فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۶۱ تا ۴٬۴۸۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در آستانه دهه چهل، دانشجویان ایرانی در کشورهای اروپای غربی و آمریکا کنفدراسیونی از گرایش های مختلف از قبیل گرایش به حزب توده، جبهه ملی و جریان های اسلامی جهت سازماندهی برنامه های اعتراضی علیه حکومت پهلوی تشکیل دادند. از جمله این کشورها ایتالیا بود که با گسترش مناسبات فرهنگی با ایران با اعزام تعداد زیادی از دانشجویان ایرانی مواجه بود. نفوذ جریان ها و احزاب چپ مارکسیستی کمونیستی و سوسیالیستی در ایتالیا دانشجویان ایرانیِ ساکن در ایتالیا را تحت تأثیر خود قرار داد. بنیان پژوهش حاضر بر این پرسش است که دانشجویان ایرانیْ در ایتالیا چگونه به فعالیت های سیاسی روی آوردند و چگونه فعالیت های خود را در آنجا و در قالب چه گرایش هایی سازمان دهی کردند؟ دانشجویان از طریق کنفدراسیون جهانیِ محصلین و دانشجویان و با ایجاد سازمان ها و تشکیلات چپ گرایانه و با زمینه های نفوذ حزب توده ایران و ارتباط و نفوذ حزب کمونیست ایتالیا در موقعیت های مناسب به فعالیت علیه حکومت پهلوی می پرداختند. یافته پژوهش نشان داده است که با وجود تمایلات ناسیونالیستی و اسلامی در میان دانشجویان و محصلین ایرانی در ایتالیا، با توجه به حمایت های احزاب کمونیست ایتالیا و نفوذ حزب توده، بسیاری از دانشجویان ایرانی با گرایش های چپ جذب کنفدراسیون شدندو با تشکیل سازمان هاو انجمن های دانشجویی علیه حکومت پهلوی فعالیت می کردند.
سیر تحول مضامین و شعائر مذهبی بر سکه های دوره افشاریه (1210-1148ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرمانروایان این سرزمین به دلایل مختلفی موجبات این تغییرات و تحولات را فراهم می نمودند. این پژوهش با هدف تبیین رابطه، میان محتوای سکه های دوره افشاریه به ویژه عصر نادرشاه افشار به عنوان دوره ای پرتنش از منظر بحران مشروعیت و اندیشه های مذهبی سعی دارد، جایگاه سکه به عنوان بازتاب و انتقال این مفاهیم و تحول آنها را آشکار سازد. مسأله پژوهش کنونی بررسی سیر تحول مضامین و شعائر نقر شده بر سکه های عصر افشاریه به ویژه دوره نادر شاه و تطبیق آنها با یکدیگر است. نتایج پژوهش حاکی از آ ن است که بینش و نگرش مذهبی حکمرانان این دوره، مضامین و محتوای سکه های رایج را تحت تاثیر قرار داد. علاوه بر این نخستین سکه های نادر شاه با شعائر شیعی ضرب شده است، اما بلا فاصله پس از تاجگذاری با کنار نهادن شعائر شیعه و توسعه قلمرو بر مضامین نمایشگر اقتدار و شوکت خود تاکید دارد. اهمیت موضوع در این است که با توجه به اینکه چالش های سیاسی بسیاری در حکومت افشاریه رخ داده آثار هنری و به طور خاص سکه های این دوران می تواند نمایشگر ظهور مضامین و نشانه های جدید باشد.
گردش کار اداری بین محاکم عرف و شرع در آستانه مشروطیت، براساس بایگانی دیوان عدلیه اعظم (1322ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال بیست و نهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۴)
150 - 175
حوزههای تخصصی:
هدف: در پژوهش حاضر با استناد به دو مجموعه از اسناد بایگانی دیوان عدلیه اعظم (از حدود سال های 1322ق) روابط این دو حوزه حقوقی و قضایی(عرف و شرع) مستندسازی و تبیین می شود و در پی پاسخگوئی بدین پرسش است که آیا فرایند اصلاحات در عدلیه، روابط بین دو حوزه حقوقی و قضاییِ شرع و عرف را دگرگون کرد یا تأثیرگذاری آن بیشتر در حوزه حقوق عمومی کشور باقی ماند؟ روش/ رویکرد پژوهش : این پژوهش با روش مطالعه تاریخی دو حوزه قضاییِ سده سیزده قمری (شرع و عرف) و تحلیل اوراق اداری و اسناد آرشیوی انجام شده است. یافته ها و نتیجه گیری : براساس داده های موجود، می توان گفت که به دلیلِ بعضی تغییرات در آموزه ها و مقررات حقوقی وضع شده ازسوی حکومت، محدودیت هایی بر حدود اختیارات محاکم شرع ایجاد شد؛ ولی ساختار و مجموعه امتیازات این محاکم تا آستانه مشروطیت پابرجا ماند.
اردشیر بابکان از ارگبدی تا شاهنشاهی
حوزههای تخصصی:
اردشیر بابکان در سال ۲۲۴ میلادی موفق به برانداختن سلسلهٔ اشکانی شد. گزارش این خیزش که هم در منابع بومی ایرانی و هم در منابع غیر ایرانی بازتاب یافته است، فاقد هماهنگی و جهت گیری یکسان است. در منابع فارسی و عربی دورهٔ اسلامی این رخداد در هاله ای از ابهام قرار گرفته است، به گونه ای که گاه گزارش های ضد و نقیضی در مورد سیر تاریخی حرکت اردشیر بابکان، از قیام تا رسیدن به مقام شاهنشاهی، دیده می شود. هدف از پژوهش حاضر آن است که در کنار بررسی و تحلیل گزارش-های تاریخی در رابطه با سیر تاریخی خیزش اردشیر بابکان، با اتکاء به منابع معتبر و مستندتری چون سکه ها، سنگ نبشته ها و سنگ نگاره ها تصویر روشن تری از این رویداد و در نهایت نتایج مفیدتری در باب چگونگی شکل گیری شاهنشاهی اردشیر بابکان ارائه شود. در نتیجهٔ این پژوهش مشخص گردید که خط سیر حرکت اردشیر را می توان به دو دوره تقسیم کرد: دوره شاهی و دورهٔ شاهنشاهی. او متعاقب قدرت گیری در پارس و شکست آخرین شاهنشاه اشکانی، به جانب نواحی مرکزی و سپس نواحی شمال و شمال غرب ایران پیش رانده و در مرحلهٔ بعد، نواحی شرقی را تصرف و در نهایت خود را به تیسفون رسانده است.
کارکرد آموزشی-فرهنگی دارالمعلمات و دانشسراهای دخترانه در دوره پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال بیست و نهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۶)
106 - 139
حوزههای تخصصی:
هدف : دوره سلطنت رضاشاه مرحله ای در ارتقای موقعیت اجتماعی زنان ایران بود. دولت در اجرای برنامه تجدد و سکولاریسم، برنامه های متعدد ازجمله تأسیس دانشسَراهای دخترانه تأسیس کرد که شکل سازمان یافته تر دارالمعلمات به شمار می رفت. هدف تأمین و تربیت معلمان زن بود. این ابتکار در آن زمان در ارتقای جایگاه آموزشی و فرهنگی زنان نقش مؤثر داشت. نشان دادن این نقش هدف این مقاله است. روش/ رویکرد پژوهش : داده ها از اسناد و مدارک آرشیوی و کتابخانه ای گردآوری و تحلیل شده است. یافته ها و نتیجه گیری : تأسیس دانشسَراهای دخترانه سبب افزایش سواد زنان و تأمین آموزگاران زن شد و زمینه ورود زنان را به عرصه عمومی، به ویژه دستگاه اداری و مراکز علمی فراهم کرد . از این رو در ارتقای موقعیت موثر بود؛ هرچند در ابتدا عمدتاً به زنان طبقه بالا محدود بود.
بررسی تاریخی زمینه های آبادانی شهر یزد در دوره ی تیموری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال دهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱۸
127-153
حوزههای تخصصی:
تیموریان به شهر و شهرنشینی توجّه و علاقه نشان دادند. در زمان آنها برخی از شهرها، مانند یزد، شیراز، هرات و سمرقند آباد، شکوفا و پررونق شدند. از این رو مطالعه ی شهر و شهرنشینی و نقش تیموریان در تحوّل آن اهمّیت می یابد. این نوشتار می کوشد، ضمن پاسخ دادن به این پرسش که کدام عوامل زمینه ساز آبادانی یزد در دوره ی تیموری شد؟ به صورت نمونه وار تصویری از شهر و شهرنشینی در دوره ی تیموریان ارائه نماید. دیدگاه حکّام و کارگزاران تیموری نسبت به شهر را مشخّص کند و اهمّیت نقش بزرگان شهری در زمینه ی رونق بخشیدن به شهرها را بیان نماید. نوع مطالعه در این پژوهش تاریخی و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. شیوه ی گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که توجّه و علاقه ی فرمانروایان و عمّال حکومتی به عمران و آبادانی شهرها، به علاوه ی توجّه اعیان، اشراف و بزرگان شهری به این موضوع در کنار وجود سرمایه و رونق اقتصادی موجود در محلّ از عوامل اصلی رونق گرفتن شهر و شهرنشینی در دوره ی تیموریان بوده است.
راهبرد برنامه عمرانی سوم (1341-1346) برای اشتغال مهاجران از روستاها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : راهبرد برنامه عمرانی سوم برای اشتغال مهاجران روستایی ازطریق سرمایه گذاری های صنعتی در شهرهای بزرگ معرفی و سبب ناکامی آن توضیح داده می شود. روش/ رویکرد پژوهش : داده های این مقاله از مدارک آرشیوی و منابع کتابخانه ای گردآوری و تحلیل شده است. یافته ها و نتیجه گیری : دَرپیِ اصلاحات ارضی در دهه 1340، مهاجرت روستاییان به شهرها به شکل اصلی مهاجرت در ایران تبدیل شد. با افزایش درآمد دولت از محل فروش نفت در این سال ها، برنامه های عمرانی به اهرم اصلی دولت برای سامان دادن به اقتصاد کشور تبدیل شدند. برنامه عمرانی سوم (1341-1346) هم زمان با اجرای اصلاحات ارضی اجرا شد. راهبرد برنامه عمرانی سوم دولت (1341-1346)، ایجاد فرصت های شغلی برای اضافه جمعیت روستایی و جذب آن ها در اقتصاد شهری بود. قرار بود این کار با سرمایه گذاری صنعتی بیشتر در شهرها انجام شود؛ ولی در این برنامه پیش بینی نشده بود که قسمت اعظم نیروی فعال جویای کار کارگران ساده و فاقد مهارت لازم برای کار در بخش صنعتی اند. درنتیجه این صنایع سرمایه بر که اساساً هم به مواد خام خارجی متکی بودند، در ایجاد فرصت های شغلی مناسب کارآمد نبودند. روند تشکیل سرمایه ثابت در صنایع ایران طی دهه های چهل و پنجاه شمسی نشان می دهد که راهبرد برنامه عمرانی سوم برای تأمین اشتغال مهاجران روستایی به تأسیس صنایع سرمایه بر در کشور انجامید. این صنایع ظرفیتی محدود در ایجاد اشتغال داشتند و نیازمند مهارت های تخصصی بودند که بیشترِ مهاجران روستایی آن دوره فاقد آن بودند.
تاریخ گسترش اسلام در قفقاز جنوبی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال بیستم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
219 - 246
حوزههای تخصصی:
قفقاز جنوبی که محل برخورد تمدن های شرق و غرب و منطقه ای دارای تنوع اقوام، ادیان و مکاتب بشری است، قرن ها بخشی از حوزه تمدن اسلامی بوده است. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که اسلام از چه زمانی به منطقه قفقاز وارد شد و گسترش آن تابع چه عواملی بود؟ مقاله با بهره گیری از روش تحلیل تاریخی و به کمک نظریه پخش می کوشد نشان دهد که مسلمانان به کمک عوامل مختلفی مانند فتوحات، صلح نامه، مبلغان، گروه های تجاری و به ویژه ظرفیت ذاتی فرهنگی دین اسلام به گسترش مظاهر و نمادهای اسلامی در منطقه پرداختند و در نتیجه موجب ماندگاری اسلام در این منطقه شدند.
بازتاب و مقایسه وجوه فرهنگی زندگی اجتماعی ایرانیان در متون راحه-الصدور، چهارمقاله و فارسنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زندگی اجتماعیِ ایرانیان در چهار مقوله سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی قابل برّرسی و تعمّق است. در بسیاری از متون نظم و نثر کهن، ابواب مختلف زندگی ایرانیان بازتاب داده شده که با بررسی آنها می توان تطورات تاریخیِ زندگی اجتماعی مردم این سرزمین را ترسیم کرد. این جستار به روش توصیفی – تحلیلی، به برّرسی مقایسه ای وجوه فرهنگی زندگی اجتماعیِ ایرانیان در سه متن مهم عصر سلجوقی؛ راحه الصدور و آیه السرور راوندی، چهارمقاله نظامی عروضی و فارسنامه ابن البلخی پرداخته و در صدد پاسخی به این پرسش است که متون مزبور چه گستره ای از مقولات مرتبط به وجوه فرهنگی زندگیِ اجتماعی ایرانیان را دربرمی گیرند؟ نتیجه حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که در هر سه اثر، به مقولات فرهنگی پرداخته شده است، اما در مقایسه، متن کتاب راحه الصدور ، بیشترین وجوه فرهنگی زندگی اجتماعی ِایرانیان، را به تصویر کشیده است.
اشغال قطور و اقدامات میرزا جعفرخان مشیرالدوله (1265-1268ق) (براساس اسناد منتشر نشده)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روابط دیرپای ایران و عثمانی توام با جنگ و صلح بود. بنا به ماده سوم عهدنامه دوم ارزنه الروم (16جمادی الثانی1263) باید کمیسیون مشترکی با حضور نمایندگان چهار دولت تشکیل می شد. درویش پاشا، نماینده عثمانی، پیش از رسیدن به محل تشکیل کمیسیون در بغداد، درّه قطور را تصرف کرد. این اقدام تجاوزکارانه، تبدیل به مناقشه ای مهم بین دو کشور شد. ایران با محکومیت این اقدام از نمایندگان واسطه خواست تا نسبت به رفع تجاوز عثمانی عمل کنند. اشغال قطور سی سال(1295-1265ق.) به طول انجامید و سرانجام کنگره برلین بر حقانیّت ایران صحه گذاشت و دولت عثمانی مجبور به بازپس دادن قطور به ایران شد. درباره اشغال قطور و اقدامات میرزا جعفرخان مشیرالدوله در طول مأموریت تحدید حدود، هنوز بررسی مستقلی صورت نگرفته است. پژوهش حاضر با روش تاریخی و رویکرد توصیفی- تحلیلی، با اتکا به اسناد منتشر نشده وزارت امور خارجه، به این پرسش ها پاسخ می دهد: قطور دارای چه موقعیت و اهمیت راهبردی بود؟ چرا این منطقه از سوی عثمانی اشغال شد؟ دولتمردان ایران به ویژه میرزا جعفرخان به عنوان نماینده ایران در کمیسیون تحدید حدود در قِبال اشغال قطور دست به چه اقداماتی زدند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که اقدامات سه ساله مشیرالدوله (1268-1265ق) موجب شد نمایندگان دولت های واسطه بارها اشغال قطور را محکوم کرده و بر حقانیّت ایران صحه بگذارند. در واقع، اقدامات مشیرالدوله پایه و اساسی شد برای دولتمردان دستگاه دیپلماسی ایران در دهه های بعد که بتوانند موضوع اشغال قطور را در مجامع بین المللی طرح و برای بازپس گیری آن اقدام کنند. اقداماتی که سرانجام بعد از سی سال با استرداد قطور به ثمر نشست.
بررسی اهمیت و جایگاه هنر موسیقی در ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موسیقی ازجمله پدیده های هنری جوامع بشری است که از دوران باستان تأثیر بسیاری بر زندگی بشر داشته و ابزار و آلات آن در هر دوره به اشکال و فرم های مختلف نمود پیدا کرده است. برخی از محققین بدون توجه به جایگاه موسیقی در جوامع باستانی ایران، نظرات ضدونقیضی در رابطه با پیشینه آلات موسیقی مطرح کرده اند. با استناد به مدارک به دست آمده از کاوش های باستان شناختی، نقوش برجسته و سنگ نبشته ها، بیانگر ارتباط دیرین هنر موسیقی با جوامع و فرهنگ های ایران باستان است. هنر موسیقی در دوران تاریخی (ایلامی ها، مادها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان) دارای شواهد و یافته های گوناگونی است که با مطالعه، تجزیه و تحلیل روند آن ها می توان به اهمیت و نقش این هنر در جوامع دوران باستان پی برد. در همین راستا مهم ترین پرسش های این پژوهش عبارتند از: 1. در هرکدام از دوره های پیش از اسلام از چه نوع آلات و ادوات موسیقی استفاده می شده است؟ 2. نمود و شواهد هنر موسیقی در دوران باستان را براساس چه مدارکی می توان مورد مطالعه و بررسی قرار داد؟ 3. تنیدگی و پیوند هنر موسیقی با طبقات اجتماعی و شرایط فرهنگی جوامع ایرانی قبل از اسلام چگونه قابل تفسیر است؟ پژوهش حاضر دارای رویکرد توصیفی-تحلیلی است و داده های آن ازطریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی گردآوری شده و با روش کیفی، تحلیل شده اند. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که موسیقی در دوران تاریخی، هنری است که بیشتر در طبقه حاکم اجتماع رواج داشته و دربار، محل و جایگاهی برای تجمع هنرمندان خبره در زمینه موسیقی به شمار می رفته و احتمالاً هنرمند چیره دست موسیقی، خود فردی از طبقه فرودست جامعه تلقی می شده است. همچنین شواهد پژوهش نشان می دهد در هر دوره تاریخی، از آلات و ادوات موسیقی خاص استفاده می شده و نواختن سازهای گوناگونی همچون: چنگ، نی ، طبل، سرنا، دهل و غیره در نیایش ها، مراسم قربانی، عروسی و عزا، بیانگر پیوستگی این هنر با زندگی معنوی و حتی نظامی جامعه وقت بوده است.
یک رویداد، یک مورخ، سه روایت تحلیل انتقادی روایت های کسروی از قیام شیخ محمد خیابانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قیام های پسامشروطه موضوع خوبی برای اظهارنظرها و روایت های متفاوت، متعارض و متقارب فعالان و ناظران سیاسی است. هریک از آنها از زاویه دید، ساخت ذهنی، ایدئولوژی، مصالح گروهی و ملی بدان نگریسته و قضاوت کرده اند. یکی از مهمترین فعالان عرصه روایت نگاری قیام خیابانی، سیداحمد کسروی است که از او، دو روایت تاریخ نگارانه و یک خاطره نگارانه باقی مانده است. این مقاله درصدد است با بهره گیری از رویکرد تحلیل انتقادی روایت مایکل تولان، به کالبد شکافی روایت های سه گانه کسروی و آبشخور فکری و سیاسی او از قیام خیابانی بپردازد. روایت نخست کسروی دارای دو سطح تحلیل است: سطح اول، تحلیل جامعه شناختی تاریخی است، او با مشروطه خواهی آذربایجانیان، آزادی خواهی آنان و فعالیت حزب دموکرات و زمینه های قیام ایشان رویکردی همدلانه دارد؛ سطحی دیگر، رویکرد روان شناسی فردی و انگیزه شناسانه است که تحلیلی بدبینانه و تقلیل گرایانه از خیابانی و قیام او ارائه می دهد. هرچند کسروی خود مدعی است که رویکرد تاریخی به واقعه دارد و از رویکرد سیاسی دور است؛ اما دو سطح نگرشی تحلیلی و روایی او نشان می دهد تحت تأثیر نگرش اندیشه های میهن دوستی است و نگران از دخالت بیگانگان. در زمان نگارش این متن(1302)کسروی مورخی نامدار نیست. اما در روایت دوم، که در تاریخ هجده ساله آذربایجان آمده، قیام را گام مهمی در فعالگری مثبت و مشروطه خواهانه خیابانی دانسته است. در روایت سوم که خاطره نگارانه صرف است، در دو روایت پیشین تجدید نظرکرده، در سطح انگیزه شناسانه فردی نیز در تمجید از خیابانی قلم زده است. تغییر مکانی یعنی مهاجرت کسروی از تبریز به تهران، گذر از وضعیت تاریخ نگارانه مبتدی به تاریخ نگاری حرفه ای، گذر از میهن دوستی به ملی گرایی معتدل، سپس به ملی گرایی تندروانه، فروکش کردن احساسات رقیبانه و... زمینه ها یی بود که کسروی را واداشت تا در سه مقطع زمانی سه روایت متفاوت ارائه دهد.
رعایت استانداردهای نشر مؤسسه بین المللی ایزو در نشریه های فارسی رشته تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالات فارسی منتشرشده در حوزه های علوم مختلف و انتشار آن به صورت چاپی و الکترونیک، از قواعد و قوانین خاصی پیروی می کند. قواعد حاکم بر نگارش و نشر مقاله در مجلات علمی ایران درحالی که از تشابهات ساختاری برخوردار است، بر طبق شیوه نامه هر مجله متفاوت است. همین امر سبب شده است تا در ایران استاندارد خاصی بر این موضوع حاکم نباشد، هرچند مقررات کمیسیون بررسی نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری باعث هماهنگی در انتشار مجلات علمی می شود؛ این مقررات حداقلی و تجربی است و خود از استاندارد جهانی انتشار مجلات علمی فاصله دارد. استاندارد بین المللی نشر از سوی مؤسسه بین المللی ایزو تهیه و تنظیم شده است و مجلات باید بر مبنای استاندارد جهانی به نشر مقالات بپردازند. لزوم رعایت استانداردهای نشر در مجلات فارسی باعث شده است تا در حوزه های مختلف از جمله کتابداری و پزشکی به این مسئله توجه شود؛ اما در حوزه مجلات تاریخ هنوز اینچنین نیست و ابهام علمی وجود دارد. بدین ترتیب پژوهش حاضر بر آن است تا میزان رعایت استانداردهای نشر مؤسسه بین المللی ایزو در مجلات علمی پژوهشی و علمی ترویجی رشته تاریخ را ارزیابی کند و عناصر تأکیدشده از سوی مؤسسه نشر ایزو که شامل اطلاعات موجود بر روی صفحه عنوان، فهرست مندرجات، عناوین مکرر، پانویس ها، چکیده، اطلاعات صفحه اول مقالات در مجله، ساختار استناد به منابع استفاده شده و فهرست منابع از جمله عناصر اطلاعاتی هستند، از نظر میزان رعایت استانداردهای ایزو بررسی شوند. از آنجاکه پژوهش حاضر از نوع کاربردی و در حیطه علم سنجی قرار دارد، روش استفاده شده در پژوهش حاضر، روش پیمایشی و از نوع توصیفی است. در این پژوهش با در نظر داشتن استانداردهای بین المللی نشر، 26 مجله علمی پژوهشی و علمی ترویجی رشته تاریخ شناسایی شده و جدول ارزیابی شامل ملاک های ارزیابی تنظیم شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد میزان همخوانی نشریات علمی پژوهشی و علمی ترویجی رشته تاریخ با استانداردهای نشر مؤسسه بین المللی ایزو ۵۵ نشریه، 47/69 درصد است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مجلات، مقررات مصوب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را بیشتر از استانداردهای مؤسسه بین المللی نشر ایزو رعایت می کنند. لذا پیشنهاد می شود استانداردهای بین المللی نشر در قالب آیین نامه از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به تمامی مجلات علمی ابلاغ شود تا مجلات و مقالات منتشرشده، به سوی استانداردسازی بین المللی هدایت شوند.
شیوخ نقشبندی و سیاست در دوره تیموری (با تأکید بر عملکرد سیاسی عبیدالله احرار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طریقت نقشبندیه در بخارای سده هشتم هجری قمری، در بستر سنت صوفیانه خواجگان شکل گرفت و تاکنون همچنان به عنوان طریقتی زنده، فعال و جهانی به حیات خود ادامه داده است. به رغم رویکرد غیرسیاسی شیوخ خواجگان، نقشبندیه در دوره تیموری پا به میدان سیاست گذاشت. پژوهش حاضر به چرایی و چگونگی ورود شیوخ نقشبندی به عرصه سیاست در دوره تیموری پرداخته است. بنابر یافته های این پژوهش، ارتباط تنگاتنگ بهاءالدین نقشبند، پایه گذار این طریقت، با علمای دینیِ پرنفوذ در حوزه سیاست، پای شیوخ نقشبندی را به عرصه سیاست گشود. رقابت مدعیان قدرت پس از مرگ شاهرخ تیموری، زمینه فعالیت بیشتر طریقت رو به رشد نقشبندیه را فراهم کرد، زیرا پیشوای وقت آنان، خواجه عبیدالله احرار، خود شیخی ملاک و پر نفوذ در میان تیموریان بود.
بازآفرینی خویشتن: مواجهه ای فلسفی با تاریخ نگاری هویت فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با به پرسش کشیدن تاریخ نگاری هویت فرهنگی نشان می دهد که هویت، سه سطح به هم پیوسته دارد: فردی، ملی (با شاخصه فرهنگی در دنیای امروز) و انسانی. در سطح نخست، فرد باید بتواند شمرده شود و شمرده شدن او یعنی آزادی ذهن و عمل و اراده. پس ازاین رو نخست باید در مقیاس فلسفی، مسئله ذهن بنیادی (Subjectivity) یا خودمختاری – خودگردانی (Autonomy) انسان را حل کرد؛ به نحوی که جامع امکان خود رهبری او و مانع ادعای خدایی او گردد. بدین معنا که انسان باید واجد دلیری در به کارگرفتن فهم خویش و مواجهه خودگردان با امور اطراف خود شود تا در فرایند بازآفرینی خویشتن ملی- فرهنگی مشارکت فعال و مؤثر داشته باشد. در سطح دوم ملت باید شمرده شود. شمرده شدن با خودشماری در درون مرزهای هویتی متفاوت است. در اولی، فرد یا ملت به این دلیل شمرده می شود که گاه افزوده ای بر تمدن بشری دارد یا نقشی که می تواند در چند ساحتی کردن انسان مدرن داشته باشد، در دومی به دلیل نبود چنین مؤلفه هایی، مدام خود را تکرار می کند، مدام به گذشته اش پناه می برد و از تمدن هایی که پدرانش ساخته اند، حرف می زند، غافل از اینکه اینها فقط در صورتی می توانند شمرده شوند که منابعی برای بازآفرینی هویتی معاصر دانسته شوند. این مقاله درباره نگرشی از هویت ملی فرهنگی بحث کرده است که تمایز ملی فرهنگی را در پیوند با این همانی انسانی قرار می دهد و مانع انحراف هویت به یکی از دو بیراهه های نسبی گرایی فرهنگی یا همه شمولی فرهنگ جهانی می شود، فرایندی که در این مقاله، چشم انداز سوم بحث هویت دانسته شده است.
رودخانه های عراق و استراتژی های نظامی عباسیان( 334-132ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خلفای عباسی قرن ها با کنترل و تأمین امنیت عراق و سرزمین های اطراف آن، مرکز خلافت خویش را به منطقه تجاری امن تبدیل کردند. این رونق اقتصادی وامدار چند عامل بود: دوری از مخالفان حکومت و پایگاه های آنان؛ نزدیکی به حامیان خویش؛ موقعیت جغرافیای سیاسی بغداد در نزدیکی به دو رودخانه ی بزرگ دجله و فرات. این رودخانه ها و آبراهه های متعدد آن، برای عباسیان دو استفاده مهم داشت: 1.استفاده تجاری؛ 2.استفاده نظامی. البته مهمترین کاربرد رودخانه ها برای عباسیان، استفاده های نظامی و استراتژیک برای سرکوب شورشیان داخلی و خارجی بود. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی تاریخی با اتکاء به شیوه ی گردآوری اطلاعات از منابع تاریخی، در پی پاسخ گویی چند پرسش است: اهمیت نظامی رودخانه های عراق عرب برای خلافت عباسیان چه بود؟ و آنان چه راهبردها و شیوه های جنگی در رودخانه های عراق داشتند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که رودخانه های عراق از جمله دجله و فرات برای عباسیان به چند دلیل حائز اهمیت بودند: تسلط بر راههای تجاری و ارتباطی، و دوری از مراکز مخالفان حکومتی. آنان برای غلبه بر این شورشیان از شیوه های تهاجمی و بازدارنده ی مختلفی بهره می گرفتند از جمله: شبیخون زدن، سیستم های جاسوسی و اطلاعاتی، تهاجمات ناگهانی، خدعه و نیرنگ، به کار بردن علائم و پرچم ها، و جنگ روانی.
انقلاب اکتبر و تقابل نیروهای انگلیسی با نیروی قزاق در شمال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آغاز جنگ جهانی اول دو کشور روس و انگلیس درصدد گسترش قدرت نظامی خود در ایران برآمدند. انگلیسی ها پلیس جنوب را تأسیس کردند و روس ها هم بریگاد قزاق را به سطح دیویزیون ارتقا دادند. به دنبال انقلاب اکتبر و به قدرت رسیدن بلشویک ها در روسیه، قوای روس خاک ایران را ترک کردند و انگلیسی ها درصدد گسترش نفوذ در شمال ایران و قفقاز و پر کردن خلاء حاصل از خروج روس ها برآمدند، این در حالی بود که دیویزیون قزاق تحت فرماندهی استاروسلسکی خود را حافظ منافع روسیه درشمال ایران می دانست. هدف پژوهش حاضر پاسخ به این سوال است که انگلیسی ها برای گسترش نفوذ خود در شمال ایران به چه اقداماتی دست زدند و در این رابطه به چه شکل با دیویزیون قزاق برخورد کردند؟ مقاله با روش توصیفی تحلیلی به بررسی موضوع پرداخته و به این نتیجه رسیده که انگلیسی ها تلاش کردند از طریق قرارداد 1919 کلیه قوای نظامی ایران از جمله دیویزیون قزاق را در اختیار خود گیرند اما بواسطه مقاومت استاروسلسکی در برابر آنان و همچنین گسترش خطر پیشروی بلشویک ها به داخل ایران، صلاح کار را در خروج قوای خود از ایران، اخراج افسران روس از دیویزیون قزاق و سپردن رهبری آن به فرماندهان ایرانی مورد اعتماد دیدند.
شورای عالی دربار و تغییرات در ساختار سیاسی ایران 1285- 1299ش/1906 تا 1921م(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شورای عالی دربار و تغییرات در ساختار سیاسی ایران 1285- 1299ش. چکیده در پی انقلاب مشروطه، بتدریج رأی و اراده شخصی شاه جای خود را به تصمیم گیری های جمعی نخبگان سپرد و رویه های دموکراتیک و استفاده از خِرد نخبگانی در حلّ بحران ها و مسائل کلان کشور جایگزین روش های پیشین شدند. یکی از شناخته ترین رویّه های تصمیم جمعی پس از پیروزی مشروطه تا کودتای 1299 تشکیل «مجلس عالی» یا «شورای عالی دربار» بود که در حقیقت، یک رویه محسوب می شد. مساله این است که شورای عالی دربار چرا و با چه کارکردی و در چه زمان هایی تشکیل می شد؟ این مقاله با روش توصیف و تبیین تاریخی می کوشد به ارزیابی عملکرد دوره های پنجگانه تشکیل شورای عالی دربار بپردازد. مدعای نویسنده این است که شورای عالی دربار به مثابه مجلس مؤسسان عمل می کرد. مقاله سرانجام به این نتیجه می رسد که این شورا مجمعی سیال از سیاستمداران حاکم، نمایندگان مجلس، شخصیت های متنفذ مذهبی و بازاریان بلندپایه کشور بود که در زمان بروز بحران های بزرگ تشکیل می شد و تشکیل آن نشانگر نیاز به تغییرات ساختاری در صحنه سیاسی بود.. از همین رو، به مثابه یک رویه برای تصمیم گیری های کلان سیاسی باقی ماند تا تغییرات ساختاری را ایران قانونی کند. واژگان کلیدی: مجلس عالی، تغییر نظام سیاسی، مشروطیت، مجلس مؤسسان.
آتش هندواروپایی، ایرانی باستان و تش لُری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه اقوام کنونی ایرانی به عصر مشترک دوران هند و اروپایی و آریایی باز می گردد که اجداد آنان چندین هزار سال پیش از میلاد در ناحیه ای حوالی پونت و کاسپی و سپس حوالی قزاقستان (فرهنگ آندرونوو) با هم می زیستند و با وجود جدایی این اقوام از یکدیگر، در طی این چندین هزاره و برخورد با فرهنگ های دیگر هنوز می توان به میراث مشترک اقوام منشعب از آنان پی برد. هدف از این مقاله بررسی تقدس آتش در میان قوم لر است که یکی از اصیل ترین اقوام ایرانی شمرده می شوند و هنوز پس از سپری شدن چندین هزاره، آدابی را می یابیم که بازمانده دوران تاریخی ایران باستان، به ویژه باورهای دینی در ایران باستان است که خود ریشه در دوران اَریه ای و هندواروپایی دارد؛ از این رو، تقدّس آتش را در باورهای کهن دوران هندواروپایی، آریایی و ایرانی باستان بررسی کردیم و آن را با تقدس آتش در میان اقوام لر تطبیق دادیم تا به ریشه باور آتش در میان اقوام لر پی ببریم. بدین سان، آگاهی یافتیم که در میان اقوام لر، آیین های آتش در خانواده و طایفه تا حد زیادی دنباله آیین های آتش بازتاب یافته در متون ایرانی باستان، دوران هندوایرانی و هندواروپایی است.
جایگاه حدیث در تاریخ نگاری هنر دوره اسلامی؛ موانع و محدودیت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حدیث، پس از قرآن، مهمترین منبع شناخت دین اسلام شمرده می شود. از این رو مطالعه احادیث برای شناخت آموزه های اسلام در مقوله زیبایی، هنر و بازشناسی وضعیت هنر در روزگار نخستین اسلامی ضروری است. با این همه، در پژوهش های حوزه هنر کمتر به حدیث توجه می شود. برای استفاده مطلوب از احادیث ابتدا باید به محدودیت ها و موانعی که پیشِ روی پژوهشگر هنر است توجه کرد. پرسش اصلی مقاله این است که پژوهشگر تاریخ هنر دوره اسلامی برای استفاده از احادیث با چه موانع و محدویت هایی روبرو است؟ در این بررسی نشان داده شد که تاریخ نگار هنر دوره اسلامی به سبب تفاوت افق معاصر با افق بیان و تدوین احادیث و اقتضائات متفاوت این دو جهان، مسئله تاریخ گذاری و اعتبارسنجی احادیث مرتبط با هنر، مسئله فهم واژگان مرتبط با هنر در زمینه سده های نخستین اسلامی و تفاوت زبان تصویر با زبان نوشتار و تأثیر آن بر استفاده از احادیث در بازسازی جهان هنریِ سده های نخستین اسلامی با مشکلات و موانع جدی روبرو است. از این رو پژوهشگر هنر دوره اسلامی بایستی با آگاهی از محدویت های پیش رو به سراغ احادیث برود تا به برداشت ها و تحلیل های اشتباه و سطحی دچار نشود.