ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۱۲۶۱.

شناسایی بررسی اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان در رشد مهارت های زندگی (مدیریت استرس و مدیریت احساس) دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۵۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر مهارت های زندگی (مدیریت استرس و مدیریت احساس) در دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و طرح پژوهش نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی مدارس شهرستان زرین دشت در سال تحصیلی 1401-1402 به تعداد 1000نفر بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، یک مدرسه ابتدایی انتخاب شد و ۶۰ نفر از دانش آموزان آن به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش، دو پرسش نامه استاندارد مدیریت استرس (کوبین و همکاران، 1990) و کنترل عواطف ویلیامز و همکاران (1997) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (روش تحلیل کوواریانس) استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که آموزش فلسفه به دانش آموزان تأثیر مثبتی بر مدیریت استرس و مدیریت احساس دانش آموزان داشته است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش فلسفه به کودکان باعث افزایش مهارت زندگی در بعد مدیریت استرس و مدیریت احساس در دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شده است. با توجه به تأثیر مثبت آموزش فلسفه به دانش آموزان ابتدایی در جهت مدیریت استرس و احساس به عنوان دو مهارت اساسی زندگی، پیشنهاد می گردد در حیطه برنامه ریزی درسی در ارتباط با محتوای درسی مدارس ابتدایی، داستان هایی با مضمون و روش آموزش فلسفه در برنامه های آموزشی طراحی و استفاده شود. با توجه به نتایج پژوهش که نشان داد آموزش فلسفه به کودکان در مدیریت احساس تأثیر مثبت دارد، پیشنهاد می شود با برگزاری دوره های ضمن خدمت برای معلمان، جایگاه آموزش فلسفه به کودکان و روش های آموزش فلسفه برای کودکان آموزش داده شود.
۱۲۶۲.

عنوان شناسایی مؤلفه های دانشگاه بین المللی و ارایه الگوی مناسب برای نظام آموزش عالی ایران از نظر صاحب نظران: یک مطالعه ترکیبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه: بین المللی شدن به عنوان یک مفهوم استراتژیک، پدیده ای نسبتاً جدید، گسترده و متنوع در آموزش عالی است. هدف از مطالعه حاضر، شناسایی مؤلفه های دانشگاه بین ا لمللی و ارائه مدل مناسب برای نظام آموزش عالی ایران بود. روش کار: این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شد. جامعه آماری بخش کیفی، متخصصان و اساتید دانشگاه های کشور در حوزه دانشگاه بین المللی بودند که 15 نفر طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی، 235 نفر از اعضاء هیأت علمی دانشگاه ها بودند که با استفاده از روش در دسترس به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد موجود در این زمینه و در بخش کمی پرسشنامه ی محقق ساخته مبتنی بر داده های بخش کیفی با 90 گویه بود. پس از دسته بندی سؤالات اولیه، روایی محتوایی آنها به دو روش کیفی (10 نفر از متخصصان) و کمی (بررسی میزان توافق هر سؤال با استفاده از ضریب روایی محتوایی(CVR) انجام شد. با استفاده از ضریب هولستی، پایایی پرسشنامه 97/0 برآورد گردید. نتایج: تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون با رویکرد استقرایی نشان داد متغیرهای دانشگاه بین المللی با دو مؤلفه، سازمانی با شش مؤلفه و آموزشی- پژوهشی با چهار مؤلفه از عوامل اصلی توسعه دانشگاه بین المللی هستند. نتیجه گیری: با توجه به مضامین شناسایی شده، الگوی پیشنهادی جهت توسعه دانشگاه بین المللی، چارچوبی را برای تصمیم سازان و سیاست گذاران آموزش عالی فراهم می آورد که بتوانند از ظرفیت ها و قابلیت های این مدل به صورت هدفمند و مناسب در راستای تقویت و توسعه دانشگاه بین المللی بهره گیرند.
۱۲۶۳.

بررسی و تحلیل برنامه آموزشی و روش ارزشیابی دروس دین و زندگی و قرآن از دیدگاه معلمان دوره اول و دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۷۸
هدف این مقاله بررسی و تحلیل برنامه آموزشی دروس دین و زندگی و قرآن با تأکید بر روش ارزشیابی و شیوه برگزاری کلاس از دیدگاه دبیران این دروس است. روش پژوهش توصیفی، از نوع زمینه یابی است. جامعه پژوهش شامل همه دبیران دروس دین و زندگی و قرآن دوره اول و دوم متوسطه شهرستان کرمانشاه بود که از میان آنها 97 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی(آزمون تی) و نرم افزار SPSS انجام شده است. یافته ها حکایت از این دارند که روش ارزشیابی این دروس قابل تغییر است و بهترین روش ارزشیابی به صورت شفاهی و توصیفی، کیفی و کمی، کمی و کتبی است. همچنین معلمان با ارزشیابی صرفاً کمی به صورت نمره برای دروس دین و زندگی و قرآن نظر موافقی ندارند. امکان تغییر برنامه کلاسی و شیوه برگزاری این دروس وجود دارد. بهترین و مؤثرترین شکل برگزاری دروس دین و زندگی و قرآن به ترتیب به صورت ملاقات با شخصیتهای مذهبی/ دعوت از قاریان مطرح قرآن، بازدید از مساجد و مراکز مذهبی، برگزاری در نمازخانه و برگزاری در کلاس است. با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود در دو عنصر روش ارزشیابی و شکل برگزاری کلاس دروس دین و زندگی و قرآن تجدیدنظر صورت گیرد. این امر ضمن آنکه کلاسها را جذاب تر و دلنشین تر می کند، سبب افزایش تأثیرگذاری آنها برای دانش آموزان می شود، چرا که اجبار و سختگیری با روحیه و اساس دین مبین اسلام همخوانی ندارد. پیامد چنین تغییراتی در برنامه آموزشی، سبب گرایش مثبت و بیشتر دانش آموزان به دروس دین و زندگی و اخلاق مداری خواهد شد.
۱۲۶۴.

تأثیر طراحی آموزشی مبتنی بر بازی دیجیتال بر یادگیری مهارت کار تیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
مهارت کار تیمی زیر مجموعه ی ارتباطات بین فردی در مهارتهای زندگی اعلامی سازمان بهداشت جهانی می باشد. کشورهای در حال توسعه بویژه ایران همواره با چالش کار تیمی مواجه هستند که این چالش جلوی پیشرفت با سرعت هرچه بیشتر ما را می گیرند. امروزه بازی های دیجیتال طی پژوهش های مختتلف کارایی خود را در جهت بهبود یادگیری نشان داده اند. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف کاربردی به بررسی تاثیر طراحی الگوی آموزشی مبتنی بر بازی دیجیتال برای یادگیری مهارت کارتیمی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی پرداخته است. این پژوهش به روش شبه آزمایشی و در دو مرحله اجرا گردید. در مرحله اول، الگوی طراحی آموزشی مبتنی بر بازی برای یادگیری مهارت کارتیمی بهینه شده و سناریو آموزشی بر اساس آن نگارش شد. در مرحله دوم، به اجرای مداخله با توجه به سناریو در گروه آزمایش (یادگیری مهارت کارتیمی توسط الگوی طراحی آموزشی مبتنی بر بازی دیجیتال) و گروه کنترل (یادگیری کارتیمی به شیوه متداول) پرداخته شد. جامعه پژوهش دانش آموزان دوره دوم ابتدایی هستند که ۴۸ نفر از آنها به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات این پژوهش چک لیست کارتیمی مبتنی بر مولفه های استخراج شده بود. یافته ها اثر معنادار مداخله در گروه آزمایش را با توجه به گروه کنترل نشان دادند. در نهایت نتیجه گرفته شد که در صورت استفاده از بازی آموزشی مناسب با مولفه های کارتیمی می توان به یادگیری و ارتقای مهارت کار تیمی دست یافت.
۱۲۶۵.

تأثیر شخصیت پویا با نقش میانجی درگیر شدن در شغل بر شایستگی شغلی معلمان ورزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۵
پیشینه و اهداف: طراحی توسعه آموزش مدرن در سیستم آموزشی باید به گونه ای باشد که پاسخگو و سازگار با تغییرات ناگهانی و بازآموزی معلمان و دانش آموزان در تمام مراحل و سطوح آموزشی باشد (Meyer & Norman, 2020)؛ لذا هدف اصلی این پژوهش مطالعه تأثیر شخصیت پویا با نقش میانجی درگیر شدن در شغل بر شایستگی شغلی معلمان ورزش بود. روش ها : . این تحقیق کاربردی با بهره گیری از روش تحقیق پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری آن شامل کلیه معلمان تربیت بدنی استان گلستان بود که 247 معلم به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسش نامه های شخصیت پویا (Parker et al., 2010)، درگیر شدن در شغل (Skas, 2006) و شایستگی شغلی (Diyanati & Erfani, 2009) بود. تحلیل داده های گردآوری شده به شکل توصیفی و استنباطی با استفاده از دو نرم افزار آماری اس پی اس اس (نسخه 25) و اسمارت پی ال اس (نسخه 4) انجام گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد اثر شخصیت پویا بر درگیر شدن در شغل معلمان ورزش مثبت و معنی دار است. همچنین نتایج مشخص نمود اثر شخصیت پویا بر شایستگی شغلی معلمان ورزش مثبت و معنی داری می باشد. در نهایت، اثر مثبت و معنی دار شخصیت پویا بر شایستگی شغلی معلمان ورزش با نقش میانجی درگیر شدن در شغل تأیید گردید. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش می توان چنین نتیجه گیری کرد مدیران باید ویژگی های شخصیتی را در فرآیندهای استخدام و توسعه حرفه ای معلمان در نظر بگیرند تا نیروی کار آموزشی مؤثرتر و اختصاصی تری در تربیت بدنی پرورش دهند.
۱۲۶۶.

Barriers and Facilitators to Using VR-Based Therapy for Emotional Regulation in Youth with Exceptional Needs(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۶۱
This study aimed to explore the barriers and facilitators influencing the implementation of virtual reality (VR)-based therapy for emotional regulation in youth with exceptional needs. A qualitative research design was employed using semi-structured interviews with 23 purposefully selected participants, including special education teachers, therapists, caregivers, and VR developers, all based in Minnesota, USA. Participants were selected based on their direct involvement with VR therapy programs for youth with neurodevelopmental or emotional regulation challenges. Interviews were conducted until theoretical saturation was reached. Data were transcribed verbatim and analyzed using thematic analysis in NVivo 14, following Braun and Clarke’s six-phase framework. The analysis revealed two main thematic categories: facilitators and barriers. Facilitators included seven subthemes: technological appeal, personalization, therapist control, motivation and engagement, institutional support, caregiver involvement, and observable emotional gains. Barriers were categorized into seven subthemes as well: accessibility and equity issues, sensory limitations, stakeholder resistance, cultural irrelevance, technical difficulties, ethical and privacy concerns, and lack of standardized guidelines. Participants reported that immersive features, real-time therapist adjustments, and family buy-in enhanced VR’s therapeutic effectiveness. Conversely, cost constraints, lack of culturally appropriate content, and technical or ethical challenges hindered adoption. Quotes from stakeholders enriched the thematic interpretation and contextualized the results. VR-based therapy shows promising potential in enhancing emotional regulation among youth with exceptional needs due to its immersive, customizable, and engaging design. However, successful implementation depends on addressing contextual challenges, including accessibility, technical infrastructure, and cultural inclusivity. Stakeholder collaboration and the development of standardized protocols are essential to scale VR interventions in educational and clinical contexts.
۱۲۶۷.

پیش بینی کیفیت زندگی براساس خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۰۵
زمینه و هدف: مادران کودکان کم توان ذهنی در خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان با چالش های خاصی مواجه هستند و به نظر می رسد این عوامل با کیفیت زندگی آنها ارتباط داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی کیفیت زندگی براساس خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه مادران دانش آموزان کم توان ذهنی شهر اصفهان می شد. نمونه پژوهش شامل 65 نفر از مادران بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی، مقیاس خودکارآمدی فرزندپروری و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان می شد. داده های بهدست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها: خودکارآمدی فرزندپروری و راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان با کیفیت زندگی ارتباط مثبت و معنادار داشت در حالی که راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان با کیفیت زندگی رابطه منفی و معناداری داشت. خودکارآمدی فرزندپروری و راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی 42 درصد از واریانس کیفیت زندگی را پیش بینی کردند و خودکارآمدی فرزندپروری بیشترین نقش را در پیش بینی کیفیت زندگی داشت. نتیجه گیری: توجه به متغیرهای خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی کیفیت زندگی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین، توجه به این متغیرها نقشی حیاتی در پیش بینی کیفیت زندگی دارد.
۱۲۶۸.

شناسایی ابعاد، مولفه ها و شاخص های کارکردهای هوش مصنوعی در آموزش عالی با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۹
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد، مولفه ها و شاخص های کارکردهای هوش مصنوعی در آموزش عالی انجام شد. پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع داده ها، کیفی بوده و با استفاده از روش فراترکیب انجام شد. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی اسناد، مبانی نظری و پیشینه مرتبط با کارکردهای هوش مصنوعی در آموزش عالی در پایگاه های داده ایرانی (1403-1395) و خارجی (2025-2010) بود. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و حجم نمونه بر اساس حذف سیستماتیک طبق نمودار جریان مدل پریزما تعیین گردید. ابزار جمع آوری داده ها شامل فیش برداری و مرور سیستماتیک ادبیات بود و برای محاسبه روایی از چک لیست 27 موردی براساس مدل پریزما و برای محاسبه پایایی از ضریب کاپای کوهن استفاده شد. تحلیل داده ها با نرم افزار MaxQDA2018 و به روش تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها نشان داد که کارکردهای هوش مصنوعی در آموزش عالی شامل ابعاد شخصی سازی یادگیری، تجزیه و تحلیل داده های آموزشی، پشتیبانی از تدریس و یادگیری و ارزیابی و پیش بینی موفقیت است که بعد شخصی سازی یادگیری دارای مولفه های شناسایی نیازهای یادگیری، منابع آموزشی متنوع و یادگیری خودگردان؛ بعد تجزیه و تحلیل داده های آموزشی دارای مولفه های جمع آوری داده های یادگیری، تجزیه و تحلیل پیشرفته و گزارش دهی و مصورسازی؛ پشتیبانی از تدریس و یادگیری دارای مولفه های ابزارهای تدریس هوشمند، پشتیبانی از اساتید و یادگیری مشارکتی و بعد ارزیابی و پیش بینی موفقیت شامل مولفه های ارزیابی خودکار، پیش بینی موفقیت دانشجویان، ارزیابی کیفیت آموزش و بهبود مستمر است. ابعاد به طور تنگاتنگ به هم مرتبط هستند و همچنین به بهبود کیفیت آموزش و یادگیری در آموزش عالی کمک می کنند. این تحولات می توانند منجر به ارتقاء کیفیت آموزش و افزایش موفقیت دانشجویان شوند.
۱۲۶۹.

تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با اختلال های عصب تحولی: مطالعه موردی کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۱۵
یکی از بارزترین ویژگی های کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی، مشکل در پردازش شنیداری است و عدم ارائه مداخله به موقع برای این کودکان عواقب جبران ناپذیری را به همراه دارد. هدف از این پژوهش تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره ابتدایی 7 تا 9 ساله شهر تهران با تشخیص نارساخوانی و اختلال نقص توجه / بیش فعالی که در سال نیمسال دوم تحصیلی 1401 مشغول به تحصیل بودند که 30 نفر داوطلب واجد شرایط به شیوه تصادفی در دوگروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 45 دقیقه ای برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه را دریافت کرد. ابزارهای پژوهش شامل نسخه چهارم آزمون هوش وکسلر، آزمون خواندن و نارساخوانی مرادی و همکاران (1395)، پرسشنامه کانرز-فرم والدین (1998) و سیاهه مشکلات شنیداری فیشر (1976) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه مؤثر بوده و موجب بهبود پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در گروه آزمایش شده است. با توجه به این یافته ها برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه به عنوان یک مداخله مؤثر به متخصصان پیشنهاد می شود.
۱۲۷۰.

آموزش ترکیبی در نظام های آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۸
مقدمه و هدف:با گسترش فناوری، آموزش الکترونیکی رایج شد اما چالش هایی مانند کاهش تعاملات انسانی را به همراه داشت. در پاسخ، رویکرد آموزش ترکیبی به عنوان تلفیقی از آموزش حضوری و برخط مطرح گردید. هدف این پژوهش، بررسی مبانی، مدل ها و اثربخشی آموزش ترکیبی در نظام های آموزشی است. روش شناسی پژوهش: . پژوهش پیش رو از نظر روش، در زمره تحقیقات توصیفی-تحلیلی قرار می گیرد. داده های مورد نیاز با استفاده از روش اسنادی (کتابخانه ای) و با مرور منابع مکتوب و دیجیتال گردآوری شده اند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد آموزش ترکیبی با تلفیق یادگیری حضوری و برخط، ضمن بهره مندی از مزایایی چون انعطاف پذیری، تعامل بیشتر و خودآموزی، به رویکردی مؤثر در نظام های آموزشی تبدیل شده است. مدل های مختلفی برای این رویکرد وجود دارد که مدل حضوری محور و مدل های خطی (جریان برنامه) و غیرخطی (شعاعی) از آن جمله هستند. مرور پژوهش های پیشین حاکی از آن است که یادگیری ترکیبی در مقایسه با روش های سنتی و صرفاً الکترونیکی، تأثیر مثبت و معناداری بر افزایش یادگیری، پیشرفت تحصیلی، رضایت مندی و انگیزه فراگیران دارد. همچنین عواملی مانند کیفیت طراحی آموزشی، استفاده از مدل های مناسب (به ویژه مدل خطی) و تأمین نیازهای خودتعیین گری (خودمختاری، شایستگی و ارتباط) در اثربخشی این رویکرد نقش کلیدی دارند. با وجود چالش هایی نظیر مدیریت زمان و مسائل فناوری، آموزش ترکیبی به دلیل کارایی و اثربخشی بالاتر، به عنوان رویکردی غالب در آموزش های امروزی موردتأکید است. نتیجه گیری: آموزش ترکیبی با تلفیق هوشمندانه آموزش حضوری و برخط، رویکردی مؤثر و انعطاف پذیر برای ارتقای کیفیت یادگیری، افزایش رضایت مندی و پاسخگویی به نیازهای متنوع فراگیران است. موفقیت این رویکرد مستلزم طراحی آموزشی مناسب، توجه به عوامل فناورانه و ارزشیابی مستمر می باشد.
۱۲۷۱.

مقایسه اهمال کاری تحصیلی، تاب آوری و طرحواره های ناسازگار اولیه در دانش آموزان با سطوح مختلف اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۰
پیشینه و اهداف: اضطراب اجتماعی یکی از مشکلات روانشناختی است که تاثیرات منفی فراوانی بر سلامت روانشناختی و جسمانی نوجوانان دارد؛ بر همین اساس شناخت عوامل مرتبط با آن اهمیت فراوانی دارد. در این راستا هدف این پژوهش مقایسه اهمال کاری تحصیلی، تاب آوری و طرحواره های ناسازگار اولیه در دانش آموزان با سطوح مختلف اضطراب اجتماعی بود. روش ها : روش پژوهش علی- مقایسه ای و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از بین آن ها به روش طبقه ای نسبتی، 398 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هراس اجتماعی کانور و همکاران (2000)، فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ و براون (2006)، مقیاس گرایش اهمال کاری تحصیلی تاکمن (1991) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری و آزمون تعقیبی بانفرونی انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دانش آموزان با اضطراب اجتماعی زیاد در مقایسه با دانش آموزان با اضطراب اجتماعی متوسط و کم، اهمال کاری تحصیلی و طرحواره های ناسازگار اولیه بیشتری داشتند و از تاب آوری کمتری برخوردار بودند. نتیجه گیری: با توجه به اهمال کاری تحصیلی و طرحواره های ناسازگار اولیه بیشتر و تاب آوری کمتر دانش آموزان با اضطراب اجتماعی زیاد در مقایسه با دانش آموزان سایر سطوح اضطراب اجتماعی، لزوم توجه به اضطراب اجتماعی دانش آموزان در برنامه های پیشگیری و درمانی بیش از پیش آشکار میشود.
۱۲۷۲.

پژواک نقش های جنسیتی در فضای مدرسه: مطالعه ای پدیدارشناختی از دید معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۶
پژوهش حاضر با هدف واکاوی ادراک معلمان از نقش های جنسیتی یادگیرندگان در فضای مدارس مختلط روستایی دوره ابتدایی در استان قزوین انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان پژوهش شامل کلیه معلمان زن و مرد دوره ابتدایی استان قزوین بود که بر اساس ملاک های تعیین شده نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد. پس از انتخاب نمونه، با 20 نفر از معلمان مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و داده ها با استفاده از روش کلایزی تجزیه و تحلیل شدند. در نهایت 4 مفهوم محوری شامل بازتولید نظم جنسیتی در تعاملات آموزشی، عاملیت جنسیتی پسران در یادگیری، بازتاب تفاوت های جنسیتی در توانمندی ها و نیز بازتولید نقش های جنسیتی در انتخاب های تحصیلی – شغلی به دست آمد. نتایج بیانگر آن است که معلمان، آگاهانه یا ناخودآگاه، در تفسیر و هدایت رفتارهای یادگیرندگان از الگوهای فرهنگی و کلیشه های جنسیتی رایج در جامعه تأثیر می پذیرند؛ به گونه ای که این ادراکات در نوبه ی خود منجر به بازتولید نابرابری های جنسیتی در فرایند یاددهی - یادگیری می شود.
۱۲۷۳.

یادگیری معارف اسلامی در بستر رسانه های نوین از منظر تجربه زیسته دانشجو معلمان: دلالت هایی برای بازاندیشی در برنامه درسی تربیت معلم

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۸
پیشینه و اهداف: با گسترش آموزش دیجیتال، شیوه های یادگیری معارف اسلامی دگرگون شده است. این تحول، هم زمان هم فرصت هایی برای تعمیق باورهای دینی و هم چالش هایی مانند کاهش تعامل و سطحی شدن یادگیری به ارمغان آورده است. هدف این پژوهش، واکاوی تجربه زیسته دانشجو معلمان از یادگیری معارف اسلامی در بستر رسانه های نوین و استخراج دلالت های آن برای بازاندیشی در برنامه درسی تربیت معلم بود. روش ها : این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش را دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان تشکیل می دادند که با روش نمونه گیری هدفمند و با حداکثر تنوع، ۱۰ نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق بود و داده ها با استفاده از تحلیل مضمون و با تداوم جمع آوری تا رسیدن به اشباع نظری، تجزیه و تحلیل شدند.. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به استخراج سه مضمون اصلی شد:«چالش های یادگیری در بستر رسانه ای (شامل احساس فاصله عاطفی و کاهش تعامل)»، «بازتعریف منابع دینی در فضای دیجیتال (با محوریت رجوع به منابع غیررسمی و شخصی سازی شده)» و «تجربه یادگیری معنادار دینی (ناشی از تأمل شخصی و درونی سازی معنا)». نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد برنامه درسی کنونی معارف اسلامی نتوانسته است با زیست جهان رسانه ای نسل جدید همراه شود. بر این اساس، بازنگری در برنامه درسی با هدف تلفیق ظرفیت های آموزش مجازی، تقویت سواد رسانه ای و طراحی تجربیات یادگیری معنادار و تعاملی ضروری به نظر می رسد. از محدودیت های این پژوهش می توان به تمرکز بر یک دانشگاه خاص اشاره کرد.
۱۲۷۴.

How Explicit Argumentative Training Improves EFL Students’ Argumentative Performance in English and Persian: Insights from Iranian IELTS Candidates(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۶۳
The study on second language (L2) argumentative writing has explored various surfaces and dimensions of learner behavior and presentation, although fewer studies have studied effective pedagogical strategies to boost students’ argumentative skills. The current study mentions the gap by exploring the effect of explicit argumentative instruction on the writing abilities of 30 Iranian IELTS candidates, according to CEFR ranging from B1 to B2, in an English Language Institute in Karaj - Iran in both Persian and English, the former their native language and the latter their foreign language . As a set of authentic IELTS Task 2 prompts were used and taken from the language learners, the study analyzed 180 argumentative essays, both in English and Persian, written by the participants prior, while and after instruction. The outcomes had shown noteworthy enhancement in the students’ English argumentative performance, with the recurrent use of argumentation key elements such as ‘claim’, ‘data’, and the ‘counterarguments’. Though, less emphasis was put on advanced argumentative structures such as ‘counterclaims’ and ‘rebuttals’. The results suggest that structured pedagogy in teaching argumentation can positively influence learners’ proficiency in both first language (L1) and second language (L2) writing. The insinuations for teaching argumentative writing in multilingual contexts will be further discussed.
۱۲۷۵.

The Effect of Educational Computer Games on Students' Accuracy and Concentration

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۲۲۷
Background and Objective: It should be noted that the effect of educational computer games on the accuracy and concentration of students depends on several factors, including the type of game, content, design, and duration of use. This research was conducted to investigate the effect of educational computer games on the accuracy and concentration of eighth-grade female students in Kerman. Methods: Quasi-experimental research method and pre-test-post-test design with a control group were used. The statistical population of the research was all female students in the eighth grade of secondary school in Kerman City in the academic year 2022-2023 and a sample of 80 people was selected in the form of two classes of 40 people from the society by multi-stage cluster sampling method. Two Toulouse and Pieron accuracy questionnaires (1911) and Savary & Oraki concentration questionnaires (2015) were used to collect pre-test-post-test information and computer game software was used as an experimental practice. Results:Data analysis was also done with the statistical method of analysis of covariance and using SPSS19 software. The results showed that computer educational games have been effective in improving the accuracy and concentration of students in the experimental group compared to the control group. Conclusion: Therefore, due to the flexibility of the structure of educational computer games and their non-linear organization, the motivational features of computer games and the benefit of learning rules and principles such as immediate reinforcement, they can contribute to increasing concentration and accuracy.
۱۲۷۶.

اثربخشی خود راهبری به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۱۴
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی خود راهبری به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش-آموزان پایه سوم ابتدایی شهر ساری بود. این پژوهش کاربردی، روش گردآوری داده ها میدانی و از نظر روش اجرا غیر توصیفی از نوع نیمه آزمایشی با طرح (پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه سوم ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 4500 نفر بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 57 نفر (دو گروه 28 و 29 نفره آزمایش و گواه) به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. گروه آزمایش 16 جلسه 90 دقیقه ای آموزش خود راهبردی به شیوه آنلاین دریافت کرد، اما گروه گواه هیچ گونه برنامه آموزشی دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد کارآفرینی اجتماعی عباس عرب (1390) بود. روایی این پرسش نامه ها توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت، پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ (89/0 صدم) محاسبه گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از بخش توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (کولموگروف اسمیرنوف، کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره) با استفاده از نرم افزار SPSS25 انجام شد. نتایج نشان داد که آموزش خود راهبردی به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش آموزان پایه سوم ابتدایی شهر ساری تأثیر دارد.
۱۲۷۷.

تحلیل اثرات هم افزایی کاهش بار شناختی و آموزش طرحواره محور بر ارتقای یادگیری فرمول های ریاضی در دانش آموزان پایه دوازدهم علوم انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۵
هدف از انجام این پژوهش، مقایسه روش حل مسائل و تمرین های کتاب ریاضی و آمار ۳ با استفاده از تفکیک فرمول های سنگین و تبدیل آن ها به مراحل چندگانه به منظور ایجاد طرح واره های ذهنی و درک عمیق، نسبت به آموزش صرفاً بر مبنای شیوه کتاب و بررسی تأثیر این رویکرد بر عملکرد دانش آموزان در آزمون نهایی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از دسته پژوهش های شبه آزمایشی با گروه آزمایش و گواه بود. در این پژوهش، نمره نوبت اول دانش آموزان به عنوان پیش آزمون و نمرات پایانی نوبت دوم به عنوان پس آزمون مورداستفاده قرار گرفت. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه دوازدهم انسانی شهرستان آبادان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ و نمونه به صورت در دسترس شامل ۵6 دانش آموز در دو گروه ۲8 نفری بود.. تدریس در گروه آزمایش در نیم سال دوم با روش مبتنی بر ایجاد طرح واره های ذهنی از طریق تفکیک و ساده سازی مراحل حل مسائل و ایجاد الگوریتم برای درک بهتر و عمیق مراحل حل انجام شد و برای گروه گواه آموزش به شیوه متداول کتاب صورت گرفت. برای تفسیر داده ها از آنالیز کوواریانس استفاده شدنتایج تحلیل ها نشان داد که گرچه در نیم سال دوم معمولاً روند عملکرد دانش آموزان با کاهش نسبی همراه است، عملکرد گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه به طور معناداری بهتر بود و اجرای روش مبتنی بر طرح واره توانست این روند را بهبود بخشد. (۰24/0 = p) و مقدار اندازه اثر 092/۰ به دست آمد که بیانگر یک اثر متوسط است.
۱۲۷۸.

اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۹۸
  اختلال اوتیسم به علّت مشکلاتی که در رشد مهارت های ارتباطی، عاطفی، تعاملی، کلامی و شناختی افراد مبتلا ایجاد می کند، تقریباً تمام اعضای خانواده، به ویژه مادران را درگیر مسائل ناشی از این اختلال می کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند اوتیسم انجام گرفت. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای فرزند اوتیسم در سال 1403 شهر اردبیل بود که از میان آن ها برحسب ملاک های ورود به پژوهش و به روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه ی 75 دقیقه ای برنامه ی آموزش مهارت های ارتباطی مک کی و همکاران (2009) را دریافت کردند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی سازگاری اجتماعی بل (۱۹۶۱) و پرسشنامه ی کیفیت زندگی اسکوینتگتون و همکاران (2004) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین میانگین سازگاری اجتماعی (001/0>P، 40/57F=، 688/0 η p 2 =) و کیفیت زندگی (001/0>P، 58/89F=، 775/0 η p 2 =) مادران گروه آزمایش و گروه کنترل در پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که بعد از اجرای برنامه ی آموزش مهارت های ارتباطی، میانگین نمرات سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است؛ بنابراین، مادران دارای فرزند اوتیسم به کمک مهارت های ارتباطی می توانند سازگاری خود را بهبود بخشند و کیفیت زندگی در آنان افزایش می یابد.
۱۲۷۹.

تجارب زیسته دانش آموزان در خصوص اقدامات انگیزشی و ضد انگیزشی معلمان در فرآیند یاددهی- یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته ی دانش آموزان در خصوص اقدامات انگیزشی معلمان در فرآیند یاددهی – یادگیری انجام شده است. با توجه به ماهیت موضوع مورد مطالعه، پژوهش حاضر از حیث هدف در زمره پژوهش های کاربردی و از حیث روش پژوهش، از نوع پدیدار شناسی توصیفی با رویکرد کیفی است. میدان مطالعه این پژوهش، مدرسه دخترانه ی امام رضا (ع)، دوره اول متوسطه واقع در منطقه تبادکان مشهد بوده است و نمونه پژوهش دانش آموزان پایه هفتم، هشتم و نهم دبیرستان بوده که به صورت نمونه ی هدفمند مورد مطالعه قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختار یافته فردی تا رسیدن به اشباع نظری استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش سه مرحله ای کدگذاری اشتراوس و کوربین استفاده شده است. جهت کسب اعتبار پژوهش از روش های بررسی توسط مشارکت کنندگان، کدگذاری ثانویه، تبادل نظر با همتایان و تحلیل موارد منفی استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اقدامات انگیزشی معلمان، شامل ۳ مرحله ی ایجاد انگیزه، تداوم انگیزه و ماندگاری انگیزه می باشد؛ و اقدامات ضد انگیزشی آنان شامل ۳ محوراست که عبارتند از: اقداماتی که سبب عدم برقراری ارتباط مناسب می شود، اقداماتی که سبب احساس عدم کفایت و شایستگی دردانش آموزان می شود و اقداماتی که سبب احساس عدم اعتماد در دانش آموزان می شود.
۱۲۸۰.

تمرکز محتوای کتاب درسی و راهنمای معلم علوم تجربی ششم ابتدایی و تسلط معلمان بر مهارت های فرآیند علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۸
در قرن معاصر بکارگیری مهارت های فرآیند علمی برای یادگیری مادام العمر حیاتی است. با این حال، در کشور ما وضعیت آموزش مهارت ها و تسلط معلمان بر آن ها نامشخص است. از این رو هدف مطالعه حاضر شناسایی وضعیت موجود آموزش مهارت های فرآیند علمی است. در ابتدا طرح کدگذاری مهارت های دوازده گانه تدوین و تحلیل محتوای کتاب درسی علوم تجربی پایه ششم ابتدایی چاپ 1403-1402 و راهنمای معلم مربوط چاپ 1393-1392 با واحد ثبت مضمون و روش آنتروپی شانون انجام شد. سپس پرسشنامه ی محقق ساخته شامل 25 سؤال بر اساس طیف لیکرت بین 92 نفر از معلمان ششم ابتدایی شهرستان بابلسر که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، توزیع گردید. روایی ابزار تحلیل محتوا و پرسشنامه از طریق نظرات اساتید گروه تکنولوژی آموزشی اعتبارسنجی شد و پایایی تحلیل محتوا با مقادیر کاپا بین 627/0 و 871/0 و پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ 82/0 تائید گردید. برای آمار استنباطی نیز از آزمون نرمالیته کولموگروف-اسمیرنف و تی زوجی استفاده شد. طبق نتایج بدست آمده، بیشترین توجه کتاب درسی، کتاب راهنمای معلم و معلمان به مهارت های تعریف عملیاتی و رابطه مکان و زمان بوده و مهارت های ارتباطات و استنتاج نسبتاً کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. نتایج نشان دهنده عدم وجود تعادل در پوشش مهارت های فرآیند علمی در برنامه درسی آموزش علوم پایه ششم است؛ لذا بازنگری در برنامه درسی و توجه مؤلفان به موضوع توزیع متوازن مهارت ها پیشنهاد می گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان