ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۱۰۱ تا ۵۴٬۱۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۴۱۰۱.

کاربرد روان شناختی نمادها در روایت مم و زین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۳
نماد روان شناختی از انواع نمادهایی است که بیشترین کارکرد را در متون ادبی از خود به جای می گذارد و با گذر از معنی ظاهری واژه ها به معنای باطنی آنها اشاره می کند که اغلب از ناخودآگاه شاعر یا نویسنده سرچشمه می گیرد، برخلاف نماد ادبی که پدیده ای مستقل و ابتکاری است، در مثنوی مم و زین با نمادهای روان شناختی روبه رو هستیم که صرف نظر از ارزش زیبایی شناسانه متن، از پیوندی عمیق بین ناخودآگاه شاعر برخوردار است. این جستار بر آن است تا با روش توصیفی–تحلیلی و با تکیه بر مکتب روان شناختی یونگ، نمادهای به کاررفته در این داستان را واکاوی کند. این پژوهش می تواند به درک و شناخت بهتر ما از مثنوی مم و زین کمک کند و ما را با زوایای کمتر شناخته شده ای از این اثر آشنا سازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که داستان مم و زین از این جهت که دارای ساختار و درون مایه ای کاملاً نمادین و مشتمل بر مضامین صور اساطیری و کهن الگویی است، ناخودآگاه جمعی در آفرینش آن نقش مهمّی دارد.
۵۴۱۰۲.

ساختمان بند التزامی بر پایه عملیات تطابق چامسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۰
به دلیل تاثیر زبان انگلیسی بر جستارهای زبان شناختی و دستورشناختی، و نیز ضعیف بودن ساختهای التزامی در این زبان، ساختهای التزامی کمتر مورد توجه دستوریان، به ویژه دستوریان زایشی بوده است. این بدان دلیل است که زبان انگلیسی این ساختها را محدود به چند مورد در حاشیه دستور خود نموده است، و در عوض به جای استفاده از بند متمم التزامی از بند مصدری بهره گرفته است. این در حالی است که زبان فارسی، همچون برخی دیگر از زبانها از این ساختها به گونه زایا بهره می برد. بر این پایه، هدف از این جستار، کنکاش در ساختهای التزامی در زبانها، و مقایسه ساخت بند التزامی زبان فارسی با آن بندهاست. بر این پایه، جستار کنونی نشان می دهد که عناصر حاشیه چپ بند در یک بند التزامی زبان فارسی مبتنی بر آثاری همچون ریتزی (Rizzi, 1997) و دیگران است. آنگاه نشان می دهد که ساخت نحوی بند التزامی در این زبان، تمامی عناصر ایجاد کننده خودایستایی و التزامی بودن را برخوردار است تا از نگاه رده شناسی، این ساختها حتی از زبان ژاپنی، که نظام کاملی را از ساخت التزامی نشان می دهد یک گام فراتر باشد. این ساخت التزامی، آن گونه که این کاوش پی گرفته است شباهت کاملی را با ساخت اخباری از خود نشان می دهد و نقطه مقابل یک ساخت ناخودایستا و عریان مصدری است که در زبانهایی مانند انگلیسی یافت می شود. سپس نشان می دهد که چینش عناصر سازنده یک بند التزامی بر پایه همان چینشی است که اوشیما (Oshima, 2003)، آنتوننکو (Antonenko, 2010) ، و دیگران برای ساختهای التزامی در زبانهای رومانیایی، زبان روسی و دیگر زبانها پیسنهاد کرده اند. سرانجام، این کاوش با استفاده از عملیات تطابق چامسکی (Chomsky, 2000) نشان می دهد که چگونه ساختمان یک بند التزامی بر پایه نحو کمینگی اشتقاق می شود و چگونه این ساختها نیازمند بازنگری در عملیات تطابق هیراییوا (Hiraiwa, 2001) را در زبانها گوشزد می کنند.
۵۴۱۰۳.

حافظ در آیینه شعر حکیم نباتی(نگاهی به روابط بینامتنی نباتی با حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۳
بینامتنیت از تئوری های جدید ادبی است که روابط بین متون را می کاود. این تئوری ادبی با تأکید بر این که هیچ متن ادبی، مستقل نیست، دنبال ردّ پای متون در یک متن خاص است؛ متن را معرّقی از نقل قول ها و هر متنی را جذب و دگرگون سازی متن دیگر می داند. ادبیات ترکی آذری و نمایندگان این ادبیات، با نظر به اینکه این ادبیات متأثّر از ادب فارسی، رشد و گسترش یافته، روابط بینامتنی گسترده ای با ادب فارسی و شاعران بزرگ این ادبیات داشته اند. حکیم ابوالقاسم نباتی از جمله شاعران این ادبیات است که نشان ذهن و زبان حافظ را در جای جای دیوان او می توان دید و روابط بینامتنی او با حافظ در ساحات مختلف زبانی، مضمونی و فکری و صورت های خیال آشکار است. بر این اساس پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به کاوش روابط بینامتنی در ساحات مذکور اختصاص یافته و ابعاد مختلف بینامتنی نباتی با حافظ را بازکاویده است. حضور واژگان و ترکیبات، مضامین و موضوعات بخصوص مضامین رندانه و ریاستیزانه شعر حافظ، صور خیال رایج در شعر حافظ در شعر نباتی، دالّ بر این رابطه بینامتنی اند و پژوهش حاضر با آشکار کردن این نمودهای رابطه بینامتنی، ارتباطات هنری و روابط عمیق بینامتنی نباتی با حافظ را به اثبات رسانده و جایگاه حافظ را به عنوان شاعری اثرگذار در شکل دهی و بالندگی شعر نباتی مورد تأکید قرار داده است.
۵۴۱۰۴.

تأثیرپذیری ناطق نیلی از داستان شاه و کنیزک مثنوی در شکرباغ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
تأثیر و تأثر، یکی از موضوعات مهم در عرصه پژوهش های ادبی است که امروزه با عنوان بینامتنیت، یکی از نظریات مهم ادبی به شمار می آید. بر طبق این نظریه، هر متنی بر پایه متن های پیشین خود شکل می گیرد. مثنوی شکرباغ ناطق نیلی، شاعر افغانستانی قرن سیزده نیز به عنوان یک اثر ادبی از این قاعده مستثنا نیست و از میان متون پیشین می توان گفت بیش از هر متن دیگر، متأثر از داستان شاه و کنیزک مثنوی مولوی است و البته سراینده شکرباغ، خود نیز به این نکته اذعان دارد. در پژوهش حاضر که به روش تحلیلی توصیفی انجام گرفته، کوشش شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که ناطق نیلی در سرودن مثنوی شکرباغ چگونه و به چه میزان از داستان شاه و کنیزک تأثیر پذیرفته و در چه مواردی نوآوری داشته است. آنچه از بررسی این دو مثنوی به دست می آید، این است که: داستان شاه و کنیزک در هر دو مثنوی کمابیش مشابه است. با این تفاوت که در مثنوی مولانا به بحر رَمَل مسدّس محذوف و در شکرباغ به بحر هَزَج مسدّس محذوف است و البته وزن هر دو مثنوی به مقتضای موضوع، از بلاغت برخوردار است. شماره ابیات داستان در مثنوی مولانا 213 بیت و بدون احتساب بحث های فرعی حدودا ً100 بیت است و در شکرباغ 141 بیت است که این اطناب بیش تر در گرو توصیفات و صحنه پردازی هایی است که در مثنوی مولانا نمی بینیم.
۵۴۱۰۵.

تحلیل ساختار تفسیر آیات و احادیث در نظام معرفتی هجویری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۹
تفسیر صوفیان از آیات، احادیث، اقوال مشایخ و متون دیگر، چندوچونِ گزینش ها و معیارهای تفسیری آنان را در مواجهه با این امور بازنمایی می کند. در این میان، کشف المحجوب هجویری یکی از کهن ترین متون صوفیانه فارسی، منبع حائز اهمیتی در این زمینه به شمار می آید. نگارنده در این مقاله می کوشد ضمن طبقه بندی تأویلات هجویری از آیات و احادیث، با برشمردن اصلی ترین الگوهای تفسیری و عوامل تأثیرگذار در نظام معرفتی وی، میزان وفاداری او به ظاهر متن یا عدول از آن، داشتن گرایش های ذوقی، یا وجود جنبه های استدلال ورزانه در تأویل و نیز تصرفات ایدئولوژیک وی در تفسیر را نشان دهد. در ادامه این جستار، با مقایسه الگوهای استنباطی هجویری از آیات و احادیث با چهارچوب های اعمال شده وی در تأویل اقوال مشایخ صوفیه، میزان هماهنگی، انسجام منظر و هم نوایی معرفتی یا بالعکس آشفته گرایی او در عرصه تفسیر صوفیانه مشخص می شود.
۵۴۱۰۶.

کاوشی در تطابق آرای کلامی امام محمد غزالی و عبدالرحمن جامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۸
امام محمد غزالی و جامی از برجسته ترین شخصیت های فرهنگی ایران زمین اند، این دو، دیدگاه های کلامی خود را در آثارشان بازتاب داده اند و در گرایشات غالب کلامی خود، پیرو اشعریه اند ولی با این همه در پاره ای موارد، آرای کلامی اشاعره را نمی پذیرند. تفاوت هایی در پاره ای آراء کلامی بین این دو وجود دارد. در پژوهش حاضر به آراء کلامی این دو در زمینه هایی مثل توحید افعالی، نگرش این دو نسبت به فلسفه، جبر و اختیار، مباینت و یگانگی ذات و صفات خداوندی، مسئله رویت، تشبیه و تنزیه، عقل ونگاه این دو به آن، معاد جسمانی و شفاعت پرداخته شده و اشتراکات و نکته های تفارق بین این دو در این ابعاد روشن شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان از آن دارد که که هم غزالی و هم جامی معتقد به توحید افعالی اند، ضد فلسفه اند، در مورد رؤیت، غزالی رؤیت را می پذیرد ولی بیشتر متمایل به رؤیت از طریق دل است و خداوند را منزّه از رؤیت جسمانی می داند، ولی جامی معتقد به رؤیت جسمانی است و در این مورد به شکل کامل از دیدگاه اشاعره تبیعت می کند. در عقل ستیزی و جبرگرایی نیز جامی نظر افراطی تری دارد؛ او در عقل ستیزی پیرو نگرش عرفانی است؛ حال آنکه غزالی جایگاه خاصّی برای عقل قائل است. در زمینه جبر و اختیار نیز، غزالی حد اوسط را برگزیده و جامی جبرگرای مطلق است. در مورد شفاعت و معاد جسمانی نیز تفاوت هایی در نگرش های این دو دیده می شود.
۵۴۱۰۷.

رباط سعدی؛ آگاهی های تازه از ساخت و تعمیر آن، به همراه تصحیحی نو از رساله در سؤال صاحب دیوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۸
می دانیم که شیخ اجل سعدی به طریقت جوانمردی، علی الخصوص جماعت سقّایان، تعلّق و دلبستگی داشته است. او در سال های پایانی زندگی، در بیرون شهر شیراز، به هزینه شمس الدّین محمّد صاحب دیوان رباطی بر پا کرد و بعد از وفات، در صفّه همانجا به خاک سپرده شد. رباط سعدی در طول قرون متمادی، زیارتگاه فقیر و غنی بود و بسته به اوضاع زمانه، گاه در رونق بود و گاه رو به افول داشت. اخبار و روایاتی که درباره این رباط از روزگار نزدیک به حیات سعدی به دست ما رسیده اندک است. در مقاله حاضر دو روایت کهن از بنیاد نهادن رباط سعدی معرّفی شده و فواید تاریخی حاصل از آن مورد بحث قرار گرفته است. روایت قدیم تر تکمله ای است که میان سال های ۷۲۱ تا ۷۴۲ق به پایان رساله «سؤال صاحب دیوان» که در جزو رسائل ششگانه کلّیات سعدی مضبوط است الحاق شده. از این تکمله واضح می گردد که تاریخ بنای رباط سال 679ق بوده و درست سی سال بعد از وفات سعدی، یعنی به سال 721ق، علاءالدّین محمّد بن عمادالدّین محمّد فریومدی، از وزرای مقتدر و هنرپرور سلطان ابوسعید بهادرخان ایلخانی، در عمارت و احیای آن بذل توجّه و مال کرده است. روایت دوم قطعه شعری است از جلال طبیب شیرازی (درگذشت پیش از 785ق) در وصف رباط سعدی که در دیوان چاپی شاعر نیست و ناظر به ارتباط سعدی و رباط او با مسئله آب و سقایت است.
۵۴۱۰۸.

بررسی تاریخ تحول فرم در شعر فارسی تا عصر نیما براساس نظریه تاتارکیویچ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۰
امروزه طیف گسترده ای از منتقدان و پژوهشگران ادبی بر سر این تعریف از ادبیات توافق دارند که ادبیات چیزی جز فرم نیست و تنها فرم است که می تواند آثار ادبی را از آثار غیرادبی جدا کند. بنابراین شناخت ادبیات، تاریخ تحولات ادبی، و مطالعات نقد ادبی بیش از هر چیز به شناخت فرم ادبی و آگاهی از تحولات فرم های ادبی وابسته است. پژوهش های سنتی در شعر فارسی، به رغم دقت گسترده و جزئی در مطالعه عناصر فرم ساز یا هنرسازه ها، به مفهوم فرم به عنوان عنصر اساسی شعر بی توجه بوده اند. مطالعات ادبی در ایران همواره دچار ضعف های علمی بنیادینی بوده و کمک چندانی نیز به تحول شعر فارسی نکرده است. به همین سبب در این مقاله تلاش می شود با بهره گیری از نظریات فرم شناس بزرگ لهستانی، ووادیسواف تاتارکیویچ، که از بهترین پژوهش ها در مقوله فرم است، تا حدی مفهوم فرم ادبی و سیر تحول فرم های ادبی در شعر فارسی تا نیما را نشان داده شود. حاصل این پژوهش نشان می دهد که می توان تاریخ تحول شعر فارسی را از منظر فرم به خوبی بررسی کرد و فرم های شعر فارسی نیز تقریباً با تقسیم بندی تاتارکیویچ از تاریخ فرم هنری همخوانی دارد.
۵۴۱۰۹.

تحلیل اسطوره پریان در ادبیات عامه بختیاری و متون ادبی (شاهنامه و قصّه سمک عیار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۷
مردم بختیاری، پریان را موجوداتی زیبارو می دانند که در شب و اغلب در بیشه زارها بر جوانان ظاهر می شوند و به آنان آسیب می رسانند. موضوعی که سبب شده است تا مادران از رفتن جوانان در شب به بیشه زارها و باغ های اطراف چشمه ها جلوگیری کنند یا برای جلوگیری و رهایی از چنین آسیب هایی، بسته ای سبزرنگ را به نشانه بلاگردانی به بازوی آنان ببندند. آنان پریان را از جن ها می دانند و جوانی که اسیرشان شود را «پری زده» یا «جن زده» می گویند. در روایات مردم بختیاری، پریان سیمایی دوگانه دارند؛ از یک سو بسیار زیبارو هستند و از سوی دیگر، پیوند با آنان مساوی با آسیب است. هدف این پژوهش، تحلیل سیمای پریان در فرهنگ و ادب عامه بختیاری و متون ادبی ازجمله شاهنامه و سمک عیار است. بیان ویژگی های صوری، خویشکاری و چرایی حضور و دلربایی از جوانان از دیگر اهداف پژوهش است. این پژوهش به شیوه کتابخانه ای میدانی و به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. تحلیل موضوع پژوهش با یاری گرفتن از منابع گوناگون نشان می دهد که زیبارویی و حضور در باغ ها و بیشه زارها، یادگاری از سیمای پریان در دوران ایران باستان است که در اندیشه و باور مردم بختیاری نمود یافته است. مکار بودن و آسیب زدن به جوانان مربوط به اخلاق دین زرتشتی است که پریان را منفی قلمداد کرده است. بسیاری از نمودهای این باور ازجمله ابراز عشق به جوانان و جنگجویان، آسیب زدن به آنان، پیوند با شب و غیره ریشه در اوستا و ازلحاظ جامعه شکارگری، زیبارویی پری، پیکرگردانی آن ها و غیره مشترکاتی با شاهنامه فردوسی و قصه سمک عیار دارند.
۵۴۱۱۰.

بازآفرینی متون کلاسیک، روشی برای مقابله با استبداد؛ خوانش تطبیقی رمان روزگار دوزخی آقای ایاز و رمل المایه بر پایه نظریه لیندا هاچن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
این مقاله استدلال می کند که چگونه نویسندگان معاصر در بسیاری از جوامع شرقی که در شرایط خفقان و استبداد به سر می برند، با بازآفرینی متون ادبی کلاسیک به عنوان ابزاری مهم و کارآمد، به مقابله با استبداد می پردازند. این شگرد به خالقان ادبی در نقش منتقدان کنشگران اجتماعی امکان می دهد تا در پشت نقاب های کلاسیک، خود را از معرض خطر دور نگه داشته و با توجه به پیش زمینه های موجود فرهنگی برآمده از متون کلاسیک، پیام های سیاسی خود را به سهولت، در سطح گسترده و به طور مؤثر به مخاطبان عرضه بدارند. مقاله حاضر با تکیه بر نظریه اقتباس لیندا هاچن به بررسی این فرآیند در دو رمان از ادبیات ایران (روزگار دوزخی آقای ایاز از رضا براهنی) و الجزایر (رمل المایه از واسینی الأعرج) که هر کدام به ترتیب از تاریخ بیهقی و هزار و یک شب اقتباس شده، می پردازد و نشان می دهد که این شیوه، یعنی بهره گیری از روایت در کنش های سیاسی، یک رویکرد ادبی فراگیر در ادبیات کشورهای جهان سوم است که زیر یوغ استبداد توانایی بازنمایی شرایط جامعه را به طور مستقیم ندارد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که نویسندگان با حفظ روح اصلی اثر به برجسته سازی و حذف پاره ای از عناصر و همچنین تغییر و تلاش برای بومی سازی و انطباق اثر با شرایط موجود در جامعه پرداخته اند. به طور دقیق، براهنی از استبداد بسته حکومت پهلوی در ایران با اقتباس از قصه استبداد سلطان محمود و واسینی از حرکت های بنیادگرایانه اسلامی در الجزایر با اقتباس از هزار و یک شب سخن گفته است.
۵۴۱۱۱.

تلمیحات و اشارات قرآنی در مناجات ها و اشعار توحیدی ابن حسام خوسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۱
در میان آرایه های لفظی و معنوی و صورت های خیال انگیز، تلمیح یکی از مهمترین ابزار ی است که شاعران به کمک آن، منظور، باورها و اندیشه هایشان را در زمانی سریع به مخاطبان منتقل می نمایند و به همین دلیل است که با دقّت نظر در تلمیحات مورد استفاده در آثار شاعران، تا حدّ زیادی می توان در جهت شناسایی اندیشه ها و اعتقادات آنان قدم برداشت و به آبشخورهای فکری آنان نزدیک شد. بعد از ظهور اسلام، تلمیحات به مفاهیم دینی، به تدریج در آثار شاعران، ورود پیدا کردند و علاوه بر افزودن غنای محتوایی و مضمونی به آثار، نقش مهمی در ترویج باورهای مذهبی به عهده گرفتند. با تکیه بر واکاوی های علمی با روش پژوهش توصیفی تحلیلی، می توان گفت کاربرد تلمیحات به مفاهیم مذهبی و قرآنی در دیوان ابن حسام خوسفی؛ شاعر شیعی قرن نهم، در بسیاری از موارد از سطحِ سطحی نگری و ظاهربینی به عمق مفاهیم قرآنی راه یافته و در دل و جان شاعر نفوذ پیدا کرده است. شاعر گاه چنان در زوایای پنهان و چندلایه مفاهیم قرآنی، واژه پردازی می کند که شاید عوام، به سادگی به عمق تسلّط شاعر بر این مفاهیم دست نیابند و رسیدن به دُرّ معنا و مفهوم موردِ نظر شاعر جز برای غواصی آشنا و متبحّر که دل به عمق بحرِ معانی زدن بلد باشد میسّر نگردد. نگارنده به واسطه فعالیتی مختصر در زمینه حفظ قرآن معتقد است که در اشعار ابن حسام به ویژه قصاید توحیدی و مناجاتی آن، می توان ارتباطی مستقیم و نزدیک با آیات نورانی قرآن کریم را در قالب تلمیح و اشاره به ویژه در لایه های پنهان، مشاهده کرد.
۵۴۱۱۲.

استلزام ارتباطی در سوره هود براساس نظریه پِل گرایس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۴
زبان شناسی کاربردی، به عنوان شاخه ای بین رشته ای، متمرکز برسازوکار عناصر و ساختار متون زبانی، در جهت تعمیق فهم روند تکوین معنا و کشف معانی ضمنی و بافتی در آن هاست. در دیدگاه قرآنی، انسان به صورت ذاتی دیالوگ محور تلقی می شود؛ زیرا خداوند متعال در ابلاغ حقایق و مصالح نوع بشر پیوسته طریقه گفت وگو را برگزیده و در تعامل با پیامبران خود، آن را به عنوان اولین و کارآمد ترین شیوه جهت انتقال افکار، رفع ناسازگاری ها و نائل شدن به اجماع معرفی نموده است. هربرت پل گرایس، فیلسوف تحلیلی زبان شناخت، با الگوبرداری از این رویکرد، نظریه اصول همکاری را در زمینه مکالمات، کنش های زبانی و معانی غیرمستقیم و ضمنی طرح کرده است. از منظر گرایس، مکالمه، کنشی هدفمند، عقلانی و نوعی تعامل مبتنی بر همکاری متقابل است. طبق نظریه وی، هر مکالمه اثربخش، مستلزم رعایت چهار اصل اساسی همکاری کمیت، کیفیت، ارتباط و روش است و هرگونه تخطی از این اصول، در صورت وجود قرینه و هدف مشخص و منطقی، به شکل گیری استلزام های ارتباطی منتهی می گردد. این پژوهش به تحلیل مکالمات مطرح شده در سوره هود و بر اساس نظریه اصول همکاری گرایس و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در گستره آیات 30 تا 116سوره هود موارد متعددی از تخطی از هر چهار اصل همکاری گرایس مشاهده می شود. تخطی اصول شیوه، ربط و کمیت در گفت وگوهای حضرت نوح (ع) با قومش در یک سطح واحد قرار دارند و نقض اصل کیفیت در نازل ترین رتبه واقع شده است.
۵۴۱۱۳.

بررسی نظام های گفتمانی در منظومه جمشید و خورشید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۴
هیجان عاطفیِ کنش گران ِ اغلب منظومه های غنایی به همراه برخی فرایندهای القایی، تجویزی و رخدادی، فضایی تنشی و شوشی در آن ها به وجود می آورد که برآیند آن، حضور حسی- عاطفی و تنشی سوژه در پی یک نقصان است. از جمله روش های فهم معنای این گونه آثار، واکاوی آن ها از طریق تحلیلِ نظام های گفتمانی از جمله نظام نشانه معناشناسی گرماس است که بستری مناسب برای بررسیِ سازوکارهای تولید معنا در نظام های گفتمانی حسی- ادراکی، شناختی و زیباشناختی را فراهم می کند. این مقاله با تحلیل نظام های گفتمانیِ منظومه جمشید و خورشید به عنوان نمونه ای از منظومه های غنایی، فرایند تولیدات زبانی در گذر شخصیت اصلی (جمشید) از یک کنش گر صرف پس از درک نقصانی در زندگی و تبدیل او به کنش گری تحت تأثیر ادراک حسی از دنیا را بررسی می کند. دریافت حسی-ادراکی جمشید پس از خوابی که می بیند او را واردِ عرصه گفتمانی جدیدی می کند. حضور درهم آمیخته جمشید با دنیای بیرون فضایی شوشی در اثر به وجود می آورد که زمینه غنایی کردن اثر و ارجاع به حالت درونی جمشید را فراهم می کند. حاصل این فضا، دریافتی زیباشناختی است که در آن همانندسازی حسی از جمشید با حسی از دنیا با کمک صنعت توازی، استخدام، ایهام، تشبیه و حسن تعلیل نشان داده شده است.
۵۴۱۱۴.

بررسی تطبیقی داستان زندگی بهرام گور در جوامع الحکایات و منابع برجسته تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۲
پژوهش حاضر به بررسی داستان های بهرام پنجم ساسانی، ملقب به بهرام گور در کتاب جوامع الحکایات عوفی اختصاص دارد. کتاب جوامع الحکایات یکی از کتاب های معتبر زبان فارسی است که به خاطر حجم زیاد آن، کم تر به آن پرداخته شده است. بنابراین برای آن که نشان دهیم داستان هایی که در جوامع الحکایات درباره بهرام گور آمده دارای چه اشتراکات و اختلافاتی با منابع تاریخی دسته اول است، به مقایسه داستان ها با چهار منبع مهم عربی و فارسی؛ یعنی تاریخ طبری، تاریخ بلعمی، تاریخ ثعالبی و همچنین شاهنامه (و چند منبع دیگر) می پردازیم. به نظر می رسد داستان های بهرام در جوامع الحکایات بر روایت تاریخی معتبر بنا شده و این روایت تاریخی معتبر مأخذ اصلی آن هاست و عوفی توانسته است با کاهش یا افزایش، روایتی نو بیافریند. نتایج مقایسه روایت عوفی با کتاب های تاریخی نشانگر آن است که بعضی از داستان های بهرام گور در منابع تاریخی مذکور وجود ندارد یا عوفی به سادگی از آن ها گذشته است و هدف اصلی او پرداختن به شخصیت بهرام گور به عنوان شخصیتی برجسته و افسانه ای است. گفتنی است که برخی از داستان ها و روایات درخصوص بهرام گور، تنها در جوامع الحکایات آمده است و کتاب های معتبر تاریخی دیگر، به آن ها اشاره نداشته اند. شیوهما در این پژوهش، بررسی تحلیلی تک تک داستان ها و پرداختن به وجوه اشتراک و اختلاف آن ها است. روش به کار گرفته در این پژوهش، شیوه تحلیلی-کتابخانه ای است.
۵۴۱۱۵.

«نقش فرنگ» در شعر علامه اقبال لاهوری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۰
بازتاب واژه «فرنگ» و دیگر مترادفات آن در آثار اقبال لاهوری مخصوصاً در مجموعه شعری «نقش فرنگ»، آن را به یکی از دغدغه های اصلیِ فکری و ذهنی وی تبدیل کرده، به گونه ای که این مسأله تمام عواطف و احساسات دیگر شاعر را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است. او بخشی از کتاب «پیام مشرق» را به «نقش فرنگ» اختصاص داده و در آن با ذکر نام برخی از فیلسوفان و حکیمان غرب و نیز شاعران و نویسندگان آن دیار، دیدگاه خویش را نسبت به غرب ابراز داشته است. اقبال حکیمان و فیلسوفان غرب را مظهر و فتنه و فریب می بیند که فقط به خود می اندیشند و بینشی مادی و دنیوی دارند و از عشق و محبت و عوالم روحانی و معنوی بی بهره اند. در حالی که شاعران راه حل مسایل و مشکلات فکری و فلسفی بشر را در روی آوردن به دل و عشق و محبت می دانند. این مسأله در شعر اقبال تقابل عقل و عشق و نیز تقابل شرق و غرب را موجب شده که برپایه این دیدگاه، شرق مظهر عشق و محبت است و غرب مظهر عقل خودبین و هزار حیله؛ و اقبال در این میان، عقلی را می ستاید که از نیروی عشق و محبت نیز برخوردار باشد.
۵۴۱۱۷.

خود بودگی زمان و مکان در شعر سهراب سپهری بر اساس آرای ژرژ پوله(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۳
ژرژ پوله از جمله اندیشمندان پدیدارشناس مکتب ژنو و یکی از بنیانگذاران نقد مضمونی است. وی با ایجاد روش تلفیقی فلسفی، روانشناختی با تأکید بر تولید اثر به عنوان کنشی ذهنی تلاش کرد خواننده را به هسته مرکزی زمان آفرینش اثر نزدیک کند. خود بودگی مورد نظر این پژوهش، مفهومی هایدگری است که در آرای پدیدارشناسان به چشم می خورد. این اصطلاح در ظاهر فهمی اگزیستانسیالیستی را ارائه می دهد، اما پوله از آن به «حضور ذهنی» و «تجربه زیسته» یاد می کند. سپهری در جای جای دفترهای هشت کتاب، مخاطب را به ساحت بازآفرینی زمان درونی خاص برای خلق اثر دعوت می کند. زمان درونی مورد نظر سپهری آمیزه ای از زمان اسطوره ای و تجسد زمانی دیگر است که متعلق به گوینده نیست و به خواننده اجازه می دهد، زمان خویش را در ساحت زبان پدید آورد. این پژوهش به روش توصیفی -تحلیلی و از منظر آرای ژرژ پوله و با استفاده از داده های اشعار سهراب سپهری در هشت کتاب صورت گرفته است. هدف از پژوهش خوانشی جدید از اشعار سپهری و بررسی خودبودگی به عنوان شکلی از «حضور ذهنی»، «تجربه زیسته» و« من وجودی» است. مجموعه آرای پوله در سیزده زیرعنوان آمده است. برای هر یک نیز شاهد مثال هایی ذکر شد. نتایج نشان می دهد: پوله به «هسته مرکزی» اثر ادبی معتقد است، اما سپهری گاه با ابهام عمدی(مثلاً در «من نمی دانم...») از هرگونه هسته ثابت فرار می کند. سپهری با «ایده فضاسازی زمان» و تلفیق اسطوره و زمان تجربی، ضمن ایجاد فضایی سیال، زمینه را برای خلق گذشته در ذهن مخاطب فراهم می کند.
۵۴۱۱۸.

زمانمندی نشانه ها و هرمنوتیک بی پایان: تحلیلی تبارشناسانه بر اساس تفسیر فوکو از نیچه، فروید و مارکس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۵
جستار حاضر به واکاوی نسبتِ پیچیده و درهم تنیده نشانه و معنا در سپهر فلسفه مدرن اختصاص دارد و دراین میان، تبارشناسیِ نظام های تأویلی در منظومه فکریِ میشل فوکو را در کانون توجه خود قرار می دهد. نگارنده از رهگذر تحلیل مفهومی و تطبیقی آرای نیچه، فروید و مارکس، به شناسایی سه زمان مندی متمایز در کارکرد نشانه ها و سازوکارهای تأویل روی می آورد: زمانِ انقضا در نظامِ نشانه ایِ کلاسیک، زمانِ خطی در دیالکتیک مارکسی، و زمانِ دوری در هرمنوتیک مدرن. جستار پیش رو نشان می دهد که فوکو دربرابر هرمنوتیک مدرن -که تقدمِ تأویل بر نشانه را مفروض می گیرد- چه موضعی دارد. در این بستر تعلیقِ بی پایان معنا، امتناع از دستیابی به خاستگاهی ثابت، و پیوند درهم تنیده درون بود و برون بود، به مثابه مؤلفه های بنیادینِ اندیشه مدرن بررسی و تحلیل می شود و روشن می شود که به موجب «هرمنوتیک ظن -که فوکو آن را به اندیشمندان مذکور منتسب می کند- هر تأویل، خود تأویلِ تأویلی دیگر است و در این میان، نشانه در وضعیتی ناپایدار، سیال و موقّت به سر می برد. این مقاله با بازخوانی سه گانه زمانی فوکو نشان می دهد که تحلیل او از نشانه ها، با وجود نوآوری، در سه سطح نیازمند اصلاح است: ریشه داشتن اصل مشابهت در تفکر اسطوره ای، اغراق در گسست تاریخی، و گرایش به نسبی گرایی هرمنوتیکی. در پایان، سه گانه زمانی به مثابه نظمی پویا و درهم تنیده بازتفسیر شده است.
۵۴۱۱۹.

اهمیت هند در اقتصاد حوزه خلیج فارس و دریای عمان دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۶
در دوره ساسانی، فعالیت های تجاری با شبه قاره هند به ویژه مناطق سواحلی آن، از طریق خلیج فارس و دریای عمان توسعه یافت. با تصرف نواحی کلیدی، ارتباط میان خلیج فارس و دریای عمان با جزایر و بنادر هندوستان تسهیل شد. ساسانیان در مناطق ساحلی هند، قرارگاه هایی ساختند و به تدریج بازرگانان مهاجر زرتشتی و مسیحی نسطوری در آن ساکن شدند. دریانوردان، بین بنادر و جزایر خلیج فارس و دریای عمان تا هند در رفت وآمد بودند و به بارگیری و باراندازی کالا می پرداختند. هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط تجاری کرانه های شمالی و جنوبی خلیج فارس و دریای عمان با شبه قاره هند در دوره ساسانی است. نگارنده با تکیه بر روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و شیوه کتابخانه ای (Library research) و براساس مطالعه تحقیقات مستند، سعی دارد به این سؤال پاسخ دهد که هند در اقتصاد حوزه خلیج فارس و دریای عمان دوره ساسانی، دارای چه اهمیتی بوده است؟ در انتها نتیجه گرفته می شود که مجموعه ای از عوامل مثبت ازجمله سیاست شهرسازی بندری در خلیج فارس، تشکیل ناوگان تجاری و نظامی قدرتمند، شناخت راه های دریایی و تصرف ارضی و بحری کرانه های اقیانوس هند توسط ساسانیان، موجب گسترش شکوفایی متقابل کانون های تجاری خلیج فارس و دریای عمان و شبه قاره هند بوده است.
۵۴۱۲۰.

سنگ زیرین آسیاب در کشاکش دهر (مطالعه تطبیقی مفهوم سختی های زندگی با خیر و شر نظام هستی در ذهن و زبان مولانا و ویکتور فرانکل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۷۷
یکی از مسائل اساسی و پر دغدغ ه انسان، مسأله سختی های زندگی بشر ی است. سختی های زندگی می تواند نتیجه ای والا در پی داشته باشد که این امر سهم بزرگی در معناآفرینی دارد. از نظر مولانا؛ هستی، بستر مناسبی برای رشد و شکوفایی توانایی های انسانی است و یکی از مهم ترین زمینه های تحقق آن، سختی های زندگی است. سختی هایی که با نگاهی تازه و معنوی بدان ها می تواند به ارمغان آورنده معن ای زندگی برای انسان ها باشد. از این منظر، آن چه در نگاه نخست سختی قلمداد می شود می تواند خیر و راهی برای کمال انسانی باشد. مولانا این حقیقت را با زبانِ تمثیل و داستان و بیانی نغز مطرح کرده است . در سویه دیگر، ویکتور فرانکل، روان شناس و بنیانگذار لوگوتراپی(معنادرمانی) قرار دارد که تجربیات تلخ او در اردوگاه کار اجباری و مرگ(آشویتس) باعث شد باور کند که پذیرا شدن ش جاعانه سختی های زندگی، می تواند ما را در رسیدن به خیرِ پنهان و مفید یاری رساند و نیل به تعالی درونی و معنا را تسهیل نماید. در مقاله پیش رو تلاش کرده ایم به روش استقرایی- تحلیلی، وجوه اشتراک محور اندیشگانی این دو اندیشمند را استخراج و بررسی نماییم و شیوه ی معنادار نمودن سختی های زندگی را از منظر فرانکل بکاویم. دستاورد پژوهش، گویای این است که این دو فرزانه، باوری عمیق به معنادار بودن سختی های زندگی دارند؛ زیرا سختی ها انسان را پیراسته از خودخواهی می کنند و به او توان رشدِ استعدادهای درونی می بخشند و توجه به ابعاد معنوی را بارزتر می کنند و به زندگی اش معنا می دهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان