بازآفرینی متون کلاسیک، روشی برای مقابله با استبداد؛ خوانش تطبیقی رمان روزگار دوزخی آقای ایاز و رمل المایه بر پایه نظریه لیندا هاچن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله استدلال می کند که چگونه نویسندگان معاصر در بسیاری از جوامع شرقی که در شرایط خفقان و استبداد به سر می برند، با بازآفرینی متون ادبی کلاسیک به عنوان ابزاری مهم و کارآمد، به مقابله با استبداد می پردازند. این شگرد به خالقان ادبی در نقش منتقدان کنشگران اجتماعی امکان می دهد تا در پشت نقاب های کلاسیک، خود را از معرض خطر دور نگه داشته و با توجه به پیش زمینه های موجود فرهنگی برآمده از متون کلاسیک، پیام های سیاسی خود را به سهولت، در سطح گسترده و به طور مؤثر به مخاطبان عرضه بدارند. مقاله حاضر با تکیه بر نظریه اقتباس لیندا هاچن به بررسی این فرآیند در دو رمان از ادبیات ایران (روزگار دوزخی آقای ایاز از رضا براهنی) و الجزایر (رمل المایه از واسینی الأعرج) که هر کدام به ترتیب از تاریخ بیهقی و هزار و یک شب اقتباس شده، می پردازد و نشان می دهد که این شیوه، یعنی بهره گیری از روایت در کنش های سیاسی، یک رویکرد ادبی فراگیر در ادبیات کشورهای جهان سوم است که زیر یوغ استبداد توانایی بازنمایی شرایط جامعه را به طور مستقیم ندارد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که نویسندگان با حفظ روح اصلی اثر به برجسته سازی و حذف پاره ای از عناصر و همچنین تغییر و تلاش برای بومی سازی و انطباق اثر با شرایط موجود در جامعه پرداخته اند. به طور دقیق، براهنی از استبداد بسته حکومت پهلوی در ایران با اقتباس از قصه استبداد سلطان محمود و واسینی از حرکت های بنیادگرایانه اسلامی در الجزایر با اقتباس از هزار و یک شب سخن گفته است.