود.
اعتباریابی و رواسازی نسخه فارسی مقیاس بی حوصلگی شغلی در جامعه معلمان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی و رواسازی نسخه فارسی مقیاس بی حوصلگی شغلی در جامعه معلمان ایرانی صورت پذیرفت. روش: پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی بود. در این مطالعه 500 نفر از معلمان شاغل شهر تهران به روش در دسترس و با استفاده از پرسشنامه آنلاین انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های بی حوصلگی شغلی لی(1986)، اشتیاق شغلی اسکاوفلی(2002)، فرسودگی شغلی مسلش(1981)، رضایت شغلی اسمیت(1969) بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل عاملی اکتشافی به روش مؤلفه های اصلی و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل اکتشافی، ساختار عاملی بی حوصلگی شغلی با 17 گویه را تأیید نمود که تمام 17 گویه در 3 عامل یکنواختی، برانگیختگی پایین و عدم تمایل به شغل طبقه بندی شدند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مؤید برازش خوب مدل سه عاملی بود. ضرایب روایی همگرای بی حوصلگی شغلی با فرسودگی شغلی 47/0 و ضرایب روایی واگرا با رضایت شغلی 50/0- و اشتیاق شغلی 74/0- بدست آمد. همچنین پایایی پرسشنامه به روش بازآزمایی در دوره ای سه ماهه ارزیابی شد که همبستگی معنی داری معادل 87/0 بود و ضریب آلفای کرونباخ 94/0 شد که بیانگر تأیید پایایی به روش همسازی درونی بود. نتیجه گیری: بنابراین، می توان به محققین و دست اندرکاران پیشنهاد داد که در پژوهش های مربوط به تعیین بی حوصلگی شغلی و بازنگری وضعیت شغلی معلمان از این ابزار بهره جویند.
ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس سالم خواری عصبی (ORTO-15)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر آماده سازی نسخه فارسی مقیاس سالم خواری عصبی و ارزیابی ویژگی های روانسنجی آن بود. روش: در پژوهش همبستگی حاضر، 639 نفر از افراد 18 تا 65ساله ساکن شهر تهران که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، مورد آزمون قرار گرفتند. نسخه فارسی مقیاس سالم خواری عصبی پس از طی مراحل ترجمه - بازترجمه، تنظیم و همراه با پرسشنامه های آزمون نگرش به خوردن و بهزیستی روان شناختی اجرا شد. روایی مقیاس از طریق روایی سازه، روایی همگرا و واگرا بررسی شد و برای سنجش اعتبار آن از روش محاسبه آلفای کرونباخ و اعتبار مرکب استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عامل اکتشافی حاکی از وجود سه عامل شناختی، هیجانی و بالینی بود و نتایج تحلیل عامل تاییدی دلالت بر نیکویی برازش و مطلوب بودن مدل به دست آمده داشت. همبستگی های معنادار بین عوامل به دست آمده با مقیاس های نگرش به خوردن و بهزیستی روانشناختی نیز روایی همگرا و واگرای مقیاس سالم خواری عصبی را تأیید کرد. اعتبار مقیاس با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 81/0 و عامل های آن در دامنه 69/0 تا 73/0، اعتبار مرکب عوامل در دامنه 78/0 تا 82/0 به دست آمد. نتیجه گیری: به طورکلی می توان گفت نسخه فارسی مقیاس سالم خواری عصبی ساختاری سه عاملی داشته و از روایی و اعتبار لازم برای کاربرد در پژوهش های روانشناختی با نمونه ایرانی برخوردار است.
طراحی الگوی رهبری افسران صف به منظور کاهش اختلالات روان شناختی و فرار از خدمت سربازان (پژوهش آمیخته)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۱
29 - 52
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی الگوی رهبری افسران صف به منظور کاهش فرار از خدمت و دو اختلال پرخاش گری و احساس افسردگی سربازان است. برای نیل به این هدف، از پژوهش آمیخته (اکتشافی) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل فرماندهان، افسران صف و سربازان است که در بخش کیفی به طور هدف مند با 17 نفر از آن ها مصاحبه شد و در بخش کمی، 280 نفر به صورت نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه مهارتهای رهبری، که براساس یافته های کیفی تهیه شده و پرسش نامه های پرخاش گری باس و پری (1992)، افسردگی بک (1961) و فرار از خدمت احمدی (1398) جمع آوری شدند. تحلیل داده های کیفی با تکنیک تحلیل موضوعی (تم) انجام شد. به منظور تحلیل داده های کمّی از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. پژوهش، الگوی رهبری افسران صف را در چهار بُعد نگرش رهبری (احترام و تکریم افراد)، رفتار رهبری (وقت گذاشتن، عدالت، حمایت گری و قدرشناسی)، صفات رهبری (ظاهر، دیسیپلین، شخصیت، تجربه، تخصص، مهارت کلامی و هوش هیجانی) و درنهایت اقتضائات رهبری (درک تفاوتهای فردی و درنظرداشتن شرایط هر موقعیت) شناسایی کرده و نشان داد نگرش، رفتار، صفات و اقتضائات رهبری به طور معناداری، باعث کاهش فرار از خدمت و دو اختلال پرخاش گری و احساس افسردگی سربازان در مراکز آموزش سربازی می شود.
طراحی و روان سنجی ابزار سنجش برنامه ی تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سنجش برنامه تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی در ایﺮان ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ اﺑﺰاری اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻃﻮر دﻗﯿﻖ موفقیت ها و ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎی این برنامه را اندازه گیری و تعیین نماید. این پژوهش به منظور طراحی و روان سنجی ابزار سنجش برنامه تحول و نوآوری در آموزش پزشکی انجام شد. روش : این ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ در ﺳﺎل تحصیلی 1398-1397 و طی دو مرحله ﻃﺮاﺣﯽ و اﻧﺠﺎم گردید. در ﻣﺮﺣﻠﻪ ﮐﯿﻔﯽ ﭘﮋوﻫﺶ، ﻃﺮاحی ﮔﻮیه ﻫﺎ و در ﻣﺮﺣﻠﻪ ﮐﻤﯽ روان سنجی ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺖ. ابزاراولیه با 293 گویه طراحی و پس از دو مرحله دلفی به 166گویه تقلیل یافت. روایی صوری و محتوایی کمی و کیفی بررسی و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تعیین گردید. نهایتاً با تحلیل عامل تأییدی ابزار مذکور با استفاده از نرم افزار Smart pls3 موردتایید قرار گرفت. یافته ها: پس از مراحل تعیین روایی و پایایی، پرسشنامه ای با 12 بعد و84 گویه طراحی شد. مقدار شاخص روایی محتوایی همه گویه ها بالای 7/0به دست آمد. در بررسی روایی سازه، مقدار بار عاملی تمام گویه ها، مقادیر مناسبی عمدتا بالاتر از 7/0،پایایی هر دو ملاک(آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی)تمام ابعاد بالای 7/0، میانگین واریانس استخراج شده((AVE را در همه ابعاد بیشتر از 5/0 نشان داد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه شاهد مناسبی در خصوص استحکام ساختار عاملی و پایایی ابزار سنجش برنامه تحول و نوآوری است. این نتایج می تواند در توسعه ابزار سنجش برنامه تحول و نوآوری در سایر دانشگاه های علوم پزشکی و موسسات آموزش عالی سلامت، مورد توجه و استفاده پژوهشگران قرار گیرد.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهانه غذاخوردن بر خودکارآمدی بدنی و خوردن هیجانی کودکان فزون وزن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اضافه وزن و چاقی مرتباً در سراسر جهان در حال افزایش می باشد. با توجه به تأثیر چشمگیر چاقی بر بیماری های حاد و مزمن، سلامت عمومی، توسعه و بهزیستی، بررسی چاقی کودکان در اولویت بهداشت جهانی قرار دارد. هدف پژوهش اثربخشی آموزش ذهن آگاهانه غذاخوردن بر خودکارآمدنی بدنی و خوردن هیجانی کودکان فزون وزن بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کودکان دارای اضافه وزن پسر مقطع دبستان شهر تهران در سال تحصیلی 1399-1400 بود که تحت هیچ مداخله کاهش وزنی قرار نداشتند. با استفاده از نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. سپس پرسشنامه های خودکارآمدی بدنی و غذاخوردن هیجانی بین هر دو گروه توزیع شد. پس از آن برنامه آموزش سبک زندگی سالم بر روی گروه آزمایش اجرا شد. سپس پرسشنامه های ذکر شده در بالا مجدداً توسط هر دو گروه تکمیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد تأثیر آموزش ذهن آگاهانه غذاخوردن بر افزایش خودکارآمدنی بدنی و کاهش خوردن هیجانی کودکان فزون وزن معنادار بود (001/0 >P). نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت از آموزش ذهن آگاهانه غذاخوردن برای بهبود و اصلاح عوامل محافظت کننده روانشناختی کودکان فزون وزن استفاده شود.
مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی هیجانی، کژکاری عملکرد جنسی و سرمایه روانشناختی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره سوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۰)
461 - 485
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی هیجانی، کژکاری عملکرد جنسی و سرمایه روانشناختی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه است. جامعه آماری شامل کلیه جمعیت بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس استان مرکزی در سال 1400 بودند که براساس هماهنگی های بعمل آمده با انجمن ام اس شهر اراک تعداد کلیه آنان 1200 نفره می باشد، در این مطالعه، نمونه های آماری به صورت دردسترس به تعداد 45 نفر انتخاب و سپس به صورت گمارش تصادفی به 3 گروه 15 نفری شامل گروه های طرحوره درمانی (15 نفر)، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر)به صورت تصادفی جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شاملپرسشنامه تحمل پریشانی هیجانی (DTS)، پرسشنامه کژکاری عملکرد جنسی (2000) و پرسشنامه سرمایه روان شناختی (1999) بودند و طرحواره درمانی براساس پروتکل 12 جلسه ای و درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش بر اساس پروتکل 8 جلسه ای ایفرت و فورسایت تنظیم شدند. درنهایت از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 جهت تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین اثر طرح واره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی هیجانی، کژکاری عملکرد جنسی و سرمایه روان-شناختی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس تفاوت معناداری وجود دارد. بنابراین می توان گفت که بین سه گروه در نمرات پس آزمون بعد از تعدیل نمرات پیش آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج تایید نشان داد که طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی هیجانی، کژکاری عملکرد جنسی و سرمایه روانشناختی در میان بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس از پایداری مناسبی برخوردار بوده است.
نقش میانجی خود مراقبتی در رابطه بین خود کارآمدی با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری قلب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۶۶
199 - 205
حوزههای تخصصی:
مطالعات متعددی به مطالعه رابطه بین خود کارآمدی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و خودمراقبتی پرداخته اند. اما پژوهشی که به نقش میانجی خود مراقبتی در رابطه بین خود کارآمدی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری قلب پرداخته باشد، مغفول مانده است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خود مراقبتی در رابطه بین خود کارآمدی با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری به اجرا درآمد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونری مراجعه کننده به بیمارستان شهدای تجریش تهران در نیمه دوم سال 1399 می باشد که تعداد مراجعه کنندگان 350 نفر بود و بر اساس فرمول گرین تعداد 184 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل؛ پرسشنامه خود مراقبتی (جاراسما و همکاران، 2003)، پرسشنامه خودکارآمدی قلبی (سالیوان و همکاران، 1998) و پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (وار، کاسینسکی و کلر، 1996) بود. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان دادکه ضریب مسیر رابطه خود کارآمدی و کیفیت زندگی برابر با (197/0) برآورد شده است و با وارد کردن متغیر میانجی( خود مراقبتی ) این مقدار به (249/0) افزایش یافت(05/0> P). افزایش خودمراقبتی و خودکارآمدی قلبی با بهبود کیفیت زندگی مرتبط با سلامت رابطه داشت. با افزایش خودکارآمدی و خودمراقبتی می توان کیفیت زندگی مرتبط با سلامت را در بیماران عروق کرونری بهبود بخشید.
بررسی روابط بین موفقیت تحصیلی دانش آموزان و توانایی شناختی مغز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: در دنیای امروز آموزش، یکی از مهمترین ضروریات زندگی به شمار میرود؛ بطوریکه بدون آموزش ادامه زندگی در معرض خطر قرار میگیرد، ازآنجاییکه آموزش، نیازمند هزینه و بودجه زیادی است و آموزش تحصیلی دانش آموزان نیازمند موفقیت تحصیلی آنان است هدف از این مطالعه بررسی ارتباط میان عملکرد تحصیلی دانش آموزان و توانایی شناختی آن هاست. روش: این مطالعه مقطعی، مورد پژوهی در مورد دانش آموزان دبیرستان های ناحیه3 شهر مشهد در سال 96-97 انجام شد و 395 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده دراین مطالعه پرسشنامه توانایی های شناختی 30 گویه ای در 7 زیر مقیاس" حافظه فعال " ، " کنترل مهاری و توجه انتخابی " ، " تصمیم گیری "، "برنامه ریزی "، "توجه پایدار و انعطاف پذیری شناختی"بود. برای بررسی همبستگی بین معدل و کارکرد های اجرایی از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: همبستگی معنی داری بین معدل تحصیلی و کل توانایی های شناختی و زیر مقیاس های حافظه فعال، کنترل مهاری و توجه انتخابی، تصمیم گیری، برنامه ریزی ، توجه پایدار و انعطاف پذیری شناختی (همگی در سطح p =0/0001) به غیر از شناخت اجتماعی (p= 0/969) مشاهده شد. نتیجه گیری: زیر مقیاس های توانایی شناختی ، حافظه فعال ، کنترل مهاری و توجه انتخابی، تصمیم گیری، برنامه ریزی، تئجه پایدار و انعطاف پذیری شناختی با معدل تحصیلی دانش آموزان ارتباط مثبت داشت.