کهن نامه ادب پارسی

کهن نامه ادب پارسی

کهن نامه ادب پارسی سال 16 پاییز و زمستان 1404 شماره 2 (پیاپی 41) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی تأثیر ذهنی و زبانی شاهنامه بر ادبیات مدحی دوره غزنوی و سلجوقی به کمک نظریه تاریخ ذهنیت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۵
دوره غزنوی و سلجوقی دوران رونق ادبیات مدحی است. از آنجا که هدف ادبیات مدحی خوشامد ممدوحان است انتظار می رود با وجود تعصبات دینی و پایبندی سخت به سیاست های بغداد و جو حاکم بر دربارها و نخبگان سیاست زده و اصالت نژادی حاکمان، اندیشگان و مفاهیم ایرانی-شاهنامه ای جایگاهی در ستایش ممدوحان نداشته باشد. با این وجود مضامین و زبان شعری قصاید مدحی بسیار متأثر از ذهنیت ایرانی و زبان شاهنامه ای است و این هم زمان با سرودن و رواج شاهنامه است. در این پژوهش به روش توصیفی – تحلیلی تأثیر شاهنامه بر ذهنیت و زبان ادبیات مدحی با کمک نظریه تاریخ ذهنیت ها کاویده شده است. از نتایج پژوهش برمی آید پندارهای عامه با تأثیر شگرف بر روح زمانه جهان اندیشگانی و دستگاه مفهومی دوره را متأثر ساخته و از این راه در مدایح شاهان وارد شده است و چون حاکمان ترک این سلسله ها در پی کسب مشروعیت مردمی بوده اند، این پیامد را مطلوب یافته و حمایت کرده اند.
۲.

تحلیل گفتمان انتقادی حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک شب با تکیه بر نظریه مربع ایدئولوژیک وندایک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۱
قصه های عامیانه هزار و یک شب، بازآفرینش جهان واقعیتی است که در فضایی به دور از ملاحظات متن های تاریخی، تصویر راستین چندین اجتماع و گفتمان حاکم بر آن را نمایش می دهد. از این رو تحلیل گفتمان انتقادی، مجال واکاوی لایه های پیدا و پنهان اندیشه بازیگران و بیش از آن راویان گمنام این اثر را فراهم می کند. پژوهش حاضر، با گزینش حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک شب، به روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه مربع ایدئولوژیک ون-دایک، چگونگی حضور گفتمان سه گانه «دیانت، خشونت، اشرافیت» را در روایتی عاشقانه تبیین می کند. بررسی و تحلیل تمهیدات زبانی حکایت در سطح معنی، نحو و بلاغت، قطب بندی خودی و دیگری روایت را آشکار و نشان می دهد که راوی چگونه در قالب داستانی عاشقانه، مصر را برتر از بصره معرفی می کند و به این ترتیب گفتمان عشق در سایه تاکید بر گفتمان ایدئولوژیک و قدرت طلب، رنگ می بازد و گاه تا حد ابزاری هژمونیک تقلیل می یابد.
۳.

تبیین عنصر شناخت در ابیات روایی از منظر گفتمانی.(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۷
این مقاله نخست به تبیین ابیات روایی، سپس کاوش در اصل و سرچشمه ماجرایی که به طور ضمنی و فشرده در ابیات روایی آمده، آنگاه بررسی رابطه میان این دو از منظر گفتمانی(گفتمان سنتی) می پردازد. از دیدگاه شناختی، زبان وسیله ای برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام، یا شناخت از قطبی به قطب دیگر تلقی می-گردد؛ از منظر گفتمانی هم شناخت موجب بروز راهکارها و شگردهای زبانی می گردد این شگردها مدام در حال تولید، تکثیر، تکثّر، جابجایی، دگرگونی، حذف، انتقال یا جایگزینی شناختی دیگر هستند، بنابراین دیگر نمی توان شناخت را صِرفا راهی برای انتقال اطلاعات دانست بلکه جریانی است تأثیرگذار بر اطلاعات که در تغییر جهت دادن به چرخه انتقال، یا کامل نمودن آن عمل می نماید براین اساس، شناخت، گونه ای گفتمانی که در عملِ گفتمان به کارگرفته می شد، بازسازی شده، به شکلی منسجم تحقق می یابد. شناخت دیگر نمی تواند فقط به ارائه اطلاعات محدود گردد. مقاله حاضر ضمن معرفیِ نوع خاصی از گفته پردازی، که تداعی گر است و در آن، داستان یا سرگذشتی را به گونه ای فشرده روایت می شود؛ اصل و منشأ این گونه روایی را بررسی می نماید. در این نوع گفته پردازی، داستان های طولانی، در ذهن شاعر ماده خام و ابزاری می شود برای بیانمقاصدی متعالی ؛ برای دریافت آن می بایست از گفتمان و شناخت(=دریافت)بهره گرفت.
۴.

آمیزش اسطوره، حماسه و فرهنگ عوام در روایتی نقّالی از داستان «رستم و اکوان دیو»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
داستان «رستم و اکوان دیو» یکی از روایت های مستقل شاهنامه است که رواج چندانی در میان عامه مردم نداشته است. یکی از مناطقی که به نظر می رسد این روایت از دیرباز در آن رواج داشته، منطقه سیاخ دارنگون فارس است. هدف نگارنده، بررسی مقایسه ای این روایت با روایت شاهنامه فردوسی است. نگارنده کوشیده است نخست به روش میدانی این روایت نقّالی را ثبت کند و سپس به بررسی تطبیقی آن با روایت فردوسی بپردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد روایت عامیانه مفصل تر و دارای رخدادهای متنوع تر در قیاس با روایت شاهنامه است. بخشی از این تفاوت ها مانندِ نحوه شروع روایت، رفتن گرگین به زابل و گذر رستم از هفت خان، حاصل آمیزش داستان اکوان دیو با دیگر روایت های شاهنامه است. بخش دیگری از تفاوت های دو روایت مانند حضور سروش غیبی، گرازها و دیوان در روایت عامیانه، حاصل تلاش راویان برای بومی سازی است. برخی از تفاوت ها نیز مانندِ رفتن دیو به قصر هفت طبقه افراسیاب و حضور پری در کنار آب، در نتیجه آمیزش روایت نقّالی با عناصر اساطیری است. به هر روی، این روایت از جنبه های گوناگون مانند شخصیت پردازی، خطوط اصلی روایت و فضای حاکم بر داستان با روایت شاهنامه فردوسی تفاوت های بنیادی دارد؛ اما در مجموع یک سانی هایی با روایت شاهنامه دارد.
۵.

آتش سوخرا خاموش شد، باد مهران وزید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۷
در سرگذشت کهن ایران، پاره ای نگرش های سیاسی، اجتماعی اقتصادی، و فرهنگی دینی ایرانیان در چارچوب مَثَل های ایرانی پدیدار شده اند. همچنین مردم یا همانا آفرینندگان ناشناخته مَثَل ها، گهگاه رویدادهای مهم تاریخی را نیز در مَثَل ها بازگو کرده اند و با کاربرد این مَثَل ها، یاد و خاطره رویدادها را در سینه خود نگاه داشته اند. مَثَل «باد سوخرا فروخوابید و باد شاپور/ مهران وزید» یا «آتش سوخرا خاموش شد و باد شاپور وزید»، یکی از کهن ترین مَثَل های ایرانی بازمانده از دوره ساسانیان است که دست کم تا نیمه سده پنجم هجری هنوز رواج و کاربرد داشته است. اگرچه به گواه منابع تاریخی، زمینه پیدایش این مَثَل، ستیزه دو فرمانده بزرگی ایرانی و مرگ یکی از آن ها در دوره قباد یکم (488-496 و 496-531 م.) بوده است، اما نمی دانیم که در دوره ساسانیان آفرینندگان این مَثَل، از خاموش شدن ʼآتشʻ سوخرا و یا فروخوابیدن ʼبادʻ او یاد می کرده اند. در این جستار، با اشاره ای گذرا به زمینه تاریخی پیدایش این مَثَل، تلاش می کنیم تا در چارچوب دین و فرهنگ ایرانی و چگونگی دگرگونی مَثَل های ایرانی، به ریخت آغازین این مَثَل در روزگار ساسانیان نزدیک شویم.
۶.

واکاوی شخصیت دایه در منظومه ویس و رامین با نگاه به شخصیّت دیگر زنان منظومه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۴
دایه، از کلیدی ترین شخصیت های داستانی در ادبیات فارسی است. شیردادن، واسطه گی، محرم اسرار بودن، چاره گری، کارگزاری، جادوگری، طلسم گذاری، از مهمترین نقش ویژه های دایگان شمرده می شود. دایه در منظومه غناییِ ویس و رامین، همه مشخصه ها و کارویژه هایِ مثبت و منفی دیگر دایه های موجود در داستان های ادبیات فارسی را داراست و بنابر بررسی این مقاله، یکی از قوی ترین دایگان ادبیات داستانی فارسی است؛ شخصیتی محوری و کُنشگر که گاه به تنهایی بار روایت داستان را به دوش می کشد . دایه ویس و رامین، علاوه بر ویژگی های پیش گفته، شخصیتی همه فن حریف، کاردان، مهربان و در عین حال سّیاس است که می تواند حتّی شاه را بفریبد و عاشق و معشوق را آن گونه که خود می خواهد به وصال برسانَد. نتیجه حاصل از این پژوهش که با مطالعه کتابخانه ای و به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته نشانگر آن است که فخرالدین اسعد در مقام داستان پردازی آگاه به اصول شخصت پردازی، در قالب شخصیت دایه تصویری از زنان جسور، بی باک، قوی، هوس باز، صاحب اراده، خودرأی در تصمیم گیری و در عین حال، برخوردار از خصائل زنانه به دست می دهد که به واقعیت جامعه ی زنان بسیار نزدیک است. دایه ای که او خلق کرده واجد ویژگی هایی است که در نمونه های مشابه دیده نمی شود.
۷.

بررسی راهکارهای ترجمه ای فیتزجرالد در دو برگردان سلامان و ابسال جامی از منظر چسترمن (۱۹۹۷)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۲
این مقاله، راهبردهای ترجمه ای چسترمن را در دو برگردان فیتزجرالد از سلامان و ابسال جامی را بررسی می کند. مسئله اصلی این است که چگونه فیتزجرالد با استفاده از راهبردهای مختلف ترجمه ای پیشنهادی چسترمن، اثر جامی را به زبان انگلیسی منتقل کرده است و چه تأثیراتی این راهبردها بر متن مقصد داشته اند. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه می توان از رهگذر راهبردهای ترجمه ای بازنویسی و جرح و تعدیل فیتزجرالد از اثر اصلی را تبیین کرد. روش تحقیق، توصیفی-تبیینی است. یافته های تحقیق نشان می دهند فیتزجرالد در برگردان نخست خود عمدتاً از شگردهای راهبرد نحوی مانند تغییر صورت، تغییر بیان، و ترجمه تحت اللفظی، و در برگردان پانوی از شگردهای راهبرد معنایی و منظورشناختی مانند فیلتر فرهنگی، حذف و کاهش اطلاعات، تلخیص، و بومی سازی و طبیعی سازی بهره برده است. این راهبردها منجر به تغییرات معنایی، نحوی، و منظورشناختی در متن مقصد شده اند و اثر اصلی جامی را به ویژه در برگردان ثانوی، نه فقط بازنویسی، بلکه تفسیر و تعبیر کرده است. نتایج نشان می دهد فیتزجرالد با استفاده از این راهبردها توانسته است در برگردان ثانوی خود، اثری پذیرفتنی برای مخاطب زبان و فرهنگ انگلیسی ایجاد کند، اما در عین حال، از دقت و وفاداری به متن اصلی کاسته است.
۸.

تداعی آزاد معانی برپایه اصطلاحات کم کاربرد موسیقی در دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۸
مقاله حاضر با استناد به نظریه «تداعی آزاد معانی» و نظریه «ناخودآگاه متون» التذاذ هنری بیشتری از اشعار حافظ را برای خواننده حرفه ای این متن فراهم می سازد و با کشف و تبیین شبکه های پیچیده کلمات در شعر او زمینه های لازم را برای فهم غنی تر وعمیق تر آن اشعار فراهم می کند. در میان شبکه های متعدد ایهامی در دیوان حافظ، ایهام های مربوط به حوزه موسیقی در پدیدآمدن شبکه ایهام تناسب های پنهان حافظ نقش به سزایی دارد؛ اصطلاحاتی چون اقامت، بُعد، چپ، چنبر، خروج، دخول، دلگشا، دلنواز، رجعت، رشته، زنجیر، ساده، سبک، شانه، شاهین، طریق و فن. این اصطلاحات با قرارگرفتن در کنار اصطلاحات معروف تر موسیقی مانند پرده، مقام و راه، شبکه ایهام تناسب دیوان حافظ را گسترده تر و پیچیده تر می سازد و ایهام تناسب را از صنعت بدیعی صرف به ابزاری برای تداعی معانی های آزاد ارتقاء می دهد. در مقاله پیش رو شبکه درهم تنیده ایهام تناسب های پنهان در شعر حافظ در حوزه موسیقی بررسی و تبیین و برپایه نظریه های مذکور برخی از آن ایهام تناسب ها کشف و شرح شده است.
۹.

بازتاب عناصر تراژدی ساز در داستان رستم و اسفندیار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۵
به گواه بسیاری از شاهنامه پژوهان، داستان «رستم و اسفندیار» یکی از منسجم ترین داستان های شاهنامه است؛ اما تراژدی بودن آن، برای بسیاری محل تردید است. برای رفع این ابهام؛ یکی از راه ها، رجوع به فن شعر ارسطو است. او در این رساله ، علاوه بر تقسیم بندی بخش های شش گانه تراژدی، عناصر مهمی را که در شکل گیری این نوع ادبی دخیل هستند، نیز معرفی کرده، که می توان از آنها با عنوان «عناصر سازنده ی تراژدی» نام برد. اگرچه او به طور جداگانه این عناصر را دسته بندی نکرده، اما با تدقیق در رساله ی او می توان یازده عنصر را که عبارتند از ایجاد دو حس «ترس» و «ترحم»؛ داشتن آغاز، میانه و پایانی منسجم؛ برخوردار بودن قهرمان از مجموعه ای از ویژگی ها؛ وجود یک رخداد تراژیک؛ وجود یک نقطه ضعف تراژیک در قهرمان؛ کشف؛ دگرگونی؛ پایان تراژیک؛ وحدت زمان؛ وحدت پیرنگ و وحدت مکان استخراج کرد. پژوهش حاضر می خواهد با شناخت این عناصر، معیاری مدوّن در تشخیص تراژدی بودنِ یک اثر ادبی به دست دهد. به این منظور، ابتدا این عناصر به طور جداگانه، تعریف شده اند؛ سپس وجود یا فقدان آنها در داستان رستم و اسفندیار مورد بررسی قرار گرفته است. لازم به ذکر است که داده های این پژوهش، تراژدی بودن داستان رستم و اسفندیار را تأیید می کند.
۱۰.

تحلیل استعاره مفهومی«عشق، شهر است» در غزلیات سعدی بر اساس رویکرد معنی شناسی شناختی لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۷
بر اساس نظریه استعاره مفهومیِ لیکاف و جانسون استعاره مفهومی به معنای ادراک مفهوم عینی یک پدیده از حوزه «مبدأ» و انتقال آن به یک مفهوم ذهنی در حوزه «مقصد» است و به عناصر پیوند میان این دو حوزه «نگاشت» می گویند. عشق از مهم ترین احساسات در زندگی بشری و شیوه نگرش به آن یکی از موضوعات مهم در ادبیات منظوم و منثور است. هدف این پژوهش تحلیل استعاره مفهومی «عشق» در غزل های سعدی را با رویکرد زبان شناسی شناختی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با توجه نظریه جرج لیکاف و جانسون زیر استعاره های معنایی در پیوند با استعاره« عشق شهر است» را استخراج و تحلیل می کند. با استخراج نگاشت ها و تحلیل کیفی استعاره های مفهومی «عشق، شهر است» در غزلیات سعدی این نتیجه به دست آمد که شاه، فرمانروای شهر عشق در غزل سعدی است؛ فرمانروای عشق در غزل سعدی جنبه ای اقتدارگرایانه دارد و هرگاه بر جان و دل عاشقان سایه افکند بر آنان چیره می شود و آنان را به اسارت خویش می آورد و سعدی، عقل را به شهر خود راه نمی دهد. در ادراک سعدی، کالای بازار عشق، کالای ناروا و بی ارزش جان است.
۱۱.

جلوه جادوانه معشوق در گستره اشعار غنایی ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۹
درون مایه اصلی غزل، عشق است. به طوری که اگر این موتیف رایج از ساختار غزل حذف شود، به قالبی بی روح بدل می گردد و مخاطبی نخواهد داشت. وقتی صحبت از غزل و اشعار غنایی است، عاشق و معشوق دو عنصر تفکیک ناپذیر آن اند. در این میان، به ویژه، نقش و حضور معشوق در مقام قهرمان اصلی غزل انکارناپذیر است. هنر اصلی معشوق، حد اعلای جلوه گری و دلبری و دلربایی با بهره گیری از تمام ظرفیت های وجودی خویش است. یکی از این ظرفیت های ذاتیِ معشوق برای تأثیر در عاشق، نیروی رازآمیز جادوانه اوست. در این جایگاه، معشوق، آن جادوزنِ مرتبط با جادوی سیاه و منفور و مرگ ارزان نیست؛ بلکه حسنِ مطلق و زیباییِ محض است که سرشت اغواگری و دست یازی به افسون و جادو، بر جذابیت رازآلود او می افزاید. بدین ترتیب، معشوق با به نمایش گذاشتن زیبایی های ظاهری خود چون چشم و ابرو و خط و خال و غمزه و زلف که با افسونگری و نیروی جادویی و عناصر و اعمال جادوان چون چشم بندی و خواب بندی و زبان بندی در پیوند است، در عرصه ادبیات زنجیره معنایی جدیدی می آفریند، عنان اختیار عاشق را با قدرت بیشتری بر دست می گیرد و غنای ذاتی خود را در تسلّط بر وجود عاشق، توانمندتر به تصویر می کشد.
۱۲.

سنت شفاهی و زبان؛ پژوهشی موردی بر روی گات ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۴۸
سنت شفاهی یکی از موضوعات مهمی است که از چند جنبه نیازمند بازنگری است. در این پژوهش با تکیه بر برخی منابع مهم انگلیسی عربی و فارسی، ابتدا نگاهی به سنت شفاهی در سایر فرهنگ ها داشته ایم؛ سپس به مقایسه آن با سنت شفاهی در ایران باستان پرداخته ایم. یکی از مهم ترین مبانی سنت شفاهی ارتباط مستقیم آن با تقدس کلام است که در این مقاله نمونه هایی از آن در میان اعراب قدیم و ایرانیان باستان تشریح شده است. از مهم ترین نتایج این پژوهش این است که؛ با نگاه به سنت شفاهی از منظر زبانی و کارکردِ ذهنِ انسانِ بدوی و با کندوکاو در سازوکار آن، می توان به رازورمزِ جهانِ بدوی راه یافت. به عنوان مثال یکی از مهمترین اسرار در بخش های کهن اوستا، ارتباط فرهنگ و سنت شفاهی با قالب سرودهای دینی و آئینی و به ویژه ستایش و پرستش خدایان است؛ به نحوی که می توان ادعا کرد ستایش خدایانِ باستان، ویژگیِ ذاتیِ سنت شفاهی در این دوره است. در نهایت با اینکه انسان امروزی از مرحله شفاهی به دنیای کتابت راه یافته است، همچنان جلوه هایی از این جهان بینی را می توان در آثاری چون گات ها مشاهده کرد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۴۱