فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
51 - 63
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش به کمک چندرسانه ای بر علاقه به درس و عملکرد تحصیلی در درس علوم تجربی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهرستان اردکان صورت گرفته است. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع مقایسه گروه های ایستا بود. به منظور بررسی تاثیر آموزش به کمک چندرسانه ای بر علاقه به درس و عملکرد تحصیلی در درس علوم تجربی، جمعاً دو کلاس به صورت سنتی و دو کلاس با آموزش به کمک چندرسانه ای ارائه شد و در نهایت 66 نفر گروه آزمایش و 41 نفر گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای مورد بررسی در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه علاقه به درس و آزمون محقق ساخته علوم تجربی بود. نتایج پژوهش نشان داد که گروه چندرسانه ای به صورت معنی داری نسبت به گروه سنتی از عملکرد بهتری برخوردار بودند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که در کلاسی که به صورت چندرسانه ای آموزش دیده بودند به صورت معنی داری علاقه به درس نسبت به کلاس سنتی بیش تر است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که به منظور بهبود عملکرد تحصیلی و افزایش علاقه به علوم تجربی در بین دانش آموزان، لازم است که از آموزش های چندرسانه ای بهره گرفت.
سنتزپژوهی چالش های تغییر سبک های یاددهی –یادگیری در نظام های آموزشی در دوران شیوع کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
121 - 169
حوزههای تخصصی:
ویروس کرونا جوامع آموزشی را به ویژه از نظر تغییر گسترده به سمت یادگیری آنلاین، تحت تاثیر قرار داده است. این به معنای تبدیل سریع برنامههای درسی و سبکهای یادگیری به یک بستر دیجیتال است. ایجاد تغییر در برنامههای درسی بدون بررسی و کنترل دقیق تمامی عوامل تاثیرگذار درآن نمیتواند به تغییرات اثربخش منجرگردد. پژوهش حاضر با توجه به هدف، به روش کیفی و با استفاده از شیوه سنتز پژوهی، بر اساس الگوی روبرتس انجام شده است. در این پژوهش، پس از بررسی های لازم، حوزه قطعی مطالعه جهت سنتز پژوهی چالش های تغییر سبک های یاددهی-یادگیری، حدود 13 منبع مرتبط و موجود بر روی سایتهای تخصصی و ژورنالهای خارجی بوده است. برای نمونهگیری، از منابع در دسترس چاپی و الکترونیکی مرتبط با هدف و موضوع پژوهش، استفاده شده و تا حد اشباع ادامه یافته است. ابزار گردآوری اطلاعات، فیشبرداری بوده و مطالب مرتبط با هدف پژوهش با ذکر مشخصات منبع مطالعاتی و با یک نظم منطقی ثبت و اولویتبندی گردیده است. نتایج پژوهش نشان میدهدکه ما به سطح بالایی از آمادگی نیاز داریم تا بتوانیم به سرعت با تغییرات محیط سازگار شویم و بتوانیم خود را با حالتهای مختلف ارائه با توجه به شرایط همه گیری کووید19هماهنگ کنیم.
چالش انعطاف پذیری برنامه درسی آموزش الکترونیک دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
153 - 178
حوزههای تخصصی:
انعطاف پذیری در آموزش الکترونیکی یکی از مفاهیم مهم آموزشی است که با تغییر سبک آموزش در دوران همه گیری کووید-19 بیشتر مورد توجه قرار گرفت. تغییر ناگهانی روش تدریس از حضوری به آنلاین به بزرگترین چالش برای کیفیت آموزش تبدیل شد. در برنامه درسی آنلاین، انعطاف و تعامل مهم است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی رویکرد تفسیری پدیدارشناختی در سال 1402-1403 انجام شد. هدف این پژوهش، مطالعه چگونگی تفسیر دانشجویان از چالش انعطاف پذیری برنامه درسی آموزش الکترونیکی دانشگاه پیام نور است. این مقاله نشان می دهد که چگونه پدیدارشناسی می تواند برای درک عبارات عینی تفکر انتقادی و برنامه درسی الکترونیکی استفاده شود. مشارکت کنندگان شامل 17 دانشجوی 19 تا 55 ساله دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد آموزش الکترونیکی رشته های روان شناسی و علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور بودند. روش نمونه گیری، هدفمند و نظری بود. داده ها از طریق 50 مصاحبه عمیق و مصاحبه گروهی متمرکز آنلاین، گردآوری شد. اشباع نظری پس از 50 مصاحبه به دست آمد. در فرآیند تحلیل داده ها 6 مقوله اصلی شکل گرفت: «چالش انعطاف پذیری استاد»، «فقدان انعطاف پذیری منابع آموزشی»،«فقدان انعطاف پذیری ارزشیابی الکترونیکی»، «فقدان انعطاف پذیری برای دروس عملی»،«چالش تعامل دانشجو و استاد» و «چالش فناوری». در فرایند مصاحبه گروهی متمرکز و تحلیل داده ها، تجربه درک مشترک دانشجویان در مورد «چالش انعطاف پذیری استاد»، «فقدان انعطاف پذیری منابع آموزشی» و «چالش فناوری» بازنمایی شد. درحالی که نظریه های حوزه یادگیری الکترونیکی بر «انعطاف پذیری» تاکید دارند، چالش دانشجویان دانشگاه پیام نور، انعطاف ناپذیری اساتید، منابع آموزشی و چالش فناوری است.
بررسی موانع و زمینه های مناسب کاربرد روش تدریس سقراطی در کلاس های درس (از دیدگاه دبیران شهرستان ساری)
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
83 - 99
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی ها، موانع و زمینه های مناسب استفاده از روش سقراطی از دیدگاه دبیران مقطع متوسطه اول انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری شامل 398 دبیر رشته های گوناگون متوسطه اول ناحیه یک ساری، بوده که بر اساس جدول نمونه گیری مورگان و شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای 203 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته با 36 گویه بوده است که روایی و پایایی آن بر اساس نظر متخصصان تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های T تک نمونه ای و توکی استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که میزان استفاده دبیران از مولفه های روش تدریس سقراطی در فرایند آموزش، بالاتر از حد متوسط(05/0 (p < می باشد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که موانع کاربست روش تدریس سقراطی نیز بالاتر از حد متوسط می باشد و طبق نظر دبیران زمینه های مناسب برای تحقق مولفه های سقراطی وجود ندارد. علاوه بر این، بین دیدگاه بانوان و آقایان در ارتباط با پژوهش حاضر تفاوت معناداری مشاهده نشد. این مسأله در ارتباط با مدرک و رشته تحصیلی نیز صدق می کند.
ارزشیابی آموزش مجازی ریاضی به روش خبرگی و نقادی آموزشی؛ مطالعه موردی: تدریس هندسه پایه نهم در دوران کووید19
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
139 - 161
حوزههای تخصصی:
این پژوهش از نظر هدف یک پژوهش کیفی است که با بهره گیری از روش خبرگی و نقادی آموزشی آیزنر به ارزشیابی آموزش مجازی ریاضی پایه نهم و به صورت مطالعه موردی، به چگونگی تدریس بخش هندسه در سه مرحله توصیف، تفسیر و ارزشیابی پرداخته است. برای گردآوری داده ها یک مدرسه متوسطه اول به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. داده های پژوهش در یک دوره یک ماهه و در طی 20 جلسه مشاهده آموزش معلمان در بستر برنامه شاد و همچنین انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 معلم ریاضی و 50 دانش آموز پایه نهم گردآوری شده است. جهت اعتبار بخشی به پژوهش معیارهای قوام ساختاری و کفایت ارجاعی برآورده شده است. نتایج نشان داد معلمان ریاضی در شرایط آموزش مجازی تا حدودی توانسته اند به اهداف مدنظر کتاب برسند، ولی با مشکلات عدیده ای مانند سرعت پایین اینترنت، مشکلات نرم افزار شاد، کاهش یافتن زمان تدریس، و بی توجهی دانش آموزان نیز مواجه بوده اند. ضمنا آنان اشکالاتی نظیر کم توجهی به دانش آموزان تیزهوش و دیرفهم در حین تدریس، ارائه بازخوردهای ناکافی، و عدم توجه به تلفیق برنامه های درسی نیز داشته اند.
مطالعۀ پدیدارشناسانه در بهبود چالش های حاکم در آموزش درس علوم مقطع ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش، بررسی بهبود آموزش درس علوم در مقطع ابتدایی و شناسایی چالش ها و راهکارها جهت غلبه بر مشکلات با تکیه بر تجارب زیسته معلمان و متخصّصین تعلیم و تربیت است. روش ها : روش پژوهش حاضر، کیفی از نوع پدیدارشناسی است. مصاحبه شوندگان شامل معلمان و متخصّصان شهر اردبیل در سال تحصیلی 1403-1402بودند. برای انتخاب شرکت کنندگان، 22 نفر معلم و 17 نفر متخصّص از شیوه نمونه گیری هدفمند و تا حد اشباع استفاده شد. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته و با سؤالات باز پاسخ جمع آوری شد. برای تعیین روایی و پایایی مصاحبه ها، تکنیک تثلیث، تکنیک کنترل اعضاء، تکنیک کسب اطلاعات دقیق موازی و خود بازبینی محقّقان استفاده شد. یافته : در مصاحبه با معلمان، اکثریث آنها بر وجود چالش ها باور داشتند. همچنین با مشکلات متعددی نیز مواجه بودند. در گام بعدی در مصاحبه با متخصّصان، بر مشکلاتی همچون فقدان امکانات و تجهیزات آزمایشگاهی، ضعف نیروی انسانی در زمینه تخصّص، محدودیت های زمانی، آموزشی و فرهنگی، چالش ها در زمینه روش های تدریس معلمان تأکید شد و جهت غلبه بر چالش ها راهکارهایی ارائه شد. نتیجه گیری: برای عبور از چالش ها در مسیر بهبود آموزش درس علوم مقطع ابتدایی راه حل های مختلفی به دست آمد که برخی از آنها شامل: استفاده از امکانات موجود به صورت خلّاقانه، آموزش معلمان متخصّص و کارآمد، استفاده و به کارگیری روش تدریس مناسب و جذاب، ارائه محتوای درس علوم به شیوه عملی و تجربی، بهبود محتوای کتاب از نظر کمیّت و کیفیت، فراهم آوردن امکانات آزمایشگاهی در مدارس، استفاده از روش های نوین تدریس، بهره مندی از معلمان و اساتید برتر، افزایش ارتباط مدارس با خانه و جوامع بود.
مقایسه اثربخشی داستان های برگزیده ایرانی و خارجی بر پرورش تفکر مراقبتی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
245 - 264
حوزههای تخصصی:
هدف: تفکر مراقبتی با تأکید بر ارزش ها و عواطف منجر به رشد اخلاقی و اجتماعی دانش آموزان می شود. از این رو پژوهش حاضر به مقایسه اثربخشی داستان های ایرانی و خارجی گروه سنی «ج» بر تفکر مراقبتی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی پرداخته است. روش: پژوهش با روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون-پس آزمون در سال 1404-1403 در شهر اصفهان اجرا شد. 90 دانش آموز به روش خوشه ای مرحله ای انتخاب و در گروه آزمایش با مداخله داستان های ایرانی، گروه آزمایش با مداخله داستان های خارجی، و گروه کنترل قرار گرفتند. مداخله در گروه های آزمایش طی 10 جلسه انجام شد. داده ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون با پرسشنامه تفکر مراقبتی هدایتی (1397) جمع آوری و با تحلیل کوواریانس چندمتغیره در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: مداخله مبتنی بر داستان های ایرانی و خارجی تفاوت معناداری در تقویت تفکر مراقبتی کلی ایجاد نکرد. آزمون اثرات بین آزمودنی نیز تأیید کرد که مؤلفه های تفکر مراقبتی بین گروه های داستان های ایرانی و خارجی تفاوت معناداری ندارند. نتیجه گیری: داستان های ادبی ایرانی و خارجی به عنوان محرک های مؤثر در حلقه های کندوکاو فلسفی جایگاه ویژه ای دارند و با افزودن فعالیت ها و تمرین های مناسب می توان از این منابع در برنامه فبک استفاده نمود.
The perceptions of Iranian EFL teachers towards the effect of incorporating different task types on their learners’ oral interaction(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۵, Issue ۳ , ۲۰۲۴
32 - 53
حوزههای تخصصی:
There are different task types to improve oral production. The present study investigated the perceptions of Iranian EFL teachers towards the efficiency of incorporating different task types on their learners’ oral interaction. The research was performed through the use of qualitative content analysis by using semi-structured interview data. The interview protocol was developed following discussions with experts in the field and previous research. The first group of participants included six Iranian female English teachers selected through convenience sampling. This group was interviewed for the purpose of extracting their perceptions of different task types and the effect of task types on the oral interaction before and after the study. The second group included 120 EFL learners who were recruited using convenience sampling. The researchers transcribed the audio-recorded interview data verbatim for data analysis. Subsequently, qualitative analysis was conducted on the transcriptions of interviews using coding procedures such as open coding, axial coding, and selective coding to recognize recurring patterns, themes, categories, and sub-categories within the collected data. The findings indicated that EFL teachers held highly positive perceptions regarding various forms of form-focused and meaningful tasks, as well as their impact on the oral interaction of EFL learners. This shows that teacher’ familiarity with and practice of different types of form focused and meaningful tasks have changed their perceptions of the effectiveness of various task types. Given that oral interaction in general is considered as a big achievement and advantage for EFL learners, it can be concluded that different form focused and meaningful tasks can provide EFL learners with competitive advantages in comparison to their counterparts at homogenous conditions.
تحلیلی بر نظام تهیه و تدوین مطالب آموزشی در آموزش دین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با استفاده از الگوی تحلیل محتوای آموزشی ماسوهارا (2013)، به ارزیابی کتاب درسی «دین و زندگی» پایه دهم، که در دبیرستان های ایران برای آموزش تعلیمات اسلامی مورد استفاده قرار می گیرد، پرداخته است. هدف پژوهش بررسی اهداف، فعالیت های آموزشی/یادگیری و تعیین میزان انطباق فعالیت های آموزشی/یادگیری این کتاب با فلسفه آموزشی اعلام شده آن، که بر رشد اخلاقی، پژوهش عقلانی، و یادگیری دانش آموز-محور مبتنی بر تعالیم اسلامی تأکید دارد، بود. تحلیل در دو مرحله انجام شد: ارزیابی بیرونی که بر پیام های مقدماتی خطاب به معلمان و دانش آموزان تمرکز داشت، و ارزیابی درونی که فعالیت های منتخب آموزشی/یادگیری را از منظر طراحی، نیازهای شناختی، و هدف آموزشی مورد بررسی قرار داد. به منظور اطمینان از پایایی علمی تحلیل، دو معلم با تجربه در حوزه تعلیمات دینی به طور مستقل ۲۰ درصد از داده ها را بررسی کرده و تشخیص محققان را تایید کردند. یافته ها نشان دهنده درجه بالایی از همسویی میان اهداف مورد نظر کتاب درسی و فعالیت های آموزشی/یادگیری آن است. فعالیت های آموزشی/یادگیری شامل تحلیل متون دینی، تدبرات شخصی، استدلال اخلاقی، و مطالعه تجربی هستند—عناصری که همگی در راستای پرورش جهان بینی اسلامی منسجم و شکل گیری کنشگری اخلاقی در دانش آموزان نوجوان قرار دارند. در انتها کاربردهای آموزشی گوناگونی مطرح گردید.
تجربه زیسته دانش اموزان از تدریس معلمان تازه خدمت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
179 - 206
حوزههای تخصصی:
نومعلمان می توانند در کنار فرصت های زیادی که در زمینه تدریس برای دانش آموزان ایجاد کنند، همواره با چالش هایی نیز در این زمینه مواجه باشند که نیاز است مورد بررسی قرار گیرد. به همین منظور این پژوهش با هدف بررسی تجربه زیسته دانش آموزان از تدریس نومعلمان و در چارچوب روش پژوهش کیفی و طرح پدیدار شناسی اجرا شد. شرکت کنندگان در این پژوهش 20 نفر از دانش آموزان پایه پنجم و ششم ابتدایی انتخاب شدند که معلمان آن ها اولین سال تدریسشان بود که به شیوه هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبه های نیمه ساختار یافته شرکت کردند. تحلیل مصاحبه ها با استفاده از الگوی کلایزی انجام شد. یافته های پژوهش به شناسایی 55 کد و 4 مقوله تعامل نو معلمان با دانش آموزان، طراحی و اجرای فرصت های مناسب تدریس، چالش های تدریس و راهکارها منجر گردید. بر اساس یافته های پژوهش پیشنهاد می شود دوره های آموزشی مدیریت کلاس درس و برنامه ریزی تدریس برای معلمان برگزار شود و همچنین این معلمان از تجارب معلمان قدیمی تر بهره مند شوند و نومعلمان باید به طور مستمر تمرین کنند و با مرور تجربیات خود، نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنند تا بتوانند بهبود یابند. این تمرینات می تواند شامل تدریس نمونه، مشاهده تدریس دیگران و تحلیل تدریس های خود باشد.
ارائه الگوی دانش فرهنگی مبتنی بر بوم معلمان مقطع ابتدایی استان کرمان؛ یک مقاله کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق ارائه الگوی دانش فرهنگی مورد نیاز معلمان مقطع ابتدایی استان است. رویکرد پژوهش کیفی و از روش گرندد تئوری استفاده شد. میدان پژوهش شامل اساتید دانشگاه فرهنگیان کرمان، معلمان ابتدایی استان است. در این پژوهش به منظور دستیابی به اطلاعات عمیق ، با 13 نفر ازافراد صاحب اطلاع مصاحبه بعمل آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات در نرم افزار Maxqda و از طریق مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای سنجش پایایی الگوی طراحی شده از محاسبه پایایی شاخص ثبات استفاده شد که این شاخص برابر 80 درصد شد و پایایی کدگذاری تایید شد. نتایج تحقیق 94 کد باز از میان 282 مفهوم و 20 مقوله اصلی از یافته ها منجر شد. مقوله ها شامل شناخت ادبیات بومی، شناخت جامعه محلی، شناخت تاریخ و جغرافیای محلی، شناخت شیوه های کسب و کار محلی، شناخت هنر های بومی، شناخت بازی ها و سرگرمی های محلی، شناخت غذاهای بومی و تاثیر آن در مزاج و یادگیری، شناخت صنایع دستی، بومی گزینی معلمان، الزامات قانونی، مذهب، آداب و رسوم، برنامه درسی متمرکز و حجم زیاد محتوا، مدرنیزاسیون و فرهنگ بومی، توسعه دانش و مهارت معلمان در زمینه طراحی درسی بومی و اجرای ان، اختصاص دوره ضمن خدمت ، مهارت معلمان در شناخت و استفاده از لهجه محل خدمت و استفاده از آن، حفظ و توسعه فرهنگ بومی، هویت یابی فرهنگی تاریخی و اثربخشی فرایند یاددهی یادگیری است. در نهایت، الگوی دانش فرهنگی معلمان مقطع ابتدایی استان کرمان استخراج شد.
تحول در دانش حرفه ای معلمان با ظهور هوش مصنوعی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: علیرغم نقش مهم معلمان،اطلاعات کمی در مورد دانش معلم برای استفاده از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در آموزش وجود دارد. همینطور، تحقیقات کمی در مورد سنجش دانش حرفه ای معلمان برای آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی وجود دارد. علاوه بر این، ملاحظات و ارزیابی های اخلاقی در مورد هوش مصنوعی هنوز از دیدگاه معلم مورد بررسی قرار نگرفته است. بنابراین، درک کمتری از نحوه تفسیر و ارزیابی معلمان تصمیمات مبتنی بر هوش مصنوعی وجود دارد. در نهایت، شواهد تجربی محدودی وجود دارد که توضیح می دهد چگونه مهارت های آموزشی معلمان برای استفاده از هوش مصنوعی با ارزیابی اخلاقی آن ها مرتبط است. با توجه به این شکاف ها، هدف از این تحقیق آشکار ساختن دانش معلمان برای استفاده از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای آموزش مؤثر بر اساس TPACK است. ارزیابی تصمیمات توسط ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی به مؤلفه دانش متفاوتی از دانش آموزشی نیاز دارد. ما ارزیابی اخلاقی را به عنوان یک مؤلفه دانش متمایز برای ارائه دیدگاهی قابل درک و صریح مورد بررسی قرار دادیم. در مطالعه حاضر، TPACK با ارزیابی های اخلاقی ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی گسترش یافت. به عبارت دیگر، ما سعی کردیم دانش اخلاقی را که معلمان باید برای ادغام اخلاقی ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی داشته باشند، شناسایی کنیم.روش ها : رویکرد پژوهش کیفی و روش به کار رفته سنتزپژوهی وابزار مورد استفاده چک لیست است .روش تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس کدگذاری اشتراوس وکوربین، کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفته است. جامعه پژوهش،کلیه پژوهش ها و اسناد علمی در قالب مقالات و پایان نامه ها در بازه زمانی 2024-2014 و برای مقالات داخلی بازه زمانی 1398-1402 است. در نهایت، پس از غربالگری های صورت گرفته 59 منبع به صورت مستقیم مورد استفاده قرار گرفته است. یافته ها: یافته ها نشان دادند که معلمان به عنوان محور اصلی اجرای سیاست های برنامه درسی، در مواجهه و تعامل با هوش مصنوعی نیازمند تحول در دانش،مهارت و نگرش و کسب شایستگی های ویژه هستند. در پژوهش حاضر تحول در دانش حرفه ای معلمان با ظهور هوش مصنوعی در قالب چارچوب TPACK تعیین شده است و از آنجا که از شرایط تعامل موفق با هوش مصنوعی درک مسائل اخلاقی این فناوری است، بحث اخلاق نیز با معرفی TEPCK مورد تاکید قرار گرفته است. تحول در اموزش معلمان با ظهور هوش مصنوعی در 8 مولفه ی " دانش فناوری هوش مصنوعی"،" مهارت های عملیاتی"،" دانش پداگوژیکی هوش مصنوعی"،" دانش محتوایی هوش مصنوعی"،" دانش محتوایی هوش مصنوعی"،" مهارت های تحلیلی و انتقادی"،" دانش اخلاقی و حقوقی"،" مهارت های ارتباطی"و" توسعه حرفه ای مداوم"شناسایی شده است. نتیجه گیری: توانایی های هوش مصنوعی در آموزش به طور کامل مورد استفاده قرار نگرفته است. برای ادغام موثر هوش مصنوعی در آموزش، دانش فنی و آموزشی ویژه معلمان هوش مصنوعی ضروری است .علاوه بر این، به دلیل مسائل اخلاقی جدید ناشی از هوش مصنوعی، معلمان نیز باید دانش ارزیابی تصمیمات مبتنی بر هوش مصنوعی را داشته باشند. هیچ یک از مطالعات قبلی تاکنون دانش معلم را برای استفاده آموزشی و اخلاقی از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی بررسی نکرده است. با در نظر گرفتن این شکاف، ضمن به روز رسانی TPACK معلمان برای تعامل با هوش مصنوعی، به جنبه های اخلاقی نیز پرداخته شد.
طراحی برنامه درسی فعالیت های فوق برنامه دانشگاه فرهنگیان؛ یک مطالعه داده بنیاد
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
64 - 82
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی برنامه درسی فعالیت های فوق برنامه برای دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. در مسیر انجام پژوهش، از رویکرد کیفی و روش داده بنیاد (گراندد تئوری) استفاده شده است. به این منظور، داده ها با روش کیفی داده بنیاد جمع آوری و تحلیل شدند. حجم مشارکت کنندگان شامل 20 نفر از متخصصان و صاحب نظران در زمینه برنامه درسی و جامعه شناسی و اساتید دانشگاه فرهنگیان بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده که داده های گردآوری شده از طریق روش کدگذاری اشترواس و کوربین تحلیل شد. تعیین روایی در پژوهش حاضر با استفاده از ضریب لاوشه و پایایی آن با استفاده از ضریب هولستی انجام شد که مقدار ضریب هولستی 0.99 به دست آمد که نشان از اعتبار داده های پژوهش حاضر می باشد. یافته ها نشان داد که الگوی برنامه درسی فعالیت های فوق برنامه دانشگاه فرهنگیان شامل 5 بعد و 27 مؤلفه و 239 شاخص می باشد. از جمله مؤلفه های این مدل می توان به محتوای آموزشی، مهارتی، کاربردی، فعالیت های حرفه ای، فعالیت های معلم محور و فعالیت های مشارکتی، انواع فوق برنامه و طراحی فوق برنامه، ارزشیابی مشاهده محور، مهارت محور و کتبی، همچنین راهبردهایی نظیر برنامه های فرهنگی و امکانات و تجهیزات و فعالیت های آموزش محور، فعالیت های تکمیلی، فعالیت های علاقه محور، مدیریت زمان و ساعت فرهنگی، جایگاه فوق برنامه و فضای فوق برنامه اشاره نمود.
رویکرد فراترکیب به الزامات اثربخشی درس کارآموزی رشته های فنی- مهندسی
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
101 - 119
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی الزامات اثربخشی درس کارآموزی رشته های فنی- مهندسی می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، در زمره پژوهش های کیفی و از نوع فراترکیب بوده که با استفاده از روش هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو انجام شده است. منابع گردآوری داده ها، پنج پایگاه داده خارجی و دو پایگاه داده فارسی بوده است. در ابتدا 27 منبع استخراج شدند که با استفاده از الگوی غربال گری و حذف عناوین نامرتبط، چکیده های نامرتبط و سپس متون نامرتبط نهایتاً سیزده منبع پژوهشی مرتبط، مبنای تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش شش پایگاه داده به زبان انگلیسی شامل اسکوپوس، امرالد، ساینس دایرکت، اشپیرینگر، وب آف ساینس برای مطالعات خارجی و دو پایگاه داده به زبان فارسی شامل «پایگاه نشریات کشور» و «پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی» انتخاب شدند. برای جست وجوی مقالات در این پایگاه ها از واژه های کلیدی « کارآموزی » ، « فنی- مهندسی » استفاده و مقالات مرتبط در بازه زمانی سال های 2018 تا 2022 جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون انجام شد که نتیجه آن استخراج مدل مشتمل بر سه مضمون سازمان دهنده نقش فراگیران (توسعه حرفه ای و مسئولیت پذیری)، نقش سازمان های اجتماعی (استانداردسازی فعالیت های آموزش مهندسی و پاسخ به تقاضاهای شغلی) و نقش اساتید (سازماندهی و برنامه ریزی مهندسی و طراحی محیط های واقعی کارآموزی) می باشد. اعتبار داده ها با استفاده از تکنیک های اعتبارپذیری، انتقال پذیری و هم سوسازی داده ها و اعتمادپذیری به داده ها نیز با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و هم سوسازی پژوهش گران تائید گردید. به طور کلی، نتایج نشان داد که هم دوره کارآموزی و هم تحصیلات دانشگاهی به توسعه مهارت های دانشجویان مهندسی کمک می کند.
مروری کیفی بر ویژگی های عناصر اصلی برنامه درسی پروژه محور و اعتبارسنجی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
67 - 98
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی ویژگی های عناصر برنامه درسی پروژه محور، طراحی و اعتباربخشی الگوی آن با رویکرد کیفی و روش پژوهش اسنادی، تحلیل محتوای کیفی و روش تحلیلی-استنتاجی انجام شد. جهت شناسایی و استخراج مضامین برنامه درسی، از اسناد برنامه درسی مبتنی بر پروژه و دیدگاه های متخصصان برنامه درسی استفاده شد. روش تحلیل داده ها، توصیف مبانی و تحلیل و استنتاج نظری بود. مضامین ناظر بر اهداف برنامه درسی، بر ارتقا مهارت های تفکر و ایجاد یادگیری مادام العمر و پرورش دانش علمی و عملی همراستا با زندگی واقعی متکی است. در زمینه محتوا بر غنا و فعالیت محوری و سازماندهی تلفیقی آن؛ در راهبردهای یاددهی-یادگیری بر استفاده از روش های پژوهش و اکتشاف گروهی و حل مساله تأکید شد. استفاده از ارزشیابی مستمر و متنوع و روش های فرآیندمدار، چندگانه و مبتنی بر عملکرد در ارزشیابی مورد توجه این الگو بود. روایی الگوی پیشنهادی با استفاده از فرمول نسبت روایی محتوا و جدول لاوشه مورد بررسی و تایید قرار گرفت.
اولویت بندی اهداف برنامه درسی آموزش از راه دور اضطراری
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر اولویت بندی اهداف برنامه درسی در آموزش از راه دور اضطراری از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه پیام نور استان فارس می باشد. در این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی با رویکرد آمیخته بهره گرفته شد. در همین راستا ابتدا پس از مصاحبه با 12متخصص موضوعی و اشباع داد ها، پرسشنامه محقق ساخته با روایی محتوایی و پایایی(الفای کرونباخ=94/0) تهیه شد و به صورت الکترونیکی در اختیار اساتید قرار گرفت. نمونه گیری این پژوهش در بخش کیفی به صورت هدفمند و در بخش کمی به صورت تصادفی ساده بوده و تعداد 109 نفر پاسخگوی آن بودند. برای اولویت بندی اهداف در پرسشنامه از آزمون فریدمن و برای تجزیه و تحلیل بخش کیفی از رویکرد تحلیل محتوا استفاده گردید.نتایج پژوهش نشان داد که تنظیم و نظم دهی کتابهای درسی، آزمون ها و هماهنگ سازی آنها با چارچوب های ارائه شده، توجه به نیازهای جامعه، در اولویت قرار دادن و پیاده سازی فناوری های اطلاعات و ارتباطات برای کمک و تسهیل در یادگیری باید در اولویت قرار گیرند. با توجه به اینکه میانگین تمام گویه ها از میانگین فرضی 4 بیشتر بوده تمام اهداف برای تبیین برنامه درسی جدید مهم می باشند. نتایج پژوهش بیانگر این موضوع است که برای تبیین اهداف برنامه درسی باید متناسب با نیازهای جامعه اقدام کرد و اهداف را به مسیری سوق داد که بتوان مهارت های فناورانه اساتید و دانشجویان را تقویت نمود. علاوه براین، با تدوین اهداف مناسب،گام موثری در برای دست یابی به مهارت های قرن 21 برداشت.
شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های اصلی ارزیابی کیفیت برنامه درسی کارورزی نظام تربیت معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های اصلی ارزیابی کیفیت برنامه درسی کارورزی نظام تربیت معلم بود.روش ها: روش پژوهش با رویکرد آمیخته از نوع (کیفی – کمی) بود. اطلاعات مورد نیاز به صورت هدفمند از 28 مقاله مستخرج از پایگاه های معتبر علمی داخلی (1390- 1400) و خارجی (1997-2021) و بر اساس معیارهای کیفی ورود و خروج به مطالعه، گردآوری شدند. تحلیل داده ها در بخش کیفی با الگوی هفت مرحله ای کوربین و اشتراوس (2008) و کدگذاری باز، محوری و انتخابی، و در بخش کمی به منظور تعیین میزان اهمیت و اولویت ابعاد و مؤلفه های به دست آمده با روش آنتروپی شانون انجام شد. قابلیت اعتبار و اطمینان داده ها به ترتیب با روش بازخورد همتایان و توافق بین کدگذاران و آزمون کاپای کوهن انجام گرفت.یافته ها: یافته ها در بخش کیفی در 145 شاخص، 22 بُعد و 5 مؤلفه اصلی: "سازوکارهای سیاستی و راهبردی"، "شایستگی های تخصصی و عمومی راهنمایان کارورزی"، "سازوکارهای مدیریت و رهبری امور کارورزی"، "سازوکارهای تحول و بهسازی امور کارورزی" و "دستاوردهای عملکردی" و در سه سطح مؤلفه های سیاست گذاری، کارکردی و پیامدی مقوله بندی و ارائه شدند. بر اساس نتایج آزمون آنتروپی شانون مؤلفه های اصلی؛ سازوکارهای مدیریت و رهبری امور کارورزی، شایستگی های تخصصی و عمومی راهنمایان کارورزی، سازوکارهای تحول و بهسازی امور کارورزی، سازوکارهای سیاستی و راهبردی، دستاوردهای عملکردی از اولویت اول تا پنجم برخوردار بودند.نتیجه گیری: چارچوب نظری ارزیابی کیفیت برنامه درسی کارورزی، ابزار علمی مناسبی برای برنامه ریزی توسعه کیفیت برنامه درسی کارورزی نظام تربیت فراهم می سازد.
تحلیل محتوای کتاب های زبان انگلیسی دوره اول متوسطه بر اساس فرمول خوانایی Fog
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی کتاب های زبان انگلیسی دوره متوسطه اول بر اساس فرمول خوانایی Fog در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ صورت گرفته است. روش ها : به همین منظور از تحلیل محتوای کمی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کتب زبان انگلیسی سه پایه مقطع متوسطه اول بوده است که تمامی حجم جامعه مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار پژوهش هم شامل سیاهه تحلیل محتوا بر اساس روش خوانایی Fog است که در سه بخش تعداد جملات، تعداد لغات و تعداد لغات چندسیلابی هر کتاب قرار گرفت . واحد تحلیل در متون و درک مطلب، لغت قرار گرفت. یافته ها:یافته ها نشان داد که میزان درجه دشواری متون و درک مطلب در سه پایه به ترتیب پایه هفتم ۴.۸۹، پایه هشتم ۷.۰۹ و پایه نهم ۸.۹۵ می باشد که این میزان حاکی از آن است که کتاب پایه هفتم دارای درجه دشواری پایین تر از حد مطلوب و پایه های هشتم و نهم دارای درجه دشواری ایده آل و متوسط برای زبان آموزان مبتدی هستند. همچنین نتایج بیانگر این است که بیشترین تعداد لغات به ترتیب در پایه های هفتم با ۳۹.۳۶ درصد، پایه نهم با ۳۱.۷۹ درصد و پایه هشتم با ۲۸.۸۵ درصد وجود دارد. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که یکی از عوامل ضعف و ناتوانی دانش آموزان در خواندن و فهمیدن متون در سطوح بالاتر به خاطر ساده بودن بیش از حد مطالب در متوسطه اول می باشد.
بررسی تطبیقی دوره کارورزی دانشگاه فرهنگیان (ایران) و مراکز تربیت معلم فنلاند
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف از پژوهش حاضر، مطالعه تطبیقی دوره کارورزی در دانشگاه فرهنگیان ایران با دانشگاه های تربیت معلم فنلاند است زیرا کیفیت تربیت معلمان به میزان زیادی وابسته به کیفیت برگزاری دوره کارورزی و میزان اهمیت به این دوره می باشد. روش ها : به این منظور با استفاده از روش تطبیقی، تفاوت و شباهت های دوره کارورزی دو کشور بررسی شد. اطلاعات مورد نیاز برای پاسخگویی به پرسش ها از طریق وب سایت رسمی مجموعه های تخصصی، منابع کتابخانه ای و هم چنین اسناد رسمی، مقالات معتبر در دو کشور گردآوری شد. پژوهش از نظر ماهیت کیفی و از نظر روش اجرا تطبیقی و توصیفی است. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشگاه های فرهنگیان دو کشور ایران و فنلاند که دوره کارورزی را ارائه می دهند، بود. یافته ها: مقایسه کارورزی این دو دانشگاه در دو بعد ویژگی های دوره کارورزی و محتوای برنامه درسی انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که از نظر دوره های کارورزی تمام وقت، شباهت هایی بین دو کشور وجود دارد اما برنامه کارورزی این دو کشوربه لحاظ ساختار و سرفصل های برنامه درسی متفاوتند. تعداد دوره های کارورزی در فنلاند و ایران مشابه یکدیگر هستند. همچنین در هر دو کشور دوره کارورزی رویکردی مشابه دارد. اما بین نظام تربیت معلم فنلاند با ایران در مواردی همچون میزان واحدهای کارورزی، اهداف، طول دوره (ساعت وترم)، مکان تفاوت هایی اساسی وجود دارد. نتیجه گیری: یافته های تحقیق نشان می دهد که از نظر دوره های کارورزی تمام وقت، شباهت هایی بین دو کشور وجود دارد. یافته های پژوهش حاضر می تواند به تصمیم گیران و برنامه ریزان نظام تربیت معلم ایران در رفع نقیصه های احتمالی موجود در اجرای دوره های کارورزی در دانشگاه فرهنگیان کمک کند.
تاثیر آموزش برنامه درسی کار و فناوری مبتنی بر تفکر طراحی بر شایستگی هیجانی_ اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
172 - 145
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش برنامه درسی کاروفناوری با تاکید بر رویکرد تفکر طراحی بر شایستگی های هیجانی_ اجتماعی دانش آموزان دختر انجام شد. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهرستان بهارستان در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. از میان اعضای جامعه 40 نفر به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش کار و فناوری مبتنی بر تفکر طراحی قرار گرفت و گروه کنترل آموزشی ندید. داده ها با پرسشنامه شایستگی هیجانی_اجتماعی جمع آوری و با روش آزمون تحلیل واریانس چندگانه ترکیبی در نرم افزار Spss23 تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که میانگین نمرات شایستگی های هیجانی_اجتماعی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، در مرحله پس آزمون افزایش معناداری داشته است. با توجه به یافته های به دست آمده از اجرای برنامه آموزشی برنامه درسی کار و فناوری مبتنی بر تفکر طراحی و افزایش معنادار نمرات شایستگی هیجانی اجتماعی دانش آموزان در مرحله پس آزمون می توان گفت که برنامه مذکور اثربخش بوده است. به عبارت دیگر آموزش برنامه درسی کار و فناوری مبتنی بر تفکر طراحی باعث افزایش خرده مؤلفه های شایستگی هیجانی_ اجتماعی (خودآگاهی، تصمیم گیری مسئولانه، روابط بین فردی، آگاهی اجتماعی و خود مدیریتی) در دانش آموزان دختر شد (05/0p<). در نهایت با استفاده از رویکرد تفکر طراحی فرد می تواند از قابلیت های فردی و شرایط محیطی خود استفاده مؤثری کند و به خوبی می تواند این قابلیت ها و توانایی ها را توسعه دهد.