فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۴۸۱ تا ۵٬۵۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۱
105 - 133
حوزههای تخصصی:
تداوم زیست جمعی و استمرار جوامع انسانی در سرزمین موجب شکل یابی تدریجی متقابل جامعه و محیط به صورت انواعی از مجتمع های زیستی است. ارتباط جوامع انسانی با تنوع محیطی در پیشینه زیستی در فلات مرتفع ایران، پیدایی سه نوع جامعه (عشایری، روستایی و شهری) را موجب شد که بخشی از میراث طبیعی-انسانی بشر هستند. تغییر در آن ها با هدف گذاری بهبود زندگی، نیازمند شناخت بافتِ مجتمع های زیستی است تا به «پایداری» بینجامد. اسناد و برنامه های توسعه ای، واجد پشتوانه های علمی -فنی هستند که بر ترکیب و نوع روابط قدرت در سطوح مختلف تاثیرگذارند. دستور کار 2030 هر چند از انسجام بالایی برخوردار می باشد امّا عملاً انعکاسِ مواجهه ی قدرت ها با یکدیگر است. با توجه به محوریت «پایداری» در این سند، پرسش آغازین عبارت است از: «پایداری» توسعه در سند 2030 دارای چه سازوکار و کدام جهت گیری است؟ با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، فرضیه زیر ارائه شده است: سند 2030 در تلطیف روابط شمال و جنوب و جایگزینی همکاری در سطح داده ها و اطلاعات از یک طرف و رقابت در سطحِ دانشی و نقش کاربری از طرف دیگر، تدوین گردیده است و با بخشی نگری و غفلت از پیوندها(غذا و خاک «و» آب و انرژی)، بی توجهی به مساله تقسیم منابع، تقلیل گرایی در مشارکت، نپرداختن به اندرکنش سوادِ زیست بوم شناسی و زنجیره تامین مالی، نتوانسته تجمیع تجارب و یافته های اسناد توسعه ایِ پیشین باشد.
ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش مهارت های ارتباط اجتماعی دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۲
201 - 237
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، ساخت و اعتباریابی پرسشنامه ای برای سنجش مهارت ارتباط اجتماعی دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین است. با توجه به هدف ونوع، پژوهش حاضر از نوع «تحقیق و توسعه» است.. از نظر شیوه جمع آوری داده ها روش مورد استفاده توصیفی (غیرآزمایشی) و از طرح های همبستگی و به صورت خاص تحلیل عاملی و روش مدل یابی معادلات ساختاری بود . به منظور حصول روایی صوری وسازه به برآورد شاخص های CVR و CVI با استفاده از کارشناسان و خبرگان اقدام شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش همسانی درونی سنجیده شد. جامعه پژوهش حاضر، کلیه دانشجویان مقاطع تحصیلی کاردانی و کارشناسی مصوب دانشگاه علوم انتظامی امین بودند که از بین آنها، به صورت روش نمونه گیری طبقه ای نسبی (397 نفر) انتخاب شدند. نتایج حاصل از تحلیل عاملی داده ها تأییدی در قالب مدل اندازه گیری پس از تأمین کلیه پیشفرض ها نشان داد که از 195 گویه شناسایی شده برای مهارت ارتباط اجتماعی، 131 گویه با مؤلفه های خود(9 مؤلفه) همبستگی داشتند و به عنوان سوال های نهایی پرسشنامه مورد تایید قرار گرفتند. این مطالعه نشان داد که پرسشنامه مهارت ارتباط اجتماعی با ضرایب روایی و پایایی مناسب، ابزاری مناسب برای سنجش مهارت ارتباط اجتماعی دانشجویان است و می توان نسبت به هنجاریابی آن در دانشجویان اقدام کرد.
تبیین جامعه شناختی الگوی مصرف برق شهروندان شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۳
161 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی الگوی مصرف برق شهروندان شهر کرمان و تبیین جامعه شناختی آن بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مشترکان برق خانگی شهر کرمان بود که تعداد 383 نفر از آنها با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در مطالعه حاضر برای حصول اطمینان از اعتبار و پایایی محتوای پرسشنامه از شیوه ی اعتبار صوری و آزمون کرونباخ استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری پیرسون و تحلیل واریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد که رابطه معنی داری بین آگاهی از الگوهای بهینه مصرف برق (الگوی های مشخص شده اداره برق)، آگاهی از نتایج مصرف بی رویه برق، حمایت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و احساس ناامنی با الگوی مصرف برق بود. همچنین تفاوت معنی داری در میانگین های الگوی مصرف برق پاسخگویان برحسب تحصیلات، وضعیت تأهل، سن، تعداد اعضای خانوار و مدت سکونت و عدم تفاوت معنادار در میانگین الگوی مصرف برق مشترکان برحسب نوع مسکن و منطقه محل سکونت وجود داشت. درنهایت مشخص شد که قوی ترین متغیر پیش بینی کننده الگوی مصرف برق متغیر آگاهی از الگوهای بهینه مصرف است، بنابراین می توان با افزایش آگاهی شهروندان در این زمینه الگوی مصرف را بهبود بخشید.
اندیشه اصلاح آموزش ابتدایی در ایران عصر ناصرالدین شاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ایران زمان ناصرالدین شاه، نظام آموزشی بیش از پیش موردتوجه اندیشمندان ایران قرار گرفت. آن ها انجام اصلاحات در عرصه های مختلف را با آگاهی مردم در ارتباط دانستند و از ضرورت آموزش همگانی سخن به میان آوردند و به دنبال آن، اصلاح آموزش ابتدایی را به منزله زیربنای آموزش همگانی مورد توجه قرار دادند. رویکرد این اندیشمندان به آموزش ابتدایی و نسبتِ راهکارهای آنان برای تحول در آموزش ابتدایی با واقعیت های زمانه و اصول آموزش ابتدایی مسئله ای است که در تحقیق حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از آثار اندیشمندان آن دوره مورد بررسی قرار می گیرد و به این پرسش پاسخ داده می شود که آیا راهکارهای اندیشمندان ایران عصر ناصری برای آموزش ابتدایی و همگانی شدن آن با واقعیت های روز و اصول آموزش ابتدایی مطابقتی داشتند؟ نتیجه تحقیق حاکی از آن است که اندیشمندان این دوره باوجود درک درست از نقش آموزش ابتدایی در تعلیم عمومی، با اصرار به راهکارهایی مانند اصلاح الفبا از واقعیت های زمانه و اصول آموزش ابتدایی فاصله گرفته اند.
شهرنشینی در موقعیت مرزی: تحول حیات شهری در دربند دوره اسلامی با تکیه بر سهم عامل کوچ نشین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، شهرنشینی در شمال قفقاز به مثابه یک مؤلفه مهم حیات اجتماعی در پیوند با موقعیت جغرافیایی و یک عامل ساختاری بومی یعنی «کوچ نشینی» بررسی شده است. کانون تمرکز آن، شهر تاریخی دربند و مقطع تاریخی مطالعه، دوره اسلامی با تمرکز بر سده های یازدهم/ هفدهم و دوازدهم/ هجدهم است. مسئله محوری پژوهش ناظر بر واکاوی علل و عواملی است که مانع از تکوین یک شهرنشینی پررونق، پایدار و واجد هم بستگی اجتماعی در این مکان شد. مدعای پژوهش آن است که موقعیت راهبردی دربند در مرز ایران و دشت قبچاق، زمینه ای برای اعمال اقتدار دولت در قالب سیاست های مرزبانی و تکوین یک جامعه شهری در مقیاس محدود فراهم می کرد. هم زمان، دسترسی دربند به دریای خزر و تجارت چشمگیر آن، زمینه ساز شکل گیری یک شهرنشینی محدود اما پایدار در این مکان شد. باوجوداین، تجمع و گونه گونی کم مانند نیروهای کوچ نشین در داغستان و ظرفیتی که در این ناحیه برای اعمال نفوذ دولت های رقیب و ایجاد ناامنی وجود داشت، مانع از توسعه این شهرنشینی بود. تبیین رابطه موقعیت جغرافیایی، سیاست های مرزبانی و سهم نیروهای تمرکزگریز در فرسایش حیات شهری هدف اصلی این تحقیق است که با رویکرد جامعه شناسی تاریخی و رهیافت تببین علّی به آن پرداخته می شود. نتیجه پژوهش نشان می دهد که بین موقعیت مرزی دربند و شکل گیری و تحول حیات شهری آن در گذار تاریخ می توان رابطه معناداری را تشخیص داد. در این زمینه، عامل تجارت چونان پوی ه ای ایجابی و نیروهای کوچ نشین همچون عاملی فرساینده سهم تعیین کننده ای داشته اند .
پارادایم برندسازی شخصی سیاسی در ایران (ارائه الگوی تعالی برند چهار شخصیت سیاسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۶)
99 - 126
حوزههای تخصصی:
ارائه پارادایم برند شخصی سیاسی درون حاکمیتی، مهم ترین هدف این مقاله است و اینکه چه عواملی در خلق برند شخصی سیاسی مؤثرند و چگونه می توان آن ها را، زیر چتر یک پارادایم قرار داد. برای دستیابی به هدف تحقیق و پاسخ به سؤال های اساسی؛ با اتکا به روش کیفی، از راهبردهای تحلیل تماتیک و تحلیل داده بنیاد، جهت استحصال داده ها و بررسی یافته ها استفاده شده است. برای شناخت مؤلفه های مؤثر در شکل گیری برندهای سیاسی؛ زندگینامه، تصاویر و کلیپ های انتخاباتی چهار رییس جمهور اخیر ایران، در قالب تحلیل تماتیک سه مرحله ای مورد بررسی قرار گرفته که تمام مضامین معنادار به صورت جدول های انتظام مفهومی و منظومه جامع، شناسایی و طبقه بندی شده اند. در ادامه، برای شناخت سایر مؤلفه های اثرگذار در برندسازی از آرای متخصصان بهره گرفته شد که در این مرحله، با 10 نفر از کارشناسان ارشد حوزه برندسازی، مصاحبه عمیق صورت گرفت. درنهایت، تمام مؤلفه های به دست آمده از دو روش تحلیل تماتیک و داده بنیاد، در منظومه ای جامع ارائه و سپس، زیر هشت طبقه از عوامل که سازه های اصلی پارادایم را تشکیل می دهند، طبقه بندی شده که به صورت مدل پارادایمی بازنمایی شده است. در تحقیق حاضر، علاوه برای شناسایی 347 عامل مؤثر؛ مدل تعالی برند شخصی سیاسی در نظام جمهوری اسلامی نیز ارائه شده است.
الگوی عرفان مبارزه جو در اندیشه شهید مصطفی چمران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امکان جمع عرفان و مبارزه و رسیدن به معرفت از طریق مبارزه اجتماعی، از مسائل مناقشه برانگیز در طول قرن ها بوده است؛ به ویژه آنکه تصور رایج، جمع ناپذیری این دو را بازنمایی می کند. بسیاری عرفا و متصوفه گوشه گیرانه زیسته اند و از عرصه جامعه کناره گرفته اند، اما در دوران پس از انقلاب اسلامی، نمونه هایی پدید آمد که در برابر سیره رایج عرفا و متصوفه ایستاد؛ بین مبارزه و عرفان جمع کرد و از طریق مبارزه به عرفان و لقاءالله رسید نه با گوشه نشینی و عزلت. شهید دکتر مصطفی چمران یکی از این نمونه هاست. این پژوهش به دنبال تبیین تفاوت این دو نوع نگاه به عرفان و بررسی الگوی عرفان تکلیف محورِ مبارزه جو در اندیشه شهید مصطفی چمران از طریق بررسی اسنادی اندیشه اوست. در این چهارچوب، عرفان مبارزه جو با محوریت مبارزه، فداکاری و گذشتن از خود در برابر عرفان پرهیز، گریز و گوشه گیری قرار دارد. عارف در این نگاه، در نتیجه تلاش برای تحقق اراده الهی و رفع موانع مقابل اراده خدا از خود گذر کرده و با ملکه شجاعت بر شهوت خویش فائق می آید. در عرصه مبارزه نیز رحمت او بر غضبش حاکم شده و مبارزه اش رنگ و بوی رحمانی و الهی می گیرد؛ در آنِ واحد هم خودسازی و هم جامعه سازی می کند و به لقاءالله می رسد.
پیامدهای ساخت مال ها و مراکز خرید در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
147 - 167
حوزههای تخصصی:
مال سازی در دوره بعد از انقلاب، به صورت یک روند مشخص از دوره شهرداری کرباسچی آغاز شده، در دوره شهرداری قالیباف شتابی چشمگیر گرفته و در دهه 90 به نقطه اوج خود رسیده است. شتاب گیری ساخت مال ها در تهران بعد از انقلاب، حاکی از تغییر در سیاست های اجرایی مجموعه مدیریت شهری و در رأس آن شهرداری تهران بوده است. اکنون معضلات حاصل از مال سازی بی رویه، در حال رخ نمودن و آشکارگی در شهر تهران است. مطالعه پیش رو، عملکردهای واقعی مدیریت شهری تهران در مال سازی و پیامدهای حاصل از آن را با مفاد و محتوای اسناد سیاستی شهری و اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران مقایسه کرده و کوشیده است خطوط ناهماهنگی میان این دو را برجسته سازد. این مطالعه به روش کیفی ازجمله روش اسنادی و با ترکیبی از تکنیک های مصاحبه باز و عمیق با متخصصان، پژوهش کتابخانه ای به خصوص استفاده از کتب و منابع تاریخی و تحلیل اسناد سیاستیِ موجود انجام شده است. برای تحلیل و تلخیص داده ها نیز از تحلیل محتوا استفاده شده است. یافته ها ذیل پنج عنوان «ارتباط مال سازی و سوداگری شهری در تهران»، «ارتباط مال سازی و گسترش مصرف گرایی در تهران»، «پیامد های زیست محیطی مال سازی در تهران»، «پیامدهای اجتماعی مال سازی در تهران» و «پیامد مال سازی برای الگوهای معماری و منظر شهر تهران» ارائه شده است. نتایج مطالعه نشان می دهد که سیاست مال سازی غیراصولی و بیش ازظرفیت در تهران ازحیث پیامدهایش، تعارض ها و مغایرت های جدی با اهداف و چشم انداز مشخص شده برای تهران در اسناد سیاستی داشته است.
راهکارهای نهادینه سازی (تعمیق، ترویج و تحفیظ) فرهنگ ایثار و شهادت در نظام آموزش وپرورش
منبع:
شاهد اندیشه دوره سوم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۵)
321 - 347
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به گسترش حجم زیاد جنگ نرم در قالب شبیخون فرهنگی و از سوی دیگر گسترش موج بیداری اسلامی، مقاومت، ایثار و شهادت، ضرورت و اهمیت تعمیق، ترویج و حفظ فرهنگ ایثار و شهادت به عنوان یک فرهنگ غنی و ارزشمند اسلامی حساس تر شده است و دراین بین نقش آموزش وپرورش به عنوان بزرگ ترین نهاد تربیتی، اجتماعی، فرهنگی تأثیرگذار بعد از خانواده، در نهادینه نمودن فرهنگ ایثار و شهادت، پررنگ است. هدف پژوهش، بررسی راهکارهای نهادینه سازی در قالب (تعمیق، ترویج و تحفیظ) فرهنگ ایثار و شهادت در نظام آموزش وپرورش است. این پژوهش از نوع تحقیقات مروری و به شیوه توصیفی است و برای جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای استفاده شده است. در ادامه به ضرورت، شناخت و اهمیت عوامل محیطی در نهادینه نمودن فرهنگ ایثار و شهادت اشاره و به مهم ترین راهکارهای نهادینه نمودن فرهنگ ایثار و شهادت در نظام آموزش وپرورش در حیطه های تربیتی و اجتماعی نظیر وجود برنامه های مدون، غنی و سازمان دهی شده ایثار و شهادت، آگاهی بخشی و تعریف نقش سازنده معلمان و مربیان پرورشی، برپایی یادواره ها، همایش ها و اردوهای زیارتی شهدا، معرفی چهره های برتر ایثارگر و شهدای شاخص در کتب درسی، تخصیص واحدهای درسی مستقل در زمینه ایثار و شهادت، ایجاد یک سازمان مختص به ایثار و شهادت در مدارس، اطلاع رسانی و تقویت تبلیغات لازم و کافی محیطی، انجام کارهای پژوهشی و تحقیقاتی در مورد ایثار و شهادت، استفاده از قدرت وسایل رسانه ای و ارتباطی، تأمین اعتبار و تخصیص یک بودجه مشخص سالانه برای ایثار و شهادت به مدارس، دیدار با خانواده های معظم ایثارگر و شهدا و هم افزایی و هماهنگی با دیگر نهادها و ارگان ها در مورد نهادینه سازی فرهنگ ایثار و شهادت اشاره شده است.
بررسی روش های بهبود و تحول اساسی در اجرای مناسبت های رسمی (مذهبی، اجتماعی، ملی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال دوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۵)
129 - 149
حوزههای تخصصی:
تقویت آئین ها و مناسبت های مذهبی، اجتماعی و ملی و انتقال آنها از نسلی به نسل دیگر رسالتی است که بر دوش مسئولان سازمان ها و نهادهای رسمی و غیررسمی (خانواده) جامعه گذاشته شده است. با توجه به گستردگی ابعاد جوامع و تنوع مشاغل، تخصص و در نتیجه گوناگونی نگرش ها، ساماندهی و اجرای مطلوب آئین ها و مراسم که جزء مهم ترین ابزارهای فرهنگی هستند، از رویکردهای گوناگونی متأثر می شود که گاه کارکردها و اثرگذاری های فرهنگی را مخدوش می سازد. لذا سازمان ها و نهادهای متولی همچون شهرداری ها، صداوسیما، مطبوعات، مسئولان انتظامی، وزارتخانه های فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و ... در این زمینه مسئولیت عمده اطلاع رسانی، جلب مشارکت ارادی همراه با مداخله نسبی را به عهده دارند. در این مطالعه کوشش شده است تا یک پژوهش کاربردی جهت اجرای مناسب آئین ها و مراسم ها ارایه گردد. به همین منظور در بررسی پیش رو ضمن مرور ادبیات مرتبط، اقدام به طراحی یک چارچوب نظری و سپس ارائه فرضیات و در نهایت آزمون تجربی آنها گردید. جامعه آماری پژوهش پیش رو شامل جوانان 15 تا 29 ساله مقیم مناطق 22 گانه تهران و حجم نمونه برابر با 400 نفر از این افراد بود که بر اساس شیوه های نمونه گیری انتخاب گردیده اند. نتایج نهایی رگرسیون چند متغیره برای تاثیر مشترک متغیرهای مستقل بر بهبود اجرای آئین ها نشان داده است که مجموع متغیرهای مستقل مورد استفاده این پژوهش تنها توانسته در حدود 19 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کند و مابقی تغییرات ناشی از متغیرهای دیگری خواهد بود که در این پژوهش مورد بررسی قرار نگرفته اند. همچنین این نتایج نیز نقش پراهمیت جامعه پذیری را در بهبود اجرای آئین ها نسبت به سایر متغیرها برجسته تر نمایان ساخته است.
پیشنهاد یک مدل اولویت گذاری آینده پژوهانه علم و فناوری برای ایران براساس نظر خبرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال یازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۲
1 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش ارایه یک مدل آینده پژوهانه برای اولویت گذاری علم و فناوری متناسب با اقتضائات ایران است. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه، پرسشنامه و اسناد است. در این تحقیق، با استفاده از روش تحلیل مضمون عوامل و ابعاد مؤثر بر اولویت گذاری علم و فناوری احصا شد. پس از آن اقتضائات ملی مدل اولیه اولویت گذاری علم و فناوری به کمک مصاحبه با کارشناسان مورد بررسی قرار گرفت و مدل اولیه اولویت گذاری آینده پژوهانه علم و فناوری متناسب با شرایط ایران ارایه شد. در نهایت، مدل به کمک پرسشنامه خبرگانی اعتبارسنجی شد و خبرگان از منظرهای صحت و درستی، جامعیت و مانعیت، سادگی و سهولت، تعادل و توازن، کاربردی بودن و در نهایت نوآوری، بر مطلوبیت مدل صحه گذاردند.. نتایج پژوهش نشان می دهد این مدل شامل چهار گام «پیش اولویت گذاری»، «تعیین فهرست اولیه اولویت ها»، «شناسایی فضای اولویت ها» و «اولویت گذاری آینده پژوهانه» است. همچنین مولفه های این مدل شامل «توجه به اولویت های کارکردی علاوه بر اولویت های موضوعی»، «اولویت گذاری بر مبنای رویکردهای غیراقتصادی»، «عدم تعارض منافع افراد و نهادها»، «عدم وابستگی به مسیر»، «توجه به سلسله مراتب سیاست گذاری و هماهنگی عمودی سیاستی»، «نگاه به آینده بلندمدت»، «مشارکتی بودن»، «سیستمی بودن»، «استفاده از روش های کمی آینده پژوهانه» و «روش های کیفی» و « روش برنامه ریزی پابرجا» است.
حق مخاطب، بهره مندی از اطلاعات صحیح و مقابله با اخبار جعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش نفوذ رسانه های جمعی و فضای مجازی در زندگی امروزه، ضرورت پرداختن به بعد حقوقی این مسئله بیش از پیش نمایان شده است. از فواید و مشخصه های رسانه های امروزی، گردش سریع و آزاد اطلاعات و تولید انبوه خبر از سوی متولیان رسانه و حتی خود کاربران است. از این رو، شناسایی حقوق مخاطبان و کاربران این رسانه ها و در مقابل، مشخص شدن تکلیف متولیان رسانه، امری مهم و ضروری به نظر می رسد. یکی از این حقوق، را می توان حق بهره مندی از اطلاعات صحیح دانست. از سوی، دیگر، پدیده ای که می تواند موجب اخلال در استیفای این حق شود، پدیده ای جهانی و مخرب موسوم به «اخبار جعلی» است. مقابله با این گونه اخبار و اطلاعات و منع تولید و نشر آنها، تکلیف متقابل حق بهره مندی از اطلاعات صحیح است. پرسش اصلی مقاله حاضر نیز شناسایی این حق و تکلیف در بستر انواع رسانه های جمعی در نظام حقوقی ایران است که با استفاده از داده های کتابخانه ای و با روش اسنادی با رویکرد توصیفی تحلیلی و در برخی موارد نیز با نگاهی تطبیقی به اقدامات صورت گرفته در سایر کشورها، به بررسی این موضوع پرداخته است. در نهایت، شناسایی این حق و تکلیف و بررسی ابعاد مختلف آن در آینه قوانین و مقررات نظام حقوقی ایران، یافته اصلی مقاله حاضر بوده است.
تحلیل فضایی فقر شهری در شهر بیجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۰
123 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل فضایی فقر شهری در سطح بلوک های آماری شهر بیجار می باشد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی و بنابر هدف، کاربردی می باشد. داده ها از بلوک های آماری مرکز آمار استخراج شده و برای طبقه بندی داده ها از نرم افزار Gis بهره گرفته شد. همچنین با توجه به این که شاخص های مورد مطالعه پژوهش از نوع منفی و مثبت بودند، بسته به جهت هر شاخص از رابطه مثبت یا منفی روش بی مقیاس سازی فازی در نرم افزارExcel استفاده شد. ابتدا 12 شاخص فقر اقتصادی با روش فازی بی مقیاس شدند و در محیط نرم افزار Gis فراخوانی شد و با روش لکه های داغ و خود همبستگی موران تحلیل فضایی شدند. بر اساس نقشه پهنه بندی تولید شده می توان گفت، 259 بلوک شهری، که 80/27 درصد جمعیت شهر را به خود اختصاص داده اند، در پهنه خیلی مرفه شهری قرار گرفته اند، 279 بلوک با 16/33 درصد از جمعیت شهری در پهنه مرفه، 497 بلوک و 31/37 درصد جمعیت در پهنه متوسط و نهایتاً پهنه فقیر و خیلی فقیر با مجموع 274 بلوک و 7/1 درصد جمعیت را به خود اختصاص داده اند. براساس نتایج روش خودهمبستگی موران نیز می توان گفت که نحوه پراکنش شاخص های فقر به صورت الگوی خوشه ای است به این گونه که پهنه های قوی فقر شهری به سمت شمال شرق سوق یافته اند.
مطالعه تجربه استفاده از رسانه های دیداری از منظر نظریه ذهن بسط یافته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و سوم تابستان ۱۴۰۱شماره ۵۸
81 - 104
حوزههای تخصصی:
نظریه پردازی درباره رسانه های دیداری متأثر از نگاه حاکم بر فلسفه ذهن و علوم شناختی عمدتاً در چارچوب های بازنمودگرایانه بوده است؛ اما نظریه های بازنمودگرایانه، سوای ایرادهای معمول خود، درمورد رسانه های دیداری با یک دشواری خاص مواجه هستند. از منظر بازنمودگرایانه، تجربه استفاده از رسانه های دیداری موردی استثنایی و کاملاً مستقل از تجارب روزمره ماست؛ اما در رویکردهای ضدبازنمودگرایانه، مانند نظریه ذهن بسط یافته، با چنین مشکلی مواجه نیستیم. مدعای محوری نظریه ذهن بسط یافته آن است که فرایندهای شناختی در چارچوب مغز و بدن ما محدود نیستند و به محیط پیرامونی نیز گسترش می یابند. با تحلیل تجربه ادراکیِ مواجهه با رسانه های دیداری در چارچوب نظریه ذهن بسط یافته، از این مدعا دفاع می کنیم که نگاه ضدبازنمودگرایانه برای درک رسانه های دیداری قوّت تبیینی بیشتری از نگاه بازنمودگرایانه دارد. همچنین می توان با اتکا به موارد تجربه استفاده از رسانه های دیداری به یکی از ایرادهای اصلی وارد به این نظریه، موسوم به مغالطه جفت شدگی تقویم، پاسخ گفت. قوّت تبیینی چارچوب ضدبازنمودگرایانه برای تحلیل تجربه مواجهه با رسانه های دیداری احتمالاً یکی از دلایل آن است که در آثار کسانی چون هوگو مونستربرگ و مارشال مک لوهان ادعاهای مربوط به بسط یافتگی شناخت، مدت ها پیش از طرح این دیدگاه ها در حوزه فلسفه، بیان شده است.
در دوراهی تصمیم به فرزندآوری: واکاوی چالش های فردی و اجتماعی فرزندآوری در بستر باروری پایین در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شرایط باروری پایین، تصمیم زوجین به فرزندآوری، بیشتر یک تصمیم برنامه ریزی شده و پیچیده است که زوجین از یک سو برمبنای ملاحظه وضعیت زندگی فردی و خانوادگی خود و از سوی دیگر با در نظر گرفتن موقعیت اجتماعی و اقتصادی جامعه آن را اتخاذ می کنند. کدام ملاحظه ها و چالش های کنونی خواست فرزندآوری زوجین ایرانی را صورت بندی می کند؟ در پژوهش حاضر برای پاسخ به این پرسش، کوشش شده است فهم کنش فرزندآوری و چالش های آن در بستر خانواده ایرانی در شهر اصفهان بررسی شود. داده های پژوهش با استفاده از رویکرد نظریه زمینه ای، نمونه گیری نظری و مصاحبه عمیق با 30 زن و مرد مشارکت کننده گردآوری و داده های حاصل از مصاحبه با استفاده از کد گذاری باز، محوری و گزینشی تجزیه و تحلیل شد و در نهایت، بیست مقوله اصلی به دست آمد و بر اساس جمع بندی مفاهیم و مقوله ها، مقوله هسته با عنوان «گذار ارزشی از فرزند آوری» معرفی شد. نتایج نشان داد که بیم و هراس های اقتصادی، آینده هراسی، مسئولیت پذیری اجتماعی و دغدغه های انباشته، تصمیم به فرزندآوری را درگیر محاسبات مبتنی بر عقلانی بودن ابزاری می کند. چنین محاسباتی نه تنها انواع راهبردها را در خانواده ها فعال، آنها را دچار نوعی دگردیسی و گذار ارزشی می کند. همچنین، برنامه ها و سیاست های تشویقی جمعیت، زمانی موفق است که با درک واقع بینانه از چالش های فرزندآوری زوجین، برای رفع آنها تلاش کنند.
رهیافت آپاراتوس در بازتاب و شکل دهی جامعه مخاطب سینمای ایران
حوزههای تخصصی:
آپاراتوس سینمایی سالهاست که از سوی نظریه پردازان از جمله بودری، متز، کومولی، ناربونی، مالوی، آلسئسر و غیره مورد توجه قرار گرفته و در تحلیل هایشان به نگارش در آمده، اما هنوز تعریف مشخصی از آن ارائه نشده است. آنچه از آرای صاحبنظران ادراک می شود نشان از آن دارد که آپارتوس سینمایی دستگاهی ایدیولوژیک با فرایندی وابسته به تکنولوژی است که تاثیرات روانی بر تماشاگر می گذارد. آپاراتوس سینمایی همان ماده خام سینماست که در ذهن تماشاگر تکمیل می شود و وابسته به خلاقیت صاحب اثر و نحوه دریافت و سواد رسانه ایی تماشاگر در دوره های سینمایی با پیشرفت تکنولوژی تغییر یافته است. رویکرد آپاراتوس سینمایی در بازتاب یا شکل دهی افکار جامعه پیرامون نقش بارزی داشته است. ایران سینمایی پیشرو و با سابقه ای بیش از یک سده دارد. مقاله حاضر با هدفی کاربردی نقش آپاراتوس سینمایی در بازتاب و شکل دهی جامعه پیرامون را مورد بررسی قرار داده است. مسئله تحقیق رهیافت مخاطب نسبت به بازتاب یا شکل دهی پدیده های اجتماعی متاثر از آپاراتوس در سینمای ایران است. روش تحقیق کیفی بر اساس جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای، آرشیوهای صوتی تصویری و بر مبنای تحلیل محتوی جهت دار است. از این روی سینمای ایران به 7 دوره تقسیم و مورد تحلیل قرار گرفته است. نتیجه حاصله نشان می دهد سینمای ایران متاثر از آپاراتوس در بازتاب و شکل دهی جامعه در دوره های گوناگون متفاوت و نقشی نسبی و شکننده داشته است.
چالش های اخلاقی پدیدار شده در ژورنالیسم واقعیت مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم تابستان ۱۴۰۱شماره ۳۰
105 - 67
حوزههای تخصصی:
دنیای امروز شاهد انقلابی در عرصه روایتگری است. تولید کنندگان محتوا در سراسر جهان به طور فزاینده ای از فناوری های نوپدید همانند واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و واقعیت ترکیبی برای روایت داستان های خود استفاده می کنند. ژورنالیسم واقعیت مجازی به عنوان یک مفهوم جدید قابلیت تعامل مخاطب با خبر، تجربه رویداد به عنوان اول شخص و افزایش همدلی را به همراه دارد. با این حال ژورنالیسم واقعیت مجازی با چالش های فراوانی روبرو است، برخی آن را هدف نهایی ژورنالیسم می دانند که مرزهای زمان و مکان را از بین برده و افراد می توانند به صورت عینی رویداد را تجربه کنند ومنتقدین آنرا مغایر با اصول ژورنالیستی قلمداد کرده و اعتقاد دارند ژورنالیسم به عدالت بیشتر نیاز دارد تا افزایش همدلی. این مقاله با بهره گیری از روش کیفی مصاحبه عمیق با کارشناسان ژورنالیسم واقعیت مجازی و با استفاده از تکنیک مقایسه دائمی مهمترین چالش های اخلاقی ژورنالیسم واقعیت مجازی را مورد بررسی قرار می دهد. نتایج پژوهش نشانگر آن است که چالش های اخلاقی باید از دو منظر تولیدکنندگان و مخاطبان مورد بررسی قرار گیرد. تولید کنندگان ژورنالیسم واقعیت مجازی باید پاسخی روشن به تغییرات بنیادین در رویه بنگاه های خبری و اصول روایتگری داده و به دنبال حفظ استقلال خود باشند و از طرفی قوانینی را جهت تامین شفافیت، صداقت، ساخت محتوایی هوشمندانه، مراقبت از کودکان، جمع آوری مسئولانه داده ها و هدف ژورنالیسم، به کارگیرند. همچنین در بخش مخاطبان باید چالش های برداشت شخصی از رویداد، از میان رفتن واقع-گرایی، از دست دادن جریان اصلی رویداد، چگونگی تاثیر محتوا بر مخاطب و جعل عمیق مورد نظر قرار گیرند.
نقش عوامل زمینه ای رسانه های اجتماعی مجازی در تمایل به گذران اوقات فراغت با رویکرد فعالیت های ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال هجدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۶
251 - 268
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، نقش عوامل زمینه ای رسانه های اجتماعی مجازی در تمایل به گذران اوقات فراغت ورزشی بود. این تحقیق از نظر هدف کاربردی بوده، از نظر نوع جزو تحقیقات همبستگی می باشد که به صورت میدانی اجرا گردید. جامعه آماری تحقیق کلیه شهروندان شهرستان سبزوار انتخاب شد و برای نمونه گیری در مجموع 400 پرسشنامه منطبق با نوع روش شناسی مطالعه توزیع شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته تمایل به گذران ورزش و کارکردهای رسانه های اجتماع بهره گرفته شد و در نهایت داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای و آزمون رگرسیون به شیوه همزمان) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین عوامل زمینه ای رسانه های اجتماعی مجازی با تمایل به ورزش رابطه مثبت و معناداری برقرار است. ضریب همبستگی برابر با 48/0 و ضریب تبیین برابر با 22/0 می باشد و می توان گفت 22 درصد از تغییرات تمایل به ورزش از طریق عوامل زمینه ای رسانه های اجتماعی مجازی تببین می شود. با توجه به اینکه از بین این عوامل مشارکت اجتماعی و اطلاع رسانی بیشترین تاثیر بر تمایل به ورزش را دارا می باشند، می توان گفت در صورتی که رسانه ها بتوانند برنامه های جمعی را در راستای اجرای همایش های ورزشی و پیاده روی های عمومی ورزشی در سطح شهر به عموم مردم اطلاع رسانی نمایند می توانند باعث افزایش انگیزه مشارکت ورزشی مردم می گردند.
رابطه سبک های فرزندپروری والدین با تعارض والد-نوجوان و مسؤولیت پذیری در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بررسی رابطه سبک های فرزندپروری والدین با تعارض والد-نوجوان و مسئولیت پذیری در نوجوانان انجام گرفت. روش پژوهش پیش رو، توصیفی-همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه نوجوانان مراجعه کننده به مرکز مشاوره و مددکاری فرماندهی انتظامی استان همدان که 250 نفر بودند، تشکیل دادند که از این جامعه، به شیوه نمونه گیری تصادقی ساده، 112 نفر، شامل 56 پسر و 56 دختر برگزیده شدند. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز، از ابزار پرسشنامه استفاده گردید. یافته ها نشان داد که میزان بالای کیفیت سبک های فرزندپروری والدین با تعارض والد-نوجوان پایین نوجوانان و میزان بالای کیفیت سبک های فرزندپروری والدین با مسئولیت پذیری بالای نوجوانان همبستگی دارد.
Presenting the Pattern of School Administrators’ Interaction with Educated New Teachers of Farhangian University based on the Anthropological of Islamic Education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Educational environments are a place for the development of science, advancement of educational goals and cultural transfer. As a result, the aim of this study was presenting the pattern of school administrators’ interaction with educated new teachers of Farhangian University based on the anthropological of Islamic education. Methodology: This research in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was qualitative. The statistical population of this research was managers and professors familiar with the field of research in Farhangian Universities of Razavi Khorasan province in 2021 year. In this study, the samples according to the principle of theoretical saturation were included 8 people who were selected based on the inclusion criteria and with using the purposive sampling method. Data collection tools were included demographic information form and semi-structured interview with managers and professors, which whose validity was confirmed by triangulation method and its reliability was calculated by agreement coefficient method between two coders 0.86. Also, to analyze the data were used from thematic analysis method. Findings: The findings of the present research showed that for the pattern of school administrators’ interaction with educated new teachers of Farhangian University based on the anthropological of Islamic education were identified 42 sub themes in 11 main themes. The identified main themes in this research were included the principal's respect to new teachers, principle of human respect, principle of dialogue, principle of tolerance and leniency, principle of altruism, principle of piety, principle of moderate rationality, principle of accepting intellectual and religious differences, management skills, interpersonal skills and communication skills. Finally, the pattern of the main themes of the school administrators’ interaction with educated new teachers of Farhangian University based on the anthropological of Islamic education was designed. Conclusion: According to the results of this study, in order to improve the school administrators’ interaction with educated new teachers of Farhangian University based on the anthropological of Islamic education can provide the ground for the realization of the identified sub and main themes for it.