فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
Caspian, Volume ۱, Issue ۲, July ۲۰۲۴
105 - 117
حوزههای تخصصی:
اورارتوها در حدود سده های نهم تا هفتم پ م در حوالی دریاچه وان، سوان و ارومیه حکومت می کردند. از آنها شواهد باستان شناختی و اسناد مکتوب همچون کتیبه های شاهی بر سنگ، لوح، گوی و فلز و همچنین کتیبه های روزمره و فرمان ها، نامه ها یا نبشته هایی از سوی افرادی به جز شاه هستند بر لوح، گوی و سفال به دست آمده است. هنر، فرهنگ، باور، سیاست و زندگی در زمان اورارتوها را با توجه به اسناد مذکور می توان تا حدودی شناسایی و پژوهش کرد. هنر اورارتوها را نیز می توان از روی اشیایی که از محوطه های اورارتویی به دست آمده مطالعه کرد. هنر اورارتو هم تحت تأثیر اقوام دیگر بود و هم بر آنها تأثیر گذاشته است. این تأثیرها حاصل نبرد، سفر، ازدواج، استخدام، و مهاجرت یا کوچ مردم میان اورارتوها و سایر اقوام و مناطق هستند. براساس کتیبه های شاهی اورارتویی می دانیم که مردم مناطقی که شاهان اورارتو بر آن غلبه می کردند همگی کشته نمی شدند بلکه تعداد بسیاری از آن مردم به اسارت گرفته شده و به ویژه به شهرهای تازه تأسیس اورارتوها برده می شدند تا به عنوان نیروی کار در آن شهرها خدمت کنند. این کوچ دادن اجباری مردم موجب می شد هنر و فرهنگ مردم از جایی به جایی انتقال یابد و این یکی از دلایلی است که فرهنگ و هنر اورارتو از مناطق دیگر تأثیر پذیرفته است. اسارت و کوچ دادن مردم در میان کتیبه های بسیاری از شاهان اورارتویی با ذکر اعداد و ارقام نیز قابل مشاهده است که البته گمان می رود این اعداد بیشتر به بزرگ نمایی شاهان می مانند تا واقعیتی که رخ داده است. در کتیبه های شاهی اورارتویی ذکر شده که هزاران تن زن، مرد و کودک و همچنین تعداد کمتری سرباز به اسارت گرفته شده اند و از منطقه ای که به دست اورارتوها به تازگی فتح شده بود به شهری که شاه فرمان می داده منتقل می شدند. این اعداد بزرگ به نظر می رسد به منظور تکریم شاه بیش از حدی نگارش شده اند که واقعاً اسیر گرفته شده بودند. اما استفاده از این نیروی کار در ساخت وسازها و تولید اشیاء و آثار انکارناپذیر است. در این نوشته تلاش شده تا اسارت و کوچ داده شدن تعداد فراوان مردم مناطق تازه فتح شده از سوی اورارتوها آورده و تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آن ها بر ساخت وساز، هنر و اقتصاد اورارتوها بررسی شود.
تحلیلی بر سفال شیاردار خراسان جنوبی
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۱, Issue ۲, July ۲۰۲۴
17 - 52
حوزههای تخصصی:
سفال فراوان ترین یافته ای است که در محوطه های باستانی به دست می آید. به همین دلیل بیشترین شناخت و آگاهی درباره برهمکنش های انسانی و تعاملات فرهنگی را نیز می توان از این داده فرهنگی به دست آورد، چرا که بسیاری از دوره بندی های تاریخی صورت گرفته، براساس مطالعه سفالینه های هر دوره انجام می شود. سفال های تولید شده در مناطق مختلف، تفاوت های اساسی با یکدیگر از نظر خمیره، نقش، نوع ساخت، حرارت و ... داشته و در دوره های مختلف نیز متنوع هستند، که بدون پیوند و یا تحت تأثیر مناطق پیرامونی بوده اند. جنوب خراسان و شرق ایران یکی از مناطقی است که با توجه به گستردگی مطالعات باستان شناختی در غرب ایران، کمتر بررسی شده است. در برخی از محوطه های جنوب خراسان، نوع خاصی از سفال که بیشتر به دوران تاریخی نسبت داده می شود و با نام سفال شیاردار سیستان شناخته می شود، رایج است. به نظر می رسد، گونه سفالی مورد مطالعه، تنها در محدوده سیستان (ایران و افغانستان) و بخش هایی از جنوب خراسان گسترش نیافته، بلکه دارای تنوع زیادی از لحاظ شکل و نوع اجرای شیار بر سفال است. سفال شیاردار در انواع مختلف و در یک بازه زمانی طولانی از پیش از تاریخ تا دوران اسلامی در منطقه رواج داشته است. هدف از این پژوهش، مطالعه، بررسی و معرفی انواع مختلف سفال شیاردار در پهنه فعلی خراسان جنوبی و سپس مطالعه پراکنش این گونه سفالی در مناطق پیرامونی و محدوده ایران فرهنگی است.
نشان های سنگ تراشان در مجموعه صفویِ باغ شاه و عباس آبادِ بهشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
۲۶۳-۲۳۵
حوزههای تخصصی:
شهر «اشرف»، «بهشهر» کنونی، در سال 1021ه .ق. به دستور «شاه عباس اوّل»، احداث و هم زمان، عمارت هایی در آن بنا شد. در کف سازی بناهای سلطنتی بهشهر از سنگ های تراش خورده استفاده شده که بر سطح برخی از آن ها، علائم حجاران دوره صفوی نقر شده است. باوجود اهمیت فراوان مجموعه نقوش مذکور، اما صرف نظر از یک اشاره کوتاه توسط دمورگان در اواخر قرن 19م.، تاکنون هیچ مطالعه مستقل و مفصلی درباره علائم حجاری مجموعه بهشهر صورت نگرفته است. در این پژوهش که براساس بررسی میدانی و مطالعات تکمیلی کتابخانه ای صورت گرفت، 266 بلوک سنگی علامت دار شامل 309 نشان مربوط به حجاران صفوی در مجموعه باغ شاه و کاخ عباس آباد بهشهر، شناسایی و مستندنگاری شد. هدف از این پژوهش، پاسخ به پرسش هایی درباره ماهیت و مفهوم علائم حجاری در مجموعه بهشهر، طبقه بندی آن ها و دستیابی به اطلاعاتی درباره ساخت و سازهای مجموعه مذکور از طریق مطالعه علایم حجاری است. برای دستیابی به این هدف، علائم مذکور مطالعه و طبقه بندی شده و برخی جنبه های ظاهری و مفهومی این نشان ها، از طریق مقایسه تطبیقی با نمونه های مشابه در ایران و سایر مناطق همجوار روشن شده است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که برخی از علائم حجاران در مجموعه صفوی بهشهر دارای نمونه های مشابه، حتی درمیان قدیمی ترین نمونه ها از دوران هخامنشی تا قاجار هستند. بیشینه علائم حجاران مجموعه بهشهر را می توان در گروه علائم هندسی و سپس ابزار و اشیاء و تعداد کمتری را هم می توان در گروه نقوش گیاهی یا جانوری طبقه بندی نمود. برخی از علائم هم شباهت هایی با الفبای ارمنی و گرجی دارند که احتمالاً حاکی از حضور حجاران این مناطق در ساخت مجموعه بهشهر است. بااین حال تقریباً هیچ یک از علائم حجاری پرتعداد مجموعه مذکور، را نمی توان با اطمینان نقوش مذهبی یا آئینی نامید.
یادداشتهایی درباره تاریخ قومی ایران و آذربایجان
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶
264 - 322
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، اطلاعاتی درباره ریشه های کهن تاریخ قومی ایران و آذربایجان منعکس شده است. بسیاری از تاریخنگاران، چه در دوره شوروی و چه در دوران معاصر، با تحریف حقایق تاریخی ادعا میکنند که تُرکها در سده یازدهم میلادی و در دوره سلجوقیان به سرزمینهای ایران و آذربایجان وارد شدند و با همگونسازی مردم بومی، این مناطق را تُرکسازی کردند. اما بررسی دقیق تاریخ قبیله های باستانی ساکن در جغرافیای ایران، بین النهرین و کوههای زاگرس، و نیز دولتهایی مانند سومر، سوبیر، عیلام و کاسی، همراه با تحلیل کتیبه های میخی کشف شده در این مناطق، آثار باستانشناختی و نامهای جغرافیایی باستانی، نشان میدهد که نه تُرکها، بلکه قبایل ایرانی زبان به این سرزمینها مهاجرت کردند. این در حالی است که هزاران سال پیش از اسکان این قبایل، تُرکهای باستان پایه های تمدن نخستین را در این جغرافیا نهادند و دولتهای بیشماری تأسیس کردند.
Archaeology and History of Nowshahr, Iran
منبع:
Caspian, Volume ۱, Issue ۱, January ۲۰۲۴
49 - 52
حوزههای تخصصی:
Archeological survey of all counties in Mazandaran Province was carried out under the master plan of drawing an archeological map of this province. In this setting, coastal areas of the city of Nowshahr were reviewed for the first time, with a focus on the mountainous area of Kojur district which was studied in order to complete the previous research conducted there. A book entitled Archaeology and History of Nowshahr jointly authored by Seyed Mehdi Mousavi Kouhpar and Shahin Aryamanesh was published in 2021. In this book, the authors have investigated all aspects of the Parthian kingdom and goes beyond the political history of the Parthians to familiarize the readers with the archaeology, history, culture, religion, art, and society of the Parthians.
صحاح العجم اولین لغتنامه ترکی آذربایجانی، در مقابل لغات فارسی و پهلوی
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴
52 - 74
حوزههای تخصصی:
صحاح العجم اولین فرهنگ لغات ترکی آذربایجانی (صحاح العجم ایلک آذربایجان تورکجه سی سؤزلویو) صحاح العجم اولین کتاب لغت تُرکی آذربایجانی می باشد. همانگونه که دیوان لغات تُرک اولین فرهنگ لغت، جهان تُرک می باشد که گویشهای مختلف زبان تُرکی را گرد آورده. صحاح العجم نیز اولین لغتنامه ای است که به زبان ادبی و رایج تُرکی در آذربایجان به عنوان شاخه غربی تُرکی اوغوزی نوشته شده است. می توان گفت که صحاح العجم بعد از دده قورقود اولین نوشته نثر ترکی می باشد که با ویژگیهای ترکی آذربایجانی که شاخه غربی ترکی اوغوزی محسوب می گردد تهیه شده است. به نظر پروفسور بیگدلی با توجه به ویژگیهای فرهنگ صحاح العجم، می توان ادعا کرد که با فرهنگهای مشابه مانند «دیوان لغات الترک» محمود کاشغری و «حلیه الانسان و حلاوت اللسان» ابن مهنّا و غیره برابری می نماید. این اثر در ماه ذیحجه سال 677 هجری (اول ماه مه 1279) از طرف فخرالدین هندوشاه ابن سنجر نخجوانی ادیب و رجل دولتی تبریز نوشته شده است.فرهنگ صحاح العجم از این نظر که کلیه لغات پهلوی و فارسی و بعضاً عربی را به زبان ترکی شرح نموده موجب بوجود آمدن فرهنگ بسیار غنی از زبان ترکی آذربایجانی که در آن زمان مرسوم بوده گردیده است. این لغات بیش از 4700 لغت را شامل می گردد. لغات ترکی بکار رفته عملا رایج ترین و متداول ترین کلمات و جملات بکار رفته در بین مردم و نویسندگان آن دوره بوده است.متاسفانه در زمانی که دهخدا لغتنامه اش را تنظیم می کرد شعوبیگری و آریاگرایی توسط پهلویها چنان بشدت تبلیغ میشد که نویسندگان یا از روی باور ویا به سبب ملاحظه حاکمیت، علیرغم شناختی که از این کتاب داشتند، نخواسته اند فرهنگ لغاتی را که در کنار لغات فارسی و پهلوی، زبان ترکی را نیز آورده اند معیار نوشته هایشان قرار دهند و بدین سبب نخواسته اند لغتنامه ای را که اینقدر حاوی لغات ترکی بوده و می تواند در ریشه یابی لغات ترکی بویژه لغات مصطلح در آذربایجان، راهگشا باشد و از طرف دیگر لغتنامه ای را که تقریبا مرجع اصلی لغتنامه های فارسی است که چندین قرن بعد نوشته شده اند به عالم فرهنگ و ادبیات شناسانده باشند. آنها با این تفکر که مبادا خدمتی به زبان ترکی کرده باشند، زبان فارسی را نیز از یکی از منابع اصلی خود بی بهره گذاشتند و همین امر موجب گردیده بسیاری از لغات و معانی اصلی آنها دیده نشود.
تحلیلی بر سفال سده های 5 تا 8 ه .ق. محوطه تاریخی شهر کهن بلقیس یا اسفراین کهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
۳۵۴-۳۲۹
حوزههای تخصصی:
محوطه معروف به شهر بلقیس یا اسفراین کهن، یکی از مراکز شهری مهم در دوران اسلامی و در محدوده استان خراسان شمالی، محسوب می شود. این شهر به استناد منابع تاریخی و کاوش های باستان شناسی، از قرون اولیه اسلامی تا دوره صفوی، دارای سکونت بوده است. تاکنون کتب و مقالات متعددی در زمینه این شهر و برخی از شواهد باستان شناسی آن، منتشر شده است؛ اما هم چنان بخش هایی از یافته های آن، منتشر نشده اند. سفال های قرن 5 تا 8ه .ق. ازجمله یافته های باستان شناسی این محوطه محسوب می شود که تاکنون در هیچ پژوهش مستقلی معرفی و بررسی نشده اند. این آثار گروه های مختلف تزئینی را دربر می گیرند که بخشی از آن ها کمتر شناخته شده اند. این عوامل، ضرورت انجام پژوهش مستقلی را در این زمینه نشان می دهد. پژوهش حاضر بر پایه دو پرسش مهم و اصلی صورت پذیرفت که بدین شرح است؛ سفال های قرون 5 تا 8ه .ق. محوطه چند گروه بوده، چه ویژگی های تزئینی دارند و با کدام مناطق قابل مقایسه هستند؟ مرکز یا مراکز تولیدی این سفال ها کدام است؟ با توجه به این پرسش ها، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی، تحلیل و مقایسه سفال های قرون 5 تا 8ه .ق. محوطه شهر بلقیس اسفراین و شناسایی مرکز یا مراکز احتمالی تولیدی آن ها است. برای انجام پژوهش حاضر نیز از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده و شیوه گردآوری اطلاعات در آن بر پایه مطالعات میدانی و کتابخانه ای است. در نتیجه پژوهش حاضر، انواع متنوعی از سفال های بدون لعاب و لعاب دار قرون 5 تا 8ه .ق. محوطه بررسی، توصیف و مقایسه شدند. در این میان، برخی از شیوه های تزئینی مانند لعاب چکان نیز برای نخستین بار در پژوهش حاضر معرفی شدند. بسیاری از سفال های مطالعه شده، احتمالاً در خود محوطه تولید شده اند که شواهد تولیدی آن ها نیز در پژوهش ارائه گردید، اما برخی سفال ها مانند زرین فام و سلادن، احتمالاً از مراکز دیگری هم چون جرجان، جیرفت، کاشان و چین، به این شهر صادر شده اند.
سقوط حکومت خوارزمشاهیان از دیدگاه مورخان عصر ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات بزرگ تاریخی همواره پیش زمینه تاریخنگاری می باشند و ظهور و سقوط حکومت ها بی شک از مهم ترین تحولات سیاسی و اجتماعی جوامع هستند که مورخان با توجه به دیدگاه ها و نگرش های فلسفی خود و با در نظر گرفتن اصل علیت و گزینش در تاریخ به توصیف و تحلیل موضوع می پردازند. حملات مغولان در اوایل قرن هفتم هجری، از مهم ترین تحولات تاریخی جهان اسلام می باشد که این مقاله درصدد پاسخ به این پرسش هست که سقوط حکومت خوارزمشاهیان، از دیدگاه مورخان عصر ایلخانان چگونه ارزیابی شده است؟ پژوهش حاضر به لحاظ هدف بنیادی و از لحاظ ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی - تحلیلی می باشد و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است. نتیجه گیری نهایی این پژوهش بر اساس تحلیل محتوای متون تاریخ نگاری مورخانی چون عطاملک جوینی، خواجه رشید الدین فضل الله همدانی، حمدالله مستوفی، نسوی و وصاف انجام گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مورخان نگرشی ترکیبی به سقوط خوارزمشاهیان دارند و نقش تقدیر، مشیت الهی و عوامل انسانی را با بررسی علی و معلولی، از علل سقوط حکومت خوارزمشاهیان می دانند و همچنین عوامل داخلی و خارجی را در سقوط خوارزمشاهیان موثر می دانند و هریک از مورخان با توجه به دیدگاههای خود، سعی در برجسته نمودن علل بر اساس نگرش خود می باشند.
مناسک رازورانه مرگ در آیین زرتشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
81 - 105
حوزههای تخصصی:
زمینه/ هدف: «مرگ» اندیشه ای است که همواره ذهن آدمی را به خود مشغول داشته و برای چاره جویی در برابر این پدیده ناگزیر انبوهی از آداب و باورها شکل گرفته و تبدیل به یکی از مهم ترین آیین های تشرّف در تاریخ زندگی بشریت گردیده است. اصطلاح رازآموزی یا تشرف بر مجموعه ای از مناسک و آموزش هایی گفته می شود که تکرار کهن الگوهای ذهنی هر جامعه ای است و در نهایت موجب ایجاد تغییر و تحولی بنیادی در وضعیت جسمانی، فرهنگی، دینی و اجتماعی فرد مشرف یا رازآموخته می شود. گرچه مناسک مربوط به تشرف در گذر زمان دست خوش دگرگونی شده، ولی کماکان تا به امروز به حیات خود ادامه داده است و در تمامی لحظات برجسته و حساس زندگی آدمی از زمان تولد، بلوغ، ازدواج تا مرگ اجرا می گردد.
روش/رویکرد:این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی بر پایه داده های گرد آمده از کند و کاو در لابه لای متون و اسناد برجای مانده و مصور در بین زرتشتیان معاصر و شرکت در آیین های ویژه پرسه و سوگواری آنان، به روش استقرایی، بر پایه مشاهده جرییات و ارتباط آن ها با یکدیگر جهت رسیدن به قوانین کلی انجام شده است.
یافته ها/نتایج: این مقاله برای نخستین بار با نگاهی تحلیلی به بررسی آیین های تشرفی مرگ در باور زرتشتی پرداخته است و مشخص نموده است که مراحل سه گانه «گسست، گذار و پیوست» که در تمامی آیین های تشرفی قابل تشخیص است، در مناسک زرتشتی مربوط به مرگ تفاوت اندکی به خود گرفته که البته می تواند ناشی از اندیشه دوگانه باور ایرانی باشد: بنابر پژوهش حاضر می توان هر یک از مراحل گسست، گذار و پیوست را در آداب زرتشتیان به دو بخش «گسست نخستین وگسست نهایی، گذار دووجهی، پیوست نخستین و پیوست نهایی» دسته بندی نمود.
نتایج تجاری مناسبات حکّام کرمان و اُمرای محلّی خلیج فارس (قرون پنجم و ششم ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۷)
31 - 54
حوزههای تخصصی:
با تسلط سلجوقیان بر ایالت کرمان و شکل گیری حکومت سلاجقه کرمان طی قرن پنجم قمری و به ویژه از زمان قدرت گیری ملک تورانشاه سلجوقی در این سرزمین، به تدریج تحولی مهم در ساختار اقتصادی نواحی جنوبی ایران و تجارت میان بنادر و جزایر خلیج فارس با سایر مرکز تجاری بیرون از مرزهای ایران، نظیر بنادر شبه قاره هند و چین صورت پذیرفت. سیراف که تا این زمان مهم ترین نقش را در تجارت ایران، هند و چین داشت، با تسلط ملک تورانشاه سلجوقی بر جزیره کیش و تلاش برای رونق تجاریِ این جزیره، به مرور جایگاه خود را از دست داد؛ روندی که در عهد جانشینانِ ملک تورانشاه نیز دنبال شد. از همین رو، نوشتار حاضر با کاربست روش تاریخی و شیوه توصیفی-تحلیلی و همچنین با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، بر آن بوده است تا ضمن اشاره به پیشینه تجاری خلیج فارس قبل از رونق یافتن جزیره کیش، نتایج روابط حکام سلجوقی و امرای محلی خلیج فارس بر وضع تجارت نواحی جنوبی ایران را مورد واکاوی قرار دهد و پاسخی برای پرسش ذیل بیابد: نقش سلجوقیان کرمان در رونق یا رکود تجاری خلیج فارس (به ویژه جزیره کیش) چه بوده و خط سیر تجاری میان جزایر و بنادر این آبراه با مراکز تجاری درون کرمان و شبه قاره هند و چین چگونه بود؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که حمایت سلجوقیان کرمان از ملوک بنی قیصرِ کیش، نه تنها موجبات تحکیم قدرت سیاسی آنها را فراهم کرد، بلکه باعث گردید این جزیره رونق تجاری روزافزونی بیابد و جایگاه پیشین سیراف را از آن خود سازد. از همین رو، با تسلط سلجوقیان بر کیش، هرمز و بندر تیز (تیس)، خط سیری جدید برای ردّ و بدل کردن کالاهای تجاری درون قلمرو سلجوقیان کرمان با حوزه خلیج فارس و شبه قاره هند فراهم گردید.
تحلیل آماری نقش مجلس شورای ملی در سیاست گذاری صنعتی (1320- 1304)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۷)
269 - 294
حوزههای تخصصی:
آغاز سیاست گذاری صنعتی توسط مجلس شورای ملی به دوره دوم باز می گردد. در ادامه تا پایان دوره چهارم، قوانینی در حوزه صنعت به تصویب رسید، اما این مصوبات به علل ساختاری به مرحله عمل درنیامد. در دوره پنچم، همزمان با ورود ایران به مرحله توسعه صنعتی، روند اقدامات مجلس در زمینه سیاست گذاری صنعتی نیز وارد مرحله نوینی شد. مجلس پنجم با در نظر گرفتن نظام برنامه ریزی و تصمیم گیری به صورت رسمی به سیاست گذاری در زمینه صنعت پرداخت و این روند تا پایان دوره دوازدهم ادامه یافت. مجلس در طی 8 دوره با توجه به بسیاری از نیازهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حکومت پهلوی، سیاست های توسعه صنعتی را در قالب قوانین تصویب نمود. مسئله اصلی تحقیق حاضر تبیین نقش مجلس شورای ملی در سیاست گذاری توسعه صنعتی ایران در دوره پهلوی اول است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که اگرچه قوانین مصوب مجلس موجب تسریع تحولات اجتماعی گردید، ویژگی های حاکم بر فضای گفتمانی و دخالت دولت در تمامی امور و دستگاه ها سبب شد تصمیم گیری های نهاد قانونی مجلس صرفاً در جهت تحکیم قدرت مطلقه حکومت باشد و لذا نیازهای واقعی یک برنامه توسعه صنعتی منسجم و عوامل توسعه از نظر کمی و کیفی در نظر گرفته نشود. این مقاله با روش کیفی به تحلیل آماری قوانین یادشده پرداخته و سعی نموده است به تحلیل نقش و جایگاه مجلس در روند سیاست گذاری صنعتی در دوره پهلوی اول بپردازد.
مقایسه تطبیقی دو مسجد جامع زواره و گناباد براساس تحلیل ساختار فضایی و عملکردی مساجد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
۲۰۴-۱۷۹
حوزههای تخصصی:
معماری مساجد در دوره های مختلف دستخوش تحولات گوناگونی بوده و هر دوره تاریخی ویژگی های خاص خود را نمایان کرده است. دوره خوارزمشاهی، دوره ای تاریخی است که محققان تاریخ معماری، به علت کوتاهی این دوره و حمله مغول، بعضاً ابنیه به جا مانده از آن را در شمار آثار سلجوقی یا ایلخانی آورده اند. با بررسی نمونه های دو دوره می توان دریافت، هرچند معماری خوارزمشاهی در استمرار معماری سلجوقی شکل گرفته، ولی پیروی کاملی از آن نداشته است. هدف پژوهش این است که با بررسی ویژگی های مسجد زواره و گناباد به عنوان بناهای شاخص دوران سلجوقی و خوارزمشاهی، به شباهت های معماری دو مسجد در دو دوره متوالی و تفاوت های معماری دو مسجد در دو اقلیم مختلف بپردازد. مسجد زواره به عنوان نمونه مطرح دوره سلجوقی در پایتخت سلجوقیان در شهر اصفهان واقع شده و مسجد گناباد همانند سایر مساجد خوارزمشاهی در منطقه خراسان قرار گرفته است. با مطالعه منابع کتابخانه ای، مبانی نظری به دست آمد و با استفاده از راهبرد توصیفی-تحلیلی به همراه روش مقایسه تطبیقی، ساختار فضایی و عملکردی دو مسجد موردتحلیل قرار گرفت. تحلیل تفاوت های موجود در دو مسجد، با مراجعه به منابع کتابخانه ای به روش استنباطی بررسی شد. براساس یافته های پژوهش، معماری دو مسجد، ویژگی های مشترکی هم چون: اهمیت جبهه جنوبی و ایوان های آن، نقش انتقال دهنده میانسرا از اتصال به وصول و استفاده از آجر دارند که در دوره سلجوقی و خوارزمشاهی دنبال شده است؛ اما این دو مسجد دارای تفاوت هایی در تعداد ایوان ها، نحوه جانمایی ورودی و شبستان و وجود و عدم وجود گنبدخانه و مناره، می باشند؛ در واقع، معماری مسجد گناباد به لحاظ فضایی و عملکردی، تشابهاتی با مسجد زواره دارد، اما در سازماندهی فضا دارای ویژگی های خاص خود است و باوجود مسجد زواره که با استفاده از گنبد و عناصر عمودی ابهتی کم نظیر دارد، از شیوه دو ایوانی و فاقد گنبدخانه که در اکثر مساجد خراسان رایج بوده، بهره برده است.
شیوع بیماری آنفلوانزا در ایالت های غربی ایران عصرِ قاجار با تکیه بر گزارش های روزنامه اختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
208 - 232
حوزههای تخصصی:
شیوع بیماری ها همواره یکی از دغدغه های اصلی بشر بوده که به تناسب پیشرفت های علمی خود، به شناسایی انواع بیماری ها و ارائه راهکارهایی برای پیشگیری و درمان آن ها پرداخته است. شناسایی برخی بیماری ها ازجمله آنفلوانزا به دوره قاجار برمی گردد. در این دوره روزنامه ها به درج طیف وسیعی از موضوعات، ازجمله بیماری ها پرداخته تا وضعیت سلامتی جامعه را منعکس کنند. در این پژوهش نگارندگان با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بهره مندی از اسناد آرشیوی منتشرنشده و تکیه بر گزارش های روزنامه اختر، در نظر دارند به این پرسش ها پاسخ دهند که عوامل شیوع بیماری آنفلوانزا در ایالت های غربی ایران عصر قاجار از منظر روزنامه اختر کدم اند؟ و این روزنامه در امر اطلاع رسانی و آموزش، پیشگیری و درمان بیماری آنفلوانزا چه نقشی داشته است؟ یافته های این تحقیق نشان می دهد برودت هوا، مراودات خارجی، تراکم جمعیت، عدم رعایت نکات بهداشتی، زندگی با حیوانات از عوامل اصلی شیوع این بیماری در ایالت های غربی ایران عصر قاجار بوده و این روزنامه با آگاهی بخشی درباره این بیماری، تأکید بر محدودیت در روابط اجتماعی به هنگام بروز آن به امر اطلاع رسانی همت گماشته و با ارائه توصیه هایی چون تقویت سیستم ایمنی بدن، پرهیز از غذایی های پرچرب به هنگام ابتلا، استفاده از گیاهان دارویی و دوری از سرما نقش خود را در مهار بیماری و درمان آن به ویژه در مناطق شهری ایفاء نموده است.
تحلیلی بر علل شکل گیری، اهداف و عملکرد لژیون خدمت گزاران بشر (1349ش-1357ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۵)
144 - 196
حوزههای تخصصی:
شش سال پس از اجرای اصول انقلاب سفید، محمدرضا پهلوی در سخنرانی خود در دانشگاه هاروارد در 1347ش، دیدگاه خود مبنی بر لزوم تشکیل سازمانی جهانی به نام لژیون خدمت گزاران بشر را ارائه داد. کمک رسانی به جوامع عقب مانده و درحال توسعه ازطریق نیروهای داوطلب، رسالت این سازمان عنوان شد.هدف: بیان رویکرد پهلوی دوم در تأسیس نهاد لژیون خدمت گزاران بشر، و توجه به آرمان مدنظر آن و نتایج فعالیت های آن.روش/رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر با استفاده از منابع کتاب خانه ای با تأکید بر اسناد و با رویکرد توصیفی-تحلیلی تدوین شده است.یافته ها و نتایج: انگاره های روان شناختی پهلوی دوم در قامت مُصلحی جهانی، و تقلید از برنامه های اصل چهار ترومن و سپاهیان صلح کندی در شکل گیری این سازمان نقشی مهم داشت. فعالیت های این سازمان باوجودِ برخی تلاش ها، به دلیل کمبود بودجه، تداخل با اقدامات سایر ادارات به ویژه با سپاهیان سه گانه انقلاب سفید و حتی سپاهیان صلح کندی در ایران، و جدی گرفته نشدن فعالیت های آن ازسوی سازمان برنامه، چندان راه به جایی نبرد. هم چنین نادیده گرفته شدن این نهاد ازسوی رهبران کشورهای جهان، سبب توسعه نیافتن فعالیت های این نهاد در عرصه بین المللی شد.
بررسی تحلیلی روایات تفسیری مرتبط با جناب جعفر طیار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۷
28 - 48
حوزههای تخصصی:
مجموعه سترگی از احادیث تفسیری در اختیار ماست که از مصادر مهم قرآنی پس از قرآن کریم محسوب می شود. گرچه بسیاری از این روایات که در تفاسیرهای قرآن آمده، مشکل فقدان یا ضعف سند دارد، اما با توجه به متن، قراین و شواهد، نقش ارزنده ای در تفسیر و تبیین کلام الهی دارند. روایات تفسیری، گونه های مختلفی دارد؛ ازجمله: توضیح واژه، بیان سبب نزول، جری و تطبیق، استخراج احکام، بیان بطون آیات و تأویل، تبیین مصداق آن، تفسیر قرآن به قرآن، تمثیل، تشبیه و ... . بخشی از روایات تفسیری، به بیان مصادیق برای آیات پرداخته است. این مصادیق، 2 قسم است؛ برخی، مصداق انحصاری است؛ مانند آیه اکمال که در مورد امیر مؤمنان(ع) است. قسم دوم، بیان مصداق اتم یا بارز آن آیه، بدون انحصار است. نام و شخصیت جعفر بن ابی طالب(ع) نیز طبق منابع موجود، در بیش از 30 آیه قرآن آمده است. بسیاری از این آیات، از قسم دوم است. گرچه آیه عام و فراگیر است و یا سبب نزول دیگری دارد، اما از آنجا که قرآن فرا زمان و فرا مکان است، امامان(ع) آیه را بر سایر مصادیق تعمیم و توسعه معنایی داده اند. آیات مربوط به جعفر طیار در منابع تفسیری و حدیثی عبارت اند از:
در 26 سوره قرآن کریم که 12 مدنی و 14 مکی است، 34 آیه وجود دارد که جعفر طیار، یکی از مصادیق بارز آن می باشد؛ شامل سوره های: بقره دو آیه (۱۳و ۲۵)، آل عمران یک آیه (۳۳)، نساء یک آیه (۶۹)، انعام یک آیه (۵۴)، اعراف یک آیه (۴۶)، انفال یک آیه (۳۴)، توبه سه آیه (۱۹، 106 و ۱۱۹)، یونس یک آیه (۶۲)، حجر یک آیه (۴۷)، نحل یک آیه (۴۱)، اسراء یک آیه (۹)، حج سه آیه (۲۴، ۳۹ و ۴۰)، نور یک آیه (۳۶)، قصص یک آیه (۶۱)، احزاب یک آیه (۲۳)، فاطر یک آیه (۲۲)، ص یک آیه (۲۸)، زمر یک آیه (۱۰)، جاثیه یک آیه (۲۱)، محمد دو آیه (۴ و ۱۱)، حجرات یک آیه (۱۵)، طور یک آیه (۱۷)، حدید یک آیه (۱۹)، تحریم یک آیه (۸)، عبس دو آیه (۳۸ و ۳۹) و مطففین دو آیه (۲۲ و ۲۳). در برخی از این آیات، جعفر در کنار خاندان اهل بیت(ع) قرار گرفته است که نشان دهنده جایگاه والای اوست. همچنین، در برخی آیات که به صالحان، صادقان، مؤمنان، ابرار، تقواپیشگان، نیکان، شهداء، اذن قتال یافتگان، زندگان، خارج شدگان از سرزمین هایشان، مجاهدان وغیره اشاره دارند، حضرت جعفر محور اصلی قرار گرفته است.
مبارزه ملی و شرق آناتولی تشکیل دولت جنوب غرب قفقاز
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶
74 - 84
حوزههای تخصصی:
بر اساس نتایج جنگ ۹۳ در سالهای (۱۸۷۷-۱۸۷۸)، ارتش عثمانی مجبور به عقبنشینی از «ولایتهای سه گانه» شد و این سرزمینها به عنوان غرامت جنگی به روسیه واگذار گردید. دوره ۴۰ ساله اشغال روسیه در باتومی، قارص، آخیسکا، ارداهان، آغبابا و چیلدر آغاز شد که بخش بزرگی از قفقاز جنوبغربی را در بر میگرفت. با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، درگیریهای روسیه تزاری و امپراتوری عثمانی مجدداً شعله ور شد و به آتشی بزرگ تبدیل گشت که منطقه را فرا گرفت. پس از انقلاب بلشویکی در ۷ نوامبر ۱۹۱۷، حکومت جدید روسیه قدرت را به دست گرفت. ترکهای محلی در برابر حملات بی امان روسها، ارمنیها و گرجیها مجبور به سازماندهی خود شدند. مبارزه سخت اما شرافتمندانه آنها منجر به تأسیس جمهوری قفقاز جنوبغربی (جنوبغربی قافقاس جومهوریتی) شد که از طریق حکومتهای شورایی محلی (شورا حکومتلری) برای دفاع از خود شکل گرفت.
ارتش ترکیه در ۲۵ ژانویه ۱۹۱۹ از قارص عقبنشینی کرد. حکومت قفقاز جنوبغربی که خود را وارث حکومت ملی شورا اعلام کرده بود، به سرعت ارتش ۸۰۰۰ نفری متشکل از سربازان و افسران داوطلب باقیمانده از ارتش ترکیه و جوانان محلی تشکیل داد. فرماندار نظامی بریتانیا، تمپلی، جمهوری دموکراتیک آذربایجان و جمهوری قفقاز جنوبغربی را به رسمیت شناخت.
پس از نبردهای مکرر، تغییرات ارضی و موجهای مرگ و غارت، این منطقه سرانجام توسط ارتش ترکیه آزاد شد. در ۱۷ نوامبر ۱۹۲۰، ارمنیها موافقت کردند تا به مذاکرات صلح بپیوندند. مذاکرات در گیومری به امضای پیمان گیومری (گیومری آنلاشماسی) در ۲-۳ دسامبر ۱۹۲۰ انجامید. بر اساس این پیمان، سرزمینهای از دست رفته در جنگ روسیه و عثمانی (۱۸۷۷-۱۸۷۸) شامل قارص، ساریقامیش، کولپ، کاغیزمان و ایغدیر (سورمهلی) که پس از پیمان ترکمنچای توسط ایران به روسیه واگذار شده بود، به ترکیه بازگردانده شد. ترکیه در ۱۶ مارس ۱۹۲۱ پیمان مسکو (مسکو آنلاشماسی) را امضا کرد که بر اساس آن باتومی، آخیسکا، آخالکالاکی و آجارستان به روسیه واگذار شد. نخجوان به عنوان منطقهای خودمختار تحت حاکمیت آذربایجان قرار گرفت و بخش عمده آغبابا تحت کنترل روسیه باقی ماند. از دست دادن منطقه استراتژیک آغبابا ضربه شدیدی به ساکنان آن وارد کرد. طی یک سال مبادله جمعیت، دهها روستای آغبابا کاملاً تخلیه شد و صدها خانواده از بیش از سی روستا به ترکیه مهاجرت کردند.
بررسی تطبیقی تاثیر سیاست های اقتصادی آل بویه و سلاجقه بر اقتصاد اصفهان (مطالعۀ موردی تجارت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصفهان به واسطه موقعیت جغرافیایی – راهبردی و همچنین استعدادهای طبیعی، از همان قرون اولیه و خاصه در مقطع زمانی مورد اشاره، مورد توجه کانون های قدرت قرار داشت. پژوهش حاضر در صدد است که با روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر منابع تاریخی - جغرافیایی به این پرسش پاسخ دهد که تاثیر سیاست های اقتصادی – مذهبی آل بویه و سلاجقه بر اقتصاد اصفهان (مطالعه موردی صادرات) چگونه بوده و چه نقاط اشتراک و افتراقی بین این دو دوره وجود داشته است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که در دوره نخست حکومت، با وجود وقوع حوادث مختلف مخرب، به واسطه شم اقتصادی نخستین امیران این دو سلسله، برنامه های برای بهبود وضعیت اقتصادی این سرزمین پیاده شد. در دوره اوج قدرت، امیران آل بویه با اجرای اقداماتی زیرساخت های لازم برای رونق صادرات اصفهان را فراهم کردند اما در ایام سلاجقه به واسطه مباحث مختلف اقتصاد اصفهان از برخی جوانب صدمه دید. در دوره انحطاط سیاسی آل بویه، برخی حاکمان بویه توجه خاصی برای حفظ منافع گروه های مختلف اقتصادی از خود نشان دادند. بعد از مرگ سلطان محمد سلجوقی، وقوع حوادث مختلف، موجب افول حیات اقتصادی اصفهان گشت. در ایام فروپاشی سیاسی هر دو سلسله، اصفهان صحنه درگیری های متعدد قرار داشته و اوضاع اقتصادی این سرزمین به شدت دچار بحران شده و جریان صادرات آن قطع گشت
زوال و انحطاط جایگاه مرجعیت سیاسی و دینیِ خاندان میرزایی در جامعه زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۳)
78 - 114
حوزههای تخصصی:
خاندان میرزایی هم سو با سیاست های صفویان و با مهاجرت از عراق، به زنجان وارد شدند. درادامه دولت صفوی با اعطای زمین های فراوان، علمای این خاندان را پشتیبانی کرد. خاندان میرزایی در دوره های بعد تا اواخر عصر قاجار در اجتماع حضوری مؤثر داشتند و به عنوان یکی از خاندان های مهم زنجانی شناخته می شدند؛ ولی در دهه های بعد به تدریج مرجعیت و اعتبارشان رو به افول گذاشت و امروزه نقش و جایگاهی در جامعه زنجان ندارند.هدف: در پژوهش حاضر با بررسی و تبیین موقعیت سیاسی و مذهبی و علل زوال جایگاه خاندان میرزایی، به این پرسش می پردازیم که جایگاه دینی و سیاسی خاندان میرزایی در زنجان چگونه ازبین رفت؟ و چه مسائلی موجب زوال اعتبار و جایگاه این خاندان شد؟روش/ رویکرد پژوهش: روش مقاله، پژوهش تاریخی است که با رویکرد توصیفی-تبیینی و براساس منابع کتاب خانه ای، مقاله، مصاحبه و اسناد خاندان میرزایی در سازمان های دولتی و خصوصی، به موضوع پرداخته است.یافته ها و نتیجه گیری: میرزاابوالقاسم مجتهد در دوره ناصرالدین شاه قاجار طرف مشورت دربار قرار داشت و از جایگاهی بالا درمیان گروه های مختلف برخوردار بود. با مرگ او، بازماندگانش به ریاست بخشی از جامعه زنجان رسیدند و صاحب بزرگ ترین محاکم شرع شدند؛ ولی چند سال بعد با مهاجرت میرزاابوطالب فرزند دوم میرزاابوالقاسم به تهران و مرگ زودهنگام میرزاابوعبدالله فرزند کوچک تر میرزاابوالقاسم و نیز عدم اقتدار، ثبات و شجاعت لازم میرزاابوالمکارم در جریان های مختلف اجتماعی و سیاسی به عنوان جانشین پدر -بزرگ خاندان و عالم طرازاول در زنجان- به موقعیت و جایگاه میرزایی ها خدشه وارد آمد. جنبش مشروطه نیز به ضرر خاندان میرزایی تمام شد و آن ها بنابه خصایل اخلاقی و کنش های سیاسی، این زوال را تسریع کردند. مرگ زودهنگام برخی از اعضای خاندان میرزایی، همگامی بازماندگان با نوسازی های عصر رضاشاه، رقابت های مالی بر سر میراث اجدادی، مهاجرت از زنجان و کسب پیشه غیردینی، موجب انحطاط جایگاه مذهبی و سیاسی خاندان میرزایی شد.
ریخت شناسی روایت جنگ بدر در قرآن کریم بر اساس الگوی ولادمیر پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۸)
13 - 25
حوزههای تخصصی:
بازخوانی راویت جنگ بدر در قرآن بر مبنای الگوهای ساختارگرایانه سبب آشنایی با عناصر ساختاری روایت و زوایای تازه ای از آن می شود. این نوشتار با هدف ریخت شناسی روایت جنگ بدر در صدد پاسخ به این پرسش است که بر اساس الگوی ولادمیر پراپ[1] کدام یک از خویشکاری ها و شخصیت ها در ساختار این روایت از اهمیت بیشتری برخوردار است؟ فرضیه این پژوهش آن است که ضمن برخی تفاوت های ماهوی خویش کاری های الگوی پراپ با گفتمان روایی در قرآن می توان نکات انطباقی را شناسایی نمود. نتایج این پژوهشِ توصیفی- تحلیلی روشن کرد جنگ بدر روایتی تک حرکتی است که با خویشکاریِ نیاز (نیاز مسلمانان به خنثی کردن تهدید) و خویشکاریِ شرارت (لشکرکشی سپاه قریش) شکل می گیرد. وعده فتح نیز عامل انگیزشی است که این حرکت را به پیش می برد. از طریق جفت خویش کاری های سپردن مأموریت دشوار و انجام آن، که منجر به خویشکاریِ پیروزی قهرمان در کشمکش با شریر می شود، نوع سوم از بسط داستان، رقم می خورد. از میان شخصیت های هفت گانه پراپ، پنج شخصیت در این روایت مطرح هستند. در این بین شخصیت بخشنده (خداوند)، بیشترین بسامد خویش کاری را داراست که عمده این خویش کاری ها همان تدارک و یا اعطای شیء (نصرت و امداد الهی) است. [1]. Vladimir Propp
نیروی نظامی ایلات کرد و الگوی موازنه قدرت در عصر صفوی؛ مطالعه موردی ایل زنگنه و کلهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۸)
26 - 42
حوزههای تخصصی:
در دوره صفوی، یکی از چالش های اصلی نظم اجتماعی در ایران، تحت کنترل درآوردن ایلات و عشایر به ویژه ایلات کرد توسط حکومت مرکزی بود. در این زمان، ایلات کرد، به ویژه ایل کلهر و زنگنه، به صورت مستقل عمل می کردند و از حکومت مرکزی تبعیت نمی کردند. ایل زنگنه و کلهر به عنوان دو ایل مهم کرد در غرب ایران، رویکردهای متفاوتی در تعامل با دولت صفوی داشتند. پژوهش حاضر به بررسی نقش این دو ایل در سیاست موازنه قدرت حکومت صفوی می پردازد و سعی دارد توضیح دهد که چگونه این موازنه برقرار شده و چه پیامدهایی برای هر یک از این ایلات داشته است؟ فرضیه این تحقیق بیان می کند که در دوران اولیه حکومت صفوی، کلهرها بیشتر به صورت مستقل عمل می کردند، در حالی که حکومت صفوی بیشتر بر روی ایل زنگنه تکیه داشت .یافته ها نشان می دهند که نزدیکی ایل زنگنه به مرکز قدرت موجب افزایش نفوذ سیاسی آن ها شده و توانسته اند ایل کلهر را تحت کنترل خود درآورند. در زمان شاه اسماعیل، توجه بیشتری به ایل کلهر معطوف بود، اما با طغیان این ایل و تشکیل کلهرستان در بغداد و فاصله گرفتن آن ها از مرکز قدرت، موازنه به نفع ایل زنگنه تغییر یافت.