ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۳۴۱ تا ۵۳٬۳۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۵۳۳۴۱.

Etude des indications spatio-temporelles dans les œuvres théâtrales de Samuel Beckett(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۷
Cette étude explore l'utilisation des indications spatio-temporelles dans les œuvres théâtrales de Samuel Beckett, mettant en évidence leur rôle fondamental dans la structuration de ses pièces. Les concepts d’espace et du temps, détachés de leur sens habituel, deviennent des objets obsédants pour les personnages beckettiens, soulignant ainsi la dimension existentialiste et absurde qui caractérise ses œuvres. L’objectif principal de cette recherche est d'analyser comment ces éléments spatio-temporels contribuent à la création d’un univers clos et oppressant, où les personnages sont pris au piège d’un cycle répétitif, sans espoir d’évasion ni de progression. Cette étude repose sur une analyse structurelle qui s'articule autour de trois axes principaux : l’analyse du langage verbal, paraverbal, et de la structure textuelle. Ces approches seront explorées pour montrer comment Beckett utilise les éléments spatio-temporels pour construire un univers théâtral hermétique et oppressant. L’analyse révèle que ces éléments jouent un rôle crucial non seulement dans la caractérisation des personnages, mais aussi dans la création de l’atmosphère théâtrale. Les résultats suggèrent que ces éléments influencent profondément la perception émotionnelle et philosophique du spectateur, ouvrant ainsi de nouvelles perspectives pour les recherches futures sur leur impact dans le théâtre minimaliste. L’étude repose sur les théories de Franck Evrard, Marie-Claude Hubert, Bruno Clément et Anne Ubersfeld, en se concentrant sur les didascalies, les dialogues et les éléments paraverbaux, afin d’éclairer leur rôle dans la construction de l’univers théâtral de Beckett.
۵۳۳۴۲.

تحلیل ارکان سماع مولویه، با رویکرد عصب روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۴
سماع ازجمله آدابی است که در بین گروه های مختلف عرفانی رواج داشته و در فرهنگ های گوناگون، به شکل های متفاوتی بروز و ظهور یافته است. در بین گروه های مختلف صوفیه، طریقه مولویه به سبب شاهکارهای ادبی، عرفانی مولانا و همچنین جاذبه های توریستی قونیه کنونی؛ ازجمله معروف ترین طریقه ها به شمار می رود. در میان مولویه، سماع جایگاه بالایی دارد و ازجمله مهم ترین آداب آن به شمار می آید. بر همین اساس شناخت عمیق، دقیق و علمی وجوه گوناگون آن، می تواند مباحثات موجود در این زمینه را شفاف و سوءبرداشت های احتمالی را برطرف نماید. یکی از مسائل مهم درباره سماع، تأثیر آن بر جسم و روان سالکان است. گرچه درباب این مسئله تاکنون نکاتی مطرح شده است، ولیکن این نکات معمولاً پراکنده و غیر روشمند بوده است؛ازین رو پژوهش پیش رو کوشیده است با بهره گیری از منابع مکتوب تاریخی-ادبی و رویکردی میان رشته ای، به بررسی ارکان سماع مولویه بپردازد و با استناد بر یافته های تحقیقات علوم اعصاب، تأثیرات این آیین را بر ابعاد جسمانی و روانی سالکان تحلیل و تبیین کند. در این راستا، پژوهش بر دو چارچوب نظری تجسم شناخت و نظریه عصب شناسی فرهنگی استوار است. ترکیب این دو دیدگاه، امکان تبیین هم زمان جنبه های زیستی، حسی-حرکتی و فرهنگیِ تجارب عرفانی را فراهم می کند. یافته ها نشان می دهد که یکی از مهم ترین آثار سماع بر سالکان، ایجاد خلسه است. این حالت ازطریق مجموعه ای از عوامل همچون موسیقی، ذکر، حرکات موزون، گرسنگی، فرهنگ و باور قلبی شکل می گیرد و در اثر آن، هماهنگی شبکه های عصبی، تغییرات فیزیولوژیک و برانگیختگی هیجانی عمیق پدید می آید.
۵۳۳۴۳.

بررسی تطبیقی روند بومی سازی در اقتباس های سینمایی از رمان بوف کور بوف کور رائول روییز و بزرگراه گمشده دیوید لینچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۰۰
در مطالعات اقتباس، بومی سازی به مجموعه راهکارهایی اطلاق می شود که اقتباس کننده برای همخوان سازی یک اثر با فرهنگ مقصد به کارمی گیرد. در این فرآیند، انطباق اثر با هنجارهای فرهنگی مقصد، قصد و استراتژی اقتباس کننده و دریافت مخاطب بیش از وفاداری به متن اصلی اهمیت دارد. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریات اقتباس، بویژه مفهوم بومی سازی نزد هاچن، و با در نظر گرفتن خوانش های مختلف از بوف کور صادق هدایت، به بررسی تطبیقی و کیفی روند و شگردهای بومی سازی در اقتباس سینمایی از رمان بوف کور ، توسط دو فیلم ساز از دو بافت جغرافیایی متفاوت می بپردازد یکی رائول روییز فیلمساز شیلیایی و دیگری  دیوید لینچ فیلمساز آمریکایی. بنابر یافته های پژوهش هر دو فیلمساز با شیوه هایی متفاوت، اثر هدایت را با جغرافیا، فرهنگ، زیست، دغدغه ها و سبک خود سازگار کرده اند که به تغییر معنای اثر و خلق آثاری جدید منجر شده است. اقتباس روییز همخوان با تجربه زیسته فیلمساز، با تأکید بر تجربه مهاجرت، بیگانگی و تصادم فرهنگی، به بازتابی از هویت پسااستعماری بدل شده است؛ درحالی که لینچ با تلفیق درون مایه های روان شناختی و مؤلفه های ژانر نوآر، بوف کور را، در بستری مدرن و آمریکایی بازتفسیر کرده است. این مقاله نشان می دهد که اقتباس های میان فرهنگی نه بازتولید، بلکه بازآفرینی هایی هستند که معنای تازه و همخوان با فرهنگ خود، در بستر جدید خلق می کنند.
۵۳۳۴۴.

تحلیل چند صدایی غزلی از حافظ با توجه به نظریه میخائیل باختین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۸
جوهرِ اصلی نظریه باختین در تمام سطوحِ فکری، عنصر چندصدایی است. منطق مکالمه او سبب می شود که دریچه های جدیدی از جهان بینی مبتنی بر مکالمه، در ذهن مخاطب گشوده شود. این پژوهش بر مبنای روش توصیفی تحلیلی از طریق یادداشت برداری کتابخانه ای انجام شده و هدف اصلی آن تبیین چندصدایی در یکی از غزلیات دیوان حافظ، بر مبنای نظریه میخائیل باختین است که می توان این تحلیل را به سایر غزلیات او نیز تعمیم داد. نتایج حاکی از آن است که: در غزلیات حافظ فضایی گفتگو محور مشاهده می شودکه در آن ائتلاف اندیشه ها و صداهای متعدد آشکار است. چندصدایی متن غزل مورد نظر، نتیجه حضور صداهای متفاوت، با ارزش و اعتباری یکسان است که از طرق مختلف ایجاد می شود و در سطح معنایی، واژگانی و ساختاری قابل مشاهده است. همچنین به نظر می رسد که در تمام ابیات غزل یک گوینده واحد وجود ندارد؛ یعنی خود حافظ، طرفِ مکالمه حافظ است و هر بار در موضعی متفاوت، نقطه نظرات خود را ارائه می دهد. این گوینده گاه با حافظ در یک ردیف قرار می گیرد و گاه در مقابل او می ایستد و او را سرزنش می کند و گاه در جایگاه دانای کل، او را هدایت می کند. بنابراین در این غزل نه تنها صدای حافظ، بلکه صداهای دیگر با نقطه نظرهای گوناگون نیز وجود دارد که در لایه دیگر از متن، با خواننده تعامل دیالوگی برقرار می کند.
۵۳۳۴۵.

تصحیح لغاتی از دیوان سوزنی سمرقندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۹
سوزنی سمرقندی از شاعران چیره دستی است که چنانچه باید، به او و شعرش توجهی نشده است. از دلایل عمده این مسئله، دشواری های زبان شعر او و نبود نسخه های کهن از دیوان این شاعر سده ششم هجری است. ناصرالدین شاه حسینی دو چاپ از دیوان سوزنی ارائه کرده است؛ اما متأسفانه در هر دو چاپ، اشعار سوزنی به شکلی نابسامان تصحیح شده و متن ارائه شده انباشته از ضبط های نادرست و بی معنی است. سوزنی در اشعار هجو و هزل زبان خاص خود را دارد و عمده دشواری های شعر او نیز در همین اشعار است. لغات شاذی که در این دست از اشعار سوزنی به کار رفته، به مرور به دست کاتبان ناآشنا و بی دقت دچار تحریف و تصحیف شده و ضبط آنها دگرگون شده است؛ با این حال، با کمک برخی از نسخ که از این تحریفات تا حدودی در امان مانده و ضبط اصیل واژگان را در خود حفظ کرده اند و به یاری منابع جانبی همچون فرهنگ ها، می توان صورت صحیح و اصیل این واژگان را بازیافت. در پژوهش حاضر، با استفاده از دو نسخه نویافته از دیوان سوزنی و به کمک برخی فرهنگ ها، 33 واژه تحریف شده در متن چاپی دیوان سوزنی تصحیح شده است. بعضی از واژه های تصحیح شده در این مقاله در فرهنگ ها بدون شاهد مدخل شده و شعر سوزنی شاهد خوبی برای آنها است.
۵۳۳۴۶.

نقد و تحلیل تصویر در شعر حجم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۷۸
یدالله رؤیایی در آثار نظری خود با دیدی انتقادی به تصویر در شعر سنتی می نگرد. از نظر او تصویر در شعر کلاسیک ایستا و راکد است و در مقابل تصویر حجم پویا و سیال. این مقاله ضمن نقد دیدگاه های گاه ناهمگون او در تصویر، مثال هایی که در آثار نظری او ذکر شده، مورد تحلیل قرار می دهد. همچنین با بررسی نمونه های مورد ادعای رؤیایی از تصویر حجم در شعر کلاسیک، نشان می دهد که آن تصاویر با زبان بلاغت کلاسیک قابل توضیح است و ابهام تصویر در بافت و با سنت ادبی رفع می شود، ازاین رو با نمونه های معاصر خود تمایز دارد. مدعای مقاله آن است که برای درک دقیق تصویر حجمی باید از بیانیه حجم فراتر رفت و تنها به تحلیل مجموعه اشعار رؤیایی پرداخت. در این پژوهش با روش استقرایی و مبتنی بر توصیف و تحلیل، تصاویر مجموعه لبریخته ها از نظر بیان ارتباط بین واقعیت و مظاهر واقعیت و فاصله یا اسپاسمان تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد انواعی از جمله تصویر با ساخت کلاسیک، تصویر از طریق فضاسازی، تصویر خوشه ای، تصویر اسطوره گرا و تصویر نمادگرا در اشعار او به کار رفته است. ناگفته های تصویر، معانی ثانویه کلمات مرتبط با تصویر و نیز گستردگی تصویر در سطح فرم از عوامل پیچیدگی تصویر حجم است. اگر حجم صرفاً به معنای عدم همجواری باشد، تصاویر حجم بسیار است اما اگر ملاک بیان علت غایی باشد، بسیار کم. تصویر حجم، نسبی است یعنی ارتباط غیرمستقیم یا فاصله بین اجزای تصویر ذومراتب است.
۵۳۳۴۷.

مقایسه رویکردهای شرح نویسی بر گلستان سعدی (بر اساس پنج شرح مشهور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۷
گلستان سعدی، یکی از برجسته ترین آثار نثر فارسی است که از دیرباز مورد توجه بوده و شرح های گوناگونی بر آن نوشته شده است. حوزه تحقیق این مقاله پنج شرح از عبدالعظیم قریب، محمدجواد مشکور، محمد خزائلی، خلیل خطیب رهبر وغلامحسین یوسفی است. علت انتخاب این شرح ها تخصص مؤلفان، بازه زمانی و اشتهار آنها است. شناسایی شیوه و تفاوت کار شارحان در مواجهه با متن گلستان هدف اصلی این مقاله است. نویسندگان مقاله کوشیده اند تا این شیوه ها را در قالب رویکردهایی طبقه بندی کنند و ذیل هر رویکرد کیفیت کار هر شارح را به روش توصیفی تحلیلی بیان نمایند. در راستای مستند کردن یافته ها به طور نمونه نتایج مطالعه آماری فراوانی هر رویکرد در شیوه کار هر شارح در باب چهارم و ده حکایت نخست باب پنجم گلستان آورده شده تا امکان مقایسه و ارزیابی آثار فراهم شود. از کنار هم نهادن دست آوردها این نتیجه حاصل می شود که شرح نویسی بر گلستان در سده اخیر بیش از هرچیز تحت تأثیر گفتمان های غالب و ضرورت های زمانی مثل نهضت های علمی و رویکردهای اجتماعی، نیاز مخاطبان و جامعه هدف اعم از متخصصان، دانشگاهیان و عامه مردم و زمینه مطالعاتی و علاقه مندی شارحان بوده است. شارحان به مرور زمان، جنبه های پژوهشی جدیدی را به کار خود افزوده و با رویکردهایی نو یا تکامل یافته تر با متن برخورد کرده اند.
۵۳۳۴۸.

مقایسه زبانی، ادبی و اجتماعی قطعه «والی گدا» از انوری با قطعه «اشک یتیم» از پروین اعتصامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۴
پروین اعتصامی از شاعران معاصر است اما شیوه شعر گفتن او به سبک شاعران بازگشت ادبی است. او در اشعارش به آثار بعضی شاعران سبک خراسانی چون ناصرخسرو و انوری و برخی شاعران سبک عراقی چون سعدی بسیار توجه می کند و چون  شاعران دوره بازگشت، با الگوبرداری از اشعار شاعران کلاسیک، می کوشد آثاری با همان حال و هوا و محتوا بیافریند. برای نمونه او قطعه «اشک یتیم» را با الگوبرداری از قطعه «والی گدا»ی انوری سروده است. در این پژوهش این دو قطعه را به روش مطالعه، تحلیل متن و توصیف محتوا، از نظر زبانی، ادبی و اجتماعی بررسی و مقایسه کرده ایم. بررسی و مقایسه زبانی، ادبی و اجتماعی این دو قطعه، نشان می دهد که اگرچه پروین در سرودن این قطعه، از انوری الگو گرفته است اما به سبب تصویرپردازی قوی تر، زبان روان تر و پایان بندی منسجم تر، توانسته است اثری تأثیرگذارتر بیافریند. این مقایسه همچنین نشان می دهد که زبان انوری در بیان پند و اندرز در این قطعه بسیار محکم تر، رساتر و تأثیرگذارتر از زبان پروین است. همچنین مواردی از تأثیرگذاری شرایط زندگی شاعر و حوادث سیاسی و اجتماعی دوران معاصر را در شعر پروین اعتصامی می توان دید. در شعر انوری تک گویی بر گفتگو چیرگی دارد در حالی که در شعر پروین چندصدایی و گفتگو را مشاهده می کنیم. همچنین می بینیم که انوری در والی گدا واعظی پیروز است و پروین در اشک یتیم، مبارزی شکست خورده که در پایان کارش، حقانیت کار خود را به چالش می کشد.
۵۳۳۴۹.

ریخت شناسی کهن الگوهای فرهنگی و اجتماعی زن با هویت ایرانی در ادب پارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۶
هدف این مقاله باز شناسی نقش های فرهنگی و جایگاه اجتماعی زن با هویت ایرانی در ادب پارسی، با رویکرد نظری به مکتب «فرهنگ و شخصیت» مارگارت مید و «انسان شناسی نمادین» کلیفورد گیرتز است. سابقه ی حضور موثر زن در فرهنگ و جامعه ی ایرانِ مبتنی بر سی قوم گونه گون و صدها قبیله، مذاهب، زبان ها و سبک های مختلف زندگی، به هزاره پنجم پیش از میلاد تاکنون برمی گردد. در این میان، بیست وچهار کاراکتر موثر زن در شاهنامه فردوسی با نقش آفرینی هایی ماندگار، شناسانده شده اند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که تحولات فرهنگی جوامع بومی ایران از عصرِ پیشاهخامنشی، همواره در جهت تکامل گرایی و توسعه ی مدنی بوده و زنان نیز قبل از ورود آریایی ها به فلات ایران، در زندگی رسمی و فرهنگ عامه ، سیاست، اقتصاد، ورزش، مراتب نظامی، هنر، صنایع دستی، مدیریت خانه (کدبانویی)، درجات علمی و فرهنگی، نقش آفرین بوده اند و گاهی پیش تر از مردان، به بالاترین درجه ی اجتماعی، کهن الگویی، و حتی به مرحله ی زوت ، در دین هم می رسیده اند. این بررسی با رویکرد انسان شناسی تفسیری در سطحی پهنانگر انجام شده و روش پژوهش در این مقاله، توصیفی- تحلیلی با استناد بر شیوه ی تجزیه و تحلیل محتوای کیفی است. نوع مطالعه ی اتیک - امیک در فرهنگ زنان ایران، نتایج حاصل از پژوهش را روشن و دقیق تر گردانده است.
۵۳۳۵۰.

نقد دو رساله «تأدیب النسوان» و «معایب الرجال» با رویکرد زبانی لیکاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۹۳
بسیاری از زبان شناسان اجتماعی با بررسی رابطه زبان و جنسیت، بر این باورند زنان به دلیل جایگاه اجتماعی فروتری که نسبت به مردان دارند، اقتدارپذیرند و از زبانی با ویژگی های مخصوص استفاده می کنند که متناسب با جایگاه فرودست آن ها در جامعه است. دو رساله تأدیب النسوان و معایب الرجال نمونه ای از نخستین تقابل مردان و زنان در عصر قاجار هستند و این پژوهش در پی آن است تا براساس نظریه های زبان شناسی اجتماعی به ویژه آرای زبانی لیکاف و به شیوه استقرایی، با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، زبان و میزان تأثیر جنسیت نویسندگان بر زبان را در این دو رساله («تأدیب النسوان» به عنوان نوشتاری مردانه و «معایب الرجال» به عنوان نوشتاری زنانه) بررسی مقایسه ای کند. برای دست یابی به این هدف، مؤلفه های واژگانی چون رنگ واژه ها، دش واژه ها، سوگند واژه ها و شاخص هایی در سطح جمله، مانند جمله های آمرانه، تعدیل کننده ها و تشدیدکننده ها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد نویسنده مرد، با به کارگیری کلیشه های زبانی مردانه، در پی تثبیت جایگاه فرادستانه خود بر زنان بوده است. در مقابل، نویسنده زن، عمدتاً از متغیرهای زبانی زنانه استفاده کرده که این امر می تواند نشان دهنده پذیرش نقش های جنسیتی سنتی باشد. با این حال، در برخی موارد، نویسنده زن تلاش کرده با استفاده از زبان مردانه، توجه مخاطبان مرد را برانگیزد و قدرت نمایی کند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که نویسنده زن در تلاش برای شکستن مرزهای زبانی و دستیابی به صدایی مستقل، با چالش ها و موانعی مواجه بوده و گاهی ناگزیر به استفاده از زبان مردانه شده است.
۵۳۳۵۱.

بررسی شباهت آرا در آثار ناصرخسرو و احمد کسروی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
ناصرخسرو حکیم و شاعر اسماعیلی است که میکوشد اندیشهها و باورهای اسماعیلی خود را در قالب نظم و نثر بیان کند. احمد کسروی نیز از اندیشمندان معاصر است که جنبش سیاسی – اجتماعی «پاکدینی» را برای پاک کردن توده ایران از آلودگیهای فکری بنیان نهاد و باورها و اندیشههای خود را ابتدا در مجله «پیمان» و سپس در روزنامه «پرچم» منتشر کرد. وقتی که آثار و زندگی ناصرخسرو و احمد کسروی را بررسی میکنیم میبینیم که این دو از ابعاد گوناگونی به هم شبیه هستند. به عبارت دقیقتر، به نظر میرسد در برخی از اندیشهها ناصرخسرو از پیشتازان فکری احمد کسروی است. گویی کسروی، ناصرخسرو را الگوی خود قرار داده است. هدف این مقاله که با روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای تدوین شده، نقد و بررسی دیدگاههای مشترک در اندیشههای ناصرخسرو و احمد کسروی است. انتقاد و اعتراض، تحول درونی، جبرستیزی، ادبیات متعهد، انحصارگرایی، خردگرایی و اصلاحگرایی، موارد مشترکی هستند که در اندیشههای ناصرخسرو و کسروی دیده میشود. آنها هرگز از اندیشههای خود بازنگشتند. در نهایت، یکی آواره یمگان شد و دیگری در دادگستری جان باخت.
۵۳۳۵۲.

بررسی انواع حجاب های نورانی و ظلمانی در مرصاد العباد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۸
یکی از مهمترین موانعی که عرفا در راه رسیدن به محبوب لایزالی با آن مواجه می شوند، حجاب های عرفانی است. حجاب اسم عامی است که در متون عرفانی برای هرچیزی که سدّ راه سیر و سلوک عارف شده و او را از حق باز می دارد، گذارده می شود. نجم الدین رازی در کتاب مرصاد العباد بر این مهم تاکید دارد که انسان باید به مدد شریعت و طریقت، روح گرفتار در بند جسم را به حق بازگرداند اما ودیعه های الهی نزد انسان می تواند حجابی باشد که نه تنها مانع نیل به مقصود گردد، که انسان را از صراط مستقیم دور سازد. از اینرو سالک باید انواع حجاب، چرایی وجود آنها و راه کشف این حجب را بشناسد. نجم الدین رازی در مرصاد العباد به دو دسته کلی از حجاب های نورانی و ظلمانی نظر دارد. حجب نورانی که شامل سترهایی چون عبادات صوری و صفات جمال و جلال می شوند، بسامد کمتری نسبت به حجاب های ظلمانی دارند. در نگاه رازی حجاب های ظلمانی، به مواردی چون حجاب بشریت، نفس، تقلید، عبارت، تلوین و عقل تقسیم می شوند. رازی بر آن است که آدمی تنها به مدد ذکر حقیقی می تواند، ستر ظلمت را زدوده، به شهود و در غایت به قرب حق، قرب نوافل، نائل شود. در پژوهش پیش رو، نویسنده برآن است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی از چیستی، چرایی و انواع حجب ظلمانی و نورانی در مرصاد العباد و راه های زدودن آن از منظر نجم الدین رازی پرده بردارد.
۵۳۳۵۳.

اوزان ایقاعی در تصنیف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۱
یکی از مباحث چالش برانگیز در میان پژوهشگران در حوزه تصنیف یا ترانه سرایی مسئله وزن تصنیف و ماهیت آن است. برخی وزن تصنیف را از مقوله اوزان هجایی می دانند؛ برخی دیگر به عروضی بودن این اوزان اعتقاد دارند؛ عده ای هم بر هجایی تکیه ای بودن این اوزان تأکید دارند. این اختلاف نظر تا آنجا ادامه می یابد که برخی به واسطه نداشتن درک درست از ساختار و شاکله تصنیف، پاره ای از تصنیف ها را بدون وزن قلمداد می کنند. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر ساختار متفاوت و ویژه تصنیف ها بعداز دوره مشروطه ساحت چندگانه موسیقایی این تصنیف ها را بررسی و تحلیل کنیم. برایند این جستار نشان می دهد که تصنیف با توجه به ملازمت بلافصل آن با ملودی و ریتم، الزامات موسیقایی خاصی دارد که متأثر از نقرات و ایقاعات موسیقی است. حاصل این اتفاق، خلق اوزانی است که به آن «اوزان ایقاعی» می گوییم. توجه به خوانش ملودیک اشعار، دقت در درنگ ها، مکث ها، کشش اصوات، نقاط شروع و پایان ضرب های تصنیف، ما را به اوزان ایقاعی که ویژگی های خاصی دارد، رهنمون می سازد.
۵۳۳۵۴.

توحّش و تقدّس گراز در ادب منظوم و منثور فارسی و اساطیر ملل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۱
در هر برهه از زمان مردم سرزمین های مختلف، در ارتباط های خود به زبانی صحبت می کردند تا مورد تفهیم دیگران قرار گیرد، این زبان، رمز و نماد و استفاده از اسطوره های به جا بود. و اگر بگوییم که ما در دنیایی از مفاهیم اسطوره ای و نمادها زندگی می کنیم سخن به گزاف نگفته ایم. این نمادها و اسطوره ها گاه از جنس گیاهان، اشیاء، میوه ها، رنگ ها، انسان ها و در نهایت حیوانات بودند، مسلم است که رنگ سیاه نمادی از تاریکی، ظلمت، خفقان و افسردگی افکار است؛ میوه انار نماد باروری است و اما اسب نماد همیشگی نجابت است و در کنار هر سردار نامی اسبی درست به شهرت مخدوم خود گام برداشته است، آتش نماد مرگ و باز زایی و در جای دیگر نماد تطهیر و عدم آلایش پنداشته شده است اما این همه ی مفاهیمی نیست که در مورد این عناصر در کتب اساطیر و نمادها بدان پراخته شده است. گاه در میان اقوامی عنصری از همین موارد فوق نشانی متضاد از آنچه نقل شده است را دارد درست به مانند حضور گرگ در میان مردم سرزمین ترک و فارس، به شدت در مقام هم قرار گرفته اند، چنین مفهومی در مورد گراز نیز صادق است. گراز در میان قومی نشانی از شجاعت و تهوّر است و در میان قومی نمادی از حرص و آزمندی. در میان اسطوره های ایرانی و هندی قرابت بسیار نزدیک وجود دارد و در اسطوره ی هر دو ملت تجلّی از وجود ایزدانِ نجات دهنده ی زمین و زمینیان می باشد. .
۵۳۳۵۵.

بررسی تأثیر مؤلّفه عشق در ابعاد نیهیلیسم در شعر فروغ فرخزاد و احمد شاملو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
  در شعر معاصر اغلب شاعران با شکست در روابط عاطفی، به نیهیلیسم گرایش یافته اند. عشق یک مؤلّفه مهم در پوچ گرایی شاعران معاصر است.  فروغ فرخزاد و احمد شاملو از شاعران برجسته معاصر هستند که مؤلّفه عشق در ارتباط با نیهیلیسم در شعرشان دیده می شود. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی با هدف بررسی ارتباط عشق و ابعاد مختلف نیهیلیسم به عنوان یکی از دلایل پوچ گرایی دو شاعر، اشعار غنایی و اجتماعی آن ها بررسی شده است. در گرایش های پوچی هر دو، در بُعد فردی و اجتماعی شعرشان، مؤلّفه عشق در نیهلیسم فردی، نیهلیسم سیاسی و نیهلیسم اجتماعی دیده می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد: در بُعد فردی علت اصلی گرایش آن ها به نیهیلیسم «شکست در عشق» است. فرخزاد با شکست عاشقانه در نیهلیسم باقی می ماند و تا پایان شاعری از اندوه و افسوس جدایی می سراید اما شاملو در دوره ای به نیهیلیسم عاشقانه می رسد و بار دیگر به یاری عشق متعالی آیدا از نیهیلیسم گذر می کند و زندگی تازه ای آغاز می کند. نیهیلیسم سیاسی فقط در شعر شاملو آمده است و مربوط به شکست عاطفی شاعر از عشق به یاران مبارزی است که در مبارزه سیاسی، او را رها کردند. در بُعد اجتماعی، هر دو از زوال عشق در میان مردم به اندوه نیهیلستی دچار شده اند، تفاوتشان در این است که نیهلیسیم فرخزاد در ارتباط با جامعه مردسالار و روابط اجتماعی مردم دیده می شود؛ اما نیهیلیسم شاملو همسو با شکست های سیاسی است که به دلیل اندوه از زوال عشق مردم در عرصه اجتماع است.  
۵۳۳۵۶.

بررسی تأثیر چگونگی انتقالِ پیام در شکل گیری خوانش های متعدد از متن (مطالعه موردی: جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۰۳
این پژوهش بر آن است که یک منتقل کننده پیام می تواند با استفاده از تمهیدات زبانی، با چند سطح از دریافت کنندگان، ارتباط برقرار کند. یکی از این شیوه ها، استفاده از نماد در بافت واقع گرایانه متن است که از آن به رئالیسم سمبولیک یاد می شود. برای دست یابی به این هدف دو رمان جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان که قابلیّت بررسی به عنوان نمونه پژوهش را دارند، انتخاب شد. یافته های پژوهش بر آن است: پربسامدترین بخش های متن از منظر ارتباط نماد و واقعیّت در شکل گیری پیام ثانوی، واژگان، ترکیبات، توصیفات و شخصیّت پردازی در متون و بیشترین استفاده در موضوعات اجتماعی و سیاسی است؛ همچنین دانشور با استفاده از این شیوه (رئالیسم سمبولیک) توانسته است در یک متنِ واحد، پیام های متفاوتی را متناسب با خوانندگان خود ارسال کند، هم خوانندگان عامّ و هم خوانندگان خاصّی که به نوعی با رمز او آشنا هستند. این پژوهش نشان می دهد دانشور برای نمود واقعیّت های انسانی، اجتماعی و سیاسی دوره معاصرش، در قالب رئالیسم به صورت همزمان از دو روشِ مستقیم در روساخت زبانی و غیر مستقیم در قالب نماد و دلالت های ضمنی استفاده کرده است و برای دریافت پیام، متناسب با نوع مخاطب کدها و نشانه های درون متنی در ارتباط با واقعیّت های بیرونی قرار داده است که این امر زمینه را برای شکل گیری خوانش های متعدد از متن فراهم می آورد. استفاده از این شیوه ضمن برآوردن اهداف مورد نظر، لذت از متن را افزایش داده و همچنین فضای بسته و محدود حاکم بر متن و در متن را منعکس ساخته است. در این پژوهش از شیوه تحلیل متن استفاده گردید.
۵۳۳۵۷.

بررسی و تحلیل استعاره مفهومی «خرد» در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۳
خرد و واژه های مشتق از آن، واژه ای کلیدی و پرکاربرد در شاهنامه فردوسی است. موضوع این نوشتار بررسی و تحلیل بازنمودهای زبانی عینی و ملموس از مفهوم مجرد و انتزاعی خرد در شاهنامه است. این گفتار در تحلیل استعاره مفهومی با حوزه مقصد «خرد» در شاهنامه فردوسی، کوشش خواهد کرد با استفاده از شیوه استقرای تام و به روش توصیفی تحلیلی به این پرسش ها پاسخ دهد: 1. در شاهنامه فردوسی حوزه مقصد خرد در قالب کدام نوع استعاره مفهومی، عینی شده است؟ 2. در شاهنامه فردوسی برای عینی و ملموس شدن مفهوم خرد از چه واژگانی استفاده شده است؟ دستاورد پژوهش نشان می دهد که مفهوم انتزاعی «خرد» در شاهنامه در قالب استعاره های مفهومی هستی شناختی و جهت مند، ملموس شده است. در شاهنامه عینی کردن مفهوم «خرد» با منطق شعر حماسی و جهان ممکن حماسه منطبق است و شاعر، خرد را اشیایی شاهانه همچون «تاج» و «تخت» یا پهلوانی نظیر «کمان»، «رایت» و «تبر» انگاشته است.
۵۳۳۵۸.

کارکردهای بلاغی استفهام انکاری و استفهام تقریری در دفتر دوّم مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
«استفهام انکاری» با معانی متنوّع هنری، از مباحث مهمّ و پربسامد بلاغت به شمار می رود که به علّت اهمّیّت موضوع مورد توجّه دستورنویسان نیز بوده است. مولانا با نگرش به شیوه بیان در قرآن کریم، معانی عرفانی را از طریق انشاء به خواننده منتقل می کند. شالوده منظومه تعلیمی مثنوی معنوی، ارشاد مخاطب به وحدانیّت حقّ و انکار ماسوی الله است. نقش کارکردهای بلاغی استفهام، به ویژه انکار، در این بهره وری چشمگیر است. در این پژوهش، مبحث بلاغی انکار با معانی هنری آن؛ شامل: نفی ابد، استبعاد، تعظیم، تحقیر، تعجیز، استغنا، یاًس، استهزاء، استمداد، تحسّر و غیره مورد بررسی قرار گرفته و به اهمّیّت کاربرد ادات استفهام، جهت خلق این انگیزه زیبایی شناختی و تفاوت بارز استفهام «انکاری» و «تقریری» پرداخته شده است. بهترین شیوه درک معانی بلاغی، تدبّر در پرسش های قرآنی، کلام محاوره و آثار نویسندگان صاحب سبک است. متأسّفانه، اکثر منابع علوم بلاغی در این موضوع مهم، شرح مبسوط و جامعی ندارند. ۵/۵۹ درصد از پرسش های بلاغی در دفتر دوم مثنوی از نوع استفهام انکاری است که ۴/۶۶ درصد از آن ها مفید کارکرد هنری «نفی ابد» است. این بسامد بالا، به دیدگاه متعالی مولانا در نفی نفسانیّات ارتباط دارد.
۵۳۳۵۹.

بررسی تطبیقی استعاره های مفهومی مرگ و زندگی در اشعار یدالله بهزاد کرمانشاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۱
نظریه ی استعاره ی مفهومی رویکردی نوین به مبحث استعاره است که به وسیله ی آن شیوه های بازنمایی مفاهیم انتزاعی در متون ادبی و زبان خودکار مورد بررسی قرار می گیرد. این پژوهش بر پایه ی نظریه ی مذکور بنا شده است. روش آن توصیفی-تحلیلی است و سعی دارد شیوه های بازنمایی مفاهیم انتزاعی زندگی و مرگ را در اشعار یدالله بهزاد مورد واکاوی و تحلیل قرار دهد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که یدالله بهزاد برای عینی سازی مفاهیم انتزاعی«مرگ و زندگی»از حوزه های مبدا متنوعی استفاده کرده است. انسان انگاری، حیوان انگاری، شیء پنداری، عاملیت و عناصر طبیعی از جمله حوزه های مبدا به کاررفته در راستای عینی سازی مفاهیم«مرگ و زندگی»هستند. در این میان حوزه های زندگی نسبت به مرگ از فراوانی بیشتری برخوردار است که این می تواند نشان دهنده ی گرفتارشدن شاعر در دام مسائل و مشکلات زندگی باشد. در پایان باید گفت که یدالله بهزاد با یک نگاه ابزاری«زندگی و مرگ»را برانداز کرده است؛ چراکه هر زمان این دو مقوله در راستای رسیدن به اهداف دلش هستند آن ها را دوست می دارد و هروقت که در تقابل با آرزوهایش قرار می گیرند به نکوهش آن ها برمی خیزد. 
۵۳۳۶۰.

مطالعه جنسیتی اِعمال قدرت در رمان های طشّاری و پاییز را فراموش کن (با تکیه بر نظریه میشل فوکو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۹
نقد فمنیستی سعی دارد تا نقش فرهنگ مردسالارانه را در تصویر ارائه شده از زن در آثار ادبی بیان کند و آثار ادبی و هنری در نظام فلسفی میشل فوکو فیلسوف و نظریه پرداز فرانسوی از جایگاه ممتازی برخوردارند و او در تبیین طرح فکری خود از این آثار بهره فراوان برده است. قدرت، کلیدواژه نظریات فوکو است به گونه ای که هر گفتمانی را برآمده از قدرت می بیند و متأثر از اندیشه نیچه معتقد است که قدرت تنها متعلق به طبقه فرادستان نیست، بلکه در تمامی لایه های اجتماعی وجود دارد و زبان، عرصه بروز روابط قدرت و تعیین کننده سوژه غالب و سوژه تحت سلطه است. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش کرده است تا با استفاده از مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی، به مطالعه جنسیتی اِعمال قدرت در رمان طشّاری اثر إنعام کجه جی نویسنده عراقی و رمان پاییز را فراموش کن نوشته فهیمه رحیمی نویسنده ایرانی بر اساس نظریه میشل فوکو بپردازد. نتایج نشان از آن دارد که در هر دو رمان، انواع مختلف اِعمال قدرت به کار گرفته شده است، هر چند در رمان پاییز را فراموش کن، برخی موارد مانند اِعمال قدرت خرافات و باورهای عامیانه، اِعمال قدرت فرادستان اجتماعی بر فرودستان اجتماعی و عاملیت مرجّح مردانه در صورتبندی عشق، جلوه گری بیشتری دارد. نویسندگان این دو رمان مصمم هستند تا نشان دهند که گرچه در جوامع سنتی عراقی و ایرانی، در موارد زیادی زنان به عنوان فرودستان، قربانی قدرت فرادستان که در تمامی طبقات اجتماعی وجود دارند، هستند، اما با مقاومت در برابر آنان توانسته اند از مرز زنانی احساساتی و منفعل تا مرز زنانی منطقی و فعال و از عامیانه اندیشی تا پهنه فعالیت های سیاسی و اجتماعی پیش بروند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان