فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱٬۳۲۶ مورد.
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
41 - 52
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه پسند در نوجوانان: نقش تعدیل گر جنسیت انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان مقطع نهم، دهم و یازدهم منطقه 2 شهر گرگان در سال 1402 بود که با استفاده از جدول مورگان 320 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های والدین هلیکوپتری پیستلا و همکاران (2020)، نیازهای بنیادین روانشناختی لاگاردیا و همکاران (2000) و رفتارهای جامعه پسند لوئیس پنر (2002) بود. داده های پژوهش با تحلیل رگرسیون چندگانه سلسه مراتبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که والدین هلیکوپتری می تواند، نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه پسند را پیش بینی کند (05/0>p). ضریب تعیین تعدیل شده نشان داد، والدگری هلیکوپتری توانست 23 درصد از واریانس نیازهای بنیادین روانشناختی و 30 درصد رفتارهای جامعه پسند را تبیین کند. همچنین جنسیت در رابطه والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه پسند دختران نقش تعدیل کننده داشت. نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان نتیجه گرفت، عوامل مختلفی از جمله جنسیت و والدگری هلیکوپتری بر نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه پسند دختران اثر می گذارند.
نقش ادراک نابرابری جنسیتی و امنیت در پیش بینی رضایت شغلی زنان: یک مطالعه توصیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
71 - 82
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رضایت شغلی زنان شاغل بر اساس ادراک نابرابری جنسیتی و امنیت انجام شده است.
روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل زنان شاغل در بخش دولتی شهر شیراز بود. با روش نمونهگیری طبقهای 384 نفر در نهایت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای رضایتشغلی فیلد و روث (1951)، پرسشنامه ادراک نابرابریجنسیتی یعقوبی و همکاران (1392) و پرسشنامه امنیت اجتماعی ابراهیمی و بنی فاطمه (1393) بود. با استفاده از همبستگی و رگرسیون گام به گام در نرم افزار spss24 دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج بدست آمده نشان داد که بین ادراک امنیت و رضایت شغلی زنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، اما میان ادراک نابرابری جنسیتی و رضایت شغلی زنان رابطه منفی و معناداری وجود دارد (P<./0001). تحلیل رگرسیون نشان داد که امنیت27/0 در گام اول و ادراک نابرابری جنسیتی 34/0درصد از واریانس رضایت شغلی زنان را پیشبینی نمودند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که برای افزایش رضایت شغلی زنان، نیاز است تا سیاستها و اقدامات مؤثری برای کاهش نابرابری جنسیتی و افزایش ادراک امنیت در محیطهای کاری اتخاذ شود. این اقدامات میتواند، شامل ارائه آموزشهای لازم به مدیران و کارکنان، ایجاد سیاستهای حمایتی برای زنان و تضمین محیط کاری ایمن باشد.
مقایسه بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در سه گروه از کودکان با برو ن ریزی هیجانی، درون ریزی هیجانی و بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
17 - 32
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی از مؤلفههای بنیادین رشد اجتماعی- عاطفی در دوران کودکی به شمار میروند که نقش تعیینکنندهای در کیفیت روابط بینفردی، سازگاری رفتاری و سلامت روانی دارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه سطح بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در سه گروه از کودکان دارای الگوهای متفاوت ابراز هیجانی، شامل برونریزی هیجانی، درونریزی هیجانی و کودکان بهنجار بود.
روش: این مطالعه به شیوه علی- مقایسهای انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشآموزان پایه ششم ابتدایی در منطقه فردیس شهر کرج در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ تشکیل میدادند که از میان آنها، ۹۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت هدفمند در سه گروه هم اندازه جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (2002) برای طبقهبندی اختلالات رفتاری، آزمون بازشناسی هیجانی چهره اکمن (1976) برای سنجش توانایی شناسایی هیجانات پایه، و مقیاس کارکرد اجتماعی انطباقی کودکان و نوجوانان پرایس و همکاران (2002) برای ارزیابی ابعاد عملکرد اجتماعی کودکان بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج حاکی از وجود تفاوت معنادار میان سه گروه در هر دو متغیر مورد بررسی بود (p<0.01) . بهطور خاص، کودکان بهنجار در شاخصهای کارکرد اجتماعی عملکرد بهتری نسبت به همتایان دارای اختلالات هیجانی داشتند، در حالی که کودکان با برونریزی هیجانی نمرات بالاتری در بازشناسی هیجانی نسبت به گروههای دیگر کسب کردند.
نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهند که اختلال در تنظیم هیجانات لزوماً به معنای ناتوانی در شناسایی آنها نیست، بلکه تفاوت در نحوه تفسیر، پردازش و بهکارگیری این اطلاعات در بافت تعاملات اجتماعی، عامل تعیینکننده در افت عملکرد اجتماعی کودکان دارای مشکلات هیجانی است. از اینرو، توجه به مداخلات آموزشی- درمانی با هدف بهبود یکپارچگی هیجانی و اجتماعی در این گروه از کودکان ضرورت دارد. همچنین انجام پژوهشهای آینده با استفاده از طرحهای طولی و روشهای ترکیبی برای تعمیق درک این روابط توصیه میشود
ملاک های روانسنجی مقیاس نگرش به کمک(HAS )و رابطه آن با گرایش های اجتماعی مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
143 - 157
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگیهای روانسنجی مقیاس «نگرش به کمک» و ارتباط آن با گرایشهای اجتماعی مطلوب در بافت ایرانی بود. این مقیاس در ابتدا توسط نیکل در سال 1998 تدوین شده است.
روش: این پژوهش با طرح توصیفی– پیمایشی انجام شد. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای، 384 فرد بالای 18 سال از شهر گرگان، ایران انتخاب شدند. شرکتکنندگان مقیاس نگرش به کمک را تکمیل کردند. روایی محتوایی و سازهای از طریق بررسی خبرگان و تحلیل عاملی اکتشافی ارزیابی شد. پایایی نیز با استفاده از همسانی درونی و ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. علاوه بر این، برای بررسی روایی ملاکی از پرسشنامه گرایشهای اجتماعی مطلوب استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که این مقیاس دارای ساختار تکعاملی است. آلفای کرونباخ برای کل مقیاس برابر با 7/0 بود که نشاندهنده همسانی درونی قابل قبول است. همچنین، همبستگیهای قوی بین نمره کلی مقیاس نگرش به کمک و ابعاد گرایشهای اجتماعی (01/0) مشاهده شد که حاکی از روایی ملاکی رضایتبخش است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدستآمده، نسخه فارسی مقیاس نگرش به کمک از روایی و پایایی قابل قبول برخوردار است و میتواند به عنوان ابزاری مناسب برای سنجش نگرش به کمک در جمعیت ایرانی به کار رود. این ابزار میتواند بینشهای ارزشمندی درباره احساسات، باورها و رفتارهای مرتبط با کمک به دیگران فراهم کند و در زمینههای پژوهشی و کاربردی روانشناسی مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی بر رفتارهای پرخطر جنسی و خودکارآمدی عمومی زنان آسیب دیده اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افزایش رفتارهای ناسالم و پرخطر در میان زنان آسیب دیده اجتماعی و کمبود آموزش های لازم در این زمینه، موضوعی نگران کننده است که نیاز به توجه فوری دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی بر رفتارهای پرخطر جنسی و خودکارآمدی عمومی زنان آسیب دیده اجتماعی بود.
روش: طرح کلی پژوهش حاضر با روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری آن کلیه زنان خدمت گیرنده در مرکز حمایت و توانمندسازی زنان آسیب دیده اجتماعی (راه نوین) شهرستان آمل در سال 1401 درنظر گرفته شد که از بین جامعه آماری 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسش نامه رفتارهای پرخطر جنسی زارعی و همکاران (1389) و مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران (1982) به عنوان پیش آزمون اجرا و مداخله آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی به مدت 8 جلسه 120 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش قرار گرفت و پس از اتمام برنامه آموزش، پس آزمون اجرا شد. داده ها با نرم افزار SPSS و تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد، مداخله آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی در کاهش رفتارهای پر خطر جنسی و افزایش خودکارآمدی عمومی در زنان آسیب دیده مؤثر بوده است و بیشترین اثر این مداخله بر متغیر خودکارآمدی عمومی بود (01/0>p).
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که آگاه سازی مبتنی بر ارتقاء مهارت خودمراقبتی منجر به کاهش رفتارهای پرخطر جنسی و افزایش خودکارآمدی زنان آسیب دیده اجتماعی می شود. این مداخله می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر و کاربردی در بهبود سلامت روانی و جسمانی این گروه مورد توجه قرار گیرد.
پیش بینی وفاداری به برند و سبکهای تصمیم گیری برای خرید بر اساس استفاده از شبکه های مجازی در مصرف کنندگان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این مطالعه با هدف پیش بینی وفاداری به برند و سبک های تصمیم گیری برای خرید بر اساس استفاده از شبکه های مجازی در مصرف کنندگان شهر تهران انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل خریداران مراجعه کننده به فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش شهر تهران در نیمه اول سال 1402 بود که به روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. پرسشنامه های وفاداری به برند و شبکه های مجازی هر دو محقق ساخته صفاری نیا و همکاران (1403) و پرسشنامه سبک های تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان اسپرولز و کندان (1986) به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شد. در تحقیق حاضر برای توصیف داده ها از آمار توصیفی و به منظور تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های تحقیق از آمار استنباطی و روش رگرسیون استفاده شد. نرم افزار مورد استفاده Smartpls بود. یافته ها: نتایج نشان داد، وفاداری به برند از طریق شبکه های اجتماعی مجازی و همچنین سبک های تصمیم گیری برای خرید از طریق شبکه های مجازی قابل پیش بینی هستند (P<0/05). نتیجه گیری: یافته ها به میزان قدرت شبکه های مجازی در پیش بینی وفاداری به برند و سبک های خرید اذعان دارد. این یافته اهمیت ارتباطات را در صنعت بازاریابی و تجارت نشان می دهد. این نتایج نه تنها با بدنه رو به رشد ادبیات تحقیقاتی در مورد تأثیر شبکه های مجازی بر رفتار مصرف کنندگان هم راستا است، بلکه نقش منحصر به فرد این پلتفرم ها را در بازاریابی مدرن نشان می دهند.
مقایسه ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی در دانش آموزان تیزهوش و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
105 - 120
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در جوامع امروزی، تفاوت های فردی در میان دانش آموزان تیزهوش و عادی به موضوعی مهم در زمینه های آموزشی و روان شناختی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی در دانش آموزان تیزهوش و عادی انجام شد. روش: روش پژوهش ، توصیفی و از نوع علی – مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1403- 1402 به تعداد 5936 دانش آموز بود که از این تعداد 5543 نفر دانش آموز عادی و 393 نفر دانش آموز تیزهوش می باشد. تعداد نمونه آماری پژوهش با استفاده از فرمول کوکران برای دانش آموزان عادی 360 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و برای دانش آموزان تیزهوش 195 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه نیازهای بنیادین روان شناختی (لی گاردیا و همکاران، 2000)، پرسشنامه کیفیت دوستی (حجازی و ظهره وند، 1380) و پرسشنامه سازگاری فردی – اجتماعی کالیفرنیا (کلارک و همکاران، 1953) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین میانگین ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانش آموزان تیزهوش و دانش آموزان عادی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0P<). به این صورت که نمرات ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانش آموزان تیزهوش بیشتر از دانش آموزان عادی بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش لزوم توجه به ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی، سازگاری اجتماعی و کیفیت دوستی دانش آموزان را از طرف خانواده، برنام ه ریزان آم وزش و پرورش، روان شناسان و مشاوران مدرسه و معلمان مورد تأکید قرار می دهد.
مقایسه احساس شرم درونی شده و سبک های دلبستگی افراد با ملال جنسیتی تطبیق جنسیت یافته، نیافته و افراد غیر مبتلا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
95 - 110
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با افزایش تقاضای جراحی تطبیق جنسیت در ایران، بررسی متغیرهای مرتبط با ملال جنسیتی اهمیت بیشتری یافته است. سبکهای دلبستگی و احساسات از جمله متغیرهای تاثیرگذار در بروز ملال جنسیتی است. بنابراین هدف پژوهش حاضر مقایسه احساس شرم درونی شده و سبکهای دلبستگی در افراد ملال جنسیتی تطبیق جنسیت یافته، نیافته و افراد غیر مبتلا بود.
روش: در پژوهش حاضر ۳۰ نفر در سه گروه (ملال جنسیتی تطبیقیافته، نیافته و افراد عادی) با روش نمونهگیری در دسترس از کرج انتخاب شدند. پژوهش حاضر جزء تحقیقات توصیفی- مقایسهای بود. دادهها با پرسشنامههای شرم درونی شده (کوک و همکاران، ۱۹۹۳) و سبکهای دلبستگی (کولینز و رید، ۱۹۹۰) جمعآوری و دادها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که در سبک دلبستگی دوسوگرا و ایمن میان دو گروه ملال جنسیتی تطبیق یافته و نیافته تفاوت معنادار وجود دارد. در زیر مقیاسهای احساس شرم درونی شده، فقط در زیر مقیاس عزتنفس، تفاوت معناداری میان دو گروه افراد ملال جنسیتی تطبیق نیافته و غیر مبتلا وجود داشت (05/0p <).
نتیجهگیری: ملال جنسیتی متأثر از عزت نفس پایین و سبک دلبستگی ناایمن یا دوسوگرا است. افراد تطبیقنیافته در معرض بیشترین آسیب روانی قرار دارند، در حالی که تطبیق جنسیت با افزایش عزتنفس و سبک دلبستگی ایمن همراه است.
پدیدارشناسی نگرش مثبت به ازدواج در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
111 - 128
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در سالهای اخیر، تغییرات فرهنگی و اجتماعی بر نگرش جوانان نسبت به ازدواج تأثیر گذاشته و گاه موجب کاهش تمایل به ازدواج شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پدیدارشناسی نگرش مثبت به ازدواج در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد انجام شد.
روش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، یک پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی تفسیری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. در این پژوهش از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد. مصاحبهها به صورت نیمهساختاریافته و عمیق انجام شد و گردآوری دادهها تا زمان اشباع نظری ادامه یافت؛ در مجموع، ۱۴ نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تحلیل و تفسیر دادهها از شیوه تحلیل تفسیری کلایزی و دیکلمن استفاده شد.
یافتهها: درمجموع از بررسی کدگذاریها و استخراج مضامین 5 مضمون اصلی، 14 زیر مضامین و 103 واحد معنایی حاصل شد. مضامین اصلی عبارت اند از: 1. نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده 2. رشد فردی از طریق ازدواج 3. پیشرفت اجتماعی و مالی از طریق ازدواج 4. تأثیر خانواده و جامعه و 5. مسائل مذهبی.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که این عوامل در شکلگیری دیدگاههای مثبت نسبت به زندگی مشترک نقش دارند. بر این اساس، برنامههای آموزشی و فرهنگی میتوانند در تقویت این نگرشها مؤثر باشند.
تعیین اثربخشی برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی بر دلبستگی ناایمن و مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
87 - 100
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شایستگی اجتماعی به عنوان یکی از پیش بینی کننده های موفقیت تحصیلی و اجتماعی فرد به شمار می رود که می تواند، عملکرد مطلوب کنونی و آینده او را تحت تأثیر قرار دهد؛ بر همین اساس هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه مداخله ای شایستگی اجتماعی بر دلبستگی ناایمن و مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست بود.
روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان بی سرپرست شهر سنندج در سال تحصیلی 1403-1402 بود. 30 دانش آموز که نمره آن ها در پرسشنامه دلبستگی ناایمن یک انحراف معیار بالاتر و در مهارت های اجتماعی یک انحراف معیار پائین تر از میانگین بود با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت گمارش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. که گروه آزمایش 16 جلسه 45 دقیقه ای تحت برنامه آموزش شایستگی اجتماعی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار های مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه اختلال دلبستگی راندولف (2000) و پرسشنامه نظام درجه بندی مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) بودند. تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس و نرم افزار آماری spss نسخه 23 صورت گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی بر کاهش دلبستگی ناایمن و افزایش مهارت های اجتماعی و مؤلفه های آن (همکاری، جرأت ورزی و خودمهارگری) مؤثر است (001/0>p) و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که برنامه آموزش گروهی شایستگی اجتماعی روش مداخله ای مناسبی جهت کاهش دلبستگی ناایمن و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان بی سرپرست است.
تدوین مدل پرسه زنی اینترنتی بر اساس پریشانی روان شناختی و جذب شناختی با نقش میانجی توانایی تصمیم گیری در دانش آموزان دورۀ متوسطه دوم دارای اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
125 - 140
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اعتیاد به گوشی های هوشمند از مشکلات رایج دانش آموزان است که عوامل متعددی در آن نقش دارند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه پریشانی روان شناختی و جذب شناختی با پرسه زنی اینترنتی در دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه ای توانایی تصمیم گیری بود.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش توصیفی - همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال ۱۴۰۲ تشکیل دادند (1300N=) که از بین آن ها 300 نفر که نمره 53 یا بالاتر در پرسش نامه اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند سواری (1392) داشتند به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های پرسه زنی اینترنتی استودارت (2016)، مقیاس توانایی تصمیم گیری ملبورن (1997)، مقیاس جذب شناختی آگاروال و کاراهانا (2000)، پرسش نامه اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند سواری (1392) و مقیاس پریشانی روان شناختی لاویبوند و لاویبند (1995) بود.
یافته ها: نتایج نشان داد مدل از برازش خوبی برخوردار بوده، رابطه پریشانی روان شناختی (14/0 β=، 001/0=P) و جذب شناختی (17/0 β=، 001/0=P)با پرسه زنی اینترنتی غیرمستقیم و معنادار است و علاوه بر این پریشانی روان شناختی (34/0-β=،001/0=P) و جذب شناختی (46/0-β=، 001/0=P) با میانجی گری توانایی تصمیم گیری اثر غیرمستقیم و معناداری بر پرسه زنی اینترنتی در دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی های تلفن هوشمند داشتند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که در تأیید فرضیات پژوهش پریشانی روان شناختی و جذب شناختی به شیوه های مستقیم و غیرمستقیم پرسه زنی اینترنتی دانش آموزان دارای اعتیاد به گوشی تلفن هوشمند را تحت تأثیر قرار می دهند و نقش فعالی در رفتار پرسه زنی اینترنتی دارند.
کلمات کلیدی : پریشانی روان شناختی، جذب شناختی، توانایی تصمیم گیری، پرسه زنی اینترنتی.
پیش بینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی با میانجی گری هوش هیجانی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
17 - 30
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف پیش بینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی با میانجی گری هوش هیجانی در دانش آموزان انجام شد. روش: روش تحقیق این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان بیجار در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 500 نفر بودند که با توجه به جدول گرجسی_ مورگان، 217 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های گرایش به سوء مصرف مواد جانسون (1989)، خودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976)، عملکرد خانواده اپشتین و همکاران (1983)، اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (2013) و هوش هیجانی برادبوری و گریوز (2004) بود. داده های پژوهش با آزمون تحلیل مسیر و استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی با هوش هیجانی در دانش آموزان رابطه معنادار وجود دارد (05/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز بیانگر این بود که از خودبیگانگی آموزشی 635/0، عملکرد خانواده 520/0، هوش هیجانی 366/0 و اهمال کاری تحصیلی 731/0 از گرایش به مصرف مواد را تبیین می کند. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت نقش اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال کاری تحصیلی در گرایش دانش آموزان به مواد مخدر نتایج پژوهش حاضر می تواند در زمینه برنامه ریزی و اتخاذ سیاست های مقتضی جهت ارائه برنامه های آموزشی به خانواده ها و دانش آموزان آن ها مفید باشد.
جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
67 - 82
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تحلیل عوامل مؤثر بر انگیزه ها، تصمیم گیری ها و تأثیرات اجتماعی شرط بندی به درک عمیق تری از این پدیده کمک می کند. این پژوهش به بررسی جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی می پردازد. روش: این پژوهش با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کادر انتظامی، خبرگان دانشگاهی، مربیان فوتبال و افرادی با تجربه شرط بندی بود. نمونه گیری به شیوه گلوله ای انجام شد و ملاک انتخاب شامل تجربه شرط بندی آنلاین یا آفلاین و آگاهی در زمینه نظارت بر فعالیت های شرط بندی بود. پس از انجام 17 مصاحبه، 61 مضمون فرعی و 8 مضمون اصلی استخراج گردید. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته شامل سوالات باز و بسته بود. برای افزایش اعتبار و پایایی، از معیارهای اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری استفاده شد. درصد توافق بین دو کدگذار متخصص در کدگذاری 75% به دست آمد. یافته ها: جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی شامل: 61 مضمون فرعی در قالب 8 مضمون اصلی شامل؛ عوامل شخصی، آسیب های دوره زندگی مشکلات عاطفی/ روانی، چالش سلامتی، استراتژی های مقابله ای مؤثر، انگیزه اجتماعی، مشوق های شرط بندی و چالش اقتصادی می باشد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که جنبه های روانشناختی و رفتاری افراد در شرط بندی ورزشی تأثیرات عمیقی بر سلامت روان و روابط اجتماعی آن ها دارد. به منظور کاهش آسیب های ناشی از این رفتار، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی و مداخلات درمانی طراحی شود تا آگاهی نسبت به خطرات شرط بندی افزایش یابد. همچنین، ایجاد گروه های حمایتی می تواند به افراد در مدیریت و کنترل رفتارهای شرط بندی کمک کند.
رابطه اضطراب ظاهر و کمال گرایی با اضطراب اجتماعی با نقش میانجی عزت نفس در میان کاربران نوجوان شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
33 - 48
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حضور گسترده نوجوانان در شبکههای اجتماعی همراه با پیامدهای روانشناختی و اجتماعی میباشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش میانجی عزتنفس در روابط بین کمالگرایی و اضطراب ظاهر در میان نوجوانان کاربر شبکههای اجتماعی انجام شد.
روش: تحقیق از نوع کاربردی و روش تحقیق، توصیفی همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه دانشآموزان متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1403-1402 بود. نمونهگیری به روش خوشهای دومرحلهای انجام گرفت. تعداد 460 نفر از دانشآموزانی که از شبکههای اجتماعی استفاده میکردند، مقیاس اضطراب بدنی اجتماعی (هارت و همکاران، 1989)، مقیاس کمالگرایی (نجاریان و همکاران، 1387)، پرسشنامه اضطراب نوجوانان (لاگریکا و لوپز، 1998) و مقیاس عزتنفس (روزنبرگ، 1965) را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل دادهها از طریق آزمونهای همبستگی پیرسون، t مستقل و تحلیل معادلات ساختاری انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که کمالگرایی و اضطراب ظاهر بطور مستقیم و به واسطه عزتنفس بر اضطراب اجتماعی اثرگذار بود (0001/0> p). با توجه به تفاوتهای جنسیتی در متغیرهای اضطراب اجتماعی، کمالگرایی و عزتنفس، مدل پیشنهادی بطور جداگانه در بین دختران و پسران برازش شد. نتایج نشان داد که با وجود اینکه در مدل دختران، مقادیر و اندازه اثرها مشابه مدل کلی میباشد، اما در مدل مربوط به پسران اثر عزتنفس بر اضطراب اجتماعی معنادار نبود (05/0<p).
نتیجهگیری: در بین دختران نوجوان کاربر شبکههای اجتماعی، کمالگرایی و اضطراب ظاهر از طریق کاهش عزتنفس منجر به افزایش اضطراب اجتماعی می شود.
کشف و شناسایی عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری: یک مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
97 - 110
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شیوع روز افزون طلاق خاکستری در جامعه و پیامدهای این نوع طلاق ضرورت شناسایی عوامل مؤثر بر این پدیده را دوچندان کرده است، از این رو پژوهش حاضر در قالب یک مطالعه کیفی به شناسایی عوامل علی مؤثر بر طلاق خاکستری پرداخته است.
روش: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع طرح های داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی زنان و مردان بالای 50 سال و روانشناسان و مشاوران و جامعه شناسان شهر تهران در سال 1402 تشکیل می دادند. در این مطالعه حجم نمونه پس از رسیدن به اشباع نظری برابر با 21 نفر تعیین شد که شامل 8 نفر روانشناس، 4 نفر جامعه شناس و 9 نفر زن و مرد بالای 50 سال بود که این افراد با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری اطلاعات استفاده شد، همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از استراتژی اشتراوس و کوربین و نرم افزار MAXQDA-2020 استفاده گردید.
یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که پس از کدگذاری ۳۸ مقوله استخراج شد و این مقولات ۱۵ کد محوری را تشکیل می دادند که در قالب کد انتخابی عوامل علی مؤثر بر طلاق خاکستری قرار گرفتند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش به نظر می رسد که شناسایی عوامل مؤثر بر طلاق خاکستری می تواند باعث افزایش آگاهی زوجین، متخصصان و مداخله گران حوزه طلاق خاکستری شود و بستر لازم را برای انجام اقدامات و مداخلات مؤثر و کارآمد در زمینه طلاق خاکستری ارتقا دهد.
پیش بینی اشتغال پذیری خود- ادراک شده براساس سبک های دلبستگی، ذهنی سازی و بلندپروازی مسیر شغلی در فارغ التحصیلان دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
145 - 160
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تداوم مسیرشغلی پس از دوران دانشگاه و ورود به عرصه اشتغال مورد توجه غالب فارغ التحصیلان دانشگاه ها است. لذا پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اشتغال پذیری خود-ادراک شده بر اساس سبک های دلبستگی، ذهنی سازی و بلندپروازی مسیرشغلی در فارغ التحصیلان دانشگاه انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل کلیه فارغ التحصیلان بیکار جویای کار مراجع کننده به مراکز کاریابی استان اصفهان در طی سال های 1400الی 1402 بودند. از این جامعه، نمونه ای به حجم 163 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های ویژگی های دموگرافیک (محقق ساخته)، اشتغال پذیری خود-ادراک شده (راتول و همکاران، 2008)، سبک های دلبستگی (هاوزن و شیور، 1985)، عملکرد بازتابی (فونگی و همکاران، 2016) و بلند پروازی مسیرشغلی (اوتو و همکاران، 2015) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش های آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره (روش گام به گام) تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین سبک های دلبستگی، ذهنی سازی و بلندپروازی مسیرشغلی با اشتغال پذیری خود-ادراک شده همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). در مجموع متغیرهای سبک های دلبستگی، ذهنی سازی و بلندپروازی مسیرشغلی 84 درصد از واریانس اشتغال پذیری خود-ادراک شده را به عنوان متغیر ملاک تبیین می کند. در نتیجه می توان اشتغال پذیری خود-ادراک شده را به کمک سبک های دلبستگی، ذهنی سازی و بلندپروازی مسیرشغلی پیش بینی نمود.
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت اشتغال پذیری فارغ التحصیلان دانشگاه ها توجه به نقش متغیرهای روانشناختی در کنار کسب مهارت ها و صلاحیت های حرفه ای برای ورود به عرصه اشتغال ضروری است.
اثربخشی مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت های تعاملی والدین در خانواده های فرزندپذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
111 - 126
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حضانت و سرپرستی کودک از جمله امور حساس و پراهمیت در حوزه نهاد خانواده به شمار می آید و پیداست که سرپرستی و تربیت کودک، سعی و زحمت فراوانی را مطالبه می کند. از این رو پژوهش حاضر با هدف اثربخشی فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت های تعاملی والدین در خانواده های فرزندپذیر انجام گرفت.
روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح دو گروه آزمایش و کنترل ناهمسان با پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری 45 روزه بود. جامعه آماری شامل کلیه خانواده های فرزندپذیر از مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست در شهر اصفهان در بازه زمانی تابستان 1402 بود که به شیوه نمونه گیری هدفمند تعداد 40 نفر از بین مراجعه کنندگان به مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 20 نفر (20نفر آزمایش) و (20 نفر کنترل) گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (2003)؛ مهارت های تعاملی والد- کودک پیانتا (1394) و آموزش فرزندپروری آگاه از آسیب بوگلز و راستیفو (2013)، طی 10 جلسه 90 دقیقه ای بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه های تکراری تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که مداخله فرزندپروری آگاه از آسیب بر ترومای دوران کودکی و مهارت های تعاملی والدین در خانواده های فرزندپذیر موثر است (01/0p<).
نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت مداخله فرزندپروری آگاه بر آسیب درمانی مناسب جهت کاهش ترومای دوران کودکی و افزایش مهارت های تعاملی والدین است. بر این اساس پیشنهاد می گردد برنامه اختصاصی همچون آموزش فرزندپروری آگاه از آسیب در راستای اثرات ناشی از آسیب های فرزندپروری در خانواده های فرزندپذیر توسط متخصصین آموزش داده شود.
پیش بینی سرخوردگی زناشویی بر اساس تحریف شناختی، بخشودگی بین فردی و راهبردهای تنظیم هیجان ها در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرخوردگی زناشویی از مهم ترین عوامل ایجاد مشکلات و پیامدهای منفی در بین زوجین است که می تواند منجر به طلاق شود. از این رو، بررسی عوامل مؤثر بر این متغیر اهمیت فراوانی دارد. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی سرخوردگی زناشویی بر اساس تحریف شناختی، بخشودگی بین فردی و راهبردهای تنظیم هیجان در افراد متأهل بود.
روش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، تمام افراد متأهل مراجعه کننده به مراکز سلامت شهرستان زنجان در سال 1400 بود. شرکت کنندگان در پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای دو منطقه از مناطق مختلف شهرستان زنجان انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس سرخوردگی زناشویی MDS، مقیاس تحریف شناختی بین فردی (ICDS)، پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان (CERQ-P) و پرسشنامه بخشودگی بین فردی جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS (نسخه ۲۴) با استفاده از تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنی داری (05/0 P<) انجام شد.
یافته ها: نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که بین تحریف های شناختی، بخشودگی بین فردی و راهبردهای تنظیم هیجان با سرخوردگی زناشویی، همبستگی چندگانه 0/41 وجود دارد (p<0/05). همچنین 17 درصد از واریانس سرخوردگی زناشویی توسط متغیرهای پیش بین به طور معناداری تبیین می شود (p<0/001). بخشش بین فردی دارای بیشترین سهم در تبیین واریانس سرخوردگی زناشویی است.
نتیجه گیری: سرخوردگی زناشویی زوجین تحت تأثیر عوامل درون فردی و بین فردی مختلفی قرار دارد. از این رو، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر سرخوردگی زناشویی و استفاده از نتایج آن به شکل کاربردی و مداخله ای، تأثیرات بسیاری بر بهبود روابط زوجین دارد.
مقایسه تنهایی اجتماعی، تعارض زناشویی و باور به دنیای عادلانه در مادران با و بدون کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
81 - 92
حوزههای تخصصی:
مقدمه: وجود فرزند با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در خانواده عملکرد خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تنهایی اجتماعی، تعارض زناشویی و باور به دنیای عادلانه در مادران با و بدون کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی انجام گرفت.
روش: جامعه آماری پژوهش شامل مادران با و بدون کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در سال 1401 بود و نمونه پژوهش 400 نفر (200 نفر برای گروه با اختلال نقص توجه بیش فعالی و 200 نفر گروه عادی) بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند و به مقیاس تنهایی اجتماعی دی توماسو، برانن و بست (2004)، پرسشنامه تعارض زناشویی ثنایی (1379) و پرسشنامه باور به دنیای عادلانه ساتون و داگلاس (2005) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره و با نرم افزار SPSS-23 تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین مادران با و بدون کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی از لحاظ تنهایی اجتماعی، تعارض زناشویی و باور به دنیای عادلانه تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P).
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بر اهمیت توجه به تنهایی اجتماعی، تعارض زناشویی و باور به دنیای عادلانه در مادران با کودک مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی تأکید می کند و تلویحات کاربردی مهمی جهت مداخله های آموزشی دارد.
ارزیابی مدل کیفیت زندگی بر اساس مؤلفه های سرمایه روانشناختی با میانجی گری حمایت اجتماعی ادراک-شده و باورهای مذهبی در زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تحولات زیستی و اجتماعی انسان، افزایش آمار طلاق، افزایش مصرف مواد و عوامل دیگر، روند صعودی سرپرستی زنان را گسترش داده است؛ در نتیجه مطالعه مؤلفه هایی همچون کیفیت زندگی و سرمایه روانشناختی در بین زنان سرپرست خانوار حائز اهمیت است،. همچنین، با توجه به آنکه مؤلفه هایی همچون حمایت اجتماعی و یاورهای مذهبی به عنوان یک عامل محافظت کننده و حمایتی عمل می کند، مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده و باورهای مذهبی در رابطه مؤلفه های سرمایه روانشناختی با کیفیت زندگی در زنان سرپرست خانوار انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف جزء تحقیقات بنیادی و از منظر روش شناسی، توصیفی و از نوع همبستگی بود که با استفاده از معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد مشهد در پاییز و زمستان 1402 بود. از جامعه مذکور 200 زن سرپرست خانوار به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996)، باورهای مذهبی جورج (1998) و حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988) بود. در ﺳﻄﺢ اﺳﺘﻨﺒﺎﻃﯽ از روش همبستگی پیرسون و همچنین تحلیل مسیر با نرم افزار آموس استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان می دهد که اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (18/0β=) بر کیفیت زندگی معنی دار نیست (05/0<p-value)؛ همچنین اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (23/0β=) بر باورهای مذهبی و باورهای مذهبی(08/0β=) بر کیفیت زندگی نیز معنی دار نیست (05/0<p-value). اثر مستقیم سرمایه روانشناختی (94/0β=) بر حمایت اجتماعی و نیز اثر مستقیم حمایت اجتماعی(81/0β=) بر کیفیت زندگی معنی دار است (01/0>p-value). یافته ها نشان می دهد که حمایت اجتماعی نقش میانجی در رابطه بین سرمایه روانشناختی (76/0β=) با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار دارد (01/0>p-value)؛ ولیکن، باورهای مذهبی نقش میانجی در رابطه بین سرمایه روانشناختی (018/0β=) با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار ندارد (05/0<p-value).
نتیجه گیری: با استفاده از نتایج حاصل می توان اینگونه نتیجه گرفت که گروه های حمایتی و انجمن هایی برای حمایت از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد می تواند منجر به ارتقاء مؤلفه های امید، خوش بینی، تاب-آوری و خودکارآمدی شده و در نهایت کیفیت زندگی زنان را ارتقاء دهد.