ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۸۸۱.

رسالتِ ایرانشهری رودکی (چرا سامانیان از رودکی خواستند تا کلیله و دمنه را به نظم بکشد؟)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۸
در اینکه سامانیان در پی احیای فرهنگ ایران باستان بوده اند، تردیدی وجود ندارد. حمایت آنها از دقیقی شاعر و تشویق او برای به نظم کشیدن خدای نامه را باید به همین خاطر دانست. اما دقیقی تنها شاعری نبود که سامانیان او را به کاری چنین بزرگ گمارده بودند. رودکی، بزرگ ترین شاعر دربار سامانیان، نیز مأموریت داشت تا کلیله و دمنه را به نظم درآورد. درباره علت به نظم کشیده شدن خدای نامه بسیار گفته اند، اما تاکنون توجه چندانی به چرایی انتخاب رودکی برای به نظم درآوردن کلیله و دمنه نشده است. در مقاله حاضر کوشیده ایم تا دلیل انتخاب کلیله و دمنه از سوی سامانیان و نظم آن توسط رودکی را بررسی نماییم. آنچه مسلم است آنکه به دلیل خاستگاه هندی کلیله و دمنه نمی توان آن را اثری نوشته شده در فرهنگ ایرانشهری دانست اما نکته ای که باید به آن توجه داشت، تغییراتی (دخل و تصرف هایی) است که ایرانیانی چون ابن مقفع در این متن ایجاده کرده و از این طریق به آن رنگی ایرانشهری داده اند؛ تغییراتی که از کلیله و دمنه اثری ساخته است که «فن زندگی» و شیوه بخردانه زندگی (البته هماهنگ با فرهنگ ایرانشهری) را تعلیم می دهد
۸۸۲.

تحلیل گفتمانی تحول قدرت: از فقاهت سلجوقی تا عرفان در عصر ایلخانی با محوریت جایگاه مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل گفتمانی و چارچوب نظری ارنستو لاکلائو[1] و شانتال موفه[2]، به بررسی گذار گفتمانی از یک دولت مبتنی بر فقه تسنن به دولتی مبتنی بر تصوف در دوره تاریخی سلجوقی و ایلخانی می پردازد. این تحول با همت نظریه پردازان برجسته ای چون خواجه نظام الملک، امام محمد غزالی در ایران و به خصوص مولانا جلال الدین رومی در کانون معنوی - سیاسی قونیه، مورد تحلیل قرار گرفته است. در بخش نخست سلطنت سلجوقیان، گفتمان فقه تسنن با پشتیبانی ساختاری نهاد قدرت، به عنوان ابزاری برای مشروعیت بخشی دینی و سرکوب رقیبان شیعی، به ویژه اسماعیلیان، به هژمونی دست یافت. این فرایند ازطریق تأسیس شبکه ای از مدارس نظامیه و تدوین متون سیاسی-فقهی نظیر سیاست نامه ها به پیش رانده شد. بااین حال، با وقوع تهاجم مغولان و فروپاشی ساختارهای سنتی، ناتوانی فقه تسنن در پاسخ گویی به نیازهای عمیق معنوی، روانی و اجتماعی جامعه، بستری برای غلبه گفتمان تصوف فراهم آورد. این گفتمان، با تکیه بر دال های باطن محور، تسامح و انسان گرایی، ازطریق نفوذ عرفا در لایه های مختلف نهاد قدرت، هژمونی خود را تثبیت کرد. تحلیل این مطالعه نشان می دهد که این گذار، نتیجه یک فرایند دیالکتیکی پیچیده میان الزامات تاریخی (مانند بحران های نظامی)، اجتماعی (نیاز به معنویت جمعی) و فرهنگی (تمایل به انعطاف پذیری دینی) بوده است. این پژوهش، با ارائه تحلیل های مبتنی بر داده های تاریخی، به تبیین سازوکار های این تحول و تأثیرات بلندمدت آن بر ساختار قدرت می پردازد. [1] .Ernesto Laclou [2]. Chantal Mouffe
۸۸۳.

تحلیل آرکه تایپی قصه «ملک ابراهیم و دختران پاشاه مصر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۱ تعداد دانلود : ۲۶۵
قصه های پریان به عنوان بخش بزرگی از ادبیات روایی و شفاهی عامه، سرشار از رمز و رازهای نمادین هستند. کشف این رمز و رازها ما را به جهان بزرگ درون انسان، هدایت می کند. این مقاله بر آن است تا با روش توصیفی تحلیلی، نقش ها، نشانه ها و رویدادهای نمادینِ قصه پریانِ «ملک ابراهیم و دختران پادشاه مصر» از قصه های عامه لرستان را به شیوه تحلیل آرکه تایپی یونگ، بررسی کند. ساختار کلی در ابتدای قصه، به تسلط وجه نرینه و غیبت عنصر مادینه اشاره دارد و درنهایت چگونگی ظهور مادینه غایب در پایان قصه را  نشان می دهد. چهار عملکرد روانی انسان، یعنی تفکر، احساس، دریافت حسی و شهود در قالب شخصیت های این قصه نمایان می شوند. این قصه چون دیگر قصه های پریان، بازتابی از آرکه تایپ های درونی است. مرگ شاه و جانشینی پسر کوچک، ضرورت نو شدن مداوم خویش را از طریق تماس با جریان رویدادهای روانی در ضمیر ناخودآگاه، انعکاس می دهد. آنیما نیز نقش پلی را دارد که به قصد تمامیت روان، به سوی لایه های عمیق تر ناخودآگاه و خود راه می یابد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد نقش ها، رویدادها و چهره ها در قصه پریان «ملک ابراهیم و دختران پادشاه مصر» به شکلی نمادین، نیاز ما را برای نیل به ضمیر برتر یا خویشتنی والاتر آشکار می کنند؛ امری که با آگاهی از نیروهای ناخودآگاه و آرکه تایپ ها میسر می شود.  
۸۸۴.

معرفی شخصیت ادبی: شناختی تحقیقی یا برساختی گفتمانی؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۲
مورخان و منتقدان ادبی سهم بسیاری در آگاهی مخاطبان از شخصیت های ادبی دارند. یکی از راه کارهای معرفی شخصیت ها، کاربرد القاب و عناوین برای آن هاست. تبارشناسیِ لقب سازی و عنوان بندی، نشان می دهد این گونه معرفی ها، کارکرد گفتمانی دارند. نمایندگان و پیروان گفتمان ها برای تثبیتِ معنا و گسترشِ گفتمان، شخصیت هایی را به فضای گفتمانیِ موردنظرشان فرامی خوانند و آن ها را آن گونه که می خواهند معرفی می کنند. نقطه عزیمتِ پژوهش حاضر، معرفی تک بُعدی شخصیت های ادبی است که وجه گفتمانی یافته اند. پرسش اصلی پژوهش این است که نمایندگان و پیروانِ گفتمان ها از چه تمهیداتی در تحدیدِ تک بُعدی معرفیِ شخصیت های ادبی استفاده می کنند؟ سؤال دیگری که در پیِ پرسش نخست، مطرح می شود این است که چه راه کارهایی برای برون رفت از تنگنای معرفی گفتمانیِ شخصیت های ادبی وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش ها از نظریه تحلیل گفتمان و برساخت گرایی استفاده کردیم. یافته های این پژوهش نشان می دهد که گفتمان ها صرفاً معرف بُعدِ محدود و مشخصی از شخصیت های ادبی هستند و برای رسیدن به این مقصود، بخش هایی را از آثار ایشان برمی گزیند که در راستای اغراض همان گفتمان باشد و آن ها را به گونه ای معرفی می کنند که از پیکره متنیِ برگزیده برمی آید. درنظر گرفتن «نظم گفتمانی» و «پازل شخصیت ادبی» براساس منابع گوناگون و نگرش آزاد و همه جانبه به تمام آثار یک شاعر/ نویسنده می تواند مبنایی برای اصالت در شناخت تحقیقیِ شخصیت های ادبی باشد.
۸۸۵.

بررسی تطبیقی مدرنیسم در رمان های «سه دختر حوا» اثر الیف شافاک و «چراغ ها را من خاموش می کنم» اثر زویا پیرزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۳
این پژوهش نمودهای مدرنیسم را در دو رمان «سه دختر حوا» از الیف شافاک و «چراغ ها را من خاموش می کنم» از زویا پیرزاد با رویکردی تطبیقی تحلیل می کند. شافاک، نویسنده ترکیه ای، از طریق درون مایه های هویت و دین، تناقض های زندگی مدرن ترکیه را بازتاب می دهد، در حالی که پیرزاد، نویسنده ایرانی-ارمنی، به زندگی روزمره با نگاهی دقیق و شاعرانه پرداخته و تجربه های زیسته شخصیت ها را ملموس می سازد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نحوه به کارگیری مؤلفه های مدرنیستی، از جمله توجه به درونیات شخصیت ها، جریان سیال ذهن، و تغییر زاویه دید در ساختار روایی هر دو رمان می پردازد. یافته ها نشان می دهد که هر دو نویسنده از تکنیک های مدرنیستی برای تقویت عمق روایتی و بیان چندلایگی تجربه های انسانی بهره گرفته اند. شافاک با استفاده از ساختار غیرخطی و تغییرات زاویه دید، پیچیدگی روانی و اجتماعی شخصیت ها را برجسته کرده، در حالی که پیرزاد، با تمرکز بر جزئیات و ساختار غیرمتعارف زمان، به بیان احساسات و کنش های روزمره معنا و عمق می بخشد. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که مدرنیسم به عنوان یک جریان فکری، در آثار این دو نویسنده ابزاری مؤثر برای بازنمایی جهان متناقض و چندوجهی معاصر به شمار می رود؛ جریانی که با ایجاد لایه های متعدد معنایی و دعوت مخاطب به تجربه تفکرات پیچیده، بر تحول روایت های مدرن تأثیرگذار بوده است.
۸۸۶.

از پل وجودی کافکا تا پل سوررئال حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۹
پل، همچنان که از نامش برمی آید می تواند پیونددهنده ای میان ادبیات داستانی دو سرزمین و رسیدن به تفکری جهان وطنی باشد. یک سوی آن، داستانی کوتاه از کافکا و سوی دیگر، نخستین داستان فلسفی بلند از نویسنده ایرانی، قدسی حسینی؛ زنی که همزمان با سفر حقیقی از آلمان به کانادا برای ملاقات خواهر محتضرش در بیمارستان، سفری معنوی را آغاز می ک ند و همگام با عبور از پل به مدد روایت تو در توی خویش و گفتگومندی باختینی در یک فضای سوررئالیستی و معناگرا می کوشد تا ناامیدی فروپاشانه پل وجودی کافکا را با یافتن خود، در دیگری بزرگ لکانی، دگرگون سازد. در هر دو داستان، امر نمادین و امرشخصی با کارکرد زبانی همدلی و زیبایی شناختی به هم گره خورده اند و همزمان در متن حضور دارند. این پژوهش با رویکردی نشانه شناسی به شیوه تحلیلی توصیفی به بررسی دو داستان هم نام پرداخته است و پژوهشی نوین در میان پژوهش های آثار کافکا، محسوب می شود که نشان می دهد همبستگی چشمگیری میان اجزای کلام، در انتقال پیامی واحد در پل کافکا وجود دارد؛ به صورتی که جنبه هایی از اگزیستانسیالیسم در آن برجسته شده، حال آنکه تنوع نمادها و ارجاعات بینامتنی گسترده در پل حسینی بر تعداد پیام های متن افزوده است. پیام هایی معنوی و اخلاق گرا که احتمالاً متأثر از خاستگاه شرقی نویسنده بوده اند. لحن لطیف و روند آهسته پل حسینی نیز در قیاس با زمختی لحن و ضرباهنگ کوبنده و پر تنش پل کافکا می تواند متاثر از جنسیت راویان باشد. اگرچه پل در اثر کافکا از ابژه به سوژه مبدل شده و در اثر حسینی به صورت معبر باقی مانده است؛ اما عناصر دیگری در روایت حسینی وجود دارد که نشانه درهم آمیختگی ابژه و سوژه است. این درهم تنیدگی دو عامل گفتمانی که نمایانگر خودِ نهفته سوژه در امن گاه ابژه است، می تواند مهمترین وجه اشتراک دو روایت متفاوت از پل باشد.
۸۸۷.

درآمدی بر آشنایی زدایی معنایی در شعر سازگار، انسانی، امیری اسفندقه، لطیفیان و برقعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۰
آشنایی زدایی معنایی در اثر ادبی یکی از شیوه های نو کردن و عادت زدایی از مؤلفه های معهودی است که پیشینیان به آن متعهد بوده اند. تکرار سنت ها و شیوه های معهود سبب می شود که اثر ادبی به ابتذال کشیده شود. شاعر برای خروج از این ابتذال، از هنجارگریزی استفاده می کند. یکی از گونه های هنجارگریزی، هنجارگریزی معنایی است. استفاده از صور خیالی چون تشبیه تفضیل، کنایه، استعاره وحس و همچنین به کارگیری صنایع بدیعی معنوی ای مانند تجاهل العارف، اغراق، حس آمیزی و متناقض نما از مؤلفه های هنجارگریزی معنایی است. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل کیفی، کوشیده ایم مؤلفه های هنجارگریزی معنایی را در شعر غلامرضا سازگار، علی انسانی، علیرضا امیری اسفندقه، علی اکبر لطیفیان و سیدحمیدرضا برقعی تحلیل و بررسی کنیم. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که در شعر شاعران نامبرده، از صور خیالی همچون تشبیه، به ویژه تشبیه تفضیل، استعاره، به ویژه استعاره مصرحه، کنایه، به ویژه با استفاده از تعابیر محاوره و روزمره، و تشخیص با نسبت دادن افعال و کنش های انسانی به غیرذوی العقول یا با نسبت دادن یکی از ملائمات انسان مانند دست و پا به موجود غیرزنده استفاده شده است. استفاده از صنایع بدیعی ای چون متناقض نما، تجاهل العارف و اغراق سبب اعجاب و حیرت مخاطب و خلق معنی تازه شده است. نسبت دادن حسی به حس دیگر شیوه ای لطیف تر برای خلق معانی تازه و هنجارگریزی بوده که در بین شاعران نامبرده کمتر بسامد داشته است.
۸۸۸.

معرفی دو سروده نویافته از ابن حسام خوسفی و دست نوشت شماره 6115 کتابخانه ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۹
ابن حسام خوسفی از سرایندگان نام آور قرن نهم هجری است که دست نوشت های متعددی از دیوان او در کتابخانه های مختلف ایران نگاهداری می شود. دیوان او تا کنون سه بار تصحیح شده است: در سال 1346 توسط غلامحسین شکوهی. در 1364 توسط طاهره خوشحال دستجری و در 1366 توسط آقایان احمد احمدی بیرجندی و محمد تقی سالک. نسخه 6115 کتابخانه ملی از دست نوشت های قابل اهمیت اما کمتر شناخته شده دیوان است که در هیچ یک از تصحیحات انجام یافته دیوان ابن حسام محل استفاده نبوده است. این دست نوشت محتملاً در قرن یازدهم هجری کتابت شده است و علی رغم افتادگی ها، شامل سروده ها و بیت هایی است که در تصحیح های موجود از دیوان ابن حسام به چشم نمی خورند. در نگاشته حاضر پس از معرفی این دست نوشت، برای نخستین بار دو سروده که باید آنها را از سروده های نویافته ابن حسام تلقی کرد بر پایه این دست نوشت نقل و تصحیح شده است. این دو غزل که مجموعاً 16 بیت هستند از نظر اشتمال بر باورهای دینی ابن حسام اهمیت دارند.
۸۸۹.

نشانه شناسی اجتماعی صفوه الصفا نوشته ابن بزاز اردبیلی براساس نظریه پی یر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۰
نشانه شناسی اجتماعی رویکردی انتقادی و تحلیلی است که به بررسی نشانه های اجتماعی و فرهنگی در درون متون ادبی می پردازد و فرایند تولید معنا از طریق این نشانه ها و دلالت های اجتماعی درون متن را بازخوانی می کند. بررسی و تحلیل نشانه ها و ارتباط معنایی آن ها در نظام اندیشگانی یک متن و تأثیر آن ها بر تولید معنا در حوزه مطالعات نشانه شناسی اجتماعی قرار می گیرد. پی یر گیرو زبان شناس و نشانه شناس فرانسوی از جمله کسانی بود که به بررسی و تحلیل نظام نشانه ای اجتماعی و فرهنگی در فرایند تولید معنای متن پرداخت و این نشانه ها را طبقه بندی کرد. صفوه الصفا نوشته ابن بزار اردبیلی از مهم ترین متون تراجم احوال مشایخ صوفیه در ادبیات صوفیه در قرن هشتم هجری است که به بررسی حیات صوفیانه و اجتماعی شیخ صفی الدین اردبیلی و استادان و شاگردان او می پردازد. ابن بزار در ضمن بیان احوال شیخ صفی الدین اردبیلی، تصویر قابل تأمل و روشنی از اوضاع اجتماعی زمانه شیخ صفی ارائه می دهد که باعث شناخت غنی تر دوران حیات او از منظر طریقت صوفیه و اوضاع اجتماعی می شود. در این مقاله با بررسی تحلیلی و توصیفی نشانه های اجتماعی صفوه الصفا بر اساس نظریات بنیادین پی یر گیرو، نظام نشانه ای مبتنی بر جامعه و فرهنگ در زمانه اثر بازشناسی شد و نتایج حاصل بیانگر نشانه های هویتی چون عناوین و القاب، مکان ها، طبقات اجتماعی و مشاغل مردمان و نیز نشانه های ارتباطی مثل لحن مختلف کلام، ارتباطات غیر کلامی، اطوار و حالات مردمان این دوره است که در نهایت منجر به تولید معنای اثر نیز شد.
۸۹۰.

Le Procès-verbal de J.M.G. Le Clézio : La perte d’une tradition ou l’aventure en conflit d’une écriture ?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۳۰
Jean-Marie Gustave Le Clézio, détenteur du prix Nobel de la littérature en 2008, possède une écriture protéiforme, mouvante et d’une grande richesse. Dans Le Procès-verbal, le récit leclézien, dépossédé de sa cohérence narrative et langagière, transcrit la représentativité du monde par une aventure errante, confuse et extatique. Le roman, se levant sur les décombres du Nouveau Roman, sort de l’ordinaire pour mettre en scène un roman-jeu, un roman-puzzle en refusant les caractéristiques classiques romanesques et en rejetant l’individu en pleine contradiction, en pleine folie, dans une civilisation frustrante. L’auteur, décrivant le personnage jeté dans une ambiguïté existentielle, illustre un contexte ironique de la société occidentale. Le présent article, par une démarche descriptive-analytique, porte sur la mise en question de la représentation du langage, de la structure narrative et de l’altération du sujet dans le roman Le Procès-verbal qui, dévoilant le conflit d’une écriture, reflète des ambiguïtés et des perturbations narratives et stylistiques au niveau diégétique. Son texte prête également sa voix aux oscillations, aux malentendus et aux indifférences envers les tragédies humaines.
۸۹۱.

نشانه شناسی سفره طباخی صوفیه براساس اهمّ متون تعلیمی تصوف از قرن چهارم تا قرن هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۸
از دیدگاه علم نشانه شناسی، هر متن ادبی و نیز هر حوزه از فرهنگ بشری، دستگاهی از نشانه هاست که به معانی ای فراتر از معنای قاموسی خود دلالت می کنند. بر اساس این، سفره صوفیه و نوع، شکل و اندازه غذاها واجد نظامی از نشانه هاست. ازآنجا که روزه، جوع و پرهیز از شکم بارگی از ارکان اصلی تصوف هستند، انواع طعام و نوشیدنی ها ارزش نشانه شناختی دارند. به همین دلیل، پژوهش در فرهنگ غذایی صوفیه و نشانه شناسی غذاها در سفره صوفیه، دریچه ای است به سوی درک جهان تصوف. پژوهش مذکور نشان می دهد که بر خلاف اهمیت بنیادین روزه داری و پرهیز از خوراک در تصوف، ژانر تعلیمی نسبت به ژانرهای دیگر ادبی، از لحاظ نوع، بسامد و پرداختن به انواع غذاها و رنگینی سفره، بسیار غنی و درخور توجه است. بی شک، دلیل اصلی آن می تواند عمل گرایی رسالات تعلیمی صوفیه و توجه آنان به زندگی روزمره عامه مردم باشد. دیگر اینکه، در سفره صوفیه، غذاها، حلویات و نوشیدنی ها در جدول سلسله مراتبی و دقیقاً معکوس سلسله مراتب ارزش عمومی قرار می گیرند. این سلسله مراتب باعث می شود که غذاها به حوزه معنویت وارد شوند و ارزشی نشانه ای و نمادین پیدا کنند. پرداختن به این جنبه بسیار مهم است؛ زیرا خوردنی ها و نوشیدنی ها بنابر مواد خود، داوریِ ارزشی می شوند. بدیهی است که مزه و طعم نیز به چنین جدولی وارد می شود. هم ارزی «غذا»، «معنویت» و «جایگاه اجتماعی» می تواند سنجه ای برای ارزیابی رانه های ارزشی- اجتماعی و نیز تبیین بسیاری از ضرب المثل های حوزه غذا، در اختیار پژوهشگران قرار دهد. مقاله حاضر می کوشد تا با ارجاع به اولیانامه ها و رسالات تعلیمی از این روزنه به دنیای معنوی صوفیه بپردازد. 
۸۹۲.

بازنمایی خود و دیگری در رمان همنام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۸۲
مفهوم مهاجرت همواره با تبعات و بحران های هویتی در مواجهه با دوگانه خودی-دیگری بین میزبان و مهاجر همراه است. این مقاله به بازنمایی خودی و دیگری از نظرگاه نقد پسااستعماری در رمان همنام، اثر جومپا لاهیری، می پردازد و با روش تحلیل و توصیف داده های تحقیق، به این پرسش اصلی پاسخ می دهد که نسل اول و دوم مهاجران برای تثبیت هویت فرهنگی و جنسیتی خود و زدودن چالش های پیشِ رو در کشور میزبان چه می کنند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که نسل اول مهاجران با قانون جذب و طرد و نسل دوم در تعامل با هویت بومی خود، یاد می گیرند که چگونه با خود و دیگری به همزیستی جغرافیایی و فرهنگی قابل قبولی دست یابند. اگرچه در ابتدا نسل دوم با فاصله گرفتن از فرهنگ خودی، به فرهنگ دیگری شیفتگی بیشتری نشان می دهد، در پایان، این رمان، راه حل نهایی نسبت به تعارضات هویتی و مواجهه با دیگری را حفظ فرهنگ خودی در کنار گفت وگو و تعامل با رمزگان فرهنگی دیگری با توسل به نظریه آستانه فرهنگی هومی بابا معرفی می کند. لاهیری با طرح موضوع مهاجرت در رمان، صدای مهاجران را به عنوان یک صدای به حاشیه رفته، در کانون روایت قرار می دهد. 
۸۹۳.

معرفی کتاب مجمع النّوادر و بررسی محتوایی آن (اثری از میراث داستانی شبه قاره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۱۷۲
مجمع النّوادر مجموعه ای است از حکایات فارسی و گاه عربی که ملک القضات صدر جهان فیض اللّه بنیانی/بنبانی، از صاحب منصبان حکومت گجرات، آن را در سال 903ق. نوشته و به محمودشاه بیگرّا، پادشاه گجرات (حک .863 – 917)، پیشکش کرده است. مؤلّف حکایات را از منابع مختلف فارسی و عربی گردآورده و با افزودن دیده ها و شنیده های خود، کتاب را در یک مقدمه، چهل فصل و یک خاتمه تدوین کرده است. از این اثر شش نسخه شناسایی شده که چهار نسخه آن به دست آمده است. یکی نسخه محفوظ در کتابخانه دانشگاه پنجاب است که در 930ق. کتابت شده و قدیمی ترین نسخه ای است که دستیاب شده است؛ دیگری نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی است که احتمالًا در قرن 11یا 12ق. کتابت شده؛ سومی نسخه محفوظ در کتابخانه آصفیه هند که تاریخ کتابت آن احتمالًا قرن 12یا 13ق. است و چهارمی نسخه کتابخانه نورعثمانیه ترکیه که تاریخ کتابت آن1025ق. است. در این مقاله ضمن بررسی محتوایی و ساختاری کتاب، مؤلّف اثر و دیگر آثار او، منابعش در تألیف کتاب، مهدی الیه، محل تألیف و دستنویس های اثر معرفی شده اند.
۸۹۴.

آمیزش اسطوره، حماسه و فرهنگ عوام در روایتی نقّالی از داستان «رستم و اکوان دیو»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۶
داستان «رستم و اکوان دیو» یکی از روایت های مستقل شاهنامه است که رواج چندانی در میان عامه مردم نداشته است. یکی از مناطقی که به نظر می رسد این روایت از دیرباز در آن رواج داشته، منطقه سیاخ دارنگون فارس است. هدف نگارنده، بررسی مقایسه ای این روایت با روایت شاهنامه فردوسی است. نگارنده کوشیده است نخست به روش میدانی این روایت نقّالی را ثبت کند و سپس به بررسی تطبیقی آن با روایت فردوسی بپردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد روایت عامیانه مفصل تر و دارای رخدادهای متنوع تر در قیاس با روایت شاهنامه است. بخشی از این تفاوت ها مانندِ نحوه شروع روایت، رفتن گرگین به زابل و گذر رستم از هفت خان، حاصل آمیزش داستان اکوان دیو با دیگر روایت های شاهنامه است. بخش دیگری از تفاوت های دو روایت مانند حضور سروش غیبی، گرازها و دیوان در روایت عامیانه، حاصل تلاش راویان برای بومی سازی است. برخی از تفاوت ها نیز مانندِ رفتن دیو به قصر هفت طبقه افراسیاب و حضور پری در کنار آب، در نتیجه آمیزش روایت نقّالی با عناصر اساطیری است. به هر روی، این روایت از جنبه های گوناگون مانند شخصیت پردازی، خطوط اصلی روایت و فضای حاکم بر داستان با روایت شاهنامه فردوسی تفاوت های بنیادی دارد؛ اما در مجموع یک سانی هایی با روایت شاهنامه دارد.
۸۹۵.

آتش سوخرا خاموش شد، باد مهران وزید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۶
در سرگذشت کهن ایران، پاره ای نگرش های سیاسی، اجتماعی اقتصادی، و فرهنگی دینی ایرانیان در چارچوب مَثَل های ایرانی پدیدار شده اند. همچنین مردم یا همانا آفرینندگان ناشناخته مَثَل ها، گهگاه رویدادهای مهم تاریخی را نیز در مَثَل ها بازگو کرده اند و با کاربرد این مَثَل ها، یاد و خاطره رویدادها را در سینه خود نگاه داشته اند. مَثَل «باد سوخرا فروخوابید و باد شاپور/ مهران وزید» یا «آتش سوخرا خاموش شد و باد شاپور وزید»، یکی از کهن ترین مَثَل های ایرانی بازمانده از دوره ساسانیان است که دست کم تا نیمه سده پنجم هجری هنوز رواج و کاربرد داشته است. اگرچه به گواه منابع تاریخی، زمینه پیدایش این مَثَل، ستیزه دو فرمانده بزرگی ایرانی و مرگ یکی از آن ها در دوره قباد یکم (488-496 و 496-531 م.) بوده است، اما نمی دانیم که در دوره ساسانیان آفرینندگان این مَثَل، از خاموش شدن ʼآتشʻ سوخرا و یا فروخوابیدن ʼبادʻ او یاد می کرده اند. در این جستار، با اشاره ای گذرا به زمینه تاریخی پیدایش این مَثَل، تلاش می کنیم تا در چارچوب دین و فرهنگ ایرانی و چگونگی دگرگونی مَثَل های ایرانی، به ریخت آغازین این مَثَل در روزگار ساسانیان نزدیک شویم.
۸۹۶.

تحلیل استعاره مفهومی«عشق، شهر است» در غزلیات سعدی بر اساس رویکرد معنی شناسی شناختی لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۳
بر اساس نظریه استعاره مفهومیِ لیکاف و جانسون استعاره مفهومی به معنای ادراک مفهوم عینی یک پدیده از حوزه «مبدأ» و انتقال آن به یک مفهوم ذهنی در حوزه «مقصد» است و به عناصر پیوند میان این دو حوزه «نگاشت» می گویند. عشق از مهم ترین احساسات در زندگی بشری و شیوه نگرش به آن یکی از موضوعات مهم در ادبیات منظوم و منثور است. هدف این پژوهش تحلیل استعاره مفهومی «عشق» در غزل های سعدی را با رویکرد زبان شناسی شناختی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با توجه نظریه جرج لیکاف و جانسون زیر استعاره های معنایی در پیوند با استعاره« عشق شهر است» را استخراج و تحلیل می کند. با استخراج نگاشت ها و تحلیل کیفی استعاره های مفهومی «عشق، شهر است» در غزلیات سعدی این نتیجه به دست آمد که شاه، فرمانروای شهر عشق در غزل سعدی است؛ فرمانروای عشق در غزل سعدی جنبه ای اقتدارگرایانه دارد و هرگاه بر جان و دل عاشقان سایه افکند بر آنان چیره می شود و آنان را به اسارت خویش می آورد و سعدی، عقل را به شهر خود راه نمی دهد. در ادراک سعدی، کالای بازار عشق، کالای ناروا و بی ارزش جان است.
۸۹۷.

بررسی طنز اجتماعی- سیاسی در اشعار واصف باختری و احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۱
طنز یکی از شگردهای ادبی و همچنان یکی از شیوه های مبارزات کلامی است که شاعران در جوامع سیاسی خفقان آور برای نقد عمل کرد زمامداران از آن بهره می برند. در نوشتار حاضر نگارنده کوشیده است تا طنز اجتماعی- سیاسی را در اشعار باختری و مطر مورد بررسی قرار دهد. اساس طنز این دو شاعر انتقاد از شرایط نابسامان جامعه افغانستان و عراق به منظور اصلاح و زدودن فساد است که بدون تردید جلوه های مشترک طنز هردو شاعر دردمند را همین موضوع شکل داده است و از جانب دیگر هدف طنز این دوشاعر به هیچ وجه خنداندن دیگران نیست؛ بلکه طنز آنها اهداف کلان و ارزشمندی همچون استعمار زدایی و فساد زدایی را درپی دارد، در اشعار این دو شاعر مضامین مشترک زیادی دیده می شود که در این مقاله با روش توصیفی_تحلیلی به این مضامین مشترک و تطبیق اندیشه های دو شاعر پرداخته شده است در نتیجه می توان گفت که همگونی های زیادی میان طنز باختری و مطر وجود دارد از جمله برخورد انقلابی و تحول آفرین هردو شاعر با زمامداران عصر خود از رهگذر طنز، نقد فساد اداری، نقد استعمار ستایی، دید اصلاح گرانه، بیان کردن درد مردم در قالب طنز و برخی مشابهت های دیگری که در این مقاله به صورت مفصل به توضیح آن  پرداخته شده است.
۸۹۸.

بررسی نقش کهن الگویی (اسطوره ای عرفانی) مادر (با تکیه بر داستان های شوهر آهوخانم و چراغ ها را من خاموش می کنم)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
پژوهش حاضر با عنوان: چگونگی نقش کهن الگویی (اسطوره ای عرفانی) مادر در رمان های: شوهر آهوخانم و چراغ ها را من خاموش می کنم در نظر داشته است تا با روش تحلیلی توصیفی، نقش «مادر» را در این رمان ها بررسی کرده و از این منظر ابعاد معنوی شخصیت های اصلی داستان یعنی «آهو» و «کلاریس» را به خواننده نشان دهد. آنچه از جستجوی انجام شده به دست آمد به اختصار عبارت از آن است که: هر دو نویسنده توانسته اند فضای اجتماعی سیاسی وقت را تحت شعاع فضای روان شناختی (بر پایه ویژگی های نمادین کهن الگویی) قرار داده و جنبه های معنوی این دو شخصیت زن (= مادر) را برجسته و نگاه خواننده را به آنان همسو گردانند. علی محمد افغانی شخصیّت مادرانگی داستان را با همه فراز و فرودهایی که زندگی یک مادر می تواند داشته باشد به تصویر کشیده است به طوری که وقتی با دیده مدرن نقد روان شناختی به این اثر نگریسته شود، انگاره های اسطوره ای که از مادر در ذهن تداعی می گردد را می توان در جای جای این اثر به روشنی دید. همچنین زویا پیرزاد در داستان خود درونیات پنهان یک مادر حقیقی را با ظرافتی زنانه بیان کرده و از این منظر داستان وی نیز بر پایه کهن الگوی مثبت و معنوی مادر قابل مشاهده است.
۸۹۹.

Voices from the Margins: A Comparative Analysis of ‘Subaltern Otherness’ in Boesman and Lena by Athol Fugard and (پیام زن دانا) The Message of a Wise Woman by Gholam-Hossein Sa’edi(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۹
This study explores the concept of the "subaltern other" in Athol Fugard's Boesman and Lena and Gholam-Hossein Sa'edi's (پیام زن دانا) The Message of a Wise Woman. By examining the racial, gender, and economic dimensions of subaltern identity in the South African and Iranian contexts, it investigates how colonialism and patriarchy shape the experiences of marginalized women. Using a multidisciplinary approach that combines postcolonial theory, feminist criticism, and critical race studies, this research employs a comparative framework to analyze both universal and culturally specific aspects of subaltern experiences.Central to the study is an exploration of marginalized female voices in male-dominated societies and how these voices are both suppressed and subtly resistant. The research also examines narrative strategies, character development, and the linguistic choices made by Fugard and Sa'edi, considering how language functions as both a tool of oppression and a medium of resistance. The authors' positionality and the ethical implications of representing subaltern experiences are also critically analyzed.This study concludes that both works highlight the enduring effects of colonial and patriarchal oppression, while also demonstrating the resilience and agency of their marginalized characters. By analyzing the intersection of race, gender, and class in shaping subaltern identities, this research contributes to postcolonial and feminist scholarship, offering insights into the complexities of subaltern resistance and representation across different cultural contexts.
۹۰۰.

ترامتنیت مثنوی معنوی با متون عرفانی و کلامی پیشین در موضوع رؤیت خداوند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۲
در این پژوهش به روش توصیف- تحلیلی و با استفاده از نظریه ترامتنیت ژرار ژنت، روابط ترامتنیتی مثنوی معنوی تحلیل شده است. مثنوی معنوی در باب امکان یا عدم امکان رؤیت خداوند با متون کلامی و عرفانی پیش از خود روابط ترامتنی دارد. سرمتنیت مثنوی معنوی ژانر تعلیمی و القائی است که تفاسیر و تأویلهای عرفانی مولوی را از موضوعات مختلف دینی و کلامی در اختیار مخاطبان میگذارد. از نظر پیرامتنیت عنوان اثر مولوی «مثنوی» است که صفت «معنوی» را نیز به آن اضافه کرده اند. تقسیم بندی تعالیم مثنوی به شش دفتر و انتخاب عنوان داستانها نیز کار خود مولوی بوده است. قرآن کریم، نهج البلاغه، حدیقه سنایی، معارف بهاءولد و مقالات شمس تبریزی پیش متن های مثنوی هستند. مثنوی معنوی در ردّ اعتقاد برخی از فرقه های کلامی گاهی به طور صریح و گاهی به طور ضمنی با متون عرفانی مثل معارف بهاولد و مقالات شمس تبریزی روابط بینامتنی دارد. از دیدگاه فرامتنی نیز نگرش انتقادی مولوی نسبت به دیدگاه های کلامی پیشین بررسی و تحلیل شده است. مولوی در بحث رؤیت خداوند هم رویکرد تفسیری و هم رویکرد انتقادی به دیدگاه های قبل از خود دارد. مذهب کلامی مولوی، رؤیت خداوند را با چشم سَر در جهان آخرت از امور مسلم می داند؛ اما مولوی در این موضوع از کلام اشاعره تبعیّت نمی کند و دیدگاه معتزله را نیز نامعتبر میداند و ردّ میکند. مثنوی با دیدگاه عرفای پیش از خود فرامتن تفسیری دارد؛ زیرا معتقد به رؤیت خداوند با چشم سِرّ(دل) هستند و کل هستی را تجلی گاه جمال و جلال خداوند می دانند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان