ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۱۷۲۱.

ارائه الگوی مدیریت چالش های رساله نویسی مبتنی بر تجارب زیسته دانشجویان دکتری جغرافیای کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۴۶
هدف: هدف این پژوهش ارائه الگوی مدیریت چالش های رساله نویسی بر اساس تجارب زیسته دانشجویان دکترای جغرافیای کشور عراق بود. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی از نوع پدیدارشناسی و روش توصیفی در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول از مصاحبه نیمه ساختاریافته و روش تحلیل 7 مرحله ای کلایزی برای تحلیل داده ها استفاده شد. در مرحله دوم از روش دلفی و تحلیل محتوای کیفی با کمک نرم افزار Maxqda 2020 بهره گرفته شد. جامعه آماری مرحله اول شامل دانشجویان و فارغ التحصیلان دکترای جغرافیا در سه سال اخیر بود و در مرحله دوم خبرگان حوزه آموزش عالی از جمله مدیران، کارشناسان و اعضای هیأت علمی مورد مطالعه قرار گرفتند. نمونه گیری به صورت هدفمند و ملاک محور انجام شد و در مجموع 22 نفر (10 نفر در مرحله اول و 12 نفر در مرحله دوم) مشارکت کردند. یافته ها: نتایج نشان داد چالش های رساله نویسی دانشجویان دکترای جغرافیا در عراق در چهار بعد اصلی شامل ساختاری-سازمانی، دانشجویی، آموزشی-پژوهشی، و فناوری اطلاعات و ارتباطات دسته بندی می شود. در بعد ساختاری-سازمانی، چالش هایی مانند محدودیت های مالی، ناکارآمدی مقررات و سیاست ها، و ضعف سیستم های اداری مشاهده شد. در بعد دانشجویی، مشکلاتی از قبیل استرس و اضطراب، کمبود مهارت های پژوهشی و نگارشی، و ناتوانی در مدیریت زمان مطرح شد. بعد آموزشی-پژوهشی شامل ضعف در نظارت و راهنمایی اساتید، کمبود منابع علمی مرتبط، و پیچیدگی در فرآیندهای تحقیقاتی بود. در بعد فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز مسائلی چون کمبود دسترسی به منابع دیجیتال، ضعف در زیرساخت های فناوری، و ناآشنایی با ابزارهای تحقیقاتی مدرن برجسته شدند. این ابعاد در قالب 12 مؤلفه اصلی، 34 مؤلفه فرعی، و 157 مفهوم شناسایی شدند. در مرحله دوم پژوهش، 20 راهکار کلی برای مدیریت این چالش ها شناسایی شد که شامل تقویت فرآیندهای اداری، بهبود ارتباطات میان دانشجو و استاد راهنما، توسعه مهارت های پژوهشی و نگارشی، و استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای افزایش کارایی و دسترسی به منابع علمی بود. این یافته ها به ارائه مدلی جامع برای مدیریت چالش های رساله نویسی و ارتقای کیفیت آموزش دکتری در عراق منجر شد. نتیجه گیری: این پژوهش مدلی جامع برای مدیریت چالش های رساله نویسی ارائه کرده که به دانشگاه های عراق کمک می کند تا از طریق هماهنگی در جنبه های مختلف سیستم آموزشی، ارتقای کیفیت آموزش دکتری را محقق سازند. یافته ها اهمیت ماهیت چندبعدی آموزش دکتری را نشان می دهد و نیاز به راهکارهای یکپارچه برای بهبود تجربه دانشجویان دکتری و افزایش کارایی فرآیندهای آموزشی و پژوهشی را برجسته می کند.
۱۷۲۲.

رابطه شبکه های اجتماعی و تمایل به مشارکت محلی جوانان شهر تهران (مورد مطالعه: تلگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۲۳
افزایش کمی و کیفی مشارکت جوانان در جامعه و شکل گیری فرهنگ مشارکت در بین این نسل را می توان یکی از الزامات اولیه توسعه با کمترین هزینه ممکن دانست و گام ابتدایی دستیابی به این هدف، شناسایی پدیده های اجتماعی و بررسی رابطه آنها با مشارکت در سطوح اولیه (محلی) آن است. یکی از پدیده های جاری در جامعه ایرانی در سال های اخیر ظهور شبکه های اجتماعی همچون تلگرام در بین جوانان است که پرداختن به آن در محلات محروم که در سطح نامناسبی از توسعه قرار دارند از اهمیت دوچندانی برخوردار است. هدف در این مقاله بررسی چگونگی رابطه استفاده از شبکه های اجتماعی (تلگرام) با مشارکت محلی جوانان و احصا مرتبط ترین مولفه مشارکت محلی است که به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از ابزار پرسشنامه و در جامعه آماری جوانان محلات کمتر برخوردار شهر تهران انجام شده است. تحقیق حاضر با مفروض قراردادن رویکرد هوچینگز به شبکه های اجتماعی و در چارچوب نظریه تین و همکارانش (2002) به بررسی رابطه دو متغیر پرداخته و پس از تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه به روش اسپیرمن به این نتیجه رسیده است که از بین شش مولفه مشارکت محلی، رابطه استفاده از تلگرام با شرکت در مراسم همسایگان و هم محله ای ها بی معنی و با بقیه مولفه ها رابطه معنی داری دارد که از این میان با مولفه های پرداخت هزینه مالی برای بهتر شدن شرایط محله و پیگیری مشکلات از سازمان های مربوطه رابطه ضعیف و مستقیم و با شرکت در آیین ها و مراسم مذهبی محله و کمک داوطلبانه در زمان بروز حوادث غیرمترقبه رابطه معکوس ولی متوسطی دارد.
۱۷۲۳.

مطالعه جامعه شناختی تأثیر سرمایه اقتصادی شهروندان و تعارض منافع آنان با دولت بر فرهنگ (فرار) مالیاتی (مطالعه موردی: شهر بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۴۰
زمینه و هدف: مسئله این پژوهش، مطالعه تأثیرات سرمایه اقتصادی شهروندان و تعارض منافع آنان با دولت بر فرهنگ مالیاتی بوده است.روش: روش انجام این پژوهش، کمّی است. جامعه آماری شامل مودیان مالیاتی شهر بجنورد است که در سال 1399 مالیات خود را پرداخت کرده و در سال 1400 نیز باید مالیات خود را پرداخت کنند و تعداد آنها 30 هزار نفر بوده که، با توجه به مشخص بودن تعداد مودیان مالیات شهر بجنورد، نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شده و حجم نمونه آماری با استفاده از فرمول حداکثری کوکران برابر با 384 نفر به دست آمده است. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه محقق ساخته است. داده ها با استفاده از آزمون های تی تک نمونه و آزمون پیرسون، تحلیل شده اند. نرم افزار مورد استفاده نیز SPSS بوده است.یافته ها: داده های حاصل از پژوهش نشان داد که متغیر مستقل سرمایه اقتصادی، شامل 3 مولفه درآمد، مسکن و شغل؛ متغیر مستقل تعارض منافع، شامل 6 مولفه عدالت اجتماعی، رفاه اقتصادی، فساد اداری و مالی، اعتماد عمومی، پاسخگویی و مشارکت اجتماعی و متغیر وابسته، شامل 4 مولفه تبلیغات مالیاتی، قوانین مالیاتی، کارآمدی مصارف مالیاتی و آموزش یا جامعه پذیری مودیان مالیاتی است. براین اساس، از مجموع مصاحبه های به عمل آمده در بخش کیفی، 3 فرضیه طراحی شد.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که کلیه فرضیه ها مورد تائید بوده است. این نتیجه به این معنا است که ما از طریق ایجاد تغییر در سرمایه اقتصادی شهروندان و همچنین بهبود رابطه آنان با دولت از طریق کاهش یا حل تعارضات میان منافع آنان با دولت، می توانیم شاهد کاهش فرار مالیاتی باشیم.
۱۷۲۴.

طراحی و سنجش شاخص ترکیبی سنجش علم مبتنی بر صورت بندی اسلامی علم (پیشنهادی برای ارائه گزارش های ملّی علم و فناوری جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
سیاست گذاران علم و فناوری، میزان موفقیت و شکست خویش را دائماً با ارجاع به رتبه خود بر اساس شاخص ها، ارزیابی می کنند. اما از یک سو، این شاخص ها، منفردند و ابعاد و مؤلفه های مختلف علم، در یک چارچوب با همدیگر ترکیب نشده اند و از دیگر سو، چارچوب نظری شاخص های ترکیبی بر اساس مبانی مختلف، به نحو متفاوتی صورت بندی می شود. ازاین رو هدف پژوهش حاضر، این است که یک شاخص ترکیبی برای سنجش علم مبتنی بر صورت بندی اسلامی علم طراحی کند. در این پژوهش روش شناسی ده مرحله ای ساخت شاخص ترکیبی، ارائه شده توسط سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه مبنا بوده است. این روش شناسی از تدوین چارچوب نظری، شروع و به ارائه و انتشار، ختم می شود. این پژوهش، با صورت بندی دیدگاه های سه متفکراسلامی(امام خمینی، شهید مطهری و آیت الله خامنه ای) و با استفاده از روش تحلیل مضمون و با رویکرد استقرایی- قیاسی و درنهایت از طریق خوانش جمعی صورت بندی ها، چارچوب نظری شاخص را به دست آورد. سایر مراحل نیز مطابق با روش شناسی مذکور طی شد. یافته ها نشان داد دو مفهوم «اقتدارزا بودن» و «زنجیره مندی»، توضیح دهنده ماهیت علم از منظر اندیشمندان اسلامی است که منجر به ترسیم سه بُعد «مرجعیت فکری و علمی»، «نظام اقتصادی قوی» و «نظام سیاسی اجتماعی عزتمند» به عنوان ابعاد علم در حیات اجتماعی می شود. این ابعاد، با 12 متغیر و 36 نشانگرِ متناظر خود، اجزای شاخص ترکیبی علم را به وجود آورده اند. سنجش علم ایران در بازه زمانی 5 ساله (1398-1394)، نشان دهنده رشد همواره صعودی ولی نامتوازن آن به میزان 28.03% است. به طوری که بُعد «مرجعیت فکری و علمی»، 38%، بعد «نظام سیاسی اجتماعی عزتمند»، 1.07% و بعد «نظام اقتصادی قوی»، 17.41% رشد کرده است. بنابراین علی رغم رشد قابل توجه علم در بعد مرجعیت علمی، علم، عزت آفرینی چندانی را به بار نیاورده و ثانیاً میزان توانایی اقتصادی و تولید ثروت از علم، کمتر از رشد شاخص کلی آن بوده است.
۱۷۲۵.

نقش میانجی شفقت خود در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۲۱۱
مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با تعارضات زناشویی از طریق نقش میانجی شفقت خود در متاهلین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه انجام شد. پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی با روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری، کلیه مراجعین متاهل به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه در ده ماهه اول سال ۱۴۰۲ بودند که از آن ها تعداد 210 نمونه به صورت در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسشنامه های طرحواره های ناسازگار اولیه (YSQ-SF)، شفقت خود (SCS) و تعارض زناشویی (MICQ) را تکمیل نمودند. داده ها از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر از طریق نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS-24 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است. یافته ها مشخص کرد هر پنج حوزه طرحواره های ناسازگار اولیه با شفقت خود رابطه منفی و با تعارض زناشویی رابطه مثبت دارند. همچنین شفقت خود با تعارض زناشویی رابطه منفی دارد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد هر پنج حوزه طرحواره های ناسازگار اولیه با تعارض زناشویی از طریق شفقت خود رابطه دارند. با توجه به اثرات تعارضات زناشویی برخانواده ها و جامعه، در نظر گرفتن متغیرهای به کار رفته در این پژوهش می تواند زمینه را جهت برنامه ریزی به منظور کنترل فراوانی تعارضات زناشویی و کاهش تعارضات مخرب فراهم سازد.
۱۷۲۶.

تفسیرکارگران از آسیب دیدگی ناشی از کار: مطالعه ای داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۵۸
آسیب دیدگی ناشی از کار یکی از عوامل از دست دادن شغل و تحمل پیامدهای منفی روانی، حرفه ای و اجتماعی برای کارگران است.این مقاله با هدف ارتقای دانش مربوط به انگ نسبت به کارگران آسیب دیده، به ویژه توضیح ماهیت و فرآیندهای انگ و تأثیر آن بر زندگی کارگران آسیب دیده انجام شده است. در این مطالعه از روش داده بنیاد ساخت گرا با رویکرد تفسیری- برساخت گرایی استفاده شده است. از مصاحبه نیمه ساختاریافته به عنوان تکنیک گردآوری داده ها بکار گرفته شده است. روش نمونه گیری هدفمند و از نوع نظری است. نمونه ها از طریق مراجعه به اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان تامین اجتماعی به دست آمده اند. به این ترتیب با رسیدن تعداد نمونه ها به 11 نفر اشباع نظری حاصل شد. تحلیل داده ها با روش داده بنیاد برساخت گرا، انجام شده است. واکاوی تجربه مشارکت کنندگان ما را به موارد متعددی از تجربه برچسب های منفی، انسداد مسیر موفقیت شغلی، از بین رفتن مشروعیت آسیب دیدگی و تجربه دلخواه نبودن در روابط بین فردی رسانده است که در مقوله هایی همچون ضعف همدلی، دشواری بازگشت، تحمیل هزینه چندگانه، تقلای پذیرش و اثبات و ضعف نظارت و حمایت سازمانی مورد بررسی قرار گرفته است. مقوله مرکزی تسری آسیب از طریق داغ ننگ(دومینوی آسیب/داغ ننگ) می باشد که گسترش محرومیت ها و طرد ناشی از داغ ننگ آسیب دیدگی را در عرصه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی مورد توجه قرار میدهد.
۱۷۲۷.

فمینیسم سایبر، مطالبات بازنمایی شده از حوزه زنان در شبکه های اجتماعی مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۴
این پژوهش به منظور بررسی فمینیسم سایبر در ایران و باهدف شناسایی مطالبات بازنمایی شده در شبکه های اجتماعی فمینیستی صورت گرفته است؛ این پژوهش بر اساس نوع هدف، کاربردی و به لحاظ نوع روش، کیفی است. در این مطالعه به منظور شناسایی مطالبات بازنمایی شده، محتوای شبکه های اجتماعی فمینیستی موردبررسی قرار گرفته است، ازاین رو از مجموع 44 پیج شناسایی شده با دارا بودن شاخصه های مرتبط زیر: «1_اشاره های نشانه شناسی از رویکردهای فمینیستی در تنظیم متن و محتوای بکار رفته، 2_ وجود کلید واژه های فمینیستی و اندیشه های مرتبط در متن و محتوای بکار رفته، 3_ صفحات فعال فمینیستی بیان کننده ی مطالبات. 4_مرتبط بودن پست ها با مطالبات حوزه زنان. 5_ تمرکز در خصوص زن ایرانی، 6_ معرفی خود به عنوان فمینیست در قسمت مشخصات (بیو) این شبکه ها»، 16 پیج پرمخاطب با تعداد فالوور بیش از K50 مورد انتخاب و تحت تجزیه وتحلیل داده ای قرار گرفتند. تحلیل یافته های فاز کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت پذیرفت که درنهایت یک هسته ی اصلی تحت عنوان «رفع محدودیت های اعمال شده علیه زنان» و پنج مضمون اصلی شامل: «1. رفع بی عدالتی و نابرابری جنسیتی، 2. رفع محرومیت نسبی از مناسبات و تجربه زیسته، 3. رفع بحران عاملیت زنانه، 4. رفع کلیشه های برساخت حول گفتمان تبعیض، 5. رفع سرکوب و خفقان نظام مند» شناسایی شد. با توجه به این داده ها می توان نتیجه گرفت: فمینیست های سایبر با در نظر گرفتن پیش فرض «اعمال محدودیت های اعمال شده علیه زنان» دست به کنش هایی در میدان فضای سایبر می زنند که نتیجه ی آن بازنمایی مطالباتی در فضای مجازی به عنوان مطالبات زنان در میدان واقعیت می باشد.
۱۷۲۸.

بررسی کنشگری هیستریونیک کاربران ایرانی شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۲۱۶
پژوهشگران با انتخاب موضوع کنشگری هیستریونیک کاربران ایرانی شبکه های اجتماعی، به دنبال واکاوی روان شناسانه کنشگری این کاربران بوده اند. بر این اساس، مطالعه موردی خود را صفحه اینستاگرام بچه پولدارهای تهران قرار دادند، که در زمره مطالعات میان رشته ای حوزه های روان شناسی و ارتباطات قرار می گیرد. صفحه بچه پولدارهای تهران، اغلب تصاویر زندگی بی دغدغه را به نمایش می گذارد و به دنبال آن بسیاری از دنبال کنندگان این صفحه واکنش های متفاوتی را به این پست ها از خود نشان می دهند. در این پژوهش سعی بر آن شد تا ذیل چهارچوب مفهومی پژوهش به توضیح رفتار هیستریونیک و عوامل شکل دهنده آن پرداخته شود. روش تحقیق نیز، تحلیل مضمون مورد نظر ولکات و با نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند است که به واکاوی اظهارنظرها، در پست های منتشرشده پرداخته است. سرانجام با تحلیل اظهارنظرهایی که زیر 70 پست این صفحه منتشر شده است، شش مقوله استخراج و مورد توصیف و تحلیل قرار گرفت که نشانگر کنشگری هیستریونیک کاربران بوده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که برخی از مخاطبان یا کاربران بر اساس مکانیسم های دفاعی چون تلقین پذیری، همه توانی، کنش نمایی، جابه جایی، طفره و انحراف و سرکوب دست به کنشگری هیستریونیک در فضای مجازی زده اند. با دسته بندی اظهارنظر های کاربران صفحه بچه پولدارها شش دسته از انواع کنشگری هیستریونیک شناسایی شدند؛ که از جمله آن می توان به تحقیر دیگران، تحقیر خود، اتهام به فساد، بررسی ویژگی های ظاهری، توهین جنسی و نگاه جنسیتی اشاره کرد. 
۱۷۲۹.

شناسایی پیشران های توسعه صنعت پتروشیمی ایران و ترسیم سناریوهای آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف: پژوهش حاضر، با هدف شناسایی پیشران های موثر بر توسعه صنعت پتروشیمی در ایران انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از حیث روش ترکیبی است که شامل دو مرحله اصلی مطالعات کتابخانه ای و اعتبارسنجی توسط خبرگان، در سطح اکتشافی و مبتنی بر رویکرد آینده پژوهی و سناریو نگاری صورت گرفته است.روش: در پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات کتابخانه ای پیشرانها شناسایی شده و پس از شناسایی به تائید خبرگان رسید. جامعه هدف پژوهش، پژوهشگران و خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد صنعت پتروشیمی بودند که در حوزه آینده پژوهی تجربه های علمی و عملی داشتند. برای نمونه گیری نیز از روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد. پیشران های حیاتی با نرم افزار میک مک بر پایه روش تحلیل اثرات متقاطع شناسایی شدند. در ادامه آینده صنعت پتروشیمی در ایران در قالب 16 سناریو بر پایه نرم افزار سناریو ویزارد، مبتنی بر روش سایب ترسیم گردید.یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که 40 پیشران موثر بر توسعه صنعت پتروشیمی شناسایی شد. در نهایت بر اساس پیشران های کلیدی 16 سناریوی باورپذیر بررسی و درجه اهمیت آنها مشخص شد.نتیجه گیری: سناریوهایی که دارای وزن بیشتری دارند عبارت است از : توسعه پایدار، پذیرش فناوری های جدید، تحول دیجیتال، توسعه بازارهای نوظهور و تغییر اقلیم و اثرات آن می باشند. در انتها برای مواجهه با چالش ها و بهره برداری از فرصت های آینده صنعت پتروشیمی، پیشنهادها و راهکارهایی مطرح شده است.
۱۷۳۰.

طراحی و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ادراک بد دلی زناشویی شوهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۰
پژوهش حاضر با هدف طراحی و بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه بد دلی زناشویی شوهر در زنان متاهل انجام شد. طرح پژوهش از جمله طرح های پژوهشی آمیخته بود. که در بخش اول پژوهش با روش کیفی پدیدارشناسی و مطالعه ادبیات پژوهش، پرسشنامه بد دلی زناشویی شوهر طراحی گردید و در بخش دوم با روش توصیفی-همبستگی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه طراحی شده بررسی گردید. جامعه آماری پژوهش کیفی پدیدارشناختی شامل ه 25 نفر زن دارای تجربه بد دلی زناشویی و همچنین 5 نفر از مشاوران حوزه خانواده و طلاق بودند که با شیوه نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند .. سپس، 650 نفر از زنان متاهل به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تاییدی بر روی آنان انجام شد. داده ها با نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. تایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که پرسشنامه بد دلی زناشویی یک ابزار 40 گویه ای و دارای سه مولفه رفتاری، هیجانی و هنجاری-اجتماعی می باشد و 40/56% از واریانس بد دلی زناشویی شوهران را تبیین می کند. تحلیل عاملی تاییدی نیز بنشان داد که شاخص برازش مدل سه عاملی در سطح مطلوبی قرار دارد. نتایج حاصل انشان می دهد پرسشنامه کفایت لازم را دارد و ابزار مناسبی برای سنجش بد دلی زناشویی شوهران می باشد.
۱۷۳۱.

چالش مسئولیت اجتماعی شرکتی در شرکت های صنعتی شهر میبد، یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۳
مسئولیت اجتماعی شرکتی به تعهد شرکت ها نسبت به جامعه، محیط زیست و ذینفعان اشاره دارد. شهر میبد به دلیل رشد صنعت کاشی و سرامیک و مهاجرت گسترده با پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی مواجه است. این پژوهش به بررسی مساله مسئولیت اجتماعی شرکت های صنعتی میبد و تأثیر آن بر توسعه پایدار می پردازد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی جمع آوری شده است. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته و داده ها با استفاده از رویکرد شش مرحله ای براون و کلارک (۲۰۱۹) مورد تحلیل قرار گرفته اند. تحلیل و تجزیه داده های حاصل از مصاحبه ها منجر به استخراج چهار مضمون اصلی شده است: ۱. مسئولیت اجتماعی شرکتی، آنتروپی مفهومی/عملکردی؛ ۲. مسئولیت اجتماعی شرکتی، سلب مسئولیت دولتی؛ ۳. مسئولیت اجتماعی شرکتی، ناسپاسی عمومی/دولتی از صنعت؛ ۴. مسئولیت اجتماعی شرکتی، نارضایتی صنعت از دولت/مردم. این مضامین نشان دهنده پیچیدگی ماهیت مسئولیت اجتماعی شرکتی در بافت صنعتی شهر میبد و روابط چندگانه میان صنعت، دولت و جامعه می باشند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مسئولیت اجتماعی شرکتی در شهر میبد با چالش های مفهومی و عملکردی مواجه است. همچنین تنش های موجود در روابط بین صنعت، دولت و جامعه محلی، پیاده سازی اثربخش مسئولیت اجتماعی شرکتی را با موانع جدی روبرو ساخته است. برای ارتقای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها در این منطقه صنعتی، نیاز به تعریف روشن از مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکتی، بازتعریف نقش دولت و صنعت، و برقراری گفتمان سازنده میان تمامی ذینفعان می باشد.
۱۷۳۲.

تحلیل نمایشنامه ی توازن ظریف اثر ادوارد اَلبی با تکیه بر نظریه ی قیاس تئاتری اِروینگ گافمن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۹
تحلیل کنش و واکنش افرادیا تحلیل درسطح خُرد، ازجمله رویکردهای نوین درمطالعات علوم اجتماعی است. البته این تعاملات همواره مؤلفه-های آشکار و قابل مشاهده نیستند،بلکه ازجنبه های پنهانی نیزبرخوردارند که هرچندممکن است در تعاملات ظاهری افراد نمایان نشوند، اما در تحلیل رفتاری آنها حائز اهمیت است. ادوارد اَلبی، نمایشنامه نویس آمریکایی نویسنده-ای است که با رویکرد ویژه اش در استفاده از زبانی موجز، نمایشنامه هایی خلق کرده که به بازنمایی روابط اجتماعی افراد می پردازند. این بازنمایی نه تنها درکلام، بلکه در حرکات و همچنین سکوت شخصیت ها جاسازی شده ویادآورجنبه های پنهان رفتار است که در نظریه ی قیاس تئاتری اِروینگ گافمن مورد توجه قرار می گیرد. هدف از این پژوهش نیز بکارگیری نظریه ی قیاس تئاتری گافمن در حوزه ی ادبیات نمایشی است که بر ساختارهای مکالمه محور، کنش و کشمکش استوار است. از این رو، پژوهش پیش رو به تحلیل و بررسی تعاملات میان شخصیت هادر نمایشنامه ی توازن ظریف که به صورت تصادفی از میان آثار ترجمه شده ی ادوارد اَلبی انتخاب شده بر اساس نظریه ی قیاس تئاتریگافمن می پردازد. روش بکار رفته در این تحقیق، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد جهت دار است. یافته-های تحقیق حاکی از آن است که تعاملات شخصیت های نمایش توازن ظریف را می توان برحسب نظریه ی قیاس تئاتری اروینگ گافمن و با تأکید بر گزاره هایی مانندمدیریت تأثیرگذاری، نمایش خود، رفتار جلو و پشت صحنه و ارزیابی عملکرد تبیین نمود.واژگان کلیدی: قیاس تئاتری، اِروینگ گافمن، ادوارد اَلبی،نمایشنامه، توازن ظریف
۱۷۳۳.

چالش های زنان در مراحل درگیری با سرطان های زنانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۰
سرطان ها برای زنان تجربه ای ناراحت کننده و دشوار محسوب می شود. با وجود چالش های متعدد ناشی از این بیماری، به ویژه برای زنان متأهل، مطالعات محدودی به بررسی این چالش ها پرداخته اند. پژوهش حاضر با هدف تبیین چالش های تجربه شده توسط زنان از ابتلا به سرطان های زنانه، به روش کیفی و با تکنیک تحلیل تماتیک انجام شد. فرایند انجام مطالعه از آذر 1402 شروع شده و جمع آوری داده ها و انجام مطالعه تا خرداد 1403 به طول انجامیده است. نمونه گیری به صورت هدفمند بر روی ۲۴ زن متأهل مبتلا به سرطان های زنانه ساکن در شهر قم صورت گرفت؛ مشارکت کنندگان در رده سنی ۲۰ تا ۶۵ سال قرار داشتند. در این پژوهش، در مجموع، ۹ مقوله ی اصلی و33 مضمون فرعی شناسایی گردید و تم نهایی «بدکارکردی چندجانبه» به عنوان جمع بندی تجارب زیسته ی مشارکت کنندگان استخراج شد.تم های اصلی در هر مرحله شامل موارد زیر بودند: در مرحله ی اول، مواجهه ی اولیه ی دردناک با بیماری؛ در مرحله ی درمان، تهدید نقش همسری، آشفتگی روحی، آسیب پذیری عاطفی، کاهش حمایت خانوادگی، محدودیت ساختاریافته ی خدمات، کیفیت خدمت دهی کادر درمان؛ و در مرحله ی پس از درمان، تهدید جایگاه نقش همسری-مادری، دلهره ی روانی و مادی بازگشت بیماری. نتایج نشان داد زنان متأهل مبتلا به سرطان های زنانه، از لحظه ی اطلاع از بیماری تا بعد از درمان، با چالش های مختلفی روبه رو می شوند. شناخت این چالش ها می تواند درک مناسبی از مسائل این گروه از زنان در هر مرحله ارائه دهد تا متخصصان، در کنار درمان های پزشکی، با توجه به این مسائل، برنامه های کمکی مؤثر و جامع تری برای بهبود وضعیت سلامتی آنان در ابعاد همه جانبه طراحی کنند.
۱۷۳۴.

خانواده، فرهنگ و چالش های دوران کودکی (مورد مطالعه محله هرندی در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۶
پژوهش حاضر به مطالعه فرهنگ ،خانواده، و چالش های دوران کودکی در خانواده های غربت ساکن محله هرندی تهران می پردازد . داده های این پژوهش از طریق روش کیفی و استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده است؛ روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی می باشد. مشارکت کنندگان (40 نفر)شامل سه گروه شامل غربت های ساکن محله هرندی تهران، متخصصان و کارشناسان حوزه مددکاری اجتماعی و آسیب های اجتماعی و صاحبان مشاغل آزاد و دولتی محله هرندی می باشد.یافته های پژوهش نشان می دهد که ساختارهای فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی غربت با جابجا کردن نقش ها در خانواده به کار گماردن کودکان و زنان به کار، رواج پدیده کودک همسری و کودک والدی، زیست فقیرانه و زندگی در محلات فرودست ضمن آنکه معنای کودکی رابه کار محدود و کودک را به شبه بزرگسالی بی اراده تبدیل کرده است؛زنان و کودکان را نیز در معرض آسیب های روانی_اجتماعی متعددی قرار داده است .بر اساس یافته های پژوهش تعامل فرهنگ و خانواده در جامعه غربت؛ کودکی را معنای خاصی بخشیده است به گونه ای که کودکان را در این فرهنگ با چالش های روانی اجتماعی- عدیده ای مواجه کرده است.
۱۷۳۵.

گونه شناسی کنشگری بانوان طلبه ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۹
ظهور و گسترش شبکه های اجتماعی، به ویژه اینستاگرام، زمینه ای نوین برای شکل گیری الگوهای تعاملی و بازتعریف عناصر فرهنگی فراهم کرده است. در این فضا، جوامع آنلاین به بستری برای بازسازی هویت فردی تبدیل شده اند؛ فرایندی که در آن پیوند میان جهان واقعی و مجازی از خلال آواتارها و بازنمایی های انتخاب شده کاربران شکل می گیرد. این پژوهش با اتکا به نظریه بازنمایی «خود» از منظر اروینگ گافمن، به تحلیل نحوه کنشگری بانوان طلبه در اینستاگرام می پردازد و ابعاد هویتی، مجازی و مخاطب محور این کنشگری را مورد واکاوی قرار می دهد. باتوجه به حضور روزافزون این گروه در فضای مجازی، پشتوانه های دینی و رسالت تبلیغی آنان، هدف مطالعه، گونه شناسی الگوهای کنشگری بانوان طلبه در این پلتفرم است. با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای جهت دار، دو گونه اصلی از کنشگری شناسایی شده است: ۱) کنشگری در قالب «سبک زندگی» و ۲) کنشگری مبتنی بر «مسئولیت پذیری اجتماعی». گونه نخست شامل پنج زیرگونه است: اصالت معنای زندگی، اصالت تصویر زندگی، زندگی عاشقانه، حقیقت الهی و واقعیت کاریکاتوری و سبک مینیمالیستی مدرن. گونه دوم نیز سه زیرگونه را در بر می گیرد: امدادگر اجتماعی زنانه، مرجعیت زنانه دینی، و دختر تمدن ساز.تحلیل این الگوهای کنشگری، به شناسایی چهار نوع «خود» بازنمایی شده در اینستاگرام انجامید: ۱) خود معناگرا، ۲) خود تأمل گرا، ۳) خود سیال، و ۴) خود مرجع. این یافته ها، افق های تازه ای در درک بازنمایی هویت، نقش آفرینی و کنشگری مذهبی زنان در بستر شبکه های اجتماعی می گشاید.
۱۷۳۶.

طراحی الگوی شایسته گزینی معلمان دوره ابتدایی (مورد مطالعه شهرستان خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۸
زمینه و هدف: پژوهش ها نشان می دهد که امروزه به شایسته گزینی توجه زیادی می شود، به همین دلیل ضرورت دارد، عوامل مؤثر بر آن را شناسایی کرد تا بتوان راهکارهایی به منظور بهبود شایسته گزینی ارائه کرد؛ لذا با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر به بررسی طراحی الگوی شایسته گزینی معلمان دوره ابتدایی پرداخته است. روش : روش مطالعه کیفی است که با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، شامل کلیه اعضای هیئت علمی و متخصصان حوزه شایسته گزینی در سال 1401 بودند. نمونه گیری در بخش کیفی به صورت هدفمند با تکنیک شبکه متخصصان انجام شد که 10 نفر در مصاحبه شرکت کردند. ابزار مورد استفاده در بخش کیفی پژوهش، مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بود. ضریب توافق 78/0 برای مصاحبه ها نشان دهنده ی پایایی بالای ابزار پژوهش است. یافته ها: نتایج پژوهش بر مبنای مصاحبه ها نشان داد که 26 عوامل بر شایسته گزینی و همچنین پیامد آن شناسایی شد. این عوامل هر کدام در یکی از این زیرمجموعه های( عوامل علی، مداخله ای، زمینه ای و راهبردها، مؤلفه و پیامدها) قرار می گیرد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان گفت که به منظور پیاده سازی شایسته گزینی بایستی عوامل مؤثر، مداخله گرها، راهبردها را شناسایی کرد تا نظام آموزش و پرورش بتواند معلمان شایسته را انتخاب کرد و در نتیجه بهره وری و تعالی سازمانی افزایش یابد.
۱۷۳۷.

جامعه اسلامی و فناوری های نوظهور: بررسی نسبت هوش مصنوعی و ارزش های اجتماعی مسلمانان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه و اهداف: فناوری های نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی (AI)، به عنوان یک نیروی تحول آفرین، در حال دگرگون سازی عمیق ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع بشری هستند. این پدیده، با قابلیت های بی نظیر خود در تحلیل داده ها و تصمیم گیری خودکار، افق های تازه ای را پیش روی انسان گشودهص است. باوجوداین، گسترش سریع آن، پرسش های بنیادینی را در مورد نسبت این فناوری با ارزش های انسانی و دینی، به ویژه در جوامع اسلامی، مطرح کرده است. هویت جمعی و ارزش های اجتماعی مسلمانان از بطن تعالیم دینی سرچشمه می گیرد و این جوامع در مواجهه با هوش مصنوعی با چالش های دوچندانی روبه رو هستند. این پژوهش با الهام از اصول بنیادین اسلامی مانند عدالت، حریم خصوصی، کرامت انسانی، و همبستگی اجتماعی، به عنوان معیارهایی اساسی برای ارزیابی پدیده های اجتماعی، به بررسی این رابطه می پردازد. از این منظر ارزش هایی مانند عدالت، حریم خصوصی، کرامت انسانی، و همبستگی اجتماعی، که در متون دینی ریشه دارند، معیارهایی بنیادین برای ارزیابی هرگونه پدیده اجتماعی، ازجمله فناوری های نوظهور، به شمار می روند که در این مقاله ارزیابی شده است. در شرایطی که هوش مصنوعی، به عنوان یکی از دستاوردهای برجسته عصر اطلاعات، نه تنها یک ابزار فناورانه، بلکه یک زیست بوم اطلاعاتی است که بر تمامی شئون زندگی اجتماعی تأثیر می گذارد. بنابراین، در آن میان، نظریه کاستلز در نظریه جامعه اطلاعاتی مورد توجه واقع شده و تأکید دارد که فناوری های اطلاعاتی مانند هوش مصنوعی، ساختارهای اجتماعی را دگرگون کرده و به ظهور جامعه ای شبکه ای منجر می شوند که در آن اطلاعات به منبع اصلی قدرت و تحول تبدیل می شود. ازاین رو، نظریه جامعه اطلاعاتی کاستلز نیز چهارچوبی را فراهم می آورد تا هوش مصنوعی را به مثابه یک زیست بوم اطلاعاتی در نظر بگیریم که بر ساختارهای اجتماعی و توزیع قدرت تأثیر می گذارد. هدف اصلی این مطالعه، پاسخ به این پرسش محوری است که نسبت هوش مصنوعی با این ارزش های چهارگانه چیست و آیا این فناوری در تقابل با ارزش های اسلامی قرار دارد یا می تواند به ابزاری برای تقویت آنها تبدیل شود. سرانجام تلاش می شود تا یک چهارچوب تحلیلی برای ارزیابی و تنظیم هوش مصنوعی در جوامع اسلامی ارائه شود.روش: پژوهش حاضر با هدف کاوش در نسبت میان هوش مصنوعی و ارزش های اجتماعی در جوامع اسلامی، از روش مطالعه اسنادی و مرور نظام مند بهره می برد؛ زیرا این روش، با تکیه بر تحلیل نظام مند متون و مستندات موجود، امکان بررسی عمیق منابع را فراهم می کند. در این راستا، برای تبیین ارزش های اجتماعی، منابع اسلامی شامل قرآن کریم و احادیث از منابع معتبر شیعه، از جمله کتب اربعه (الکافی، من لایحضره الفقیه، تهذیب الاحکام، و الاستبصار) و همچنین، مجموعه وسایل الشیعه بررسی شدند. برای تکمیل این تحلیل، نظرات اندیشمندان معاصر از مقالات علمی معتبر منتشر شده در پایگاه های داده ای مانند اسکوپوس و وب آو ساینس استخراج شده است. معیارهای انتخاب منابع، اعتبار علمی و انطباق آنها با موضوع پژوهش است. در نهایت، داده های گردآوری شده به صورت نظام مند تحلیل شدند. ابتدا، تأثیرات مثبت و منفی هوش مصنوعی بر هر یک از ارزش های اجتماعی (عدالت، حریم خصوصی، کرامت انسانی و همبستگی اجتماعی) دسته بندی و سپس از منظر اصول فقهی و دیدگاه های اندیشمندان تحلیل تطبیقی انجام شد تا پاسخی جامع به سؤالات پژوهش ارائه شود.یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی بر ارزش های اجتماعی جوامع اسلامی تأثیرات دوگانه ای دارد؛ هم فرصت هایی برای تقویت آنها فراهم می کند و هم چالش های جدی ایجاد می نماید. در زمینه عدالت اجتماعی، هوش مصنوعی می تواند با افزایش شفافیت و کارایی در سیستم های حکومتی و مالی، به توزیع عادلانه تر منابع کمک کرده و فساد را کاهش دهد. برای مثال، در اقتصاد دیجیتال اسلامی، دسترسی به خدمات مالی می تواند بهبود یابد که به تحقق عدالت اقتصادی کمک می کند. باوجوداین، هوش مصنوعی می تواند باعث تبعیض الگوریتمی شود که در آن الگوریتم ها به صورت ناخواسته علیه گروه های خاص تبعیض قائل می شوند. این امر، با ارزش اسلامی عدالت در تضاد است و می تواند اعتماد اجتماعی را تضعیف کند. در مورد حریم خصوصی، درحالی که اسلام بر حفظ حرمت افراد و تجسس نکردن تأکید دارد، هوش مصنوعی با جمع آوری گسترده داده ها از طریق نظارت جمعی، این ارزش را به خطر می اندازد. این وضعیت، احساس ناامنی در جامعه را تقویت کرده و نیازمند چهارچوب های اخلاقی قوی تر است. در زمینه کرامت انسانی، هوش مصنوعی با جایگزینی تصمیم گیری انسان در برخی امور، می تواند به تضعیف شأن و منزلت انسانی منجر شود که با تأکید اسلام بر جایگاه ویژه انسان در نظام هستی مغایرت دارد. همچنین در مورد همبستگی اجتماعی، هوش مصنوعی ممکن است با ایجاد حباب های فیلتر و انزوای اجتماعی، پیوندهای انسانی را تضعیف کند؛ درحالی که در صورت استفاده صحیح، می تواند با شخصی سازی محتوای دینی و بهبود ارتباطات، همبستگی را تقویت نماید.بحث و نتیجه گیری: بررسی های این مقاله نشان می دهد که فناوری هوش مصنوعی، به تنهایی نه ابزاری صرفاً خیرخواهانه و نه ذاتاً شرور است؛ بلکه تأثیر آن بر جوامع اسلامی تابعی از نحوه طراحی، تنظیم و به کارگیری آن است. همان طورکه نتایج پژوهش نشان می دهد، هوش مصنوعی پتانسیل تقویت ارزش های بنیادین اسلامی مانند عدالت و همبستگی را دارد؛ اما درعین حال، چالش هایی جدی مانند تبعیض الگوریتمی، نقض حریم خصوصی و تضعیف کرامت انسانی را نیز به همراه دارد که با اصول اسلامی ناسازگار است. این دوگانگی، ضرورت تدوین یک رویکرد جامع و مسئولانه را برای مواجهه با این فناوری آشکار می کند. برای پر کردن شکاف های موجود، این پژوهش بر اهمیت تلفیق اصول فقهی همچون قاعده «لاضرر» و «حفظ کرامت انسانی»، با نظریه های معاصر علوم اجتماعیمانند نظریه جامعه اطلاعاتی تأکید دارد. چنین رویکردی می تواند مبنایی برای طراحی چهارچوب های اخلاقی و حقوقی بومی باشد که هم با ارزش های دینی همخوانی داشته و هم پاسخگوی الزامات پیشرفت های فناورانه باشد. برای تحقق این امر، تدوین سیاست های شفاف در حوزه داده ها، تقویت سواد رسانه ای جامعه برای مواجهه با چالش های دیجیتال، و از همه مهم تر، همکاری مستمر میان فقها، علمای دینی و متخصصان فناوری اطلاعات ضروری است. تنها از این طریق می توان هوش مصنوعی را از یک تهدید بالقوه به ابزاری برای تحقق آرمان های اسلامی و پیشرفت اجتماعی تبدیل کرد و در جهانی که با سرعت بی سابقه در حال تغییر است، هویت فرهنگی و دینی جامعه را حفظ نمود.تعارض منافع: نویسندگان این مقاله هیچ تعارض منافعی را گزارش نمی کنند.
۱۷۳۸.

پیش بینی پذیریِ بروز رفتارهای پرخطر و مجرمانه بزهکاران کانون اصلاح و تربیت شهر تهران؛ با تأکید بر نقش رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۶۹
از منظر مطالعات رسانه، پیش بینی پذیریِ بروز رفتارهای پرخطر و مجرمانه با استفاده از متغیرهایی چون میزان استفاده، انگیزه استفاده و هنجارهای اجتماعی موجود در رسانه های اجتماعی امکان پذیر است. این پیمایش مقطعی درصدد شناخت ارتباط میان الگوی مصرف رسانه های اجتماعی و بروز رفتارهای پرخطر و مجرمانه است. 98 نفر از نوجوانان و جوانان بزهکار کانون اصلاح و تربیت شهر تهران با استفاده از روش سرشماری در این مطالعه شرکت کردند. براساس یافته ها، رابطه مثبت بین «سهولت استفاده» از رسانه های اجتماعی و بروز رفتارهای پرخطر و مجرمانه نشان می دهد دسترسی ساده تر به رسانه های اجتماعی، امکان بروز این رفتارها در بین نوجوانان و جوانان را تقویت می کند. بین استفاده از رسانه های اجتماعی با هدف «ایجاد تعامل اجتماعی» و «سرگرمی» نیز با انجام رفتارهای پرخطر و مجرمانه ارتباط معنادار آماری مشاهده شد، اگرچه بین «میزان استفاده» از رسانه های اجتماعی با انجام رفتارهای پرخطر و مجرمانه رابطه معناداری مشاهده نشد. همچنین همبستگی مثبت متوسط اما معناداری بین انجام رفتارهای پرخطر و مجرمانه با «هنجارهای اجتماعی» مشاهده شد. با توجه به ظرفیت رسانه های اجتماعی جهت مداخلات رفتاری، بررسی این ظرفیت با تمرکز بر الگوی مصرف و هنجارهای اجتماعی برای اصلاح رفتارهای پرخطر و مجرمانه و نیز ترویج رفتارهای سالم در مطالعات آینده توصیه می شود.
۱۷۳۹.

موانع توسعه نیافتگی معدن در استان کردستان؛ زمینه ها، علل و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف پژوهش حاضر، تحلیل توسعه نیافتگی اقتصادی و صنعتی بخش معدن به عنوان یکی از ظرفیت ها و پتانسیل های توسعه ای در استان کردستان می باشد. چهارچوب مفهومی از مفاهیم توسعه ی اقتصادی و صنعتی ذیل نظریات رشد متوازن نورکس و رشد نامتوازن هیرشمن و نظریات توسعه اقتصادی شومپیتر که توسعه اقتصادی و صنعتی را مبنای رفع توسعه نیافتگی دانسته و بر اهمیت فرآیندی و مستمر و پایداری توسعه تاکید دارند، اتخاذشده است. همچنین از روش نظریه زمینه ای که در پی شرایط زمینه ای، علی، مداخله ای، پیامدها و راهبردهای اتخاذشده، می باشد _ توسعه نیافتگی _، استفاده شده است. روش نمونه گیری، نظری هدفمند بوده و از منطق روش اشباع نظری جهت رسیدن به یافته های حاصل از مصاحبه با ۱۵ نفر از کارشناسان، مدیران و فعالان بخش معدن استفاده گردیده است. نتایج نشان داد که ضعف زیرساخت های صنعتی و ارتباطی استان زمینه ی توسعه نیافتگی بخش معدن را فراهم آورده است. پرهزینه بودن، عدم رغبت سرمایه گذاران، وجود بازار دلالی، بلندمدت بودن سرمایه گذاری و انتقال سرمایه، سرمایه بر بودن فعالیت های معدنی سبب کاهش و کمبود سرمایه گذاری در این بخش شده و همین امر، شرایط علی توسعه نیافتگی را سبب گردیده است. موانع اداری و امنیتی نمودن معادن در بهره برداری از ظرفیت ها و پتانسیل های این بخش به عنوان شرایط مداخله ای در توسعه نیافتگی عمل نموده است. این شرایط، دوقطبی سازی توزیع فعالیت های صنعتی و معدنی در میان شهرستان های استان و معارضت های نهادی و مدنی را فراهم نموده است که پیامدهای توسعه نیافتگی بخش معدن می باشد. در همین راستا، خام فروشی مواد معدنی به عنوان استراتژی و راهبرد جهت فعالیت در این بخش اتخاذ شده است. این راهبرد حاکی از پیامد توسعه نیافتگی و درعین حال بازتولید توسعه نیافتگی استان در بخش معدن می باشد. لذا جهت رفع توسعه نیافتگی این بخش و توسعه اقتصادی_ صنعتی آن پیشنهاداتی ارائه گردیده است.
۱۷۴۰.

بررسی تاثیر زیارت مجازی بر سلامت معنوی سالمندان مقیم آسایشگاه سالمندان کهریزک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۸۶
هدف: سلامت معنوی یکی از ابعاد سلامت است و زیارت یکی از اعمال معنوی به شمار می رود. سالمندان به ویژه سالمندان مقیم آسایشگاه به دلیل اختلالات تعادلی و حرکتی، نقصان ایمنی محیط و مخاطرات سفر قادر به انجام زیارت نیستند. پس می توان با کمک فناوری واقعیت مجازی، زیارتگاه را نزد آنان آورد. با کمک این فناوری، فضای سه بعدی زیارتگاه از طریق عینک مخصوصی برای سالمند تداعی می شود، به گونه ای که با حرکت سر، زوایای مختلف زیارتگاه را می بیند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر زیارت مجازی بر سلامت معنوی سالمندان مقیم آسایشگاه کهریزک استان البرز انجام گرفته است.روش شناسی پژوهش: این مطالعه نیمه تجربی در آسایشگاه سالمندان کهریزک انجام گرفته است. 50 نفر از سالمندان گروه مداخله، و 50 نفر از سالمندان گروه کنترل انتخاب شدند. ابتدا پیش آزمون سلامت معنوی در دو گروه انجام گردید. سپس در گروه مداخله، زیارت مجازی کربلا در طول چهار جلسه ده دقیقه ای طی یک ماه اجرا شد. سرانجام از هر دو گروه، پس آزمون سلامت معنوی گرفته شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS.16 آنالیزشد. برای بررسی تفاوت متغیرهای کیفی دموگرافیک دو گروه مداخله و کنترل از آزمون کای دو و برای بررسی در داده های نرمال از independent t-test و paired t-test استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد درگروه مداخله، سلامت معنوی به صورت معناداری پس از اجرای مداخله افزایش یافت. پیش از مداخله تفاوتی در میانگین سلامت معنوی در دو گروه مداخله و کنترل یافت نشد، اما بعد از اجرای زیارت مجازی، این تفاوت معنادار گردید.بحث و نتیجه گیری: زیارت مجازی بر افزایش سلامت معنوی سالمندان مقیم آسایشگاه موثر است. با توجه به شیوع بالای اختلالات حرکتی سالمندان و مخاطرات سفرزیارتی، زیارت مجازی می تواند جایگزینی برای زیارت حقیقی باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان