فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
قرن هفتم، یکی از مهمترین دوره های تصوف در ایران است،زیرا در این دوران است که عرفای بزرگی چون مولانا جلال الدین محمد بلخی ظهور کردند. بزرگترین حادثة ایران، پس از حملة اعراب هجوم مغول است، که بر اثر آن سرزمین ایران ویران گشت و هزاران انسان کشته شدند. به همین دلیل، تصوف به عنوان تکیه گاهی معنوی برای مردم خسته و درمانده از این نابسامانی درآمد و به همة وجوه و شئون اجتماعی راه یافت.در این دوره، علاقه و هجوم مردم عادی به خانقاه ها نیز بیش از دوره های پیشین به چشم می خورد.در میان دولتمردان مغول هم کسانی بودند که به تصوف گرویدند؛ از آن جمله معین الدین پروانه ، یکی از وزرای مغول و یکی از نامدارترین مریدان مولانا را می توان نام برد. او تحت تأثیر تعالیم مولانا چنان دگرگون شد که نسبت به مغولان مبارزة سیاسی اش را به طور نهانی در پیش گرفت و در نتیجه سبب شکست آنان در جنگ «روم» شد.
اسلوب و ساختار اخلاق الاشراف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخلاق الاشراف عبید زاکانی با سایر آثار او هم در روش طنزپردازی و هم در زمینه ها و مضامین طنز متفاوت است. در این رساله، عبید با استفاده از نقیضه سازی از سخن شاعران و نویسندگان پیشین، به توصیف وضعیت طبقات مختلف اجتماع خصوصاً طبقات فرادست جامعه می پردازد و با توجه به انحطاط اخلاق و مرگ فضیلت ها، به طریق کنایه و تهکم، اخلاق را مایه تباهی و بی اخلاقی را مایه سعادت می داند. باژگونگی مفاهیم و مسلمات دینی و اخلاقی و نیز اصرار عبید بر فضاسازی های هزل آمیز از اجتماع عصر خود، نشان از موقعیت سیاسی- اجتماعی ایران در عصر او دارد. انحطاط اخلاق در قرن هفتم و هشتم، علی رغم نگارش کتاب های اخلاقی، از زمینه های فساد اجتماع و سیاست ایلخانان بوده است. نگاه هجوآمیز عبید به آثار بزرگانی چون فردوسی، نظامی و سعدی، طنز تلخ اخلاق الاشراف را به مجموعه ای از ارجاعات به متون گذشته تبدیل کرده است. این ارجاعات نه تنها در اثبات پیام ها و حکمت های مندرج در شعر و نثر پیشینیان، بلکه با کنایه های تلخ به اهل روزگار، بی اعتنایی آنان را به حکمت و دین و اخلاق باز می نمایاند. در این تحقیق برای نشان دادن شگردهای طنز عبید در اخلاق الاشراف به تحلیل سبکی و بررسی این متن با رویکردی توصیفی و ساختاری می پردازیم.
مفعول نشانه اضافه ای در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفعول نشانه اضافه ای یکی از وابسته های نحوی فعل در زبان فارسی است که تاکنون در کتاب های دستور و مقالات زبان شناختی مربوط به زبان فارسی توجه چندانی به آن نشده است. در این مقاله، می کوشیم، ضمن معرفی این وابسته نحوی فعل در زبان فارسی، شواهدی از کاربرد آن را در فارسی گفتاری و ادبیات قدیم فارسی به دست دهیم. بخش نخست مقاله به بحث در باره تفاوت ها و شباهت های مفعول نشانه اضافه ای با دیگر وابسته های فعل اختصاص دارد. در بخش دوم، به مطالعه شباهتی پرداختیم که بین این وابسته نحوی و عنصر ضمیر در برخی از عبارت های فعلی ضمیردار وجود دارد. در این قسمت، همچنین بحث کرده ایم که چگونه می توان این دو را از هم متمایز ساخت؛ دیگر این که شیوه ضبط و مدخل بندی هر کدام از آنها در فرهنگ ها چگونه باید باشد. بخش سوم به بررسی کاربرد مفعول نشانه اضافه ای در گونه های فارسی و نیز در ادبیات قدیم این زبان اختصاص دارد. در پایان، دست به جمع بندی مطالب و نتیجه گیری زده ایم.
ابوالعلای معزی کیست و چه می اندیشد
حوزههای تخصصی:
در سال 263 ه.ش در معره النعمان در خاندانی اصیل از دودمان تنوخ کودکی زاده شد که او را محمد نامیدند. او بعدها به ابوالعلا نامور گشت. در سه سالگی به بیماری آبله دچار شد که این بیماری به نابینایی وی انجامید. مقدمات را در معره، نزد پدر آموخت، سپس برای دانش آموختن به حلب رفت. در زمان حکومت سیف الدوله حمدانی در آن شهر، کانون علم و دانش گرم بود. او از محضر دانش مندان بهره ها...
زمینه های نمادین رنگ در شعر معاصر (با تکیه و تاکید بر اشعار نیما، سپهری و موسوی گرمارودی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«رنگ»، بعنوان برجسته ترین و نمودارترین عنصر در حوزه محسوسات، از دیرباز تاکنون مورد توجه انسان بوده و همواره روح و روان آدمی را مسحور قدرت نافذ خویش نموده است. امروزه رنگ مهمترین عنصر در بروز خلاقیتهای هنری و بهره وری محسوب می شود؛ چنانکه بسیاری از بزرگان ادبی و هنری جهان چون «گوته» - به اذعان خویش - مدیون استفاده خلاق از رنگها و توجه دقیق بدان بوده اند. رنگ مایه آرامش و هسته آرایش جهان است و شاعران، بعنوان زیبا شناسان جهان آفرینش از واژگان رنگین در عینی تر شدن ایماژهای شاعرانه و کشف و توضیح روابط میان اجزای تصاویر شعری و گاه در راستای تبیین و تلقین مفاهیم بیان ناشدنی فضای نمادین اشعار خویش بهره ها برده اند و تاریخ نمادگرایی انسان نشان داده که او به هر چیز خاصیت نمادین بخشیده است. رنگ نیز از این قاعده و خاصیت دور نمانده و گاه از مهمترین عناصر در نماد پردازی شاعرانه گردیده است. لذا این جستار، در پی بررسی و تحلیل زمینه های نمادین رنگ در اشعار معاصر با تکیه و تاکید بر آثار سه شاعر برجسته معاصر، نیما سپهری و موسوی گرمارودی است.
نشانه شناسی عناصر اسطوره ای در روایتهای عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره و کهن الگوها بیانگر آمال و اندیشه های جهان شمول انسانی اند. از سویی اسطوره نشانگر تأمل، تجربه دینی و رویارویی آدمی با امر قدسی اند. اگرچه اندیشه و زیست انسان دچار تغییرات و دگرگونی های گونا گون است؛ اما از نفوذ اسطوره و کهن الگوها رهایی ندارد. بر این مبنا، روایت های عرفانی یکی از اساسی ترین محمل ها برای بروز کهن الگو و اسطوره هاست. نگارنده با توجه به اهمیت نمادپردازیِ روایت های عرفانی و لزوم تفسیر آن ها برای درک متن و حصول کارکردهای روایی آن، به بررسی عناصر اسطوره ای در سه اثر اصیل و تأثیرگذار کشف المحجوب، رساله قشیریه و تذکرة الاولیا پرداخته است. از آن جا که روایت های عرفانی از تمام اجزاء فرهنگی اندیشه بشری به خصوص کهن الگوها سود می برند، عناصر اسطوره ای نظیر باغ و درخت، کوه و غار، حیوانات، رنگ ها، دور و مرکز، نام ها و اعداد در سه اثر مذکور دسته بندی و بررسی و لایه های پنهان دلالت های این عناصر با توجه به بافت و معنای متون یادشده مشخص شده است. این بررسی نشان می دهد روایت های عرفانی همچون دیگر حوزه های تأملات بشری برای رسیدن به کارکرد و اهداف خود از اسطوره و کهن الگو به عنوان یکی از عناصر مسلط روایی خود بهره می برند. بر اساس این ویژگی، بسیاری از روایت های عرفانی یا از ادب و روایات عامیانه استفاده می کنند یا در ساختار خود به ادب و فرهنگ عامه نزدیک می شوند. در روایت های عرفانی کهن الگو و اسطوره ها به بیان و توضیح تجربه های دینی در قالب نمادین و پوشیده می پردازند. هرچند عناصر اسطوره ای عمدتا با جهان فوق طبیعی پیوند دارند، در روایت های عرفانی رنگ و بویی متمایزتر می گیرند و به بیان اندیشه هایی چون مراحل سه گانه تولد، مرگ، بازتولد و شرح و تبیین مواجهه آدمی با امر قدسی می پردازند.
بررسی ساختار ارسال مثل (بحثی در ارسال مثل و تفاوت آن با برخی گونه ها و ساختارهای مشابه آن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر و مثل همسایه دیوار به دیوارند، شاعران و نویسندگان همواره برای آنکه به لطف و شیرینی و رسایی کلام خود بیفزایند، از مثل بهره جسته اند، بسیاری از مثلها نیز حاصل رواج اشعار معروف شاعران و نویسندگان فارسی زبان است. این تعامل بر غنای ادب فارسی افزوده و زبان مردم را غنی و پرمایه ساخته است. در این مقاله پس از ارایه تعاریف مثل، ویژگیهایی چون ایجاز، جنبه های تشبیهی و استعاری، کاربرد مردمی و رواج، آهنگ، جنبه های پند و اندرزی، جنبه های تجربی مثلها و رسایی و فصاحت آنها تشریح می شود تا بدین ترتیب شباهت و نزدیکی مثل را به شعر نشان دهیم. برای آنکه جایگاه امثال منظوم و ارسال مثل را میان انواع مثل دریابیم، با انواع مثل از نظر ساخت زبانی، ریشه های داستانی و غیر داستانی، درون مایه و محتوا، زبان و بیان، رواج و قدمت، آشنا می شویم. سپس مثلهای منظوم معرفی و ابعاد گوناگون آن بررسی می شود. پس از آن به کارکرد مثل در شعر شاعران از طریق ارسال مثل اشاره می شود و تفاوت ارسال مثل با تمثیل، اسلوب معادله، تضمین، تلمیح و کلام جامع تبیین می گردد. در این بخش مولف می کوشد شباهتهایی را که موجب برخی اشتباهات شده است، از طریق بیان تفاوتهای باریک میان ارسال مثل و موارد یاد شده نشان دهد. در پایان مقاله شیوه های خاص شاعران در مثل آوری و ارسال بیان می شود.
نماد، نقاب و اسطوره در شعر پایداری قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر دفاع مقدس در ذات و اصالت خود، دارای کارکردهای نمادین و اسطورهای است. این کارکردها به لحاظ ماهیت، ماندگار و پایدار و از ویژگیهای «فرامکانی» و «فرازمانی» برخوردارند. نمادها و مفاهیم وابسته به آن مانند؛ نقاب و اسطوره، همواره در دو حوزه معناگرایی و تصویرآفرینی شعر دفاع مقدّس نقشی عمیق داشته اند و همین دو خصلت ادبی، سبب شده است تا در سازوکار سرایندگی، به شکلی کارآمد مورد توجه قرار گیرند. قیصر امینپور بهعنوان شاعر انقلاب و جنگ با نمادینه کردن مفاهیم پایداری، آنها را از خطر روزمرگی و ابتذال دور کرده و به آنها خصلت فرازبانی و فراملیّتی بخشیده است. علاوه بر این هنگامیکه یک ملت مورد هجوم قرار میگیرد، نیاز به قهرمانسازی و قهرمانپروری در میان مردم احساس میشود؛ از اینرو امینپور به بازآفرینی شخصیتهای تاریخی، ملّی و دینی پرداخته و الگوهای دیروزین را با واقعیتهای امروزین جنگ پیوند زده است. مقاله حاضر بر آن است، تأثیر جنگ را بر میزان بهکارگیری، تحوّلات و دگرگونیهای معنایی نماد، نقاب، فراخوانی شخصیتها و اسطوره، در اشعار قیصر امینپور بررسی کند. روش خاص پژوهش، تحلیلی- استقرایی است و در پایان این نتیجه حاصل شد که شاعر عناصر نماد، نقاب و اسطوره را برای غنای هنری اشعار جنگ، هویتسازی ملّی و پیوند اندیشه دینی با فضای جامعه استفاده کرده است. همچنین شاعر در پرداختن به این گونه مفاهیم وجه تحریکی و خیزشی آنها را همواره مدّ نظر داشته است. تقسیم نمادها و اسطورههای شاعر به پنچ حوزه طبیعی، شخصی مثبت، شخصی منفی، حیوانی و موارد دیگر حاکی از علاقه شاعر به غنای هنری و ادبی اشعارش است
«آل» اوج تجلی فمینیسم در آثار ایل؛ بررسی مؤلفه های زن محوری در داستانک «آل» اثر محمد بهمن بیگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال شانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۶۳
119-147
حوزههای تخصصی:
داستان کوتاه «آل» نوشته محمد بهمن بیگی، بزرگترین داستان نویس ایل قشقایی است، که بخشی از فرهنگ ایل مبنی بر نوع نگاه به «زن» و وضعیت زنان و دختران در سبک زندگی عشایری را بازتاب می دهد. بهمن بیگی در این روایت با رویکردی واقع گرایانه به شرح حال شخصیت داستان (زلیخا) می پردازد و با برجسته نمودن محدودیت ها و مشکلات تحمل ناپذیر زلیخا، بر وضعیت اسفبار زنان در فرهنگ ایلی انگشت انتقاد می گذارد. تکیه های تعمدی نویسنده بر گزاره های فرودستی زنان گاه به طنزی تلخ می گراید که از علل و عوامل این معضل فرهنگی همچون جهل و خرافه پرستی پرده برمی دارد. بررسی آل بارویکرد فمینیستی، علاوه بر مؤلفه های کلی فمینیسم، جلوه های ویژه ای از زن محوری را نیز در این روایت نمایان می سازد، که درک عمیق نویسنده از ارزش های بنیادین مادران در جوامع عشایری و در عین حال، مظلومیت های اجتماعی آنان و همچنین موضع روشنگرانه و دفاع جسارت آمیز او از حقوق زنان را در جامعه بسته و متعصب ایل و در برابر رسوبات سخت و ضخیم تفکر مردسالاری نشان می دهد؛ به گونه ای که می توان این اثر را مهمترین داستان فمینیستی بهمن بیگی و بالطبع «نقطه اوج زن محوری» در آثار داستانی ایل تلقی نمود.
ارزش چند جانبه ردیف در شعر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ردیف گوشه ای از موسیقی شعر است و با اینکه در تکمیل موسیقی قافیه و وزن اهمیت بسیاری دارد، اغلب نقشها و کارکردهای آن نادیده گرفته شده است. این مقاله می کوشد، ابتدا با ارزیابی تعاریفی که از ردیف ارایه شده و بازگویی نارسایی بعضی از آنها، تعریفی برگزیند که ضمن داشتن انسجام و سادگی، جامع و مانع بودن، در زمینه پژوهش نیز سودمند واقع شود. از آنجا که ردیف تنها در زبان فارسی حضوری موفق دارد و بسامد آن در زیباترین و موسیقایی ترین غزلهای فارسی از جمله غزلهای حافظ، بسیار چشمگیر است، در ادامه نقشهای گوناگون ردیف از جمله نقش موسیقایی و معنایی آن را با توجه به غزلهای حافظ پی می گیریم. آمار انواع ردیفهای فعلی، اسمی، گروهی، جمله ای، ضمیری، صفتی و حرفی حافظ، نیز فراهنجاری در ساخت ردیف و قافیه که نشان از نوعی شگرد هنری است، از جمله مباحثی هستند که در این مقاله مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
منشاء گفتار فردوسی درباره آفرینش آسمان ، ماه ، خورشید و زمین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سخن گفتن درباره آفرینش پدیده ها یکی از موضوعاتی است که در آغاز شعر شاعران پارسی بدان پرداخته می شود . ذکر این موضوع پس از حمد خداوند و نعت حضرت رسول (ص) آن را در هاله ای از اندیشه های اسلامی فرو می برد ، در مواردی نیز منطبق با دیدگاه هایی دیگر است . فردوسی یکی از اندیشمندانی است که هم از فرهنگ سامی و هم فرهنگ ایرانی در این باب در شعر خود توشه بر گرفته است .
مطالعه تطبیقی کارکرد ضمیر ناخودآگاه در تجارب عرفانی و سوررآلیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضمیر ناخودآگاه به دلیل رابطه ای که با فطرت آدمی دارد، راهی برای نزدیک شدن به «حقیقت برتر» به شمار می آید. در تلاش های مبتنی بر جست وجوی ناخودآگاه، «عقلانیت» به عنوان بزرگ ترین مانع ظهور ناخودآگاه، کنار گذاشته می شود تا راه برای فعالیت این ضمیر باز شود. عرصه هایی از زندگی آدمی که خالی از نیروهای اراده و عقل و آگاهی است، بهترین جولانگاه ضمیر ناخودآگاه است. چنانکه به عنوان نمونه خواب و رویا یکی از مظاهر ناخودآگاهی و ارتباط با دنیای فراواقعی و حقیقت برتر شمرده می شود. سوررآلیسم با شباهت های بسیار زیادی که با معرفت عرفانی دارد، به تبع عرفان، از امکانات ناخودآگاه در رسیدن به هدف متعالی اش بهره ها جسته است.با اینکه در موارد گوناگون، نوع به کارگیری ابزارهای مشترک بین عرفان و سوررآلیسم متفاوت، و گاه حتی متمایز است، و چنین استفاده ای به طور طبیعی بر تفاوت در نتایج تلاش های این دو تأثیر خواهد گذاشت، اما ابزار و اهداف نسبتا مشترک عرفان و سوررآلیسم در استفاده از ضمیر ناخودآگاه برای کشف حقیقت، بررسی مقایسه ای را ضروری تر و منطقی تر می کند.
درباره دانشنامه میسری
سیمای زن در کلیله و دمنه نصراله منشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیشتر شعرا و نویسندگان ادبیات ایران و جهان مرد بوده اند، به همین دلیل تفکر مرد سالارانه بر نوشته های آنان سایه افکنده است. اینان به نوعی زنان را مورد ظلم و تحقیر قرار داده اند یا حقوق آنان را نادیده گرفته اند. این مقاله به بررسی نگرش های زن ستیز نصراله منشی در ترجمه کلیله و دمنه می پردازد. هر چند او در ترجمه خود تا حدودی مقید به متن عربی بوده است، اما گاهی اوقات حکایت ها یا جملاتی در مذمت و سرزنش زنان به آن افزوده است و آنچه را در ناخودآگاه خود داشته به نحوی بروز داده است. پس از مقایسه متن نصراله منشی و متن عربی تمام مواردی که در متن عربی وجود ندارد و نصراله منشی از خود به متن فارسی افزوده، اعم از حکایات و جملات در این مقاله ذکر شده است. ضمنا مزید اطلاع، متن (داستان های بیدپای) که تحریر دیگری از کلیله و دمنه ابن المقفع است و (پنجاکیانه) که مستقیما از سانسکریت به فارسی ترجمه شده است در این مقایسه لحاظ شده است.
حماسه گیلگمش در بوته نقدی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حماسه گیلگمش، یکی از کهن ترین حماسه های جهان است که به حماسه جاودانگی معروف است. گیلگمش در این حماسه، هماره جوان پهلوان مثبتی تلقی شده که با کوشش بسیار در پی جاودانگی است و عاقبت درمی یابد که تنها راه جاودانگی، که هر انسانی می تواند بدان برسد، نام نکو و شهرت جاودانه است، نه داشتن عمری دراز یا ابدی. اما نگارندگان در این جستار بر اساس رویکرد شالوده شکنی، که با رد تک معنایی، همواره راه را برای قرائتها و تاویلهای دیگر نیز باز می گذارد برآنند که در این حما سه، نه تنها گیلگمش، شخصیتی مثبت ندارد، بلکه نماد دیو خشکسالی است که می خواهد خشکسالی و بی بری را بر کل طبیعت چیره گرداند. از دیگر سو با توجه به شواهد و قراین موجود، این حماسه در ژرف ساخت، اسطوره باروری است، نه حماسه جاودانگی.
افسانه ها و قصه های کهن برای کودکان نپالی
حوزههای تخصصی:
نمادهای پایداری در شعر معاصر مصر (مطالعه مورد پژوهانه: امل دنقل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروز به کارگیری رمز و نماد، یکی از ویژگی های فراگیر در شعر معاصر عربی شده و به آن عمق و جلوه ای تازه بخشیده است. امل دنقل (ف 1983 م.) شاعر برجسته مصری از جمله شعرای مبارزی است که از این ظرفیت هنری زبان، به خوبی استفاده نموده است. وی با خلق تصاویری سرشار از عاطفه انسانی و بسیار ساده و دلنشین، با الهام از میراث گذشته و اسطوره های عربی و غیر عربی، آینه ای ساخته که در آن، همه آرزو های شاعر و همه ناکامی های امروز جهان عرب، به وضوح نمایان است. عنصر پایداری جان مایه شعر امل دنقل است، لذا وی همواره قهرمانانی را برگزیده است که عصیانگر و سازش ناپذیرند، آنها هرگز تسلیم وضع موجود نمی شوند، حتی اگر سرکشی آنان با شکست روبرو شود. و به همین سبب است که منتقدان، امل دنقل را شاعر «تمرد» نامیده اند.