فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۴۴۱ تا ۱۳٬۴۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، تغییرات اجتماعی و رشد بخش خدمات، فضایی ایجاد کرده که طی آن احساسات افراد در روابط اجتماعی به ابژه تبدیل شده است. این روند در حوزة جامعه شناسی احساسات، «کالایی شدن احساسات» نام دارد و هدف مقالة حاضر، تفسیر بازنمایی کالایی شدن احساسات در یک فیلم سینمایی است. برای رسیدن به هدف فوق، فیلم سینمایی آرایش غلیظ به شیوة «نمونه گیری هدفمند» برای مطالعه انتخاب شد. روش تحلیل این مقاله، تحلیل روایت و متعلق به پارادایم تفسیری است. نتایج نشان می دهد گفتمان فیلم آرایش غلیظ، اقتصاد مبتنی بر مشاغل خدماتی را بازنمایی می کند که طی آن از کنشگران انتظار می رود بر احساسات خود به مثابه سرمایه، حساب باز کنند و آنها را برای رسیدن به منافع مادی، وارد مبادلات و روابط اقتصادی کنند. این گفتمان، خط داستانی را به کار می گیرد تا نشان دهد شخصیت های فیلم که همگی در بخش خدمات مشغول به کار هستند، بر احساسات خود «کار احساسی» انجام می دهند تا آن احساسات را متناسب با سازوکار شغلی خود بروز دهند و به هدف خود برسند. دراین راستا، «قواعد احساسات» این مشاغل، به دلیل فردی شدن بیش ازاندازة جریان کار و نه به دلیل نهادمند و قاعده مندشدن رویة کار، فروش احساسات را از افراد طلب می کنند. این فروش، درواقع نوعی قمار بر سر احساسات است که در آن رسیدن به پول، نهایت کنشگری خواهد بود. ازمنظر گفتمان فیلم، شخصیت های فیلم در روند کالایی شدن احساسات، هیچ یک به هدف خود نمی رسند و همگی شکست می خورند.
نقد روانشناختی سبک زندگی حضرت مریم(س) "با رویکردی به نظریه پنجگانه رولان بارت"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۳ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
201 - 211
حوزههای تخصصی:
هدف: از آنجا که مقاله حاضر در چارچوب نظریه پنج گانه بارت و با تکیه بر تحلیل سطوح و لایه های متعدد رمزگانی به نقد روانشناختی داستان قرآنی مریم می پردازد. لذا هدف از انجام این مقاله تبیین ابعاد گوناگون نظام ارتباطی و معنایی نشانه ها در قصه یاد شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر با توجه به ماهیت موضوع و اهداف مورد نظر از نوع توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش آیات 16 تا 40 سوره مریم است. یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است در هریک از آیات می توان این پنج نظام رمزگانی را تبیین نمود : هرمنوتیک که با طرح معماهای گوناگون تحلیل متن را میسر می سازد؛ کنشی، با تعدد پی رفت های روایی مرتبط است؛ معنایی، به اکتشاف معانی ضمنی می پردازد؛ نمادین، تقابل دوگانه عناصر روایت را بیان می کند و فرهنگی بیانگر ایدئولوژی حاکم بر داستان است. علاوه بر این دو رمزگان هرمنوتیک و کنشی سبب پیشبرد فرم روایی و سه رمزگان معنایی، نمادین و فرهنگی استخراج لایه های باطنی متن را میسر می نمایند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که رویکرد بارت، کثرت دلالی داستان را در موقعیت های متفاوت پاسخ می دهد. بر اساس این نظریه، قصه مذکور، شبکه ای باز از لایه های گوناگون معنایی است و هریک از این لایه ها به طور ضمنی تصویرگر حالات روانی اشخاص داستان می باشد.
بررسی مردم شناختی مراسم گذار با تاکید بر آیین سدره پوشی زرتشتیان یزد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های جامعه شناختی سال یازدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
128 - 147
حوزههای تخصصی:
The Relationship Between Cognitive Emotion Regulation and Academic Buoyancy with The Role of Mediating Self-Handicapping in Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: in the present study, the relationship between cognitive emotion regulation and academic buoyancy with the role of mediating self-disability in students has been studied. Methodology: The present study was descriptive-correlational. The research population included all female secondary school students in Sabzevar City. 323 students were randomly selected as the sample in a multistage cluster sampling method. They completed Jones and Rodwellt Self-Handicapping Scale (1982), Garnfesky, Kareev and Spinhaun (2001) Emotional Cognitive Regulation Questionnaire and Dehghanizadeh and حسینchary (2012) Academic Buoyancy Questionnaire. Findings: The results of the research indicated that the model of the research had excellent fitting and self-handicapping has a mediating role in the relationship between emotional cognitive regulation and students’ academic buoyancy. Also, 79% of the variations in academic buoyancy are explained through the strategies of positive and negative cognitive emotion regulation and academic self-handicapping and 74% of the variations in academic self-handicapping are explained through the strategies of positive and negative emotion cognitive regulation. Discussion: As a result, it should be acknowledged that students who grow up to develop strong emotions could handle social barriers and pressure well, and manage behaviors that can mitigate their academic achievement. Therefore, the emotional stress of students in dealing with stressful situations affects self-handicapping and, consequently, their academic buoyancy.
معنایابی و گردشگری مذهبی: مطالعه مردم نگارانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زیارت بخش مهمی از فعالیت های مربوط به گردشگری مذهبی را دربر می گیرد. پژوهش حاضر، با اتخاذرویکرد کیفی به توصیف چگونگی معنایابی زنان در گردشگری مذهبی می پردازد، در چارچوب مفهومی نگاهی به گردشگری وجودی کوهن انداخته شده است؛ از روش مردم نگاری برای اجرای عملیات تحقیق استفاده شد. تکنیک گردآوری داده ها مشاهده مشارکتی و مصاحبه های نیمه ساخت یافته بود ومشارکت کنندگان با نمونه گیری هدفمند انتحاب و یافته ها از طریق تحلیل موضوعی تحلیل شده اند، جامعه مطالعه شده گردشگران زن بقاع متبرکه شهر شیراز بودند که از طریق مصاحبه عمیق با 30نفر، داده ها جمع آوری شد. یافته ها حاکی از این می باشند که سفر زیارتی علاوه بر اینکه سفری بیرونی است، می تواند سفری درونی باشد و موجب برقراری تعاملات فردی، میان فردی و فرا مادی و اتصال ونزدیکی فیزیکی و قلبی در فضایی مملؤ از عاطفه دینی و فارغ از هرگونه تعلق و روزمرگی گردد که در نهایت منجر به معنا یابی وجستجوی خود حقیقی می گردد.زیارت بیان کننده جستجوی ای روحانی وجودی به سوی نیرویی ماورایی است؛ بنابراین به زائر کمک می کند که به چشم اندازی درونی دست پیدا کند وبه سفری فراتر از زمان ومکان برود.درواقع چنین سفری برای زنان فرصتی مغتنم است که ا زکارهای روزمره جداشوندوبه کنکاشی عمیق بپردازدتاگمشده های درونی خودرابیابند.
مشارکت در «حلقه های کندو کاو» و تأثیر آن بر مهارت تفکر انتقادی در سواد رسانه ای (انیمیشن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق «بررسی تأثیر مشارکت دانش آموزان کلاس ششم در شیوه آموزشی «حلقه های کندوکاو» بر مهارت تفکر انتقادی در سواد رسانه ای (انیمیشن) در شهر تهران سال تحصیلی 94-93» می باشد. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی شهر تهران می باشد که از این میان نمونه ای شامل 48 نفر به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب گردید و به همان شیوه تصادفی نیز در دو دسته آزمایش و گواه قرار گرفتند. یافته ها با اطمینان 99% نشان داد که مشارکت دانش آموزان در حلقه های کندوکاو بر مهارت تفکر انتقادی دانش آموزان تأثیر می گذارد. این تأثیر بر مهارت استدلال استقرائی، استدلال قیاسی، تحلیل مشاهده ای پیام های رسانه ای، قدرت اعتماد پذیری و قدرت فرضیه سازی دانش آموزان نیز معنادار بود. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که با بهره گیری از روش های آموزشی همچون «حلقه های کندو کاو» که سبب رشد تفکر انتقادی می شوند می توان سواد رسانه ای دانش آموزان را بهبود بخشید.
واکاوی کیفی چالش های ایفای هم زمان نقش های دانشجویی و خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه ی ایران در دهه های اخیر شاهد مشارکت گسترده ی زنان در آموزش عالی است. این شرایط جدید ایفای نقش های متعددی را به آنها تحمیل کرده و به همان نسبت که منشأ بهبود کیفیت زندگی آنها شده است، آنها را با چالش های جدیدی برای هماهنگی وظایف خانه و خانواده با تکالیف تحصیلی مواجه کرده است. از این رو ضرورت دارد ابعاد مقوله ی تعارض نقش خانوادگی و تحصیلی زنان و علل پیدایی این تعارضات و نحوه ی مواجهه ی دانشجویان با این چالش ها در یک مطالعه ی کیفی بررسی شود. بدین منظور 22 دانشجوی زن متأهل در مقاطع ارشد و دکتری بر اساس نمونه گیری هدفمند و با حداکثر تنوع مشارکت کنندگان انتخاب شدند و مصاحبه های نیمه ساختاری، به صورت انفرادی و رودررو با آنها انجام شد. یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که عملکرد نامناسب نظام آموزشی، فشار نقش مادری و فرزندپروری، فشار نقش همسری، ضعف حمایت خانواده و نقش منفی خانواده، جزء شرایط علی تعارض نقش تحصیلی با نقش خانوادگی دانشجویان متأهل است. کاهش حس کنترل بر زندگی، فرسودگی تحصیلی، تضعیف صمیمیت زناشویی و کاهش ظرفیت روانی، پیامدهای پدیده ی تعارض نقشی است. مصاحبه شوندگان دو استراتژی سازگاری مثبت و منفی را در مواجهه با این تعارض اتخاذ کرده اند. مقوله ی هسته ای استخراج شده از این مطالعه، غفلت نظام آموزش از نهاد خانواده است.
اولویت بندی شاخص های اسلامی موفقیت از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کمال گرایی قانون طبیعت است و همه موجودات میل غریزی به کمال دارند و میل به موفقیت و کمال در انسان ها که موجوداتی برتر و با فضیلت در عالم هستی هستند، قوی تر است. این پژوهش شاخص های موفقیت از دیدگاه اسلام را شناسایی و آنها را از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی اولویت بندی می کند. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پیمایشی است. جامعه پژوهش را اعضای هیئت علمی، فرماندهان و دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین تشکیل داده اند و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 400 نفر تعیین شد. داده ها با استفاده از پرسش نامه روا و پایا (آلفای کرونباخ: 76/0) جمع آوری و برای تحلیل داده ها از آزمون های «تی تک نمونه ای» و «فریدمن» استفاده شد. یافته ها و نتایج: پژوهش نشان داد اگرچه همه شاخص ها و ابعاد موفقیت از نگاه دانشجویان دارای میانگین بالاتر از سه هستند اما بعد گرایشی موفقیت، اولویت اول را دارا است و ابعاد بینشی و کنشی در اولویت بعدی قرار دارند. در بین شاخص های موفقیت در این ابعاد، شاخص های ایمان به خدا و معاد، خدامحوری و دینداری و وجدان کاری کلیدی هستند. شاخص های نظم و انضباط، خودشناسی و علم و دانش نیز در رتبه های آخر قرار دارند.
نظریه هنجاری و الگوی ارتباطی «سلامْ آغاز» در ارتباطات کلامی درون فرهنگی اسلامی و مقایسه آن با سایر فرهنگ ها(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
گشودن باب ارتباط در فرهنگ های مختلف، دارای الگوهای متنوعی است که همواره مورد علاقه انسان شناسان و فرهنگ کاوان است. این پژوهش با روش تحلیلی – اسنادی و تتبع در آیات قرآن، تفاسیر و نصوص فریقین تلاش نموده است راهبرد اسلامی در آغاز ارتباطات را به عنوان یک نظریه هنجاری بر حسب مبانی معرفتی، اجزای فراگرد ارتباطی و روش های انگیزشی تدوین کند. سپس آن را با الگوهای آغاز ارتباط، در نمونه ای تا حد امکان نمایا از فرهنگ های جهان، که با روش هدفمند انتخاب شده مقایسه کند. نتایج تحقیق، تبیین مبانی معرفتی و اجزای فراگرد ارتباطی «سلامْ آغاز» و الگوی هنجاری آن در آغاز ارتباطات کلامی است. در این نظریه پردازی نشان داده شده است: اولاً، «الگوی ارتباطی سلامْ آغاز» به عنوان یک فراگرد ارتباطی کامل (خودبسنده) برای انتشار اسم الهی «سلام» و آثار آن، از امنیت و دوستی و ... است، نه فقط مقدمه ارتباط. ثانیاً، این الگو برخلاف تعاریف رایج از ارتباط، در پی اهداف اقناعی صرف نیست. ثالثاً، بدیلی در معنای مندرج در پیام این الگو در سایر فرهنگ ها وجود ندارد.
ترسیم سیمای حوزه سلامت در مناطق روستایی استان مازندران؛ با تأکید بر سنجش دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه نابرابری های منطقه ای و توزیع عادلانه خدمات بهداشتی درمانی در جهت تأمین سلامت آحاد جامعه از دیرباز به عنوان دغدغه همیشگی سیاست گذران بوده است. بر همین اساس، این پژوهش با هدف سنجش عملکرد حوزه سلامت در مناطق روستایی استان مازندران با تکیه بر سنجش میزان دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی انجام شد. پژوهش حاضر بنیادی و روش به کار رفته در آن توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری، شهرستان های استان مازندران (تعداد 19 شهرستان) و روش گردآوری اطلاعات از نوع کتابخانه ایی و ابزار جمع آوری با توجه به اهداف پژوهش، جداول و فرم های مبتنی بر داده های آمارنامه سال 1390 ه .ش شمسی استان مازندران است که طی آن 14 شاخص بهداشتی درمانی استخراج و به شیوه کمّی و با استفاده از تکنیک فازی روش های ترجیح بر اساس مشابهت به راه حل ایده آل یا همان تاپسیس فازی و بهره گیری از نرم افزار SPSS سطح بندی میزان توسعه یافتگی مناطق روستایی شهرستان های استان مازندران به انجام رسید. یافته های پژوهش ضمن ترسیم سیمایی غیر قابل قبول و نامطلوب از حوزه سلامت، حکایت از وجود یک محرومیت کلی در استان مازندران دارد؛ به طوری که روند توزیع و دسترسی جمعیت روستایی شهرستان ها به منابع حاکی از آن است که نسبت توزیع امکانات به توزیع جمعیتی بسیار اسفناک است، تا جایی که بیشترین میزان توسعه متعلق به مناطق روستایی شهرستان های نکا با ضریب 53 درصد و بابلسر با ضریب 51 درصد می باشد. تحلیل ها همچنین نشان می دهد مناطق روستایی استان مازندران در سطح متوسط تا محرومی از توسعه در زمینه دسترسی به امکانات و منابع بهداشتی قرار دارند. نتایج، مبین آن است که توسعه متوازن نظام سلامت در استان مازندران مستلزم بازنگری در تخصیص منابع و امکانات بهداشتی درمانی، توزیع برابر فرصت ها و ارتقای کیفی خدمات در مناطق دورافتاده با هدف آمایش سرزمین است. چرا که پیش شرط توسعه پایدار، داشتن نیروی انسانی سالم و توانمند است و این امر مستلزم اهتمام بیشتر متولیان و مدیریتی منسجم در سایه یک برنامه ریزی هدفمند و اثربخش جهت رفع عدم تعادل ها است.
روسپی گری: تحمیل اجتماعی یا انتخاب شخصی؛ ارائه یک تحلیل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱۲
143 - 184
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به واکاوی تجربه زیسته و شناخت ادراک عاملان اجتماعی پیرامون پدیده روسپی گری می پردازد. پژوهش حاضر از نظر هدف پژوهش اکتشافی، از لحاظ فرایند اجرای پژوهش کیفی و مبتنی بر پارادایم تفسیری، از لحاظ نتایج پژوهش کاربردی و به لحاظ معیار زمان مطالعه مقطعی (1396-1397) است. از تحلیل نظام مند مصاحبه عمیق با 16 نفر از عوامل بازار روسپی گری (روسپی، واسطه و مشتری) به روش نظریه زمینه ای با رویکرد اشتراوس و کوربین، 80 مقوله فرعی، 20 مقوله محوری و در نهایت بر اساس کدگذاری گزینشی پدیده مرکزی در قالب «روسپی گری، برون داد درگیری در چرخه فقر، بی پناهی و بهره کشی» صورت بندی شد. نتایج تحقیق نشان داد پدیده مرکزی شناسایی شده تحت تأثیر مجموعه ای از شرایط زمینه ای شامل «نقصان در قوانین مرتبط با خانواده و زنان» و «بی ثباتی در شرایط اقتصادی - اجتماعی جامعه» و شرایط مداخله ای شامل «محدودیت ها و محرومیت های ناشی از فرهنگ سنتی»، «ازدواج نامناسب»، «اعتیاد و تسریع در گرایش به روسپی گری»، «خشونت خانگی»، «ضعف مهارت های اجتماعی»، «خانواده متزلزل» و «سوابق تحصیلی» و شرایط علّی شامل «بی پناهی اجتماعی»، «رونق بازار بهره کشی جنسی» و «فقر تشدید شونده خانوار» بوده است. همچنین روسپیان راهبردهایی همچون «انطباق فعال با وضع موجود» و «مقاومت مقطعی/ غیر پیوسته» را به کار می برند که منجر به پیامدهایی شامل: «تشدید آسیب پذیری در برابر عوامل مخاطره آمیز»، «قرارگیری مداوم در معرض خشونت» و «خانواده زدایی از زندگی روزمره» می شود.
بررسی رابطه مشارکت والدین با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم شهر گرگان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی رابطه مشارکت والدین با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهر گرگان با روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش را والدین دانش آموزان پسر مشغول به تحصیل در پایه پنجم ابتدایی شهر گرگان که طبق آمار اداراه آموزش و پرورش شهر گرگان 2950 نفر بود، تشکیل می داد. از این جامعه آماری تعداد 320 نفر با استفاده از جدول نمونه گیری کرجسی و مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد. داده های مورد نیاز برای متغیر مشارکت والدین از طریق پرسشنامه استاندارد مارگارت جمع آوری شد. معدل دانش آموزان هم به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه مشارکت والدین توسط متخصصان و اساتید مورد تایید و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر93/. به دست آمد. داده ها با استفاده از روشهای آمار توصیفی و استنباطی(آزمون T تک گروهه، همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری) تجزیه و تحلیل گردید. نتایج به دست آمده نشان داد بین مشارکت والدین با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین مولفه های نظارت والدین و ارتباط آموزشی توان پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را دارند ولی مولفه انتظارات والدین توان پیش بینی پیشرفت تحصیلی را ندارد.
High school students test anxiety: The role of thinking and learning styles(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this research was to investigate the relationship between thinking styles functions and learning styles with the rate of test anxiety of students. Material & Method: Method of research was correlation. Statistical population was the high school students (male& female) in Arak city. According to the multistage cluster random sampling, first, the dual areas of education Arak city was selected by one area of education, then 400 students (200 female & 200 male) completed the Kolb Learning Styles Inventory (1991) and Sternberg-Wagner thinking Styles Inventory (1992). Data were analyzed using descriptive findings Including mean, standard deviation and frequency distribution and also were analyzed using Pearson correlation coefficient and one-way Anova. Findings: findings indicated significant relationship between the executive and judicial thinking styles and also legal thinking style with students' test anxiety. The results showed that assimilate learning style than most other styles have been less test anxiety. Discussion: students who follow thinking and learning styles which best fits to their personality characteristic experience less test anxiety.
مقایسه بین نسلی گذارهای شغلی و خانوادگی جوانان و عوامل مؤثر بر آن ها (مورد مطالعه متولدین ۱۳۳۳ و ۱۳۶۳ شهرستان دهگلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر نحوة تجربه کردن گذارهای شغلی و خانوادگی در بین دو نسل سنی (متولدین ۶۳ و ۳۳) در شهرستان دهگلان را با هم مقایسه کرده و همچنین، نقش قابلیت های فردی و عوامل ساختاری در گذارهای دو نسل را بررسی می کند. مبنای طرح فرضیه های این پژوهش، نظریه های پسامدرنیته در باب جوانی، فردگرایی ساخت یافته و نظریة کاهش عدم قطعیت ها بوده است. روش پژوهش حاضر، پیمایش بوده و برای جمع آوری داده ها با طراحی پرسش نامه ای با ۳۱۷ نفر مصاحبه شد. یافته ها حاکی از آن است که نسل امروزة جوانان، گذارها را همانند نسل گذشته و به صورت وقایع استاندارد، محدودشده و قابل انتظار صورت نمی دهند؛ بلکه گذارها، متنوع تر، طولانی تر و غیر قابل پیش بینی شده اند. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ۷/۵۵ درصد تغییرات گذار شغلی متولدین ۶۳ با پنج متغیر جنسیت، حمایت خانواده، رسانه ها، مذهب و تحصیلات و ۸/۵۸ درصد از تغییرات گذار به ازدواج این نسل با پنج متغیر جنسیت، تحصیلات، رسانه ها، سن و پایگاه اجتماعی- اقتصادی، تبیین می شوند. این در حالی است که ۱۶ درصد از تغییرات گذار شغلی متولدین ۳۳ با تنها عامل حمایت خانواده و ۱/۴۸ درصد از تغییرات گذار به ازدواج آن ها با چهار عامل جنسیت، مذهب، آداب ورسوم و سن، پیش بینی می شوند. نتایج این پژوهش دلالت بر آن دارد که نسل جدید از یک طرف خواهان عملیاتی کردن عاملیّت ناب و از طرفی در بند محدودیت های ساختی هستند، به همین دلیل مسیرهای پیشروی خود را پر از آشفتگی می بینند
نحوه عملکرد روابط عمومی الکترونیک در دانشگاه ها؛ (مطالعه تطبیقی دانشگاه علامه طباطبائی و سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی)
حوزههای تخصصی:
روابط عمومی الکترونیک که از جدیدترین تکنولوژی های ارتباطی به بهترین وجه در وظایف ارتباطی خود بهره می گیرد، روابط عمومی الکترونیک را زائیده انقلاب اطلاعات می دانند و در واقع اگر تحول الکترونیک رخ نمی داد، روابط عمومی الکترونیک نیز مطرح نمی شد. روابط عمومی الکترونیک را از نیازهای جامعه اطلاعاتی امروزی به شمار می آورند. از جمله مکان هائی که مجهز به روابط عمومی الکترونیک است و پاسخگوئی مخاطبان فراوانی نیز است، روابط عمومی های دو بخش علمی کشور یعنی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه علامه طباطبائی است، محقق در پی دست یابی به تفاوت های موجود در عملکرد روابط عمومی الکترونیک این دو واحد علمی به پیمایش با ابزار پرسشنامه با میزان اعتبار 800. با روش تمام شمار پرداخته است. جامعه آماری این تحقیق، پرسنل واحد روابط عمومی دانشگاه علامه طباطبائی (25 نفر) و پرسنل سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و دفتر آزمون (70 نفر) است. یافته های پژوهش نشان می دهد، تفاوت در میان عملکرد این بخش وجود دارد و میان میزان تحصیلات، امکانات مورد استفاده، استفاده از پیشنهادهای مخاطبان، نحوه اطلاع رسانی، کیفیت وب سایت های این دو بخش و عملکردشان رابطه معنادار وجود دارد. همچنین علاوه بر تفاوت، مشابهت ها میان عملکرد این دو واحد روابط عمومی وجود دارد.
چگونگی و چرایی استمرار احساس اجحاف دراستان ایلام پس از انقلاب 1357 تا 1394(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
براساس مطالعات انجام شده احساس اجحاف و استمرار آن پس از انقلاب 1357 در استان مرزی و محروم ایلام تشدید یافته و به یک مسأله ی اجتماعی تبدیل شده است. این مقاله به بررسی جامعه شناختی مسأله اجتماعی مذکور پرداخته است. روش استفاده در این پژوهش پیمایش، ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه و جامعه آماری آن، تمامی افراد بالای 18 سال ساکن در مراکز شهری شهرستان های استان ایلام می باشد. حجم نمونه نیز تعداد 460 نفر تعیین شده است. پس از جمع آوری داده ها و تجزیه و تحلیل آنها با استفاده از نرم افزار (spss )، تمامی فرضیه های تحقیق تأیید و میزان تأثیر آنها در شکل گیری مسأله اجتماعی مورد تبیین مشخص گردید. یافته ها نشان می دهد که عناصر و مؤلفه های معیشتی با ضریب بتای 333/0 ؛ عناصر و مؤلفه های مدیریتی سیاسی با ضریب بتای 279/0 و عناصر و مؤلفه های فرهنگی با ضریب بتای 185/0؛ با بیشترین میزان تأثیر و عناصر و مؤلفه های جمعیتی قومی باضریب بتای 085/0 و عناصر و مؤلفه های جغرافیایی با ضریب بتای035/0 کمترین تأثیر را در استمرار احساس اجحاف در استان ایلام داشته اند.
آموزش سواد رسانه ای در فضای مجازی (مقایسه وب سایت مدیااسمارتس کانادا و وب سایت سواد رسانه ای ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال سوم بهار ۱۳۹۶ شماره ۹
31-76
حوزههای تخصصی:
روش ها و میزان موفقیت آموزش سواد رسانه ای در کشورهای مختلف، متفاوت است؛ برای مثال کشوری چون کانادا باسابقه ای طولانی در آموزش سواد رسانه ای، یکی از موفق ترین های این حوزه در جهان است. اما آموزش سواد رسانه ای در ایران با وجود فراگیری رسانه ها در کشور، پدیده ای نسبتاً نوظهور محسوب می شود. این پژوهش باهدف مقایسه عملکرد یک کشور الگو در آموزش سواد رسانه ای (کانادا) با کشوری نوپا در این راه (ایران) انجام شد. به همین منظور، عملکرد شبکه آگاهی رسانه ای کانادا که از طریق «وب سایت مدیااسمارتس» به آموزش سواد رسانه ای می پردازد و «وب سایت سواد رسانه ای» ایران که تا امروز، تنها نمونه فارسی آموزش سواد رسانه ای در فضای مجازی بوده است، با روش «تحلیل محتوا» مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. از مهم ترین یافته های پژوهش می توان به این موارد اشاره کرد: در وب سایت کانادایی بیشترِ مطالب دارای ویژگی های یک متن «آموزشی» هستند اما محتواهای سایت ایرانی در حد ارائه «اطلاعات عمومی» درباره سواد رسانه ای و تأکید بر ضرورت و اهمیت فراگیری آن محدود شده است. در دو وب سایت مورد بررسی، اطلاع رسانی و آموزش درباره سواد رسانه ای بیشتر بر محفوظ ماندن از «مخاطرات» و «پیامدهای منفی» رسانه ها تمرکز دارد تا توجه به بهره مندی از «مزایا» و «پیامدهای مثبت» رسانه ها. همچنین با توجه به تقسیم بندی توانمندی سواد رسانه ای به دو حوزه «دانش» و «مهارت» در هر دو وب سایت بیشتر به حوزه «دانش» توجه شده است و درنهایت، وب سایت کانادایی در تدوین مطالب آموزشی از نظریه های متخصصان سواد رسانه ای بهره گرفته بود؛ موضوعی که در مطالب وب سایت ایرانی کمتر دیده شد .
رابطه تلگرام با هوش هیجانی
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش روش تحقیق از نوع توصیفی است و ابزار مورد استفاده برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته بوده است. بخش هوش هیجانی این پرسشنامه استاندارد است اما روایی آن توسط استادان تایید شده و پایایی آن با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ معادل عدد 726/0 ، که با توجه به اینکه بیشتر از 7/0 است پس مورد تایید به حساب می آید. جامعه آماری این تحقیق کارکنان دفتر مرکزی پرسو الکترونیک است که تعداد آنها 108 نفر بوده و به صورت تمام شماری بررسی و مطالعه شده اند. از میان آنها نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند بود که افرادی که از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند مورد توجه این تحقیق هستند و تنها 86 پرسشنامه جهت بررسی حاصل شد. پس از بررسی بر مبنای روش ضریب همبستگی پیرسون فرضیه اصلی مورد تایید قرار گرفت و فقط فرضیه های فرعی اول، چهارم، پنجم و هشتم مورد پذیرش قرار گرفته اند.
بهره مندی زنان از پروژه های محله محور شهرداری تهران و تأثیر آن بر میزان ارتقای توانمندی اجتماعی - روانی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۴
217 - 249
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی حضور زنان در پروژه های محله محور شهرداری تهران و تأثیر آن بر میزان ارتقای احساس توانمندی اجتماعی -روانی آنان است. چارچوب نظری پژوهش بر مبنای نظریات فمینیسم رادیکال، کنش متقابل نمادین و نظریه بوردیو [1] و هابرماس [2] است. به منظور بررسی پرسش های پژوهش تعداد 163 نفر از زنانی که در این پروژه ها شرکت کرده بودند با 164 زن که در این پروژه ها شرکت نکرده بودند به روش شبه آزمایشی مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان می دهد که بیش از 70 درصد زنان گروه مورد مطالعه به میزان زیادی در پروژه ها شرکت کرده بودند و بالای 60 درصد میزان موفقیت اجرای پروژه ها را زیاد ارزیابی کرده اند. در بخش آزمون فرضیات، شواهد پژوهش بیانگر تفاوت امتیاز پاسخگویان در گروه مداخله و کنترل است به گونه ای که فرضیات پژوهش در سطح ۹۹ درصد اطمینان تأیید شدند. نتایج پژوهش بیانگر آن است اجرای این پروژه ها بر روی ارتقای میزان توانمندی اجتماعی- روانی زنان مؤثر بوده است که ضرورت تداوم اجرای این پروژه ها در سطح گسترده تر در شهر تهران و سایر شهرها را نشان می دهد.
Common principles governing on revocable contracts Jurisprudential and legal analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: In this article, we will examine the obligation that the parties to the revocable contract are permitted to fulfill their obligations to this contract until the contract is continued and not terminated, as well as study the rules governing the formation and rules governing the dissolution of the revocable contracts. Methodology: The present research is applied in terms of purpose and content analysis method. In the organization of research, the documentary and library methods have been used and the information analysis has been obtained qualitatively and based on the inference of the researcher on the sources and texts. Findings: One of the most important legal institutions and organizations in all legal systems is contract and agreement so that today it is considered as the main means of legal and economic construction of human societies and is the cornerstone of many socio-economic relations of people in the society. The stability and security of the socio-economic relations of the society and the maintenance of public order depend on the credit of contracts and the adherence of individuals to their duty and responsibility and obligation to the contract and the implementation of its provisions. Article 184 of the Civil Code of Iran refers only indistinctly to the two divisions and without specifying the divider of each type and direction of division. It's as though the aforementioned types are one of the divider. Article 184 stipulates that contracts and transactions shall be divided into the following categories: binding contract, revocable contract, optional contract, unconditional contract and conditional contract. Conclusion: Regardless of the fact that people such as Mirza Naini Sheikh Mousa Khansari in Manieh al-Taleb are not considered revocable contract as a valid contract, nevertheless, the division of contracts into binding and revocable has two practical uses. In the binding contract, the two parties to the contract or one of them are committed to their covenant and cannot arbitrarily break the covenant, but, in the revocable contract, they can terminate the contract without any impediment. The revocable contract is dissolved for the death and madness and imbecility of a party.