ترامتنیت مثنوی معنوی با متون عرفانی و کلامی پیشین در موضوع رؤیت خداوند
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به روش توصیف- تحلیلی و با استفاده از نظریه ترامتنیت ژرار ژنت، روابط ترامتنیتی مثنوی معنوی تحلیل شده است. مثنوی معنوی در باب امکان یا عدم امکان رؤیت خداوند با متون کلامی و عرفانی پیش از خود روابط ترامتنی دارد. سرمتنیت مثنوی معنوی ژانر تعلیمی و القائی است که تفاسیر و تأویلهای عرفانی مولوی را از موضوعات مختلف دینی و کلامی در اختیار مخاطبان میگذارد. از نظر پیرامتنیت عنوان اثر مولوی «مثنوی» است که صفت «معنوی» را نیز به آن اضافه کرده اند. تقسیم بندی تعالیم مثنوی به شش دفتر و انتخاب عنوان داستانها نیز کار خود مولوی بوده است. قرآن کریم، نهج البلاغه، حدیقه سنایی، معارف بهاءولد و مقالات شمس تبریزی پیش متن های مثنوی هستند. مثنوی معنوی در ردّ اعتقاد برخی از فرقه های کلامی گاهی به طور صریح و گاهی به طور ضمنی با متون عرفانی مثل معارف بهاولد و مقالات شمس تبریزی روابط بینامتنی دارد. از دیدگاه فرامتنی نیز نگرش انتقادی مولوی نسبت به دیدگاه های کلامی پیشین بررسی و تحلیل شده است. مولوی در بحث رؤیت خداوند هم رویکرد تفسیری و هم رویکرد انتقادی به دیدگاه های قبل از خود دارد. مذهب کلامی مولوی، رؤیت خداوند را با چشم سَر در جهان آخرت از امور مسلم می داند؛ اما مولوی در این موضوع از کلام اشاعره تبعیّت نمی کند و دیدگاه معتزله را نیز نامعتبر میداند و ردّ میکند. مثنوی با دیدگاه عرفای پیش از خود فرامتن تفسیری دارد؛ زیرا معتقد به رؤیت خداوند با چشم سِرّ(دل) هستند و کل هستی را تجلی گاه جمال و جلال خداوند می دانند.