فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
209 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش ارائه الگوی سهم بری ذینفعان در انتخاب و انتصاب مدیران مدارس در آموزش و پرورش خراسان رضوی بود. این پژوهش از نوع کیفی و با استفاده از تئوری داده بنیاد انجام شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش از میان مدیران و متخصصان و نخبگان علمی دانشگاه وهمچنین صاحب نظران آموزش وپرورش خراسان انتخاب شدند؛ جمع آوری داده ها از روش نمونه گیری نظری و انجام 19 مصاحبه های ساختاریافته، رو در رو و عمیق بود. مقوله های بدست آمده از فرایند کد گذاری باز پژوهش، ارائه و سپس اجزای فرایند کدگذاری محوری شامل شرایط علی ، پدیدیه اصلی ، راهبرد ها ، زمینه ، شرایط مداخله گر و پیامد ها به تفکیک و بر اساس مقوله های زیر مجموعه خود طرح و در نهایت طبق کدگذاری انتخابی به هم پیوند داده شده اند و سیر داستان و یا روایت ارتقاء و انتصاب مدیران در آموزش پرورش ترسیم شد. پژوهشگر یک مقوله محوری را "سهمبری ذینفعان در انتخاب مدیر" انتخاب نمود و آن را در مرکز فرایند انتخاب و انتصاب مدیران آموزش و پرورش قرار داد و سپس دیگر مقوله ها که شامل شرایط علی، راهبردها، شرایط زمینه ای و مداخله گر و پیامد ها بود را به آن ربط داد. نتایج پژوهش نشان داد که پدیده اصلی فرایند مورد مطالعه"سهم بری ذینفعان در انتخاب مدیر" شامل دو مفهوم اصلی می شود، یکی "انتخابی بودن مدیر به جای انتصابی بودن" و "مشارکت ذی نفعان در فرایند انتخاب مدیر" است. اکثر مشارکت کنندگان این اصل را سرآغاز تغییر در آموزش و پرورش می دانند.
تاثیر کلاس هنری سرود و موسیقی بر پیشرفت تحصیلی و مهارت اجتماعی دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش موسیقی سابقه طولانی در دفاع از جایگاه خود در برنامه درسی مدارس با تمرین کنندگان دارد و محققان به طور یکسان در مورد مزایای خلاق ، اجتماعی و شناختی موسیقی در کودکان و نوجوانان بحث می کنند.این پژوهش با هدف تعیین تأثیر کلاس هنری سرود و نمایش بر پیشرفت تحصیلی و مهارت اجتماعی دانش آموزان دختر پایه چهارم ، پنجم ، ششم ، دوره دوم ابتدایی ، شهر تهران بود. روش تحقیق نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری 361 نفر از دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای با استفاده از جدول مورگان انتخاب شدند و پرسشنامه مهارت اجتماعی گرشام و الیوت (1999) را دریافت نمودند. سپس به طور تصادفی ساده در دو گروه 180 نفری در دو گروه آزمایش(مدارس غیردولتی) و کنترل(مدارس دولتی) جایگزین شدند. گروه آزمایش در یک ماه و طی 4 جلسه 45 دقیقه ای مفید در کلاس هنری (سرود و موسیقی) آموزش دیدند، در حالی که گروه کنترل در طی این مدت برنامه روزانه خود را دنبال می کردند و هیچ گونه مداخله آموزشی دریافت نکردند. پس از اجرای برنامه آموزشی، مجددا پرسشنامه بر روی هر دو گروه اجرا گردید.تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس نشان داد که شرکت در کلاس های هنری سرود و موسیقی بر ارتقای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان به طور معناداری مؤثر بوده است. این نتایج نشان می دهد که کلاس هنری سرود و موسیقی بر مهارت اجتماعی در ابعاد: همکاری، ابراز وجود، خویشتن داری و همدلی، تأثیر مثبت و معنا دار داشته است.
ارائه مدلی برای بالندگی رهبری معنوی در دانشجویان
حوزههای تخصصی:
دانشگاه های پیشرو با توجه به پیچیدگی های دنیای امروز حرکت جوامع انسانی بسوی تعالی ، بربالندگی دانشجویان در حوزه رهبری به ویژه رهبری معنوی تمرکز کرده اند.هدف این پژوهش ارائه مدلی برای بالندگی رهبری معنوی در دانشجویان است . پژوهش با رویکرد کیفی واستراتژی تحلیل محتوا انجام شده است. به این منظور بررسی متون تخصصی مرتبط بارهبری معنوی و بالندگی دانشجویان و نیز مصاحبه نیمه ساختمند با 14 نفرازصاحب نظران دانشگاهی (اساتید رشته های مرتبط ومدیران ارشد دانشگاه آزاداسلامی و مدیران واحد علوم تحقیقات )تا اشباع داده هاکه به روش نمونه گیری هدفمندانتخاب شده بودند انجام شد.تحلیل داده ها از طریق کد گذاری باز و محوری انجام شد که منتج به استخراج 368 کد باز و 18مقوله شد که درنهایت مدلی مشتمل بر 3 بعد و85 مولفه رهبری معنوی به عنوان هسته مرکزی مدل ،با 10 عامل اثرگذار، 3 راهبرد، 38سازوکار وروش اجرایی جهت پیاده سازی و5 پیامد کلان تدوین شد.
تحلیل پدیدارشناختی عوامل مرتبط با گرایش برخی از مدیران مدارس به بهره کشی از زیردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
302 - 276
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بازنمایی تجارب زیسته کارکنان مدارس در مورد عوامل گرایش برخی مدیران به بهره کشی از زیردستان انجام شده است. بدین منظور از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی از نوع توصیفی استفاده شد. مشارکت کنندگان به شیوه هدفمند از نوع ملاکی و از بین معلمان و معاونان مدارس دولتی شهرستان مهدی شهر استان سمنان انتخاب شدند. داده ها با استفاده از فن مصاحبه نیمه ساختارمند با 10 نفر از معلمان و معاونان گردآوری شد و مبتنی بر راهبرد کُلایزی، تحلیل گردید. به منظور افزایش اعتبارپذیری، انتقال پذیری، اتکاپذیری و تاییدپذیری، از شیوه های«بهره گیری از نظرات همکاران پژوهشی و تأیید آن ها»، تحلیل موارد منفی، سه سو سازی، کنترل از سوی اعضا، «تبیین جزئیات دقیق فرایند گردآوری و تحلیل داده ها»،«درگیری طولانی مدت»، «بازرسی و بازبینی در زمان کُدگذاری»، و استفاده شد. تحلیل عمیق داده ها به شناسایی و طبقه بندی 24ملاک و 4عامل اصلی شامل "نحوه انتصاب مدیران"، "خصوصیات اخلاقی و شخصیتی مدیران"، "خصوصیات حرفه ای مدیران" و "خصوصیات اخلاقی زیردستان" منتج گردید که می تواند تصویری روشن از عوامل گرایش برخی از مدیران به بهره کشی از زیردستان، ارائه نماید. به نظر می رسد، اجرایی سازی نظام ارزشیابی پویا و با ضمانت اجرایی برای تشخیص کیفیت انتصاب و عملکرد مدیران مدرسه که با مشارکت عوامل انسانی درون مدرسه، انجام شود، می تواند در بهبود فضای تعاملی در مدرسه و جلوگیری از رفتارهای استثمارگرایانه احتمالی، اثربخش باشد.
اثربخشی روش آموزش معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
22 - 32
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف تعیین اثربخشی روش آموزش معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی (خلاقیت، بلوغ شناختی و درگیری ذهنی) دانش آموزان انجام گرفت. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر پایه ی نهم دوره ی اوّل متوسطه در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل دادند. برای انتخاب نمونه، ابتدا با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، دو مدرسه از میان مدارس دوره ی اوّل متوسطه انتخاب شدند. سپس، از هر مدرسه یک کلاس پایه ی نهم انتخاب و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، دانش آموزان یکی از کلاس ها به عنوان گروه آزمایش و دانش آموزان کلاس دیگر به عنوان گروه کنترل تعیین گردیدند. به دانش آموزش گروه آزمایش با استفاده از روش معکوس، آموزش داده شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی گرایش به تفکر انتقادی Ricketts (2003) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که روش آموزش معکوس بر گرایش به تفکر انتقادی (خلاقیت، بلوغ شناختی و درگیری ذهنی) دانش آموزان اثربخش بوده و باعث افزایش گرایش به تفکر انتقادی (خلاقیت، بلوغ شناختی و درگیری ذهنی) دانش آموزان گروه آزمایش شده است؛ بنابراین، فرضیه ی پژوهش مورد تأیید قرار گرفت (01/0>p). با توجه به یافته ی به دست آمده از این تحقیق می توان این گونه نتیجه گرفت که به کارگیری روش آموزش معکوس از طرف معلمان خواهد توانست در بالا بردن گرایش به تفکر انتقادی (خلاقیت، بلوغ شناختی و درگیری ذهنی) از سوی یادگیرندگان مؤثر باشد و به موجب آن منجر به عملکرد مؤثرتر یادگیرندگان گردد. درواقع، روش آموزش معکوس روشی مؤثر در یاددهی و یادگیری در جهانی است که می بایست به عنوان بخشی از سیستم جامع یادگیری مادام العمر در مدارس تبدیل شود.
The effect of the quality of perceived services on the citizenship behavior of football school students by determining the mediating role of perceived risk(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۹, Issue ۳, Autumn ۲۰۲۱
98 - 83
حوزههای تخصصی:
The method of the present study was descriptive-correlation with structural equations approach and applied in terms of purpose. The statistical population of the study includes all students of football schools in Tehran province. Cluster random sampling method was used to select the sample. The measurement tools of the present study include demographic characteristics of the participants in the study, Parasuraman, Zeithaml & Berry (1988) Perceived Service Quality Assessment Questionnaire, Groth (2005) Customer Behavior Questionnaire and Perceived Risk Questionnaire Carroll, Connaught, Spengler & Byon (2014). Kolmogorov-Smirnov test was used to show the normality of data distribution and bootstrap methods and structural equations using PLS and SPSS software were used to analyze the research data. The results showed that the quality of perceived services and citizenship behavior (β = 0.852); (T = 15.549) at the level of significance (P <0.01); Indirect effect of perceived service quality and citizenship behavior through perceived risk (β = -0.027); T-statistic (T = 1.774) is at the level of significance (P <0.076). Considering that perceived risk is one of the determining elements in the acceptance and intention of students to use football schools and their citizenship behavior is one of the factors reducing this risk, it is suggested. Football school principals to increase the quality of perceived services and student citizenship behavior among their staff, coaches and customers so that they can identify different dimensions of perceived risk among their school students for better productivity. And make the necessary plans to advance marketing goals.
بررسی میزان هویت و بهزیستی تحصیلی و نقش آن ها در کاهش اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، بررسی میزان هویت و بهزیستی تحصیلی و نقش آن ها در کاهش اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری تحقیق را دانش آموزان مدارس مقطع متوسطه شهرستان رامسر به تعداد 6225 نفر تشکیل دادند. حجم نمونه تحقیق به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 188 نفر بدست آمد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد هویت تحصیلی واز و ایزاکسون (2008)، بهزیستی تحصیلی پیترنین و همکاران (2014) و اهمال کاری تحصیلی سولمون و راثبلوم (1989) استفاده گردید که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد بین هویت تحصیلی با بهزیستی تحصیلی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین هویت تحصیلی با اهمال کاری تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد بین بهزیستی تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. نتایج تحقیق حاکی از این امر است که بهزیستی تحصیلی در رابطه میان هویت تحصیلی با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان نقش میانجی داشته است. از طرفی مؤلفه هویت موفق بیشترین قدرت تأثیر را بر بهزیستی تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان داشته است.
تحلیل تجارب مدیران مدارس در به کارگیری سبک های رهبری آموزشی: یک مطالعه کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
137 - 154
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با بررسی تجربیات مدیران مدارس در اجرای سبک های رهبری آموزشی، عوامل کلیدی مؤثر بر بهبود عملکرد آموزشی را شناسایی می کند. روش این پژوهش کیفی (تحلیل مضمون) و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۰ مدیر مدارس در مناطق مختلف ارومیه، که به صورت نمونه گیری تصادفی هدفمند و بر اساس حداقل پنج سال سابقه مدیریتی و تجربه در به کارگیری سبک های رهبری آموزشی انتخاب شده اند، پنج مضمون اصلی استخراج شد: ارتباطات مؤثر و دوسویه، مدیریت تغییر و نوآوری، رهبری تحول گرا و انگیزشی، مشارکت و دموکراسی سازمانی، و چالش ها و مقاومت ها. معیار های ورود شامل سابقه مدیریتی، تجربه عملی در رهبری آموزشی و تمایل به همکاری و معیار های خروج شامل عدم تجربه کافی، عدم تمایل به مشارکت یا ارائه پاسخ های سطحی بود. یافته ها نشان داد که رهبری تحول گرا با تعیین اهداف شفاف، راهبرد های انگیزشی و مأموریت مشترک، هماهنگی آموزشی، مشارکت معلمان و والدین، و کیفیت تدریس را ارتقا می دهد. با این حال، موانعی نظیر مقاومت فرهنگی (نگرش های سنتی، آمادگی روانی پایین) و محدودیت های ساختاری (کمبود بودجه، ضعف زیرساخت) اجرای این سبک ها را مختل می کنند. این پژوهش با اعتبارسنجی از طریق بازبینی مشارکت کنندگان، بررسی همتایان و مثلث سازی داده ها تأکید می کند که تلفیق راهکار های نوین رهبری (تصمیم گیری مشارکتی، پذیرش نوآوری، ارزیابی مستمر) با غلبه بر چالش های سیستمی، بهبود پایدار در محیط آموزشی را ممکن می سازد. این مطالعه نقش رهبری انطباق پذیر را در هماهنگی روش های نوین با محدودیت های زمینه ای برای تحول آموزشی برجسته می کند.
شناسایی شایستگی های راهبردی مدیران آموزش و پرورش مبتنی بر ارزش آفرینی منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی شایستگی های راهبردی مدیران آموزش و پرورش مبتنی بر ارزش آفرینی منابع انسانی انجام شده است. این پژوهش از منظر هدف یک پژوهش اکتشافی است که با روش پژوهش آمیخته و مبتنی بر استدلالی قیاسی-استقرایی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید دانشگاهی و مدیران باسابقه آموزش و پرورش گیلان است. نمونه گیری به روش غیراحتمالی و به صورت هدفمند صورت گرفته است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه می باشد. جهت تحلیل مصاحبه های تخصصی، روش تحلیل کیفی محتوا به کار گرفته شده است. در ادامه شاخص های شناسایی شده با روش دلفی فازی اعتبارسنجی شده است. تحلیل داده های پژوهش در فاز کیفی با نرم افزار MaxQDA و در فاز کمی با نرم افزار Matlab انجام شده است. برای دستیابی به اهداف پژوهش با تحلیل مصاحبه با خبرگان، مجموعه ای از شاخص های کاربردی شایستگی های راهبردی مدیران آموزش و پرورش مبتنی بر ارزش آفرینی منابع انسانی شناسایی شدند. براساس نتایج به دست آمده، مقوله های فراگیر عبارتند از: مقوله های راهبردی، زمینه ای و ارزش آفرین. مقوله فراگیر راهبردی خود شامل مقوله های سازمان دهنده «رهبری و مدیریت آموزش و پرورش»، «شایستگی های استراتژیک مدیران آموزش و پرورش» و «سیاست گذاری و خط مشی در آموزش و پرورش» می باشد. مقوله های زمینه ای نیز شامل سه مقوله سازمان دهنده است که عبارتند از: «ساختار سازمانی آموزش و پرورش»، «استقرار مدیریت دانش در آموزش و پرورش» و «آموزش و توانمندسازی مدیران آموزش و پرورش». در نهایت نیز مقوله فراگیر ارزش آفرینی از سه مقوله سازمان دهنده «مدیریت عملکرد در آموزش و پرورش»، «فرهنگ سازی در آموزش و پرورش» و «ارزش آفرینی منابع انسانی» تشکیل شده است.
بررسی تأثیر جو سازمانی بر سکوت سازمانی؛ مطالعه ی موردی دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر جو سازمانی بر سکوت سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد انجام شد. این پژوهش از لحاظ نوع هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه ی گردآوری داده ها توصیفی-همبستگی است. جامعه ی آماری این پژوهش متشکل از 84 نفر از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد در سال تحصیلی 1396/1395 بود. جهت انتخاب نمونه از روش سرشماری استفاده شد و بدین ترتیب هر 84 نفر عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد نتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه جو سازمانی مبتنی بر مطالعات هالپین و کرافت (1963) و پرسشنامه سکوت سازمانی وکولا و بورداس (2005) استفاده شده است. روایی محتوایی و ظاهری پرسشنامه ها به تأیید متخصصان رسیده و پایایی آن ها که حاصل اجرای آزمون با فاصله ی دو هفته ای بین 30 نفر بود با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برآورد شد که برای پرسشنامه ی مربوط به جو سازمانی برابر 0.78 و برای پرسشنامه ی مربوط به سکوت سازمانی برابر 0.83 بدست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از تحلیل رگرسیون در سطح معناداری 0.05 استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان می دهد با ارتقای یک واحد از جو سازمانی 0.990 واحد انحراف معیار سکوت سازمانی افزایش پیدا خواهد کرد، در نتیجه ارتباط مثبت دارند. همچنین نتایج نشان داد؛ که ابعاد جو سازمانی جو سازمانی دستوری، تحدیدی، تظاهر به کار، بی علاقگی و فاصله گیری تأثیر معناداری بر سکوت سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد دارد.
گونه شناسی فعالیت های آموزشی امامین کاظمین (ع) در توسعه حیات علمی و دینی شیعیان امامیه
حوزههای تخصصی:
یکی از مؤلفه های سنجش ظرفیت تمدنی و رشد علمی و معنوی و نقش آن در هدایت جامعه به سوی سعادت و برون رفت از بحران ها، بررسی ساختار و وضعیت کمی و کیفی نظام آموزشی است. نظام آموزشی در هر مذهبی با یک ساختاری فعالیت ادامه حیات می دهد و به تدوام نقش خود می پردازد. شیعیان نیز همانند دیگر مذاهب دارای نظام آموزشی مخصوص بوده و برای ادامه حیات و هویت خویش فعالیت های گسترده ای را به صورت سازمان یافته انجام داده است. برای بررسی این نقش برآن شدیم تا در یکی از بحرانی ترین دوران های عصر ائمه اطهار(ع) یعنی عصر امامین کاظمین(ع) که هر دو و اصحاب آنان در فضای تقیه سیاسی به سر می بردند، به بررسی فعالیت های آموزشی آنان بپردازیم. در این ارزیابی به این نتایج رسیدیم که آنان با کمک اصحاب خود فعالیت علمی و آموزشی را ادامه داده و مایه حیات و هویت شیعه و تمایز این مذهب از دیگران بوده و از ممزوج شدن آنان جلوگیری کردند.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های نوآوری بنیادین و استراتژیک با تکنیک دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های فاکتورهای مهم نوآوری بنیادین و استراتژیک در شرکت های طرح و ساخت پتروشیمی می باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی می باشد. برای گردآوری اطلاعات از دو روش مطالعه اسنادی و دلفی فازی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان و صاحب نظران (اساتید دانشگاهی حوزه مدیریت) می باشند که به روش هدفمند انتخاب شده و با استفاده از روش دلفی فازی نظرات آنها استخراج گردید. فاکتورهای مهم نوآوری بنیادین و استراتژیک 7 بعد «نوآوری در توسعه و برنامه ریزی نیروی انسانی»، «نوآوری در فرایندهای سازمانی و ساختار سازمانی»، «نوآوری در محصول»، «نوآوری در بازار»، «متولد شدن صنایع جدید»، «قابلیت عملیاتی بودن»، «تکنولوژی های انقلابی» و 45 شاخص شناسایی و تائید شد. جهت اولویت بندی فاکتورهای مؤثر بر نوآوری بنیادین و استراتژیک از ضرایب استاندارد مدل تحلیل عاملی مدل نهایی استفاده شد. مؤلفه تکنولوژی های انقلابی با ضریب استاندارد 93/0 در رتبه اول، مؤلفه نوآوری در بازار با ضریب استاندارد 86/0 در رتبه دوم، مؤلفه نوآوری در توسعه و برنامه ریزی نیروی انسانی با ضریب استاندارد 85/0 در رتبه سوم، مؤلفه متولد شدن صنایع جدید با ضریب استاندارد 83/0 در رتبه چهارم، مؤلفه نوآوری در فرایندهای سازمانی و ساختار سازمانی با ضریب استاندارد 82/0 در رتبه پنجم، مؤلفه نوآوری در محصول با ضریب استاندارد 78/0 در رتبه ششم و در نهایت مؤلفه قابلیت عملیاتی بودن ضریب استاندارد 75/0 در رتبه هفتم قرار گرفت.
شناسایی مولفه های توانمندسازی مدارس با تاکید بر نظام مراقبت اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های توانمندسازی مدارس با تاکید بر نظام مراقبت اجتماعی دانش آموزان انجام شد. روش شناسی پژوهش : جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان دوره های تحصیلی (ابتدایی،متوسطه اول و دوم)، والدین و کارکنان مدارس شهر ساری و نکا بود. روش نمونه گیری خوشه ای به صورت چند مرحله ای است که تعداد 386 نفر به عنوان نمونه آماری جهت بررسی انتخاب شدند. برای تعیین حجم نمونه مورد نظر از فرمول کوکران استفاده شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی صوری و محتوایی پرسشنامه مورد تایید متخصصان و استادان قرار گرفت و پایایی پرسشنامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ در یک مطالعه مقدماتی بر روی 40 نفر92/0 محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دوم در نرم افزار SPSS21 و lisrel8.8 انجام شد. یافته ها : نتایج نشان داد که سه مولفه کلیدی توانمندسازی مدارس در نظام مراقبت اجتماعی دانش آموزان مولفه های شناختی، هیجانی و رفتاری است. بارهای عاملی (برآوردهای استاندارد) متغیرهای اندازه گیری برای متغیر مکنون توانمندسازی مدارس در بعد شناختی(69/0)، بعد هیجانی(84/0) و بعد رفتاری (87/0) بود، این امر نشان دهنده روایی همگرایی نشانگرها است. بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد توجه به توانمندسازی مدارس باتاکید بر نظام مراقبت اجتماعی دانش آموزان می تواند در کاهش آسیب های اجتماعی دانش آموزان موثر باشد.
تبیبن جهت گیری نسبت به تغییر در مدارس بر اساس نقش بدبینی سازمانی و سبک رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱
47 - 70
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی مدل ساختاری و روابط علّی بین سبک رهبری، بدبینی سازمانی و جهت گیری نسبت به تغییر انجام شده است. جامعه آماری پژوهش 460 نفر از معلمان مقطع ابتدایی شهر گناباد، در سال تحصیلی 94-1393 بودند که از بین آنان 210 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های «بدبینی سازمانی»، «جهت گیری نسبت به تغییر» و «سبک رهبری» جمع آوری و فرضیه ها با استفاده از ضریب همبستگی و معادلات ساختاری آزمون شد. یافته ها نشان داد که بین بدبینی سازمانی و جهت گیری نسبت به تغییر، همبستگی نسبتاً بالا اما منفی وجود دارد. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که بدبینی سازمانی بر جهت گیری معلمان به سمت تغییر اثر منفی دارد؛ اما سبک رهبری بر بدبینی سازمانی و تمایل به تغییر معلمان، اثر معناداری ندارد. مدل علّی طراحی شده در پژوهش براساس الگوی معادلات ساختاری برازش شد. نتایج نشان داد این مدل دارای برازش بسیار خوبی است.
طراحی الگوی برون سپاری در وزارت آموزش وپرورش (رهیافتی نو در آموزش و پرورش استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : برون سپاری رهیافتی نو و خلاقانه در مدیریت سازمان هاست. هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی برون سپاری در آموزش و پرورش استان لرستان بود. روش شناسی: روش پژوهش، تحلیل مضامین کیفی دو مرحله ای (دستی و نرم افزار MAXQDA)، به همراه همسو سازی داده های پژوهش با پیشینه و مستندات بومی بود. روش نمونه گیری طبقه ای، حجم نمونه آماری 152 نفر، که به منظور جلوگیری از تشدد آراء تا اشباع داده های نظری، مصاحبه نیمه ساختارمند با 14 نفر از خبرگان و آگاهی دهندگان کلیدی (اساتید دانشگاهی، کارشناسان ستادی، مدیران هنرستان ها و مدیران مدارس غیردولتی) ادامه یافت. پیش از مصاحبه، روایی (دقت و صحت داده ها) و پایایی (اعتبار، قابلیت اطمینان، تأییدپذیری و انتقال پذیری) سوالات تعیین شد. به منظور افزایش اعتبار داده ها، از فرایند نظام مند ثبت، ضبط و نوشتن، استفاده گردید. یافته ها: پس از بازبینی و تحلیل داده ها، مضمون فراگیر، 5 مضمون سازمان دهنده (آموزش، منابع انسانی، اماکن وتجهیزات، فرایندهای داخلی و امورمالی) و 48 مضمون پایه شناسایی شدند. نتیجه گیری: برون سپاری علاوه بر کاهش هزینه ها و مشکلات نقدینگی در تجهیز مدارس، تامین نیازهای پشتیبانی، خدماتی و فناورانه می تواند در جذب نیروی متخصص و ایجاد زمینه های کارآفرینی، موثر واقع گردد. البته طی مصاحبه با متخصصان معایبی مانند کاهش نظارت و کنترل، تضعیف روحیه کارکنان، از دست رفتن مزایای رقابتی و عدم اعتماد جامعه به برون سپاری مطرح گردید. که در نهایت فوائد به دست آمده در مقایسه با معایب، اجرای برون سپاری را برای آموزش و پرورش ارزشمند می سازد.
بررسی رابطه سبک زندگی اسلامی و هوش معنوی دبیران
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی رابطه سبک زندگی اسلامی و هوش معنوی دبیران دوره ی دوم متوسطه شهرستان بافت می پردازد. این پژوهش از لحاظ هدف؛کاربردی و از لحاظ روش از نوع توصیفی – همبستگی است. جامعه آماری شامل تمام معلمان دوره ی دوم متوسطه شهرستان بافت در استان کرمان در سال تحصیلی 99- 98 است که حدود 140 نفر می باشند . بر اساس جدول مورگان تعداد نمونه 103 نفر برآورد گردید که از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده، پرسشنامه ها بین نمونه آماری توزیع شد و 100 پرسشنامه تکمیل شد. در این پژوهش از 2پرسشنامه جهت جمع آوری اطلاعات استفاده گردید که عبارتند از پرسشنامه سبک زندگی اسلامی کاویانی (1388) ، و پرسشنامه هوش معنوی بدیع و همکاران(1389). برای انجام تجزیه و تحلیل آماری از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. نتایج این پژوهش بیانگر وجود رابطه معنی دار بین سبک زندگی اسلامی با هوش معنوی و مؤلفه های آن می باشد. با توجه به اینکه طرز زندگی و باورهای معلمان تاثیر زیادی بر کار آنها و درنتیجه در تعلیم و تربیت دانش آموزان دارد، پیشنهاد می شود که در استخدام و به کار گیری آنها شاخص ها و معیار های لازم برای سنجش این ویژگی ها در نظر گرفته شود.
تدوین راهبردهای توسعه آموزش پیش دبستانی در مناطق کمتر توسعه یافته (مورد مطالعه: آموزش و پرورش عشایر استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین راهبردهای توسعه پیش دبستانی مناطق عشایری استان چهارمحال و بختیاری بود. روش تحقیق از نوع مطالعه موردی کیفی است. جامعه آماری را 35 نفر شامل مسئولان گروه آموزش پیش دبستانی ادره کل آموزش و پرورش ، مدیران، معاونان و کارشناسان ادارات آموزش و پرورش شهرستان های عشایر نشین، راهبران آموزشی، مدیران مجتمع های آموزشی و دکتر معلمان شاغل در اداره آموزش و پرورش عشایر استان تشکیل می دادند که به علت محدد بودن جامعه آماری به صورت کل شمار انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای، مرور ادبیات، مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد. فهرست نهایی شده داده ها پس از تایید درجلسات شورای راهبردی در قالب یک پرسش نامه محقق ساخته که روایی آن توسط چند متخصص و پایایی از روش آلفا کرونباخ با ضریب 88/ تایید شده بود ؛ در اختیار جامعه آماری قرار گرفت. برای تجزیه تحلیل داده ها آزمون فریدمن و بحث و تبادل نظر گروهی استفاده شد.با توجه به نمره نهایی ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (2.38) و ارزیابی عوامل خارجی (2.74) مشخص شد که جایگاه راهبردی آموزش پیش دبستانی در مناطق عشایر بختیاری در منطقه WOمی-باشد. که مبین توجه به فرصت های پیش روی مناطق عشایری برای از بین بردن ضعف های موجود است. . در نهایت، نتایج پژوهش نشان می دهد که همسو با ویژگی های جامعه شناختی عشایر که از ابتدایی ترین و غنی ترین شکل و شیوه زندگی است بایستی مولفه ساختار مدیریت شامل: تصمیم گیری، منایع انسانی،برنامه های درسی و آموزشی، منابع مالی و مادی و فناوری به شکل موثر، ساختاری خاص و بومی به خود بگیرند تا بسیاری از فرصت ها برحسب بافت و نمای فرهنگی موجود به برطرف کردن نقایص در حوزه آموزش پیش دبستانی در عشایر منجر شود.
رابطه سواد اطلاعاتی و کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی با نقش تعدیلگر راهبردهای مطالعه دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، سنجش رابطه سواد اطلاعاتی و کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی با نقش تعدیلگر راهبردهای مطالعه دانش آموزان مدارس دخترانه مقطع متوسطه اول تنکابن است. روش پژوهش به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهرستان تنکابن به تعداد 2571 نفر و معلمان مدارس دخترانه مقطع متوسطه اول شهرستان تنکابن به تعداد 322 نفر تشکیل دادند. حجم نمونه پژوهش برای دانش آموزان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 193 نفر و برای معلمان به روش نمونه گیری تصادفی ساده 175 نفر بدست آمد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد کیفیت تدریس کریاکدز و همکاران (2000)، بهزسیتی تحصیلی پیترنین و همکاران (2014)، سواد اطلاعاتی یزدانی (1391) و راهبردهای مطالعه و هاراکویچ و همکاران (2000) استفاده گردید. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد بین سواد اطلاعاتی معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین سواد اطلاعاتی معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان با نقش تعدیلگر راهبردهای مطالعه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان با نقش تعدیلگر راهبردهای مطالعه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحقیق حاکی از این امر است که راهبردهای مطالعه در رابطه بین سواد اطلاعاتی و کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان نقش تعدیلگر داشته است.
نقش میانجی گری تعادل کار- زندگی در روابط علّی بین فضیلت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی معلمان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گری تعادل کار- زندگی در روابط علّی بین فضیلت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی معلمان و پیشنهاد الگویی علی در ارتباط با آن صورت گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه معلمان مدارس منطقه ی کلیبر بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای و با فرمول کوکران، تعداد 200 نفر انتخاب شدند. پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی از نوع همبستگی است. برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه های استاندارد استفاده شد که همه آنها از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بودند. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS و Lisrel در قالب آزمون های t و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که فضیلت سازمانی مدارس به طور مستقیم اثر معنی داری بر رفتار شهروندی سازمانی معلمان دارد؛ همچنین آزمون الگوی مفروض نشان می دهد فضیلت سازمانی با میانجی گری تعادل کار-زندگی می تواند بر رفتار شهروندی سازمانی معلمان اثرگذار باشد. یافته های پژوهش بر اهمیت فضیلت سازمانی مدارس و رفتار شهروندی سازمانی و همچنین بر تعادل کار-زندگی معلمان تاکید دارد.
رابطه اخلاق حرفه ای با مدیریت تعارض در مدیران دبیرستانهای غرب استان مازندران
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین اخلاق حرفه ای و مؤلفه های مدیریت تعارض در مدیران دبیرستان های غرب استان مازندران انجام شد. این پژوهش با روش توصیفی- همبستگی انجام شد. جامعه آماری آن شامل کلیه مدیران دبیرستان های غرب استان مازندران بودند که با استفاده از جدول مورگان نمونه ای به حجم 152 نفر بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه اخلاق حرفه ای بهاگیر (1390) و پرسشنامه سبک مدیریت تعارض پوتنام و ویلسون (1982) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین اخلاق حرفه ای با سبک تعارض رقابت جویی و اجتنابی رابطه منفی و معناداری وجود دارد (05/0> P). همچنین بین اخلاق حرفه ای با سبک تعارض همکاری، مصالحه و سازش رابطه مثبت و معناداری وجود داشت (05/0> P). نتیجه این مطالعه نشان می دهد در بررسی سازمان های کم بازده، می توان تنزل اخلاق حرفه ای را یکی از عوامل مؤثر در سوء مدیریت تعارض و کاهش بهره وری در نظر گرفت.