ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۷۶۱.

زبان تجلی و تجلی زبان: بازنمایی انواع ترکیبات مفهومی و استعاری تجلی در زبان روزبهان بقلی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۴
مفهوم "تجلی" در آثار روزبهان بقلی شیرازی یکی از بنیادی ترین مفاهیم عرفانی است که در ساحت های متنوعی حضور می یابد. این پژوهش با رویکردی بینارشته ای و بهره گیری از مبانی هرمنوتیک فلسفی (پل ریکور)، پدیدارشناسی اسطوره (الیاده)، و تأویل گرایی حکمی (هانری کربن) به تحلیل کارکردهای تجلی در آثار روزبهان می پردازد. بررسی نمونه های متعدد نشان داد که ترکیبات مرتبط با تجلی در دو دسته اصلی جای می گیرند: نخست، ترکیبات مفهومی که در پیوند با اصطلاحات و مقولات خاص عرفانی (مانند تجلی ذات، تجلی قدم، تجلی بقا، سبحات تجلی و غیره) شکل می گیرند؛ دوم، ترکیبات استعاری-تشبیهی که بیشتر در نسبت با عناصر طبیعی (خورشید، آب، دریا، پرندگان)، مکان ها و اشیاء (خانه، کاروانگاه، شمشیر، شمع) و نقش ها یا صورت های انسانی (دایه، صعلوک، خاقان چین، ترک، و عروس) پدیدار می شوند. در این میان فعل تجلی جایگاهی مستقل دارد که در آن تجلی نه صرفاً در سطح زبان و استعاره، بلکه به مثابه رخداد و عمل قدسی بازشناخته می شود. تحلیل انواع تجلی با تکیه بر اندیشه های کربن نشان داد که روزبهان با تأکید بر عالم مثال و جهان میانی، تجلی را امری زنده و جاری می فهمد. هم چنین، به مدد دیدگاه های الیاده روشن شد که لحظات تجلی در متن روزبهان کارکردی مشابه لحظات ظهور قدسی دارند و بدین سان، هستی انسان سالک در مواجهه با این رخداد دگرگون می شود. از نظر ریکور هر استعاره مناسبتی دقیق با خاستگاه معنوی خود دارد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر تصویری جامع از گونه های متنوع تجلی در متون روزبهان ارائه می دهد و نشان می دهد که چگونه زبان استعاری و مفهومی وی بستری برای پیوند میان تجربه عرفانی، تأمل فلسفی و ساختار اسطوره ای فراهم می آورد.
۷۶۲.

بررسی انواع حجاب های نورانی و ظلمانی در مرصاد العباد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۶
یکی از مهمترین موانعی که عرفا در راه رسیدن به محبوب لایزالی با آن مواجه می شوند، حجاب های عرفانی است. حجاب اسم عامی است که در متون عرفانی برای هرچیزی که سدّ راه سیر و سلوک عارف شده و او را از حق باز می دارد، گذارده می شود. نجم الدین رازی در کتاب مرصاد العباد بر این مهم تاکید دارد که انسان باید به مدد شریعت و طریقت، روح گرفتار در بند جسم را به حق بازگرداند اما ودیعه های الهی نزد انسان می تواند حجابی باشد که نه تنها مانع نیل به مقصود گردد، که انسان را از صراط مستقیم دور سازد. از اینرو سالک باید انواع حجاب، چرایی وجود آنها و راه کشف این حجب را بشناسد. نجم الدین رازی در مرصاد العباد به دو دسته کلی از حجاب های نورانی و ظلمانی نظر دارد. حجب نورانی که شامل سترهایی چون عبادات صوری و صفات جمال و جلال می شوند، بسامد کمتری نسبت به حجاب های ظلمانی دارند. در نگاه رازی حجاب های ظلمانی، به مواردی چون حجاب بشریت، نفس، تقلید، عبارت، تلوین و عقل تقسیم می شوند. رازی بر آن است که آدمی تنها به مدد ذکر حقیقی می تواند، ستر ظلمت را زدوده، به شهود و در غایت به قرب حق، قرب نوافل، نائل شود. در پژوهش پیش رو، نویسنده برآن است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی از چیستی، چرایی و انواع حجب ظلمانی و نورانی در مرصاد العباد و راه های زدودن آن از منظر نجم الدین رازی پرده بردارد.
۷۶۳.

اهمیت هند در اقتصاد حوزه خلیج فارس و دریای عمان دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۶
در دوره ساسانی، فعالیت های تجاری با شبه قاره هند به ویژه مناطق سواحلی آن، از طریق خلیج فارس و دریای عمان توسعه یافت. با تصرف نواحی کلیدی، ارتباط میان خلیج فارس و دریای عمان با جزایر و بنادر هندوستان تسهیل شد. ساسانیان در مناطق ساحلی هند، قرارگاه هایی ساختند و به تدریج بازرگانان مهاجر زرتشتی و مسیحی نسطوری در آن ساکن شدند. دریانوردان، بین بنادر و جزایر خلیج فارس و دریای عمان تا هند در رفت وآمد بودند و به بارگیری و باراندازی کالا می پرداختند. هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط تجاری کرانه های شمالی و جنوبی خلیج فارس و دریای عمان با شبه قاره هند در دوره ساسانی است. نگارنده با تکیه بر روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و شیوه کتابخانه ای (Library research) و براساس مطالعه تحقیقات مستند، سعی دارد به این سؤال پاسخ دهد که هند در اقتصاد حوزه خلیج فارس و دریای عمان دوره ساسانی، دارای چه اهمیتی بوده است؟ در انتها نتیجه گرفته می شود که مجموعه ای از عوامل مثبت ازجمله سیاست شهرسازی بندری در خلیج فارس، تشکیل ناوگان تجاری و نظامی قدرتمند، شناخت راه های دریایی و تصرف ارضی و بحری کرانه های اقیانوس هند توسط ساسانیان، موجب گسترش شکوفایی متقابل کانون های تجاری خلیج فارس و دریای عمان و شبه قاره هند بوده است.
۷۶۴.

تصحیح برخی اشتباهات چاپی و سهوی در دیوان خاقانی تصحیح سجادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۳
دیوان خاقانی به خودی خود از اشارات و عبارات غریب مملو است که ذهن هر خواننده ای را برای گشودن رموز آن به کندوکاو وا می دارد؛ امّا همین اثر، خالی از اشتباهات چاپی تأثیرگذار نیست. علاوه بر اشتباهات چاپی، گاهی مصحح (سجادی) ضبط بیتی را بر خلاف ضبط چهار نسخه اصلی خود برگزیده است. اگر این اختلافات ناشی از اشتباهات چاپی نباشد، می توانیم بگوییم ناشی از سهو مصحح است و ضبطی نیست که ایشان تصحیح قیاسی کرده باشند. یکی از روشن ترین دلایلِ ما برای اثبات این ادعا عدم یادکردِ اختلاف نسخه ها در حاشیه دیوان است. در این جُستار با در نظر گرفتن برخی از مهمترین قصاید (قصاید بلند) دیوان خاقانی به سراغ این  قبیل اشتباهات رفته ایم تا پس از بررسی مهمترین تصحیح موجود تصحیح سجادی- و مقابله آن با نسخ خطّی مورد استفاده مصحح، تعدادی از اشتباهات تأثیرگذار موجود را به خاقانی پژوهان و جامعه ادبی گوشزد کنیم.
۷۶۵.

راهبرد ناهم خوانی-گره گشایی در گفت وگوهای عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۶
مدل ناهم خوانی-گره گشایی (Incongruity-Resolution Model) یا IR که به طور سنتی ریشه در مطالعات طنز دارد تاکنون به طور گسترده در تحلیل متون عرفانی به کار گرفته نشده است. این پژوهش با هدف ارائه یک مدل توسعه یافته برای بررسی راهبرد ناهم خوانی-گره گشایی در گفت وگوهای عرفانی، می کوشد ضمن توسعه نظری مدل مذکور، انطباق پذیری آن را با زمینه های غیر طنزآمیز و پیچیده تعلیمی-عرفانی نشان دهد. به این منظور به تحلیل کیفی صد گفت وگوی منتخب از آثار عطار می پردازد که براساس انواع ناهم خوانی (مبتنی بر چارچوب و مبتنی بر کلام) و سازوکارهای گره گشایی (مبتنی بر چارچوب، مبتنی بر کلام یا مبتنی بر استنباط) در شش الگو طبقه بندی شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در گفت وگوهای عرفانی ناهم خوانی صرفاً تنش شناختی را برنمی انگیزد، بلکه جنبه آموزشی دارد و با بی ثبات کردن چارچوب های شناختی متعارف، خواننده را به سمت رشد اخلاقی و معنوی سوق می دهد. برخلاف طنز که به گره گشایی سریع و خطی تمایل دارد، گفت وگوهای صوفیانه از گره گشایی به شیوه ای باز و چندلایه بهره می برند و فرایند تفسیری تکرارشونده ای را پرورش می دهند که با اهداف شناختی و معنوی آموزش صوفیانه هم سو است. تلاش شناختی مخاطبان برای گره گشایی در طنز در نهایت به سرگرمی و لذت می انجامد حال آنکه در گفت وگوهای عرفانی، این لذت به شکل بینش معنوی یا روشنگری تجلی می یابد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مدل IR چارچوبی ارزشمند برای درک فرایندهای پویای شناختی زیربنایی گفت وگوهای عرفانی فراهم می آورد، اما باید تکامل یابد تا ماهیت چندلایه و گاه حل نشده ناهم خوانی ها در گفت وگوهای عرفانی را در نظر بگیرد.
۷۶۶.

خوانش حکایت «دوستی کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو» از کلیله و دمنه بر پایه ی ویژگی های داستانی فبک، با نگاهی انتقادی به بازنویسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۸
کلیله و دمنه که در زمره ی ادبیات تعلیمی فارسی قرار دارد، کتابی سرشار از آموزه های اجتماعی، سیاسی و اخلاقی در قالب حکایت هایی از زبان حیوان هاست. قابلیت های بالای این کتاب و مضامین گوناگون و پر مغز آن سبب شده است تا بازنویسی ها و اقتباس های بسیاری از آن صورت گیرد و در حوزه های دیگر نیز کاربرد داشته باشد. یکی از این حوزه های نسبتاً جدید، آموزش فلسفه به کودکان (فبک) است. پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته است، حاصل بررسی حکایت «دوستیِ کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو» بر اساس معیارهای داستانی فبک و نیز ادبیات کودکان و نوجوانان است. طبق یافته های پژوهش، این حکایت با داشتن مؤلفه هایی نظیر: پیرنگ قوی، گره افکنی و گره گشایی، شخصیت پردازی، جزئیات و توصیف های داستانی در سطح ادبی، مطابقت موضوع و درون مایه با روحیه ی مخاطب کودک در سطح روان شناختی و نیز الگوی گفت وگوی استدلالی و کندوکاوپذیری در سطح فلسفی، از قابلیت بسیار بالایی برای آموزش فلسفه به کودکان برخوردار است. تحلیل و بررسی بازنویسی این حکایت در مجموعه ی داستان های فکری برای کودکان ایرانی، برمبنای معیارهای داستان فلسفی نشان می دهد نویسندگان نتوانسته اند از قابلیت ها و ظرفیت بالای این حکایت به شایستگی استفاده کنند و اثر مقبولی برای استفاده در کلاس های فبک ارائه دهند.
۷۶۷.

داستان نویسی از زبان حیوانات در ادبیات عربی و ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۲۴۷
داستان نویسی از زبان حیوانات – منثور و منظوم – یکی از گونه های ادبی است که از دیرباز در ادبیات ملت های کهن مورد توجه بوده است. داستان های ایسوپ (ازوپ) در غرب و کلیله و دمنه در شرق از کهن ترین این داستان ها به شمار می روند. چگونگی راهیابی کلیله و دمنه از هندوستان به ایران در دوره پیش از اسلام و ترجمه آن به زبان عربی در سده های نخستین اسلامی برای همگان آشناست. در این پژوهش به تأثیر و تأثر زبان عربی و فارسی از یکدیگر در این گونه ادبی پرداخته شده و نمونه های گوناگون آن را در ادبیات هر دو ملت از روزگاران کهن تاکنون بیان شده، شاعران و نویسندگان ایرانی و عرب به گونه ای برجسته از این نوع ادبی برای بیان مضامین تعلیمی و اخلاقی وام گیری کرده اند. از نمونه های این ادیبان در ادبیات عربی می توان از احمد شرقی، محمد عثمان جلال و توفیق حکیم نام برد و از میان ادیبان ایرانی علاوه بر مرزبان بن رستم، سنایی، عطار و مولوی می توان از محمد حسن خان اعتماد السلطنه، پروین اعتصامی و ایرج میرزا نام برد.
۷۶۸.

حس آمیزی در شعر صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۳۶
حس آمیزی یکی از آرایه های ادبی و شگردهای تصویرسازی در آثار ادبی است که در زبان و ادبیات فارسی اهمیت ویژه ای دارد. در این آرایه، امور مربوط به یکی از حواس با امور و وابسته های حس دیگری در هم می آمیزد و منجر به خلق نوعی هنجارگریزی می شود. صائب تبریزی به عنوان برجسته ترین شاعر سبک هندی، با کاربست حس آمیزی پُربسامد در شعر خویش موجبات ترویج آرایه زیبای بدیعی را در سبک هندی و توسعات و تأثّرات زبانی، معنایی و زیبایی شناسی در شعر فارسی فراهم آورده است. در این پژوهش تلاش شده است با روشِ توصیفی تحلیلی، انواع حس آمیزی، نحوه و میزان استفاده از این آرایه در غزلیات صائب تبریزی توجه شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که حس آمیزی های صائب تبریزی چه ازنظر ترکیب حواس و چه ازنظر مفاهیم، نمونه بارزی از حس آمیزی های سبک هندی به شمار می آید و همراهی این آرایه با آرایه هایی چون مراعات النظیر، استعاره و به ویژه اسلوب معادله، هم بر تخیّل تصاویر شعری صائب افزوده است و هم بر انسجام و زیبایی سخن وی.  
۷۶۹.

تحلیل بلاغی زبان لوطی ها در فیلم نامه های علی حاتمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۲
در نگرش های ساختاری به آثار ادبی، اصل تناسب فرم و محتوا و ایجاد ارتباط میان اثر، موقعیت و مخاطب مورد توجه قرار می گی رد و هر ک اربست بلاغ ی به ص ورت مستقیم با ج ایگاه و م وقعیت مت ن و مخ اطب مرتبط است. ب ه عب ارتی برجسته سازی های اثر هنری، اگر فراتر از بافت و موقعیت و یا فروتر از آن باشد، به امری غیر ساختاری و یا نازیبا تعبیر خواهد شد. علی حاتمی در آثار خود، سعی در بازآفرینی فضا و بافت زبان جاری در متون ادبی دوره قاجار را داشته است؛ اما روند افراطی و غیر ساختارمند او در کاربست صنایع بلاغی در دیالوگ های شخصیت ها، این ظرفیت را به یک امر ضد ارزش در ساختار زیبایی شناسانه بدل کرده است. لذا این پژوهش سعی دارد تا با استخراج و بررسی زبان لوطی های فیلم نامه های علی حاتمی، با روشی توصیفی - آماری به تحلیلی انتقادی این رویکرد بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که علی رغم تلاش حاتمی در کاربست زبان برجسته برای این تیپ شخصیتی جهت بالا بردن ارزش ادبی متن خود، عملاَ این فرایند به یک ضد ارزش در آثار او تبدیل شده و ادبیت جاری در دیالوگ های جاهلانه او، موجب فاصله گرفتن اثر از مخاطب و بافت تاریخی و واقعیت جامعه شده است.
۷۷۰.

مطالعات عصر صفوی در کارنامه گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۶
این جستار گزارشی است از فراوانی و چگونگی مطالعات عصر صفوی در کارنامه علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد از سال تأسیس آن در 1334 تا مهر 1404 خورشیدی. در این مقاله، با نگاهی تحلیلی‑آماری، تمامی مطالعات انجام یافته در این گروه آموزشی (شامل کتاب، مقاله، رساله و پایان نامه) را که مرتبط با دوره صفویه بوده است از چهار منظر 1) بازه تاریخی و جغرافیایی، 2) منابع و پیکره تحقیق، 3) موضوع و رویکرد، 4) عوامل و زمینه شکل گیری، بررسی کرده ایم تا دریابیم پژوهش های انجام یافته بیشتر به کدام بازه تاریخی و کدام بخش از قلمرو ادبی عصر صفویه پرداخته و کدام منابع عصر صفویه را بررسیده اند؟ رویکردهای پژوهشگران با پیشینه مطالعات عصر صفوی و نگرگاه های غالب پیرامون ادبیات و تاریخ صفویه چقدر همسو بوده است؟ از رهگذر این بررسی و ارزیابی، موضوعات پژوهشی برجسته و خلأهای پژوهشی موجود در حوزه مطالعات ادبی صفویه روشن گشته است.
۷۷۱.

اوزان ایقاعی در تصنیف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۱
یکی از مباحث چالش برانگیز در میان پژوهشگران در حوزه تصنیف یا ترانه سرایی مسئله وزن تصنیف و ماهیت آن است. برخی وزن تصنیف را از مقوله اوزان هجایی می دانند؛ برخی دیگر به عروضی بودن این اوزان اعتقاد دارند؛ عده ای هم بر هجایی تکیه ای بودن این اوزان تأکید دارند. این اختلاف نظر تا آنجا ادامه می یابد که برخی به واسطه نداشتن درک درست از ساختار و شاکله تصنیف، پاره ای از تصنیف ها را بدون وزن قلمداد می کنند. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر ساختار متفاوت و ویژه تصنیف ها بعداز دوره مشروطه ساحت چندگانه موسیقایی این تصنیف ها را بررسی و تحلیل کنیم. برایند این جستار نشان می دهد که تصنیف با توجه به ملازمت بلافصل آن با ملودی و ریتم، الزامات موسیقایی خاصی دارد که متأثر از نقرات و ایقاعات موسیقی است. حاصل این اتفاق، خلق اوزانی است که به آن «اوزان ایقاعی» می گوییم. توجه به خوانش ملودیک اشعار، دقت در درنگ ها، مکث ها، کشش اصوات، نقاط شروع و پایان ضرب های تصنیف، ما را به اوزان ایقاعی که ویژگی های خاصی دارد، رهنمون می سازد.
۷۷۲.

تحلیل رمان هزار خورشید تابان در پرتو جرم شناسی جنسیت محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۲
مطالعات جرم شناسی انتقادی ریشه اصلی ارتکاب جرم را در توزیع نابرابر قدرت در جامعه جست وجو می کنند. رویکردهای جنسیت محور به عنوان یکی از شاخه های مهم جرم شناسی انتقادی، به بررسی نقش جنسیت در فرآیند ارتکاب جرم، مجازات و برخورد دستگاه عدالت کیفری می پردازد. این پژوهش درصدد است با بررسی رمان «هزار خورشید تابان»، نظریات و اندیشه های جرم شناسی جنسیت محور را موردبررسی و ارزیابی قرار دهد. بدین منظور، برای دستیابی به معنا و خوانش عمیق متن، از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده می شود. یافته ها نشان می دهد که جرائم علیه زنان در رمان، پدیده ای است برساخته که به منظور اعمال سلطه جنسیتی شکل می گیرد. جرائم قدرتمندان به عنوان بزهکاران صاحب منصب و امین نادیده گرفته می شود و در مقابل با جرائم فرودستان و به ویژه جرائم زنان با تسامح صفر برخورد می شود. حکومت طالبان در رمان برخی از آداب ورسوم زنانه را مورد جرم انگاری قرار می دهد و با جنایی سازی فرهنگ، بستری را برای ارتکاب جرائم مقاومتی پدید می آورد. همچنین، فرهنگ دفاع از ناموس و کنترل زنان، موجب وقوع قتل های ناموسی و خشونت های خانگی می شود که در جامعه به عنوان امری عادی نهادینه شده است. بزهکاری زنان در چنین ساختاری، به دلیل وابستگی اقتصادی، فشار فرهنگی و هژمونی مردانه رخ می دهد؛ بنابراین، راهکار پیشگیری از جرائم زنان، اصلاح ساختارها و سالم سازی فرهنگی است.
۷۷۳.

مطالعه ی وجوه متفاوت ویژگی اغواگری در شخصیت پردازی زنان شاهنامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۷۱
زنان شاهنامه ویژگی های شخصیت پردازانه ی متنوعی دارند گاه مادرانی صبور و وفادار و خردمندند و گاهی زنانی زیبا و دارای صفاتی همچون دلاوری، نیرومندی حیا و شرم و... هستند و در پاره ای از مواقع این زنان معشوقه های اغواگر و افسونگر با زیبایی جادویی اند زنانِ شاهنامه تأثیرگذار بر سرنوشت مردان هستند. فردوسی بادقت بسیار سعی بر آن داشته است تمامیِ ابعاد شخصیت زنان را در اثر خود بازتاب دهد و اغواگری و افسونگریِ زنان با وجوه متفاوت در شاهنامه بروز می یابد. هدف از این پژوهش بررسی و مطالعه ی ابعاد متفاوت ویژگی اغواگری در زنان منتخب از شاهنامه و مقایسه آنها با یکدیگر است روش پژوهش توصیفی- تحلیلی در نظر گرفته شده است و شیوه ی گردآوری اطلاعات اسنادی است همچنین برگزیدن نمونه ها به شیوه ی انتخابی- هدفمند است از میان زنان شاهنامه چهار زن برگزیده شده اند که در ویژگی شخصیت پردازانه ی آنها صفت اغواگری مشخص و متمایز است. سودابه، گردآفرید، شیرین و روشنک نمونه های مورد نظر هستند با مطالعه و دقت بر ابعاد شخصیت این زنانِ منتخب می توان وجوه متفاوت ویژگی اغواگری و نتایج مثبت و منفی آن را دریافت. در سودابه اغواگری در جهت امیال کامجویانه و قدرت طلبی است که منجر به ویرانی و تباهی می شود در گردآفرید این ویژگی در جهت دفاع از موقعیت خویش و دژسپید و جلوگیری از تجاوز به خاک ایران است در شیرین در راستای دستیابی به عشق و قدرت و در روشنک به سبب حفاظت از اقتدار و فرهنگ و تمدن ایران بروز می یابد.
۷۷۴.

جایگاه اصل سازواری در استدلال اخلاقی و تبیین عقلانیت آموزه های آن از منظر سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۲
این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی کاربرد اصل سازواری در استدلال های اخلاقی و توجیه عقلانیت آموزه های اخلاقی در آثار سعدی پرداخته است. سازواری شرط لازم در درستی و موجه بودن دیدگاه های اخلاقی است، ساده ترین راه اثبات غیراخلاقی بودن کردارها و خصلت های افراد، نشان دادن تناقض یا ناسازواری در آن هاست که گاهی از آن به «یکی نبودنِ» ظاهر و باطن تعبیر می شود. انسان اخلاق مدار به کسی گفته می شود که ساحت های درونی یعنی اندیشه ها، احساسات و خواسته های او با ساحت های بیرونی وجود او یعنی کردارها و گفتارهای وی تناقض نداشته نباشد. سعدی به منظور استدلال و توجیه آموزه های اخلاقی خود، گاهی به صورت صریح و گاه با اشاره، به موضوع سازواری و نیز عدم سازواری در ساحت های وجودی انسان پرداخته است. بررسی و تحلیل آثار او نشان دهنده بهره گیری وی از این اصل در نسبت های ممکن میان این ساحت هاست. توجه به این سازواری ها و ناسازواری ها می تواند شاخصه مهمی در تشخیص بسیاری از کاستی های تربیتی، بیماری های روانی و مشکلات اخلاقی باشد و ملاک های عقلانی و جهان شمولی را در حیطه آموزه های اخلاقی در اختیار مخاطب قرار دهد. همین ویژگی ها موجب شده است که استدلال های اخلاقی سعدی فراتر از محدودیت ها و ویژگی های مکاتب مختلف، برای همه ملت ها و در همه اعصار قابل عرضه و پذیرش باشد.
۷۷۵.

طنز اخلاقی یا هجو اخلاق؛ درنگی بر اخلاق الاشراف عبید زاکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۴
معمای معکوس ساختنِ فضایل اخلاقی در کتاب اخلاق اشراف، مسأله اصلیِ مقاله پیش رو است. با هدف رفع ابهام از انگیزه مصنّف و ضمن روش تحلیلِ متنی و اسنادی، نتیجه تحقیق نشان می دهد: عبید زاکانی از کاوش در ماهیت نظری اخلاق امتناع کرده و در عوض با توصیف آن چه به نام اخلاق هست، کاربردی نارس را به اخلاقیات مرسومِ زمانه اش نسبت داده؛ که در انتهای این مسیر، با انگیزه طنزنگاری یا هجویه سرایی، اخلاق مختار خود را تجویز کرده است. در واقع، آن چه عبید به عنوان ناکارآمدیِ فضایل مشهور در کتب اخلاقی و افواه عمومی روایت کرده است، صرف نظر از این که تبارشناسی اخلاق، یا طغیان فرهنگی- طبقاتی، یا طریقت رندی، یا نهیب به بی عملی باشد یا خیر، به تقریبْ چالشی است برای فایده و پیامد منتسب به اخلاق. در مقام تنقیح و بازنویسی این مشی کنایی و در جهت پذیرش زیست اخلاقی در عالم معاصر، که ثمره عملی این تحقیق است، به نظر می رسد راهکاری بدیل، با تلفیقی از دو رویکرد عمل گرایانه و فضیلت گرایانه، جبرانی خواهد بود برای اخلاقیات کم رمق در تقریر عبید.
۷۷۶.

فرآیند گذار از «تبیین ساختاری» به «تأویل وجودی»: خوانش هرمنوتیکی در غزلی از عطار بر مبنای نظریه «استعاره زنده» از پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۳
غزلیات عطار نیشابوری با زبان نمادین و ساختار چندلایه، بستری غنی برای تحلیل متون عرفانی از منظر نظریه های معاصر فراهم می کند. این پژوهش با هدف واکاوی فرایند آفرینش معنا در غزل عطار و ارائه الگویی نو برای خوانش متون عرفانی، غزلی را در چارچوب نظریه «استعاره زنده» پل ریکور تحلیل می کند. روش تحقیق حاضر مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی است و بر پایه نقد ریکور بر نظریه های «جانشینی» سنتی در سطح واژه، بر سازوکار نظریه «تنش یا تعاملی» در سطح گزاره و گفتمان تمرکز دارد. غزل منتخب براساس پیچیدگی استعاری و انطباق با قوس هرمنوتیکی ریکور (تبیین، فهم، تخصیص) انتخاب شده است. یافته ها نشان می دهد که استعاره های بنیادین این غزل، ازطریق تنش حاصل از برهم کنش دو حوزه معنایی نامربوط، سه سطح اساسی کشف معنا را محقق می سازد: خلق تقابل های هستی شناختی، ترسیم مسیر تحول وجودی از سیر طلب تا فنا و رسیدن به اوجی که در آن، سکوت، والاترین زبانِ ادراک حقیقت می شود و بدین ترتیب تجربه عرفانی را به گفتمانی زنده بدل می سازد. این مطالعه با پیوندِ پدیدارشناسی هرمنوتیکی و عرفان شرقی، ظرفیت های نظریه ریکور را در تحلیل مفاهیم متعالی می سنجد و در قالب الگویی نظام مند، ابزاری تحلیلی برای متون عرفانی فراهم می آورد؛ خوانشی نوین که ظرفیت های نهفته در متن را در پرتو این نظریه آشکار می سازد.
۷۷۷.

Cognitive Analysis of Conceptual Metaphors in Contemporary Persian and English Poetry(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
This essay undertakes a comparative study of metaphorical imagination in the poetry of Walt Whitman and Sohrab Sepehri, not to flatten their poetics into a single cognitive frame but to ask how differently embodied minds, inflected by culture, geography, and cosmology, render abstraction sensuous. Refusing the tidy predictability often associated with conceptual metaphor theory, the study reworks its premises through the friction of image schema theory, affective cognition, and the irreducibility of cultural embodiment. Metaphors here are not ornaments or mere vehicles of thought: they are perceptual infrastructures, felt vectors, spiritual gestures. In Whitman, metaphor dilates space and amplifies energy, crafting a porous, vibrating body politic immersed in the democratic weather of the cosmos. In Sepehri, the metaphoric pulse slows, roots downward, dissolves into vegetal time and translucent perception, a mysticism attuned not to ascension but to erosion, to the grain of sand and the drop of water. Each poet’s figurative lexicon stages a different negotiation between self and world, body and spirit, opacity and clarity. Reading across these metaphorical archives, the study advances no universal theory but a comparative poetics of situated cognition, one attentive to how language thinks through the body, feels through the environment, and believes through its figures.
۷۷۸.

بازنمایی هویت زنان در روایت عامیانه «میمون چوپان» بر اساس نظریات فمنیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۱
این پژوهش با هدف تحلیل بازنمایی مناسبات قدرت و هویت جنسیتی در ادبیات فولکلور ایران، به بررسی روایت زن محور «میمون چوپان» برگرفته از حافظه جمعی مردم سنقر در استان کرمانشاه می پردازد. چارچوب نظری تحقیق بر پایه نظریه های فمینیستی گیلبرت و گوبار، الین شووالتر و ژولیا کریستوا بنا شده است. این روایت با مضامین قتل مادر، تبعید، بقا، و مواجهه با قدرت مردانه، بازتابی چندلایه از خشونت ساختاری و امکان بازآفرینی هویت زنانه ارائه می دهد. شخصیت زن همسایه در قالب «زن دیوانه» گیلبرت و گوبار، عامل فروپاشی نظم مادری است؛ در حالی که تجربه دختران در بیابان و پیوند آن با بدن، طبیعت و زمین، در چارچوب نظریه شووالتر به مثابه بستری برای بازآفرینی سوژه زنانه بازخوانی می شود. کریستوا نیز با مفاهیمی چون «نیمه زبان»، «بدن ابژکت» و «بازگشت امر طردشده»، امکان خوانشی عمیق تر از دگرگونی تدریجی هویت زنانه را فراهم می آورد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شخصیت های زن داستان، از جایگاه قربانیان مطیع، به سوژه هایی کنش گر بدل می شوند که با گذار از طرد و رنج، ساختارهای پدرسالار را به چالش می کشند و درنهایت، از طریق تصاحب منابع قدرت و بازتعریف رابطه با بدن، به بازسازی هویت زنانه در بستری فرهنگی و بومی دست می یابند. پاسخ به سه پرسش کلیدی مقاله نیز در این مسیر روشن می شود: فرایند بازسازی هویت زنانه چگونه روایت می شود؟ تجربه بدن زنانه چه نقشی در بقا و معنا دارد؟ و حذف شخصیت میمون چه تأثیری در قدرت یابی زنان دارد؟ این داستان نه تنها بازتاب رنج زنان، بلکه روایتی از مقاومت، بازنویسی و شکل گیری خویشتن زنانه است.
۷۷۹.

بررسی و تحلیل عناصر و سازوکارهای القای معانی در شعر نیمایوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۹
همه هنرمندان از جمله شاعران خلاق ، پیش از آن که معنا را بیان کنند ؛ زمینه تجسّم و حس معنا را برای مخاطب فراهم می سازند و او را در فضایی قرار می دهند که تصور کند ، معنا همان است چنانکه نیمایوشیج جهت القای مفاهیم ذهنی خود به مخاطب و عمق بخشی و تجسّم مفهوم مورد نظر در ذهن او، از عناصر و سازو کارهایی مثل تصویر، فضاسازی، حکایت تمثیلی ،عاطفه، رنگ ، هماهنگی آوایی ، هنجارگریزی نحوی ، ابهام ،نماد و... بهره گرفته و توانسته تاثیر واحدی را بر خواننده بگذارد و دیدگاه او را نسبت به اوضاع سیاسی و اجتماعی تحت تاثیر قرار دهد و نیز نیما با استفاده از عنصر عاطفه همه عناصر شعری را در شبکه ای به هم متصل ساخته، احساسات و عواطف مخاطبان شعری خود را در جهت احساس و عاطفه مدّنظر خود هدایت نموده است. نگارنده در این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای - اسنادی در بررسی42 قطعه شعر1 برجسته نیما، به این نتیجه رسید که نیما در اغلب این قطعات از عناصر و سازوکارهای القای معانی مثل «رنگ، فضاسازی و تصویرآفرینی، عاطفه، هماهنگی آوایی و هنجار گریزی نحوی» به طور همزمان استفاده کرده ولی در 27 قطعه2از آن نیز علاوه بر عناصر مذکور از « نماد و ابهام» و در 24 قطعه3 از سازوکار« حکایت تمثیلی» برای القای معانی بهره گرفته است و توانسته با این ساز و کارهای القای معانی به واژگان ، اصطلاحات ،اسامی بومی و محلی و حتی رنگها بار معنایی تازه ای داده ، خلاقانه دلالت و حوزه مفهومی آنها را گسترش دهد . نیما به جای توصیف مستقیم عواطف و دنیای آرمانی خود ، تصویری از آنها را در برابر چشمان مخاطب به نمایش می گذارد و او را به طور ناخواسته ، طوری درگیر فضایی از اندیشه های خلاقانه خود قرار می دهد که تا از چشم انداز دیگری به جهان و پدیده ها بنگرد و از ذهنیت عادتی و تقلیدی خود دست کشیده ، به استقبال دگر اندیشی و نو اندیشی برود و کاری می کند که انسان ایرانی پس از گذشت قرنها از آسمان روی گردانده ،به زمین و زمینیان بنگرد و انسان و درد هایش را از منظر دیگری به تجربه نشسته ، اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور را از چشم انداز دیگرمورد مداقه و تامّل قرار دهد.
۷۸۰.

تأملی تطبیقی بر سوگماد و خدا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۲
اکنکار از جمله شبه معنویت ها و عرفان واره های التقاطی و مصرفی پرطرفدار آمریکایی است. فردگرایی، آزادی از التزامات شریعت محور، و پاسخگویی به نیازهای معنوی «سفارشی سازی شده» از عوامل اصلی اقبال به چنین آیین هایی در جوامع غربی و حتی اسلامی است که برای مواجهه و مقابله با آن باید در ابعاد مختلف مورد بررسی های عمیق و دقیقی قرار گیرند. هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی مفهوم «سوگماد» در آیین اکنکار و مفهوم خدا در عرفان اسلامی است تا وجوه اشتراک و افتراق این دو نظام فکری در حوزه خداشناسی عرفانی و الهیات تطبیقی را تبیین کند. بر این اساس با روش پژوهش تحلیلی-توصیفی و مطالعه اسنادیِ آثار اختصاصی رهبران اکنکار و متون کلیدی عرفان اسلامی، مفاهیم بنیادین هر دو جریان در چارچوب الهیات تطبیقی واکاوی شده اند. یافته های تحقیق مبین این است که سوگماد در اکنکار به مثابه یک جریان انرژی و «حقیقت غایی غیرشخصی» تعریف می شود که از طریق تجربه های سوبژکتیو (سفر روحی) و راهنمایی «استادان زنده» ادراک پذیر است. این مفهوم فاقد صفات شخص وارگی (اراده، علم) و مبتنی بر پلورالیسم مطلق معنوی است. در حالی که در عرفان اسلامی، خداوند ذاتاً شخصی، متعالی، و در عین حال حاضر در تجلیات هستی(وحدت وجود) است. اشتراکات ظاهری دو نظام، شامل تأکید بر وحدت حقیقت و تجربه گرایی عرفانی است، اما تفاوت های بنیادین در مبانی هستی شناختی(شخصی/غیرشخصی)، انسانشناختی(اطاعت پذیری/استقلال معنوی)، و معرفت شناختی(وحیانی/انسان مدار) آنها را در تقابل جدی قرار می دهد. علی رغم استفاده اکنکار از اصطلاحات مشابه عرفان اسلامی، ماهیت غیرشخصی سوگماد، نبود التزام به شریعت، و تفسیر ابزاری از معنویت، موجب تمایز ریشه ای آن از الهیات و عرفان اسلامی می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان