ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۲۴۱.

تدوین و امکان سنجی پروتکل درمان پردازش اطلاعات هیجانی برای بهبود کارکردهای اجرایی و کیفیت زندگی در مدرسه در دانش آموزان با اختلال نقص توجه / بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۲۹۰
زمینه: اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی، فرد را با مسائل و مشکلات زیادی روبرو می کند که زندگی او را تحت تأثیر قرار می دهد. ازاین رو برنامه درمانی که بتوانند به بهبود فرآیند کارکردهای اجرایی و افزایش کیفیت زندگی در مدرسه، دانش آموزان با اختلال نقص توجه/بیش فعالی کمک کند ضروری به نظر می رسد. هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین و امکان سنجی پروتکل درمان پردازش اطلاعات هیجانی برای بهبود کارکردهای اجرایی و کیفیت زندگی در مدرسه در دانش آموزان با اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع رویکرد کیفی و روش اکتشافی بود. جامعه مورد مطالعه، کلیه متخصصان روانشناسی کودکان استثنایی ایران در سال 1403-1402 بودند. نمونه پژوهش 13 نفر بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. بعد از بررسی ادبیات موجود در زمینه پردازش اطلاعات هیجانی، جهت استخراج عوامل درمان، با این 13 نفر متخصص مصاحبه شد. به منظور اعتباریابی عوامل درمان از دو ضریب نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) استفاده شد. مقدار CVR به دست آمده با جدول لاوشه مقایسه شد (54/0< (CVR و مقدار CVI بیشتر از 79/0 باشد قابل قبول است. جهت مقیاس امکان سنجی از چک لیست 50 سؤالی شلانی استفاده شد که شامل مؤلفه های مختلفی همچون مقبولیت و تناسب، کاربردپذیری و تقاضا، یکپارچگی، سازگاری، منابع و قابلیت اجرا و تعمیم پذیری می باشد. یافته ها: نتایج نشان داد نسبت روایی محتوایی در دامنه 85/0 تا 1 و شاخص روایی محتوایی بین 92/0 تا 1 بود. که پروتکل درمان از نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا مطلوبی برخوردار بود، همچنین نتایج امکان سنجی نشان داد میانگین تمام مؤلفه های درمان از میانگین کل بزرگتر بود، بنابراین امکان سنجی پروتکل مورد تأیید می باشد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه، مؤلفه های درمان و پروتکل پردازش اطلاعات هیجانی از روایی خوبی برخوردار بود و همچنین پروتکل پردازش اطلاعات هیجانی از مقبولیت و تناسب، کاربردپذیری و تقاضا، یکپارچگی، قابلیت انطباق، منابع و قابلیت اجرا و تعمیم پذیری خوبی برخوردار بود، می توان پروتکل پردازش اطلاعات هیجانی را برای مداخله بالینی مناسب ارزیابی کرد.
۲۴۲.

کشف عوامل موثر بر مشکلات رفتاری کودکان نوپا: مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۲۵
مشکلات رفتاری در کودکان نوپا یکی از چالش های مهم در حوزه روان شناسی است. این مشکلات می توانند بر رشد و توسعه کودک تأثیرات جدی داشته باشند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر بر مشکلات رفتاری کودکان نوپا انجام شد. روش ها: این پژوهش به شیوه کیفی پدیدارشناسی و تجزیه و تحلیل داده ها با روش کلایزی انجام شد. جمعیت مورد مطالعه 20 مادر به همراه کودکان 12 تا 24 ماه در سال 1403 بودند. نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب شدند سپس مورد مصاحبه نیمه ساختارمند قرار گرفتند و این روند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافته ها: پس از تحلیل محتوای داده ها، 3 مقوله اصلی و 15 مضمون فرعی از پیامدهای مشکلات رفتاری کودکان در خانواده بدست آمدکه شامل؛ عوامل فردی-زیستی (تولد زودرس، وراثت، مشکلات جسمانی، خلق و خو، اختلالات تنظیمی، مشکلات مرتبط با دلبستگی، مشکلات رشد زبان)، عوامل خانوادگی(تعارضات والدین، اختلالات روان شناختی والدین، دشواری تنظیم هیجان مادر، دلبستگی ناایمن مادر، والدین سوء استفاده گر، سبک تربیتی والدین)، عوامل محیطی (وضعیت اقتصادی، وضعیت اجتماعی) می باشد. نتیجه گیری: مشکلات رفتاری کودکان نوپا حاصل تعامل پیچیده عوامل فردی و زیستی، خانوادگی و محیطی است. این عوامل با هم ترکیب شده و در چارچوب روابط و شرایط محیطی خاص، رفتار کودک را شکل می دهند. شناسایی و درک این تعاملات برای طراحی مداخلات مؤثر و هدفمند ضروری است زیرا نه تنها به بهبود سلامت روانی و رفتاری کودکان کمک می کند، بلکه از بروز مشکلات جدی و پرهزینه در آینده جلوگیری می کند. بنابراین، نظام سلامت باید توسعه برنامه های مداخله ای، حمایت از خانواده ها و آموزش والدین را در دستور کار خود قرار دهد تا زمینه رشد سالم کودکان فراهم شود.
۲۴۳.

اثربخشی طرحواره درمانی بر سوگیری شناختی و خودانتقادی در نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۶۹
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر سوگیری شناختی و خودانتقادی در نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پژوهش پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تعداد 83 نفر از نوجوانان پسر مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مراکز روان شناختی شهر رامسر در سه ماهه اول سال 1403 بود که از بین آن ها نمونه ای به تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه مداخله (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگذاری شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب اجتماعی (SAQ) کانور و همکاران (2000)، سوگیری شناختی (CBQ) ویسمن و بک (1978)، خودانتقادی (SCQ) تامپسون و ظروف (2004) و برای مداخله از طرحواره درمانی (STP) یانگ استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 001/0P˂ وجود داشت. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که طرحواره درمانی در کاهش سوگیری شناختی و خودانتقادی نوجوانان پسر مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مفید است.
۲۴۴.

The Effectiveness of Positive Parenting Programs on Parenting Stress and Parenting Self-Efficacy of Women as Heads of Households(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۸
Objective: Family risk factors such as ineffective parenting by parents, especially mothers, can affect emotional and behavioral problems in adolescents and increase psychological problems of parents such as stress and parenting self-efficacy. The purpose of this research was to investigate the effectiveness of the positive parenting program on parenting stress and parenting self-efficacy of female heads of households with teenage children. Methods: The current research was Pre-test - post-test with a control group. The research population consisted of all female heads of households under the support of the Yazd Relief Committee in 2020 who had teenage children. The research sample consisted of 20 females as heads of households, who were selected in an available manner and were randomly assigned to two experimental and control groups. In order to measure the research variables, Domka et al.'s parenting self-efficacy questionnaire (1996) and Abdin's parental stress questionnaire (1967) were used. The interventions were conducted during 8 weekly sessions for 90 minutes, and the covariance method was used for data analysis. Results: The findings showed that positive parenting education has an effect on reducing parenting stress and improving parenting self-efficacy of females as heads of households with teenage children (P<0.05). Conclusion: According to the results, mental health professionals can use a positive parenting program to improve females' psychological health and parenting self-efficacy.
۲۴۵.

تأثیر استفاده از بازی های آموزشی دیجیتال بر سرعت پردازش اطلاعات و انتقال یادگیری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۲۰۴
هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر استفاده از بازی های آموزشی دیجیتال(چندکاربره و تک کاربره) بر سرعت پردازش اطلاعات و انتقال یادگیری درس ریاضی در دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی است. روش پژوهش حاضر، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. بدین منظور از آزمون سرعت پردازش(ZVT و آزمون محقق ساخته ریاضی جهت سنجش انتقال یادگیری بر روی هرسه گروه از دانش آموزان اجرا گردید. گروه های آزمایش هرکدام یکی از بازی آموزشیPenguin Jump و بازی آموزشی Tricks Workout Math را به مدت هشت جلسه ی یک ساعته را انجام دادند. تفاوت دو گروه آزمایش در ویژگی و نوع بازی های انتخابی است بطوریکه یکی ازگروه های آزمایش بازی آموزشیPenguin Jump که یک بازی چند کاربره(تعامل انسان با انسان) است که بصورت آنلاین مورد استفاده قرار می گیرد؛ برای گروه آزمایش دوم، بازی آموزشیTricks Workout Math که یک بازی تک کاربره(تعامل انسان با رایانه) است و بصورت آفلاین مورد استفاده قرار می گیرد ارائه شد. یافته ها: نسبت F تحلیل کواریانس برای انتقال یادگیری (05/0>P و03/19 F=) و برای سرعت پردازش اطلاعات (05/0>P و 28/8 F=) به دست آمد. این یافته ها نشان می دهند که در متغیرهای وابسته شامل سرعت پردازش اطلاعات، انتقال یادگیری بین گروه های گواه و آزمایش تفاوت معناداری دیده می شود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که هر دو بازی آموزشی دیجیتال (تک کاربره و چندکاربره) بر بهبود سرعت پردازش اطلاعات و انتقال یادگیری درس ریاضی در دانش آموزان دختر پایه چهارم دبستان اثرگذار بوده است.
۲۴۶.

عوامل مؤثر بر ماندگاری زنان در ازدواج های پایدار نارضایتمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۵
هدف: در برخی روابط زناشویی، علی رغم حفظ ثبات ساختاری نهاد خانواده، سطح رضایت عاطفی و روانی زوج ها در حداقل ممکن قرار دارد. این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر ماندگاری زنان در ازدواج های پایدار اما نارضایتمند می پردازد. روش: پژوهش حاضر به روش کیفی از نوع رویکرد قراردادی انجام شد و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با ۱۳ زن که حداقل ۲۰ سال در ازدواج خود باقی مانده اند، اما از زندگی مشترکشان ناراضی بودند، جمع آوری گردید. یافته ها: نتایج تحلیل محتوای داده ها نشان داد که عوامل اقتصادی، فرزندان، خانواده، باورهای فرهنگی و اجتماعی، ویژگی های شخصیتی فردی و عوامل مربوط به همسر، مهم ترین دلایل تداوم این ازدواج ها هستند. وابستگی مالی، نگرانی درباره آینده فرزندان، فشارهای اجتماعی، نداشتن مهارت های لازم برای استقلال، و تغییرات مثبت در رفتار همسر از جمله عواملی بودند که موجب ماندگاری زنان در این شرایط شدند. نتیجه گیری: به نظر می رسد ماندگاری زنان در ازدواج های پایدار اما نارضایتمند تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی همچون وابستگی اقتصادی، نقش فرزندان در تصمیم گیری، فشارهای خانوادگی و اجتماعی، باورهای فرهنگی، ویژگی های شخصیتی فردی و تغییرات در رفتار همسر، به عنوان عوامل کلیدی قراردارد که هیچ یک از این عوامل به تنهایی تعیین کننده ماندن یا رفتن نیستند، بلکه ترکیب آن ها است که می تواند بر تصمیم زن در ماندن در ازدواج تأثیر بگذارد. با توجه به این یافته ها، درک عمیق تر از این ابعاد می تواند به برنامه های مشاوره ای و مداخلات اجتماعی کمک کند تا نیازها و چالش های زنان در چنین موقعیت هایی بهتر شناسایی شود.
۲۴۷.

اثربخشی موسیقی درمانی بر رفتارهای سازشی و احساس تنهایی کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
موسیقی درمانی به عنوان یک رویکرد درمانی شناخته می شود که از ویژگی های ذاتی موسیقی برای بهبود رفتارهای اجتماعی و ارتقای سلامت روح و جسم استفاده می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی موسیقی درمانی بر رفتارهای سازشی و احساس تنهایی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم است. روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است و با توجه به ماهیت و اهداف در زمره پژوهش های آزمایشی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون است. جامعه مورد نظر شامل کلیه کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم، مراجعه کننده به مرکز اوتیسم آوا شهر مشهد می باشد. برای انتخاب نمونه 30 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) قرار گرفتند. افراد گروه آزمایش، جلسات آموزشی؛ آموزش موسیقی درمانی را هفته ای یک بار، توسط محقق دریافت کردند. بعد پایان جلسات از دو گروه آزمایش و گواه پس آزمون به عمل آمد. ابزار اندازه گیری در این پژوهش شامل: پرسشنامه رفتار سازشی وایلنلند (1999)، پرسشنامه احساس تنهایی آشر و همکاران (1984) و پروتکل آموزشی موسیقی درمانی خانجانی و خاک نژاد (1395) و پژوهش ذبیحی، اسدزاده و حسین مردی (1394) می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد موسیقی درمانی بر رفتارهای سازشی و احساس تنهایی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم مؤثر است.
۲۴۸.

اثربخشی مداخله آموزشی«خودت باش» بر باورهای منفی، خودپذیری، ابراز وجود و عزت نفس نوجوانان 18–15 ساله دارای خودانتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف این پژوهش، اثربخشی مداخله آموزشی «خودت باش» بر باورهای منفی، خودپذیری، ابراز وجود و عزت نفس نوجوانان دارای خودانتقادی بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی، پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری 45 روزه با گروه کنترل بود. جامعه آماری، شامل نوجوانان 18-15 ساله دارای خودانتقادی در شهر اصفهان سال 1402 بوده که تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای با در نظر گرفتن معیارهای مطالعه، انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه های باورهای منفی، ابراز وجود و عزت نفس و مداخله اسکین بود که گروه آزمایش طی 12 جلسه 60 دقیقه ای هفته ای یک بار دریافت نمودند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه های مکرر تحلیل گردید. نتایج نشان داد، مداخله آموزشی خودت باش بر باورهای منفی، خودپذیری، ابراز وجود و عزت نفس نوجوانان دارای خودانتقادی تأثیر معناداری دارد و تأثیرات آموزش در مرحله پیگیری نیز باقی مانده است. از این رو می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی کسب شده در مداخله آموزشی خودت باش به نوجوان کمک می کند تا از افکار مزاحم رد شوند و به باورهای خودشان نچسبند. براین اساس، پیشنهاد می شود این مداخله در راستای کاهش و بهبود مشکلات روان شناختی نوجوانان استفاده شود.
۲۴۹.

اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر کاهش نشانگان سایبر کندریا در بیماران دارای دیابت نوع دو شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۲۱۶
زمینه: مطالعات مختلف نشان داده است سایبرکندریا یک اختلال اضطرابی قابل درمان بوده و علائم آن در بیماران مبتلا به دیابت نیز می تواند با مداخلات روانشناختی کاهش پیدا کند. از جمله درمان های رایج برای اختلالات اضطرابی، درمان شناختی-رفتاری است که در مورد اثربخشی آن بر کاهش نشانگان سایبرکندریا در بین بیماران مبتلا به دیابت، خلأ پژوهشی وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر کاهش نشانگان سایبرکندریا در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در شهر تهران انجام شد. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در مراکز درمانی شهر تهران (انجمن دیابت تهران و مرکز دیابت نیاوران) بودند (589 نفر) بود. برای انتخاب نمونه آماری، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس شدت سایبرکندریا (مک الروی و شولین، 2014) استفاده شد. هم چنین برای اعضای گروه آزمایش، 8 جلسه 90 دقیقه ای از پروتکل درمان شناختی-رفتاری (ویلسون و برانچ، 2019؛ بورن، 2011) برگزار شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون تحلیل واریانس طرح درون گروهی–بین گروهی و نرم افزار SPSS-20 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری بر کاهش تمامی مؤلفه های سایبرکندیا در گروه آزمایش مؤثر بود (001/0 P<) و این کاهش، پایداری خود را در مرحله پیگیری نیز حفظ شد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود، روان شناسان حوزه سلامت از درمان شناختی-رفتاری برای کاهش نشانگان و درمان اضطراب سلامت، به ویژه در افراد مبتلا به سایبرکندریا استفاده کنند.
۲۵۰.

مقایسه اثربخشی توانبخشی شناختی و یکپارچگی حسی-حرکتی بر عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی دانش آموزان دو زبانه با اختلال خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی توانبخشی شناختی و یکپارچگی حسی-حرکتی بر عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی دانش آموزان دوزبانه با اختلال خواندن انجام شد. پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه سوم دو زبانه دارای اختلال خواندن بود که در سال تحصیلی 1403-1402 در شهر اهواز مشغول به تحصیل بودند. به روش هدفمند نمونه ای 45 نفره انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه به طور تصادفی گمارده شدند. با استفاده از چک لیست نشانگان نارساخوانی (RLDL) سلیمی تیموری (1386)، آزمون خواندن و نارساخوانی «نما» (RDT-NEMA) کرمی نوری و مرادی (1384)، آزمون گام به گام جمع بندی توالی شنیداری (PASAT) دیری و همکاران (1991) و آزمون رنگ-واژه استروپ (Stroop Test) ریدلی استروپ (1935) اقدام به جمع آوری داده ها شد. در تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله بر عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی تاثیر معنادار دارند و این تاثیر در طول زمان پابرجا است (01/0>p). بین اثربخشی مداخله توانبخشی شناختی و مداخله یکپارچگی حسی-حرکتی در عملکرد خواندن و کارکردهای اجرایی دانش آموزان تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<p). بنابراین، تقویت عوامل اساسی شناختی و حسی با استفاده از توانبخشی شناختی و یکپارچگی حسی- حرکتی در سال های اولیه تحصیل می تواند رویکردی موثر در بهبود کارکردهای اجرایی و اختلال خواندن دانش آموزان باشد.
۲۵۱.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان شفقت ورزی مبتنی بر دلبستگی بر واکنش پذیری شناختی در افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان شفقت ورزی مبتنی بر دلبستگی بر واکنش پذیری شناختی در افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (ام اس) انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیمارن مبتلا به ام اس شهر همدان در سال 1403 بود. 60 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (20 نفر)، آزمایش 2 (20 نفر) و کنترل (20 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از شاخص حساسیت به افسردگی لیندن (LEIDS؛ ون در داز، 2002) استفاده شد. طرحواره درمانی و درمان شفقت ورزی مبتنی بر دلبستگی طی 8 جلسه برای گروه های مداخله به صورت گروهی اجرا شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که در دو گروه مداخله نمرات واکنش پذیری شناختی در پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون تفاوت معناداری داشته است (05/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که بین دو درمان در طول زمان تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که طرحواره درمانی و درمان شفقت ورزی مبتنی بر دلبستگی هر دو در کاهش واکنش پذیری شناختی در افراد مبتلا به ام اس موثر بوده اند.
۲۵۲.

طراحی و اعتبارسنجی بسته درمانی سوءظن بر اساس منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
مقدمه و اهداف: سوءظن و بدگمانی به دیگران به عنوان یک رذیلت اخلاقی و صفت ناپسند به شمار می رود و درباره آن آیات، روایات و احادیث گوناگونی وجود دارد. در روان شناسی نیز اصطلاح پارانویا معادل سوءظن و بدگمانی در نظر گرفته می شود که هم می تواند شاخص یک اختلال روان شناختی به نام «اختلال شخصیت پارانویید» باشد و هم اینکه می تواند به عنوان یک ویژگی شخصیتی وجود داشته باشد. بدگمانی یا پارانویا الگویی از تفکر می باشد که شامل بی اعتمادی و بدگمانی شدید و غیرمنطقی است. با توجه به شیوع اختلال و نیز علامت سوءظن و بدگمانی درمان آن مورد توجه جدی بوده و از رویکردهای دارودرمانی و روان درمانی فراوانی برای آن استفاده شده است؛ با وجود این، هیچ درمان قطعی برای آن وجود ندارد. آنچه در این پژوهش مورد نظر بوده، سوءظن به عنوان هسته این اختلال و نیز بدگمانی و سوءظن در علم اخلاق می باشد که بسیار شبیه به همان الگوی بدبینی و بدگمانی در اختلال شخصیت پارانویید یا ویژگی پارانویا است. در روان شناسی و اخلاق اسلامی سوءظن و بدگمانی به عنوان یک رذیلت اخلاقی و صفت ناپسند معرفی شده است و درباره آن آیات، روایات و احادیث گوناگونی وجود دارد. با توجه به تأثیر فرهنگ در درمان اختلال های روانی و همچنین ادبیات غنی درباره بدگمانی در اخلاق اسلامی، هدف این پژوهش نخست بررسی ابعاد سوءظن و عوامل مرتبط با آن در متون اسلامی، سپس طراحی بسته درمانی و درنهایت اعتبارسنجی طرح درمان توسط متخصصان بود. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که در دسته تحقیقات علمی دینی قرار می گیرد. طرح پژوهش نیز از نوع توصیفی تحلیلی بود. جامعه و میدان متنی پژوهش آیات قرآن و روایات معتبر با استفاده از نرم افزارهای نور و به صورت بررسی کتب مرتبط و نمونه گیری هدفمند بود. نخست نشانه ها و علل و راهکارهای مربوط به سوءظن در منابع اسلامی براساس روش تحلیل محتوای کیفی عرفی و با رویکرد سیه و شانون (۲۰۰۵) انجام شد. برای اعتبارسنجی یافته های حاصل نیز تمامی متون با دقت مطالعه و درباره محتوای متون و همسویی با موضوع پژوهش حاضر با دو نفر از اساتید حوزه و روان شناس اسلامی بحث و تبادل نظر شد تا از مرتبط بودن متون انتخابی با موضوع حاضر اطمینان حاصل شود. کدگذاری ها توسط متخصص روان شناسی و علوم تربیتی و یک متخصص تحلیل متون دینی مسلط به روش کیفی انجام شد. ضریب همبستگی کدهای استخراجی بین دو متخصص ۸۹/۰ بود. براساس یافته ها، پس از آماده شدن پیش نویس اولیه جلسات درمانی و محتوای آن، پیش نویس در اختیار دوازده نفر از اساتید متخصص در حوزه روان شناسی با رویکرد اسلامی و با سابقه بیش از پنج سال قرار داده شد تا به پرسشنامه مربوط به ارزیابی جلسات و محتوای آن پاسخ دهند. روش نمونه گیری در این بخش به صورت هدفمند و گلوله برفی بود. متخصصان مورد هدف به پرسشنامه مربوطه پاسخ دادند، سپس پاسخ های جمع آوری شده مورد تحلیل قرار گرفت و در قالب دو شاخص ضریب نسبی روایی محتوا و شاخص روایی محتوا کمّی سازی شد. نتایج : پس از بررسی متون و انجام تحلیل ها و کدگذاری ها، نخست تعداد ۳۷۸ کد باز حاصل شد؛ سپس با دسته بندی های انجام شده و در مراحل پژوهش سرانجام چهار مقوله اصلی، چهارده مقوله فرعی و ۶۳ زیرمقوله به دست آمد. مقوله های اصلی شامل توصیف سوءظن، علل سوءظن، پیامدهای سوءظن و راهبردها بود که هر کدام متشکل از چند زیرمقوله بودند. سپس براساس مقوله های باز، اصلی و فرعی و زیرمقوله ها پروتکل درمانی در یازده جلسه طراحی شد. البته تفصیل و اجرای جلسات می تواند به فراخور مخاطب در جلسات بیشتری اجرا شود. عنوان جلسات بدین صورت بود: جلسه اول، شرح بیماری سوءظن؛ جلسه دوم، علت شناسی سوءظن؛ جلسه سوم، علت شناسی درونی سوءظن؛ جلسه چهارم، تشریح پیامدهای بین فردی؛ جلسه پنجم، تشریح پیامدهای رفتاری؛ جلسه ششم، تشریح پیامدهای درونی؛ جلسه هفتم، تشریح پیامدهای اخروی و معنوی؛ جلسه هشتم، راهبردهای شناختی؛ جلسه نهم، راهبردهای معنوی نگرشی؛ جلسه دهم، خودسازی و جلسه یازدهم، راهبردهای رفتاری. محتوای هر جلسه نیز براساس یافته ها در بخش اول پژوهش مشخص شد. برای اعتبارسنجی داده ها از دو عامل ضریب نسبی روایی محتوا و شاخص روایی محتوا استفاده شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد توافق ارزیابان برای جلسات قابل قبول بوده، و هیچ جلسه ای حذف نشد. دست کم مقدار قابل قبول برای روایی محتوا ۷۹/۰ بود که برای جلسات روایی ۹۸/۰ به دست آمد؛ همچنین حداقل ضریب نسبی روایی محتوا نیز ۶۲/۰ بود که برای جلسات ۸۷/۰ حداقل مقدار به دست آمد. بر این اساس تمامی جلسات اعتبار لازم از دیدگاه ارزیابان و متخصصان را داشتند. بحث و نتیجه گیری: توصیف سوءظن شامل چهار مقوله فرعی بیماری دائم، خلاصی نداشتن، تغییر در دل نسبت به دیگران و تسلیم سوءظن (تغییر در اعمال، گفتار) بود. در حدیثی از امام علیj آمده است که انسان بدگمان همیشه بیمار است و سوءظن کارها را خراب می کند و بدی ها را برمی انگیزد. درباره علل آن نیز امام علیj فرموده اند: همنشینى با افراد شرور، بدگمانى به نیکان را به دنبال دارد و همنشینى با نیکان، افراد شرور را به خوبان ملحق مى کند و همنشینى زشتکاران با نیکان، زشتکاران را به خوبان ملحق مى سازد. براساس آیات و روایات خودسازی و تهذیب نفس و مبارزه با رذایلی چون غرور، حسادت و از بین بردن ترس در آدمی به عنوان ریشه سوءظن برای درمان سوءظن لازم و ضروری است.  در مجموع در آیات و روایات اسلامی سوءظن به عنوان یک رذیلت اخلاقی و یک بیماری معرفی شده که راه رهایی از آن دشوار بوده و برای آن علل و عوامل زیادی بیان شده است؛ همچنین پیامدها و آثار بدگمانی در حیطه های مختلف فردی، اجتماعی و معنوی و اخروی  آمده و برای رهایی از آن نیز راهبردهای فراوانی بیان شده است. مجموع این تفاسیر و بررسی ها در شناخت و درمان بدگمانی به عنوان یک رذیلت، بیماری و اختلال روان شناختی مؤثر بوده که این امر در قالب یک پروتکل درمانی در یازده جلسه ارائه و اعتباریابی شد. این طرح درمانی می تواند راهگشای متخصصان بالینی و علمای اخلاق در درمان این بیماری یا رذیلت باشد.  تقدیر و تشکر: از کلیه اساتید و افرادی قدردانی می کنیم که در اعتباریابی این پژوهش همکاری داشتند. تعارض منافع: هیچ تعارض منافعی بین نویسندگان وجود ندارد.
۲۵۳.

نگاه تطبیقی بر الگوهای برنامه ریزی استراتژیک با تاکید بر سازمان های آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۸
این پژوهش با عنوان "نگاه تطبیقی بر الگوهای برنامه ریزی استراتژیک با تأکید بر سازمان های آموزشی" به بررسی مقایسه ای الگوهای مختلف برنامه ریزی استراتژیک در حوزه سازمان های آموزشی می پردازد. برنامه ریزی استراتژیک به عنوان یکی از ابزارهای اساسی مدیریت، نقش تعیین کننده ای در موفقیت سازمان ها ایفا می کند. این فرآیند شامل تحلیل محیط داخلی و خارجی، تعیین اهداف کلان، تدوین استراتژی ها و اجرای اقدامات عملیاتی است. در این تحقیق، مهم ترین الگوهای برنامه ریزی استراتژیک از جمله مدل SWOT، تحلیل PESTEL، مدل پورتر، کارت امتیازی متوازن (BSC) و مدل زنجیره ارزش مورد بررسی قرار می گیرند. هر یک از این الگوها با توجه به ویژگی های منحصربه فرد خود، مزایا و محدودیت هایی دارند که در این مطالعه تشریح می شود. همچنین، کاربرد این الگوها در سازمان های آموزشی و تأثیر آن ها بر بهبود عملکرد و دستیابی به اهداف بلندمدت مورد تحلیل قرار می گیرد. نتایج این پژوهش می تواند به مدیران و برنامه ریزان آموزشی کمک کند تا با انتخاب الگوی مناسب، بهره وری و اثربخشی سازمان خود را افزایش دهند.
۲۵۴.

بررسی مداخلات روانشناختی در افراد مبتلا به سرطان پروستات: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۲۰
مقدمه: مطالعه حاضر با هدف مرور مداخلات روان شناختی در افراد مبتلا به سرطان پروستات انجام گرفت. روش: روش پژوهش، مرور نظام مند و جامعه آماری شامل کلیه پژوهش های خارجی بود که با استفاده از کلیدواژه های سرطان، پروستات، مداخلات روان شناختی، مرور نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی گوگل اسکولار، ساینس دایرکت، پاب مد، اسپرینگر، سایک اینفو و آی اس آی مورد جستجو قرار گرفتند. یافته ها: در این مطالعه داده های مربوط به سال های 2015 تا 2024 مورد جستجو قرار گرفتند.  این مقالات براساس معیارهای ورود به پژوهش، غربالگری شدند و مقالات منتخب مورد بررسی عمیق تری قرار گرفتند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد 5 مداخله شامل مشاوره، درمان شناختی-رفتاری، مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی، گروه های حمایتی و زوج درمانی به عنوان مداخلات روان شناختی مهم در افراد مبتلا به سرطان پروستات شناسایی شدند.
۲۵۵.

آزمون مدل ساختاری بی صداقتی تحصیلی بر اساس باورهای ضمنی هوش با نقش میانجی هویت اخلاقی در دانش آموزان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۰
هدف از انجام این پژوهش بررسی مدل یابی معادلات ساختاری بی صداقتی تحصیلی بر اساس باورهای ضمنی هوش با نقش میانجی هویت اخلاقی در دانش آموزان شهر تهران انجام شده است. طرح پژوهش توصیفی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. این پژوهش با حضور 500 نفر به روش نمونه گیری در دسترس از بین دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 به روش آنلاین انجام شد. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از مقیاس بی صداقتی تحصیلی (ویترسپون و همکاران، 2010)، مقیاس نظریه تلویحی هوش (عبدالفتاح و یاتس، 2006) و پرسشنامه هویت اخلاقی (بلک و رینودلدز، 2016) استفاده شد. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 24 تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین باورهای ضمنی هوش و هویت اخلاقی با بی صداقتی تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد (01/0>P). همچنین نتایج یافته ها نشان داد مسیرهای مستقیم این پژوهش معنادار شدند و مسیرهای غیرمستقیم باورهای ضمنی هوش از طریق نقش میانجی هویت اخلاقی بر بی صداقتی تحصیلی دانش آموزان معنادار بود. بر اساس یافته های این پژوهش، مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (073/0=RMSEA و 05/0>P-value) و مدل نهایی ارزیابی شده از برازندگی مطلوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت عوامل مؤثر بر بی صداقتی تحصیلی در بین دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر تهران است.
۲۵۶.

عاملیت ادراک شده در تجربه پریشانی روانشناختی مبتنی بر هویت روایتی در افراد پیش بزرگسال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۲۰۱
مقدمه: نقش عاملیت یا خودمختاری در شکل دهی هویت همواره مورد سؤال انسان بوده است؛ هدف پژوهش حاضر بررسی عاملیت ادراک شده هنگام تجربه پریشانی روان شناختی در مرحله گذار به بزرگ سالی در بافت هویت روایتی در حال تحول فرد است. روش: این پژوهش، پژوهشی کاربردی، به شیوه کیفی و با استفاده از روش روایتی بر 8 نفر از افراد 18 تا 23 ساله مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه شیراز در سال های 1400-1402 انجام گرفت که به طور هدفمند بر اساس مصاحبه بالینی و پرسشنامه خود سنجی پریشانی روان شناختی کسلر (2002)، دارای پریشانی روان شناختی ارزیابی شدند. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته داستان زندگی مک آدامز (2001) بررسی و با مصاحبه های تکمیلی عمق یافت و به روش تحلیل مضمون و طبق الگوی شش مرحله ای براون و کلارک (2006) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که افراد در دوره پیش بزرگ سالی، عاملیت خود را بر اساس مضامین پایه شامل میزان کنترل بر دنیای درونی اثرگذاری بر دنیای بیرونی و چگونگی اسناد و مواجهه با آسیب های روان شناختی برآورد می کنند. نتیجه گیری: به نظر می رسد اثرگذاری بیرونی فرد بر تعاملات اجتماعی به ویژه بر واکنش مراقبان می تواند سبب اعتباربخشی به اطلاعات درونی شامل افکار و احساسات شده و از سوی دیگر اسناد آسیب های روان شناختی به عوامل قابل تغییر سبب بهبود حس عاملیت در زندگی گردد.
۲۵۷.

اثربخشی بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی بر تنظیم هیجان دانش آموزان متوسطه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
مقدمه: تنظیم هیجان در بهبود روابط بین فردی، سازگاری اجتماعی و افزایش ارتباط های سازنده تأثیر دارد، با توجه به استفاده روزافزون دانش آموزان از فضای مجازی به نظر می رسد خشونت مجازی بر تنظیم هیجان دانش آموزان، اثر مخرب دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی بر تنظیم هیجان دانش آموزان متوسطه بود. روش: پژوهش حاضر، پژوهشی اکتشافی آمیخته ی متوالی و دارای دو مرحله کیفی و کمی بود. در مرحله کیفی به منظور تدوین بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی از روش کیفی تحلیل موضوعی(مضمون) استقرائی نیازمحور و در بخش کمی، از طرح نیمه آزمایشی دو گروهی پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دوماهه استفاده شد. جامعه پژوهشی در بخش کیفی کتب و متخصصان حوزه خشونت مجازی و نمونه شامل 25 کتاب و 10 متخصص بود، جامعه آماری در بخش کمی کلیه دانش آموزان متوسطه شهر ایلام در سال 1403-1402 و نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموز متوسطه که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند، شرکت کنندگان، پرسشنامه نظیم هیجان گروس و جان(2003) را در سه نوبت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. به منظور تجزیه و تحلیل یافته ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و نرم افزارspss23 استفاده شد. یافته ها:یافته ها نشان داد بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی بر تنظیم هیجان دانش آموزان متوسطه تأثیر داشت(P<0/05 ). اثربخشی این مداخله در مرحله پیگیری ماندگار بود. نتیجه گیری:آموزش بسته توانمندسازی در برابر خشونت مجازی باعث تنظیم هیجان در دانش آموزان شد. بنابراین پیشنهاد می شود در طراحی مداخلات مؤثر برای تنظیم هیجان دانش آموزان در برابر خشونت مجازی از بسته توانمندسازی بهره برد.
۲۵۸.

اثربخشی آموزش تحلیل رفتار متقابل بر احساس شایستگی، رفتار مقابله ای و الگوهای ارتباطی در دختران نوجوان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش تحلیل رفتار متقابل بر احساس شایستگی، رفتار مقابله ای و الگوهای ارتباطی دختران نوجوان انجام شد. روش: طرح این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون_ پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع دوم متوسطه شهر شاهرود در سال تحصیلی 1400-1399 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 30 دانش آموز از جامعه آماری مذکور بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه (15 دانش آموز در هر گروه) جایگزین شدند. برنامه آموزشی تحلیل رفتار متقابل در یک دوره 10 جلسه ای (به صورت 1 جلسه در هفته و هر جلسه 90 دقیقه) برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. برای جمع آوری داده ها شرکت کنندگان قبل و بعد از پایان آموزش به پرسشنامه ادراک شایستگی (هارتر، 1985)، پرسشنامه رفتارهای مقابله ای (هرناندز، 2008) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی (ریچی، 1990) پاسخ دادند. داده های پژوهش با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و استفاده از نرم افزار spss نسخه 24 تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد آموزش تحلیل رفتار متقابل بر احساس شایستگی، رفتارهای مقابله ای و الگوهای ارتباطی تاثیر معنادار داشته است (001/0>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه پیشنهاد می شود آموزش تحلیل رفتار متقابل به عنوان یک روش مداخله ای موثر جهت افزایش احساس شایستگی ، الگوهای ارتباطی و رفتارهای مقابله ای مطلوب و سازش یافته نوجوانان مورد توجه قرار گیرد.
۲۵۹.

رابطه استرس والدینی و احساس صلاحیت والدینی با نقش تعدیل گر حمایت اجتماعی همسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل گر حمایت اجتماعی همسر در رابطه استرس والدینی و صلاحیت والدینی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش را مادران دارای فرزند تا 5 سال ساکن شهر تهران و کرج در سال 1403 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 227 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه استرس والدینی- فرم کوتاه (SF-PSI؛ آبیدین، 1995)، پرسشنامه صلاحیت والدینی (PSOC؛ گیباد و همکاران، 1978) و مقیاس حمایت اجتماعی (MSPSS؛ زیمت و همکاران، 1988) استفاده شد. داده های پژوهش با روش های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین استرس والدینی با احساس صلاحیت والدینی (48/0- r= ، 01/0>P) و حمایت اجتماعی همسر (24/0- r= ، 01/0>P) رابطه منفی و معنادار و بین صلاحیت والدینی و حمایت اجتماعی همسر (68/0 r=، 01/0P<) رابطه مثبت و معنادار وجود داشت. همچنین حمایت اجتماعی همسر در رابطه بین استرس والدینی و صلاحیت والدینی نقش تعدیل گر داشت (01/0>p). بنابراین می توان نتیجه گرفت حمایت اجتماعی همسر می تواند تأثیر منفی استرس والدینی بر صلاحیت والدینی را کاهش دهد.
۲۶۰.

The Effect of Marital Relationships on the Tendency Toward Infidelity Based on Attachment Behavior in Married Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۳۱۴
Objective: The present study aimed to examine the effect of marital relationships on the tendency toward infidelity based on attachment behavior in married women. Methods: This study employed a descriptive-correlational design. The statistical population consisted of all married female students at the Islamic Azad University, Central Tehran Branch, during the 2023–2024 academic year. The sampling method was multi-stage cluster random sampling, and a sample of 200 individuals was selected. Data were collected using the Attitudes Toward Infidelity Scale (ATIS) (Whatley, 2008) and the Adult Attachment Style Questionnaire by Collins and Read (1990). Data analysis was conducted using descriptive statistics (mean, median, measures of dispersion including standard deviation, skewness, and kurtosis) and correlation tests. Findings: The results indicated that attachment behavior in marital relationships predicts the tendency toward infidelity in married women. Marital relationships have a direct effect on the tendency toward infidelity based on attachment behavior. Conclusion: This study confirms that marital relationship stability influences attachment behaviors, which in turn affect the tendency toward infidelity. Secure attachment reduces infidelity risk, while avoidant and ambivalent/anxious attachment increase it, highlighting attachment’s critical role.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان