فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۶۱ تا ۶٬۱۸۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش تعیین نقش تصویر بدنی و مقایسه اجتماعی در سلامت جنسی زنان سالمند بود. روش : پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود و جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه زنان سالمند آسایشگاه کهریزک شهر تهران بودند که سن آن ها شصت سال به بالا بود. حجم نمونه براساس فرمول تاباکینگ (2007)، 200 نفر و این تعداد به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه استاندارد سیاهه نگرانی از تصویر بدنی لیتلتون، آکسوم و پوری (2005)، مقیاس جهت گیری مقایسه اجتماعی گیبونز و بانک (1999) و سلامت جنسی معنوی پور، پیرخائفی، روحانی و دیباجی (1388) بود. جهت تحلیل از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شد یافته ها: نتایج نشان داد که متغیر تصویر بدنی و مقایسه اجتماعی قادر به پیش بینی سلامت جنسی زنان سالمند هستند، با توجه به مقدار Beta متغیر تصویر بدنی سهم بیشتری (409/0) نسبت به سهم مقایسه اجتماعی (307/0) در پیش بینی سلامت جنسی زنان سالمند داشت نتیجه گیری : نتایج به دست آمده در این مطالعه مبنی بر نقش پیش بینی کننده تصویر بدنی و مقایسه اجتماعی در سلامت جنسی سالمندان، لزوم توجه به جنبه های مختلف سلامت جنسی در سالمندان به را می رساند.
ماهیت و شرایط حَکَمین در مسأله شِقاق و جدائی میان زوجین (زن و شوهر)
منبع:
مطالعات و تحقیقات در علوم رفتاری سال چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۱
115 - 128
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم در مورد اختلاف میان زن و شوهر از تعبیر شقاق استفاده می کند و برای رفع آن توصیه می کند که دو حکم از خویشان زن و شوهر تعیین شوند، حال علی رغم طرح داوری و حکمیت در فقه امامیه، در بحث نحوه حل اختلاف میان زوجین ناسازگار، در ماهیت حکمیت و داوری میان فقهای عظام اختلاف وجود دارد به گونه ای که برخی قائل به وکالت داور از جانب طرفین حل اختلاف و برخی قائل به استقلال و قاضی بودن داور گردیده اند. با توجه به تبعاتی که پذیرش هر یک از این دو نظریه در پی دارد در این نوشتار پس از تبیین و نقد دو نظریه مطرح شده در خصوص ماهیت داوری، نظر سومی را با عنوان خبرویت و کارشناسی مورد بررسی قرار می دهد، همچنین با بررسی مفهوم تحکیم در فقه و مفهوم داوری در حقوق اثبات نموده است که این دو مفهوم همپوشانی و مطابقت دارند و شبهاتی مانند عدم مشروعیت قضاوت تحکیمی یا عدم امکان به کارگیری آن در عصر غیبت معصوم (علیهم السلام) یا ضرورت اجتهاد در قضاوت و عدم ضرورت در داوری دفع گردیده است.
بررسی مدل شناختی راپی و هیمبرگ در تبیین کمرویی با کاربرد مدل سازی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۵
107 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مدل شناختی راپی و هیمبرگ در تبیین کمرویی بود. دراین راستا نقش واسطه ای ترس از ارزیابی منفی و اضطراب اجتماعی-جسمانی در رابطه بین تصویر بدن و کانون توجه با کمرویی مورد بررسی قرار گرفت. جامعه شامل تمامی دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه محقق اردبیلی در سال 99-1398 بود که تعداد 222 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کانون توجه، مقیاس ترس از ارزیابی منفی، اضطراب اجتماعی-جسمانی، کمرویی چیک-بریگز و مقیاس رضایت از تصویر تن استفاده شد. داده ها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد متغیرهای ترس از ارزیابی منفی و اضطراب اجتماعی-جسمانی در رابطه بین تصویر بدن و کانون توجه با کمرویی نقش واسطه ای معنی دار دارند. در مواجهه با موقعیت های اجتماعی، نوعی بازنمایی ذهنی از ظاهر در فرد شکل می گیرد که کانونی برای توجه می شود، همچنین توجه به ارزیابی منفی دیگران نیز معطوف می شود و درنهایت اضطراب ناشی از این دو منبع، موجب افزایش کمرویی می شود، به عبارتی سازوکارهای شناختی مدل مفهومی اضطراب اجتماعی راپی و هیمبرگ در تبیین کمرویی نیز نقش دارند.
Good for self-esteem and anxiety, not for social skills: Differential effects of logo-therapy on adolescent girls(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study was conducted to determine the effect of group logo-therapy on self-esteem, social skills, and anxiety among adolescent girls in Tehran, Iran. The research was performed in a semi-experimental method with two groups (15 girls per group): one experimental group with logo-therapy and one control group with treatment as usual. The Coopersmith Self-Esteem Inventory, the Teenage Inventory of Social Skills, and Beck Anxiety Inventory have been applied to both groups in the pre- and post- intervention phases. Data were analyzed using Analysis of Covariance. Our results showed that group logo-therapy affected the levels of self-esteem and anxiety, but not social skills of these young girls. This study suggests that group logo-therapy may be useful for boosting some aspect of positive functioning of adolescent girls like self-esteem or reducing their negative feelings in response to anxiety but it may not be useful in improving their social skills. Implications of results have been discussed.
اثربخشی آموزش تاب آوری روانشناختی بر خودنظم جویی تحصیلی و مثلث شناختی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ بهار (خرداد) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۱
۶۲۸-۶۱۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: بسیاری از مردم به هنگام برخورد با چالش ها و آشفتگی ها با عقاید و رفتارهای غیرمنطقی و بدون نظم جویی هیجانی پاسخ می دهند و به تدریج یک دیدگاه ناکارآمد در مورد خود، دنیا و آینده که به مثلث شناختی معروف است، کسب می کنند. تحقیقات نشان می دهد برنامه تاب آوری روانشناختی یکی از برنامه های گروهی بر مبنای درمان شناختی - رفتاری به بهبود توانش های حل مسئله و کنار آمدن مؤثر مانند جرأت ورزی و تن آرامی در شرایط بحرانی تقویت و خوش بینی منجر می شود. اما در زمینه کاربرد روش های کنار آمدن و تجهیز دانش آموزان در مدارس ما شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضرتعیین اثربخشی آموزش تاب آوری روانشناختی بر خودنظم جویی تحصیلی و مثلث شناختی دانش آموزان بود. روش: روش تحقیق، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 99-98 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای به تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آموزش تاب آوری روانشناختی و گروه گواه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه راهبردهای خودنظم جویی تحصیلی پینتریچ و دیگروت (1990) و مثلث شناختی (گرینینگ و همکاران، 2005) بود. برنامه آموزشی تاب آوری روانشناختی (گیلهام، جیکاکس، ریویچ، سلیگمن و سیلور،1990) برای گروه آزمایش در قالب 5 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد وگروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. جهت آزمون فرضیه ها، آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری با استفاده از نرم افزار آماری 25 SPSS- بکار گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایشی و گواه در خودنظم جویی تحصیلی و مثلث شناختی وجود داشت (0/05 p˂). میزان تأثیر آموزش تاب آوری روانشناختی بر خودنظم جویی تحصیلی 0/70 و بر مثلث شناختی 0/27 بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که دانش آموزان شرکت کننده در برنامه آموزشی در مقایسه با گروه گواه و در مقایسه با قبل از آموزش در مؤلفه های انگیزشی، شناختی، بازخورد نسبت به خود، آینده و دنیا نمرات بالایی کسب کرده و در مجموع مثلث شناختی و خودنظم جویی تحصیلی بهتری را تجربه کردند
برنامه ی درسی مبتنی بر مغز در دوره ی پیش دبستانی بررسی وضعیت موجود و راهکارهایی برای وضعیت مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۵
302 - 309
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین وضعیت موجود برنامه درسی پیش دبستانی با تاکید بر محتوای کتابهای راهنمای کار مربیان از لحاظ پرداختن به ابعاد رشدی و اصول برنامه درسی مبتنی بر مغز بود. از روش تحلیل محتوا جهت مشخص شدن ابعاد مختلف رشدی و فعالیت های یادگیری و نیز اصول برنامه درسی مبتنی بر مغز استفاده شد و سپس میزان توجه به هر یک از ابعاد و اصول در محتوای این کتاب ها به روش تحلیل محتوای مقوله ای استخراج گردید. جامعه و نمونه ی آماری این پژوهش 12 جلد کتاب کار مربی دوره ی پیش دبستانی بود. برای تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته های حاصل نشان داد در کتاب های راهنما به بعد جسمانی و کلامی بیشتر از دیگر ابعاد و اهداف توجه شده است و اصول برنامه درسی مبتنی بر مغز نیز توزیع یکسان و بهنجاری ندارد. وضعیت کنونی پرداختن به برنامه درسی مبتنی بر مغز در این کتاب ها مناسب نیست و پیشنهاد می شود محتوای کتابهای راهنمای مربی در این دوره مورد بازنگری قرار گیرد و به اصول درگیری فیزیولوژیکی، تجربه های تعاملی چندگانه و منحصر به فرد بودن مغز یا تفاوت های فردی در امر یادگیری نیز توجه بیشتری شود.
اثر بخشی درمان مبتنی بر ایماگو بر باورهای فراشناختی، بخشودگی و بهزیستی روان شناختی زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی تأثیردرمان مبتنی بر ایماگو بر باورهای فراشناختی، بخشودگی و بهزیستی روان شناختی زنان متقاضی طلاق در شهرری انجام شده است. روش: طرح پژوهش از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گواه می باشد. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی زنان متقاضیان طلاق در شهر، شهرری بود که از میان آن ها 28 نفر به عنوان 14نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از این 28 نفر به شکل تصادفی، 14 نفر در گروه آزمایش و 14 نفر در گروه کنترل گماشته شدند. درمان مبتنی بر ایماگو به شیوه گروهی طی 8 جلسه بر دو گروه آزمایش اجرا شد. و افراد گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند و هیچ مداخله ای دریافت نکردند. ابزار استفاده شده در این پژوهش شامل پرسش نامه باورهای فراشناخت ولز، پرسش نامه بخشودگی پولارد و همکاران و پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف می باشد که شرکت کنندگان در مرحله پیش آزمون و پس آزمون به سؤالات آن پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل نتایج از روش های آماری توصیفی و تحلیل کواریانس استفاده شده است. یافته ها: اثر درمان مبتنی بر ایماگو، بر باورهای فراشناختی، بخشش و بهزیستی روان شناختی زنان متقاضی طلاق معنادار بود. هم چنین، میزان باورهای فراشناختی، بخشودگی و بهزیستی روان شناختی در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون به گونه معنی داری متفاوت از گروه کنترل بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که میان گروه آزمایش و کنترل از لحاظ متغیر های باورهای فراشناختی، بخشودگی و بهزیستی روان شناختی تفاوت معنی داری وجود دارد (001/0>P).درمان مبتنی بر ایماگو از درمان های جدید و مطرح در درمان تعارض های خانواده و زوج هاست که توانسته است باورهای فراشناختی، بخشودگی و بهزیستی روان شناختی زنان متقاضی طلاق را تغییر دهد.
مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشانگان سوگ زنان مبتلا به اختلال سوگ ناشی از کووید – 19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۱
115 - 147
حوزههای تخصصی:
شیوع نشانگان اختلال سوگ از جمله پیامدهای شیوع ویروس کووید -19 بوده است. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشانگان سوگ زنان مبتلا به اختلال سوگ ناشی از کووید – 19 بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه همراه با گروه کنترل بود. از زنان 25 تا 45 ساله مبتلا به اختلال سوگ (ناشی از کووید – 19) شهر تهران در سال 1400-1399 تعداد 45 نفر به صورت نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند و در سه گروه (هر گروه 15 نفر) به صورت تصادفی گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل سیاهه نشانگان سوگ هوگان (2001) بود. یک گروه درمان مبتنی بر هیجان (10 جلسه یک و نیم ساعته) و یک گروه درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (9 جلسه یک و نیم ساعته) را دریافت کردند. گروه کنترل در حین اجرای پژوهش مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از تحلی ل واریانس با اندازه گیری مکرر با رعایت پیش فرض ها استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله در مقایسه با گروه کنترل به هر شش مولفه نشانگان سوگ اثربخشی معناداری دارند و درمان متمرکز بر هیجان در مقایسه با درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشانگان سوگ (به غیر از رشد شخصی) به صورت معناداری اثربخشی بیشتری دارد. نتایج بیانگر کارامدی بیشتر درمان متمرکز بر هیجان در مقایسه با درمان شناختی مبتنی بر نشانگان سوگ ناشی ازکووید – 19 در زنان بود.
مقایسه اثربخشی نوروفیدبک و توانبخشی شناختی بر تکانشگری، بی ثباتی هیجانی و جرح خویشتن در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی نوروفیدبک و توانبخشی شناختی بر تکانشگری، بی ثباتی هیجانی و رفتار جرح خویشتن در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با جایگزینی تصادفی از نوع طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل شامل پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری کلیه بیماران مراجعه کننده به بیمارستان روانپزشکی و سوختگی زارع ساری و مطب های روانپزشکی شهر ساری در سال 1399 که بر اساس تشخیص روانپزشک و مصاحبه بالینی بر مبنای نسخه پنجم راهنمایی تشخیصی و آماری اختلال های روانی، تشخیص اختلال شخصیت مرزی دریافت کردند، بود. 45 نفر از بیماران با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه( دو گروه آزمایشی آموزش نوروفیدبک و توانبخشی شناختی و گروه کنترل) تقسیم شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات پرسشنامه تکانشگری بارات، پرسشنامه بدتنظیمی هیجانی گراتز و رومر، مقیاس خودآسیبی سوانسون و همکاران بودند. داده ها با تحلیل کوواریانس چندمتغیره( مانکووا) و تحلیل واریانس با اندازه گیری تکراری تحلیل شدند. یافته ها : یافته ها نشان داد در کاهش تکانشگری حرکتی از مولفه های تکانشگری و عدم وضوح هیجانی از مولفه های بی ثباتی هیجانی بین گروه نوروفیدبک و توانبخشی شناختی تفاوت معناداری وجود داشت (001/0=p). در کاهش سایر موارد بین گروه نوروفیدبک و توانبخشی شناختی تفاوت معناداری وجود نداشت(05/0<p). نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان گفت نوروفیدبک طی جلسات مختلف مغز را برای فعالیت با الگوهای مناسب پرورش می دهد و تمرینات توانبخشی به مغز کمک می کند که این تغییرات را در رفتار نمایان کند.
مقایسه اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر تئوری انتخاب با آموزش زوج درمانی با مدل EIS بر تعارضات زناشویی، انعطاف پذیری کنشی و دلزدگی زناشویی در زنان نابارور در دوران قرنطینه ناشی از بیماری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
89 - 106
حوزههای تخصصی:
روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان دارای مشکل ناباروری مراجعه کننده به مطب های متخصصین زنان و زایمان سطح شهر کرمانشاه تشکیل می دهند. 120نفر از این افراد (40نفر تحت آموزش زوج درمانی مبتنی بر تئوری انتخاب، 40نفر تحت آموزش زوج درمانی با مدل EIS و 40 نفر هم گروه گواه) به عنوان نمونه مشخص می گردد که این تعداد با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب خواهند شد. ملاک ورود آزمودنی ها به این پژوهش شامل دامنه سنی 30 تا 40 سال، داشتن حداقل سابقه 5سال نازایی و عدم توانایی باروری داشته اند، ملاک خواهد بود. ازمقیاس های تعارضات زناشویی (MCQ-R)، انعطاف پذیری کنشی کانر و دیویدسون (2003)، پرسشنامه دلزدگی زناشویی (CBM) و آموزش زوج درمانی مبتنی بر تئوری انتخاب و زوج درمانی مدل EIS (همدلی، صمیمیت، رضایت جنسی) استفاده شد. داده ها توسط آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شد. ننتایج نشان داد بین اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر تئوری انتخاب و آموزش زوج درمانی EIS بر تعارضات زناشویی و مولفه های آن، دلزدگی زناشویی و انعطاف پذیری کنشی زنان نابارور تفاوت معنی داری وجود داشته است (05/0>p) و آموزش زوج درمانی با مدل EIS میزان اثربخشی بیشتری بر متغیرهای مورد بررسی داشته است
اثربخشی بخشایش درمانی بر تحریک پذیری و خطاهای شناختی دانش آموزان دختر مبتلابه بی نظمی خلق اخلالگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
107 - 116
حوزههای تخصصی:
مقدمه :هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی، بخشایش درمانی بر تحریک پذیری و خطاهای شناختی دانش آموزان دختر مبتلابه بی نظمی خلق اخلالگر بود. روش: روش تحقیق نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش ،کلیه دانش آموزان مبتلابه اختلال بی نظمی خلق اخلاگر،محدوده سنی 17-14 سال مدارس شهر بهارستان در سال1400 بودند. تعداد 35 نفر به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاک های ورود به مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش،شامل مقیاس واکنش پذیری عاطفی استریگرزو همکاران ، پرسشنامه خطاهای شناختی کویین ، دوزس و اوجین وین بود. آزمودنی های گروه آزمایشی، 15 جلسه 60دقیقه ای تحت مداخله بخشایش درمانی پرز قرار گرفتند و گروه کنترل، هیچ مداخله ای دریافت نکردند . برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA)استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در میزان تحریک پذیری نوجوان و تحریک پذیری آنها از نظر والدین و خطاهای شناختی و مولفه های آن شامل ذهن خوانی، تفکر همه یا هیچ، نتیجه گیری احساسی، برچسب زنی، تصفیه ذهنی، تعمیم دادن بیش از حد، شخصی سازی و عبارتهای بایددار کاهش معناداری (05/0(P< داشته اند. نتیجه گیری: بنا بر یافته های حاصل از پژوهش، بخشایش درمانی از طریق کاهش تحریک پذیری و خطاهای شناختی بر دانش آموزان دارای اختلال بی نظمی خلق اخلالگر تأثیرگذار بود.
ساخت برنامه داربست سازی انگیزشی بر اساس الگوی نقشه نگاری مداخله و اثربخشی آن بر جهت گیری های هدفی و ارزیابی های شناختی والدین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۱شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
41 - 11
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ساخت برنامه داربست سازی انگیزشی و تعیین اثربخشی آن بر جهت گیری های هدفی و ارزیابی های شناختیوالدین انجام شد. روش: پس از طراحی برنامه آموزشی داربست سازی انگیزشی بر اساس نقشه نگاری مداخله، به منظور بررسی اثربخشی آن از پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون همراه با پیگیری و گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی والدین دانش آموزان پایه هشتم منطقه 4 آموزش و پرورش شهر تهران و نمونه آماری نیز شامل 30 مادر دارای فرزند کلاس هفتم و هشتم بودند که به کمک روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از واگذاری در گروه های آزمایشی به مقیاس ارزیابی شناختی استرس وابزار جهت گیری هدفی والدینپاسخ دادند. برنامه داربست سازی انگیزشی در ده جلسه دو ساعته به صورت هفتگی و از طریق اپلیکیشن واتساپ برای گروه آزمایش اجرا شد. یافته ها: نتایج روش آماری تحلیل واریانس مختلط ساده نشان داد که این برنامه با 05/0P<، در افزایش جهت گیری هدفی تسلطی (20/4 =F) و ارزیابی چالشی (40/4 =F) و ارزیابی از منابع (31/6 = F) و در کاهش جهت گیری عملکردی (97/3 =F) و ارزیابی شناختی تهدیدنگر (88/3 =F) مؤثر بود. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج با تاکید بر مشخصه های کارکردی برنامه داربست سازی برای تغییر در وضعیت انگیزشی والدین نشان داد که اصطلاح شناسی انگیزشی معرف نیمرخ انگیزشی والدین با سازه های انگیزشی ناظر بر جهت گیری انگیزشی دانش آموزان مشابه بود. بنابراین، جهت گیری انگیزشی والدین به عنوان یکی از تعیین کننده ترین عناصر بافتاری مؤثر بر نیمرخ انگیزشی دانش آموزان محسوب می شود.
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه مهارت های حل مسئله هپنر و پترسن در دانش آموزان دوره ابتدایی بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ پاییز (آذر) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۷
۱۸۶۶-۱۸۵۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: پژوهش ها نشان می دهد کاهش مهارت های حل مسأله باعث بوجود آمدن مشکلاتی از قبیل کاهش موفقیت های علمی و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان ابتدایی می شود. اگرچه این ابعاد و مؤلفه های تشکیل دهنده مهارت های حل مسأله شناسایی گردیده است اما در بررسی روان سنجی این ویژگی ها در جامعه مورد تحقیق شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه مهارت های حل مسئله هپنر و پترسن در دانش آموزان دوره ابتدایی شهر بیرجند انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث ماهیت داده ها همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر پایه ششم مقطع ابتدایی شهر بیرجند بودند که در سال تحصیلی 99-98 در مدارس دولتی و غیردولتی مشغول به تحصیل بودند که تعداد تقریبی براساس گزارش اداره آموزش و پرورش شهر بیرجند 976 نفر بود و از بین افراد تعداد 245 نفر (92 پسر و 149 دختر) با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان در یک جلسه منفرد و به صورت اجرای کلاسی و با چیدمان یکسان ابزارها به ترتیب به پرسشنامه های مهارت های حل مسئله هپنر (1982) و اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (1984) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش های تحلیل عاملی تأییدی، آلفای کرونباخ و آزمون t استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که ساختار سه عاملی مقیاس برازش قابل قبولی با داده ها دارد و کلیه شاخص های برازندگی نیز برازش مدل را تأیید کردند (2/56 =X2/df؛ 0/97 =GFI؛ 0/96 =NFI؛ 0/97 = NNFI و 0/97 =CFI). همچنین به منظور برآورد روایی واگرا نتایج آزمون t مستقل نشان داد که میانگین مهارت های حل مسئله گروه غیر اهمال کار حدوداً 16 نمره بیش از گروه اهمال کار بود (0/05 >P). همچنین، پایایی مؤلفه ها و کل مقیاس مهارت های حل مسئله (اعتماد به نفس در حل مسئله، 0/80؛ گرایش - اجتناب مسئله، 0/78 کنترل شخصی، 00/70 و مهارت های حل مسأله، 0/91) با استفاده از روش آلفای کرونباخ مناسب بودند. نتیجه گیری: در مجموع نتایج مطالعه حاضر شواهدی را برای روایی و اعتبار پرسشنامه مهارت های حل مسئله به مثابه ابزاری جهت سنجش مهارت های حل مسئله (اعتماد به حل مسائل، سبک گرایش اجتناب و کنترل شخصی) دانش آموزان فراهم کرد.
بررسی نقش سبک های فرزندپروری در پیش بینی سلامت روان دانش آموزان با میانجی گری هوش معنوی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک های فرزند پروری در پیش بینی سلامت روان دانش آموزان با میانجی گری هوش معنوی به تعداد 200 نقر از دانش آموزان مشغول به تحصیل در نیم سال 400-1399 در دوره دوم دبیرستان در آموزش و پرورش شهرستان دهلران به صورت نمونه های غیر تصادفی با روش توصیفی و با شیوه همبستگی و ضریب رگرسیون انجام شد. برای بررسی فرزند پروری از پرسشنامه 30 ماده ای بامریند (1990)، هوش معنوی از پرسشنامه 24ماده ای عبدالله زاده و عرب عامری (1387) و سلامت روان از پرسشنامه 28 ماده ای گلدبرگ (1972) استفاده شد. بررسی نقش سبک های فرزند پروری در پیش بینی هوش معنوی و سلامت روان دانش آموزان نشان داد: رابطه مثبت و معنی داری بین سبک مقتدرانه با هوش معنوی وجود دارد. رابطه مثبت و معنی داری بین سبک مقتدرانه با سلامت روان وجود دارد. رابطه معکوس بین سبک آزاد گذار با هوش معنوی وجود دارد. رابطه مثبت و معنی داری بین سبک آزاد گذار با سلامت روان وجود دارد. رابطه معکوس بین سبک مستبد با هوش معنوی وجود دارد. رابطه معکوس بین سبک مستبد با سلامت روان وجود دارد. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که سبک های فرزند پروری و هوش معنوی در پیش بینی سلامت روان فرزندان آن ها نقش دارد.
نگرش و پذیرش دارویی و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به اختلالات نوروتیک روا ن پزشکی: یک مطالعه با پیگیری 6 ماهه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف این مطالعه وضعیت نگرش و پذیرش دارویی و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به اختلالات نوروتیک روا ن پزشکی مراجعه کننده بار اول به درمانگاه روا ن پزشکی بزرگسالان انستیتو روا ن پزشکی تهران را ارزیابی می کند. مواد و روش ها این مطالعه به صورت مقطعی و با پیگیری 6 ماهه بر روی بیماران مبتلا به اختلالات نوروتیک روا ن پزشکی که برای بار اول به درمانگاه روا ن پزشکی انستیتو روا ن پزشکی تهران مراجعه کرده اند انجام شد. در این مطالعه بیمارانی که برای بار اول مراجعه کردند و شرایط ورود به مطالعه را داشتند وارد مطالعه شدند و در ابتدای مطالعه، ماه های 1 و 6 تحت سنجش با پرسش نامه های جمعیت شناختی، کیفیت زندگی 26 سؤالی و پرسش نامه 10 سؤالی نگرش به دارو جهت سنجش نگرش دارویی قرار گرفتند. همچنین پذیرش دارویی ایشان با استفاده از فرمول میزان تبعیت از درمان دارویی در ماه های 1 و 6 ارزیابی شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 26 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج برای متغیرهای کمی به صورت میانگین و انحراف استاندارد و برای متغیرهای کیفی طبقه ای به صورت فراوانی و درصد فراوانی بیان شدند. در بررسی متغیرهای کیفی از آزمون کای دو و مک نمار استفاده شد. همچنین جهت مقایسه متغیرهای کمی در صورت نرمال بودن توزیع از آزمون تی مستقل و جهت مقایسه نمرات در ابتدا و پیگیری مطالعه جهت متغیرهای زوجی از آزمون تی زوجی استفاده شد و درمورد متغیرهایی که در 3 مرحله ارزیابی شده اند از آنالیز واریانس با مقادیر تکراری استفاده شد. در صورت نرمال نبودن توزیع از آزمون غیرپارامتریک من یو ویتنی استفاده شد. همچنین به منظور محاسبه همبستگی از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون در شرایط پارامتریک و ضریب همبستگی اسپیرمن در شرایط غیرپارامتریک استفاده شد. یافته ها ۱۰۰ بیمار مطالعه شدند. پذیرش دارویی در ماه ششم نسبت به ماه اول به طور معنی داری افزایش یافت. در مقایسه بین نمره کلی کیفیت زندگی در ماه های 1 و 6 نسبت به نمرات ابتدای مطالعه و همچنین ماه 6 به ماه 1، بهبودی معنی دار مشاهده شد (P<0/001). در بررسی زیرمقیاس های پرسش نامه کیفیت زندگی، سلامت روان و سلامت عمومی در هر برهه نسبت به ارزیابی پیشین به صورت معنی داری بهتر شده بود (P<0/001). میانگین زیر مقیاس سلامت جسمانی به صورت معنی داری افزایش یافت (P<0/001)، اما در مقایسه دو به دو، تنها اختلاف ماه اول و ششم معنی دار بود (P<0/001). میانگین زیرمقیاس روابط جتماعی نیز روند صعودی معنی داری داشت (P<0/05) اما در بررسی دوبه دو تنها اختلاف ماه های صفر و ۱ معنی دار بود (P=0/001). تغییرات میانگین شاخص سلامت محیطی نمایانگر اختلافی معنی دار بود (P=0/019) اما این شاخص تنها در ماه اول نسبت به ماه صفر افزایش داشت و پس از آن ثابت باقی ماند. همچنین در مقایسه میانگین نمره پرسش نامه نگرش دارویی در ماه نخست با ماه ششم، نشان داده شد که نگرش بیماران به درمان به صورت معنی داری بهبودی پیدا کرد (P<0/001). نتیجه گیری نتایج پژوهش نشان داد در یک دوره 6 ماهه پس از مراجعه بار اول به درمانگاه روا ن پزشکی، کیفیت زندگی و برخی ابعاد آن و پذیرش درمان دارویی و نگرش بیماران به درمان دارویی در بیماران افزایش یافت. البته تفاوت معنی داری بین نمره کیفیت زندگی بیماران بر اساس پذیرش دارویی ایشان در این مطالعه یافت نشد.
The Effect of Mindfulness-Based Cognitive-Behavioral Therapy (MBCT) on Perceived Stress, Disease Adaptability, Quality of Life, and Cognitive Functions in Patients Undergoing Chemotherapy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۵, Issue ۴ - Serial Number ۱۴, Autumn ۲۰۲۲
45 - 58
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed at investigating the effectiveness of mindfulness-based cognitive-behavioral therapy on the perceived stress, disease adaptation, quality of life, and cognitive function of patients undergoing chemotherapy. Method: The design of the study was semi-experimental with a pretest-post test and control group. The statistical population of this study was all patients with sarcoma-lymphatic and gastrointestinal cancer undergoing chemotherapy in Firoozgar-Taleghani-Shariati specialized hospitals in Tehran in the second half of 2021. The study sample consisted of 40 patients with cancer who were selected through convenience sampling and then were randomly assigned to experimental and control groups (20 in each group). The therapy was performed by the researcher for eight 90 minutes –sessions, two sessions per week. Research data were collected using Cohen's Perceived Stress Scale, Watson's disease adaptability, Barclay's cognitive functions, and quality of life questionnaires, and were analyzed by multivariate repeated measures variance analysis. Results: The results showed a significant difference in all variables, and demonstrated that mindfulness-based cognitive therapy significantly improved perceived stress, disease adaptation, quality of life, and cognitive functions of participants in the experimental group in the post-test and follow-up. Conclusion: According to the research findings, it can be concluded that mindfulness-based cognitive therapy is effective in improving the psychological indicators of cancer patients.
اثربخشی مداخله شناختی- رفتاری مبتنی بر آموزه های اسلام بر اهمال کاری و کمال گرایی دانشجویان دختر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
133-146
حوزههای تخصصی:
مداخلات شناختی رفتاری مذهب محور تأثیر معناداری بر فرایندهای روان شناختی دارد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی مداخله شناختی رفتاری مبتنی بر آموزه های اسلام بر اهمال کاری و کمال گرایی دانشجویان دختر است. این پژوهش به صورت نیمه تجربی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه طرح شده است. جامعه آماری این پژوهش تمام دانشجویان دختر مشغول به تحصیل در دانشگاه «پیام نور» شهر رامشیر هستند که از میان آنها به شیوه «تصادفی چند مرحله ای» 20 تن از افرادی که در آزمون اهمال کاری یک انحراف معیار پایین تر از میانگین و در آزمون کمال گرایی یک انحراف معیار بالاتر از میانگین داشتند، انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم گردیدند. ابزارهای پژوهش شامل «مقیاس اهمال کاری» تاکمن و «مقیاس کمال گرایی» اهواز بود. گروه آزمایش ده جلسه 90 دقیقه ای مداخله شناختی رفتاری مبتنی برآموزه های اسلامی دریافت کردند، اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. نتایج حاصل نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل از لحاظ متغیر اهمال کاری و کمال گرایی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>p). میزان کمال گرایی و اهمال کاری در گروه آزمایش نسبت به پیش آزمون و گروه کنترل به طور معناداری کاهش یافت. بنابراین می توان نتیجه گرفت: مداخله شناختی رفتاری مبتنی بر آموزه های اسلام بر کاهش اهمال کاری و کمال گرایی دانشجویان دختر مؤثر بوده است.
اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد شناختی-رفتاری بر خودانتقادی و سرمایه روان شناختی دانش آموزان با نشانگان اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره هجدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
97 - 109
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد شناختی-رفتاری بر خودانتقادی و سرمایه روان شناختی دانش آموزان دارای نشانگان اضطراب اجتماعی انجام شد. طرح پژوهش، از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیریبا گروه کنترل بود. جامعه آماری را دانش آموزان دختر در مقطع متوسطه دوم استان قم که دارای اضطراب اجتماعی بودند، تشکیل دادند. براساس نمره کسب شده در پرسشنامه اضطراب اجتماعی، 30 نفر به طور تصادفی در گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس های اضطراب اجتماعی، مقیاس خودانتقادی و مقیاس سرمایه روان شناختی استفاده شد. جلسات مشاوره گروهی شناختی-رفتاری بر اساس پروتکل هافمن و اتو، به مدت 12جلسه 5/2 ساعته برای گروه آزمایش اجرا شد. پس از پایان مداخله، از هر دوگروه، پس آزمون و پس از 45 روز آزمون پیگیری انجام گرفت. جهت تحلیل داده ها، روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد اثرگذاری مشاوره گروهی شناختی-رفتاری بر خودانتقادی و سرمایه روان شناختی و اضطراب اجتماعی در گروه آزمایش معنادار بود. بنابراین، پیشنهاد می شود استفاده از این روش در مدارس و نظام آموزشی، مورد توجه قرار بگیرد.
ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی نسخه ایرانی پرسشنامهاختلال بی نظمی ُخلق مخرب درنوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی: