ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۰۸۱ تا ۵۴٬۱۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۴۰۸۱.

بررسی ساختار و تحلیل محتوای کتابه های شرف الدین علی یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۲
شرف الدین علی یزدی از بزرگان و رجال سیاسی و دیوانی و از شاعران و دانشمندان یزد در دوره اولاد تیمور است. شهرت عمده او میان اهل ادب و تاریخ، به مناسبت کتاب ظفرنامه اوست. علاوه بر آن، مجموعه اشعاری از شرف الدین علی یزدی باقی مانده که شامل قصاید، قطعات، غزلیات، مثنوی ها، رباعیات که اغلب دربردارنده مدایحی درباره ابراهیم سلطان است. بخش اعظم این منظومه را کتابه ها تشکیل می دهد. بررسی این کتابه ها از نظر ساختار، مهارت شاعری شرف الدین علی یزدی را به عنوان شاعر برجسته و مقرّب دربار آن دوره نمایان می سازد که در نهایت، تا حدی بدین وسیله می توان عیار شاعری آن برهه را سنجید. همچنین بررسی محتوایی این کتابه ها، چارچوب های فکری و ذهنی و در نهایت گفتمان آن دوره تاریخی- سیاسی را به دلیل وابستگی شاعر به دربار آن زمان، به خوبی نشان می دهد. روش بررسی ساختار این کتابه ها بررسی عروضی و بلاغی است. در این کتابه ها، اطلاعات ارزشمندی درباره زایچه، جام، سراپرده و آرامگاه، بادگیر و ساختمان، دستگاه شطرنج و ... به چشم می خورد که در متون دیگر این دوره، چنین جزءنگرانه توصیف نشده اند. سبک شعری این کتابه ها، سلیس و روان و در قالب مثنوی، قطعه، رباعی، مفردات و مخمس است. اغلب کتابه ها در بحرهای متقارب، هزج و رمل سروده شده اند. محتوای این کتابه ها با روش تحلیل گفتمان انتقادی در این جستار بررسی شده است. از نظر محتوا، چهار گفتمان بر این کتابه ها حاکم است؛ گفتمان سیاسی، دینی، هنری و عرفانی. سه گفتمان اول معلول فضای سیاسی و فرهنگی جامعه آن زمان است؛ زیرا یک سه گانه گفتمانیِ سیاست – دین – هنر در کل دوره فرزندان تیمور، مخصوصاً در قلمرو شاهرخ جاری و غالب بوده است. در محتوای این کتابه ها گفتمان عرفانی به ندرت مشاهده می شود و اندک موارد آن معلول گرایش های صوفیانه خود شاعر است.
۵۴۰۸۲.

انگاره های دو وجهی خداوند و انسان در عرفان اسلامی و نوظهور؛ بررسی تطبیقی عرفان مولوی و پائولو کوئیلو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۴
اساس مفهوم عرفان مبتنی بر شناخت حقیقت و تحقق آرامش و سعادت انسان هاست اما واقعیت این است که در عمل خوانشی متکثر، متفاوت و بعضاً متضاد از این مفهوم صورت پذیرفته است که این موضوع منجر به شکل گیری نحله های مختلفی همچون عرفان مذهبی (دارای زیرشاخه های مختلف) و عرفان های نوظهور شده است که هریک بر وجوه مختلفی از عرفان تأکید و تمرکز نموده اند. مسأله مهم آنجاست که در عرفان اسلامی، مفهوم خدامحوری و رویکردهای قرابت انسان ها به خداوند اساس و مبناست حال آنکه در عرفان های نوظهور و بر اساس مبانی پست مدرنی انسان ها در محوریت قرار می گیرند. براین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی جایگاه خداوند و انسان در دو مکتب عرفان اسلامی با تأکید برآثار مولوی و عرفان های نوظهور با تأکید برآثار پائولو کوئیلو است. سوال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: «درآثار مولوی و پائولو کوئیلو جایگاه خداوند و انسان چگونه است؟» یافته های پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای نشان داد در آثار مولوی به عنوان نماینده عرفان اسلامی، خداوند محوریت و مبنای عرفان و کسب معرفت و نیل به حقیقت است اما در آثار پائولو کوئیلو، به عنوان نماینده عرفان های نوظهور، انسان مبنا و محوریت عرفان قرار دارد. این موضوع بر اساس تطبیق مفاهیم چهارگانه شریعت محوری در برابر شریعت گریزی، عشق معنوی در برابر عشق مادی، معادباوری در برابر تناسخ پذیری و عقل گرایی در برابر عقل ستیزی قابل بررسی است.
۵۴۰۸۳.

شناخت و تحلیل انواع اتوپیا در منظومه ها و رمان های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۴
مقاله حاضر به شناسایی و تحلیل انواع اتوپیا در ادب فارسی می پردازد و تلاش دارد تا این مفهوم را در قالب متون نظم و نثر فارسی تبیین کند. اتوپیا به عنوان جهانی ایده آل و بی نقص، ابتدا در متون فلسفی و سپس در متون ادبی ظهور یافت و در زبان فارسی به شکلی گسترده و در قالب های مختلف طرح و ترسیم شده است. شاعران و نویسندگان هریک با توجه به زمینه های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی خاص خود، به تصویر و تبیین انواع اتوپیا پرداخته اند. این پژوهش در حیطه گونه شناسی ادبیات است و به روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به طبقه بندی و تحلیل گونه های اتوپیا در ادبیات فارسی پرداخته است. همچنین مقاله به تطبیق ویژگی های مشترک و تفاوت های این ژانر در آثار کلاسیک فارسی چون شاهنامه، اسکندرنامه و خردنامه اسکندری و نیز رمان های فارسی عصر مشروطه و پس از آن پرداخته است و در تحلیل موضوع، آثاری بررسی شده که در آن ها طرحی کلی از یک جامعه اتوپیایی ارائه می شود. مسئله اصلی پژوهش تحلیل اتوپیاهای فارسی و دسته بندی آن ها براساس ویژگی ها و هدف غایی آن آثار است و نتایج تحقیق نشان می دهد که در متون نظم و نثر فارسی، انواع مختلفی از اتوپیا (آرمان شهر) وجود دارد و نویسندگان از این مفهوم هم برای بازنمایی آرزوهای جمعی و فردی و هم برای نقد وضعیت اجتماعی و سیاسی زمانه خود، استفاده کرده اند.
۵۴۰۸۴.

شیوه ترجمانی عطار از منابع متقدم (بررسی موردی: شبلی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۸
بنابر گفته عطار در مقدمه تذکره الاولیا مبنی بر اقتباس روایات آن از آثار متقدم، هدف پژوهش حاضر بررسی نحوه مواجهه وی در نقل این روایات و رویکرد اتخاذی او در جایگاه نقال و مترجم است. باتوجه به گستردگی عارفان در این اثر، حیطه پژوهش به روایات شبلی دلف بن جحدر محدود شده است. محور های روایات شبلی در تذکره الاولیا و حلیه الاولیا و طبقات الأصفیاء با رویکردی تطبیقی و روش کتابخانه ای بررسی شده است. در این فرایند، با تفسیر و تحلیل عبارات کلیدی، محور های داستانی و نحوه بازنمایی صحنه ها، چگونگی انتقال مفاهیم عرفانی مد نظر عطار روشن است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عطار در جایگاه مترجم و نویسنده، موضع یکسانی نداشته و نقشی دوگانه ایفا کرده است. او در نقل روایات شبلی هم به نقل دقیق از منبع وفادار بوده و هم در اقتباس روایات با استفاده از عناصری همچون تأویل، حذف و تفسیر، به بازآفرینی و اعمال سبک شخصی خود پرداخته است. این بازآفرینی با هدف ساده سازی، حذف زوائد و انتقال بهتر پیام عرفانی برای مخاطب فارسی زبان صورت گرفته است که نشان دهنده تعامل میان تعهد به اصالت متن و توجه به نیازهای فرهنگی مخاطب است.
۵۴۰۸۵.

واکاوی لایه های نحوی، بلاغی و واژگانی شبه جمله ها در دیوان خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۱
دستور زبان دانشی است که به مطالعه، توصیف و تحلیل قواعد حاکم بر زبان می پردازد و از رهگذر آن، ویژگی های ساختاری و کارکردی زبان را آشکار می سازد. با وجود نقش بنیادین این حوزه در سازمان دهی ساختار و لحن شعر، به مقوله شبه جمله (به عنوان بخشی از ساخت های زبانی) در پژوهش های گذشته و نیز کتاب های مرجع، بسیار اندک و پراکنده پرداخته شده است. دیوان خاقانی به دلیل فراوانی و تنوع چشمگیر شبه جمله ها، بستری غنی برای واکاوی این پدیده فراهم می آورد. در پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد سبک شناسی لایه ای و تمرکز بر سه لایه واژگانی، بلاغی و نحوی به تحلیل نمونه هایی از اشعار خاقانی از نظر جایگاه، ساخت و کارکرد شبه جمله ها پرداخته شد. در این چارچوب، نوع و تنوع ساخت های نحوی، شیوه کاربست شبه جمله در مواضع کلیدی بیت، ظرفیت های بلاغی همچون ایجاز، تأکید و تصویرپردازی، و نیز انتخاب و ترکیب واژگان با توجه به بافت معنایی و موسیقایی شعر بررسی گردید. یافته های پژوهش با تبیین کارکردهای سه گانه نحوی، بلاغی و واژگانی شبه جمله ها در شعر خاقانی، سهم این ساخت ها را در شکل دهی به سبک فردی وی روشن می سازد و افق هایی نو برای تحلیل های ژرف تر در متون کهن فارسی می گشاید.
۵۴۰۸۶.

سلاح های نوین و واژگان مرتبط با آن در شعر انقلاب اسلامی (1390-1350)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۰
این پژوهش به بررسی حضور و تحول واژگان مرتبط با سلاح های نوین در شعر انقلاب اسلامی در نیمه دوم قرن چهاردهم هجری شمسی می پردازد؛ واژگانی که از ابعاد صرفاً نظامی، فراتر رفته و به نمادهایی از پایداری و مقاومتِ حق طلبانه بدل شده اند. با آغاز جنگ تحمیلی و تغییر در ساختار مفهومی شعر انقلاب، کلماتی چون «تفنگ»، «موشک»، «باروت»، «نارنجک» و «بمب» در بستر زبان واقع گرا و استعاری شعر، جای گرفتند و به بیان احساسات، آرمان ها و هویت ملّی شاعران انجامیدند. این مقاله با روش توصیفی و بر مبنای پژوهش کتابخانه ای با رویکرد بنیادی صورت پذیرفته است و با احصا و تحلیل نمونه های متعددی از کاربرد ادوات گوناگون نظامی در اشعار شاعران برجسته انقلاب، نشان می دهد که زبان نظامی چگونه در خدمت زیبایی شناسی شعر فارسی قرار گرفته و به ساختارهای زبانی، معنایی و انتقادی آن جان بخشیده است. هم چنین مقاله بر نقش تحولات تکنولوژیک در غنای زبانی شعر تأکید دارد و نشان می دهد که واژگان جنگی، نه تنها ابزاری برای توصیف واقعیت بیرونی، بلکه بستری برای ابراز جهان بینی فلسفی و سیاسی شاعران بوده اند. این تحلیل، رویکردی میان رشته ای میان ادبیات، تاریخ فرهنگی و زبان شناسی ارائه می کند.
۵۴۰۸۷.

مطالعه نمادهایی از دین های ایرانی پس از اسلام در اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی (م.سرشک)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۴
م. سرشک، از شاعران بزرگ پس از مشروطه ایران است که اندیشه های اجتماعی و موضوعاتی همچون آزادی، آزادی خواهی و استبدادستیزی از آرمان های او بوده و حجم کثیری از اشعار وی را در برگرفته است. هدف از پژوهش حاضر مطالعه نمادهایی از دین های ایرانی پس از اسلام در اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی (م.سرشک) می باشد. از آن جا که این تحقیق از گونه ی بررسی های ادبی است لذا نوع روش تحقیق تحلیلی- توصیفی است. شیوه ی گردآوری اطلاعات در این پژوهش، مطالعه ی دقیقِ جامعه ی آماریِ تحقیق، یعنی آثار شعری شفیعی کدکنی و منابع علمی مرتبط با آن و «یادداشت برداری» بوده است. نتایج نشان داد، دین اسلام با تمام ابعاد آن ازجمله: قرآن، فرهنگ قرآنی، تفسیرهای قرآن، عقاید عرفا و صوفیه و... در اکثر اشعار شفیعی کدکنی جریان دارد. آشنایی عمیق وی با قصص قرآنی، تورات، انجیل، تفاسیر و روایات اسلامی سبب گردیده تا از داستان های انبیاء بهره ی وافری ببرد. داستان آدم، خضر، ابراهیم، عیسی، موسی، سلیمان، و ... با معانی سمبلیک و نمادینی که در خود نهفته دارند، در خدمت خلق مضامینی تازه قرار گرفته اند.
۵۴۰۸۸.

بررسی رمان «درویش پنجم» رهنورد زریاب بر اساس کهن الگوی محوری «بازگشت» و نظام کهن الگویی ضمنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
در میان رویکردهای معاصر در تحلیل آثار ادبی، نقد کهن الگویی تلاشی است در جهت فهم بن مایه ها و داده های مبنایی در ناخودآگاه نویسنده که به صورت فعال در تمامی روایت ها جاری است. در خصوص نظریات محوری در این باره، مبانی نظری یونگ به عنوان بنیان گذار این مکتب تحلیلی، توانسته است همچنان به عنوان رویکرد غالب و محوری در نقد کهن الگویی حفظ شود. در سویی دیگر، در میان رمان نویسان معاصر، محمد اعظم رهنورد زریاب، یکی از نویسندگان بزرگ ادبیات افغانستان است که در انواع متنوعی از خلق ادبی چون داستان کوتاه، رمان و فیلم نامه فعالیت داشته است. رمان درویش پنجم او را می توان در رده برجسته ترین آثار او به شمار آورد که این پژوهش سعی دارد با روشی توصیفی-تحلیلی و با تأکید بر مبانی نظری یونگ، به بررسی کهن الگوی محوری و نظام پیرامون آن بپردازد. از نتایج این پژوهش آن است که کهن الگوی مبنایی و محوری در رمان را می توان کهن الگو ی بازگشت عنوان کرد که نظام ساختاری روایت، حول محور آن شکل گرفته است. از این رو آرکی تایپ های مادر مثالی، پیر فرزانه و قهرمان در ذیل این محور و در شخصیت های مادر و پدر مارال و درویش پنجم تصویر شده است. از سوی دیگر وجه آنیمایی در رفتار درویش پنجم و تأثیر منفی مادینه روان او، گسست عمیقی میان سایه و خویشتن را ایجاد کرده، و درویش پنجم به عنوان نمودی از انسان گم گشته معاصر، در تمامی روایت در راه شناخت خود و رسیدن به فردیت از مسیر غلبه بر سایه در حرکت خواهد بود.
۵۴۰۸۹.

ارزیابی ترجمه عربی سه شعر«مهتاب»، «بیاد وطنم» و «خانه ام ابریست» نیما یوشیج بر اساس نظریه وینه و داربلنه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۷
ترجمه متون ادبی، به ویژه شعر، به دلیل پیوند عمیق معنا با زبان، سبک و عناصر زیبایی شناختی، از پیچیده ترین حوزه های مطالعات ترجمه است. نیما یوشیج (1276–1338)، بنیان گذار شعر نو فارسی، با نوآوری های زبانی و ساختاری خود جایگاهی برجسته در ادبیات معاصر ایران دارد. ازاین رو، ترجمه اشعار او به زبان عربی، به سبب نزدیکی زبانی و فرهنگی دو زبان، اهمیتی ویژه یافته و نیازمند بررسی علمی و انتقادی است. اگرچه پژوهش های متعددی درباره ترجمه شعر فارسی به عربی و کاربرد نظریه های ترجمه انجام شده است، مطالعات نظام مند مبتنی بر الگوی وینه و داربلنه در تحلیل ترجمه اشعار نیما یوشیج محدود است. این پژوهش با تمرکز بر سه شعر مشخص و یک ترجمه معین، در پی پر کردن بخشی از این خلأ پژوهشی است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی است و داده ها از طریق مقایسه متن مبدأ فارسی با ترجمه عربی رمله محمود غانم تحلیل شده اند. هفت راهبرد ترجمه وینه و داربلنه شامل وام گیری، گرته برداری، ترجمه تحت اللفظی، جابه جایی، تغییر بیان، معادلیابی و همانندسازی به عنوان چارچوب نظری به کار رفته است. یافته ها نشان می دهد مترجم به دلیل قرابت ساختاری زبان های فارسی و عربی، بیشتر از گرته برداری و ترجمه تحت اللفظی بهره برده است. بااین حال، در مواجهه با عناصر فرهنگی و تصاویر شعری، به کارگیری راهبردهایی چون تغییر دیدگاه و همانندسازی موجب فشردگی معنا و تضعیف برخی ظرایف زیبایی شناختی شده است. به طور کلی، ترجمه در انتقال پیام محتوایی موفق بوده، اما بازآفرینی کامل لایه های هنری شعر به طور کامل محقق نشده است.
۵۴۰۹۰.

آرزوی رفتن به جهنم؛ توضیحی درباره یک داستان در بوستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۵
در داستان پنجم باب دوم بوستان، آمده است: مرا شیخ دانای مرشد شهاب یکی آن که در جمع بدبین مباش شنیدم که بگریستی شیخ زار شبی دانم از هول دوزخ نخفت چه بودی که دوزخ ز من پر شدی کسی گوی دولت ز میدان ربود دو اندرز فرمود بر روی آب دوم آن که در نفس خودبین مباش چو بر خواندی آیات اصحاب نار به گوش آمدم صبحگاهی که گفت مگر دیگران را رهایی بدی که در بند آسایش خلق بود (سعدی، 1363: 171) در بیت پنجم، شیخ آرزو کرده است که کاش جهنم از وجود من پر شود تا جایی برای عذاب دیگران باقی نماند. این آرزوی شیخ که در قالب یک جمله استفهامی به منظور خواهش و تمنا آمده است از شطحیات عارفانه ای است که با معیارهای مادی و دنیایی سازگاری ندارد و در یک فضای معنوی و عرفانی تفسیر می یابد[1]. از آن جا که چنین مضمونی در فرهنگ اسلامی و قرآنی وجود ندارد لازم است سرچشمه های فکری آن را در منابع ایرانی جستجو کنیم. این آرزو یادآور داستان زندگی بزرگمهر و به زندان رفتن اوست. . در این آرزو با وجود لطافت و والایی بی نظیر، یک درک غلط و بشری از صفات حضرت حق دیده می شود. این که خداوند را دچار احساس کنیم تا به خواست ما عمل کند، نشانه این است که صفات انسانی را به خداوند نسبت داده ایم، صفاتی که توأم با احساس است و موجب تجدید نظر، بازنگری و در نتیجه تغییر موضع و تصمیم خداوند است. در داستان های رایج بین مردم که گاه در مقام نصیحت گفته می شود آمده است: نابکاری آخرین شب زندگی را مهمان چوپانی بود. این چوپان هنگام صبح که با جنازه مهمان گناهکار خود روبرو می شود دست به دعا برمی دارد و می گوید: خدایا من در حد وسع و توان خود، یک گوسفند برای این مهمان ذبح کردم. توقع دارم تو هم از او به شایستگی پذیرایی کنی. فردای آن روز فرزندان میت در عالم رؤیا، پدر خود را در اثر توصیه چوپان، بخشوده از همه گناهان، در بهشت دیدند.
۵۴۰۹۱.

Poésie, amour et engagement : la réinvention du mythe de Leyli et Majnûn de Jâmî dans Le Fou d’Elsa de Louis Aragon(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۱
Dans Le Fou d’Elsa (1963), Louis Aragon propose une réinterprétation du mythe oriental de Leyli et Majnûn , en le réinscrivant dans les turbulences du XXe siècle. Cette relecture prend place dans un contexte marqué par les conflits politiques, les désillusions idéologiques et une profonde crise des repères spirituels chez le poète. À travers cette réappropriation, Aragon explore les possibilités offertes par un récit d’amour mystique ancestral pour incarner une forme de résistance poétique, raviver la mémoire collective et nourrir une espérance face aux bouleversements de son époque. Cette étude se propose d’examiner la manière dont Aragon actualise le mythe soufi de Leyli et Majnûn en le réinscrivant dans une dynamique poétique et politique propre à son époque. Il s’agit de mettre en lumière la façon dont l’amour absolu devient un levier esthétique et symbolique de lutte contre la déshumanisation, tout en glorifiant la figure féminine comme médiatrice de sens et d’humanité. La démarche adoptée repose sur une analyse comparative entre la version classique du mythe — telle que formulée par Jâmî au XIVe siècle — et sa réinterprétation aragonienne. L’étude articule une lecture intertextuelle fondée sur l’échange entre traditions poétiques orientale et occidentale, Aragon y conçoit une œuvre synthétique où se rejoignent lyrisme amoureux, imaginaire mystique et engagement militant. En mettant en dialogue les héritages de l’Orient et de l’Occident, l’auteur confère à ce mythe ancien une résonance nouvelle, universelle et profondément humaine. Dès lors, la poésie devient, pour Aragon, un espace de résistance et de transmission, et l’amour, même idéalisé, se dresse comme le dernier rempart contre la désespérance et l’oubli.
۵۴۰۹۲.

اصول و شیوه های برخورد تأویلگرایانه با مفهوم عذاب در متون نثر عرفانی تا قرن هشتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۳
یکی از بینش های اساسی عارفان، توجه به رحمت عام الهی و سبقت رحمت خداوند بر غضب اوست. آنان برای تبیین این کلان اندیشه در مواضع مختلفی، دست به تأویل یا شرح مفاهیم زده اند. مفهوم عذاب در این باب، فرصت مناسبی برای آنان بوده است. واکاوی نحوه بهره گیری عارفان از واژه عذاب و مفهوم آن علاوه بر نشان دادن دلالت های معنایی آن در سنت مکتوب تصوف، می تواند در دو امر دیگر نیز حائز اهمیت باشد: سیر تأویل گرایی آنان را نشان می دهد و هم چنین گامی روبه جلو در فهم نظام معرفت شناسی ایشان است. طبق این پژوهش، عارفان در برابر مفهوم عذاب چهار رویکرد کلی اتخاذ کرده اند: الف) مسکوت گذاشتن واژه. فارغ از دلایل عمومی، این مسکوت گذاشتن می تواند ناشی از «شخصی ساختن امر قدسی» نیز باشد. ب) توجه به دلالت ظاهری. این نکته نیز دو دلیل دارد؛ توجه توأمان عارفان به ظاهر و باطن و برحذر بودن از افراط در تأویل. ج) توجه به دلالت ظاهری و امتزاج آن با شفقت ورزی(دعا برای رفع عذاب به قیمت معذب شدن خود) و د) تأویل واژه که نشان دهنده سیر تأویل در متون عرفانی است. تأویل گرایی عارفان در این باب در قرن هفتم و در اندیشه ابن عربی و اَخلافش به اوج می رسد. برخی از این چهار رویکرد استخراج شده را می توان بر اساس زیرمجموعه هایی صورت بندی کرد تا برخورد عارفان با این مفهوم را با دقت بیشتری نشان داد. مسأله خلود در عذاب و آرای عارفان در این زمینه، واجد اهمیت است و سیر تأویل گرایی را تا ابن عربی نشان می دهد. این پژوهش بر اساس تحلیل کتب منثور عرفانی تا قرن هشتم صورت گرفته است.
۵۴۰۹۳.

رمز گشایی از راز ابر متن پنهان ادب فارسی (نقدی بر کتاب ایرانیان و رؤیای قرآن پارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۸
در این جستار کوشیدیم راز ابرمتن بودن قرآن را واکاویم و تاثیر آن را بر زبان فارسی و متن پنهان ادب فارسی بودن آن، به ویژه شعر فارسی و پیامبران عمده آن: فردوسی و مولوی و حافظ که یکی صاحب قرآن عجم شده و دیگر قرآن پارسی را به رشته سخن کشیده و سومی لسان الغیب نام گرفته، تبیین نماییم و در نهایت نشان دهیم که زبان فارسی بدون هیچ پشتوانه تاریخی و فرهنگی و با وجود نوپایی بر خلاف زبان غنی و تاریخی هیروگلیف مصری که رد پای آن را در قرآن و زبان عربی به ویژه در حروف مقطعه قرآن می توان یافت، چگونه بالید و به زبان دوم جهان اسلام تبدیل شد و نیز نشان دادیم مواجهه ایرانیان با قرآن تا سده هشتم هجری عمدتاً نخست در زبان عربی و ابتدا در موضوع قدیم و حادث بودن کلام خدا، در کتاب های کلامی و سپس در کتاب های اعجاز قرآن تبلور یافته است و دو دیگر در زبان فارسی و بویژه ترجمه های قرآن کریم. این مواجهه ها در هر دو زبان با توجه به نوع دانش مخاطب فرق می کند. مواجهه ها ایرانیان در سده اخیر و به ویژه بعد انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف به شیوه های متفاوتی انجام یافته است.
۵۴۰۹۴.

تصحیح لغاتی از دیوان سوزنی سمرقندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۶
سوزنی سمرقندی از شاعران چیره دستی است که چنانچه باید، به او و شعرش توجهی نشده است. از دلایل عمده این مسئله، دشواری های زبان شعر او و نبود نسخه های کهن از دیوان این شاعر سده ششم هجری است. ناصرالدین شاه حسینی دو چاپ از دیوان سوزنی ارائه کرده است؛ اما متأسفانه در هر دو چاپ، اشعار سوزنی به شکلی نابسامان تصحیح شده و متن ارائه شده انباشته از ضبط های نادرست و بی معنی است. سوزنی در اشعار هجو و هزل زبان خاص خود را دارد و عمده دشواری های شعر او نیز در همین اشعار است. لغات شاذی که در این دست از اشعار سوزنی به کار رفته، به مرور به دست کاتبان ناآشنا و بی دقت دچار تحریف و تصحیف شده و ضبط آنها دگرگون شده است؛ با این حال، با کمک برخی از نسخ که از این تحریفات تا حدودی در امان مانده و ضبط اصیل واژگان را در خود حفظ کرده اند و به یاری منابع جانبی همچون فرهنگ ها، می توان صورت صحیح و اصیل این واژگان را بازیافت. در پژوهش حاضر، با استفاده از دو نسخه نویافته از دیوان سوزنی و به کمک برخی فرهنگ ها، 33 واژه تحریف شده در متن چاپی دیوان سوزنی تصحیح شده است. بعضی از واژه های تصحیح شده در این مقاله در فرهنگ ها بدون شاهد مدخل شده و شعر سوزنی شاهد خوبی برای آنها است.
۵۴۰۹۵.

عروس پاکستانی اثر باپسی سیدوا: رمانی طبیعت گرا با رنگ و بویی فمینیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۹
هرچند رمان «عروس پاکستانی» به اندازه برخی دیگر از آثار باپسی سیدوا مانند «بچه پُرروی آمریکایی» و «هند ترک برمی دارد» در کانون توجه منتقدان نبوده، آثار انتقادی فراوانی را به خود اختصاص داده که بیشتر، جنبه های پسااستعماری یا فمینیستی آن را کاویده اند و از روح طبیعت گرا و جبرگرایانه ای که در رگ رمان جاری است، غافل مانده اند؛ به گونه ای که گویی کثرت درختان، از دیدن جنگل بازشان داشته است. این پژوهش در پی آن است که طبیعت گرایی و جبرگرایی عمیقی را که در جای جای رمان «عروس پاکستانی» ریشه دوانده و شامل جبر زیستی، اجتماعی، فرهنگی، جغرافیایی و سیاسی است و مردان را نیز به همان اندازه زنان، در چنبره خود گرفته است، مورد کنکاش قرار دهد و روشن سازد که دغدغه های فمینیستی این اثر، نتیجه طبیعت گرایی و جبر جهان شمول حاکم بر آن و در نتیجه، فرع بر آن است. رویکرد اتخاذشده، ترکیبی از مطالعات طبیعت گرا و فمینیستی است که همراه با یک نگرش کیفی نسبت به موضوع مورد مطالعه، شالوده این پژوهش را شکل می دهند.
۵۴۰۹۶.

«جنگِ روایت ها» برایِ تصاحبِ سنایی؛ کالبدشکافیِ دو پارادایمِ کلاسیک و مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۵
«مسئله سنایی» و ناهمخوانیِ بنیادین میانِ ساحت هایِ گوناگونِ آثارِ او از مدایحِ درباری و هزلیاتِ بی پروا تا زهدِ متعالی چالشی دیرپا در تاریخِ ادبیاتِ فارسی است که غالباً به معمایی زندگی نامه ای فروکاسته می شود. واکاویِ تاریخِ خوانش هایِ دیوان های این شاعر آشکار می سازد که دو جریانِ مسلطِ سنایی شناسی، یعنی سنتِ تذکره نویسیِ کلاسیک و پژوهش هایِ متن محورِ مدرن، علی رغمِ تفاوت هایِ روش شناختی، در یک پیش فرضِ معرفت شناختی هم داستان بوده اند: «مغالطه کُل نگری» یا اصرار بر کشفِ وحدتی ارگانیک در آرشیوی ذاتاً ناهمگون. این تمایلِ مفرط به یکپارچه سازی، ریشه در فرافکنیِ ناخودآگاهِ مختصاتِ «فرهنگِ چاپ» بر «فرهنگِ نسخه برداری» دارد؛ جایی که مفهومِ مدرنِ «اثر» (به عنوانِ کلیتی منسجم و بازتاب دهنده مؤلفی واحد) جایگزینِ واقعیتِ سیالِ تولیدِ متن در دورانِ پیشامدرن شده است. در حالی که پارادایمِ کلاسیک می کوشید با ابزارِ «گزینش و سانسور»، تصویری قدیس گونه و پیراسته از شاعر برسازد، پژوهشگرانِ مدرن با بهره گیری از ابزارِ «سنتز»، در پیِ حلِ منطقیِ تناقضات و ترسیمِ شخصیت روان شناختیِ منسجم برایِ شاعر بوده اند. گذر از این بن بستِ تفسیری، نیازمندِ پذیرشِ چارچوبِ «کثرتِ کارکردی» است. در این نگرش، سنایی نه به مثابه مؤلفی با دغدغه وحدتِ درونی، بلکه همچون «صنعت گری» ماهر تصویر می شود که متونی کارکردی را به اقتضایِ «موقعیت» و برایِ کارکردهایِ اجتماعیِ متفاوت از دربار و محافلِ خصوصی تا خانقاه و منبر تولید کرده است. بدین سان، تضادهایِ موجود در «دیوان»، نه بازتابِ آشفتگیِ ذهنِ تولیدکننده، بلکه محصولِ ماهیتِ «آرشیوی» آثار و پیامدِ گردآوریِ پسینیِ قطعاتی است که در واقع برایِ خوانشِ یکجا و همزمان طراحی نشده بودند.
۵۴۰۹۷.

آسیب شناسی تصحیح در دو چاپ پیشین دیوان عماد فقیه کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۱
در تصحیح متون کهن علاوه بر تهیه دست نویس های معتبر استفاده از روش های علمی و شناخت معیارهای تصحیح و نگاه انتقادی امری ضرور است. عماد فقیه کرمانی از شعرای سده هشتم هجری است که دیوان اشعار وی را یک بار رکن الدین همایونفرخ و یک بار یحیی طالبیان و محمود مدبری چاپ کرده اند. با وجود دو تصحیح از دیوان عماد به دلیل عدم استفاده از دست نویس های معتبر و همچنین عدم روشمندی در تصحیح، لغزش ها و ایراداتی در هر دو چاپ به چشم می خورد. یکی از ایرادات موجود در هر دو چاپ ضبط های اشتباه در تصحیح همایونفرخ و ورود همان ایرادات بدون اصلاح در تصحیح طالبیان و مدبری است. با بررسی دست نویس های هر دو چاپ مشخص شد این ایرادات ناشی از بدخوانی دست نویس ها است. طالبیان و مدبری بدون در نظر گرفتن ضبط های درست دست نویس های مورد استفاده خود برخی از این مشکلات را در متن مصحح خود تکرار کرده اند. همچنین در این تصحیح بدون رجوع به اصل دست نویس های چاپ همایونفرخ متن چاپ شده را با حرف اختصاری «چ» و نسخه بدل های آن را با حرف اختصاری «نچ» در پاورقی آورده اند. در این پژوهش سعی شده است تا علاوه بر نشان دادن مشکلات مشترک در هر دو چاپ با خوانش درست و دقیق دست نویس های مورد استفاده آنها و دستیابی به دست نویس های تازه یافته، صورت صحیح ابیات را به دست دهیم.
۵۴۰۹۸.

بررسی و تحلیل هفده بند از متنِ تذکرهالاولیایِ عطّار با تکیه بر حواشی و تعلیقاتِ شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه: محمّدرضا شفیعی کدکنی آخرین چاپ علمی و انتقادی تذکره الاولیایِ عطّار نیشابوری را در سال 1398 و با همّت نشر سخن در دو مجلّد روانه بازار نمود. به این چاپ، علی رغم این که تا این زمان معتبرترین و علمی ترین تصحیحِ موجود از تذکره به شمار می رود، متأسّفانه نواقص و کاستی هایی راه یافته است. این نواقص و اشکالات هم در متن تذکره و هم در حواشی و یادداشت هایی که شفیعی کدکنی بر متنِ تذکره نوشته است، مشاهده می گردد. اگرچه شماری از پژوهشگران و استادانِ دانشگاه در چند مقاله انتقادی به پاره ای از این موارد اشاره کرده اند، نگارندگان مقاله حاضر نیز با تأمّل در هفده بند از متنِ تذکره الاولیاء و مقابله آن با حواشیِ شفیعی کدکنی، به ایرادها و اشکالاتِ دیگری برخورده اند که در ادامه مقاله به آن ها اشاره می رود. روش: گفتنی است که نگارندگان در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای یادداشت هایِ خود را تهیّه و تنظیم نموده اند. یافته ها: نگارندگان در مقاله حاضر، با دقّت در هفده بند از متنِ تذکرهالأولیاء، حواشی و یادداشت هایِ شفیعی کدکنی را درباره گزاره های مرتبط با این هفده بند، بازخوانی و تجزیه و تحلیل نموده اند. نتیجه این بررسی نشان می دهد که بعضی از حواشیِ شفیعی کدکنی کاملاً اشتباه است. در بعضی از موارد نیز حواشیِ او نارسا و ناقص بوده و ممکن است مخاطبِ تذکره را دچار کج فهمی و برداشتِ اشتباه نماید.
۵۴۰۹۹.

سبب تألیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۳
سرایش و خلق هر اثر ادبی انگیزه و سببی دارد که نویسنده یا شاعر در بیشتر مواقع بدان اشاره می کند و گاهی نیز برحسب دلایل برون متنی می توان به آن پی برد. توجه به ذکر تالیف به حدی است که در بیشتر منظومه ها، بخشی از مقدمه اثر بدان اختصاص یافته است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است و هدف آن بررسی سبب تالیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم است و سعی دارد نشان دهد شاعران چه انگیزه هایی برای سرایش اثر خود داشته اند و آیا همواره آنچه شاعر در سبب تالیف آورده قابل پذیرش است یا موضوعی خیالی و بن مایه ای ادبی محسوب می شود. این مقاله با بررسی سبب تالیف در نوزده منظومه غنایی تا قرن هشتم نشان داده که آنها در دو دسته مولف محور و مخاطب محور جای می گیرند. در نوع نخست شاعر منفعت شخصی و فردی مثل ماندگاری نام نیک و نشان دادن توانایی و مهارت خود یا دریافت صله مدنظر داشته و در نوع دوم، شاعر منظومه ای را به سفارش دیگران و اجابت درخواست آنها سروده است. پربسامدترین سبب تالیف سفارش دیگران از جمله صاحبان قدرت و درباریان است که در دوازده اثر بدان اشاره شده است. مردم پسندی و تمایل آنها به داستان های عاشقانه نیز دومین انگیزه سرایش محسوب می شود که هردو انگیزه مخاطب محور است. از میان صاحبان منظومه های مورد بررسی، نظامی توجه خاصی به ثبت آن داشته و بخش مستقلی بدان اختصاص داده است.
۵۴۱۰۰.

بررسی تطبیقی مدرنیسم در رمان های «سه دختر حوا» اثر الیف شافاک و «چراغ ها را من خاموش می کنم» اثر زویا پیرزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۸
این پژوهش نمودهای مدرنیسم را در دو رمان «سه دختر حوا» از الیف شافاک و «چراغ ها را من خاموش می کنم» از زویا پیرزاد با رویکردی تطبیقی تحلیل می کند. شافاک، نویسنده ترکیه ای، از طریق درون مایه های هویت و دین، تناقض های زندگی مدرن ترکیه را بازتاب می دهد، در حالی که پیرزاد، نویسنده ایرانی-ارمنی، به زندگی روزمره با نگاهی دقیق و شاعرانه پرداخته و تجربه های زیسته شخصیت ها را ملموس می سازد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نحوه به کارگیری مؤلفه های مدرنیستی، از جمله توجه به درونیات شخصیت ها، جریان سیال ذهن، و تغییر زاویه دید در ساختار روایی هر دو رمان می پردازد. یافته ها نشان می دهد که هر دو نویسنده از تکنیک های مدرنیستی برای تقویت عمق روایتی و بیان چندلایگی تجربه های انسانی بهره گرفته اند. شافاک با استفاده از ساختار غیرخطی و تغییرات زاویه دید، پیچیدگی روانی و اجتماعی شخصیت ها را برجسته کرده، در حالی که پیرزاد، با تمرکز بر جزئیات و ساختار غیرمتعارف زمان، به بیان احساسات و کنش های روزمره معنا و عمق می بخشد. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که مدرنیسم به عنوان یک جریان فکری، در آثار این دو نویسنده ابزاری مؤثر برای بازنمایی جهان متناقض و چندوجهی معاصر به شمار می رود؛ جریانی که با ایجاد لایه های متعدد معنایی و دعوت مخاطب به تجربه تفکرات پیچیده، بر تحول روایت های مدرن تأثیرگذار بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان