فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۱۰۱ تا ۵٬۱۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
منبع:
روانشناسی سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۸)
375-384
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان راه حل محور کوتاه مدت بر کیفیت زندگی و تاب آوری نوجوانان دختر مبتلا به بیماری قلبی صورت گرفت. روش پژوهش، نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری را دانش آموزان دختر مبتلا به بیماری قلبی دوره متوسطه دوم مدارس شهر جلفا در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل دادند. 45 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب، و به صورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند (هر گروه 15 نفر). گروه های آزمایشی، درمان مختص گروه خود را به ترتیب در 8 و 6 جلسه دریافت کردند. گروه کنترل درمانی دریافت نکرد. ابزارهای اندازه گیری، پرسشنامه های کیفیت زندگی و تاب آوری کانر و دیویدسون بودند. داده ها توسط آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان راه حل محور کوتاه مدت در مقایسه با گروه کنترل، کیفیت زندگی و تاب آوری نوجوانان دختر مبتلا به بیماری قلبی را در پس آزمون افزایش داد. در مرحله پی گیری، اثر این دو درمان بر کیفیت زندگی و تاب آوری ماندگار بود. تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان راه حل محور کوتاه مدت بر کیفیت زندگی و تاب آوری بیماران قلبی در مراحل پس آزمون و پی گیری یکسان بود. به نظر می رسد شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان راه حل محور کوتاه مدت می توانند سبب افزایش پذیرش بیماری در بیماران قلبی شوند، از این رو احتمالاً می توانند راهبرد درمانی مفیدی برای ارتقای وضعیت روانی بیماران قلبی تلقی شوند.
اثربخشی آموزش شکوفایی بر تحمل پریشانی و سرزندگی در معلمان مرد ابتدایی گنبد کاووس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۶)
31 - 47
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش شکوفایی بر تحمل پریشانی و سرزندگی در معلمان مرد ابتدایی شهرک های نظامی نشین گنبد کاووس صورت گرفت. روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس ازمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه معلمان مرد ابتدایی شهرک های نظامی نشین شهرستان گنبد کاووس بوده اند که حجم نمونه را 40 نفر تشکیل می دادند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. برای گروه آزمایش، آموزش تکنیک شکوفایی، در 8 جلسه اجرا شد اما گروه کنترل هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری آنکووا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد با حذف اثر نمره های تحمل پریشانی پیش آزمون به عنوان متغیر همپراش، اثر اصلی متغیر مستقل بر نمره های تحمل پریشانی پس آزمون معنادار است. نیز کوورایانس یک راهه نشان داد که با حذف اثر نمره های سرزندگی پیش آزمون به عنوان متغیر همپراش، اثر اصلی متغیر مستقل بر نمره های سرزندگی پس آزمون معنادار است. نتایج نشان داد که آموزش شکوفایی در بهبود تحمل پریشانی و سرزندگی در معلمان مرد ابتدایی اثربخش است. بنابراین می توان از آموزش شکوفایی در کنار سایر رویکردهای درمانی موجود بعنوان گزینه ی مناسبی برای افزایش تحمل پریشانی و سرزندگی در معلمان مرد ابتدایی و در نتیجه افزایش سلامت روان آن ها بهره برد.
پیش بینی رشد پس آسیبی زنان نابارور بر اساس ویژگی های شخصیتی، ذهن آگاهی و نگرش های نقش جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۴۵)
113 - 128
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش بینی کنندگی ویژگی های شخصیتی، ذهن آگاهی و نگرش های نقش جنسیتی بر رشد پس آسیبی زنان نابارور شهر اهواز انجام گرفت . روش: پژوهش از نوع طرح های همبستگی و جامعه آماری پژوهش کلیه زنان نابارور شهر اهواز بودند که در سال 1400 به کلینیک های مربوط به زنان و زایمان این شهر مراجعه کرده اند. نمونه تعداد 150 نفر از زنان نابارور بودند که با روش نمونه گیری هدفمند گزینش شدند. از پرسشنامه شخصیتی فرم کوتاه پنج عاملی نئو (1992)، پرسشنامه نقش جنسیتی بم (1976)، پرسشنامه ذهن آگاهی بائر و همکاران (2006) و پرسشنامه رشد پس آسیبی تدسچی و کالهون (1996) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار spss 22 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که مولفه روان رنجورخویی به صورت منفی و مولفه های برون گرایی و توافق پذیری به صورت مثبت و معناداری قادر به پیش بینی رشد پس آسیبی بودند. همچنین ذهن آگاهی نیز به صورت مثبت و معناداری رشد پس آسیبی را پیش بینی کرد، در ضمن نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس یک راهه نیز نشان داد که زنان دارای نگرش نقش جنستی آندروژنی از بیشترین رشد پس آسیبی و زنان دارای نگرش نقش جنسیتی زنانه از کمترین رشد پس آسیبی برخوردار بودند . نتیجه گیری: در نتیجه می توان تجربه آسیب زای ناباروری را با آموزش های ذهن آگاهی و کاهش نگرش نقش جنسیتی زنانه به تجربه رشد تبدیل کرد.
اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و درمان هیجان مدار بر رفتارهای خودآسیب رسان و نیازهای بین فردی در نوجوانان دختر دارای افکار خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۹
61 - 70
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خود آسیب رسانی از جمله مشکلات روانى_اجتماعى هستند که در دوره نوجوانى شیوع بالایى دارند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و درمان هیجان مدار بر رفتارهای خودآسیب رسان و نیازهای بین فردی در نوجوانان دختر دارای افکار خودکشی انجام شد. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون_پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. که از ناحیه 2 تعداد 45 نفر به شیوه در دسترس انتخاب شد و در گروه های آزمایش و گواه به روش تصادفی معادل شدند. درمان هیجان مدار و درمان مبتنی بر شفقت طی 8 جلسه 60 دقیقه ای به ترتیب در گروه های آزمایش 1 و 2 انجام شد گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. داده ها به کمک پرسشنامه آسیب به خود سانسون (1998)، مقیاس افکار خودکشی بک (1979) و پرسشنامه نیازهای بین فردی ون آردن و همکاران (2012) جمع آوری و با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که گروه های آزمایش در مرحله پس آزمون از نظر ادراک سربار بودن، تعلق پذیری خنثی، رفتارهای خودآسیب رسان و افکار خودکشی کاهش معنی داری داشتند (05/0>P). درمان هیجان مدار نسبت به درمان مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری در کاهش ادراک سربار بودن، تعلق پذیری خنثی، رفتارهای خودآسیب رسان داشت و درمان مبتنی بر شفقت بر کاهش افکار خودکشی تاثیر بیشتری داشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت، به کار بردن هر دو مداخله می تواند با تاثیر ادراک سربار بودن، احساس تعلق پذیری خنثی، افکار خودکشی و رفتارهای خودآسیب رسان را در دختران نوجوان کاهش دهد.
اثربخشی آموزش برنامه فرندز بر اختلالات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره ۴ ویژه نامه ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۷) مجموعه مقالات حوزه خانواده و فرزند
308 - 322
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقیق حاضر با هدف اثربخشی آموزش برنامه فرندز بر اختلالات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه کودکان مراجعه کننده به کلینیک های درمان اختلالات رفتاری در غرب شهر تهران. روش نمونه گیری به صورت در دسترس بود و بر روی کودکان 7 تا 12 ساله دارای اختلال اضطراب جدایی انجام شد، و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفر آزمایش و 15 نفر گروه دوم (گواه) تقسیم شدند. سپس گروه آزمایش به مدت 10 جلسه به صورت هفته ای 2 جلسه 30 تا 45 دقیقه ای تحت مداخله قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه رفتاری کودک آخنباخ و پروتکل برنامه آموزش فرندز طراحی شده توسط بارات (1990) بود و در نهایت با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS نسخه 21 نتایج تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش برنامه فرندز اختلالات رفتاری اضطراب/ افسردگی (11.04=F، 001/0>P)، گوشه گیری/افسردگی (10.21=F، 001/0>P)، شکایات جسمانی (10.08=F، 001/0>P)، مشکلات اجتماعی (11.41=F، 001/0>P)، مشکلات تفکر (9.17=F، 001/0>P)، مشکلات توجه (11.75=F، 001/0>P)، رفتار قانون شکنی (9.81=F، 001/0>P) و رفتار (10.16=F، 001/0>P) کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی مؤثر بود. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش برنامه فرندز را می توان در جهت بهبود اختلالات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی مورد استفاده قرار داد
تاثیر رفتاردرمانی شناختی بر علایم سندرم پیش از قاعدگی و اختلال ملال پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: قاعدگی رخدادی حائز اهمیت و آغازگر تولید مثل در زندگی زنان می باشد، اما برخی زنان از اختلال سیکل قاعدگی در رنج هستند. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر رفتاردرمانی شناختی بر علایم سندرم پیش از قاعدگی و اختلال ملال پیش از قاعدگی انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه پژوهش کلیه زنان مراجعه کننده به کلینیک های زنان و زایمان شهر همدان در سال 1401 بودند، که از میان آنان 40 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در 4 گروه 10 نفره (دو گروه آزمایش و دو گروه گواه) جایگزین شدند. آزمودنی ها با پرسشنامه غربال گری علایم قبل از قاعدگی (PSST) مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه های آزمایش طی 8 جلسه 60 دقیقه ای به صورت هفتگی در مداخلات رفتاردرمانی شناختی شرکت کردند اما گرو ه های گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. یک ماه و نیم بعد مرحله پیگیری انجام گرفت. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل کوواریانس تک متغییری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد رفتاردرمانی شناختی در کاهش علایم سندرم پیش از قاعدگی در مرحله پس آزمون (33/8=F ،01/0P<) و در مرحله پیگیری (05/28=F ،000/0P<) موثر بود. همچنین این درمان در کاهش علایم اختلال ملال پیش از قاعدگی در مرحله پس آزمون (36/9= F،007/0P<) و در مرحله پیگیری (97/21=F ،000/0P<) موثر واقع شد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، رفتاردرمانی شناختی در کاهش علایم اختلالات قاعدگی موثر بود و تاثیرات آن به مدت یک ماه و نیم پس از مداخله ماندگار بود. لذا پیشنهاد می شود که از رفتاردرمانی شناختی به عنوان یک ابزار مؤثر در راستای ارتقا سلامت جامعه، در تدوین برنامه های درمانی، ارائه برنامه های آموزشی بهداشت زنان، و بهبود سلامت روان زنان با اختلالات قاعدگی استفاده گردد.
اثربخشی زوج درمانی پارادوکسی(PTC) بر تعارضات زناشویی و تنظیم هیجان زوجین ناسازگار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی پارادوکسی (PTC) بر تعارضات زناشویی و تنظیم هیجان در زوجین ناسازگار صورت پذیرفت. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زوجین دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در شش ماهه پاییز و زمستان سال 1400 بودند که جهت شرکت در این پژوهش، رضایت آگاهانه داشتند. تعداد نمونه نهایی در پژوهش حاضر 18 زوج دارای تعارضات زناشویی بود که به شیوه نمونه گیری غیرتصادفی(در دسترس و هدفمند) انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند (9 زوج در گروه آزمایش و 9 زوج در گروه گواه). ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه تعارض زناشویی (براتی و ثنایی، 1375) و پرسشنامه تنظیم هیجان (گروس و جان، 2003) بود. پس از جمع آوری پرسشنامه ها و استخراج داده های خام، تجزیه و تحلیل داده های حاصل از این پژوهش توسط نرم افزار spss-23 و با استفاده از تحلیل کواریانس تک متغیره صورت گرفت. نتایج نشان داد که زوج درمانی پارادوکسی بر تعارضات زناشویی و تنظیم هیجان در زوج های دارای تعارضات زناشویی تاثیر معنادار و مطلوبی دارد (001/0>p) و باعث کاهش تعارضات زناشویی و بهبود تنظیم هیجان در زوجین دارای تعارضات زناشویی می گردد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که روان درمانگران از این شیوه درمانی می توانند برای درمان زوجینی که دارای تعارض هستند استفاده کنند.
اثربخشی آموزش رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک حمایت اجتماعی و هوش هیجانی معلمان پایه پنجم مدارس ابتدایی
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک حمایت اجتماعی و هوش هیجانی معلمان پایه پنجم مدارس ابتدایی شهر تهران است. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش را کلیه معلمان زن پایه پنجم مدارس ابتدایی منطقه 4 شهر تهران تشکل دادند که از بین آن ها، 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه آزمایش (15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده (زیمت و همکاران، 1988) و پرسشنامه هوش هیجانی (شوت، 1998) بودند. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام گرفت. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر «ادراک حمایت اجتماعی» معلمان موثر است. همچنین نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر «هوش هیجانی» معلمان موثر است. بنابراین روش مداخله ای مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند ادراک حمایت اجتماعی و هوش هیجانی معلمان را بهبود دهد.
اثر بخشی هیپنوتراپی شناختی-رفتاری بر تحمل پریشانی و پرخاشگری در زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
157 - 171
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، با هدف اثر بخشی هیپنوتراپی شناختی-رفتاری بر تحمل پریشانی و پرخاشگری در زنان مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی انجام شده است. روش پژوهش: مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل با سنجش در خط پایه پس از مداخله و پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل انجام گرفت. تعداد 30نفر از زنان 25 تا 40 ساله دارای تشخیص اختلال ملال پیش از قاعدگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره روانشناختی شهر ساری در سال 1399 بودند انتخاب و به طور تصادفی به گروه آزمایش (هیپنوتراپی شناختی-رفتاری n=15 ) و (کنترلn=15) گماشته شدند. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه های دموگرافیک، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) و پرخاشگری باس و پری (1992)، را در سه مرحله تکمیل کردند. جلسات مداخلات با رعایت پروتکل های بهداشتی به صورت حضوری انجام شد. فرضیه های مربوط به اثربخشی مداخله پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی لامتریکس و با استفاده از نرم افزار SPSS-19 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد میانگین متغیر تحمل پریشانی و پرخاشگری در مرحله پیش آزمون بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد که نشانگر همگن بودن دو گروه پژوهش در مرحله پیش آزمون است، اما تفاوت بین دو گروه در مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری بود که می تواند حاکی از اثربخشی مداخله بر متغیرهای ذکر شده و نیز پایداری اثربخشی در مرحله پیگیری بوده است. نتیجه گیری: با توجه به اثر بخشی هیپنوتراپی شناختی-رفتاری این درمان در اولویت درمانی قرار داده شود.
اثربخشی خود کارآمدی هیجانی بر تعادل عاطفی و انعطاف پذیری کنشی در زوجین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تلاش برای اصلاح انعطاف پذیری کنشی و برقراری تعادل عاطفی، می تواند زندگی زناشویی زوجین را بهبود بخشد که اعمال مداخلات روانشناختی را ضروری می سازد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی خود کارآمدی هیجانی بر تعادل عاطفی و انعطاف پذیری کنشی در زوجین، انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش را زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده شهر اصفهان در نیمه دوم سال 1402 تشکیل دادند که تعداد آنها 1850 نفر بودند. از جامعه مذکور، 30 زوج، به روش هدفمند انتخاب و تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارش شدند. پیش آزمون از طریق مقیاس تعادل عاطفه دینر و همکاران (2010) و پرسشنامه ی انعطاف پذیری کنشی کانر و دیویدسون (2003) انجام شد. در مرحله بعد گروه آزمایش تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی خود کارآمدی هیجانی (مک کی و وست، 2017) قرار گرفتند. گروه کنترل در این مدت در لیست انتظار بود. پس از اتمام جلسات، پس آزمون اجرا شد. داده ها به وسیله تحلیل کواریانس تک متغیره و چندمتغیره و با استفاده از نسخه22 نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج بیانگر این بود که تفاوت میانگین دو گروه در نمرات تعادل عاطفی و انعطاف پذیری کنشی معنادار است (05/0>p). براین اساس متخصصان می توانند به منظور بهبود تعادل عاطفی و انعطاف پذیری کنشی در زوجین می توان از درمان خود کارآمدی هیجانی بهره ببرند.
اثربخشی مداخله پروتکل نوروفیدبک بتا بر پرخاشگری رقابتی و بدتنظیمی هیجانی بازیکنان فوتبال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۴)
17 - 35
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر بخشی آموزش مبتنی بر نوروفیدبک بر پرخاشگری رقابتی، بدتنظیمی هیجانی بازیکنان فوتبال انجام شد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و طرح پژوهشی پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش ورزشکاران فوتبالیست شهرستان آستانه اشرفیه در سال 1400 بودند که از این جامعه آماری تعداد 24 نفر از پسران نوجوان به صورت در دسترس انتخاب شده و پس از همتا سازی بر اساس سن و سطح تحصیلات به صورت تصادفی به 2 گروه 12 نفره گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند و پرسشنامه های پرخاشگری رقابتی ماکسول و موریس(2007) و دشواری در تنظیم هیجان گرتز و روئمر(2004) به عنوان پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. به گروه دریافت کننده آموزش نوروفیدبک طبق پروتکل درمانی 15 جلسه 30 دقیقه ای، آموزش موج بتا ترینینگ داده شد. نتایج تحلیل نشان داد که تفاوت میانگین تعدیل یافته گروه آموزش مبتنی بر نوروفیدبک با گروه گواه در مرحله پس-آزمون در مؤلفه های خشم (001/0 P<) و پرخاشگری (001/0 P<) معنادار می باشد. تفاوت میانگین تعدیل یافته گروه آموزش مبتنی بر نوروفیدبک با گواه در مرحله پس آزمون بر نمره کل بدتنظیمی هیجانی معنادار بود (001/0P<). این سطوح معنادار در تمامی مؤلفه های بدتنظیمی هیجانی به استثنای فقدان آگاهی هیجانی (155/0 P>) معنادار تکرار شد. بنابراین می توان گفت آموزش مبتنی بر نوروفیدبک بر کاهش پرخاشگری رقابتی و بدتنظیمی هیحانی ورزشکاران فوتبالیست موثر بوده است.. به بیان دیگر پاداش دهی به امواج مطلوب مغز، باعث می شود که افراد بیاموزند چطور امواجی که منجر به عملکرد مطلوب می شود را تولید کند.
Effectiveness of Computer-Based Linguistic Games on Semantic and Phonological Awareness of Students with Dyslexia(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Dyslexia is one of the neurodevelopmental disorders with interdisciplinary dimensions. The study aimed to evaluate the effectiveness of computer-based Linguistic Games on semantic and phonological awareness of students with dyslexia. The study adopted a quasi-experimental design using pretest-posttest and a control group. The population of the study included all male students in the second grade with dyslexia, who were studying in the centers of learning disabilities in Mashhad- Iran. The research sample consisted of 20 students selected via convenient sampling method. The participants in the experimental group received 10 sessions of 45 minutes for training through the CBLG while the participants in the control group received the conventional training of learning disabilities in the centers. Language Development Test (TOLD-P3) was used in the pre-test and post-test to assess the semantic and phonological awareness of the students. The results of covariance (ANCOVA) showed that there was a significant difference between the mean scores of phonological (P< 0.05) and semantic (p< 0.001) awareness of the experimental and control groups. According to the findings, it became clear that training using educational linguistic games software package was more effective than conventional methods concerning the performance of semantic and phonological awareness.
شناسایی و واکاوی چالش های آموزش مجازی در دوران پاندمی کوید 19 در دوره متوسطه اول
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آموزش مجازی، محل تلاقی آموزش از راه دور، آموزش مبتنی بر رایانه و فناوری های اینترنتی است. هدف اصلی این مقاله شناسایی و واکاوی چالش های آموزش مجازی در دوران پاندمی کوید 19 در دوره متوسطه اول بود. روش پژوهش: روش انجام پژوهش آمیخته(کیفی-کمی) است. برای انجام این پژوهش علاوه بر مطالعه اسنادی، از تکنیک تحلیل مضمون با نرم افزار MAXQDA12 استفاده شده است. جامعه آماری تمام خبرگان در حوزه مدیریت آموزشی و آموزش ابتدایی و معلمان با تجربه و سابقه کار بالا در آموزش و پرورش بودند که بعد از انجام 15 مصاحبه اشباع نظری صورت گرفت و در بخش کمی جامعه آماری تمامی خبرگان دانشگاهی و معلمان شامل 21 نفر بودند. برای تعیین میزان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری فرهت ها و تهدیدهای آموزش مجازی از تکنیک دیمتل استفاده شده است. یافته ها: یافته های کیفی نشان داد که برای تهدیدها 7 مولفه و برای فرصت ها و 6 مولفه استخراج گردید؛ یافته های کمی نشان داد معیارهای مولفه های اقتصاد، مشارکت والدین، تربیتی- عاطفی و فرهنگی، کاهش زمان و مسافت، ارزیابی و بازخورد، زیرساخت ها و فرصت های آموزشی به ترتیب مولفه های اثرگذار می باشند. نتیجه گیری: مولفه های اقتصاد، مشارکت والدین، تربیتی- عاطفی و فرهنگی، کاهش زمان و مسافت، ارزیابی و بازخورد، زیرساخت ها و فرصت های آموزشی به ترتیب تاثیرگذارترین مولفه های حفظ منابع اجتماعی و ملی، فرصت ارزیابی و بازخورد، عدالت آموزشی، جذب دانش آموز، کاهش هزینه و کیفیت یادگیری نیز به ترتیب از تاثیر پذیرترین مولفه ها محسوب می شوند.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی - رفتاری و مواجهه مبتنی بر واقعیت مجازی بر ترس از ارزیابی منفی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۲ زمستان (بهمن) ۱۴۰۲ شماره ۱۳۱
۲۳۷۴-۲۳۵۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال اضطراب اجتماعی یکی از شایع ترین اختلالات اضطرابی است. ترس از ارزیابی منفی دیگران یکی از مهم ترین مشخصه های اختلال اضطراب اجتماعی است. در مطالعات مختلف، اثربخشی درمان های شناختی - رفتاری و مواجهه مبتنی بر واقعیت مجازی بر علائم اختلالات اضطرابی مانند اختلال اضطراب اجتماعی بررسی و تأیید شده است، اما تا کنون مطالعه ای در مورد مقایسه اثربخشی این دو نوع روش درمانی بر ترس از ارزیابی منفی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام نشده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی - رفتاری و درمان مواجهه از طریق واقعیت مجازی بر ترس از ارزیابی منفی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه مشغول به تحصیل در مدارس شهر قائم شهر در سال تحصیلی 1402-1401 بود ند . 51 دانش آموز با روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هرگروه 17 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش اول و دوم هر یک به ترتیب طی 12 و 8 جلسه 60 دقیقه ای تحت مداخله شناختی - رفتاری و مواجهه از طریق واقعیت مجازی قرار گرفتند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل پرسشنامه هراس اجتماعی (کانور و همکاران، 2000) و فرم کوتاه مقیاس ترس از ارزیابی منفی (لری، 1983) بود. تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS-24 انجام شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که هر دو مداخله درمان شناختی - رفتاری و مواجهه از طریق واقعیت مجازی در مقایسه با گروه گواه به طور معنی داری باعث کاهش ترس از ارزیابی منفی شدند ( 01/0 P<) و تأثیر هر دو روش مداخله تا مرحله پیگیری یک ماهه حفظ شد. همچنین یافته ها حاکی از این بود که درمان شناختی - رفتاری در مقایسه با درمان مواجهه از طریق واقعیت مجازی دارای اثربخشی بیشتری بود (01/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود مشاوران و درمانگران حوزه کودک و نوجوان و همچنین مشاوران مدارس از دو روش مداخله ای درمان شناختی - رفتاری و درمان مواجهه از طریق واقعیت مجازی با اولویت درمان شناختی - رفتاری به طور خاص در جهت کاهش ترس از ارزیابی منفی و به طورکلی در کاهش علائم اضطراب اجتماعی دانش آموزان استفاده کنند.
تدوین و رواسازی پرسشنامه حیا و بررسی ویژگی های روان سنجی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حیا یکی از ویژگی های شخصیتی و اخلاقی است که زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف اصلی این پژوهش ساخت و هنجاریابی پرسشنامه حیا می باشد. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی است؛ جامعه آماری این پژوهش تمامی دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بوده اند که نهایتاً 400 شرکت کننده در مطالعه حاضر به روش نمونه گیری در دسترس شرکت داده شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه 37 سؤالی محقق ساخته حیا استفاده شد. روایی این پرسشنامه بنابر نظر متخصصان براساس شاخص روایی محتوی (CVI) و شاخص نسبی روایی محتوی (CVR) به ترتیب 80/0 و 65/0 به دست آمد؛ همچنین برای بررسی خصوصیات روان سنجی سؤال ها از عامل یابی محورهای اصلی (PAF) با چرخش واریماکس، تحلیل عامل اکتشافی (EFA) و تأییدی (CFA)، ضریب آلفای کرانباخ استفاده شد؛ نتایج نشان داد پرسشنامه 37 سؤالی تدوین شده برای سنجش حیا دارای هفت عامل می باشد که در مجموع 304/58 درصد از کل واریانس سازه حیا را تبیین می کند. هریک از هفت عامل زیر به ترتیب خودکنترلی (739/10)، خودارزنده سازی (126/11)، ایدئولوژی اخلاقی (892/7)، رفتار مطابق عرف و هنجار اجتماعی (687/4)، عفت جنسی (334/9)، کلام (499/5)، و عفت در نگاه (028/9) مقدار قابل توجهی از واریانس کل را تبیین می کند؛ همچنین ثبات درونی مؤلفه های حیا براساس دو شاخص آلفای کرونباخ و امگای مک دونالد بالاتر از 7/0 به دست آمده که نشان دهنده همسانی قابل قبول مؤلفه های سازه موردنظر است. ضریب آلفای کرونباخ نیز برای هریک از خرده مؤلفه ها به ترتیب خودکنترلی (845/0)، خودارزنده سازی (892/0)، ایدئولوژی اخلاقی (909/0)، رفتار مطابق با عرف و هنجار اجتماعی (809/0)، عفت جنسی (961/0)، عفت در کلام (718/0)، و عفت در نگاه (925/0) به دست آمد؛ بنابراین مقیاس ساخته شده قابلیت سنجش صفت حیا را به خوبی پوشش می دهد که می توان آن را در اندازه گیری های حوزه شخصیت و موضوعات اجتماعی به کار برد.
ارائه الگوی بهسازی آموزش رفتار سازمانی براساس مؤلفه های شناختی رفتاری: یک مطالعه کیفی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اهمیت رفتارهای مطلوب سازمانی سبب گردیده است تا امروزه از تمامی ظرفیت های موجود در جهت بهسازی آموزش رفتار سازمانی نهایت استفاده را داشت. هدف: پژوهش کیفی حاضر با هدف ارائه الگوی بهسازی آموزش رفتار سازمانی براساس مؤلفه های شناختی رفتاری طراحی و اجرا گردید. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از نظر شیوه گردآوری داده ها از نوع آمیخته بود. روش کیفی مورد استفاده از نوع داده بنیاد بود که با توجه به الگوی اشتراوس و کوربین طراحی گردید. جامعه آماری تحقیق شامل افراد آگاه به موضوع تحقیق بودند که با توجه به روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری تعداد ۱۵ نفر مشخص شدند. مکان انجام پژوهش شهر تهران و زمان اجرای آن در سال ۱۴۰۱ بود. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات شامل مصاحبه بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار مکس کیو دی ای انجام شد. یافته ها: مطابق با نتایج مشخص گردید که در جهت بهسازی آموزش رفتار سازمانی می بایستی به زیرساخت ها، مسائل فرهنگی، دانش تخصصی و انگیزش توجه داشت. همچنین نتایج نشان داد که موانع کلان و خردی در جهت بهسازی آموزش رفتار سازمانی وجود دارد. نتیجه گیری: ایجاد بستری در جهت ارتقاء زیرساخت ها، مسائل فرهنگی، دانش تخصصی و انگیزش می تواند زمینه جدی بهسازی آموزش رفتار سازمانی را فراهم نماید. توجه به الگوی ارائه شده؛ می تواند نقش مهم و تعیین کننده ای در جهت ایجاد بهسازی آموزش رفتار سازمانی براساس مؤلفه های شناختی رفتاری داشته باشد.
ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه طرحواره هیجانی - فرم کوتاه در دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۲ بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۲ شماره ۱۲۲
۲۶۴-۲۴۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: پژوهش ها نشان داده است، طرحواره هیجانی سازش نایافته منجر به اضطراب، افسردگی، وسواس فکری - اجباری، آسیب های بین فردی و اختلالات خلقی می شود. از آنجا که تفاوت های فرهنگی ممکن است بر طرحواره های هیجانی سازش نایافته مؤثر باشد، در پژوهش حاضر ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی طرحواره های هیجانی در فرهنگ ایرانی بررسی شد. هدف: پژوهش حاضر، با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه طرحواره هیجانی - فرم کوتاه در دانشجویان ایرانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی دانشجویان شهر تهران در سال 1400 بود که از میان آن ها 306 نفر براساس فرمول کوکران از طریق روش نمونه گیری دسترس انتخاب شده و به پرسشنامه های طرحواره هیجانی - فرم کوتاه (لیهی،2012) و نظم جویی شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از شاخص های آلفای کرونباخ، شاخص روایی محتوا، نسبت روایی محتوا و تحلیل عاملی تأییدی تحلیل شد. یافته ها: آلفای کرونباخ برای همه مقیاس ها از 69 درصد بالاتر بود. نسبت روایی محتوا بیشتر از 80 درصد و شاخص روایی محتوا بیشتر از 80 درصد بود که نشان از روایی محتوای مناسب مقیاس داشت. تحلیل عاملی تأییدی، ساختار 8 عاملی پرسشنامه طرحواره هیجانی را تأیید و نشان داد که مدل در نمونه دانشجویان ایرانی از برازش مناسبی برخودار است. نتیجه گیری: با توجه به مطلوب بودن خصوصیات روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه طرحواره هیجانی، می توان استفاده از آن را به متخصصان حوزه روانشناسی و مشاوره در موقعیت های پژوهشی و تشخیصی پیشنهاد کرد.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر بخشش در زنان بعد از خیانت همسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۲ تابستان (تیر) ۱۴۰۲ شماره ۱۲۴
۸۴۳-۸۲۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: شواهد پژوهشی حاکی از آن است که خیانت زناشویی می تواند عواقب جبران ناپذیری برای زوج ها در پی داشته باشد، با این وجود نقش بخشش به عنوان یک متغیر کلیدی می تواند تا حدودی این امر را خنثی کند. ازاین رو پرداختن به درمان های مؤثر در بخشش زنان بعد از خیانت همسر مورد غفلت قرار گرفته است. هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر بخشش در زنان آسیب دیده از خیانت همسر بود. روش: پژوهش حاضر کاربردی و از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان آسیب دیده از خیانت همسر بودند که در سال 1400-1401 در شهر تهران زندگی می کردند و به مراکز مشاوره مراجعه کردند. نمونه پژوهش شامل 60 خانم خیانت دیده بوده که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و کنترل گمارده شدند. همه آن ها پرسشنامه بخشش هارتلند را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه تکمیل کردند و گروه های آزمایش مداخلات طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند. پس از جمع آوری اطلاعات، داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس آمیخته به کمک نرم افزار SPSSV19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد در متغیر بخشش و همه مؤلفه های آن بین گروه های طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با گروه کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد (0/05 >P) و مداخلات درمانی باعث ارتقای بخشش شدند. این در حالی بود که بین دو گروه طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تفاوت معنی داری مشاهده نشد (0/05<P). نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت روش های طرحواره درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بخشش در زنان بعد از خیانت همسر اثربخش بودند و ازاین رو آگاهی متخصصان حوزه های روانشناسی، مشاوره و سلامت از این درمان ها جهت ارتقای بخشش زنان خیانت دیده کمک کننده است.
مقایسه تأثیر درمان وجودی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب مرگ، تجربه های اوج و سلامت روان بیماران مبتلا به شارکوت ماری توث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۲ تابستان (مرداد) ۱۴۰۲ شماره ۱۲۵
۱۰۱۶-۱۰۰۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: شارکوت ماری توث (CMT) نوعی بیماری ژنتیکی است که در آن اعصاب محیطی آسیب دیده و همچنین به عنوان نوروپاتی وراثتی حسی و حرکتی نیز شناخته می شود. با وجود تأثیر این بیماری بر تمام ابعاد زندگی مبتلایان، پژوهش های اندکی به بررسی اثربخشی درمان های روانشناختی بر اضطراب مرگ، تجربه های اوج و سلامت روان بیماران مبتلا به شارکوت ماری توث پرداخته اند. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه تأثیر درمان وجودی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب مرگ، تجربه های اوج و سلامت روان بیماران مبتلا به بیماری شارکوت ماری توث انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر، شبه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن - ﭘﺲآزﻣﻮن ﺑ ﺎ ﮔﺮوه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به بیماری شارکوت ماری توث شهر تهران در سال 1399 و روش نمونه گیری هدفمند از نوع در دسترس بود. پس از اخذ مجوزهای لازم و هماهنگی با بیماران مبتلا به شارکوت ماری توث که معیارهای ورودی لازم برای حضور در مطالعه حاضر را داشتند، 30 نفر در گروه های آزمایش (هر گروه 15 نفر) و 15 نفر در گروه گواه به صورت تصادفی جایدهی شدند. به منظور جمع آوری داده ها از مقیاس اضطراب مرگ تمپلر (1970)، پرسشنامه تجربه اوج ویلسون و مونتا (2015) و پرسشنامه سلامت روان کیز (2002) استفاده شد. برای تحلیل داده ها نیز از تحلیل واریانس چندمتغیری متغیره برای مقایسه گروه ها در متغیرهای پژوهش استفاده شد. همچنین به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS22 استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد هر دو رویکرد درمان وجودی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب مرگ، تجربه های اوج و سلامت روان بیماران شارکوت ماری توث تأثیر معنادار دارند (0/05 P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت درمان وجودی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند جهت تعدیل اضطراب مرگ، تقویت تجربه های اوج و سلامت روان بیماران مبتلا به شارکوت ماری توث مورد استفاده پزشکان، روان پزشکان و سایر حرفه ه ای بهداشت روان قرار گیرد.
تدوین برنامه آموزش کمال گرایی و امکان سنجی آن بر تنظیم شناختی هیجان در دانش آموزان مدارس تیزهوشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تدوین برنامه آموزشی کمال گرایی و امکان سنجی آن بر تنظیم شناختی هیجان در دانش آموزان مدارس تیزهوشان بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل کلیه ی دانش آموزان مشغول به تحصیل در مدارس تیزهوشان دخترانه شهر رودهن در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گانفسکی و کرایج، 2006، CERQ) بود. داده های به دست آمده با روش کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون مدیریت هیجانات مثبت و مدیریت هیجانات منفی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0وجود داشت از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که برای دانش آموزان تیزهوش با بهره گیری از رویکردهای آموزشی مبتنی بر کمال گرایی می توان هیجانات را در جهت مثبت سوق داد و از این رو میزان موفقیت در زمینه های مختلف را بهبود بخشید.