ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
۸۰۱.

تأثیر شاخص های فرهنگی بر ارتقای کیفیت منظر شهری؛ مطالعه موردی شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۹
منظر شهری هنر یکپارچگی بخشیدن بصری و ساختاری به مجموعه ی ساختمان ها، خیابان ها و مکان هایی است که محیط شهری را می سازند. یکی از مواردی که تاثیر بسزایی در پایداری منظر شهری دارد، فرهنگ می باشد. فرهنگ به طور ضمنی پیوندی میان عناصر فضایی و مادی شهر و نیروهای اجتماعی و اقتصادی شکل دهنده آن نیز برقرار می کند به بیان دیگر کالبد شهر، اثر و ردپای تمایلات و فعالیتهای انسانی است. بنابراین هدف این تحقیق تدوین راهبردهایی برای پایداری منظر شهری بر پایه شاخص های فرهنگی می باشد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی تحلیلی می باشد. جامعه آماری پژوهش شهروندان با استناد به آمار سرشماری نفوس و مسکن 1395 شهر ارومیه که معادل 750805 نفر می باشد که با روش کوکران 384 نفر محاسبه گشته که به تناسب جمعیت هر 5 منطقه توزیع شده است. سپس داده های حاصل از طریق نرم افزارSPSS،تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که شاخص های فرهنگی تاثیر متفاوتی بر منظر شهری ارومیه دارند. با توجه به میانگین وزنی هر کدام از شاخص های فرهنگی؛ در کل می توان گفت که به ترتیب مناطق 4، 1، 5، 2 و 3 به ترتیب با ارزش عددی «2.86 – 2.73 – 2.47 – 2.32 و 2.29» بیشترین تاثیر را بر منظر شهری ارومیه داشته اند..
۸۰۲.

تجربه زیسته زنان از فرایند دادرسی طلاق در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۸۵
افزایش نرخ طلاق در ایران همراه با طولانی شدن فرایند دادرسی و چالش های حقوقی و اجتماعی مرتبط، طلاق را به یک مسئله اجتماعی برجسته تبدیل کرده است. این پژوهش کیفی، با استفاده از روش تحلیل روایت، تجربه زیسته زنان تهرانی در فرایند دادرسی طلاق را بررسی کرده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ زن مطلقه یا در شُرف طلاق جمع آوری شد که بین سال های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ در تهران مراحل طلاق را طی کرده اند. نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل روایت ها، یافته ها را در چهار موقعیت کلیدی دسته بندی کرد: ۱) شروع زندگی خانوادگی، شامل سبک های آشنایی (سنتی، دوستی، واسطه ای)؛ ۲) بسترسازهای جدایی، مانند اعتیاد، خیانت و اختلالات روانی یا جنسی همسر؛ ۳) فرایند دادرسی، متأثر از اطاله دادرسی، قوانین مردسالارانه و رفتارهای ناپسند قضایی؛ ۴) کشاکش حقوقی برای جدایی، شامل جدایی توافقی، بخشیدن مهریه و بازخوردهای متنوع از دادرسی. نتایج نشان داد که عوامل ساختاری (مانند اطاله دادرسی و نابرابری های جنسیتی در قوانین)، فرهنگی (مانند انگ های اجتماعی) و فردی (مانند حمایت خانوادگی، حضور وکیل و نحوه صحبت کردن و حضور زنان در جلسات دادگاه) نقش مهمی در تجربه زنان از روند رسیدگی به پرونده های طلاق و دادرسی دارند. این یافته ها، با تأکید بر فرسایندگی فرایند طلاق برای زنان، ضرورت اصلاحات حقوقی، تقویت حمایت های اجتماعی و کاهش تبعیض جنسیتی در نظام قضایی را برجسته می کنند. مطالعه حاضر به فهم عمیق تر نابرابری های جنسیتی در نهادهای حقوقی کمک کرده و زمینه ساز پیشنهادهایی برای سیاست گذاری در راستای حمایت از زنان مطلقه است.
۸۰۳.

معناسازی و گفتمان سازی هویت قومی در شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۸
این پژوهش به بررسی چگونگی بازنمایی هویت طلبی قومی ترک ها در فضای مجازی با تمرکز بر شبکه اجتماعی اینستاگرام پرداخته است. ضرورت تحقیق از آنجا ناشی می شود که شبکه های اجتماعی نوین، به ویژه اینستاگرام، با ظرفیت بالای خود در تولید و انتشار محتوا به محملی مهم برای تبلیغ گفتمان های قوم گرایانه بدل شده اند و می توانند انسجام ملی را تحت تأثیر قرار دهند. روش تحقیق کیفی بوده و بر مبنای نشانه شناسی بارت و پیرس و تحلیل محتوای هدایت شده انجام گرفته است. جامعه آماری شامل صفحات اینستاگرامی هواداران پان ترکیسم بود. از میان ده ها پروفایل موجود، سه صفحه با بیش از دو هزار دنبال کننده به روش هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مشاهده مستقیم و تحلیل نشانه ها گردآوری و سپس با رویکرد کدگذاری و طبقه بندی کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد محتوای صفحات مورد مطالعه به طور مستمر بر برجسته سازی هویت قومی و بازتولید گفتمان قوم گرایی متمرکز بوده است. تصاویر و متون با ارجاع به مؤلفه های فرهنگی و تاریخی، تلاش کرده اند انسجام درون گروهی ایجاد کرده و حس تعلق به جامعه قومی واحد را تقویت نمایند. تحلیل داده ها آشکار ساخت که برای اقناع مخاطبان، از شیوه های متنوع ارتباطی بهره گرفته شده است؛ از جمله برانگیختن احساسات، ایجاد حس نوستالژیک و استفاده از جاذبه های عاطفی و هیجانی. نتایج نشان می دهد اینستاگرام بستری مؤثر برای بازتولید هویت های مقاومتی و گفتمان های قومی است. این امر ضرورت توجه جدی به سیاست گذاری فرهنگی و مطالعات تطبیقی در سایر شبکه های اجتماعی و سنجش بازتاب آن در افکار عمومی را برجسته می سازد.
۸۰۴.

سیاست زندگی و مشارکت در سپهر همگانی: مطالعه کیفی زنان بندر دیلم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۲۷
هدف: بازاندیشی فرایند تعریف و باز تعریف خود از طریق مشاهده و تأمل در اطلاعات درباره ی مسیرهای ممکن زندگی است. زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه ، سوژه هایی هستند که در جامعه ی در حال گذار از سنت به مدرن، بارها و بارها خود را تعریف و باز تعریف کرده اند. بررسی و کنکاش بازاندیشی سیاسی و تعریف جایگاه آن در ذهنیت و عینیت زنان موضوعی است که لازم است بصورت عمیق درک شود. زیرا امروزه سیاست، نه با ویژگی های ساختاری آن بلکه با تکیه بر نقش فرهنگ ،حول موضوعاتی چون سیاست هویت، سیاست تفاوت و سیاست جنبش های اجتماعی می چرخد.  کنشگران سیاسی امروز تنها افرادی نیستند که با رأی دادن و مشارکت سیاسی از طریق فرایندهای معمول شناخته شوند بلکه افراد و گروه ها، راه های دیگری را برای تأثیرگذاری و مشارکت در امر سیاسی بر می گزینند.روش: پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناختی انجام شده است. مصاحبه نیمه سازمانیافته با ۱۵ زن ۱۸ تا ۷۰ ساله (شاغل، خانه دار، فعالان زن، کاندیداهای پیشین شورای شهر) و با تکنیک مصاحبه ی عمیق نیمه طراحی شده، بصورت تلفنی و با نمونه گیری هدفمند و ترکیبی جمع آوری شده و سپس با روش تماتیک طبقه بندی و تحلیل شده اند. اعتبارسنجی با استفاده از راهبردهای اعتبارپذیری (تماس طولانی با میدان پژوهش)، انتقال پذیری (توصیف غنی زمینه) و قابلیت اطمینان (مسیرنمای حسابرسی) انجام شده است.یافته ها: نتایج این مطالعه نشان از گذار از سنت به مدرنیته و بازاندیشی سیاسی زنان می باشد. جهت گیری سیاسی زنان به تعبیر گیدنز به سمت سیاست زندگی چرخش کرده است و مشارکت سیاسی آنها در سطح حداقل به معنای کمی و کیفی دیده می شود. هرچند، زنان خواستار حضور بیشتری در عرصه سیاست بوده اند اما این امکان به لحاظ فرهنگی و ساختاری برایشان فراهم نشده است و این تجربه تلخ و ناموفق بر بازاندیشی سیاسی آنها تاثیرگذار بوده است. بطوری که آینده سیاسی خود را تاریک دانسته و تمایلی جهت کسب کرسی های سیاسی نداشته اند. مصاحبه شوندگان،فرهنگ سنتی، مردسالاری حاکم بر شهر، عدم اعتماد جامعه، خودباوری و عدم حمایت زنان از هم را مهم ترین عوامل ناکامی و بی میلی خود نسبت به کسب قدرت سیاسی دانسته اند.نتیجه: این مطالعه نشان می دهد که علی رغم تمایل برخی زنان دیلم برای مشارکت سیاسی، گفتمان مسلط مردسالارانه (همراه با بازتولید انگاره های سنتی در خانواده و جامعه) و فقدان سرمایه اجتماعی بین زنان، بازاندیشی سیاسی آنان را به سمت انفعال و فردگرایی سوق داده است. غلبه این روند، توسعه پایدار در دیلم را با چالش جدی مواجه می کند.
۸۰۵.

بازآفرینی فردی و اجتماعی زنان متأهل در بازگشت به تحصیلات دانشگاهی: مطالعه ای کیفی در دانشگاه یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۶
اهداف: پژوهش حاضر به تبیین درک و تجربه فرآیند بازآفرینی فردی و اجتماعی زنان متأهل با بازگشت به تحصیل در دانشگاه یزد می پردازد. بازآفرینی فردی و اجتماعی زنان از طریق تحصیلات دانشگاهی به فرآیندی گفته می شود که در آن زنان با بهره گیری از تحصیل به بازنگری در توانایی ها و نقش های خود دست می زنند که رشد و توسعه فردی و اجتماعی آن ها را به همراه دارد. این پژوهش به این دلیل حائز اهمیت است که در شرایطی که بسیاری از زنان با ازدواج و به دلایل گوناگون تحصیل را رها می کنند و فرصت های پیشرفت آن ها محدود می شود بازگشت به دانشگاه به زنان این امکان را می دهد تا ضمن بازتعریف خود، به تقویت جایگاه اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی فردی دست یابند. روش مطالعه: روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش کیفی، راهبرد نظریه داده بنیاد و رهیافت ساخت گرایانه چارمز است. مشارکت کنندگان 26 نفر از زنان متأهل در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری که پس از چند سال دوباره به تحصیل بازگشتند، از طریق نمونه گیری گلوله برفی با حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده ها توسط مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته در سه مرحله اولیه، کانونی و نظری در قالب چهارده کد اولیه، شش کد کانونی و یک کد نظری دسته بندی شد. یافته ها: در فرآیند تحلیل و کدگذاری به کدهای کانونی خویشتن باوری، تحقق منزلت اجتماعی و اقتصادی، بهبود کیفیت زندگی و معنابخشی، تجربه دانشگاهی به عنوان زمینه تحول، استقلال فکری و تعادل در ارزش ها، مدیریت زندگی در بستر نقش های چندگانه رسیدیم. بازآفرینی فردی و اجتماعی به عنوان کد نظری ساخته شد. نتیجه گیری: براساس یافته ها زنان متأهل با تجربه دانشگاه به عنوان زمینه تحول از طریق تحصیل به خویشتن باوری رسیده اند که برای آن ها بهبود کیفیت زندگی و معنابخشی همچنین مدیریت زندگی در بستر نقش های چندگانه را به همراه داشت. این زنان توانسته اند با استفاده از تحصیل در افکار و اعمالشان در زندگی به استقلال فکری و تعادل در ارزش ها دست یابند و در کنار فراگیری دانش انتظار تحقق منزلت اجتماعی و اقتصادی از تحصیل دارند.
۸۰۶.

صنعت مذهب سازی؛ تحلیل نشانه شناختی نحوه بازنمایی ابعاد دین داری در سریال عامه پسند تلویزیونی «پایتخت3»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۹
دین در دوران مدرن، در راستای نظارت و تأیید مناسک و آموزه ها، با سازمان دهی در یک آموزه استاندارد تبیین شده، اقدام به همگونی و متعارف سازیِ جهان بینیِ پیروان می کند. در این دوره، تلویزیون برای ارائه آموزه های نخبگان دینی مورداستفاده قرار می گیرد. این پژوهش درصدد واکاوی سریال های عامه پسند دهه نود تلویزیون ایران است که با روش نشانه شناسی، مشخص کند بازنماییِ موقعیت های دینداری، چگونه بر شکل دهی به ذهنیتِ مخاطب و شکل گیری سوژه دیندارِ ایدئال و یکسان سازی شده از او، تأثیر می گذارد. این پژوهش با نگاهی به ابعاد «دینداری» نینیان اسمارت و نظریه «بازنمایی» استوارت هال، به چگونگی بازنمایی پیام های دینی بر هم ذات پنداری مخاطب سریال های عامه پسند تلویزیون پرداخته است. پژوهش با بهره گیری از روش نشانه شناسی، الگوی سه سطحیِ جان فیسک و محور همنشینی و جانشینی سوسور، به واکاوی پیام های دینی پرداخته است. روش نمونه گیری این پژوهش هدفمند است و از مجموعه سریال های پایتخت، سریال پایتخت3 را انتخاب کرده است. این که سریال در ژانر اجتماعی-خانوادگی و طنزآمیز است، امّا یافته ها نشان می دهد این سریال پیام های دینی را نیز بازنمایی می کند: 1. نتیجه شومِ اعمالِ بد؛ 2. نتیجه خوشِ اعمالِ خوب؛ 3. القاء وجودِ قدرتِ پروردگار در انجام امور و ... کلیشه هایی از موقعیت های دینی در سریال را به نمایش می گذارد. در سریال مورد واکاوی، بیشترِ پیام های دینی از دسته بعدهای دینیِ اعتقادی-ایدئولوژیکی، اخلاقی-احکامی و مناسکی-شعائری است.
۸۰۷.

پژوهشی تطبیقی از ارتباط تنظیم حکومتی دین و دینداری در جوامع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۳
تنظیم حکومتی دین را می توان به آن بخش از قوانین، مقررات، سیاست ها و اقدامات اداری-اجرایی حکومت ها اطلاق نمود که فعالیت های افراد،گروه ها و سازمان های مذهبی را محدود، هدایت، اداره و کنترل می نماید. این نوع تنظیم مربوط به سیاست ها یا اقدامات کارگزاران حکومتی در مدیریت و اداره زندگی مذهبی شهروندان به عنوان بخشی از خدمات ارائه شده در جهت حکمرانی خوب و تضمین پیروی از قوانین و مقرراتی است که به منظور دستیابی به فعالیت های مطلوب در یک جامعه براساس ارزش های مورد قبول حکومت انجام می شوند. چگونگی ارتباط بین تنظیم حکومتی دین با دینداری یکی از محورهای مهم منازعه میان دو پارادایم حاکم بر جامعه شناسی دین یعنی سکولاریزاسیون و اقتصاد/بازار دین در چند دهه اخیر بوده است. استدلال های جامعه شناسان ذیل پارادایم سکولاریزاسیون منجر به استنتاج این فرضیه شد که تنظیم حکومتی دین همبستگی مثبت با دینداری دارد. در مقابل، پارادایم جدید اقتصاد/بازار دین استدلال هایی برای اثبات این فرضیه اقامه کرد که تنظیم حکومتی دین همبستگی منفی با دینداری دارد. در مقاله پژوهشی حاضر، مکانیسم های ارتباطی میان دو متغیر تنظیم حکومتی دین و دینداری از دیدگاه دو پارادایم سکولاریزاسیون و اقتصاد/بازار دین تشریح گردید و سپس، فرضیات متعارض آنها با داده های ثانویه مربوط به کشورهای اسلامی از طریق تحلیلِ بین کشوری با واحد تحلیل کشور در یک دوره زمانی 15 ساله مورد وارسی تجربی قرار گرفت. یافته های این تحقیق عمدتاً حکایت از تأیید تجربی فرضیه منبعث از رویکرد نظری سکولاریزاسیون مبنی بر ارتباط مثبت تنظیم حکومتی دین با دینداری مردم داشت؛ ضمن آن که نتوانست حمایت تجربی جدی برای فرضیه رویکرد نظری اقتصاد/بازار دین مبنی بر ارتباط منفی تنظیم حکومتی دین با دینداری مردم به دست آورد. 
۸۰۸.

تن به مثابه ابزار، واکاوی بسترهای روسپیگری از دیدگاه زنان روسپی در تهران؛ یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۰
روسپیگری پدیده ای است که از دیرباز در جوامع بشری نمود داشته و بیشترین تحقیر و عوارض آن عاید زنان خدمات دهنده جنسی بوده است. این عارضه اجتماعی علی رغم مزایای اقتصادی، پیامدهای مخربی برای جامعه داشته و حرمت انسانی زن و خانواده را در هم می شکند. از این رو هدف این پژوهش واکاوی بسترهای روسپیگری از دیدگاه زنان روسپی در تهران است. در این تحقیق کیفی که با روش تحلیل تماتیک انجام شده است، جامعه مورد مطالعه 10 نفر از زنان درگیر در پدیده روسپیگری در شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. این افراد از لحاظ ویژگی های فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با یکدیگرتفاوت داشتند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده و داده ها با روش تحلیل مضمون تحلیل شده است. حاصل تحلیل داده ها، شش مضمون اصلی (آشفتگی های خانوادگی، ارتباطات نامناسب، آسیب های اجتماعی، مشکلات اقتصادی، موقعیت های آسیب زا و معضلات فرهنگی و سنتی) و 16مضمون فرعی (بی سرپرستی، اعتیاد در خانواده، محرومیت عاطفی-جنسی، ازدواج بحران گریزانه، روابط اجتماعی آسیب زا، فرار از تعهد و مسئولیت، کنش وری هنجارشکنانه جنسی، نگاه جنسی مردان به زنان، ناکامی در منزلت اجتماعی، ناکامی در اشتغال پردرآمد، شکاف و نابرابری جنسیتی در اشتغال، ضعف اقتصادی خانواده، محل کار آلوده به مسائل جنسی، محیط آسیب زا، ضعف سنت ها و سبک زندگی مدرن و ضعف اعتقادات)، است. روسپیگری پدیده ای چند عاملی است که از بطن خانواده های آشفته، محیط های جرم خیز، اجتماع آسیب دیده، فرهنگی مملو از تناقض و فقر سر برآورده است. پیشنهادهای این پژوهش بر تقویت اشتغال، برابری اقتصادی زنان، فرهنگ سازی و ارتقای مشارکت اجتماعی، آموزش پیشگیرانه و آگاهی بخش برای کاهش آسیب روسپیگری متمرکز است.  
۸۰۹.

بهینه سازی محتوای رسانه ای با هوش مصنوعی در صنعت رسانه و تبلیغات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۷
در عصر حاضر ادغام علوم اعصاب و هوش مصنوعی تحولی بنیادین در تحلیل رفتار مخاطبان و بهینه سازی محتوای رسانه ای ایجاد نموده است. به لحاظ هدف، این مطالعه به بررسی کاربردهای هوش مصنوعی در پردازش داده های عصبی و ارتقای شخصی سازی محتوای رسانه ای می پردازد. در بحث روش شناسی پژوهش حاضر با بهره گیری از روش سنتز پژوهشی، پژوهشات معتبر در حوزه های نورومارکتینگ، یادگیری ماشین و یادگیری عمیق را مورد تحلیل قرار داده است. یافته های اساسی الگوریتم های هوش مصنوعی توانایی پردازش مؤثر داده های عصبی شامل EEG و fMRI را دارا می باشند. این فناوری ها قادر به استخراج الگوهای شناختی و عاطفی مخاطبان بوده و امکان شناسایی مؤثرترین بخش های محتوا و شخصی سازی تبلیغات را فراهم می سازند. مطالعه حاضر موفق به ارائه مدلی نظام مند برای تلفیق این فناوری ها شده است.ردر نتیجه تلفیق علوم اعصاب و هوش مصنوعی درک عمیق تری از رفتار مخاطبان ارائه داده و راهکارهای نوینی برای تولید محتوای مؤثر پیشنهاد می نماید، اگرچه چالش های اجرایی و اخلاقی این حوزه نیازمند توجه ویژه می باشند.
۸۱۰.

پدیده خشونت، کشمکش و جنگ و نقش آن در پیچیدگی سیاسی اجتماعی جوامع(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۶
خشونت، کشمکش و جنگ همواره بخشی جداناپذیر از جوامع انسانی بوده  و دلایل و انگیزه های گوناگونی موجب بروز آن می شود. بدیهی است که مطالعه این موضوع در جوامع باستانی درک بهتری از ریشه ها و عوامل این پدیده انسانی را در گذشته و ارتباط آن با حال و آینده فراهم می آورد و از سوی دیگر، بین مطالعات باستان شناسی و موضوعات امروزی جامعه پیوند برقرار می کند. با این گونه مطالعات می توان سیر تحول الگوی رفتارهای بشر در زمینه های مختلف مانند درگیری و کشمکش چه در گذشته دور و چه در گذشته نزدیک و همچنین علل و پیامدهای آن ها را ردیابی کرد. در پژوهش پیش رو با مطالعه بر روی برخی از مواد فرهنگی باستانی با شواهد خشونت و کشمکش، میزان تاثیر این پدیده بر پیچیدگی های جوامع بررسی شد. تا کنون موضوع جنگ و جنگاوری در باستان شناسی به مطالعه فناوری جنگ افزارها پرداخته و کمتر به پدیده اجتماعی خشونت و جنگ توجه شده است. حال با توجه به نتایج نمونه های موردی مطالعه شده می توان گفت که این پدیده در پیچیدگی های سیاسی و اجتماعی جوامع تاثیر مستقیم دارد..شواهد و مواد فرهنگی به جای مانده از گذشته مانند آثار به جای مانده از جنگ و جنگاوری آشوری ها در بین النهرین نقش مدارک باستان شناسی و منابع نوشتاری دوران باستان را در پژوهش های مرتبط با باستان شناسی کشمکش به طور ویژه روشن می کند.در پایان گفتنی است  که جنگ و جنگاوری خود نتیجه پیدایش پیچیدگی هایی در سطح سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعیِ جامعه است و از سوی دیگر خودِ جنگ عامل پیچیدگی هایی در سطوح مختلف جامعه به شمار می آید
۸۱۱.

صلح گروگان روابط قدرت؛ لزوم حکمرانی ملکه گی در کندوی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۶۳
صلح و قدرت ارتباط پیچیده ای دارند. پژوهش حاضر با هدف کمک به فهم بهتر مفهوم قدرت -به عنوان یک امر کلی و دارای شمولیت در ساحات مختلف زندگی- درکی غیرمتمرکز از قدرت و حکمرانی و پیوند آن با صلح را ارائه می کند. به این ترتیب با نگاهی جامعه شناختی و از لنز فوکو به مفهوم قدرت و حکمرانی می نگرد و نشان می دهد روابط قدرت در ارتباط با صلح در حوزه های مختلف زندگی افراد چگونه عمل می کند. روش تحقیق کیفی از نوع نظرییه زمینه ای است و داده ها به روش نمونه گیری هدفمند و با تکنیک مصاحبیه نیمه ساختاریافته با 43 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز در سال 1402 به دست آمد و بعد از جمع آوری داده ها به شیویه کدگذاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد مصاحبه شوندگان صلح را گروگان روابط قدرت و حکمرانی هایی می دانند که در تمام ساحات زندگی آن ها نمود یافته و توسط اشکال و روابط قدرت نامطلوبی از جمله «سلطیه سلاطین قدر قدرت»، «فناوری انضباطی قدرت» و «رژیم های حقیقت حاکم» گروگان گرفته شده است. آنان برای ترمیم این رابطه و دستیابی به صلح به «لزوم واژگونی روابط قدرت»، «شکل گیری روایت» و «جلوه گری مدارا و رواداری» اشاره داشتند. برای خارج شدن از اوضاع پیش رو، توجه به حکمرانی نرم یا به تعبیری «حکمرانی ملکگی در کندوی اجتماعی» به عنوان ضرورت امروز و نیاز فردا احساس می شود.
۸۱۲.

بررسی جامعه شناختی گردشگری پایدار در منطقه ارسباران-آذربایجان شرقی با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
این مطالعه با رویکرد نظریه داده بنیاد به بررسی جامعه شناختی گردشگری پایدار در منطقه ارسباران–آذربایجان شرقی می پردازد. پژوهش حاضر کیفی بوده و داده های موردنیاز ازطریق مشاهده، مصاحبه و تحلیل اسناد غیرواکنشی گردآوری شده اند. جامعه موردمطالعه شامل اساتید دانشگاه و متخصصان حوزه گردشگری در منطقه ارسباران است. حجم نمونه براساس فرایند اشباع نظری مشخص شد و در ابتدا ۲۰نفر به عنوان نمونه اولیه انتخاب شدند. نمونه گیری به صورت نظری (روش گلوله برفی)، انجام گرفت. به منظور اعتباربخشی یافته ها، اعتبار نظری ازطریق کار میدانی گسترده و زاویه بندی نظری مورداستفاده قرار گرفت. فرایند تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری (باز، محوری و گزینشی)، و با بهره گیری از نرم افزار مکس کیو دی اِی، صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهند که شرایط توسعه گردشگری پایدار در منطقه ارسباران شامل: «گردشگری مسئؤلانه»، «فرهنگ گردشگرپذیری»، «مشارکت جامعه محلی»، «رعایت اصول پایداری»، «امنیت پایدار» و «تشویق صنایع و حرفه های محلی»، است. زمینه های توسعه گردشگری پایدار نیز شامل: «عرضه محصولات جدید گردشگری»، «گنجاندن زنان در بخش گردشگری»، «هماهنگی میان نظام عرضه و تقاضا» و «تاب آوری برنامه ریزی شده در برابر اثرات توسعه گردشگری»، می شود. راهبردهای توسعه گردشگری پایدار دراین منطقه بر «مسئولیت پذیری زیست محیطی» و «احیای اقتصاد محلی»، استوار است. پیامدهای توسعه گردشگری پایدار در منطقه ارسباران نیز شامل «رشد بلندمدت صنعت گردشگری بدون آسیب به زیست بوم های طبیعی»، «افزایش ثبات درآمدی»، «حفظ توازن اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی»، «پاسخ گویی بلندمدت به نیازهای گردشگران»، «ایجاد فرصت های توسعه پایدار»، «مدیریت بهینه منابع طبیعی برای نسل های کنونی و آتی»، «تبادل خدمات اکوسیستمی طبیعی» و «تقویت هویت اجتماعی و فرهنگی»، است.
۸۱۳.

رابطه فرهنگ و باروری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۷۳
کشور ایران در چند دهه اخیر با روند تند کاهش باروری مواجه بوده است. کاهش باروری را می توان با تغییر در ساختار نگرشی افراد مرتبط دانست، به عبارتی فرهنگ، عناصر و ساختارهای فرهنگی بر فرآیند باروری در کشور ایران تاثیر گذار بوده اند. فرهنگ دارای سه مولفه مهم شامل: 1) ابعاد شناختی( ارزش ها و نگرش ها) ؛ 2) ابعاد سازمانی ( هنجارها و قوانین فرهنگی) ؛ 3) ابعاد مادی ( نمادهای فرهنگی) می باشد. هدف مقاله حاضر بررسی تاثیر مولفه های مهم فرهنگی شامل مولفه های شناختی، هنجاری و نمادی بر رفتار باروری در کشور ایران است. در راستای نیل به اهداف فوق، پس از طراحی پرسشنامه خبره ، با بیست نفر از خبره ها مصاحبه و نتایج حاصل از این فرآیند با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از خروجی نرم افزار اکسپرت چویس نشان داد مولفه شناختی فرهنگ به عبارتی شاخص تغییر در ارزشها و نگرشها مهم ترین مولفه فرهنگی و نحوه تقسیم کار جنسیتی در منزل، نگرش های جنسیتی مساوات طلبانه، تاثیر رسانه های مدرن و سیاستهای دولتی مهمترین زیر شاخص های فرهنگی تاثیرگذار بر رفتار باروری از دیدگاه خبرگان معرفی شده اند. در زمینه اجرایی شدن سیاست های افزایش باروری باید توجه داشت که فقط اعمال برنامه اقتصادی نمی تواند به تنهایی تاثیر گذاری قابل توجه ای در افزایش باروری داشته باشد، از اینرو پیشنهاد می شود در بسته های حمایتی خانواده بعد ارزشی، فرهنگی هم به درستی مورد توجه قرار گرفته و در برنامه های حمایتی خانواده گنجانده شوند.
۸۱۴.

مطالعه دریافت مشترک مخاطبان از نماد در فیلم های سینمایی با تکیه بر نظریه سمبولیسم فطری شهید آوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۶۷
فیلم سینمایی به عنوان یک محصول رسانه ای از زوایای گوناگونی قابل تحلیل و بررسی است. کاشت سمبول در هر فیلم را می توان به نوعی تهمید کارگردان در اثر گذاری بر مخاطب دانست. این امر را می توان هدف اصلی این پژوهش دانست. در این پژوهش برای واکاوی تاثیر سمبول های فطری در فیلم، از نظریه سمبول فطری شهید مرتضی آوینی استفاده شده است و به جهت تحدید سمبول های به کار رفته در آثار سینمایی، با استفاده از نظریه انسان کامل شهید مرتضی بر نمادگرایی انسان کامل در فیلم تمرکز شد. بدین منظور سه فیلم چ، بادیگارد و به وقت شام مورد پژوهش قرار گرفته است. در این پژوهش ابتدا از طریق مطالعه اسنادی، چارچوب نظری انسان کامل استخراج شد و سپس با نمایش فیلم های انتخابی به مخاطبان، سمبول های فطری درک شده متناسب با نظریه انسان کامل احصا گردید. همچنین با تحلیل محتوای کیفی اطلاعات گرده آوری شده از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته چگونگی اثر گذاری این سمبول ها بر مخاطبان مورد تحلیل قرار گرفت. نتیجه حاصل شده، قرابت بسیار زیاد میان ویژگی های انسان کامل تعریف شده در مکتب اسلام و آنچه در فیلم ها نمادپردازی شده و آنچه مخاطب دریافت کرده است را نشان می دهد. شباهت سمبول های دریافت شده توسط مخاطبین مختلف در یک فیلم و همچنین شباهت سمبول های دریافت شده میان سه فیلم، موید این مدعاست که سینما می تواند با نمادپردازی فطری، معانی مشابهی را به مخاطبین مختلف ارائه نماید.
۸۱۵.

بررسی روند و چگونگی تغییر سبک پوشش مردان جامعه شهری ایران در دوره قاجاریه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۱۹
سبک پوشش ایرانیان از اولین موضوعاتی بود که در پی افزایش ارتباطات با غرب از اوایل دوره قاجاریه به چالش کشیده شد و همزمان با تغییر و تحولاتی که در عرصه های مختلف سبک زندگی ایرانیان از این دوره صورت گرفت، به تدریج تغییر کرد. مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسیِ روند و چگونگی تغییر سبک پوشش مردان با تأکید بر شهر تهران در دوره قاجاریه است. سوال اصلی پژوهش عبارت است از اینکه تغییر سبک پوشش مردان در دوره قاجاریه چه روندی را طی کرد و کدام قشرهای جامعه را شامل شد؟ هدف تحقیق، کمک به روشن شدن بخشی از تاریخ تحولات اجتماعی- فرهنگی دوره قاجاریه و نحوه برخورد با غرب و مسئله تجدد است. پژوهش حاضر به روش تاریخی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی صورت گرفت و نتیجه آن نشان داد با واردات روزافزون پارچه های تولید غرب از اوایل دوره قاجاریه تغییراتی در جنس، طرح و رنگ لباس ایرانیان صورت گرفت. همزمان، با گسترش روزافزون ارتباطات با غرب و آشنایی با فرهنگ و تمدن غربی، سبک پوشش غربی پوشش سنتی ایران را به چالش کشید و به عنوان بدیلی برای آن مطرح شد. ابتدا سبک پوشش نظامیان و بعد از آن درباریان، به صورت دستوری و از بالا و با توجیه غیرکاربردی بودن تغییر کرد. سپس با حاکم شدن تدریجی غرب گرایی و تجددطلبی بر فضای فکری و فرهنگی جامعه و شکل گیری نهادهای اداری، آموزشی مدرن و طبقه متوسط جدید، تغییر در سبک لباس به تدریج عمومیت یافت، به طوری که تا پایان دوره قاجاریه سبک پوشش اغلب مردان تهرانی از اقشار مختلف به سبک غربی و نیمه غربی تبدیل شد.
۸۱۶.

ماهیت رابطه ی خانواده و مدرسه: این رابطه در چشم انداز پارادایم های کلان چگونه تفسیر می شود؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۷
هدف این مطالعه واکاوی نظری ماهیت رابطه ی خانواده و مدرسه بود. برای دست یابی به این هدف، سه پیش فرض اولیه شامل: محور بودن مدرسه برای شکل گیری رابطه میان خانواده و مدرسه؛ محور بودن خانواده برای شکل گیری رابطه، و مشارکتی و همپا بودن این دو خرده نظام طرح شد. برای تحلیل این پیش فرض ها، سه پارادایم رفتارگرایی، انتقادی و تعامل-گرایی اجتماعی که به نوعی توانستند به هرکدام از پیش فرض ها پاسخ دهند، مبنای تحلیل قرار گرفت. یافته های مطالعه نشان داد، در پارادایم رفتارگرایی، مدرسه، محور تصمیم گیری است و خانواده به عنوان یک عنصر بیرونی است که به صورت مقطعی و در مواردی که مدرسه تشخیص دهد، ورود می کند. در پارادایم انتقادی، خانواده با نقد ابعاد و کنشگران مدرسه، تبدیل به عنصر تصمیم گیر و ساخت دهنده زیست بوم مدرسه، اعم از انتخاب معلم، شکل مدرسه، تعیین محتوا و هدایت مدرسه با هماهنگی ارکان محلی ظهور می یابد. در پارادایم تعامل گرایی اجتماعی، نه مدرسه تصمیم گیرنده صِرف است، نه خانواده تعیین کننده راهبردها می باشد؛ بلکه هر دو با مشارکت هم بر مبنای مشترکات به ایفای نقش می پردازند. به عبارتی در این پارادایم، اصلِ کار، با مشارکت خانواده، مبناست.
۸۱۷.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های سرمایه نمادین برای رهبران در سازمان های فرهنگی ایران (ترسیم شبکه مضامین)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه و اهداف: در چند دهه اخیر، جنبش های فکری پست مدرنیستی و رویکردهای تفسیری در علوم اجتماعی، به ویژه در حوزه مدیریت، موجب تغییرات چشمگیری در درک مفاهیم قدرت، نفوذ و رهبری شده اند. این رویکردها با تکیه بر نقش سازه های ذهنی و نمادها، جایگاه رهبر را نه صرفاً در چهارچوب سلسله مراتب رسمی، بلکه در شبکه ای از معانی، ارزش ها و نشانه های اجتماعی تعریف می کنند. یکی از مهم ترین مفاهیم در این چهارچوب، «سرمایه نمادین» است که توسط پیر بوردیو برای تبیین شیوه مشروعیت بخشی و اقتدار در مناسبات اجتماعی معرفی شده است. سرمایه نمادین شامل منابع غیرمادی همچون اعتبار اجتماعی، شهرت، افتخارات و توانایی جلب اعتماد است؛ منابعی که می توانند قدرت رهبر را بدون نیاز به ابزارهای اجبار یا کنترل مستقیم تقویت کنند.در بستر سازمان های فرهنگی ایران، مسئله بهره وری پایین به ویژه ناشی از ضعف در تأثیرگذاری مدیران بر کارکنان، برجسته شده است. حتی با افزایش قابل توجه منابع اقتصادی و زیرساختی، عملکرد مطلوب حاصل نمی شود؛ زیرا سرمایه نمادین رهبران به خوبی شکل نگرفته یا به کار گرفته نشده است. پژوهش حاضر با انتخاب دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم به عنوان مورد مطالعه، به دنبال شناسایی و تبیین ابعاد و مؤلفه های سرمایه نمادین رهبران فرهنگی و ارائه مدل بومی بازتولید آن است. سؤال محوری تحقیق این است که «رهبران فرهنگی چگونه می توانند بدون اتکا به سازوکارهای مستقیم و مادی قدرت، سطح نفوذ و اثربخشی خود را افزایش دهند؟». پاسخ به این سؤال می تواند هم در حوزه نظری رهبری و هم در عمل مدیریتی سازمان های فرهنگی، ارزشمند و کاربردی باشد. این هدف از طریق ترکیب نظریه بوردیو و داده های میدانی حاصل از مصاحبه های عمیق با مدیران و خبرگان فرهنگی دنبال شده است.این مطالعه از نظر هدف ماهیتی توسعه ای و از نوع پژوهش های کیفی دارد و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. انتخاب این روش به دلیل قابلیت آن در کشف الگوهای پنهان، روابط معنایی و ساخت مدل های مفهومی از داده های ناهمگن بود. چهارچوب مفهومی تحلیل مضمون در این تحقیق، الگوی سه سطحی کینگ و هورکس بوده که بر شناسایی مضامین کلیدی، تجمیع آنها به مضامین یکپارچه کننده، و سپس استخراج مضامین کلان تأکید دارد.جامعه آماری شامل خبرگان سازمان های فرهنگی و دانشگاهی آشنا با مسائل سرمایه نمادین بود. نمونه گیری به روش هدفمند آغاز شد و سپس با استفاده از تکنیک گلوله برفی، دامنه خبرگان گسترش یافت. معیار انتخاب شامل سابقه فعالیت مدیریتی یا پژوهش تخصصی در حوزه رهبری فرهنگی، و آشنایی با مفاهیم جامعه شناسی سرمایه ها بود. در نهایت، ۸ نفر شامل ۵ مدیر ارشد دفتر تبلیغات اسلامی و ۳ عضو هیئت علمی دانشگاه، طی مصاحبه های نیمه ساختاریافته مشارکت کردند.مصاحبه ها به صورت حضوری و با زمان میانگین ۶۰ دقیقه انجام شد. پرسش ها باز و کاوشگرانه طراحی شدند تا افزون بر پاسخ مستقیم، زمینه بروز دیدگاه های جدید و تجربه های زیسته خبرگان فراهم آید. داده ها پس از ضبط، به متن مکتوب تبدیل شد و طی فرایند چندمرحله ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی، ساختار تحلیل شکل گرفت. برای اطمینان از پایایی داده ها، دو کدگذار همکار به طور جداگانه بخشی از داده ها را کدگذاری کردند که توافق درونی آنها به ترتیب ۸۶ و ۸۸ درصد بود. این عدد بالاتر از حداقل مطلوب ۶۰ درصد برای مطالعات کیفی است. سرانجام، با رسیدن به نقطه اشباع نظری، گردآوری داده پایان یافت و مدل نهایی براساس همپوشانی یافته های نظری و میدانی تدوین شد.تحلیل داده ها به شناسایی ۱۷ مضمون کلیدی منجر شد که نقش مستقیم در ایجاد یا بازتولید سرمایه نمادین رهبران فرهنگی دارند. این مضامین شامل گستره ای از عوامل فردی، سازمانی و شبکه ای بودند. از ویژگی های شخصیتی مانند اخلاق، تواضع و اعتمادبه نفس، تا توانمندی های تخصصی در مدیریت و شبکه سازی. برای مثال، «تیم سازی و شبکه سازی» به عنوان عاملی مؤثر در گسترش دامنه نفوذ رهبر شناسایی و «برندسازی شخصی» ابزاری کلیدی برای تثبیت تصویر مثبت از رهبر در اذهان ذی نفعان تلقی شد.در گام بعدی، این ۱۷ مضمون به ۹ مضمون یکپارچه کننده و سرانجام به ۵ مضمون کلان تجمیع شدند: ارتباطات اجتماعی (شامل اعتماد، حمایت متقابل و شبکه سازی)، برندسازی شخصی، شایستگی (تخصصی، رفتاری و هوشی)، عملکرد موفق، و ویژگی های فردی (اخلاقی و اعتقادی). بررسی نسبت اهمیت این مضامین نشان داد که «شایستگی» مهم ترین بنیان سرمایه نمادین پایدار است. درواقع، رهبر زمانی می تواند اعتبار و نفوذ خود را تثبیت کند که ابتدا در حوزه های تخصصی و رفتاری به سطحی از مهارت برسد که به تولید عملکرد موفق و قابل رؤیت در سازمان بینجامد. این موفقیت سپس ازسوی بالادستان و شبکه های اثرگذار به رسمیت شناخته شده و به شکل «افتخارات سازمانی» در حافظه جمعی سازمان جای می گیرد.افزون براین، شهرت مثبت و پایدار و توانایی انتقال پیام سازمانی در قالب تبلیغات هدفمند یا روایت پردازی، از طریق برندسازی شخصی، موجب تقویت مؤلفه های دیگر می شود. همچنین، یافته ها نشان می دهد دارایی های اقتصادی گرچه نقش مستقیم در ایجاد سرمایه نمادین ندارند، اما به عنوان تسهیل گر، زمینه رشد سایر مؤلفه ها را فراهم می آورند. براساس این نتایج، مدل نهایی پژوهش ترسیم شد که در آن، جریان شکل گیری سرمایه نمادین از شایستگی آغاز و از طریق عملکرد موفق، افتخارات، و برندسازی، به توسعه ارتباطات اجتماعی منجر می شود.پژوهش حاضر با تمرکز بر رهبران فرهنگی ایرانی، ابعادی را روشن کرده که پیش تر در ادبیات داخلی کمتر به صورت یکپارچه بررسی شده بود. یافته ها نشان می دهد که در چنین سازمان هایی، مشروعیت و نفوذ رهبران به شدت به عوامل نمادین و غیرمادی وابسته است و صرف منابع مالی یا جایگاه رسمی، تضمین کننده موفقیت نیست. این نتایج همسو با نظریه بوردیو تأکید می کند که سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در صورت مدیریت راهبردی، قابلیت تبدیل به سرمایه نمادین را دارند و این سرمایه نمادین است که می تواند به پایداری قدرت منجر شود.براساس مدل نهایی، اقدامات مدیریتی باید از تقویت شایستگی های چندبعدی آغاز شود؛ زیرا این عامل نه تنها مبنای عملکرد موفق، بلکه پیش شرط ایجاد شهرت و افتخارات معتبر است. پیشنهاد می شود که سازمان های فرهنگی برنامه های آموزشی منسجم در حوزه مهارت های تخصصی، رفتاری و ارتباطی برای مدیران خود طراحی کنند و افزون برآن، از ابزارهای برندسازی شخصی، روایت پردازی سازمانی و ایجاد شبکه های حمایتی برای تثبیت تصویر مثبت رهبر استفاده کنند.همچنین، یافته ها نشان می دهد ارزش های اخلاقی و اعتقادی رهبر، به ویژه در سازمان های فرهنگی با ماهیت ارزشی، نقش انکارناپذیری در جلب اعتماد و حمایت ایفا می کند. بنابراین، انتخاب و پرورش مدیران باید با ارزیابی دقیق این مؤلفه ها همراه باشد. از منظر پژوهشی، این مطالعه مدلی بومی و کاربردی ارائه می دهد که می تواند مبنای تحقیقات آتی در حوزه های میان رشته ای مانند مدیریت استراتژیک، جامعه شناسی سازمان و رهبری تحول گرا قرار گیرد. همچنین، قابلیت تعمیم مدل به سایر سازمان های ایرانی، مشروط به انطباق با زمینه فرهنگی و ساختاری آنها، باید در مطالعات آینده بررسی شود. در سطح کلان، ادغام ملاحظات سرمایه نمادین در سیاست گذاری فرهنگی کشور، می تواند ضمن ارتقای بهره وری، سرمایه اجتماعی و انسجام ملی را نیز تقویت کند.
۸۱۸.

طراحی نقشه راه دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۷
با رشد سریع ارتباطات، رسانه بازیگر فعال میدان دیپلماسی شده و جمهوری اسلامی ایران به دلیل ویژگی ها و نوع تعامل با دیگر کشورها، نیاز جدی تری به دیپلماسی رسانه ای دارد. در پی پژوهش طراحی الگوی اقناعی دیپلماسی رسانه ای و استخراج الگوی پارادایمی، با استفاده از محتوای مصاحبه نیمه ساخت یافته با 17 تن از خبرگان دیپلماسی و رسانه درباره نقاط قوت و ضعف دیپلماسی رسانه جمهوری اسلامی و فرصت ها و تهدیدهای این حوزه، براساس مدل دیوید و ابزارSWOT به ارائه راهبردها پرداختیم. با تقاطع دادن عوامل مثبت و منفی درونی و بیرونی، 9 راهبرد ارتباط اقناعی دولت با رسانه، اجماع سلسله مراتبی در سیاستها، تعامل بین المللی، ستاد هماهنگی دیپلماسی رسانه ای، مشروع سازی سیاست خارجی، اقدامات حمایتی، رصد و بازخورد، اتاق فکر نخبگان رسانه ای و عملیات غیررسمی و اتاق شبکه های اجتماعی به دست آمد و هر کدام با استفاده از نظر خبرگان تشریح شد. همچنین یک مدل کاربردی به عنوان نقشه راه دیپلماسی رسانه ای ارائه شده که مغز آن ستاد هماهنگی دیپلماسی رسانه ای است. در نهایت سه پیشنهاد مدیریت ملی پیام های مسئولان، همگرایی اختیاری رسانه ها در موضوعات ملی و دیپلمات رسانه مطرح شده است.
۸۱۹.

ارائه الگوی جاری ارتباط معلم-دانش آموز در مقطع ابتدایی: رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۱
هدف پژوهش حاضر بررسی ارائه الگوی تعامل معلم-دانش آموز در دوره آموزش و پرورش ابتدایی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. قلمرو پژوهش را معلمان و دانش آموزان دوره آموزش و پرورش ابتدایی شهر بیرجند تشکیل دادند. با توجه به ماهیت پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد که با مصاحبه نیمه ساختاریافته 13 نفر از معلمان و 10نفر از دانش آموزان داده ها اخذ گردید. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین اطمینان پذیری از معیارهای لینکن و گوبا استفاده شد. یافته های حاصل از این پژوهش، در قالب مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین شامل تعامل معلم-دانش آموز در دوره آموزش و پرورش ابتدایی به عنوان مقوله محوری و شرایط علی (علل آموزشی،علل تربیتی و انگیزشی،علل شناختی-تحلیلی،علل شخصی سازی یادگیری،علل خانوادگی)، عوامل زمینه ای(عوامل خانوادگی، عوامل توسعه شغلی، عوامل شخصیتی و عوامل اجتماعی)، شرایط مداخله ای (اختلاف نسلی، علاقه مندی های مشترک، جنسیت، طرز تفکر و فرهنگ خانواده، جایگاه معلم در بین دانش آموزان، نوع مدرسه و جو کلاس و نقص جسمانی و معلولیت، شیوه بیان و رفتار)، راهبردها(تعامل رسمی و غیررسمی، برقراری تعامل کلامی و غیرکلامی، گرفتن تعامل حضوری و مجازی، بررسی پرونده و اطلاعاتی، طنز و بازی و فعالیت های گروهی) و پیامدها(پیشرفت تحصیلی، افزایش انگیزه، استعدادیابی، تغییر دیدگاه به مدرسه و معلم، کاهش آسیب های اجتماعی و تغییر در فرآیند تدریس و مدیریت کلاس) سازمان یافت. تعامل معلم-دانش آموز ارتباطی پیچیده و هدفمند در راستای رسیدن به اهداف آموزشی و تربیتی شکل می گیرد. ارائه الگو تعاملی معلم-دانش آموز می تواند معلمان و دانش آموزان را در برقراری یک ارتباط مطلوب یاری نماید.
۸۲۰.

An Analysis of Social Factors Influencing Greenwashing(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۵
Greenwashing is one of the emerging social harms in industry and companies, which can be considered a form of organizational hypocrisy and dissemination of misleading information to deceive citizens; in other words, greenwashing is the instrumental use of the concept of environmental protection with the aim of gaining economic profit.The purpose of this study is to identify and sociologically analyze the social factors influencing greenwashing, employing the Grey DEMATEL technique to determine the causal and interactive relationships among these factors. The statistical population of the study includes professors of the faculty of economics, management, and social sciences of Shiraz University. The sampling method was purposive sampling and the sample size was determined to be 12 people. Data were collected using library research methods and the questionnaire instrument.The results of the analysis using the Grey DEMATEL technique showed that the variables of social stress, social isolation, feeling of social insecurity, and decreased social participation had the greatest impact on greenwashing. It was also found that the variables of social distrust, physical and psychological risks, environmental risks, and reduced organizational creativity received the greatest impact from the greenwashing variable. In addition, in terms of importance, the variables of social distrust with a value of 6.52, physical and psychological risks with a value of 6.38, environmental risks with a value of 6.12, decreased organizational creativity with a value of 5.97, and decreased social participation with a value of 5.80 have the most importance.By reinforcing distrust and increasing social stress, greenwashing negatively affects both the mental and physical health of individuals and weakens the dynamism and efficiency of organizations, ultimately creating an obstacle to achieving sustainable development

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان