فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
تعلیم وتربیت دینی نقش اساسی در شکوفایی فطرت و رشد تربیت دینی انسان دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از موانع تدریس کتاب هدیه های آسمان پایه دوم ابتدایی بود. این تحقیق با رویکرد کیفی و با روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل معلمان ابتدایی شهر قم بود که در سال تحصیلی 1403-1404 به تدریس مشغول بودند. از روش نمونه گیری هدفمند ملاکی برای انتخاب 21 معلم استفاده شد و مصاحبه های نیمه ساختار یافته با آنها صورت گرفت. فرایند مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت و در مصاحبه نوزدهم تکرار داده ها مشاهده گردید، اما برای اطمینان بیشتر دو مصاحبه دیگر نیز انجام شد. معیارهای ورود به پژوهش شامل حداقل سه سال سابقه تدریس در پایه دوم ابتدایی و تدریس در این پایه در سال جاری بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش استرابرت و کارپنتر (2003) صورت گرفت. برای افزایش روایی پژوهش، از بازخورد همتایان و بازبینی یافته ها توسط اعضاء استفاده شد. همچنین، برای ارزیابی پایایی تحقیق، از یادداشت برداری دقیق و مفصّل، بررسی دقیق داده ها هنگام پیاده کردن استفاده شد. موانع عمده در چهار مقوله اصلی شامل موانع مرتبط با معلمان، موانع مرتبط با دانش آموزان، موانع مرتبط با اولیای دانش آموزان و موانع مرتبط با محتوای کتاب درسی شناسایی شدند که این مضمون ها به 21 زیرمضمون تقسیم گردیدند. از پیشنهادهای این پژوهش می توان به فصل بندی کتاب، کاربردی تر کردن مطالب، استفاده از روش های فعال تدریس، کاهش نقش معلم و افزایش مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری اشاره کرد.
واکاوی تجارب دانشجویان کارورزی رشته الهیات از فرآیند فرم (ج) کارورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درس کارورزی (3) یکی از دروس دانشگاه فرهنگیان است که در آن دانشجو باید از طریق روش سازنده گرا و فرم (ج) تدریس کند. اهمیت و ضرورت این پژوهش چگونگی و کارآیی این فرم برای رشته الهیات است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی بوده است. جامعه آماری 27 نفر از دانشجویان درس کارورزی (3) دانشگاه فرهنگیان بودند. یافته های پژوهش در قالب 145 کدگذاری باز، 38 کدگذاری محوری و 5 کدگذاری انتخابی عوامل مؤثر، موانع، راهکارها، عوامل زمینه ای و پیامدها بیان شده است. ازجمله موانع مداخله گر عبارت است از فراگیر نبودن فرم (ج) برای همه دروس، محدودیت زمان کلاس درس و نبود فرصت کافی برای اجرای کامل مراحل فرم (ج)، بالا بودن حجم زیاد مطالب، مناسب نبودن برای مفاهیم انتزاعی، عدم همکاری لازم مدیران و معلمان راهنما و آشنا نبودن معلم راهنما با فرم (ج) و ایجاد مشکلات، ذهنیت منفی دانش آموزان در مورد معلم دینی، سختی انطباق مطالب با روش های جدید و فعال تدریس. پیامدها نیز عبارت است از افزایش مشارکت دانشجویان، ایجاد علاقه مندی دانش آموزان، رشد خلاقیت دانش آموزان و تغییر نگرش دانش آموزان، تسهیل انتقال مطالب زیاد و سنگین به دانش آموزان، افزایش دقت و زمان بندی در تدریس، نظام مند شدن فرایند تدریس، کم شدن فشار روانی و استرس تدریس، نجات از متکلم وحده بودن معلم و تعامل بهتر دانش آموزان.
عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری هوش مصنوعی در بین اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت سریع هوش مصنوعی، آموزش عالی دستخوش تحولاتی اساسی شده است. این فناوری با ارائه ابزارهای نوآورانه و تسهیل شخصی سازی فرآیند یادگیری، امکان دسترسی گسترده تر به منابع آموزشی و بهبود کیفیت تدریس را فراهم کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پذیرش و استفاده از فناوری هوش مصنوعی در میان اعضای هیئت علمی، بر اساس مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری (UTAUT)، انجام شد. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ است که از بین آن ها ۱۱۸ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسش نامه استاندارد و متناسب سازی شده گردآوری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 تحلیل شد. یافته ها نشان دادند که عملکرد مورد انتظار، تلاش مورد انتظار و تأثیر اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری(p<0.01) بر قصد رفتاری، و همچنین بر رفتار استفاده از هوش مصنوعی از طریق قصد رفتار دارند. در مقابل، شرایط تسهیلگر و ریسک ادراک شده تأثیر معناداری بر پذیرش این فناوری نداشتند. تحلیل متغیرهای تعدیلگر نشان داد که جنسیت، رابطه بین ریسک ادراک شده و قصد استفاده را تعدیل می کند، به طوری که در میان استادان زن، ریسک ادراک شده تأثیر منفی و معناداری بر قصد استفاده دارد. این نتایج بر اهمیت بهبود زیرساخت ها، افزایش آگاهی از مزایای هوش مصنوعی، تسهیل دسترسی و کاهش نگرانی های مرتبط با این فناوری تأکید دارد و می تواند راهنمایی برای سیاست گذاران و مدیران آموزشی در تسهیل پذیرش و ارتقای کیفیت کاربری مبتنی بر این فناوری در آموزش عالی باشد.
اثر بخشی فراشناخت درمانی گروهی بر اهمال کاری و خودناتوان سازی تحصیلی در دانش آموزان دارای اضطراب یادگیری ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
79 - 102
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی فراشناخت درمانی گروهی بر اهمال کاری و خودناتوان سازی تحصیلی در دانش آموزان دارای اضطراب یادگیری ریاضی انجام گرفت. این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل دانش آموزان دختر پایه نهم شهر تبریز در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 بود که از میان آنان، با روش نمونه گیری هدفمند مبتنی بر ملاک، ۳۰ نفر دارای اضطراب یادگیری ریاضی بالا انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای فراشناخت درمانی گروهی مبتنی بر پروتکل ولز شرکت کردند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه اضطراب یادگیری ریاضی پلیک و پارکر، پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم و پرسشنامه خودناتوان سازی تحصیلی شوینگر بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته انجام شد. یافته ها نشان داد که مداخله فراشناخت درمانی گروهی به طور معناداری منجر به کاهش اهمال کاری تحصیلی و همچنین کاهش خودناتوان سازی تحصیلی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. نتایج پیگیری سه ماهه نیز بیانگر پایداری این اثرات در طول زمان بود. بر این اساس، فراشناخت درمانی گروهی می تواند به عنوان رویکردی اثربخش برای کاهش پیامدهای منفی ناشی از اضطراب یادگیری ریاضی در دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودانتقادی و شایستگی والدینی مادران کودکان با اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی بر خودانتقادی و شایستگی والدی نی مادران کودکان با ا ختلال طیف اُُتی سم انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی مادران کودکان با اختلال طیف اُُتیسم شهر بوشهر در سال 1402 به تعداد 182 نفر بود. پس از اجرای پیش آزمون، تعداد 30 نفر از مادرانی که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند و همچنین تمایل به همکاری داشتند، به صورت دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایشی و گواه به نسبت برابر 15 نفر در هر یک از گروه ها قرار گرفتند. سپس گروه آزمایشی، طی 8 هفته و در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی در مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی که توسط پژوهشگر در یک مرکز خدمات روان شناختی صورت گرفت، شرکت کردند و طی این مدت گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات مداخله، پس آزمون، توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. مقیاس های مورد استفاده در این پژوهش شامل خودانتقادی و شایستگی والدینی بود. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تجزیه وتحل یل قرار گرفت ند. نتایج: یافته ها نشان داد، بین گروه های آزمایشی و گواه از نظر خودانتقادی و شایستگی والدینی تفاوت معنا داری وجود دارد ) 001 / p>0 (. به عبارت دیگر، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی باعث کاهش خودانتقادی و افزایش شایستگی والدی نی مادران کودکان با ا ختلال ط یف اُُتی سم شد. نتیجه گیری: منطبق با یافته های این پژوهش می توان مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی را به عنوان یک روش کارا جهت کاهش خودانتقادی و افزایش شایستگی والدینی مادران کودکان با اختلال طیف اُُتیسم پیشنهاد داد.
اثربخشی آموزش خود اطمینانی تحصیلی بر انعطاف پذیری شناختی و پردازش شناختی در دانش آموزان دارای مشکلات خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
61 - 73
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش خوداطمینانی تحصیلی بر انعطاف پذیری شناختی و پردازش شناختی دانش آموزان دارای مشکلات خواندن بود. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه های سوم دوره ابتدایی دارای مشکلات خواندن شهر تبریز بود که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند که از میان آن ها به روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) به عنوان حجم نمونه و به طریق تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) و آزمون پردازش شناختی ناگلیری و همکاران (2014) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره با نرم افزار SPSS.21 انجام گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش خوداطمینانی تحصیلی بر انعطاف پذیری شناختی و مولفه های ادراک کنترل-پذیری، ادراک توجیه رفتار و ادراک گزینه های مختلف دانش آموزان دارای مشکلات خواندن تاثیر دارد (001/0≥P). همچنین آموزش خوداطمینانی تحصیلی بر پردازش شناختی و مؤلفه های برنامه ریزی، توجه، پردازش همزمان و متوالی در دانش آموزان دارای مشکلات خواندن تأثیر دارد (001/0≥P). در واقع آموزش خوداطمینانی تحصیلی باعث افزایش انعطاف پذیری شناختی و پردازش شناختی و مؤلفه های آن ها در این کودکان می شود. نتیجه گیری: الگوی آموزش خوداطمینانی تحصیلی می تواند در کنار سایر مداخلات موجود، در مداخله برای آموزش دانش-آموزان با اختلال مشکلات خواندن قابل استفاده باشد.
اثر بخشی آموزش توان بخشی شناختی رایانه ای بر اجتناب شناختی و سوگیری شناختی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری دختر و پسر شهر برازجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
110 - 120
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یادگیری دانش آموزان از جمله مسائلی است که در آموزش اهمیت زیاد دارد و یکی از وظایف مهم نظام تعلیم و تربیت امروز پرورش افراد شایسته، کاردان و متعهد و رشد یافته است، لذا توجه به مسائلی که در کاهش اختلال یادگیری نقش دارند؛ ضرورت دارد. هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی آموزش توانبخشی شناختی رایانه ای بر اجتناب شناختی، سوگیری شناختی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر، به صورت آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود که در آن نمونه ای به حجم 30 نفر از دانش آموزان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایشی(15نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایدهی شدند. داده های مورد نیاز پژوهش با استفاده از پرسشنامه ی اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، ۲۰۰۴) و سوگیری شناختی (وودی، چامبلس و گلدس، 1997) جمع آوری گردید. برای گروه آزمایش آموزش توان بخشی شناختی رایانه ای ارائه شد ولی به گروه کنترل آموزشی ارائه نشد. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین و انحراف معیار نمره های گروه آزمایشی و گواه متغیرهای وابسته واپس زنی افکار نگران کننده (98/48=F و 001/0 =P)؛ جانشینی افکار مثبت به جای افکار نگران کننده (03/147=F و 001/0 =P)؛ حواس پرتی (25/114=F و 001/0 =P)؛ افکار نگران کننده (88/101=F و 001/0 =P)؛ تغییر تصاویر ذهنی به افکار کلامی (11/62=F و 001/0=P)؛ اجتناب شناختی(55/224=F و 001/0 =P)؛ سوگیری نسبت به بیرون (88/119=F و 001/0=P)؛ سوگیری نسبت به خود(96/31=F و 001/0 =P) و سوگیری شناختی (92/81=F و 001/0 =P) تفاوت معنی داری را نشان داند. نتیجه گیری: با توجه به اینکه اختلال یادگیری تاثیرات منفی زیادی در امر آموزش ایجاد می نماید رفع این اختلال به ویژه به وسیله آموزش توانبخشی شناختی به روش رایانه ای که در این مطالعه رابطه معناداری با کاهش اجتناب و سوگیری شناختی بدست آمده به عنوان یک اولویت آموزشی مطرح می گردد. کلیدواژه ها: آموزش توانبخشی شناختی رایانه ای، اجتناب شناختی، سوگیری شناختی.
بررسی وضعیت کارشناسان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی از نظر مؤلفه های سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
121 - 128
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی وضعیت کارشناسان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران از نظر مؤلفه های سلامت روان به صورت توصیفی تحلیلی در سال 1403-1402 انجام شد. جامعه مورد پژوهش را تمامی کارشناسان آموزشی که در دانشکده های تابعه دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به کار بودند، تشکیل دادند. در این مطالعه روش نمونه گیری به صورت در دسترس بود که 50 نفر از کارشناسان آموزش واجد شرایط وارد مطالعه شدند. در خصوص جمع آوری اطلاعات از روش های کتابخانه ای و از روش میدانی ابزار پرسشنامه استفاده شد. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه دموگرافیک و پرسش نامه 28 گویه ای وضعیت سلامت روان(GHQ) بود. پس از مراجعه به دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران و جمع آوری داده ها، پاسخ ها و نتایج مورد تجزیه و تحلیل فرار گرفت. برای توصیف داده ها از میانگین، انحراف معیار، فراوانی و برای تحلیل استنباطی از آزمون شاپیرو ویلک جهت بررسی توزیع داده ها از لحاظ نرمال بودن برای آزمون فرضیات پژوهش از آنالیز کوواریانس استفاده شد. تمامی آنالیزها توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که سلامت روان کارشناسان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله فشارهای شغلی، تعاملات اجتماعی، حمایت های سازمانی و ویژگی های فردی قرار دارد. در حالی که عملکرد اجتماعی در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد، اما اضطراب و نشانه های جسمانی ناشی از استرس در میان کارکنان قابل توجه است. علاوه بر این، درصدی از کارشناسان نیز علائم افسردگی را تجربه می کنند که می تواند در بلندمدت بر عملکرد سازمانی آن ها تأثیرگذار باشد.
بررسی تطبیقی برنامه درسی هنر مدارس ابتدابی ایران و فنلاند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 15
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه شباهت ها و تفاوت های برنامه درسی هنر دوره ابتدایی در ایران و فنلاند بود. به این منظور، با استفاده از روش تطبیقی، تفاوت و شباهت های آموزش هنردر دو کشور بررسی شد. اطلاعات مورد نیاز برای پاسخگویی به پرسش ها از طریق وب سایت رسمی مجموعه های تخصصی، منابع کتابخانه ای و مقالات معتبر در دو کشور گردآوری شد.این پژوهش از ُبُعد هدف ،کاربردی و از نوع کیفی است که با روش توصیفی-تحلیلی و به کمک الگوی بِرِدی در چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل برنامه درسی هنر دوره ابتدایی در کشورهای جهان و نمونه آماری آن با توجّه به روش نمونه گیری هدفمند، برنامه درسی هنر دوره ابتدایی در ایران و فنلاند است. عمده ترین نتایج این پژوهش پس از مقایسه شباهتها و تفاوتهای موجود در سه عنصر اهداف، محتوا وروش های تدریس برنامه درسی هنر در کشور ایران و فنلاند، نشان می دهد که شباهت ها و تفاوتهای قابل ملاحظه ای میان برنامه درسی هنر دوره ابتدایی هر دو کشور وجود دارد. شباهت ها بیشتر در محتوا و تفاوتها بیشتر در اهداف و روشهای تدریس دیده می شود. همچنین، تحلیل یافته های این پژوهش نشان می دهد در حوزه عمل یا اجرای برنامه درسی هنر دوره ابتدایی، فاصله زیادی بین ایران و فنلانددر عناصرِ بررسی شده، دیده می شود .
تدوین و اثربخشی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم کودکان با اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
171 - 215
حوزههای تخصصی:
تدوین مدل درمانی مبتنی بر رشد عصب محور جهت درمان حداکثری اختلالات عصب-تحولی ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با هدف تدوین و بررسی اثربخشی روش نوآورانه ی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم اوتیسم کودکان طیف اوتیسم انجام شده است. روش پژوهش از نوع کیفی و کمی است. در بخش پژوهش کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی و سپس روش دلفی برای طراحی مبانی نظری و طرح عملیاتی درمان استفاده شد. پس از آن با استفاده از روش آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل، تعداد 30 آزمودنی ۳ تا ۵ سال دارای اختلال طیف اُتیسم از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جای دهی شدند. مداخله به میزان 36 جلسه، طی 3 ماه و در قالب جلسات 45 دقیقه ای اجرا شد. ابزار سنجش آزمون گارس 3 و ASQ II بود. داده ها با روش مانکووا تحلیل شد. یافته ها حاکی از نتایج مثبت در حیطه ی حل مسئله؛ حرکات درشت؛ برقراری ارتباط و علائم اتیستیک (0.01>P) بود، اما این تغییرات در متغیرهای حرکات ظریف و رفتارهای شخصی- اجتماعی؛ دیده نشد. این چنین استنباط می شود که روش درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی موجب رشد و گسترش کارکردهای رشد محور و پایه ای (کلان) می شود، اما تأثیر مستقیم آن در بازه ی زمانی 3 ماهه بر کارکردهای خرد که غالباً نیازمند آموختن از محیط هستند قابل مشاهده نیست.
نقش واسطه ای سرمایه روان شناختی در رابطه معنا در زندگی و بهزیستی تحصیلی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف آزمون مدل علّی میانجی گری سرمایه روان شناختی در رابطه بین معنا در زندگی و بهزیستی تحصیلی در نوجوانان انجام شد. در این پژوهش همبستگی، 302 نوجوان (158 پسر و 144 دختر) که با روش نمونه گیری دردسترس از بین یادگیرندگان متوسطه دوم منطقه 20 آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 انتخاب شدند؛ به سیاهه مشغولیت تحصیلی (سالملا آرو و آپادایا، 2012)، سیاهه فرسودگی تحصیلی (سالملا آرو، کیورا، لسکینن و نورمی، 2009)، پرسش نامه سرمایه روان شناختی تحصیلی (مارتینز، منیگل، کارمونا هالتی و یوسف مورگان، 2021) و پرسش نامه معنا در زندگی (استیگر، فرازیر، اُیشی و کالر، 2006) پاسخ دادند. نتایج روش آماری تحلیل مسیر نشان داد که مدل واسطه مندی کامل سرمایه روان شناختی در رابطه بین معنا در زندگی و بهزیستی تحصیلی (مشغولیت تحصیلی و فرسودگی تحصیلی) در نوجوانان با داده ها برازش مطلوبی داشت. در مجموع، نتایج این پژوهش با تاکید بر مدل واسطه مندی کامل سرمایه روان شناختی در رابطه معنا در زندگی با بهزیستی تحصیلی در نوجوانان از بسندگی شمول مفهومی سازه بسیط سرمایه روان شناختی در تبیین پیوند علّی بین دو قلمرو معنا در زندگی و بهزیستی تحصیلی در نوجوانان حمایت کرد.
سخت رویی تحصیلی: ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی مقیاس تک گامی بولتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل ویژگی های روان سنجی مقیاس تک گامی بولتن (Kannangara et al. 2020) برای سنجش سخت رویی تحصیلی در دانشجویان ایرانی انجام شد. 400 دانشجوی کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی (200 زن و 200 مرد) که به صورت در دسترس در نیمسال تحصیلی اول 1402-1401 انتخاب شدند، به مقیاس تک گامی بولتن، نسخه کوتاه مقیاس نظم بخشی انگیزشی و مقیاس پایستگی انگیزش پاسخ دادند. نتایج تحلیل مولفه های اصلی، از ساختار تک عاملی مقیاس سنجش سخت رویی حمایت کرد. در ادامه، نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان داد که ساختار تک عاملی مقیاس با داده ها برازش مطلوبی داشت. علاوه بر این، نتایج مربوط به همبستگی بین سخت رویی تحصیلی با نظم بخشی انگیزشی و پایستگی انگیزشی از روایی همگرای مقیاس نیز حمایت کرد. ضریب همسانی درونی مقیاس تک گامی بولتن، 86/0 به دست آمد. درمجموع، نتایج این مطالعه شواهد قانع کننده ای در دفاع از خاستگاه نظری زیربنایی مقیاس تک گامی بولتن برای سنجش سخت رویی تحصیلی و مشخصه های فنی روایی و پایایی آن در نمونه دانشجویان ایرانی، فراهم آورد.
تحلیل وضع موجود و مطلوب برنامه درسی دانشگاه شهید باهنر کرمان بر اساس مؤلفه های دانشگاه خدمت محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
225 - 254
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر تحلیل وضع موجود و مطلوب برنامه درسی دانشگاه شهید باهنر کرمان براساس مؤلفه های دانشگاه خدمت محور است که از نظر اعضای هیأت علمی این دانشگاه جهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است. بدین منظور از جامعه آماری شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه شهید باهنر (605)، 234 نفر با روش نمونه گیری سهمیه-ای، انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته دو سویه بود که 31 گویه در قالب پنج عنصر برنامه درسی اهداف، محتوا، فعالیت های یاددهی- یادگیری، روش های ارزش یابی، محیط آموزشی را در دو وضعیت موجود و مطلوب بررسی کرد. ضریب آلفای کرونباخ برای این مقیاس برابر 70 صدم محاسبه گردیده است. نتایج نشان دادند که از نظر اعضای هیأت علمی، در وضعیت موجود دو عنصر محتوا و فعالیت های یاددهی-یادگیری برنامه درسی از نظر رعایت مؤلفه های دانشگاه خدمت محور از وضعیت مطلوب برخوردارند، اما سه عنصر اهداف، ارزشیابی و محیط آموزشی مبتنی بر مؤلفه های دانشگاه خدمت محور نیستند. در وضعیت مطلوب عنصر محیط آموزشی برنامه درسی از نظر رعایت مؤلفه های دانشگاه خدمت محور، بیشترین اختلاف را با وضعیت مطلوب خود دارد.
طراحی الگوی ارزشیابی برای یادگیری در آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۹
121 - 145
حوزههای تخصصی:
با تغییر زیست بوم آموزش ها از حضوری به مجازی و آموزش های ترکیبی لازم است؛ نوع ارزشیابی متناسب با این شرایط مورد بازاندیشی قرار گیرد. یکی از مولفه های مهم در آموزش های دانشگاهی توجه به یادگیری های سطح بالا است که نیازمند گذر از آموزش های حافظه محور است و این نگاه نیازمند بازبینی در نوع ارزشیابی خصوصا برای آموزش های مجازی می باشد. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی ارزشیابی از دانشجویان در آموزش های مجازی با رویکرد ارزشیابی برای یادگیری می باشد. پژوهش با رویکرد ترکیبی و با شیوه تحلیل محتوا استقرایی انجام گرفت. داده ها از منابع معتبر علمی، مصاحبه با متخصصین و با کدگذاری باز، زیرمولفه و مولفه با واحد تحلیل مضمون بدست آمده و با استخراج کدهای باز، زیرمقوله و مقوله اصلی الگو طراحی شد. خروجی این مرحله، تدوین الگوی ارزشیابی از دانشجویان در آموزش های مجازی با رویکرد ارزشیابی برای یادگیری بود. در گام بعد برای اعتبار یابی محتوایی الگو، نسبت اعتبار محتوایی CVR و همچنین شاخص اعتبار محتوایی CVI از لاوشه بررسی شد. مولفه های اصلی الگو عبارتند از: تعیین نوع ارزشیابی براساس هدف آن، تعیین رویکرد، تعیین اهداف برنامه درسی، تحلیل یادگیرندگان، تعیین روش ارزشیابی با توجه به شرایط، تعیین ابزار ارزشیابی، انجام ارزشیابی و تحلیل نتایج، بازخورد و بازنگری و اصلاح.
اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکرانتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی دانش آموزان انجام گرفت. رویکرد پژوهش کمی و از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز بود که با نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، دو گروه 15 نفری به عنوان گروه آزمایش و کنترل انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه مهارت های ﺗﻔکﺮ ﻧﻘﺎدانه کﺎﻟیﻔﺮﻧیﺎ (ﻓﺮم ب)، خودکارآمدی رایانه ای مورفی،کوور و اوون (1989) و باورهای انگیزشی پنتریچ و همکاران (1991) بود. پرسشنامه ها دارای روایی از نوع محتوا بودند و میزان آلفای کرونباخ برای تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی به ترتیب «728/0، 816/0 و 894/0» به دست آمد و پایایی تایید شد. داده های حاصل از پرسشنامه با نرم افزار spss مورد پردازش و تحلیل قرار گرفت. تحلیل کواریانس چندمتغیری(مانکوا) نشان داد، 47درصد تفاوت دو گروه در متغیرهای وابسته مربوط به مداخله آزمایشی بود. تحلیل کواریانس تک متغیری نیز نشان داد، «آموزش سواد اطلاعاتی» بر ارتقای تفکر انتقادی (5/24درصد)، خودکارآمدی رایانه ای (8/37درصد) و باورهای انگیزشی (6/32درصد) تاثیر معنی دار داشت (p<0.05). بنابراین با توجه به تاثیر معنی دار آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی، پیشنهاد می شود، در قالب مداخلات آموزشی کوتاه مدت و بلندمدت، مهارت های فوق را به نوجوانان آموزش دهند و آنها را برای زندگی در دنیای اطلاعاتیِ امروز آماده سازند.
کارکرد هنرهای تجسمی در بستر عکاسی جهت تقویت تفکر انتقادی دانش آموزان متوسطه با تأکید بر رویکرد آموزشیSTEAM(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل و بررسی کارکرد هنرهای تجسمی، در بستر عکاسی، در تقویت مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان مقطع متوسطه با تأکید بر علوم و فناوری در چارچوب STEAM می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل آثار عکاسی دانش آموزان به عنوان بازتاب دهنده فرآیندهای تفکر انتقادی و بررسی چگونگی استفاده از ابزارهای فناورانه و اصول علمی در ایجاد این آثار بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع متوسطه استان مازندران بوده و نمونه پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند از میان دانش آموزانی که در فعالیت های هنری و عکاسی مشارکت داشته اند، انتخاب شده است. عناصر و کیفیات بصری مانند رنگ، نور، ترکیب بندی و زاویه دید، همراه با تأثیر فناوری (نرم افزارهای ویرایش عکس) و علوم (اصول نور و رنگ) در آثار هنری دانش آموزان تحلیل شد. یافته ها نشان داد که مضامینی مانند تضادهای ارزشی، آشفتگی محیطی، امید و مقاومت در برابر موانع، بیشترین تأثیر را در بازتاب تفکر انتقادی دارند. نتایج پژوهش نشان داد که بهره گیری از رویکرد آموزشی STEAM، در هنرهای تجسمی، بستر مناسبی برای طراحی فعالیت های آموزشی هدفمند و تقویت تفکر انتقادی ایجاد می کند. برای نمونه، ابزارهای هوش مصنوعی به دانش آموزان کمک می کنند تا تصاویر خود را به طرز عمیقی به سمت ایجاد معنا و مفهوم بهبود بخشند و مفاهیم انتقادی را با دقت بیشتری بازتاب دهند. از این رو، پیشنهاد می شود فعالیت های آموزشی با تأکید بر علوم و فناوری طراحی شوند، ابزارهای هوش مصنوعی به صورت هدفمند به کار گرفته شوند، و نمایشگاه های تعاملی برای تبادل نظر و تحلیل آثار برگزار گردد.
طراحی مدل ساختاری برای نشانه های نافرمانی مقابله ای بر اساس ابعاد خق و خو و جو عاطفی خانواده با میانجیگیری خودتنظیمی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین ابعاد خلق و خو و جو عاطفی خانواده با نشانه های نافرمانی مقابله ای و طراحی مدل ساختاری برای این رابطه بود. روش : روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر نوبت اول راهنمایی مدارس شهرستان ارومیه در سال تحصیلی 1400-1401 می باشد که از بین آنها 384 نفر به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شده و به طور کامل به پرسشنامه های خودتنظیمی هیجانی گارنفسکی(2006)، سیاهه رفتاری آخنباخ(1991)، سرشت و منش کلونینجر (1994) و جو عاطفی هیل برن (1964) پاسخ دادند. داده ها بر اساس نرم افزار SPSS و Smart PLS تحلیل شده اند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که رابطه مستقیم و معناداری بین ابعاد خلق وخو، جو عاطفی خانواده و خودتنظیمی هیجانی با نشانه های نافرمانی مقابله ای وجو دارد و ابعاد خلق و خو با ضریب اثر 22/0، جو عاطفی خانواده با ضریب اثر 28/0 و خودتیظیمی هیجانی با ضریب اثر 19/0 تبیین گشت(P<0/01). همچنین تحلیل مسیر این پژوهش نشان داد که خودتنظیمی هیجانی نقش واسطه ای را در رابطه بین ابعاد خلق و خو و جو عاطفی خانواده با نشانه های نافرمانی مقابله ای دارا می باشد. خودتنظیمی هیجانی نقش واسطه ای در رابطه بین ابعاد خلق و خو و جو عاطفی خانواده با نافرمانی مقابله ای دارد و مدل ساختاری دارای برازش مناسب می باشد. نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که علاوه بر اثر مستقیم ابعاد خلق و خو و جوعاطفی خانواده بر نشانه های نافرمانی مقابله ای، خودتنظیمی هیجانی به عنوان متغیر میانجی، اثرات ابعاد خلق وخو و جوعاطفی خانواده را بر روی نشانه های نافرمانی مقابله ای اعمال می کند. از نتایج این مطالعه می توان برای پیش بینی و مداخله زودهنگام اختلال نافرمانی مقابله ای عمل کرد.
بررسی ویژگی های روان سنجی (روایی و پایایی) پرسش نامه سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ساخت و اعتبارسنجی (روایی و پایایی) پرسش نامه سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی انجام شد. روش تحقیق آمیخته اکتشافی بود که در بخش کیفی از ۱۵ کارشناس، استاد دانشگاه، سرگروه آموزشی و معلم خبره تربیت بدنی و در بخش کمی از ۲۶۰ معلم تربیت بدنی (30 نفر مطالعه پایلوت و 230 نفر مطالعه اصلی) از 29 استان کشور استفاده شد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. در بخش کمی نیز از پرسش نامه محقق ساخته «سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی» و تحلیل های آماری توصیفی و استنباطی با نرم افزارهای اس پی اس اس و لیزرل استفاده شد. پرسش نامه اولیه با ۷۰ گویه طراحی و روایی صوری و محتوایی آن توسط استادان صاحب نظر تأیید شد. در مطالعه پایلوت که بر روی ۳۰ معلم انجام شد، روایی معنایی بررسی و اصلاحات لازم بر روی گویه ها اعمال گردید. همچنین، ضریب پایایی با آلفای کرونباخ ۰٫۹۵ محاسبه شد. تحلیل عاملی اکتشافی منجر به حذف ۱۵ گویه با بار عاملی کمتر از ۰٫۵ و تشکیل مقیاس نهایی با ۵۵ گویه و ۹ عامل شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان دهنده برازش مطلوب مدل و قرارگیری کلیه بارهای عاملی و شاخص های برازش در محدوده قابل قبول بود.
آسیب شناسی سواد رسانه ای دانش آموزان دوره ابتدایی به منظور ارائه الگو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
30 - 61
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش آسیب شناسی سوادرسانه ای دانش آموزان دوره ابتدایی و ارائه الگو و از نوع کاربردی است و از روش پدیدارشناسی استفاده شده است. مشارکت کنندگان شامل معلمان و مدیران دوره ابتدایی هستند و شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شده است و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته است. ابزار گردآوری داده ها در این بخش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته است. برای روایی و پایایی و همچنین طراحی الگوی اصلاح شده نیز از مصاحبه کانونی با هفت نفر از متخصصان حوزه سواد رسانه ای و برنامه ریزی درسی استفاده شده است. یافته های بخش اول پژوهش که به بررسی مشکلات آموزشی و اجرا پرداخته است، مشکلات آموزشی را در هشت مورد فراهم نشدن زمینه مقبولیت سواد رسانه ای، عدم توفیق دانش آموزان در تعیین صحت و درستی اطلاعات، عدم منجر شدن دانش آموزان به تأمل ورزی و فهم انتقادی اطلاعات، ناتوانی نسبت به نیازهای اطلاعاتی دانش آموزان، ناموفق بودن دانش آموزان در شیوه های اقناع در تولیدات رسانه ای، عدم توفیق دانش آموزان نسبت به ارتقاء مسؤولیت پذیری انتخاب و استفاده از پیام ها، اشکال دانش آموزان در شناخت شکل های بصری ارتباط، عدم توفیق دانش آموزان در بهبود کیفیت و سبک زندگی و آسیب های مربوط به حیطه اجرا را در سه مورد عدم تمهید امکانات برای دبیران و دانش آموزان، فراهم نشدن زمینه مقبولیت سواد رسانه ای، متخصص نبودن دبیر شناسایی شناسایی کرده است. یافته های بخش دوم پژوهش به طراحی الگویی اصلاح شده منجر شده است که در آن به توازن بین مؤلفه های مختلف سواد رسانه ای، استفاده از روش های تدریس تعاملی و تقویت مهارت های تفکر انتقادی تأکید شده است. بنابراین برای بهبود وضعیت فعلی سواد رسانه ای در دوره ابتدایی بازنگری در محتوای کتاب های درسی، توسعه برنامه های توانمندسازی معلمان، تقویت زیرساخت های فناوری در مدارس و ایجاد سیاست های جامع برای گسترش آموزش سواد رسانه ای ضروری است. همچنین، استفاده از رویکردهای تلفیقی در طراحی برنامه درسی می تواند به ارتقای مهارت های رسانه ای و توانایی های انتقادی دانش آموزان کمک شایانی کند.
شناسایی و تبیین مؤلفه ها و ابعاد خودکارآمدی پژوهشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
62 - 83
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی و تبیین مؤلفه ها و ابعاد خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی استان هرمزگان بود. پژوهش با روش کیفی و با نظام کدگذاری استقرایی به انجام رسیده است. در این پژوهش، برای شناسایی مؤلفه ها و ابعاد خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته با متخصصان، استادان و معاونان پژوهشی دانشگاه های استان هرمزگان استفاده شد. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و با 20 مصاحبه، داده ها به اشباع رسید. پژوهشگر به عنوان ابزار پژوهش، از روش مصاحبه برای جمع آوری داده ها استفاده کرد. جامعه پژوهشی شامل متخصصان، استادان و معاونین پژوهشی دانشگاه های سطح استان هرمزگان بودند. یافته ها بیان گر این است که شش مقوله کلیدی شامل تسلط بر مهارت ها و روش علمی نسبت به مقوله پژوهش؛ تسلط بر مراحل و نحوه انجام هر یک از مراحل پژوهشی؛ داشتن ویژگی های شخصیتی و مهارت های ارتباطی مناسب برای انجام پژوهش؛ نگرش درونی مطلوب نسبت به مقوله پژوهش؛ تسلط بر دانش تخصصی مرتبط با مقوله پژوهش؛ و تأییدپذیری از جامعه علمی هدف انجام کار پژوهشی، ابعاد و مؤلفه های خودکارآمدی پژوهشی هستند. نتایج نشان داد؛ سه مؤلفه تسلط بر مهارت ها و روش علمی نسبت به مقوله پژوهش، نگرش درونی مطلوب نسبت به مقوله پژوهش و تسلط بر دانش تخصصی مرتبط با مقوله پژوهش، بیشترین برجستگی را در این بین دارا هستند و سایر مقولات در درجات بعدی اهمیت قرار می گیرند.