پژوهش حاضر درپی پدیدارشناسی درک تمایز اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه کردستان از بازتولید اجتماعی در میدان آموزش است. با درنظر داشتن نظریات مربوط به بازتولید اجتماعی نظریه پردازانی هم چون: «بوردیو»، «اپل»، «باولز» و «جینتیس» به تفسیر وضعیت تمایز اجتماعی و چگونگی بازتولید آن در میدان آموزش پرداخته شده است. آنان بر آن هستند که آموزش رسمی وسیله ای است در دست اقشار و طبقات خاص جامعه برای تحکیم ارزش ها و هنجارهای موردنظرشان، دوام و قوام قدرت خود در درون جامعه، که میدان آموزش آن را بازتولید می کند. برای دستیابی به این هدف، درک دانشجویان را مورد تفسیر قرار داده و از روش پدیدارشناسی که در آن درپی کشف تجربه مشترک تغییرناپذیر همه مشارکت کنندگان از این امر می باشد، استفاده شده است. در این راستا با ۳۰نفر از دانشجویان دانشکده های دانشگاه کردستان در رشته های مختلف مصاحبه عمیق به عمل آمد و داده ها از طریق مراحل چهارگانه خواندن و درک کلیت متن داده ها، افق سازی و تلخیص داده ها، تشکیل واحدهای معنایی و توصیف مضامین گردآوری، تجزیه وتحلیل گردید. نتایج نشان داد که تمایز در انتخاب رشته، اولین نمود تمایزی است که دانشجویان طبقات بالا برای دستیابی و تسلط برای میدان آموزشی انجام می دهند. این امر گرچه در دوران دبیرستان با گرایش به آموزش خصوصی شروع شده است، اما به جهت دسترسی به منابع، امکانات و فرصت ها در دوران آموزش عالی تمایز پررنگ شده و در نهایت به تداوم جایگاه طبقاتی آن ها منجر می شود؛ هم چنین نتایج نشان می دهد که پیوند سرمایه اقتصادی و فرهنگی دانشجویان طبقات بالا در میدان آموزش دانشگاهی سبب حفظ تمایزات طبقاتی و خانوادگی و هم چنین هموار شدن ورود آن ها به بازار کار می شود.
وجوب مقاومت در برابر دشمنان برای دفاع از کیان و استقلال سرزمین های اسلامی، مورد اتفاق علمای شیعه و سنی است و فقهای بزرگ اسلام در آثار فقهی خود از جمله در مبحث جهاد بدان پرداخته اند. این موضوع به ویژه در شرایطی که استقلال مسلمین در سرزمین های اسلامی در معرض هجوم دشمنان واقع شده بیشتر موردتوجه علمای اسلام قرار گرفته و فقها از طریق صدور رساله ها، بیانیه ها و فتاوای جهادیه بدان پرداخته اند. سیدعلی طباطبایی حائری معروف به صاحب ریاض ازجمله فقهای بزرگ اسلام است که بیش از هر چیز به حفظ دیانت و استقلال جوامع اسلامی در تمام عرصه های اجتماعی و سیاسی می اندیشید. هدف این تحقیق بررسی اندیشه و رفتار سیاسی صاحب ریاض و چگونگی مواجهه ایشان با بحران هایی است که با هدایت قدرت های استعماری، استقلال ایران و سایر کشورهای اسلامی را تهدید می کرد. رقابت قدرت های استعماری بر سر توسعه مستعمرات خویش، تجاوز روس ها علیه ایران و ظهور فرقه های انحرافی مذهبی که با حمایت استعمار، اتحاد و انسجام جوامع اسلامی را هدف قرار داده بود از مهم ترین بحران هایی است که در آن دوره کشورهای اسلامی با آنها درگیر شده بودند. گفتار حاضر با استفاده از روش کتابخانه ای و توصیف و تحلیل مبانی اندیشگانی سیدعلی طباطبایی، راهبرد صاحب ریاض را برای مقابله با بحران های پیش گفته و حفظ استقلال و رهایی جوامع اسلامی از سلطه استعمار بررسی می کند. نتایج تحقیق، راهبرد مقاومت و جهاد علیه قدرت های استعماری را مورد تأکید قرار می دهد.
زمینه و هدف: در زمینه مبارزه با قاچاق کالا و ارز تاکنون تنها از سازمان ها و نهادهای حکومتی استفاده شده است. این رویه تاکنون باعث شده است تا در مبارزه در قاچاق کالا و ارز از وجه توسل به زور و قدرت عمومی ارکان حکومتی استفاده شود. با درگیر کردن بازیگران مدنی در حمکرانی مبارزه با قاچاق کالا و ارز می توان از قدرت عمومی نهادهای حکومتی کاست. در این راستا این پژوهش در پی آن است تا با بهره گیری از حکمرانی چند سطحی به این مشکلات فایق آید.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش از نوع کیفی است که به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. روش نمونه گیری، به صورت هدفمند و گلوله برفی است و برای جمع آوری داده ها، به خبرگان حوزه قاچاق مانند تعزیرات حکومتی، گمرک به تعداد 14 نفر، مراجعه شده است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش میدانی و ابزار گردآوری اطلاعات نیز شامل مصاحبه و فیش برداری از آن ها است. یافته ها: داده ها و یافته های تحقیق شامل نظرات مصاحبه شوندگان و راهکارهای پیشنهادی آن ها در جهت نقش و تأثیرگذاری پلیس در ابعاد مختلف است. این نظرات شامل 16 مورد مضامین فراگیر هستند که در قالب 3 مضمون فراگیر، ارائه شده است. بر اساس یافته های پژوهش، حق جامعه مدنی در تأثیرگذاری بر مبارزه با قاچاق کالا و ارز در سطح مادون ملی و در ابعاد سیاست گذاری و تصمیم گیری بررسی شده اند.نتیجه گیری: با توجه به مصاحبه های انجام گرفته در مبارزه با قاچاق کالا و ارز بر ضرورت به کارگیری جامعه مدنی تأکید فراوانی شده است
آموزه های هر دین، از جمله اسلام، و فرهنگ هر جامعه بیانگر بایدها و نبایدهایی برای سبک زندگی است. چه عواملی سبب می شوند که سبک زندگی دینی در یک جامعه مثل ایران متنوع و متکثر باشد؟ برای پاسخ به این پرسش از روش استنطاق منابع دینی و اسناد ملی استفاده شده است، یعنی فرایندی پرسشگرایانه از گام های برقراری ارتباط بین نظریه های سبک زندگی و موضوع مقاله؛ نظریه های سبک زندگی پرسشگرند و این مقاله پاسخگو است. هدف این مقاله رسیدن از چیزی معلوم به چیزی نامعلوم است که به آن استنطاق منابع و اسناد اطلاق می شود. نتیجه اینکه سبک زندگی دینی در شرایط زمینه ای خاص و متنوع، متکثر خواهد بود. تفاوت و اختلاف شرایط زمینه ای (شخصیتی، طبیعی و ساختاری) سبب تفاوت سبک های زندگی می شود. آموزه های متافیزیکی، اخلاقی و شریعت اسلامی بُعد اسلامی سبک زندگی اسلامی - ایرانی را برآورده می کند و شرایط زمینه ای (شخصیت، شرایط محیطی و ساختارهای اجتماعی و فرهنگی) بُعد ایرانی آن را.
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه نقش عوامل خانوادگی در میزان شایستگی فارغ التحصیلان دانشگاهی از نظر خانواده های یزدی می باشد. تحقیق از نوع پیمایش بوده و برای جمع آوری داده های آن از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را خانواده های یزدی دارای دانش آموخته دانشگاهی، تشکیل می دهند که بر اساس فرمول کوکران تعداد384 نفر از خانواده ها به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. پس از محاسبه روایی و پایایی ابزار، داده ها با نرم افزار spssو روش های آماری آزمون تحلیل واریانس، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد نقش عوامل خانوادگی (نظم در خانواده شامل: همگامی، همفکری، هم بختی، همدلی و همچنین پایگاه اجتماعی- اقتصادی خانواده شامل: تحصیلات والدین، شغل پدر، درآمد و وضعیت مالکیت مسکن خانواده)، در میزان شایستگی دانش آموختگان تایید شد. نتایج حاصل از معادله رگرسیونی در میان پاسخگویان نشان داد که در مجموع به ترتیب 3 متغیر همگامی، هم بختی و همفکری توانستند 17/0درصد از واریانس متغیر شایستگی را تبیین کنند. و متغیر همگامی با ضریب 279/0 بیشترین تاثیر را در تبیین شایستگی داشته است.
هدف: آموزش وپرورش از سازمان های موثر در توسعه همه جانبه کشورها است و آموزش ترکیبی در این سازمان شامل استفاده از ابزارهای گوناگون و متنوع برای آموزش و یادگیری می باشد. در نتیجه، هدف این پژوهش تعیین عوامل موثر بر توسعه آموزش ترکیبی در آموزش وپرورش شهر تهران و بررسی وضعیت موجود بود. روش شناسی: این مطالعه آمیخته (کیفی و کمّی) بود. در بخش کیفی، جامعه پژوهش خبرگان دانشگاهی و سازمانی شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که 19 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند و طبق اصل اشباع نظری به عنوان نمونه انتخاب شدند. در بخش کمّی، جامعه پژوهش مدیران و معاونین آموزش وپرورش شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که 242 نفر از آنها با روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای و طبق جدول کرجسی و مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی پرسشنامه محقق ساخته بود که شاخص های روانسنجی آنها مورد تایید قرار گرفت. داده های این پژوهش در بخش های کیفی و کمّی به ترتیب با روش های تحلیل مضمون و آزمون تی یک نمونه ای در نرم افزارهای MAXQDA و SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج بخش کیفی این پژوهش نشان داد که عوامل موثر بر توسعه آموزش ترکیبی در آموزش وپرورش دارای 30 مضمون پایه، 6 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر شامل عوامل سازمانی (با سه مضمون سازمان دهنده ساختار مدرسه، فرهنگ مدرسه و حمایت مدرسه) و عوامل آموزشی (با سه مضمون سازمان دهنده ارزشیابی آموزشی، امکانات آموزشی و مدیریت آموزشی) بود. همچنین، نتایج بخش کمّی این پژوهش نشان داد که هر شش عامل موثر بر توسعه آموزش ترکیبی در آموزش وپرورش بالاتر از میانگین فرضی بودند، اما فقط اختلاف چهار عامل ساختار مدرسه، فرهنگ مدرسه، ارزشیابی آموزشی و مدیریت آموزشی معنادار می باشد (05/0P<). نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، جهت توسعه آموزش ترکیبی در آموزش وپرورش باید راهکارهایی برای بهبود چهار عامل ساختار مدرسه، فرهنگ مدرسه، ارزشیابی آموزشی و مدیریت آموزشی را فراهم نمود.
این مقاله به مطالعه بسترهای شکل گیری تصمیم به جدایی و طلاق در بین ساکنان شهر تهران، با رویکرد چرخه های زندگی می پردازد. روش پژوهش، پیمایشی بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه زنان و مردان متأهل ساکن شهر تهران در سال 1401 می باشد و حجم نمونه نیز 630 نفر زن و مرد متأهل ساکن شهر تهران هستند که به صورت تصادفی از مناطق 22گانه تهران انتخاب شدند. برای تبیین موضوع مورد نظر از نظریات همسان همسری، نقش ها و تاب آوری استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که تصمیم به جدایی و طلاق متأثر از سه مرحله زندگی زوجین است: مرحله نخست، یعنی آشنایی و سازگار شدن زوجین (38 درصد)، مرحله دوم، یعنی میانه زندگی خانوادگی با مشخصه ثبات زندگی زناشوئی (28 درصد) و مرحله پایانی چرخه زندگی زناشوئی، یعنی مؤلفه های ناپایدارکننده زندگی و بروز فرایند غریبگی (30 درصد).
هدف مطالعیه حاضر بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی جوانان استان سمنان با تأکید بر بخش گردشگری است. روش تحقیق استفاده شده کمّی و ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه است. حجم نمونه با فرمول کوکران برآورد شد و در مجموع، 384 نفر بررسی شدند؛ بنابراین، در راستای تحقق این هدف با تهییه ۳۸۴ پرسش نامه از جوانان بین ۱۵-۲۹ سال استان سمنان داده ها جمع آوری شد. ابزار استفاده شده در این تحقیق، استفاده از نرم افزارهای اکسل و spss با بهره برداری از آزمون های آماری مختلف مانند همبستگی و رگرسیون بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که باوجود اینکه کیفیت زندگی جوانان شهرستان های استان سمنان با یکدیگر متفاوت است، درمجموع کیفیت زندگی همیه آنها در شرایط مطلوبی قرار ندارد؛ علاوه برآن شاخص های فرهنگی، بهزیستی فردی و مسکن ازجمله مهم ترین شاخص های تأثیرگذار بر کیفیت زندگی جوانان است و بین افزایش گردشگری و بهبود کیفیت زندگی آنها رابطیه معناداری وجود دارد؛ بنابراین، افزایش گردشگری منجر به ارتقای کیفیت زندگی جوانان استان سمنان می شود و درنهایت بر بهبود روحییه آنان تأثیرگذار است.
هدف: تبیین نمادپردازی در سینمای دفاع مقدس از نظرگاه میرچا الیاده است که در دو فیلم دیده بان و مهاجر مورد بررسی قرار می گیرد.
روش: از طریق مطالعات کتابخانه ای و مشاهده فیلم ها، داده های به دست آمده به صورت توصیفی- تطبیقی تبیین می گردد.
یافته ها: نماد از منظر میرچا الیاده جلوه قدسی دارد که انسان بر اساس کنشگری خود می تواند از طریق آن، معرفتی حقیقی از ساحات قدسی کسب کند. بر اساس این دیدگاه، یکی از راه های درک نمادپردازی، پژوهش در ادیان و مذاهب با نگاه آیینی و قوم شناختی است. هر عمل عبادی و دینی پاره ای از نمادپردازی را در خود دارد و می خواهد انسان دین ورز را به حقیقتی ورای تجربه سوق دهد. از جمله می توان به عمل و کنشگری رزمندگان در دوران دفاع مقدس اشاره کرد که در سینما برای مردم تماشایی و نمود نمادین داشته است.
نتیجه گیری: نتایج برآمده از این پژوهش نشان می دهد، هر چقدر کنش شخصیت در زمان و مکان معین، در مرتبه وجودی بالاتری از امور مقدس قرار بگیرد، به همان میزان فضای قدسی ایجاد می شود و اشیاء و امور عادی، ظهور نمادین پیدا می کند. در فیلم های دیده بان و مهاجر، کنش شخصیت ها در رویداد معین و موقعیت بحرانی، فضای قدسی ایجاد می کنند و اشیاء و لوازم صحنه نمود نمادین می یابد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی معنا کاوانه نقش توسعه حرفه ای در منزلت اجتماعی معلمان است. روش پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد (گرندد تئوری) است. جمعیت آماری پژوهش از میان معلمان شاغل در آموزش و پرورش غرب استان تهران و بر اساس اصل اشباع نظری 19 نفرازآنان انتخاب شدند. سئوالات مصاحبه بر اساس نظر گروه هدایت کننده تحقیق و با استفاده از روش دلفی به رویت و ملاحظه صاحب نظران رشته های جامعه شناسی، مدیریت و علوم تربیتی رسید و روایی محتوایی به مدد خبرگان مورد تایید قرار گرفت و همچنین برای سنجش پایایی آن از ضریب کاپا (میزان توافق بین داوران) استفاده شد. مفاهیم استخراج شده از این مصاحبه ها شامل 54 گزاره اولیه مفهومی در بخش توسعه حرفه ای، 132 گزاره مفهومی در بخش منزلت اجتماعی و 45 گزاره اولیه مفهومی در بخش نقش توسعه حرفه ای در منزلت اجتماعی معلمان بدست آمد. این مفاهیم طی سه مرحله کدگذاری های باز، محوری و گزینشی و در قالب یک الگوی نظری ( پارادایم ) و با محوریت یک مقوله اصلی ( مقوله هسته )، شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها منعکس شده است. تحلیل داده های تحقیق نشان از نقش توسعه حرفه ای در جایگاه منزلتی معلمان دارد و بیان می دارد که بین دو مقوله اصلی پژوهش یعنی توسعه حرفه ای و منزلت اجتماعی معلمان ارتباطی هم افزا و مستقیم وجود دارد که در آن نقش معلمان، نقشی تعیین کننده وتاثیرگذار است. پارادایم یا طرح الگوواره ( طرح شماتیک) در بخش یافته ها و نتایج تحقیق آورده شده است.
رسانه ها با توجه به وسیع بودن مخاطبان آنها و تاثیر سریع و گسترده اطلاعات ابرازی توسط آنها، همیشه مشمول محدودیت هایی هستند. یکی از موضوعات مهم در این زمینه، اعلام جرایم ارتکابی و انتشار سوابق کیفری توسط اشخاص است. از طرفی انتشار مشخصات مجرم می تواند سبب آگاهی جامعه و اطرافیان وی جهت اتخاذ راهکارهای احتیاطی لازم گردد اما از طرف دیگر انتشار مشخصاتی مانند تصویر، چهره و محل زندگی در مورد برخی از مجرمین می تواند مجرم را در معرض تلافی یا انتقام قرار داده و همچنین با توجه به طرد وی از جامعه، موجب منتفی شدن امکان اصلاح مجرم مذکور گردد. لذا سوال اصلی مقاله حاضر آن است که در تعارض میان اصل آزادی رسانه ها و اصل لزوم رعایت حقوق مجرمین، کدام اصل باید اعمال شود. مسئله مورداشاره در مقاله حاضر، بر اساس رویکرد اتخاذی در پرونده معروف جان ونبلز مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و در نهایت این پژوهش به این نتیجه نائل آمده است که افشای هویت، جرم ارتکابی و اقامتگاه مجرمین، در اکثر موارد موجب حفاظت جامعه نمی گردد و در مجموع شایسته است که رسانه ها با توجه به ملاحظات حقوق بشری، لزوم جلوگیری از اقدامات تلافی جویانه و اصل ایجاد امکان اصلاح مجرمین، از انتشار عمومی مشخصات مجرمین و جرایم ارتکابی آنها منع شوند.
هدف پژوهش حاضر بررسی بررسی جامعه شناختی نقش رسانه ها در بازنمایی آثار فقر در جامعه و جذب خیرین است. این پژوهش از نوع کاربردی است که به روش کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را نخبگان حوزه رسانه، کارشناسان امداد و خیرین استان فارس تشکیل دادند که با استفاده از نمونه گیری جدول مورگان انتخاب شدند.برای جمع آوری اطلاعات در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن، با استفاده از روایی صوری و پایایی آن با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرارگرفت. پایایی تمامی متغیرها بالاتر از ۷/۰ است. یافته های پژوهش که از طریق روش کیفی استخراج شد شامل، ۵ کد محوری و عبارت اند از: بازنمایی شرایط علّی فقر در جامعه، بازنمایی دینداری و فرهنگ فقر، بازنمایی سرمایه اجتماعی و فقر، بازنمایی جذب خیرین و مؤسسات و بازنمایی پیامدهای فقر. نتایج نشان داد که که تمامی این ابعاد توانسته اند تبیین معناداری از متغیرهای اصلی پژوهش داشته باشند.
«سنت اسلامی» در حوزه علم، میراث ارزنده ای از آورده های وحیانی، همراه دستاوردهای اندیشمندان مسلمان است که امروزه در اختیار ما قرار گرفته و با رویکردهای فرهنگی، که اقتضای بوم نگری دارد، بیش از گذشته موردتوجه و ابزار تحلیل و بررسی قرار گرفته اند. این سنت، آکنده از گزاره ها و گنجینه هایی است که «فرهنگ علمی» را شکل داده و می توانند دوباره زنده شده و در خدمت حرکت علوم طبیعی، اجتماعی و انسانیِ اسلامی قرار گیرد. مقاله حاضر به منظور شناسایی و تصویرسازی یکی از ساحت های طرح و زیست فرهنگ علمی، کتاب تذکره السامع و المتکلم ابن جماعه را کاویده، با روش تحلیل مضمون، به تعداد 317 کد، 36 مضمون سازمان دهنده (مضامین به دست آمده از ترکیب و تلخیص مضامین پایه) و 4 مضمون فراگیر (مضامین عالی دربرگیرنده اصول حاکم بر متن به مثابه کل) را استخراج و شبکه مضامین را ترسیم نموده است. یافته ها نشان می دهد «فرهنگ علمی ارزش محور»، حاکم و محیط بر ساحت علوم و معارف در رویکرد اسلامی بوده و با استقرار آن، امکان و احتمال تولید علوم طبیعی مبتنی بر آموزه های اسلامی و قرآنی وجود دارد.
در طی سالیان گذشته تا به امروز رسانه های مختلفی وجود داشته است که به عقیده اندیشمندان، نقش آن ها در زندگی ما انکار ناپذیر است. سینما و فیلم به عنوان یکی از این رسانه هاست که تحت تأثیر بافت فرهنگی، اجتماعی و روان شناختی جامعه است. فیلم، بازتاب صرف ساختارهای اجتماعی نیست، بلکه خود در باز تولید آن نقش دارد. بازنمایی یکی از مفاهیم بنیادی در مطالعات رسانه ای است که از آن طریق، حوادث و واقعیت های اجتماعی را نشان می دهند. ازآنجایی که فیلم یکی از عرصه های شکل گیری تخیلات در زمینه معماری و شهرسازی قلمداد می شود، لزوم توجه به زمان، مکان، فضا و درک هریک از این آثار، سینما را به معماری و منظرسازی وابسته می سازد، لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه بازنمایی برج میلاد و آزادی از منظر جامعه شناسی در آثار سینماى دهه ى 80 و90 به روش تحلیل محتوا اجرا گردید. جهت این مطالعه، 8 فیلم از 15 فیلم گزینش شدند و به لحاظ محتوایی بررسی گردید. یافته های بررسی شده نشان می دهد که رسانه می تواند طرحواره تصوری یا کلیشه ای به وجود بیاورد به طوری که جوانانی که به دنبال مدرنیته و رهایی هستند، همچون قشر مرفه، دختران کم حجاب تر جامعه، همواره در کنار برج میلاد دیده می شوند، اما افراد میان سال، مذهبی با نقش مثبت، بیشتر در کنار برج آزادی دیده می شوند، که این همان تولید رسانه است.
پژوهش حاضر با هدف تدوین راهبردهای توسعه پایدار شهر ازطریق نقشه فرهنگی در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. بخش اول پژوهش در چارچوب پژوهش کیفی با استفاده از نظریه زمینه ای انجام گردید. بر مبنای اصل اشباع نظری از تعداد 18 نفر از صاحب نظران مطلع حوزه مورد مطالعه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند وابسته به معیار مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. برای سنجش اعتباریابی داده ها از دو روش بازبینی دو کدگذار و مرور خبرگان غیرشرکت کننده در پژوهش، بازگشت به مصاحبه شوندگان استفاده گردید. داده ها طی چند مرحله کدگذاری باز و محوری براساس مدل گرندد تئوری اشتراس و کوربین مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. روش پژوهش در قسمت کمی توصیفی-پیمایشی و جامعه آماری شامل همه کارشناسان و متخصصان موضوعی درزمینه مدیریت شهری و فرهنگی به تعداد برآوردی بود که از این میان به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 150 نفر به عنوان حجم نمونه برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده بخش کمی، پرسش نامه محقق ساخته برگرفته از بخش کیفی بود؛ پایایی ابزار نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 7/0 برآورد گردید. داده های بخش کمی با استفاده از بسته نرم افزاری علوم اجتماعی و PLS، در دو سطح توصیفی و آمار استنباطی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج بخش کیفی نشان داد راهبردها شامل راهبرد توسعه، تقویت، حفظ و مراقبت و ایجاد منظر فرهنگی دسته بندی شد. نتایج بخش کمی نشان داد بار عاملی تمام مؤلفه های استخراج شده بالاتر از ۵/۰ است. همچنین بیشترین ضریب مربوط به راهبرد ایجاد منظر فرهنگی و سپس راهبرد تقویت است. نتایج بخش کمی نشان داد مدل تحلیل عاملی ابعاد راهبردهای توسعه پایدار شهر ازطریق نقشه فرهنگی از مطلوبت مناسب برخوردار است.
پرسش از معنا و هدف زندگی، از پُردغدغه ترین مسائل عصر حاضر است و به باور بسیاری از نظریه پردازان، یافتن معنای زندگی از مهم ترین نیازهای انسان امروز به شمار می رود. این امر از منظر بازنشستگان که هم دارای علم و هم دارای تجربه زیسته هستند، مهم جلوه گر می شود. هدف پژوهش حاضر، فهم معنای زندگی، شاخصه های معناداری و معنازدایی زندگی در بین بازنشستگان استان کردستان در سال ۱۴۰۲ است. برای دست یابی به این هدف، از پارادایم تفسیری، روش شناسی کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی بهره بُرده شد. میدان پژوهش، شامل بازنشستگان ادارات استان کردستان بود که افراد واجدشرایط بر اساس ملاک های مشخصی از اداره های آموزش وپرورش، برق، بهزیستی و تأمین اجتماعی، تعداد ۲۴ بازنشسته به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند و با معیار اشباع نظری مورد مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. یافته ها در سه تم دسته بندی شد: در تم اول که در مورد تبیین معنای زندگی است، دو تم اصلی (شرط معناداری زندگی و هدف از داشتن معنای زندگی) حاصل شد. تم دوم، در مورد شاخصه های معنای زندگی و شامل یک تم اصلی (عوامل معناساز در زندگی) بود. تم سوم نیز عوامل معنازدای زندگی شامل دو تم اصلی (عوامل اجتماعی و عوامل ذهنی) را مدنظر قرار داد. بر پایه نتایج، اغلب بازنشستگانی که زندگی را بامعنا می دانند و برای زندگی شان هدفی دارند، زندگی برایشان لذت بخش تر است و از زندگی خود تقریباً راضی هستند؛ ولی افرادی که از زندگی شان راضی نیستند و درنتیجه برای آن تلاش چندانی ندارند، اکثراً زندگی را بی معنا جلوه می دهند. ازاین روست که برای معنادارکردن زندگی و لذت بردن از آن، تلاش و هدف در کنار هم بسیار مؤثر خواهد بود.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین یادگیری سازمانی با کیفیت تدریس معلمان مدارس شهر بندرعباس انجام شد.روش: تحقیق حاضر از حیث هدف کاربردی و از حیث ماهیت توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه معلمان زن و مرد مقطع متوسطه دوم شهر بندرعباس به تعداد 800 نفر در سال تحصیلی98 -1397 تشکیل داد. جهت تعیین تعداد نمونه آماری از جدول کرجسی و مورگان (1970) استفاده شد و با توجه به تعداد جامعه آماری تعداد افراد نمونه آماری پژوهش 261 نفر تعیین گردید. با توجه به این که جامعه آماری شامل دو گروه زن و مرد بود برای انتخاب نمونه آماری پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. جهت گردآوری داده های تحقیق نیز از پرسشنامه کیفیت تدریس کوشی (1392) و یادگیری سازمانی نیف (2001) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss ویراست 20 در سطح معنی داری 05/0 و با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین یادگیری سازمانی با کیفیت تدریس معلمان رابطه معناداری وجود داشت. همچنین نتایج نشان داد که از بین متغیرهای نه گانه وارد شده به مدل مورد نظر متغیرهای فرهنگ یادگیری سازمانی، کار گروهی، اشتراک دانش، رهبری مشارکتی، توسعه شایستگی کارکنان به صورت مثبت و معناداری توانستند کیفیت تدریس معلمان مدارس را پیش بینی کنند.(P<0.001)نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش یادگیری سازمانی در مدارس موجب می شود که الگوهای ذهنی جدید و گسترده ای در میان معلمان پرورش یابد و آنها می آموزند که چطور با یکدیگر بیاموزند.
این تک نگاری نقش مؤسسات کنکور را در گسترش و توسعه اندیشه نو لیبرال در حوزه زندگی روزمره دانش آموزان مورد واکاوی و تحلیل قرار می دهد. علاوه بر این توجه خاصی به مطالعه تبارشناسانه برآمدن نو لیبرالیسم و به تبع آن گسترش مؤسسات کنکور در ایران پساجنگ و فراگیر شدن منطق بازاری به هنجارشده به مثابه بنیانی برای تصمیم گیری و کردارها، نموده است. هدف مقاله توصیف این امر است که چگونه نظم جدید فرهنگی-اقتصادی (نو لیبرالیسم) یک «سناریوی جدیدی از سوبژکتیویته» (سوژه کنکوری) که قبلاً وجود نداشته است را خلق می کند این سناریوی جدید در نسبت با برآمدن نو لیبرالیسم در ایران و در نسبت با هژمون شدن گفتمان موفقیت فردی شکل گرفته است. یافته های این پژوهش با استفاده از روش تبارشناسی نشان می دهد که پیوند خاصی بین عقلانیت حکومت مندی نو لیبرال، سوبژکتیویته و رؤیت پذیرشدن شدن جمعیت دانش آموزی کنکوری وجود دارد. این همایندی و پیوند مبتنی است بر مطالعه موردی «مؤسسات کنکور»، مؤسساتی که سبب ظهور جمعیت و نسلی جدیدی به نام «سوژه کنکوری» در جامعه شده است که شیوه زندگی خاص خود را دارد. این مؤسسات پس از خاتمه جنگ هویت جدیدی پیدا نموده و مکانیسمی از جامعه پذیری جدید با عنوان آپاراتوس های سوژه ساز را ارائه داده اند. این مؤسسات با کمک انواعی از آپاراتوس های جدید، سوژه های را جعل و چارچوبی را بوجود آورده اند که متضمن اقدامات «موسسه محور» بوده و در راستای ترغیب و تشویق دانش آموزان به درونی کردن ارزش ها و باورهای نظام نو لیبرالیسم است.
تغییرات اجتماعی- فرهنگی و به تبع توسعه اجتماعی در دهه های اخیر موجب شده است ارزش های خانوادگی نیز مانند دیگر ارزش ها، تغییرات فراوانی را پشت سر گذارد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی الگوی ساختاری روابط بین توسعه اجتماعی با ارزش های خانوادگی در بین شهروندان ساروی است. تحقیق حاضر به روش کمی و بر اساس تکنیک پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه شهروندان بالای 18 سال شهر ساری بوده که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 400 نفر انتخاب شده اند. برای گردآوری اطلاعات از تکنیک پرسشنامه و به منظور تجزیه و تحلیل آماری از آزمون همبستگی و نیز روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده گردید. یافته های پژوهش بیانگر آن است که ابعاد توسعه اجتماعی (کیفیت زندگی، امنیت اجتماعی، وفاق اجتماعی و اخلاق توسعه) ارتباط معناداری بر ارزش های خانوادگی سنتی و مدرن در بین شهروندان داشته است، البته تاثیر ابعاد توسعه اجتماعی بر ارزش های خانوادگی سنتی و مدرن در بین شهروندان یکسان نیست. اما ابعاد توسعه اجتماعی (کیفیت زندگی، امنیت اجتماعی، وفاق اجتماعی و اخلاق توسعه) ارتباط معناداری بر ارزش های خانوادگی پست مدرن در بین شهروندان نداشته است. بنابراین، توان تبیین ابعاد توسعه اجتماعی از ارزش های سنتی به ارزش های پست مدرن کاهش یافته است و در تبیین این ابعاد باید به دنبال مولفه های تاثیرگذارتری بود