فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۴۱ تا ۲٬۹۶۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی حساسیت بین فردی در رابطه بین خودشناسی انسجامی و رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران در نیمسال دوم سال تحصیلی 1403-1402 بود. 419 نفر به روش دردسترس در این مطالعه مشارکت داشتند و به سنجه حساسیت بین فردی (IPSM؛ بایس و پارکر، 1989)، مقیاس خودشناسی انسجامی (ISKS؛ قربانی و همکاران، 2008) و پرسشنامه اظهارات مربوط به خودآسیبی (ISAS؛ کلونسکی و گلن، 2009) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که اثرمستقیم خودشناسی انسجامی بر رفتارهای خودآسیب رسان به طور منفی معنادار بود؛ در مقابل حساسیت بین فردی به طور مثبت بر رفتارهای خودآسیب رسان اثر مستقیم داشت. همچنین نتایج نشان داد که خودشناسی انسجامی به طور منفی بر حساسیت بین فردی اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که حساسیت بین فردی بین خودشناسی انسجامی و رفتارهای خودآسیب رسان به طور معنادار نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که خودشناسی انسجامی به صورت مستقیم و با میانجی گری حساسیت بین فردی بر رفتارهای خودآسیب رسان اثر دارد.
تدوین الگوی توسعه تعهد محور سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۱
۲۹۹-۲۶۲
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر اکتشاف الگوی توسعه تعهدمحور سازمان بوده است. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی و به روش داده بنیاد و از طریق نمونه گیری هدفمند صورت گرفته است. جامعه موردپژوهش را کارمندان بیست شرکت دانش بنیان تشکیل داده اند. با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، داده ها جمع آوری و پس از تحقق اشباع نظری، به مصاحبه با 17 نفر اکتفا شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده های حاصل از تحقیق، کدگذاری در سه گام متوالی؛ کدگذاری باز، کدگذاری انتخابی و کدگذاری محوری انجام شد. یافته ها: در پژوهش حاضر یافته ها حاکی از شناسایی 300 کد اولیه، 80 کد باز، 12 کد انتخابی و 4 کد نظری است؛ که به طورکلی در 4 محور فرهنگ سازمانی تعهدمحور (رفتار، باور و ارزش تعهد محور)، ساختار سازمانی تعهد محور (نظارت، گزینش، نقش سازمانی و عدالت سازمانی تعهد محور)، سیاست سازمانی تعهد محور (سهم شناسی و تحقق تعهد یکپارچه) و جوسازمانی تعهد محور (رشد خواهی، مشارکت و حمایت گری) دسته بندی شده است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از یافته ها بیانگر آن است که ایجاد توسعه تعهد محور باید در ابعاد گوناگون ساختار، سیاست، فرهنگ و جوسازمانی صورت پذیرد. شماره ی مقاله: ۹
مقایسه اثربخشی تمرینات نوروفیدبک و تحریک الکتریکی فراجمجمه ای در ترکیب با تمرینات تعادلی بر تعادل بیماران ام اس
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری است که باعث از بین رفتن پوشش محافظ اعصاب می شود، همچینین می تواند باعث بی حسی، ضعف، مشکل در راه رفتن، تغییرات بینایی و سایر علائم شود.. هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی تمرینات نوروفیدبک و تحریک الکتریکی فراجمجمه ای در ترکیب با تمرینات تعادلی بر تعادل بیماران ام اس است. روش: طرح این پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون– پس آزمون با دو گروه بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلابه ام اس شهرستان ارومیه در سال 1402 بودند. تعداد 34 بیمار به صورت هدفمند انتخاب شدند و پس از تحریک فراجمجمه ای مغز برای هشت جلسه 20 دقیقه ای و تمرینات نوروفیدبک هاموند برای 8 جلسه 30 دقیقه ای همراه با تمرینات فرانکل با آزمون های برگ و آزمون نشستن و برخاستن مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها ازروش تحلیل کوواریانس با نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد یافته:یافته ها نشان داد که نوروفیدبک و تحریک الکتریکی فراجمجمه ای بر تعادل ایستا و پویا تأثیر داشته و باعث بهبود آن می شوند (p<0/01) و این دو روش درمانی در بهبود تعادل ایستا و پویا تفاوت معناداری دارند عملکرد گروه نوروفیدبک بهتر ازگروه تحریک الکتریکی فراجمجمه ای بود نتیجه گیری: با توجه به تأثیر بیشتر تمرینات نوروفیدبک همراه با تمرینات فرانکل بر تعادل ایستا و پویا بیماران ام اس می توان عنوان کرد که انجام تمرین نوروفیدبک همراه با تمرینات تعادلی می تواند راهبرد موثرتری برای بهبود تعادل ایستا و پویا باشد.
رابطه بین اختلال وسواسی اجباری واهمال کاری تحصیلی و نقش واسطه ای اجتناب شناختی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شناسایی عوامل مرتبط و تأثیرگذار بر اهمال کاری تحصیلی از ضرورت و اهمیت ویژه ای برخوردار است. به نظر می رسد اختلال وسواسی اجباری و اجتناب شناختی از عوامل موثر بر اهمال کاری تحصیلی هستند. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه اختلال وسواسی اجباری و اهمال کاری تحصیلی با نقش واسطه ای اجتناب شناختی بود. روش: روش اجرای این پژوهش توصیفی- همبستگی و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانشجویان دانشگاه ارومیه در نیمسال دوم تحصیلی 1401-1402 بودند که تعداد 251 نفر از آن ها با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس بازنگری شده وسواسی اجباری (فوا و همکاران، 2002)، مقیاس اجتناب شناختی (سکستون و دوگاس، 2008) و مقیاس تعلل ورزی تحصیلی (سولومون و راث بلوم ، 1984) استفاده شد. تحلیل داده های جمع آوری شده در نرم افزارهای اس پی اس اس نسخه 24 و آموس نسخه 24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد اثر مستقیم اختلال وسواسی اجباری بر اهمال کاری تحصیلی معنادار است (01/0p<). همچنین نتایج نشان داد اختلال وسواسی اجباری با واسطه گری اجتناب شناختی رابطه معناداری دارد (05/0p<). در نهایت نتایج نشان داد مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد اجتناب شناختی رابطه بین اختلال وسواسی اجباری و اهمال کاری تحصیلی را واسطه گری می کند. به مشاوران و روان شناسان مرکز مشاوره دانشجویی پیشنهاد می شود جهت کاهش اهمال کاری تحصیلی، بر تظاهرات اختلال وسواسی اجباری و اجتناب شناختی ناشی از آن نیز توجه کنند.
مقایسه اثربخشی پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی و ماتریکس درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انطباق پذیری خانوادگی و بهزیستی ذهنی زنان دارای تعارضات زوجی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تعارضات زناشویی عامل مهمی در ناپایداری خانواده است وزنان از تعارضات زناشویی آسیب بیشتری می بینند، لذا توجه به مولفه هایی که بتواندبه زنان کمک کندضروری ست .ازجمله این مولفه ها انطباق پذیری خانوادگی و بهزیستی ذهنی تازنان با مشکلات رابطه ی زوجی خود کنار آیند. هدف: هدف این پژوهش مقایسه ی اثربخشی پارادوکس درمانی همراه با بر نامه ی زمانی و ماتریکس درمان پذیرش و تعهد بر انطباق پذیری خانوادگی و بهزیستی ذهنی زنان دارای تعارض زوجی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. 45 زن دارای تعارض زوجی به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. گروه های آزمایش تحت ده جلسه ی نود دقیقه ای آموزش قرار گرفتند. ارزیابی ها با پرسشنامه های انطباق پذیری خانوادگی اولسون،(1985) و بهزیستی ذهنی ریف،(2002) انجام و داده ها با تحلیل واریانس و آزمون های تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد، پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی و ماتریکس درمان پذیرش و تعهد هردو نسبت به گروه کنترل ، بر انطباق پذیری خانوادگی موثربودند. امااثربخشی پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی بیشتربود (p=0.000). همچنین، نتایج برای متغیر بهزیستی ذهنی فقط ماتریکس درمان پذیرش و تعهد را مؤثر دانست و درمان پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی بر این مولفه تأثیری نداشت (p>0.05). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که هر دو روش پارادوکس درمانی همراه با برنامه زمانی و ماتریکس درمان پذیرش و تعهد در افزایش انطباق پذیری خانوادگی موثر بودند. اما در مولفه ی بهزیستی ذهنی، فقط ماتریکس درمان پذیرش و تعهد تاثیر مثبت داشت
بررسی اثربخشی آموزش فرزند پروری بر اساس تئوری انتخاب بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی-کم توجهی همراه با اختلال نافرمانی مقابله جویانه
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از حیطه های درمان در روان پزشکی و به خصوص روان پزشکی اطفال، درمان غیر دارویی است و تأثیر آموزش والدین در اختلالات رفتاری کودکان و نوجوانان به عنوان یکی از درمان های بسیار مؤثر در این حیطه می باشد. این مطالعه به بررسی اثربخشی آموزش فرزند پروری بر اساس تئوری انتخاب بر مشکلات رفتاری کودکان سنین7تا12سال مبتلابه اختلال بیش فعالی-کم توجهی همراه با اختلال نافرمانی مقابله جویانه می پردازد. روش اجرا: از بین مراجعین سرپایی به درمانگاه و کلینیک ویژه بیمارستان روان پزشکی ابن سینای مشهد تعداد 32 کودک 7 تا12ساله که تشخیص اختلال بیش فعالی-کم توجهی همراه با اختلال نافرمانی مقابله جویانه بر اساس کرایتریای DSM-5 و مصاحبه روان پزشک کودک و نوجوان،دریافت نموده بودند وارد مطالعه شدند. ابزار این مطالعه و پژوهش شامل پرسشنامه های توانایی ها و مشکلات (SDQ)، کانرز-فرم کوتاه والدین،SNAPV)) و مقیاس های فرزند پروری آرنولد و افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) بودند. والدین این32 کودک به طور تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شده و گروه مداخله، تحت آموزش فرزند پروری بر اساس تئوری انتخاب در پنج جلسه 90 دقیقه ای و گروه شاهد تحت جلسات غیر ساختاریافته گروهی، قرار گرفتند. ارزیابی در بدو مطالعه، پایان جلسات و چهار هفته بعد انجام شد. داده ها با آمار توصیفی و آزمون T، مجذور کای، آزمون لوین و کولموگروف اسمیرنوف با کمک نرم افزار spss نسخه 25 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که نمرات گروه مداخله نسبت به شاهد در آزمون های مقیاس فرزند پروری آرنولد، SDQ ،کانرز (به جز خرده مقیاس های سایکوسوماتیک، اضطراب و مشکلات اجتماعی)، DASS-21 و SNAP-V معنی دار بود ((p<0.05. نتیجه گیری: فرزند پروری بر اساس تئوری انتخاب در والدین کودکان مبتلابه اختلال بیش فعالی-کم توجهی همراه با اختلال نافرمانی مقابله جویانه در کاهش افسردگی، اضطراب و استرس و کاهش مشکلات رفتاری و افزایش توانایی های این کودکان بسیار مؤثر است.
پیشگیری از خودکشی در نوجوانان ایرانی؛ مروری قلمرو نگر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۵
87-128
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پیگیری، پیشگیری و درمان خودکشی در سنین کودکی و نوجوانی، با توجه به افزایش میزان خطر خودکشی با افزایش سن امری ضروری به نظر می رسد. هدف از مطالعه مروری حاضر، بررسی عوامل خطر و محافظتی خودکشی و مداخلات روان شناختی به منظور پیشگیری از خودکشی در نوجوانان ایرانی است. روش: نتایج این مطالعه با بررسی و مقایسه مقالات چاپ شده معتبر داخلی و خارجی به دست آمده است. با جستجوی کلیدواژه های «خودکشی»، «نوجوان»، «دانش آموز» و «ایران» و معادل انگلیسی آنها، در بانکهای اطلاعاتی ایرانی و خارجی ازجمله: Ensani، SID، Magiran، Noormags، Google Scholar، Scopus،PubMed، Sciencedirect همه مقالات موردبررسی قرار گرفت. با حذف مطالعات تکراری و غیرمرتبط، 48 مقاله دارای معیارهای ورود به مطالعه، مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: مطالعات در دو حیطه 1) بررسی عوامل محافظتی و عوامل خطر یا زمینه ساز متغیرهای مرتبط با خودکشی و 2) مداخلات روان شناختی به منظور پیشگیری از خودکشی دسته بندی شدند. عوامل زمینه ساز خودکشی در دو گروه عوامل فردی و زمینه ای قرار می گیرد. همچنین مدلی از عوامل مرتبط با افکار و رفتار خودکشی در نوجوانان ترسیم شد که رفتار خودکشی را درنتیجه تعامل عوامل رشدی، روان شناختی، محیطی، خانوادگی و اجتماعی-فرهنگی نشان می دهد. بحث: بر اساس یافته های این مطالعه، با توجه به اثربخشی مداخلات روان شناختی در مطالعات به منظور کاهش خودکشی، تدوین و اجرای برنامه های آموزشی با کاهش میزان و شیوع افکار و رفتار خودکشی منتج به ارتقا و بهبود سلامت عمومی افراد جامعه خواهد شد؛ امری که بر لزوم توجه به آن در سنین ابتدایی مدرسه در کودکان و نوجوانان تأکید می شود.
مقایسه اثربخشی بازی های حسی_حرکتی و نوروفیدبک بر حافظه فعال کودکان دارای نقص توجه و بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی بازی های حسی_حرکتی و نوروفیدبک بر حافظه فعال کودکان دارای نقص توجه و بیش فعالی شکل گرفت. این پژوهش از انواع مطالعات نیمه تجربی است که آزمودنی ها به شیوه در دسترس از تمامی کودکان 8 تا 12 سال تهرانی مبتلا به بیش فعالی انتخاب و بصورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. 40 نفر آزمودنی در سه گروه بازی های حسی-حرکتی، نوروفیدبک، گروه ترکیبی و یک گروه کنترل قرار گرفتند و پیش و پس از مداخلات برای سنجش حافظه فعال از از مقیاس تجدیدنظر شده هوشی وکسلر برای کودکان -نسخه چهارم WISC-R- استفاده شد. یافته ها برگرفته از تجزیه و تحلیل کواریانس پس از رعایت پیش فرض ها نشان داد میزان حافظه فعال در بازی های حسی-حرکتی، نوروفیدبک و ترکیبی در گروه و شاهد پس از حذف اثر پیش آزمون به طور معناداری با هم تفاوت دارند. این نتیجه به این معناست که با توجه به نتایج ذکر شده، مداخله بازی های حسی-حرکتی، نوروفیدبک و ترکیبی تأثیر معنادار بر میزان حافظه فعال دارد. همچنین بر اساس یافته های بدست آمده رویکرد ترکیبی بازی های حسی -حرکتی و نوروفیدبک بر حافظه فعال کودکان اثربخشی بیشتری به نسبت دو رویکرد بازی های حسی-حرکتی ونورورفیدبک دارد وبین دو رویکرد بازی های حسی-حرکتی و نورورفیدبک دراثربخشی برحافظه فعال تفاوت معناداری وجود ندارد.
مروری بر مطالعات ذهن آگاهی برای روان پریشی از گذشته تا امروز و دستور کار تحقیقات آینده
حوزههای تخصصی:
ذهن آگاهی برای تحقیقات روان پریشی در 15 سال گذشته به طور تصاعدی رشد کرده است. در این مقاله، مروری کوتاه بر ذهن آگاهی برای روان پریشی ارائه می شود و پس ازآن خلاصه ای از یافته های حاصل از جستجوی سیستماتیک متاآنالیزهای 2013 تا فوریه 2023 ارائه می شود. موضوعات فعلی در این زمینه موردبحث قرارگرفته و دستور کار تحقیقاتی آینده ارائه می شود. برای دسترسی به مقالات علمی مرتبط پایگاه های اطلاعاتی برای مقالات لاتین Science Direct, Scopus Pro Google Scholar, ISC, به منظور دست یابی به مقالات انگلیسی و پایگاه استنادی علوم، Magiran, SID, Civilica, ,Irandoc, Noormagz و نشریات علمی پژوهشی دانشگاه تهران به منظور دست یابی به مقالات فارسی جست وجو شدند. بیست متاآنالیز منتشرشده بین سال های 2013 و 2023 شناسایی شد. اندازه اثر گزارش شده بر کاهش علائم روان پریشی از کوچک تا بزرگ در مرورها متغیر بود. چهار موضوع کلیدی در این زمینه شناسایی و موردبحث قرارگرفته است - (1) آیا ذهن آگاهی برای روان پریشی بی خطر است؟ (2) آیا تمرین در منزل ضروری و مرتبط با نتایج بالینی است؟ (3) تأثیر تمرین ذهن آگاهی در مقابل بینش های فراشناختی حاصل از تمرین، بر نتایج بالینی چیست؟ (4) آیا مزایا به عملکرد بالینی معمول تبدیل می شود؟ ذهن آگاهی یک مداخله امیدوارکننده است که برای افراد مبتلابه روان پریشی هم ایمن و هم مؤثر است. تحقیقات آینده متمرکز بر ارزیابی مکانیسم های تغییر و پیاده سازی در عملکرد بالینی معمول باید در اولویت قرار گیرد.
تهیه دو فرم کوتاه و موازی از فرم بلند مقیاس توکل به خدا (TiG)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۱)
312 - 322
حوزههای تخصصی:
توکل به خدا یکی از روش های مقابله مذهبی است که در شرایط سخت، می تواند راهگشای افراد باشد. هدف پژوهش حاضر، کوتاه سازی و تهیه دو فرم موازی از فرم بلند مقیاس توکل به خدا و بررسی ویژگی های روان سنجی آن ها در افراد متأهل بود. پژوهش حاضر باتوجه به هدف، از نوع کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی – همبستگی است. جامعه پژوهش شامل کلیه مردان و زنان متأهل شهر تهران در مناطق شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز بودند که از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 773 نفر انتخاب شدند. برای بررسی ویژگی های روان سنجی فرم های موازی، از تحلیل عاملی تأییدی و همبستگی با دیگر ابزارها استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو فرم موازی مقیاس توکل به خدا، از شاخص های برازش مطلوبی در مردان و زنان، برخوردار هستند که حاکی از مناسب بودن روایی سازه فرم های مقیاس توکل به خدا بود. جهت بررسی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و سنجش همبستگی بین ابعاد دو فرم موازی استفاده شد که نتایج، حاکی از مناسب بودن مقادیر در هر سه بعد رفتار، شناخت و هیجان بود. همچنین تمامی ابعاد در هر دو فرم، همبستگی های مثبت و معناداری را با دلبستگی ایمن به خدا و بزرگسالان نشان دادند و در مقابل، با دلبستگی اضطرابی و اجتنابی به خدا و اضطرابی بزرگسالان، همبستگی های منفی و معناداری داشتند که نشان دهنده روایی همگرا و واگرای مناسب فرم های موازی است. در نتیجه، می توان گفت که هر دو فرم موازی توکل به خدا از ویژگی های روان سنجی مناسبی برای به کارگیری در پژوهش های روان شناختی برخوردارند.
بررسی نقش میانجی فاجعه پنداری درد و بی عدالتی ادراک شده در رابطه بین پذیرش درد با کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی فاجعه پنداری درد و بی عدالتی ادراک شده در رابطه بین پذیرش درد با کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه شهر اصفهان انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی که براساس مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان سینه در سال 1401 بود که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس تعداد 240 نفر انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل پرسش نامه های کیفیت زندگی (اوار و همکاران، 1996)، پرسشنامه پذیرش درد (مک کراکن و همکاران، 2004)، مقیاس فاجعه پنداری درد (سالیوان و همکاران، 1995) و پرسشنامه تجربه بی عدالتی (سالیوان و همکاران، 2008) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای 24SPSS و22AMOS انجام شد. نتایج نشان داد که مدل با داده های مشاهده شده برازش مطلوب دارد (3CMIN/df< ، 90, IFI > GFI،AGFI و 10RSME<). نتایج حاکی از این بود که اثر مستقیم پذیرش درد بر فاجعه پنداری (001/0>p)، پذیرش درد بر بی عدالتی ادراک شده (40/0=β، 001/0>p)، فاجعه پنداری بر کیفیت زندگی (40/0=β، 019/0>p) و بی عدالتی ادراک شده بر کیفیت زندگی (40/0=β، 001/0>p) معنی دار است، درحالی که پذیرش درد بر کیفیت زندگی اثر مستقیم و معنی داری نداشت (067/0>p). همچنین نتایج نشان داد که پذیرش درد بر کیفیت زندگی از طریق میانجی گری فاجعه پنداری درد (01/0>p) و بی عدالتی ادراک شده (006/0>p) معنی دار است. براساس نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که در پروسه درمان و مشاره بیماران مبتلا به سرطان سینه درمانگران و روان شناسان می توانند به نقش مولفه های فاجعه انگاری درد و بی عدالتی ادراک شده در افزایش کیفیت زندگی توجه ویژه ای نمایند.
Structural Model of Women with Endometriosis Based on Sexual Function, Psychosocial Health, and Life Satisfaction Mediating by Cognitive Emotion Regulation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۷, Issue ۴ - Serial Number ۲۲, Autumn ۲۰۲۴
63 - 76
حوزههای تخصصی:
Objective: This study was conducted to examine the structural model describing the connection between sexual function and psychosocial factors with life satisfaction based on the mediator role of cognitive emotion regulation in women with endometriosis. Method: This present study was a descriptive correlational research based on structural equations. The statistical population of the study included all women with endometriosis, referring to Arash Hospital as a referral Women's Center and Gynecological office in Tehran, Iran, in 2023-2024. According to Morgan's formula, a sample of 357 participants was chosen through convenience sampling. The tools employed in this study for data collection were the Women’s Sexual Function Index (Isidori et al., 2010), Short Form Symptom Checklist-25-Revised (Derogatis et al., 1973), Social Health Questionnaire (Keyes, 2004), Emotion Regulation Questionnaire (Garnefski & Kraaij, 2006), and Satisfaction with Life Scale (Diner, 1985). Data analysis was done using Structural Equation Modeling (SEM) and path analysis, and AMOS22 software was utilized to assess the proposed model, and the mediating relationships within it were also calculated using the bootstrap method. Results: The findings from structural equation modeling supported the model's goodness of fit and indicated that psychological factors negatively affect life satisfaction through the mediating role of cognitive emotion regulation in women with endometriosis (β= -0.114, p<0.001). In addition, the relationship between biological and social factors and life satisfaction through the mediating variable was not found to be significant. Nevertheless, the overall effect of psychological, social, and biological factors (including the sum of direct and indirect pathways) in connection with life satisfaction was significant (p<0.001). Conclusion: According to the findings, the model has a good fit, and cognitive emotion regulation has a mediating role in the relationship between sexual function and psychosocial factors with life satisfaction. This study offers a valuable framework for recognizing key factors influencing life satisfaction in women with endometriosis, which should be taken into account in psychological treatment programs.
اثربخشی آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر پردازش شناختی و تحمل پریشانی دانش آموزان دختر دارای اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر پردازش شناختی و تحمل پریشانی دانش آموزان دختر دارای اضطراب فراگیر انجام گرفت. روش پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دارای اضطراب فراگیر دوره ی متوسطه ی دوّم شهر اردبیل در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از میان آن ها بر حسب ملاک های ورود به پژوهش و به روش نمونه گیری هدفمند 30 دانش آموز دارای اضطراب فراگیر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه ی 90 دقیقه ای برنامه ی آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (گروس و تامپسون، 2007) را دریافت کردند و و گروه کنترل که در لیست انتظار قرار داشت هیچ آموزشی دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پردازش شناختی کروز (1999) و مقیاس تحمل پریشانی هیجانی سیمونز و گاهر (2005) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بعد از کنترل اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین میانگین پس آزمون دو گروه در پردازش شناختی (F=27/50،P<0/001) و تحمل پریشانی (F=17/51،P<0/001) وجود داشت. می توان نتیجه گرفت که آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر بهبود پردازش شناختی و تحمل پریشانی دانش آموزان دارای اضطراب فراگیر اثربخش است و بنابراین با توجه به یافته های پژوهش، می توان از آموزش تنظیم شناختی هیجان در کاهش مشکلات افراد دارای اضطراب فراگیر استفاده کرد.
مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر دلزدگی زناشویی زوجین
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از مهم ترین مشکلات در زندگی زوجین دلزدگی زناشویی است. به کارگیری مداخلات آموزشی و درمانی متعددی برای بهتر کردن زندگی زناشویی پیشنهاد شده که از آن جمله می توان به درمان هیجان مدار و طرحواره درمانی اشاره کرد. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین تفاوت اثربخشی درمان هیجان مدار و طرحواره درمانی بر دلزدگی زناشویی در زوجین بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و رواندرمانی شهر تهران با شکایت تعارض های زناشویی در تابستان و پاییز سال 1402 بودند که از میان آنها 16 زوج (32 نفر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی و با همگن سازی در دو گروه به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه قرار گرفتند. جهت پیش آزمون، پس آزمون- پیگیری شرکت کننده ها به مقیاس دلزدگی زناشویی کایزر (1996) پاسخ دادند. پس از 12 جلسه طرحواره درمانی و 12 جلسه درمان هیجان مدار، در پژوهش حاضر جهت تحلیل داده ها از روش آماری "تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر" و نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی که طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار بر دلزدگی زناشویی در گروه های مداخله و تداوم این اثرات در مرحله پیگیری بود (05/0>P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد درمان هیجان مدار و طرحواره درمانی هر دو به یک اندازه بر دلزدگی زناشویی در زوجین مؤثر بودند. پیشنهاد می شود طرحواره درمانی و درمان هیجان مدار در برنامه های آموزشی زوج ها و خانواده درمانی گنجانده شود.
The Role of Sleep Quality and Self – Efficacy in Job Burnout of Teachers
حوزههای تخصصی:
This study aimed to explore the influence of teachers' sleep quality and self-efficacy on burnout in Iranshahr City. The statistical population for this study comprised all secondary high school teachers in Iranshahr city during the academic year 2023 – 2024. The sample consisted of 118 teachers who were chosen using the convenience sampling method. To gather the data, the job burnout questionnaires developed by Maslach, Jackson, and Leiter (1986), the Petersburg sleep quality questionnaire (1989), and the teacher self-efficacy questionnaire created by Schanen, Moran, and Woolfolk (2001) were utilized. To analyze the data, Pearson correlation and multiple regression were conducted, with all analyses carried out using SPSS software version 24. The results of the Pearson correlation coefficient indicated that emotional exhaustion and depersonalization had a negative correlation with comprehensive involvement, educational strategies, and class management (p<.01), while personal accomplishment showed a notable positive correlation with comprehensive involvement, educational strategies, class management, and sleep quality (p<.01). The overall model accounted for 24.7% of the variance in emotional exhaustion and 11% of the variance in depersonalization. Thorough involvement accounted for 14.5% of the variance in personal accomplishment, while sleep quality explained 9% of the variance in personal accomplishment.
Predicting Workplace Violence through Empathy and Self-Esteem in Working Women
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the relationship between empathy and self-esteem with workplace violence against female employees in language institutes in Mashhad. The present study was descriptive-correlational, and sampling was conducted using the convenience method. The final sample included 138 employees who completed online questionnaires, including the Jolliffe and Farrington Empathy Questionnaire (2006), the Eysenck Self-Esteem Questionnaire, and the Workplace Violence against Women Questionnaire (Salehipour, 2021). Data were analyzed using Pearson correlation tests and multiple regression analysis. The results indicated that empathy (β=.332, p<0.001) and self-esteem (β=.170, p=0.037) are significant predictors of workplace violence against women. Empathy showed a stronger effect than self-esteem, highlighting the importance of developing emotional skills in the workplace. The findings of this study can contribute to the design of educational programs and organizational interventions to reduce workplace violence.Workplace violence is a prevalent and complex phenomenon that can have detrimental effects on the psychological, physical, and social well-being of employees. This phenomenon is defined as any behavior or action occurring in the workplace that aims to harm others, exert control over them, or create stress. The importance of examining this issue lies not only in its direct impacts on individuals but also in its broader implications for productivity, job satisfaction, and interpersonal relationships in the workplace (Lim et al., 2022). Workplace violence manifests in various forms, each presenting unique challenges and requiring effective management by organizations.
Does Stress Coping Strategies Predict the Quality of Life and Life Satisfaction among University Employees?
حوزههای تخصصی:
The aim of the current research was to examine how stress coping strategies predict quality of life and life satisfaction among staff at Sistan and Baluchestan University. A total of 94 employees from the University of Sistan and Baluchestan, Iran were chosen using a simple sampling method. To gather data, the Coping Inventory for Stressful Situations (CISS) by Endler & Parker (1990a), Huebner's Life Satisfaction Scale (1994), and the WHOQOL BREF Quality of Life Questionnaire were utilized. The data was analyzed using Pearson and multiple stepwise regression. The findings indicated a significant negative correlation between the avoidant approach to stress management and quality of life (r=.243, p<.01), whereas the problem-focused and emotion-focused strategies did not show a significant link with quality of life and satisfaction with life. The avoidant coping style accounted for 5.9% of the variance in quality of life. The other coping styles were excluded from the regression and did not make it into the regression equation. Avoidant style (Beta=.525, p=.0001) exhibited a negative and significant relationship with quality of life. It is determined that avoidant-oriented coping was a negative unique predictor of the employees' quality of life.
Meta-analysis of the effective factors of bullying in the workplace
حوزههای تخصصی:
One of the important challenges of organizational behavior is bullying in the workplace. The aim of the present study is to describe, analyze, and combine the analyses presented in the field of variables related to bullying in the workplace, and the meta-analysis method was used. The statistical population of this study included all scientific research articles and thesis available on the IranDoc website in Iran from 2011 to 2014. Among the studies conducted, 16 studies were selected for review based on the inclusion criteria. The data from these 16 studies were statistically analyzed based on the Pearson r correlation coefficient and the t-statistic for the Hedges' g fixed and random effects model. All statistical analyses were performed using CMA2 software. The findings showed that the average overall and combined effect size for the fixed effects model was 0.07 g=0.05, which was significant (P<0.05) and for the random effects model was 0.10 g=0.05, which was not significant (P<0.05). Therefore, the average effect size of the factors cannot be interpreted. Among the 48 factors identified, the discriminant effect size of 45 factors was significant. The factors that have the greatest impact on workplace bullying (P<0.05) include authoritative leadership (g=-1.28), demand balance (g=-1.01), fairness (g=1.01), excessive self-interest (g=1.44), contextual factors (g=1.56), jealousy (g=1.35), moral climate (g=-1.96), and moral leadership (g=-1.13).
نقش واسطه ای ذهنی سازی عاطفه در رابطۀ بین سبک های دلبستگی و عدم تحمل بلاتکلیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۹
305 - 316
حوزههای تخصصی:
هـدف ایـن پژوهـش تعییـن نقـش واسـطه ای ذهنی سـازی عاطفـه در رابطـۀ بیـن سـبک های دلبسـتگی و عـدم تحمـل بلاتکلیـفی در دانشـجویان و روش پژوهـش همبسـتگی بـا بـر مدل یـابی معـادلات سـاختاری بـود. 452 نفـر از دانشـجویانی کـه در سـال تحصیـلی 1400-1401 در اسـتان تهـران مشـغول بــه تحصیـل بودنـد بــا روش نمونه بـرداری در دســترس انتخــاب شـدند و مقیــاس عـدم تحمـل بلاتکلیــفی (فریسـتون، رئـوم، لترتـه، دوگاس و لادوسـر، ۱۹۹۴)، سیاهــۀ دلبســتگی بزرگســال (بشــارت، 2013) و مقیــاس ذهنی ســازی عاطفــه (گرینبــرگ، کــولاسی، هگســتد، برکوویتــز و جوریســت، 2017) را تکمیـل کردنـد. تحلیـل داده هـا بـا روش مدل یـابی معـادلات سـاختاری نشـان داد مـدل سـاختاری پژوهـش بـا داده هـای گـردآوری شـده بـرازش دارد. ذهنی سـازی عاطفـه رابطـۀ بیـن دلبسـتگی ایمـن بـا عـدم تحمـل بلاتکلیـفی را بـه صـورت منـفی و رابطـۀ بیـن سـبک دلبسـتگی دوسـوگرا بـا عـدم تحمـل بلاتکلیـفی را بـه صـورت مثبـت معنـادار واسـطه گری کـرد امـا ضریـب مسیـر غیرمسـتقیم بیـن دلبسـتگی اجتنـابی و عـدم تحمـل بلاتکلیـفی معنـادار نبـود. بنابرایـن یافته هـا از ایـن ایـده حمایـت می کنـد کـه تـوان ذهنی سـازی عاطفـه دانشـجویان بـر افزایـش تحمـل آن هـا در مقابـل بلاتکلیـفی اثــر مطلــوبی دارد و بــا توجــه بــه عملکــرد محافظــتی ذهنی ســازی عاطفــه می تــوان برنامه هــای آمــوزشی یــا درمــانی مبتــنی بــر آن را بــرای ایــن امــر در نــ ظر گرــ فت
تدوین و اعتباریابی بسته زوج درمانی مبتنی بر بهبود گسستگی رابطه زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۲)
415 - 426
حوزههای تخصصی:
گسستگی رابطه زناشویی یکی از از رایج ترین مشکلاتی است که توسط زوجین مطرح می شود و به فرآیند جدایی عاطفی اشاره دارد که معمولاً به عنوان جدا شدن از شریک زندگی یا احساس بی تفاوتی نسبت به او شناخته می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر، تدوین و اعتباریابی بسته زوج درمانی مبتنی بر بهبود گسستگی رابطه زناشویی بود. روش پژوهش، در بخش اول مرور نظامند مقالات مختلف مرتبط با درمان های موجود در حوزه زوج درمانی در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی در بازه زمانی 2003 تا 2022 بود. داده های بدست آمده از این منابع با روش کیفی تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت، عناصر مشترک شناسایی و کدگذاری شدند و براساس آن، بسته زوج درمانی تدوین گردید. پس از تدوین بسته زوج درمانی با بهره گیری از نظر پنج صاحب نظر در حوزه زوج درمانی و مشاوره برای تعیین روایی محتوایی بسته فوق اقدام شد. نمونه گیری به صورت هدفمند بود. ابزار پژوهش اسناد و مدارک مکتوب موجود در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی بود. نتایج نشان داد که ارزیابی و مصاحبه اولیه، افزایش درگیری هیجانی، بازسازی و بهبود تعاملات زوج، بازسازی شناختی و تغییر طرحواره ها، تغییر رفتار/ افزایش تبادلات مثبت زوجین، آموزش مهارت ها و افزایش پذیرش و تحمل، عناصر اصلی بسته زوج درمانی مبتنی بر گسستگی رابطه را تشکیل می دهند. محتوای جلسات بسته زوج درمانی در چهارده جلسه هفتگی تنظیم شده است. براساس یافته های پژوهش، بسته زوج درمانی مبتنی بر گسستگی رابطه می تواند در بهبود الگوهای ارتباطی زوجین، حل تعارض ها و تغییر رفتارهای منفی زوجین کمککننده باشد.