اشعار ناصرخسرو از جنبه های گوناگون قابل بررسی است و هدف در این پژوهش، بررسی نماد در شعر این شاعر است. ابتدا نمادهای به کار رفته در دیوان وی، از جهت خاستگاه بررسی و سپس انسانی یا فرارونده بودن آ ن ها مشخص شده است. نمادهای به کار رفته در دیوان ناصرخسرو، از نوع نمادهای انسانی هستند و خاستگاه آن ها طبیعت (درختان) و جاندارانی مانند پرندگان و حیوانات، شخصیت های تاریخی و مذهبی، موجودات افسانه ای و اسطوره ای و صور فلکی است. ناصرخسرو برای بیان مفاهیم سیاسی و دینی، از زبان نمادین استفاده کرده وگذشته از باطنی گرایی، برجسته کردن موضوع، نقش مهمی در استفاده از زبان نمادین در شعر وی دارد.
جستار حاضر چگونگی گزینش مخاطب درون متنی را براساس تجربه های شخصی چند شاعر برجسته ی عصر مشروطه بررسی می کند. پرسش هایی که این پژوهش می کوشد به آن ها پاسخ دهد عبارت است از اینکه: 1ـ هریک از شاعران مورد نظر، در گزینش مخاطب بیشتر تحت تأثیر چه جنبه هایی از تجربه های شخصی بوده اند؟ 2ـ آیا تجربه های شخصی متفاوت، باعث تمایز سبک ایشان در گزینش مخاطب شده است؟
روش کار در این پژوهش به شیوه ی استنتاجی بوده، ابتدا با مطالعه ی دقیق دیوان شاعران دوره ی مشروطه، انواع مخاطب با محوریت مخاطب درون متنی دسته بندی، تقسیم و تعریف شده است. سپس اطلاعات زندگینامه ای این شاعران، به عنوان داده هایی برای مبحث تجربیات شخصی در نظر گرفته شده که این اطلاعات در چهار محور: خانواده، تحصیلات و مطالعات، اعتقادات و باورها، نقش های اجتماعی ارائه شده، تأثیر این تجربه ها در گزینش مخاطب درون متنی مورد بررسی قرار گرفته اند. نتیجه ی پژوهش بیانگر آن است که تجربه های شخصی شاعران، موجب تمایز سبکی ایشان در گزینش مخاطب میشود؛ با دقت در چگونگی این گزینش می توان به اندیشه و جهان بینی هنرمند نزدیکتر شد. همچنین توجّه به ساختار و بسامد انواع مخاطب درون متنی، هویت مخاطب بالقوه یا آرمانی شاعر را نشان می دهد.
ققنوس از مرغان افسانه ای متون ایرانی (فارسی و عربی) است که اصل داستان آن خاستگاه غیر ایرانی دارد. کهن ترین توصیف این پرنده بدون آوردن نامش در البلدان ، گرشاسپ نامه و تحفه الغرائب است و المعتبر فی الحکمه بغدادی به زبان عربی نخستین اثری است که آن را با ذکر نام معرّفی کرده. ققنوس در ادبیّات کهن فارسی بسیار کم (حدود بیست بار) و در ادب معاصر فراوان مورد توجّه شعرا و نویسندگان قرار گرفته است. در این مقاله پس از نگاهی به مهم ترین مآخذِ فارسی و عربیِ مربوط به ذکر نام و یا معرّفیِ این پرنده، همه ویژگی های آن از این متون استخراج و طبقه بندی شده است. سپس تمام شواهدِ کاربرد آن در شعرِ گذشته فارسی و بعضی نمونه های مهمّ آن در شعر معاصر آورده و بررسی شده است. در پایان نیز به مرغانِ مشابهِ ققنوس در برخی منابع و همانندی هایِ این مرغ با فونیکسِ روایات غربی پرداخته شده.
بررسی و تحلیل دین باستانی ایران مستلزم آشنایی دقیق با دین و خدایان ایلامی است که از هزاره چهارم پیش از میلاد تا آغاز ورود آریایی ها نقش مهمی در شکل گیری برخی ایزدان دین ایرانی داشته اند. در این جستار، پیشینه دین ایلامی و ایزدان و ایزدبانوان مهم مورد پرستش ایلامیان تحلیل شده و مار به عنوان نقش مایه مهم آیین ایلامی مورد توجه قرار گرفته است. پی نیکر، ایزدبانوی آسمان برابر ایشتر بابلی است که بعدها کریریشا ایزدبانو مادر جای او را گرفت. هومبان و هوتران در هزاره دوم پ.م. پرستیده می شدند و اینشوشینک، خدای برتر شهر شوش، با این دو یک تثلیث ایزدی تشکیل داد که بسیار همانند تثلیث ایزدی ایرانیان مندرج در اوستای جدید بود؛ یعنی هرمزد- میترا- آناهیتا. شخصیت اینشوشینک بی شک در شکل گیری میترای ایرانی مؤثر بوده است. از تأثیرات دیگر دین ایلامی، نیروی کیدن است که در شکل گیری خورنه یا فره ایرانی تأثیر گذاشته است.
اغلب بر این باورند، که ساختمان شعر، چیزی جدا و کم اهمیت تر از معنا و پیام آن است؛ اما صورت شعر، اولین چیزی است که خواننده را تحت تاثیر قرار می دهد. نیما با حساسیت و تکیه بر بینشی مستقل، ارزش ساختمان شعر را، در ادب فارسی، احیا کرد. در شعر معاصر غالبا، نیما را شاعر «آی آدم ها» می دانند. سوال این است، که راز اهمیت شعر «آی آدم ها» در چیست؟ به نظر می رسد آن چه باعث برجستگی شعر «آی آدم ها» و ساخت های مشابه در شعر معاصر است، ترفندها و انتظارات تعبیه شده در فرم تازه آن هاست، نه پیام و محتوای تکراری. تکرار عنصر مسلط «آی آدم ها» در ساختمان شعر مذکور، علاوه بر استحکام و اسکلت بندی، توازن نحوی، تقویت موسیقی، واسازی ساختار و پایان پذیری خلاق، به شعر وحدت اندیشه و احساس و یکپارچگی عاطفه و لحن، بخشیده است. این مقاله، با نقد شعر «آی آدم ها» از منظر انتظارات و تنظیمات فرمالیستی، سعی دارد تا علاوه بر تقویت حساسیت خوانندگان، آن ها را مهیای کشف انواع اشارت های کمتر آشنا، در ساختمان شعر معاصر کند.
بهاء طاهر یکی از داستان نویسان برجسته مصر است و دارای 10 اثر داستانی است. وی اصولاً نویسنده ای رئالیست است که از امکانات فنی مکتب هنری رئالیسم به طور کامل بهره برده است. هدف ما در این مقاله، شناساندن ویژگی های تکنیکی و محتوایی داستان های بهاءطاهر است. از این رو، در بخش نخست به ویژگی های قالب داستانی در آثار او می پردازیم و با پیرنگ و کشمکش و داستان موقعیت، رمان دراماتیک و مکان های شهری در داستان های او اشنا می شویم و در بخش دوم به مضامین آثارش از قبیل انقلاب ژوئیه، مسائل مربوط به طبقه متوسط و روشنفکر، استعمار، و مساله فلسطین خواهیم پرداخت.
بحث پیرامون نگاه فلسفی-کلامی حافظ به مقولاتی چون تقدیر ازلی، جبر، اختیار و اراده انسان، پردامنه و مناقشهبرانگیز است. منظور از جبر و تقدیر، تحقّق تخلّفناپذیر و از پیش تعیین شده حوادث، افعال و آینده انسانها بر اثر قوانین ضروری و گریزناپذیر علّت و معلول حاکم بر عالَم، یا مطابق اراده پیشین و تغییرناپذیر خداوند است. از طرف دیگر، به نظر میرسد که دستکم بخشی از عواملِ تعیینکننده افکار، احوال، و اعمال انسان، تحت سیطره و اراده او قرار دارند. سازگارگرایان این دو ادعا را قابل جمع و ناسازگارگرایان غیر قابل جمع میدانند. هدف اصلی مقاله، پژوهش پیرامون چگونگی جمع اشعار تقدیرگرایانه حافظ با اشعار اختیار محور اوست. مقاله را با مروری به تاریخ اندیشههای تقدیرگرایی در ایران باستان و یونان باستان شروع و بَعد، چگونگی طرح آن را در مکتبهای کلامی یهودیت- مسیحیت، و اسلام بررسی میکنیم. سپس، اشعار جبرگرایانه، نوع جبرگرایی، دلایل و انگیزههای جبرگرایانه حافظ بحث می شود.