فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۶۸۱ تا ۸٬۷۰۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
قطب الدین شیرازی، نیریزی و اصول موضوعه هندسه اقلیدس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب اصول اقلیدس با مقدمه ای شامل تعاریف، اصول موضوعه و علوم متعارفه (بدیهیات) آغاز شده است؛ پنج اصل موضوعه، در علم هندسه، توسط اقلیدس بدون هیچ گونه توضیح و استدلالی ارائه شده است؛ اما با توجه به اهمیت اصول موضوعه که پایه های اساسی برای اثبات قضایای هندسی هستند، بعضی از شارحان و مترجمان کتاب اصول اقلیدس برخی از اصول موضوعه را توضیح و بعضی دیگر را به گونه ای اثبات کرده اند. قطب الدین شیرازی و حاتم بن فضل نیریزی از جمله مترجمانی هستند که توضیح بعضی از اصول موضوعه و اثبات برخی دیگر را ضروری دانسته ند.مقاله حاضر به مقایسه روش قطب الدین شیرازی و روش توسط فضل بن حاتم نیریزی، یکی از شارحان متقدم کتاب اصول اقلیدس، می پردازد.
مبارزه دامنه دار آل علی (ع) علیه خلافت بنی عباس
منبع:
پژوهش در تاریخ سال سوم تابستان ۱۳۹۱ شماره ۲ (پیاپی ۷)
145 - 164
حوزههای تخصصی:
به قدرت رسیدن عباسیان، از مهمترین حوادث تاریخ جهان اسلام می باشد. آل علی(ع) و آل عباس، دو خاندان قدرتمند طایفه بنی هاشم، با همکاری یگدیگر دولت اموی را ساقط نمودند. عباسیان، تا پیش از سقوط بنی امیّه، مردم را به اجماع درخصوص مناسبترین فرد از خاندان حضرت پیامبر(الرضا من آل محمد) دعوت می کردند. درنتیجه، بسیاری از شاخصیتهای وابسته به خاندان علی(ع) با تاویل شعارها به حق خلافت اولاد حضرت علی(ع) به جنبش عباسیان پیوستند. اما بنی عباس با به دست گرفتن رهبری جنبش، علویان را به حاشیه رانده و دولت عباسی را تشکیل دادند. خاندان علی(ع) نیز با ادعای اینکه صاحب مستحق خلافت می باشند، علیه بنی عباس جبهه گرفتند. به این طریق آنها به مهم ترین جبهه مخالف حکومت جدید تبدیل شدند. آل علی(ع) در دوره عباسیان، برای به دست آوردن حکومت قیام های متعددی را شکل دادند. خلفای عباسی نیز برای ایجاد مانع در مقابل آمال علویان، گاهی راه حل فشار، و گاهی نیز شیوه سازش را ترجیح می دادند. کوتاه سخن آنکه، تخاصم میان دو خاندان مورد بحث، به مدت مدیدی ادامه یافت، و در نهایت موجب تضعیف و فروپاشی خلافت عباسی شد. نوشته حاضر، ترجمه مقاله حاک یِئمِز، محقق مذاهب اسلامی، می باشد. نویسنده در این مقاله ضمن تکیه بر متون دست اول تاریخ نگاری اسلامی، با نگاهی متفاوت نسبت به جامعه اهل سنت، به قضیه پیدایش و استمرار نهضت شیعه در قرون نخستین اسلامی نگریسته است. هر چند در برخی موارد، اظهارنظرهای حاک یئمز جای تامل است؛ اما جهت شناخت موضع و ماهیت نگرش محققان جدید ترک (به عنوان بخشی از جامعه اهل سنت غیر عربی) نسبت به مسائل مختلف تاریخ اسلام، ترجمه و آگاهی از محتوای تحقیقات ایشان ضروری به نظر می رسد.
ادوار تاریخی شناخت «دیگری» در غرب و شرق با تاکید بر نگاه محققان معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر تمدن یا فرهنگی در گذرگاه تاریخی خویش خواسته یا ناخواسته نوع نگاه خاص و متمایزی به «غیر» و «دیگری» دارد. این مقاله بر آن است تا دوره های تاریخی شناخت «دیگری» در غرب و شرق را بررسی و دوره بندی نماید.
کوشش شده است که بر خلاف تقسیم بندی های رایج، از نگاه های صرفا سیاسی فاصله گرفته و بیشتر از منظر فرهنگی و تمدنی واکاوی شود. هم چنین تقسیم بندی ها نه صرفا بر حوادث تاریخی بلکه بر وجود «ویژگی های مشترک» در شناخت «دیگری» در بستر تاریخی شرق و غرب استوار گردد. بر این اساس روابط شرق و غرب به چهار دوره کلان تقسیم شده است.
در نسبت غرب با شرق می توان چهار دوره: عصر باستان، عصر ایمان، دوران قدرت دانش بنیان و عصر پسااستعماری را نام برد و در نسبت شرق -با تاکید بر ایران- با غرب می توان چهار دوره: عصر باستان، عصر ایمان، دوران آشفتگی و تحیر و دوره نگاه واکنشی و انفعالی را ذکر کرد..
نهادهای آموزشی مغرب اقصی در عصر بنی مرین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بنی مرین که دودمانی از قبیلة زناته بودند، با غلبه بر موحدون در فاصلة سده های هفتم تا نهم هجری قمری در منطقة مغرب اقصی ظهور کردند و در پی پیروزی بر تمامی رقبای خارجی و داخلی در این منطقه به قدرت رسیدند. در نتیجة پیروزی های سیاسی بنی مرین، مغرب چند صباحی را در آرامش و ثبات گذرانید و شهرهایش با ساخته شدن مساجد، مدارس، زوایا، کتابخانه ها، حمام ها، بازارها و غیره به عنوان شهرهای شکوفای اسلامی پدیدار گشتند. عصر مرینیان در مغرب اقصی را می توان از درخشان ترین دوره های فعالیت مدارس مغرب نیز به حساب آورد. این در حالی بود که حملة مغول در نیمة دوم سدة هفتم در شرق و ادامة جنگ های صلیبی در مصر و شام، باعث اغتشاش و آشفتگی در مراکز علمی، امور دانشمندان و کتابخانه ها و به دنبال آن نابسامانی در شرایط آموزشی شرق اسلامی گردیده بود. اما ثبات سیاسی حاصل از حکومت بنی مرین، سبب ادامة درخشش نهادهای آموزشی در این بخش از جهان اسلام شد و مغرب توانست در سایة این دولت سهمی داشته باشد در حفاظت از آنچه از علوم اسلامی باقی مانده بود..
مدارس فاس و دیگر بلاد مغرب نیز به برجسته ترین مدارس جهان اسلام، به ویژه از لحاظ ارائة امکانات و خدمات اقامت به طلاب، تبدیل شد و مدارس آموزشی توسط سلاطین در شهرهای مغرب، همچون فاس، سبته، تلمسان، تازا، مکناس، بادس، طنجه، سلا، دارالبیضاء، ازمور، مراکش و اغمات، به وجود آمد. در سایة این مراکز بود که فرهنگ مغرب در سده های میانه توانست به نشاط علمی دست یابد. به نظر می رسد مبانی تعلیم و تربیت مرینی ها با تأکید بر مذهب مالکی، و نیز عملکرد امرای مرینی در تأسیس و حمایت مالی از نهادهای آموزشی، در پیدایش فضای مناسب مذکور تأثیر اساسی داشته است.
قرارداد نفتی 1933
طرح های روس و انگلیس برای برون رفت از بحران در دوره استبداد صغیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره کوتاه استبداد صغیر آکنده از آشوب و بحران بود.همین فضای پرتلاطم، دولت های روس و انگلیس را واداشت تا با ارائه طرح هایی مشخص، راه های رهایی از بحران را جست وجو کنند.موضوع اصلی این مقاله، معرفی و ارزیابی این طرح هاست که با رویکرد توصیفی- تحلیلی به بررسی و تبیین آن پرداخته است.این طرح ها متعدد و متنوع بودند و در پی ناکامی هر یک، بی درنگ طرح دیگری جایگزین آن می شد.طرح های روسیه که با هدف تقویت و تثبیت جایگاه شاه ارائه می شد، در قالب مجلس شورای مملکتی به جای مجلس شورای ملی و حتی بازنگری در قانون اساسی عرضه گردید و طرح های انگلیس که با هدف بازگردانی مشروطه مطرح می شد در آغاز عبارت بود از ایجاد یک مشروطه کنترل شده با حضور شاه و سپس طرح ایجاد مشروطه نیم بند در غیاب شاه که در نهایت، همین طرح به اجرا درآمد.
کنسولگری بریتانیا در مشهد و نقش آن در گسترش نفوذ انگلیسی ها در جنوب شرق ایران
منبع:
پژوهش در تاریخ سال سوم بهار ۱۳۹۱ شماره ۱ (پیاپی ۶)
17 - 32
حوزههای تخصصی:
شرق ایران در قرن نوزدهم از اهمیت استراتژیکی ویژه ای برخوردار بود و با توجه به گسترش استعماری روس و انگلیس در منطقه و تهدید منافع یکدیگر اهمیت این منطقه دو چندان شد. روس ها برای دست اندازی به مناطق جنوبی و خروج از بن بست در مناطق شمالی و انگلیسی ها برای دفاع از هندوستان در صدد گسترش نفوذ خود در ایران برآمدند. ضعف دولت قاجار ها و تا حدی خودمختاری خاندان های حکومتی شرق ایران این امکان را پدید آورد تا هریک از این دول دست به تاسیس کنسولگری و حتی ارسال نیروهای جاسوس به منطقه بزنند. این مقاله در صدد است تا چگونگی رقابت های این دو استعمارگر و انعکاس فعالیت های آن ها را در امور کنسولی منطقه شرق و جنوب شرق ایران مورد بررسی قرار دهد.
مدارس دیوبندیه نظام آموزشی و پیامدهای اجتماعی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسلمانان شبه قاره هند از سده هجدهم میلادی به سبب آغاز دوره استعمار و با توجه به شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، در مواجهه با مسائل جدید جامعه، بیشتر بر انجام فعالیت های فرهنگی متمرکز شدند. بدین منظور با تأسیس مدارس دینی به سبک جدید، موجب ایجاد تحولی چشمگیر در میان مسلمانان شدند. از مجموعه مدارس اسلامی هند، مدرسه دارالعلوم دیوبند که از نیمه سده نوزدهم میلادی فعالیت خود را آغاز کرد، ویژگی های برجسته ای دارد. بنیانگذاران این مدرسه در طراحی نظام آموزشی، برنامه درسی، شیوه های تدریس، ارائه آموزش به زبان اردو و نیز ساختار اداری و مالی مستقل مدرسه، به مدارس جدید انگلیسی نظر داشتند. با این حال، محتوای آموزشی و کتاب های درسی تماماً همان متون کلاسیک اسلامی بود و علما از تدریس دروس جدید و نیز آموزش زبان انگلیسی خودداری کردند. مدارس دیوبندیه در طی چند دهه گستره جغرافیایی وسیعی را در هند فراگرفت و شمار زیادی از فارغ التحصیلان آن، به عنوان علمای دینی در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی، فعالانه حضور یافتند. از جمله کارکرد های این طبقه اجتماعیِ جدید، تعریف نوینی بود که برای هویت فردی و جمعی مسلمانان هند - جامعه ای در حال گذار از سنت به تجدد- ارائه دادند. علمای مدارس دیوبندیه با مراجعه به کتاب و سنت از یک سو با لحاظ شرایط جدید از سوی دیگر، هویت فردی و اجتماعی خویش را باز تعریف کردند و بر رغم پایبندی به سنت، اصلاح و تحول در آن را نیز پذیرفتند.
تاثیر ناهشیار جمعی در استبداد حکومت صفویه از دیدگاه شاردن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نظر بسیاری ازمتفکران علوم سیاسی، حکومت ایران در عصر صفویه در طبقه بندی حکومت های استبدادی قرار می گیرد. این پژوهش به دنبال تحلیل علل و عوامل استبدادی بودن این حکومتمی باشد. تکیه اصلی تحلیل داده ها بر سفرنامه ژان شاردن سیاح و جهانگرد فرانسوی می باشد که در دوران صفویه به ایران مسافرت نموده، بنابر آنچه که از این اثر مهم استنباط می شود و با مقایسه آن بااندیشه های متفکران ایرانی در دوره مورد بحث دیدگاه های شاردن مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته شده است. سوال اصلی این است که از دیدگاه شاردن چه عواملی در استبدادی بودن حکومت ایران عصر صفویه نقش داشته اند؟ شاردن در اثر خود به عوامل ثانویه تبدیل حکومت ایران به استبدادی اشاره می کند عواملی مانندضعف ساختاری نظام قضایی، و نوع تسلط حکومت ها در ایران که به وسیله نیروی های مستبد بوده است؛ اما در ورای این عوامل او به عوامل اصلی تبدیل حکومت ایران عصر صفویه به استبدادی از دیدگاه روان شناسی اجتماع ی مردم و اعتق ادات آنان نسبت به ش اه پرداخت ه است و با تاکی د ب ر این موضوع که علت اصلی استبدادی حکومت ایران عصر صفویه دیدگاه خاص مردم نسبت به شاه و اعتقادات آنان می داند که این دیدگاه نیز از جنبه روان شناسی اجتماعی مبتنی بر دیدگاه روان شناس معروف، یونگ، تحت عنوان ناهشیار جمعی مورد بررسی قرار گرفته و تاکید او بر این موضوع است که مردم در طول تاریخ خود به این نوع از حکومت و شاهان مستبد عادت کرده بودند. نکته مهم در تحلیل های شاردن تاثیر پذیری این سیاح در تالیف اثر خود از اندیشه های اتین دولابوئتی، یکی از اندیشمندان فرانسوی قرن شانزدهم، است که رساله او تحت عنوان «درباب بردگی اختیاری » مورد توجه پروتستان های فرانسوی قرارگرفته بود و اندیشه او در یکی از نشریات بسیار تند ارگان هوگنوها به نام France Turquie La در سال 1575م. چاپ شده است و ما در سفرنامه شاردن نشانه هایی از تاثیرپذیری از این اثر را می بینیم.
جایگاه زبان و چاپ متون دینی فارسی در قرن نوزدهم شبه قارة هند؛ خیزش اردو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیدایش فنّاوری جدید چاپ دسترسی عامه مردم به اطلاعات و گردش سریع تر آن را امکان پذیر کرد. معیار سازیِ زبان های بومی برخاسته از چاپ امری پذیرفته شده است که آگاهی هویتیِ جدیدی را میان گروه های اجتماعی سبب می شود. تا پیش از سال 1837 م/ 1253 ق، فارسی زبان رسمیِ حقوقی ـ دیوانی، بازرگانی، و فرهنگی شبه قاره بود و نخبگان هندو و مسلمان از آن استفاده می کردند و نیز زبان نوشتاریِ مسلمانان هندی برای مقاصد دینی بود. بعضی افول فارسی و خیزش اردو را به سیاست های زبانی استعماری نسبت می دهند و برخی دلایل دیگری را مد نظر دارند.
ورود چاپ به بنگال و سپس هند (1870 م/ 1287 ق) و درک قدرت آن از سوی علمای مسلمان به استفاده گسترده از چاپ و تأسیس چاپ خانه ها به ویژه در نیمه شمالی هند انجامید و توجه به مخاطبان بیش تر، آن ها را به سمت «زبانِ مردم» (در این مقاله اردو) سوق داد. مقاله سعی در نشان دادن این چرخش زبانی (از فارسی به اردو) در بافتار جامعه چندزبانیِ هندِ قرن نوزدهم دارد که درنهایت، همچون عامل دیگری، به تضعیف جایگاهِ زبان فارسی در برابر گسترش زبان اردو، که رفته رفته خود را به مثابه هویت دینی ـ زبانی ِجدید مسلمانانِ شبه قاره تقویت می کرد، انجامید.