ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۸۱ تا ۲٬۳۰۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
۲۲۸۱.

سیر آینده حاکمیت فناوری در آموزش عالی ایران: رویکردی فراترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۵۱
هدف از این پژوهش بررسی مؤلفه های آینده پژوهی حکمرانی فناوری در آموزش عالی ایران مبتنی بر روش فراترکیب است. این پژوهش از نظر نوع داده کیفی، با رویکرد استقرایی و به روش فراترکیب و با استفاده از الگوی سندلوسکی و باروست انجام شده است. ازاین رو جامعه مورد بررسی پژوهش ۵۰ مقاله چاپ شده معتبر داخلی بوده است که از سال ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۲ در مجلات علمی و همایش های معتبر داخلی چاپ شده اند. واحد تحلیل باتوجه به مقیاس دقت، اصالت و نو بودن پژوهش ها ۲۰ مقاله انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار تحلیل کیفی استفاده شده است. بر اساس تحلیل های صورت گرفته ۸۹ کد حاصل شد که در قالب چهار مضمون اصلی آینده فناوری، فناوری در آموزش عالی ایران، آینده پژوهی آموزش عالی و چیستی آینده پژوهی سازمان دهی شدند. نتایج تحلیل ها حاکی از آن است که پژوهش های داخلی در آینده پژوهی فناوری در آموزش عالی بر مؤلفه فرا دانشگاهی متمرکز هستند که مرتبط با حضور دانشگاه در فضای متاورس است و نیز مؤلفه تغییرات آموزش عالی در همه جوانب است. همچنین یافته ها نشان می دهد که تحقیقات آینده پژوهی فناوری آموزش عالی ایران، الزامات بیرونی و داخلی را برای آینده مشخص می کند. از نظر بیرونی، این الزامات شامل دگرگونی هایی در حاکمیت، زیرساخت ها، نرم افزار، فناوری و دنیای طبیعی است. در الزامات درونی آن ها شامل چالش های درون دانشگاهی، استقلال دانشگاه، گسترش دسترسی و کیفیت و مشارکت ذی نفعان می شوند. به طور قابل توجهی، این تحلیل تمرکز بر مؤلفه برون دانشگاهی، از جمله حضور دانشگاه ها در متاورس و نیاز به تغییرات جامع را برجسته می کند.
۲۲۸۲.

راهبردهای معلمان برای مقابله با کمبود/عدم مشغولیت رفتاری دانش آموزان در کلاس درس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۰۹
عدم مشغولیت رفتاری دانش آموزان در کلاس درس، یکی از دغدغه های مهم همه معلمان بوده است. پژوهش حاضر به بررسی راهبردهای مورد استفاده معلمان به منظور برخورد با عدم مشغولیت شاگردان و بهبود آن می پردازد. روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، از نوع کیفی بنیادین است. به این منظور، تعداد 109 دبیر از شهرستان های مختلف غرب مازندران در این تحقیق شرکت داده شدند. برای گردآوری داده ها از پاسخ های مکتوب شرکت کنندگان به 16 موقعیت فرضی استفاده شد. داده ها با روش تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پس از کدگذاری اولیه و استخراج راهبردها، هشت دسته کلی راهبرد، شناسایی شدند. در این راستا، پاسخ های کیفی نیز به داده های کمّی تبدیل شدند تا امکان شمارش و مقایسه کمّی میزان به کارگیری راهبردها نیز فراهم شود. برای تحلیل داده ها از الگوی استانکه و بلومکه[1] (2021) استفاده شد و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2022 انجام گرفت. یافته ها نشان داد که معلمان از سه دسته راهبرد مدیریت رویه آموزشی، تشویق و تأکید بر نقاط قوت و تحمیل مشغولیت، بیش از سایرین بهره می برند. همچنین مقایسه میان راهبردهای ترجیحی معلمان بر حسب سابقه و تجربه ایشان نیز نشان داد که در عین وجود اشتراکات محسوس، با افزایش تجربه معلمان، تغییرات معناداری در نحوه مواجهه آن ها با عدم مشغولیت رفتاری دانش آموزان به وجود می آید. بر اساس یافته ها، به معلمان توصیه می شود با بهره گیری از تجارب همکاران باسابقه خود، راهبردهای غیرمستقیم را که اغلب نیاز به زمان و شکیبایی بیشتری دارند مورد استفاده قرار دهند.
۲۲۸۳.

Comparing The Effectiveness Of Reverse Learning Model And Cooperative Learning On Students’ Belonging To The Secondary School(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۲۸
Today, with the virtualization of education, schools no longer have their former identity and the sense of belonging to the school among students is decreasing, so it is necessary to provide educational solutions to improve the sense of belonging to the school. Collaborative learning was carried out on belonging to the school of secondary school students. The present research method was semi-experimental in terms of practical nature and in terms of the intervention method. The research population was 60 second high school students of Sanandaj city, in two intervention groups and one control group. The research tools included reverse learning package (Mahmodi et al., 2023), GI cooperative learning package (Kazemi et al., 2022) and Brown and Evans (2002) sense of belonging to school questionnaire were used to analyze the effectiveness of the analytical test. Covariance was used. Based on the results of the educational intervention, the pattern of reverse learning and cooperative learning has a positive and significant effect on students' belonging to the school (sig<0.05). Also, the findings showed that there is a significant difference between teaching the reverse learning educational program and teaching based on cooperative learning on belonging to the school of students (sig <0.05). Reverse learning is more effective on belonging to the school than cooperative learning. Therefore, based on the results of education based on reverse learning, considering the increase of student involvement in class activities and strengthening the motivations of attending the classroom, it can be effective on belonging to the school of students.
۲۲۸۴.

شناسایی مسائل بغرنج در نظام مدیریت آموزش عالی کشور مبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۶۲
هدف: نظام مدیریت آموزش عالی کشور همواره با مسائل متعددی روبرو بوده که به آسانی قادر به مقابله با تمامی آن ها نیست. ازاین رو شناخت ماهیت مسائل در این حوزه، جهت ارائه کردن بهترین شیوه ی مدیریت و حکمرانی، ضرورت دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مسائل بغرنج در نظام مدیریت آموزش عالی کشور انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی بود که در سال 1402 با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه ی پژوهش شامل اساتید و خبرگان دارای تحصیلات آکادمیک مدیریت دولتی، مدیران اجرایی شاغل در وزارت عتف و پژوهشگران و کارشناسان خبره آموزش عالی بود، که نمونه گیری با استفاده از روش غیراحتمالی هدفمند، صورت گرفت. جمع آوری اطلاعات تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت و تعداد 15 مصاحبه ی فردی نیمه ساختاریافته انجام گرفت. جهت کدگذاری نیز از نرم افزار تحلیل داده های کیفی MAXQDA استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بحران هویت، کمّیت زدگی، تمرکزگرایی، پیچیدگی فرایندی و تنوع مراجع حکمرانی و قانون گذاری، ازجمله مسائل بغرنج در نظام مدیریت آموزش عالی کشور می باشند. نتیجه گیری: درنتیجه توجه عمیق به هریک از این مسائل از سوی مدیران نظام آموزش عالی کشور می تواند منجر به توسعه پایدار کشور، ارتقای کیفیت ارائه خدمات و کاهش هزینه های مربوط، افزایش شفافیت فرایندها و غیره گردد و به تبع آن چارچوب حکمرانی مناسب، جهت مواجهه با این گونه مسائل از جانب آن ها به کار گرفته شود.  
۲۲۸۵.

آسیب شناسی مسئولیت اجتماعی در پژوهش های محلی و منطقه ای اعضای هیئت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: تحلیل آسیب شناسانه ی مسئولیت اجتماعی اعضای هیئت علمی در حوزه ی پژوهشی و ارائه ی راهکارهای افزایش تناسب میان برون دادهای پژوهشی با نیازهای محلی و منطق ه ای. روش: انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 عضو هیئت علمی دانشگاه های شیراز، ایلام و یزد. روش نمونه گیری، نمونه گیری نظری بوده است. گردآوری داده ها تا اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل داده ها به روش تحلیل تماتیک انجام شده است. یافته ها: عوامل درون نهادی شامل مصلحت اندیشی پژوهشی، عدم باور به کارکرد حل مسئله، حمایت ناکافی آیین نامه های ارتقا و ترفیع از مسئولیت اجتماعی، کمّی گرایی و مقاله محوری، سرانه پژوهشی حداقلی و عوامل برون نهادی شامل پژوهش های بی مشتری، عدم استقبال از پژوهش های مبتنی بر نیاز، لابی گری پژوهشی، نبود نهادهای بینابینی، ضعف اعتماد متقابل دانشگاه و جامعه، لوکس و حاشیه ای بودن پژوهش، عدم جامعیت در اسناد بالادستی، عدم شایسته سالاری در انتصابات، رفتار غیرحرفه ای کارفرما، عدم اعتماد صنعت به توان داخلی، تمرکزگرایی، عدم مرجعیت دانشگاه در حل مسائل جامعه و بانک اطلاعاتی ناقص. نتیجه گیری: با تأمین بودجه و تزریق اعتبارات مالی، ایجاد میزهای مشترک دائمی و اجتماعات علمی متشکل از پژوهشگران بومی و سیاست گذاران، تجدیدنظر در سیاست های ترفیع و تشویق اعضای هیئت علمی، بازبینی در فهم از علم و جهان بومی سازی، تقویت گروه های پژوهشی بین رشته ای، ماموریت گرایی دانشگاه ها، شایسته سالاری در انتصابات مدیران و نظارت قوی و جلوگیری از زدوبندهای پژوهشی می توان پایبندی به مسئولیت اجتماعی پژوهشی اعضای هیئت علمی را در راستای پاسخ گویی به نیازها و چالش های محلی و منطق ه ای به سطح مطلوبی افزایش داد.
۲۲۸۶.

ارزیابی برنامه درسی دوره کارشناسی رشته بهداشت عمومی بر اساس سیاست های کلی سلامت ابلاغی مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
از آنجا که برنامه درسی آموزش عالی یکی از زیرنظام هایی است که نقش اساسی در متحول شدن آموزش عالی و جامعه دارد؛ رویکرد سیاستگذاران برنامه درسی در حوزه سلامت نقش بسیار مهمی در تحول و اصلاح برنامه سلامت عمومی در چارچوب اجرای پوشش همگانی سلامت دارد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی، کمّی و پیمایشی است که با ابزار پرسشنامه محقق ساخته، به ارزیابی برنامه درسی دوره کارشناسی بهداشت عمومی بر اساس اهداف تدوین شده در سیاست کلی سلامت پرداخت. در این پژوهش اعضای هیأت علمی دانشکده های بهداشت در دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران، جامعه آماری را تشکیل داده اند و نمونه گیری مطرح نبود. یافته ها حاکی از آن است که در ارزیابی گویه های پرسشنامه محقق ساخته در حیطه دروس علوم پایه، هدف اقدام روش تدریس فناورانه %4/42 و چهار گروه درسی دیگر سلامت و آموزش بهداشت، بیماری شناسی، مدیریت در برنامه ریزی بهداشتی و مهارت آموزی بهداشتی را به ترتیب با %6/40، %4/48 و %6/51 در هدف تعامل بین طب نوین و سنتی کمترین امتیازدهی را کسب کردند. گروه درسی علوم پایه در تمام حیطه های پنجگانه اهداف پژوهش امتیاز کم را به خود اختصاص داده و گروه درسی بیماری شناسی در حیطه هدف مطلوبیت برنامه درسی در 3 سطح دانش، نگرش و عملکرد با %9/90 امتیاز زیاد (خیلی زیاد، زیاد) بیشترین امتیاز را کسب نموده است. نتایج پژوهش حاضر با برقراری پیوند بین اصول برنامه درسی و سیاستگذاری های سلامت و ارتقای آن، می تواند گام جدید و مؤثری در مطالعات حوزه ارزیابی برنامه درسی رشته بهداشت عمومی باشد.
۲۲۸۷.

پیشنهاد الگویی برای ارتقاء مهارت های زندگی دانشجویان: بر اساس یک پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۴۵
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی ارتقاء مهارت های زندگی دانشجویان و طراحی مدل جامع انجام شده است. روش پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی صورت گرفت. در بخش کیفی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 16 نفر از اعضاء هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی به شیوه نمونه گیری هدفمند تا مرزاشباع نظری مطالعه به عمل آمد. ابزار بخش کمّی، پرسشنامه محقق ساخته براساس یافته های بخش کیفی بود. تایید روایی محتوای پرسشنامه از دیدگاه اساتید، روایی سازه از تحلیل عاملی تاییدی و پایایی ابزار به شیوه پایایی ترکیبی انجام شد. تحلیل داده ها در بخش کیفی، با استفاده از تحلیل محتوای استقرایی و کدگذاری در سه سطح باز، محوری و انتخابی انجام شد. در بخش کمّی، جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران در سال تحصیلی 1401 به تعداد 139701 نفر بودند که تعداد 424 نفر بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. تحلیل داده های بخش کمّی به روش تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاری صورت گرفت. براساس یافته های تحقیق؛ چهار بعد محیط آموزشی، ویژگی های استادان، آموزش و یادگیری مهارت ها و توسعه مهارت های فردی با چهارده مؤلفه در طراحی مدل منظور گردیدند. نتیجه شاخص نیکویی برازش نیز نشان داد عملکرد کلی الگوی ارائه شده از کیفیت مناسبی برخوردار است. این مدل می تواند در برنامه ریزی های آموزشی، دانشجویی و فرهنگی دانشگاه مفید باشد و به ارتقاء مهارت های زندگی دانشجویان کمک نماید. 
۲۲۸۸.

تأثیر بازخوردهای اصلاحی معلمان (کتبی، کلامی، تلاش محور و توانایی محور) بر تغییر سطح ابراز وجود، پیوند با مدرسه و ادراک از فضای آموزشی در درس عربی زبان قرآن برای دانش آموزان مقطع متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر بازخوردهای اصلاحی معلمان (کتبی، کلامی، تلاش محور و توانایی محور) بر تغییر سطح ابراز وجود، پیوند با مدرسه و ادراک از فضای آموزشی دانش آموزان مقطع متوسطه اول در درس عربی زبان قرآن در شهر نور بود. این پژوهش به صورت نیمه تجربی بود که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. نمونه پژوهش 40 آزمودنی بود که از می ان دان ش آم وزان پس ر مقطع متوسطه اول شهرستان نور استان مازندران به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش (دریافت بازخوردهای مبتنی بر مدل باتلر و وین) و گواه گمارده ش دند. در مرحله مداخله گروه آزمایش به مدت 10 هفته بعد از ارزشیابی های تکوینی، مبتنی بر مدل باتلر و وین بازخورد دریافت می کردند و گروه کنترل به طور سنتی بازخورد دریافت می کردند. داده های پژوهش با روش تحلیل کواریانس چندمتغیری تجزیه وتحلیل شدند. تحلیل داده ها به کمک نرم افزار (SPSS.21) انجام گرفت. یافته ها حاکی از آن بود که سطح ابراز وجود، پیوند با مدرسه و ادراک از فضای آموزشی گروه آزمایش در درس عربی زبان قرآن به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل افزایش یافته بود؛ بنابراین می توان گفت که ارائه بازخوردهای مبتنی بر مدل باتلر و وین می تواند در درس عربی مؤثر باشد و درصورتی که معلمان بعد از ارزشیابی های تکوینی از این مدل برای ارائه بازخورد استفاده کنند، می توانند سطح ابراز وجود، پیوند با مدرسه و ادراک از فضای آموزشی دانش آموزان را به طرز معنی داری افزایش دهند.
۲۲۸۹.

موانع و چالش های پیاده سازی هوش مصنوعی در نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۳۰۹
هدف:هوش مصنوعی (AI) به عنوان یکی از مهم ترین شاخه های فناوری اطلاعات، تحولی بنیادین در حوزه آموزش الکترونیکی ایجاد کرده است. استفاده از این فناوری در آموزش عالی با چالش هایی مواجه است. بنابراین این پژوهش به بررسی موانع و چالش های پیاده سازی هوش مصنوعی در نظام آموزش عالی می پردازد.روش شناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و زمینه بنیاد انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه با 14 متخصص فناوری آموزشی گردآوری و تحلیل داده ها با کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت.یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی 6 مقوله اصلی و 16 مقوله فرعی منجر شد. چالش های اصلی شامل کمبود تجهیزات پیشرفته، فیلترینگ و سرعت پایین اینترنت، موانع فرهنگی همچون مقاومت در برابر تغییرات، نبود قوانین مشخص و ضعف نظارت در ابعاد تقنینی، کمبود نیروی متخصص و نگرانی از تأثیر هوش مصنوعی بر مشاغل سنتی بود. علاوه بر این، عوامل ملی، بین المللی، خانوادگی و آموزشی نیز تأثیرگذار بودند. راهکارهای غلبه بر این موانع شامل تقویت زیرساخت ها و ارائه برنامه های آموزشی برای دانشجویان می باشد. پیامدهای این چالش ها می تواند به گسترش شکاف دیجیتال، محدودیت در رشد اقتصادی و ضعف در نوآوری منجر شود.نتیجه گیری و پیشنهاد ها: برای تسهیل پیاده سازی هوش مصنوعی در آموزش عالی، پیشنهاد می شود برنامه ریزی آموزشی شامل ارتقای زیرساخت ها، توسعه دوره های تخصصی، تغییر نگرش ها از طریق برنامه های ترویجی، تدوین قوانین حمایتی و گسترش همکاری های ملی و بین المللی باشد.نوآوری و اصالت: این پژوهش با تحلیل موانع فرهنگی، زیرساختی و تقنینی پیاده سازی هوش مصنوعی در آموزش عالی، راهکارهایی عملی برای تسهیل پذیرش این فناوری از طریق برنامه ریزی آموزشی ارائه می دهد.
۲۲۹۰.

نقد مبانی فلسفی انسان فرهیختل ترسیم شده در سند آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، نقد مبانی فلسفی انسان فرهیخته در آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران است. روش ها: برای دست یابی به این هدف، از روش فلسفی (تحلیل تفسیری، انتقادی و استنتاجی) بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج بررسی نشان داد که مبانی فلسفی تربیت در سند در بستر دینی؛ یعنی اسلام شکل گرفته است، درنتیجه، بنیان های نظری در تربیت انسان فرهیخته آموزه های دینی و قرآنی است. بررسی مبانی فلسفی تربیت نشان داد که تصویر انسان فرهیخته را نمی توان تنها ذیل مبحث مبانی انسان شناسی مشاهده کرد. این تصویر در سند در لابه لای مباحث حوزه های هستی شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی قابل بازیابی است. بسیاری از اهداف و ویژگی های اشاره شده در سند آموزش وپرورش در تربیت انسان فرهیخته، جنبه آرمانی داشته و تحقق آن ها در نظام آموزشی با توجه به امکانات آموزشی و پرورشی دشواراست. نتیجه گیری:  با توجه به این که مباحث اساسی مطرح شده در هریک از مبانی فلسفی انسان فرهیخته در چگونگی و نوع تربیت انسان فرهیخته دخیل هستند و بین مبانی فلسفی انسان فرهیخته و مؤلّفه های اساسی آن رابطه وجود دارد؛ لذا انتظار براین است که در مرحله بازنگری سند نقدهای مطرح شده مورد توجه قرار گیرد. این نقد می تواند یک سری دستاوردهایی را برای نظام آموزشی کشور داشته باشد؛ می تواند به مبانی فلسفی سند آموزش وپرورش قوام و استحکام بخشد و نقاط قوت آن را نشان دهد و اگر کاستی ها و خلأهایی در آن وجود داشته باشد در جهت برطرف کردن آن ها تلاش شود. 
۲۲۹۱.

ارائه مدل به منظور ارتقای تعامل والدین با مدرسه و نقش آن در پیشرفت آموزشی فرزندان: رویکردی آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۵۵
مشارکت والدین در تحقیقات پیشین مورد توجه قرار گرفته است، اما شناسایی مؤلفه هایی که موجب ارتقاء این رویکرد و پیشرفت تحصیلی فرزندان گردد کم تر بررسی شده است. هدف این پژوهش ارائه ی مدل به منظور ارتقای تعامل والدین در راستای پیشرفت تحصیلی فرزندان بود که با راهبرد ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی انجام شد. جامعه ی آماری، مدیران مدارس سه دوره تحصیلی ابتدایی، متوسطه ی اول و دوم بود و با نمونه گیری خوشه ای تعداد 535 نفر از مدیران انتخاب شدند. نمونه گیری بخش کیفی هدفمندوباتکنیک ملاک محور صورت گرفت. ابزار پژوهش بخش کیفی، مصاحبه ی باز با مشارکت کنندگان و بررسی اسناد کتابخانه ای و مدارک کلیدی آموزش و پرورش و اسناد بالادستی ودربخش کمّی، پرسشنامه ی ایجاد شده توسط محقق، بر اساس یافته های بخش کیفی بود. روایی بخش کیفی، باروش ممیزی توسط داوران و اعتباریابی بخش کیفی باروش کاوش به وسیله مشارکت کنندگان انجام شد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی همگرا و واگرا و پایایی به وسیله بارهای عاملی، آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد.تحلیل داده های کیفی به روش تحلیل مضمون و تحلیل داده های بخش کمّی با روش تحلیل عامل تأییدی صورت گرفت.نتایج معادلات ساختاری نشان داد،الگوهای اندازه گیری عوامل مؤثر در تعامل از برازش مطلوب برخوردارند و با قرار گرفتن همه این عوامل در مدل اصلی تعامل،مدل مذکور نیز از برازش مطلوب برخوردار بود. بر اساس یافته های این پژوهش، با به کارگیری عوامل شناسایی شده در مدل پیشنهادی، تعامل والدین با مدرسه ارتقاء یافته و بنابر دیدگاه مشارکت کنندگان با روابط مستمر والدین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان میسّر می گردد.واژگان کلیدی: تعامل، اولیا، مربیان، مدرسه، رویکرد آمیخته
۲۲۹۲.

اولویت بندی عناصر برنامه درسی پیشنهادی آموزش شهروندی الکترونیک در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۵۶
گسترش مشارکت دیجیتالی در دنیای امروز محیط های آموزشی را با مسئله تبدیل کودکان به شهروندان نمونه جامعه روبه رو کرده است. هدف این تحقیق تعیین عناصر برنامه درسی پیشنهادیِ آموزش شهروند الکترونیک و اولویت بندی آن هاست. پژوهش حاضر ازنظرِ هدف کاربردی، ازنظرِ روش شناسی تلفیقی و ازنظرِ نوع روش کمّی و کیفی است. جامعه پژوهش را منابع چاپی و الکترونیک خارجی در زمینه شهروندی الکترونیک در پایگاه های داده ای آی اس آی، اسکوپوس، ای اس آی و آی اس سی و مقاله های داخلی در پایگاه های اس آی دی، مگیران، سیویلیکا و غیره در دوره 20۲۲-20۰۰ شامل می شد. 107 نمونه از آن ها براساس نمونه گیری هدفمند انتخاب و داده ها با استفاده از روش فراتحلیل تجزیه وتحلیل شدند. روایی الگو با بهره گیری از نظرهای کارشناسی در چارچوب روش دلفی و روش قابلیت اعتماد محاسبه شد. به منظور اولویت بندی عناصر برنامه درسی پرسش نامه ای میان 80 نفر از آموزگاران دوره ابتدایی توزیع و نتایج با استفاده از روش آنتروپی شانون تحلیل شد. 27 مؤلفه مؤثر در ذیل چهار عنصر هدف ها، محتوا، راهبردهای یاددهی یادگیری و ارزشیابی شناسایی شد. براساس مدل آنتروپی شانون راهبردهای یاددهی یادگیری (037/0)، محتوا (029/0)، هدف ها (025/0) و ارزشیابی (019/0) به ترتیبْ اولویت های اول تا آخر را دریافت کردند. بیشترین ضریب های اهمیت در عنصر هدف ها مؤلفه توانایی مشارکت الکترونیک (029/0)، در عنصر محتوا مؤلفه دانش کار با سخت افزارها (0۴0/0)، در عنصر راهبردهای یاددهی یادگیری مؤلفه مشارکتی (0397/0) و در عنصر ارزشیابی مؤلفه ارزشیاب بود.  در بسیاری از مدرسه های ابتدایی، به علت کمبود و گاهی نبود امکاناتْ عملیاتی کردن تمامی مؤلفه های پیشنهادی امکان پذیر نیست. یافته های این تحقیق با ارائه اولویت عناصر برنامه درسی قابلیت دارد تا در مدرسه های ابتدایی ایران، طبق ضرورت و امکانات در دسترس برنامه ریزی آموزش شهروند الکترونیک، کاربردی شود.
۲۲۹۳.

واکاوی عناصر برنامه درسی تربیت عقلانی بر اساس تفسیر تسنیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف پژوهش واکاوی عناصر برنامه درسی تربیت عقلانی بر اساس تفسیر ترتیبی قرآن کریم (تسنیم) اثر استاد عبدالله جوادی آملی است. در این راستا براساس فلسفه حاکم بر نظام تعلیم و تربیت و تعاریف عناصر برنامه ی درسی، هفت عنصر هدف، محتوا، فعالیت های یادگیری، معلم، متربی، محیط و ارزشیابی به عنوان مؤلفه های اساسی در برنامه ریزی درسی انتخاب شدند. سپس آیات دارای کلیدواژه مرتبط با عقل احصا و با کمک تفسیر ترتیبی تسنیم با روش تحلیل مضمون مورد بررسی و43 مضمون استخراج شد. سپس با روش استنتاجی به شیوه ضرورت عقلی ویژگی عناصر برنامه درسی طبقه بندی شد. نتایج پژوهش براساس تعاریف عناصر برنامه ی درسی حاکی از آن است که مهم ترین ویژگی عنصر هدف در برنامه درسی تربیت عقلانی قرب الی الله، دینداری و خوف عقلی از خدا داشتن است. مهم ترین ویژگی عنصر محتوا عبارت است از: توحیدمحوری، گستره معرفت وجود، پژوهش محوری، کسب ثواب، محبت و غضب برخواسته از عقل و عبرت آموزی. در مقوله فعالیت های یادگیری مهم ترین ویژگی عبارت از نگاه فراگیر، حرکت آهسته و پیوسته است. ویژگی معلم دراین برنامه عبارت است از: فراخنای نگرش، شناخت مخاطب، قهر مهرآگین. در بعد متربی مهم ترین ویژگی عبارت است از: اجتناب از حمیت جاهلانه، اقامه عدالت در جامعه، شکیبایی و واگذاری امور به خدا، مورد اعتماد و درستکار، بازایستادن از زشتی ها، پای پیمان ماندن، سِرپوشی، خویشتنداری، شناسایی بدخواهان، در همه حال به یاد خدا بودنبیان حکیمانه و حکمت بیانی، چشم پوشی کریمانه، انفاق، وحدت کلمه، قدردان، ارتقای تاب آوری، شریعتمداری، رفتار به جا، توبه، بدی دیگران را با خوبی پاسخ دادن، معرفت نفس و ثبات شخصیت. در مقوله محیط یادگیری برنامه درسی تربیت عقلانی مهم ترین ویژگی ها عبارت است از: حفظ حرمت ها، اجتناب از جلوه گری، در مسیر راستی و ویژگی های ارزشیابی عبارتند از: همراهی علم و عمل، خلوص و سرشار از حضور. 
۲۲۹۴.

شناسایی شایستگی های کلیدی مدیریتی در عصر انقلاب صنعتی چهارم با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۲۳
مقدمه و هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی شایستگی های کلیدی مدیریتی در عصر انقلاب صنعتی چهارم با رویکرد فراترکیب می باشد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، توسعه ای؛ از لحاظ ماهیت و سبک تحلیل مؤلفه ها، جزء پژوهش های کیفی و براساس جمع آوری داده ها، اسنادی است. از منظر روش انجام پژوهش، تحلیلی- توصیفی است و مؤلفه های پژوهش با استفاده از روش کیفی فراترکیب هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو جمع آوری و تحلیل شده اند. به منظور شناسایی شایستگی های کلیدی مدیریتی در عصر انقلاب صنعتی چهارم، پژوهشگران به جستجوی سیستماتیک پژوهش های انجام شده مربوط به این عوامل در شش پایگاه علمی ساینس دایرکت، امرالد، وایلی، سیج، تیلور اند فرانسیس، اشپرینگر و همچنین پایگاه استنادی اسکوپوس بین سال های 2010 تا 2024 پرداختند. در بررسی های اولیه، تعداد 107 منبع یافت شد که پس از طی مراحل غربال گری و اعتبارسنجی و بهره گیری از ابزار CASP در نهایت 18 مقاله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای بررسی کیفیت یا پایایی شاخص ها از ضریب کاپا در نرم افزار SPSS استفاده شده است که در پژوهش حاضر برابر با 86/0 است که نشان دهنده پایایی مناسب شاخص های این پژوهش می باشد. یافته ها: براساس یافته های پژوهش، شایستگی های کلیدی مدیریتی در عصر انقلاب صنعتی چهارم شش شایستگی اصلی شامل؛ شایستگی های فردی، اجتماعی، روش شناختی، حرفه ای، فنی و مدیریتی، و 225 شایستگی فرعی می باشد. بحث و نتیجه گیری: مدیرانی که در عصر انقلاب صنعتی چهارم کار می کنند، برای موفقیت به شایستگی های متفاوتی نیاز دارند و مدل شایستگی های شناسایی شده، می تواند مبنایی را برای انتخاب و انتصاب، ارزیابی عملکرد، آموزش و توانمندسازی مدیران فراهم نماید.
۲۲۹۵.

بهبود تعلیم و تربیت و امید به تعادل جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۰
نویسنده این مقاله، دغدغه مند پرداختن بدین پرسش است که چرا تلاش های آموزشی حول ارتقای کیفیت آموزش و بهبود این حوزه، به ثبات و تعادل در روابط انسانی با افقی جهانی نمی انجامد. در نخستین گام، وی با اتکا به فهم از سازمان های آموزشی که در حوزه مدیریت و رهبری آموزشی تکوین یافته است، راهبرد های ممکن برای تغییر در فرهنگ و اقلیم مدرسه ای را مورد بحث و کنکاش قرار می دهد. در دومین گام ، نویسنده به مفهوم «تعادل» (با خوانش هانس-گئورگ گادامر) رجوع می کند و بر این مبنا، پیامدهای آن دسته از سیاست های آموزشی را برملا می سازد که امکان مناسبات گفت وگومحور میان ذی نفعان گوناگون تعلیم و تربیت را نادیده می انگارند. پیام اصلی این مقاله، تأکیدی است بر ایجاد فرصتی برای فهم متقابل در آموزش و قدرتی که این امر برای ترویج تعادلی در مقیاس جهانی دارد.
۲۲۹۶.

واکاوی بایدها و نبایدهای بقای برنامه درسی در آموزش عالی؛ مرور ارزیابانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۹
هدف اصلی از انجام این پژوهش، شناسایی مولفه های موثر در بقا یا عدم بقای یک برنامه درسی در آموزش عالی بود. رویکرد پژوهشی در این مطالعه سنتز پژوهی و روش آن مرور ارزیابانه بود که بر اساس آن ابتدا کلمات کلیدی شامل ارزشیابی برنامه درسی، کیفیت برنامه درسی، بقای برنامه درسی و زیست پذیری برنامه درسی به صورت فارسی و لاتین در پایگاه های معتبر فارسی و لاتین جستجو شدند و نهایتا 31 منبع مشخص شده و پس از تحلیل محتوای این منابع، چارچوب بقای برنامه درسی مشتمل بر دو مضمون سازمان دهنده تسهیل گران بقای برنامه درسی (یا همان استانداردهای کیفیت و اعتباربخشی برنامه درسی ) و موانع یا بازدارندگان بقای برنامه درسی (یا همان موانع عدم تحقق کیفیت برنامه درسی) طراحی گردید. اعتبار داده ها با استفاده از سه تکنیک اعتبارپذیری، انتقال پذیری و همسوسازی داده ها و اعتماد به داده ها با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و همسوسازی پژوهشگران تائید شد
۲۲۹۷.

تأثیر یادگیری مبتنی بر استیم بر درک مفهومی دانش آموزان دوره ابتدایی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۷
در مطالعه حاضر، اثربخشی آموزش مبتنی بر استیم بر درک مفهومی دانش آموزان ابتدایی یکی از مدارس روستایی شهرستان بابل از مبحث گیاهان مورد بررسی قرار گرفت. طرح پژوهش شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایش و گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر پایه پنجم در سال تحصیلی 1404-1403 می باشد. نمونه مورد بررسی شامل 24 دانش آموز دختر پایه پنجم که با روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس دانش قبلی خود در درس علوم به دو گروه دوازده نفره آزمایش و گواه تقسیم شدند. گروه آزمایشی به مدت 5 هفته در معرض آموزش مبتنی بر استیم قرار گرفته و گروه گواه در همان مدت، آموزش معمول و سنتی را دریافت نمودند. همسانی درونی پیش آزمون و پس آزمون به ترتیب با ضریب آلفای کرونباخ 793/0 و 762/0 تأیید و نرمال بودن داده های حاصل از آن ها به روش شاپیرو-ویلک محاسبه شد. بر اساس یافته ها، یادگیری استیم-محور در بهبود درک مفهومی دانش آموزان اثرگذار است.
۲۲۹۸.

نقش عوامل شخصیتی و انگیزشی در پیش بینی اضطراب پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۷
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش عوامل شخصیتی و انگیزشی در پیش‌بینی اضطراب پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی بود. طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که از میان آن‌ها ۲۱۶ نفر به صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. از مقیاس­های اضطراب پژوهش غلامی بورنگ و همکاران (۱۳۹۶)، انگیزش یادگیری توان، و همکاران (۲۰۰۵)، و ۶ عاملی شخصیتی هگزاکو برای جمع­آوری داده­ها استفاده شد. آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که عوامل انگیزشی مانند خودکارآمدی، راهبردهای یادگیری فعال، ارزشمندی یادگیری و اهداف مرتبط با عملکرد و موفقیت به کاهش اضطراب پژوهشی کمک می‌کنند. همچنین محیط یادگیری تأثیر مثبتی در تقویت انگیزه‌ها و کاهش اضطراب پژوهشی دارد. از سوی دیگر، ویژگی‌های مثبت شخصیتی مانند صداقت، برون‌گرایی، توافق‌جویی، وظیفه‌شناسی و گشودگی به تجربه با کاهش اضطراب پژوهشی مرتبط هستند، در حالی که هیجانی بودن به افزایش اضطراب منجر می‌شود. همچنین خودکارآمدی و اهداف مرتبط با موفقیت بیشترین تأثیر را در کاهش اضطراب پژوهشی دارند. هر دو عوامل شخصیتی و انگیزشی تأثیر مهمی در کاهش یا افزایش اضطراب پژوهشی دارند. عوامل انگیزشی و ویژگی‌های مثبت شخصیتی تأثیر زیادی بر کاهش اضطراب پژوهشی دارند، در حالی که ویژگی‌های منفی مانند هیجانی بودن، می‌توانند اضطراب پژوهشی را افزایش دهند. محیط یادگیری مثبت نیز نقش مؤثری در کاهش اضطراب و بهبود عملکرد پژوهشی ایفا می‌کند. در نتیجه تقویت ویژگی‌های مثبت شخصیتی و ایجاد انگیزش‌های درونی برای مدیریت اضطراب پژوهشی دانشجویان تحصیلات پیشنهاد می­شود.
۲۲۹۹.

The role of spaced and massed instruction on Iranian EFL learners' reading comprehension and reading motivation(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۳
Strong reading comprehension skills and reading motivation are essential for personal growth, academic success, and overall well-being. Developing these skills can positively impact individuals' lives in various ways. Thus, this investigation aimed to examine the influence of massed and spaced instructions on the reading comprehension and reading motivation of Iranian EFL students. The researchers selected 150 Iranian participants from 300 based on their Oxford Quick Placement Test (OQPT) performance. The selected intermediate participants were randomly assigned into two experimental groups (massed and spaced) and one control group. The participants were given a reading comprehension pretest and post-test and a reading motivation questionnaire before and after the treatment. Three groups were provided with instruction on reading skills by English texts and new words from American English File 3. The massed group received a 90-minute session for each text, whereas the spaced group received three 30-minute sessions; the first session lasted 30 minutes, followed by two more sessions, each lasting 30 minutes, scheduled two days apart. The results of data analysis utilizing one-way ANOVA showed a considerable difference between the post-tests of the spaced and massed groups compared to the control group. The findings demonstrated that the spaced group outperformed the massed and control groups (p < .05) in terms of reading comprehension and reading motivation. The results have some pedagogical implications for English instructors, learners, and curriculum developers.
۲۳۰۰.

مقایسه اثربخشی آموزش فرزند پروری مثبت والدین و آموزش مدیریت رفتاری مادران بر میزان پرخاشگری، اضطراب و افسردگی مادران دارای کودکان 4 تا 7 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش گروهی فرزند پروری مثبت والدین و آموزش گروهی مدیریت رفتاری مادران بر میزان اضطراب، پرخاشگری و افسردگی مادران دارای کودکان 4 تا 7 ساله است. پژوهش نیز به روش نیمه تجربی و با طرح تحقیق 3 گروه (یک گروه کنترل و دو گروه آزمایش) با پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. جامعه آماری شامل مادران کودکان 4 تا 7 سال شهر تبریز بود که به بیمارستان شهریار و دو کلینیک خصوصی برای رفع مشکلات کودکان خود مراجعه کرده بودند که دراین بین مادران از سه مرکز درمانی و از هر مرکز 20 مادربه صورت هدفمند انتخاب شدند. قبل از اجرای برنامه های آموزشی سه گروه توسط پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (1992)، اضطراب بک (1967) و افسردگی بک (1964) آزمون شدند، برای گروه آزمایشی اول برنامه آموزش گروهی فرزند پروری مثبت و برای گروه دوم آموزش گروهی مدیریت رفتاری مادران در 8 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند، درنهایت با انجام دوباره پاسخگویی به پرسشنامه پرخاشگری، اضطراب و افسردگی توسط مادران پس آزمون صورت گرفت. داده های این تحقیق با استفاده از نرم افزار SPSS و در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی با تحلیل ANCOVA و t مستقل انجام یافته است. یافته های پژوهشی حاکی از این است که آموزش گروهی فرزند پروری مثبت والدین و آموزش گروهی مدیریت رفتاری مادران بر میزان پرخاشگری، اضطراب و افسردگی مادران دارای کودکان 4 تا 7 ساله اثر دارد و هر دو آموزش نسبت به گروه کنترل اثربخشی بهتری دارند ولی آموزش گروهی فرزند پروری مثبت والدین قدرتمند تر از آموزش گروهی مدیریت رفتاری مادران است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان