فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۸۱ تا ۵٬۰۰۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
منبع:
مطالعات ایران شناسی سال ۴ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۹
49 - 64
حوزههای تخصصی:
باغ ایرانی پدیده یی فرهنگی، تاریخی و کالبدی در سرزمین ایران است که رابطه حکیمانه انسان و طبیعت خداوندی را به نمایش میگذارد. باغ در فرهنگ ایرانی در واقع محدوده یی محصور با تلفیقی از گیاه، آب و ساختمان در نظام معماری خاص به حساب می آید که محیطی مطلوب، ایمن و پر از آرامش را به مهمانانش هدیه می کند. در باغ ایرانی می توان ارتباط معناداری بین تک تک اجزاء یافت که البته این مهم با شناسایی فرهنگ اصیل ایرانی امکان پذیر است. از دیدگاه معماری، در کنار حصار و عمارت، پلان چهارباغ از عناصر اصلی محسوب می شود که بعدها به عنوان یک سبک باغ ایرانی شناخته شد. زمانی که بابر، از نوادگان تیمور، به هند حمله کرده و آن را به تسخیر خود درآورد، سبک باغ سازی ایرانی را در آنجا پیاده کرد و به جرأت می توان گفت، بیشتر باغ های ساخته شده در دوره مغول و در این قلمرو امپراتوری، به سبک چهارباغ ساخته شده اند. در این دوره، علاقه پادشاهان مغول به سبک باغ ایرانی، نقش اصلی در ورود سبک باغ ایرانی به هند را بازی کرده است و در کنار آن، پادشاهان صفوی و شرایط سیاسی ایران نیز به روند انتقال معماران، هنرمندان و صنعتگران به این کشور کمک اساسی کرده اند.
دیوان شیخ سید عبدالقادر بلخی
حوزههای تخصصی:
مناسبات خوانین آل افراسیاب با خلافت عباسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال دهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۷
129-154
حوزههای تخصصی:
در اواسط قرن چهارم، خاندان ترک نومسلمان آل افراسیاب، در نواحی مرزی قلمرو اسلامی در ترکستان و هفت آب تشکیل شده و به تدریج همه نواحی شرقی قلمرو اسلامی از کوه های آلتایی تا رود جیحون را زیر سلطه گرفت. در ابتدای امر، علاوه بر ماهیت ایلیاتی، بُعدِ فاصله با مرکز خلافت، عامل تنش در روابط آنها با خلافت عباسی شد. این مناسبات، تحت تأثیر عوامل متعدد نظیر اختلافاتِ داخلیِ آل افراسیاب، فعالیت شیعیان و اسماعیلیه، مداخلات غزنویان، حضور سلجوقیان، هجوم قراختاییان به ماوراءالنهر و جز آن یکسان نبوده و دچار تحول و تطور گشت. چنانکه گاهی روابط فیمابین دوستانه و مبتنی بر وفاق و همگرایی بود و گاهی ضمن حفظ ظاهر، روابط آنها دچار تیرگی شده و گاهی نیز به روابط خصمانه مبتنی بر تقابل و تضادّ تغییر می کرد. این مقاله در پی آن است که با روش توصیفی – تحلیلی، ضمن شناسایی تحولات درونی قلمرو افراسیابی، روابط فیمابین آنها با خلافت عباسی را، با تأکید بر عوامل اثرگذار، تبیین کند.
بازخورد باورهای مانوی در ادبیات عرب (با تکیه بر سروده های ابوالعتاهیه؛ ابونواس؛ ابوالعلاء؛ بشّار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال هفدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۴
205 - 229
حوزههای تخصصی:
بررسی مؤلفه های عرفان در ادبیّات جهانی به نوعی خبر از تقارب خاستگاه در همه آنها دارد. از جمله کهن ترین الگوهای عرفان، مانی و اندیشه های زهدمآبانه اوست. وی با درایت تمام منجی گری را از مسیحیت، ثنویت را از زرتشتی و تناسخ روح را از مذهب بودایی برگرفت. بُن مایه عرفان او هبوط روح، رهایی آن از دنیای تاریکی و پاکیزگی روان بوده، که از آن به «آب زنده» یاد کرده است. هدف این پژوهش آن است که میزان قدرت، نفوذ و اثرپذیری شاعران زاهدمسلک تازی از بُن مایه های کهن الگوی عرفان مانی را، بازخوانی کند. شیوه پیش رو تطبیق مهم ترین مؤلفه های اندیشه مانی است. این رویکرد حاکی از آن است که پس از ظهور اسلام و به خصوص در دوره عباسی، شاعران تازی با آگاهی و اطلاع در کلام منظوم خویش از باورهای کهن ایرانی بهره برده اند. اشتراک مضامین و واژه ها در این مجال نمی تواند اتّفاقی باشد، بلکه تأییدی است بر تقدّم خاستگاه آن در بین ایرانیان باستان. این فرضیه می-تواند بیانگر جوهره ای از پویایی تمدّن ایران در دل تمدّن اسلامی باشد.
پزشکی در تمدن اسلامی
منبع:
تاریخ ایران اسلامی سال ششم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱
93 - 118
حوزههای تخصصی:
قدیمی ترین تاریخ ملل تاریخ پزشکی است چرا که بشر از روزی که خود را شناخته با درد همراه و با حوادث رو به رو بوده است. از همان روزی که آدمی در صدد دفع شر و زحمت و درد از خود برآمده است تاریخ طب شروع می شود. در اسلام به علم پزشکی اهمیت بسیار داده شده و پس از علم حلال و حرام، یعنی علم فقه، از شریف ترین علم ها به شمار آمده و در حدیث شریف «علم ابدان» در کنار «علم ادیان» قرار گرفته است؛ چرا که اگر تن سالم نباشد نمی تواند درباره مبدا جهان بیندیشد و او را ستایش و پرستش کند و از آن جا که تعالیم پیامبر اسلام (ص) افراد را به خیرات و مبرات و انفاق مال در راه خیر هدایت و ارشاد فرموده بدین مناسبت به نظر می رسد پزشکی در تمدن اسلامی بیش از سایر علوم پیشرفت داشته است و خوشبختانه نمایندگان بزرگ پزشکی اسلامی بیشتر ایرانی بوده اند و اینان توانستند در دوران تمدن ستارگان قدر اول این آسمان باشند مانند رازی، اهوازی، ابن سینا و جرجانی (گرگانی). در تاریخ پزشکی اسلامی کسانی که اولین بار جرات آن را پیدا نمودند که بر کتب اساتید یونانی خرده گیری نمایند ایرانیان بوده اند در کنار این ناموران می توان از پزشگان عرب مانند حارث بن کلده ثقفی پزشک اهل طائف که شاید نخستین عربی باشد که بتوان آن را پزشک نامید. شخصی بنام ابورمثه تمیمی که جراح بوده وشخص دیگری همچون حنین بن اسحاق که کتاب صدرساله جالینوس را به فارسی ترجمه کرد و همچنین رساله ای در چشم پزشکی دارد که قدیمی ترین اثر دراین زمینه است و از ابن نفیس و ابوالقاسم الزهراوی و..... بزرگان دیگری می توان نام برد. هدف از این مقاله بررسی نقش مسلمانان در دانش پزشکی است که با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای نگاشته می شود.
چپاول و غارت تبریز در دوران استبداد صغیر مطالعه موردی: اموال کمپانی زیگلر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۸
93-114
حوزههای تخصصی:
جنگ های داخلی و محاصره تبریز در ایام استبداد صغیر موجب رواج ناامنی و گسترش هرج و مرج در آن شد. فقدان امنیت ضربه سهمگینی بر پیکره اقتصاد شهر وارد ساخت. در فضای آشوب زده تبریز بسیاری از شرکت های بزرگ داخلی و خارجی دچار خسارات فراوانی شدند. نمایندگی کمپانی انگلیسی-سوئیسی زیگلر در تبریز که در این ایام پررونق ترین فعالیت های اقتصادی خود در ایران را تجربه می نمود، یکی از این آسیب دیدگان بود. بخش قابل توجهی از خسارات وارده بر کمپانی زیگلر در جریان چپاولگری های نیروهای حکومتی به سرکردگی رحیم خان چلبیانلو و شکرالله خان شجاع نظام مرندی به بار آمد. اموال موجود در انبارها و نمایندگی های کمپانی های خارجی مستقر در تبریز و از آن جمله کمپانی زیگلر در جریان جنگ های داخلی تبریز توسط قوای دولتی به تاراج رفت. استقرار این انبارها و نمایندگی ها در بازار تبریز (مغازه های مجیدالملک) و قرار گرفتن بازار در سرحد محلات مشروطه خواه و دولتی بر میزان این چپاولگری افزود. بخش دیگری از این خسارات در راه های منتهی به تبریز، خصوصاً مسیر ارتباطی تبریز با عثمانی (تبریز- طرابوزان) و تبریز با روسیه (تبریز- جلفا) وارد شد. تحت تأثیر هرج و مرج و ناامنی حاکم بر ایالت آذربایجان دوران استبداد صغیر، بخش اعظمی از مرسولات پستی و اموال کاروان های تجاری در مسیرهای مذکور به یغما رفت. قسمت قابل توجهی از این مرسولات و اموال متعلق به کمپانی های خارجی و از آن جمله کمپانی زیگلر بود. این یغماگری ها اعتراضات سفارت ها و کنسولگری های دولت های اروپایی همچون بریتانیا، آلمان و فرانسه را موجب شد. این دولت ها و در رأس آن بریتانیا در راستای استیفای حقوق از دست رفته کمپانی های متضرر خصوصاً کمپانی زیگلر نهایت تلاش و پیگیری خود را به کار بستند. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از منابع کتابخانه ای و آرشیوی و به شیوه توصیفی-تحلیلی ضمن مطالعه پیشینه فعالیت های اقتصادی کمپانی زیگلر در تبریز، به بررسی زیان های مادی وارده بر این شرکت در جریان جنگ های داخلی تبریز در ایام استبداد صغیر بپردازد.
بلوچستان و نقش آن در تحولات سیاسی اواخر دوره صفوی و پیامدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صفویان تا روزگار شاه عباس اول نظارت مناسبی بر اوضاع ایالات دور دست مانند مکران (بلوچستان) نداشتند؛ از این رو آنان بعد از تسلط بر این نواحی، با واگذار کردن اداره بخشی از بلوچستان به والی کرمان و قسمت دیگری از آن به ملوک سیستان، به صورت نیابتی به حکومت با واسطه در این مناطق پرداختند. تأثیرات منفی این روند که به طور نسبی بر نظارت غیرمستقیم ایالات استوار بود، در کوتاه مدت هویدا نشد اما در بلند مدت و به گاه ضعف حکومت مرکزی، مشکلات فراوانی را برای صفویان و کانونی از نارضایتی محلی را در بلوچستان پدید آورد و به پیروزی غلجاییان در حمله به سوی پایتخت صفویان کمک بسیاری نمود. سؤال اساسی این پژوهش این است که مبنای شورش بلوچ های جنوب شرق ایران در دوره صفویه چه بود؟ فرض اصلی مقاله بر آن است که حملات متعدد حکام کرمان، سخت گیری های مذهبی و فشارهای مالیاتی سبب نارضایتی مردم از حکومت صفویه و در نهایت شورش آنها گشت؛ این شورش هازمینه های تضعیف حکومت صفویه در مرزهای شرقیو گسترش شورش محمود افغان را فراهم نمود. این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی به فراز و نشیب تحولات این ایالت در روزگار صفویه می پردازد، نشان می دهد که عوض شدن نقش اقوام مرزنشین از مرزبانی به عامل نفوذ و یاری رسان مهاجمان تا چه میزان به طرز حکومت، رفتار و نگرش ساختار دولت مرکزی صفوی بستگی داشته است.
جایگاه شهرها در مناسبات سیاسی- نظامی با مدعیان جانشینی کریم خان زند (1209-1193ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال هفدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۴
89 - 108
حوزههای تخصصی:
با مرگ کریم خان زند و در فقدان جانشینی نیرومند، تعداد بی شماری از بستگان وی به ویژه برادران و عموزادگانش برای دستیابی به حکومت به نبردهای ویران گری مشغول شدند که شرح آن رویدادها حجم وسیعی از منابع تاریخی اواخر سده دوازده هجری را به خود اختصاص داده است. در این میان، با غور و بررسی دقیق متون تاریخی می توان نقش فعال قشرهای مختلف جامعه شهری را برای صیانت از جان و مال شهرنشینان و یا به منظور دستیابی به منافع مالی - سیاسی شخصی و گروهی پیگیری نمود. در این پژوهش از رهگذر این مسئله، درصدد پاسخ به این پرسش هستیم: اقشار جامعه شهری در مناسبات سیاسی- نظامی با مدعیان جانشینی کریم خان زند چگونه عمل می کردند و در کدام زمینه ها موجب فروپاشی حکومت زند و برآمدن حکومت قاجار شدند؟ برای شناسایی جایگاه شهرها در دوره موردنظر با استفاده از روش تحقیق تاریخی و شیوه جمع آوری داده های کتابخانه ای از منابع دست اول تاریخی ابتدا به توصیف و طبقه بندی ویژگی های سیاسی- نظامی اقشار مختلف جامعه شهری و سپس به تحلیل و تفسیر این ویژگی ها و تأثیرات آن بر مناسبات شهرها با مدعیان گوناگون جانشینی می پردازیم. در این راستا، اشتراک منافع اهالی و بزرگان برای تأمین امنیت شهرها، به تدریج موجب همکاری متقابل سیاسی- نظامی بزرگان با اغامحمدخان قاجار برای واگذاری حاکمیت شهرها و شکست نهایی جانشینان کریم خان زند را فراهم آورد.
نشانه شناسی الگوهای نامگذاری کتاب های تاریخ در زبان فارسی.(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های شناخت موقعیت و جایگاه یک متن، و ارتباط با دنیای درون اثر، عنوانی است که پدیدآورنده اثر برآن نهاده است و یا مخاطبان، اثر را با آن نام می شناسند؛ از این رو دلالت عنوان به متن و متن به عنوان، اغلب یک دلالت دو سویه است. هر چند، گاه به دلیل وجود عوامل فرامتنی در عناوین، این دلالت دوسویه دچار خدشه می گردد؛ از این رو شناخت اصول و الگوی حاکم بر این دلالت ها یکی از اهداف این پژوهش است. این مقاله به بررسی و تحلیل نشانه شناسی و الگوهای به کار رفته در نامگذاری کتاب های تاریخی از جنبه های مختلف می پردازد، با توجه به این نکته که در انتخاب یک عنوان، عواملی از قبیل موضوع، شرایط زمانیِ تولید متن و جنبه های زیبایی شناسی دخیل هستند. در این مقاله با انتخاب حدود یکصد اثر تاریخی به نشانه شناسی و الگوهای حاکم بر نامگذاری این آثار در دوره های مختلف و عوامل موثر در این نامگذاری ها می پردازیم. این پژوهش به عوامل درون متنی اعم از ساختار و محتوای متن و همچنین به عوامل برون متنی از قبیل شرایط اجتماعی و فرهنگی که در انتخاب عناوین موثر بوده اند و الگوهای رایج نامگذاری می پردازد. همچنین عناوین از دیدگاه زبانشناسی و شیوه های بلاغی به کار رفته در آن ها نیز مورد بررسی قرار می گیرند تا تحولات نامگذاری در دوره های مختلف و الگوهای حاکم بر هر دوره و بسامد های آن نشان داده شود. و در پایان به آسیب شناسی و بیان اشکالات موجود در انتخاب عناوین اشاره شده است.
تأثیر ناامنی بر فرایند زوال شیراز در نیمه دوم حکومت آل بویه (372-447ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پی انتخاب شیراز به مرکزیت سلسله آل بویه این شهر برای مدت حدود پنجاه سال دوره ای از رشد و شکوفایی را شاهد بود، اما در پی بروز مشکل جانشینی و درگیری بر سر تصاحب تاج وتخت، پس از مرگ عضدالدوله، زمینه آشفتگی و انحطاط شهر فراهم شد. به علت نبود قاعده و قانون مورد اتفاق جهت انتخاب جانشین، هرکدام از امیران در ابتدای حکومت خود با مدعی و یا مدعیانی روبه رو شدند. در نتیجه دوره ای طولانی از ناامنی و بی ثباتی در قلمرو آل بویه به ویژه در فارس و شیراز به وجود آمد و در پی نبردهای مداوم نه تنها امکان پرداختن به فعالیت های عمرانی میسر نشد بلکه از رهگذر این حملات علاوه بر غارت شهر، بسیاری از بناها و محلات آن تبه دست نیروهای متخاصم تخریب گردید. علاوه بر آن، شبکه شهری تأمین کننده نیازهای اولیه در اثر عدم رسیدگی و جنگ ها دچار آسیب شد، تجارت نیز از ناامنی متأثر شده با تغییر مسیرهای تجاری و کاهش عواید تجارت دچار رکود گردید و جریان زوال شهر را شتاب بیشتری داد. در نهایت بر اثر آسیب های واردشده در جریان حملات سلاجقه اهمیت سابق را از دست داد و برای مدت ها فرو مرد. در جستار حاضر تلاش بر آن است تا نقش ناامنی به عنوان متغیری مستقل بر فرایند رکود و افول شهر شیراز در دوره دوم حکومت آل بویه با روش توصیفی تحلیلی با رویکردی تاریخی و تکیه بر مطالعات کتابخانه ای تبیین شود.
از طریق آیینه ها در جستجوی: فضایل شاهی در تاریخ نگاری صفوی و مغولی
حوزههای تخصصی:
در دوران سلطنت شاه عباس اول صفوی و اکبر امپراتور مغولی ، دو وقایع نگار از هر کدام از این دو سلسله ، در متونشان فهرستی از فضایل شاهی را گنجاندند. در این مقاله سعی شده است که سابقه تاریخی ممکن برای این بخش در وقایع نامه ها و تأکید ویژه به جایگاه ادبیات «آیینه های شاهی» روشن گردد. این تحقیق با یک پیشنهاد نتیجه می گیرد که مطالعه بخش های روایی وقایع نامه ها در پرتو ادبیات آیینه های شاهی به ما برای درک اینکه چرا وقایع نگاران این امکان را پیدا کردند این اطلاعات خاصی را در این بخش ها بگنجانند.
خوراکی های مردم بلوچستان
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات جالب و مهم در حوزه مردم شناسی فرهنگی، مردم شناسی خوراکی هاست. قلمرو تحقیقی خوراک و نظام غذایی یک قوم یا جامعه در برگیرنده موضوعاتی از قبیل اقتصاد معیشتی مردم، محصولات کشاورزی و دام داری، مواد مصرفی در غذاها، ممنوعیت های دینی مذهبی و جشن های قومی و مانند آنها است. منطقه بلوچستان به لحاظ جغرافیایی و همین طور فرهنگی دارای ویژگی های خاص خود است. لذا همین عامل جغرافیایی موجب شده که در طول تاریخ، مردم بلوچستان از خوراکی های متنوع و خاصی استفاده کنند. از آنجایی که تا کنون پژوهش مستقلی در مورد خوراکی های این منطقه انجام نپذیرفته است، و لذا خطر فراموش شدنشان وجود دارد، ضرورت انجام این پژوهش را در بر می گیرد. این پژوهش که بر پایه ی مطالعه ی کتابخانه یی و مصاحبه است، با هدف شناخت و معرفی و همینطور ثبت خوراکی های شاخص و بعضاً فراموش شده منطقه بلوچستان و طرز تهیه هر کدام از آنها می-باشد.
دیگری و بازنمایی آن در خاطرات زنان؛ مطالعه ی موردی: خاطرات دختران فرمانفرما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۷
۷۹-۱۰۶
حوزههای تخصصی:
خاطره نگاری به شکل زندگی نامه ی خودنوشت، از گونه های رایجی بود که میان زنان تاریخ معاصر ایران مقبول افتاد و عرصه ای برای نمایش «خود» در پرتو شناخت «دیگری» شد. این مقاله با رویکرد تفسیری هرمنوتیکی در چارچوب مفهومی «هویت روایی پل ریکور» در پی پاسخ به پرسش چگونگی بازنمایی «دیگری» در روایت زنان خاطره نگار خانواده ی عبدالحسین میرزا فرمانفرما برآمده تا نشان دهد که شرح دیگری چگونه بخشی از هویت روایی نویسنده را شکل داده است. از کاربست این چارچوب مفهومی چنین برداشت می شود که بازنمایی «دیگری»، ارتباطی مستقیم با منظومه ی گفتمانی مورد حمایت راویان داشته است؛ زیرا همان گونه که توصیف «دیگری» در خاطرات مریم فیروز، ارتباطی مستحکم با دیدگاه حزبی و ایدئولوژیک و هویت بازنمایی شده در پرتو آن دارد، در اثر ستّاره فرمانفرماییان، هویت جنسیتی زن با بازنمایی خودپنداره ای متفاوت با واقعیت اجتماع مردسالار، ملاک توصیف بوده است. توصیفی که در اثر مهرماه فرمانفرماییان، فارغ از شدت تأثیر دو دیدگاه ذکرشده، در گفتمانی همدلانه با گذشته ی سپری شده، قابل مشاهده است.
بررسی تأثیر نور بر ثبات رنگی مُعَصْفَر (فام زرد) استفاده شده در مرمت نسخ خطی (براساس دستورالعمل های رنگرزی کاغذ در متون تاریخی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال بیست و هشتم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۰)
146 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر نور بر ثبات رنگی فام زرد گرفته شده از رنگینه گیاهی مُعَصْفَر (گلرنگ) براساس دستورالعمل های ساخت رنگ در متون تاریخی ایرانی و شناسایی معایب و مزایای احتمالی استفاده از این رنگینه در رنگرزی کاغذهای مورداستفاده در مرمت نسخ خطی است. روش/ رویکرد پژوهش: شیوه این پژوهش کمی، و تلفیقی از روش میدانی و تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. رنگ زرد براساس دستورالعمل های موجود در متون تاریخی کهن ساخته شد. کاغذ مرمتی و واتمنِ منتخب با معصفر رنگرزی و خشک شدند. پیرسازی براساس استاندارد ملی ایران به شماره 20283 در محفظه زنون انجام شد. بعداز پیرسازی، شدت رنگ با دستگاه رنگ سنج، و میزان تخریب سلولز با دستگاه های FTIR، pH متر و سنجش مقاومت کششی، اندازه گیری و با مقدار قبل از پیرسازی مقایسه شد. یافته ها و نتیجه گیری: آزمایش های انجام شده نشان داد که کاغذ واتمن به دلیل نداشتن افزودنی، پایداری بیشتری از دو نوع کاغذ دیگر دارد. همچنین نمونه کاغذهای رنگ شده با دستورالعمل قراردادی از نمونه کاغذهای رنگ شده با دستورالعمل تاریخی تغییرات بیشتری در پارامترهای رنگی داشتند. نمونه کاغذهای رنگ شده با هر دو دستورالعمل تخریب شدند، ولی میزان تخریب بسیار ناچیز بود و می توان از آن صرف نظر کرد.
سیاست های سلطان محمد خوارزم شاه و بی ثباتی سیاسی حاصل از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تحقیق حاضر، با توجه به نظریات دیوید ساندرز درباره بی ثباتی سیاسی و شاخص های ارائه شده توسط وی، بی ثباتی سیاسی در دوره سلطان محمد خوارزم شاه، بر مبنای دو مفهوم اساسی تغییرات و چالش ها، تبیین و شاخص های آن طی چهار مقوله تغییر هنجار، تغییر مقامات اصلی اجرایی، تغییر مرزها، و چالش های خشونت آمیز مشخص شده است. با توجه به ماهیت استبدادی حکومت سلطان محمد خوارزم شاه و نقش کلیدی سلطان در ساختار حکومت خوارزم شاهی، فروپاشی ساختاری خوارزم شاهیان با بررسی نقش محوری سیاست های سلطان محمد در بی ثباتی سیاسی تحلیل شده است. با توجه به اینکه ضعف و سقوط زودهنگام حکومت سلطان محمد خوارزم شاه نتیجه چنین بی ثباتی سیاسی ای بوده است، بررسی و شناخت عوامل به وجودآورنده و تشدید کننده بی ثباتی سیاسی در آن برهه تاریخی واجد اهمیت بسیار است. با عطف نظر به این مهم، مقاله درصدد پاسخ به این پرسش است که بین سیاست های سلطان محمد خوارزم شاه و بروز بی ثباتی سیاسی در این دوره چه ارتباطی وجود داشته است. روش نگارنده در پاسخ به این پرسش، استفاده از نظریه دیوید ساندرز درباره بی ثباتی سیاسی بوده است. ماحصل تحلیل نویسنده آن بوده که یک همبستگی مثبت بین سیاست های سلطان محمد خوارزم شاه و بروز بی ثباتی سیاسی در برهه تاریخی زمان او وجود داشته است.
تحلیلی بر کنش های اقتصادی فرمانروایان ایرانی و پیوند آن با قدرت و امنیت (با تأکید بر عملکرد شاه عباس اول، نادرشاه افشار و کریم خان زند)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲۳
177 - 198
حوزههای تخصصی:
در تاریخ عقاید اقتصادی، اندیشه ها و آراء فکری هر مکتب منعکس کننده شرایط اجتماعی، سیاسی و ساخت فلسفی جامعه در دوران تأسیس و توسعه آن مکتب است، به همین علت هر اندیشه اقتصادی، تحت تأثیر محیط اجتماعی و شرایط سیاسی زمان قرار می گیرد. مرکانتیلیسم به عنوان مقطع تاریخی تقریباً از ابتدای قرن شانزدهم میلادی آغاز و در سال 1776 م/1191 ق، با انتشار کتاب ثروت ملل آدام اسمیت اعتبار خود را از دست می دهد. مکتب مرکانتیلیسم درواقع بیانگر دغدغه های نخبگان سیاسی در آغاز پیدایش دولت مدرن بود. ازآنجاکه در آن دوران، مسئله شکل گیری و انسجام دولت - ملت اولویت خاصی دارا بود، فعالیت های اقتصادی نیز در خدمت هدف ایجاد دولت قوی درآمد. ازلحاظ زمانی دوره تاریخی یادشده تقریباً مصادف با آغاز حکومت صفویه تا سال های پایانی فرمانروایی کریم خان زند در ایران است. اگرچه اقدامات شاه عباس اول، نادرشاه افشار و کریم خان زند را نمی توان به طور دقیق منطبق بر دیدگاه نظریه پردازان عصر سوداگری دانست، اما می توان برخی از عملکردها و کنش های اقتصادی آنان را در این راستا موردبررسی و تحلیل قرارداد. لذا پژوهش حاضر از برخی شاخصه های رویکرد مرکانتیلیستی در جهت فهم عملکرد حاکمان ایرانی در آن مقطع زمانی بهره برده و از این طریق تلاش می شود، چارچوب تئوریک تحقیق را در تحلیل مستندات و داده ها به کاربرد. نتایج این مطالعه حاکی است، عملکرد و ماهیت فعالیت های اقتصادی فرمانروایان یادشده را بایستی بر محور پاسخگویی به ثروت، قدرت و ایجاد امنیت هر چه بیشتر حکومت های آنان جستجو کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی و شیوه کتابخانه ای و با استناد به منابع اصلی و مطالعات جدید سامان یافته است
Osmanlı Döneminde Farsça’dan Türkçe’ye Tercüme Edilen Bazı Mühim Tasavvufî Eserler(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه نواسانات سطح آب دریا و تأثیر آن بر بنادر تاریخی، کشتیرانی و دریانوردی دریای خزر (مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سطح آب دریای خزر به عنوان بزرگ ترین دریاچه روی زمین از تغییرات و نوسانات زیادی برخوردار بوده است. با تغییر سطح آب این دریا، زمین های پست بسیاری به زیر آب رفته یا بخش هایی از سواحل کم عمق از آب خارج شده اند. با وجود مطالعات فراوانی که درخصوص تغییرات سطح آب دریای خزر انجام شده، اطلاعات چندانی از داده های تاریخی در حوزه دریانوردی، کشتیرانی، تجارت دریایی و بنادر تاریخی این دریای بسته وجود ندارد. دریانوردی و کشتیرانی در دریای مازندران از قدمت چندانی برخوردار نبوده و به سده های اخیر محدود می شود. در منابع جغرافیای تاریخی درمورد دریای خزر، خبری از دریانوردی و کشتیرانی در دوره های پیش از صفویه دیده نمی شود. از دوره قاجار، رفت وآمد کشتی های تجاری بین بنادر تزار و ایران برقرار شده و کالاهای تجاری بین بنادر روسی از طریق رودخانه ولگا با بنادر ایرانی انزلی، سرمشهد و آشوراده تجارت می شد. به جز اشارات اندک جهانگردان و مورخینِ این عصر، اطلاعات چندانی درمورد ساختار این کشتی ها در اختیار نیست. در دهه اخیر با تغییر سطح آب دریای خزر و پائین رفتن سطح آب، تعدادی از کشتی های تاریخی این دریاچه آشکار شده است. شناسایی چندین کشتی از جنس الوار چوبی در سواحل تالش، رودسر، نکا و خلیج گرگان، اطلاعات باارزشی درخصوص ساختار کشتی های تاریخی و کشتیرانی دریای خزر ارائه خواهد داد. در این نوشتار که براساس پژوهش میدانی و مطالعه کتابخانه ای فراهم شده است، ضمن معرفی کشتی های تاریخی که به واسطه تغییرات سطح آب دریا پدیدار شده اند، فقدان نمونه های قدیمی تر در این دریای بسته به دلیل نبود بادهای موسمی، جهت حرکت نامنظّم امواج، نبود تمدن های هم جوار و به تبع آن فقدان مسیرهای تجاری دریایی، پیش روی و پس روی متناوب آب دریا و دیگر عوامل مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
دو گزارش از یک واقعه تاریخی: مطالعه تطبیقی نگاه طه حسین و مارتین هیندز به قتل خلیفه سوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ نگاری صدر اسلام از تاثیر انگیزه های مذهبی مصون نبوده است و تفاوت مذاهب کلامی مختلف اغلب در نگاه ایشان به وقایع و شخصیت های صدر اسلام نیز بازتاب یافته است، تا جایی که برخی از مذاهب، مشروعیت خویش را از این نوع نگاه کسب می کنند. نگرش ها به خلیفه سوم، عثمان و مساله قتل او، منشأ اختلافات گسترده ای میان مسلمانان بوده است. در این میان، تاریخ پژوهان، علی رغم تاثر از علایق خویش، با روش های علمی به مطالعه حوادث مربوط به قتل او پرداخته اند و تاحدودی به واقعیت و عینیت نزدیک شده اند. مطالعه تطبیقی دو نگاه معاصر، یکی عربی و دیگری غربی، به منظور تبیین این مسئله، موضوع نوشتار حاضر است. طه حسین، مورخ و ادیب مصری و مارتین هیندز، پژوهشگر غربی، کوشیده اند با بی طرفی، رخداد قتل خلیفه را تبیین کنند. قرار دادن این دو نوع نگاه در دو کفه ترازو و مقایسه هدف، شیوه پژوهش، منابع، قوت تحلیل و نیز زاویه نگاه آنها، از تفاوت چشمگیر میان آن دو پرده برمی دارد.
بررسی دگرگونی واژگانی از زبان پهلوی به تالشی
منبع:
مطالعات ایران شناسی سال ۴ بهار ۱۳۹۷ شماره ۸
73 - 81
حوزههای تخصصی:
از نظر دانش زبان شناسی، زمانی که واژه ای از زبانی به زبانی دیگر وارد می شود، برای ماندگار شدن باید با الگوهای آوایی، واجی، صرفی، نحوی و معنایی آن زبان هماهنگی پیدا بکند وگرنه از دایره واژگانی آن زبان کنار گذاشته می شود. در این نوشتار روند انواع دگرگونی هایِ واج شناختی که در واژگان زبان پهلوی یا فارسی میانه رخ داده است تا به زبان های ایرانی نو، ازجمله زبان تالشی (که از زبانهای ایرانی نو است) رسیده اند؛ بررسی و تجزیه و تحلیل می گردد. از بررسی داده هایی که از فرهنگ کوچک زبان پهلوی نوشته مکنزی بدست آمده و مقایسه این واژه ها با داده های زبان تالشی که از زبانِ گفتاری تالشی زبان های عنبران واقع در نقطه مرزی استان اردبیل،با جمهوری آذربایجان به دست آمده مشخص شد که واژه های مشترک بین دو زبان از زبان پهلوی به زبان تالشی، دگرگونی هایی از قبیل ادغام، ابدال، حذف، جابجایی، افزایش و سایر فرایندهای رایج واج شناختی را طی کرده، تا به زبان تالشی رسیده است؛ در ضمن بعضی از واژه ها هم بدون هیچ دگرگونی به زبان تالشی رسیده اند.